عمر بن سعد ۱۳۹۸/۴/۱۱ - ۲۱۱ بازدید

با سلام.. چرا علیرغم وعده ابن زیاد به عمر سعد مبنی بر دادن ولایت ری به وی و جنایتهای فراوان عمر سعدبرای رسیدن به این آرزو، به چه دلایلی این کار صورت نگرفت??

پس‌ از آمدن‌ عُبیدالله‌ بن‌ زیاد به‌ کوفه‌، ابن‌ سعد که‌ به‌ حکومت‌ ری‌ منصوب‌ و به‌ سرکوبى‌ شورش‌ دیلمیان‌ مأمور شده‌ بود (دینوری ، ۲۵۳) با ۴ هزار سپاهى‌ در بیرون‌ کوفه‌ اردو زد و آماده‌ حرکت‌ به‌ سوی‌ ری‌ شد .خبر حرکت‌ امام‌ حسین‌(ع‌) به‌ سوی‌ کوفه‌، عبیدالله‌ بن‌ زیاد را واداشت‌ تا ابن‌ سعد را برای‌ مقابله‌ با امام‌ به‌ کربلا بفرستد. وی‌ ابتدا از این‌ کار سرباز زد، اما وقتى‌ عبیدالله‌ بن‌ زیاد او را تهدید کرد که‌ یا باید به‌ مقابله‌ با حسین‌(ع‌) برود و یا فرمان‌ حکومت‌ را باز پس‌ دهد، ابن‌ سعد مأموریت‌ جدید را پذیرفت‌ و با سپاهیان‌ تحت‌ امر خود (بلاذری‌، ۳/۱۷۶-۱۷۷) به‌ سوی‌ کربلا حرکت‌ کرد و روز جمعه‌ دوم‌ یا سوم‌ محرم‌الحرام‌ ۶۱ق وارد کربلا شد و آن فجایع را به بار آورد . پس از واقعه عاشورا در ۱۲ محرم‌الحرام‌ پس‌ از دفن‌ اجساد کشته‌های‌ سپاه‌ خود با اسرای اهلبیت ، به‌ سوی‌ کوفه‌ حرکت‌ کرد (همو، ۳/۲۰۶-۲۰۷)
پسرسعد در کوتاه ترین زمان سر آن حضرت را در مقابل اطرافیان والی کوفه به وی تحویل داد و در ضمن اشعاری گفت:
« رکاب مرا از نقره و طلا پر کن. من برترین آقا را کشته ام. کسی که از نظر نسب بهترین انسان هاست، کسی را کشته ام که برترین پدر و مادر را دارد. 
ابن زیادگفت: «اگر حسین را چنین می شناختی، چرا وی را به شهادت رساندی؟ به خدا سوگند تحفه ای از من به تو نمی رسد.( موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام،ص ۳۰۴). سپس عبیدالله‌ از او خواست‌ تا نامه وی‌ را مبنی بر حکومت ری پس‌ بدهد. ابن‌ سعد گفت‌ آن‌ نامه‌ از بین‌ رفته‌ است‌ و عبیدالله‌ گفت‌ که‌ آن‌ را از تو خواهم‌ گرفت‌ (طبری‌، ۵/۴۶۷)ابن‌ سعد که‌ دیگر دستش‌ از همه‌جا کوتاه‌ شده‌ بود حالت‌ خویش‌ را چنین‌ وصف‌ کرده‌ است‌: هیچ‌کس‌ بدتر از من‌ به‌ خانه خویش‌ باز نگشت‌، زیرا از امیری‌ فاجر و ظالم‌ اطاعت‌ کرده‌ و عدالت‌ را پایمال‌ و قرابت‌ را قطع‌ کرده‌ام‌ (بلاذری‌،ج۳،ص ۲۱۱)
بعد از این جریان عمر سعد نه به حکومت ری رسید چون ابن زیاد سخت از او به خاطر تمردش ناراحت بود و نه در کوفه امنیت و آرامش داشت.ابن‌ سعد به‌ هنگام‌ قیام‌ سلیمان‌ بن‌ صُرَد خزاعى‌ کوفى‌ به‌ خونخواهى‌ از قاتلان‌ امام‌ حسین‌(ع‌) در ۶۵ از بیم‌ کشته‌ شدن‌ به‌ دست‌ مردم‌ شبها در دارالاماره‌ مى‌خوابید (طبری‌، ۵/۵۸۷) و آنگاه‌ که‌ مختار بن‌ ابى‌ عُبیدة ثقفى‌ در ۶۶ به‌ خونخواهى‌ آن‌ حضرت‌ قیام‌ کرد و بر کوفه‌ مسلط شد همراه‌ با محمد بن‌ اشعث‌ که‌ او نیز از شرکت‌کنندگان‌ اصلى‌ جنگ‌ کربلا بود، فرار کرد (دینوری‌، ۲۹۸)، اما به‌ وقت‌ خروج‌ مردم‌ کوفه‌ برضد مختار، به‌ کوفه‌ بازگشت‌ و با دیگر سران‌ مخالف‌ مختار، رهبری‌ مردم‌ را به‌ دست‌ گرفت‌، ولى‌ با شکست‌ کوفیان‌ بار دیگر از کوفه‌ گریخت‌ و به‌ سوی‌ بصره‌ حرکت‌ کرد تا به‌ مَصعب‌ بن‌ زبیر پناهنده‌ شود. مختار یکى‌ از فرماندهان‌ خود را به‌ تعقیب‌ آنان‌ فرستاد.وی‌ ابن‌ سعد را دستگیر کرد، به‌ نزد مختار آورد . ابن‌ سعد و پسرش‌ حفص‌ که‌ او نیز در مجلس‌ مختار بود به‌ دستور مختار کشته‌ شدند و مختار سرهای‌ آن‌ دو را برای‌ محمد بن‌ حنفیه‌ به‌ مدینه‌ فرستاد (همو، ۳۰۰-۳۰۱؛ یعقوبى‌، ۲/۲۵۹) .
این بود عاقبت کسی که امام حسین (ع) را به شهادت رساند و همانطور که امام هم پیشبینی کرده بود حتی از گندم ری هم چیزی نصیبش نشد.( موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، ص ۲۰۵)مآخذ: بلاذری‌، احمد، انساب‌ الاشراف‌، به‌ کوشش‌ محمدباقر محمودی‌، بیروت‌، ۱۳۹۷ق‌/۱۹۷۷م‌؛ دینوری‌، احمد، الاخبار الطوال‌، به‌ کوشش‌ عبدالمنعم‌ عامر و جمال‌الدین‌ شیال‌، بغداد، ۱۳۷۹ق‌/ ۱۹۵۹م‌؛ طبری‌، محمد، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، بیروت‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌؛ یعقوبى‌، احمد، تاریخ‌، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌. على‌ رفی؛ موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام.
بنابراین شرایط عمر بن سعد تغییر یافت ، او دیگر شایسته خدمت به یزید هم نبود ، در میان مردم بی آبرو شده بود و به درد حکومت نمی خورد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.