عوامل دین گرِیزی ۱۳۹۱/۰۵/۲۱ - ۱۱۱۸ بازدید

چرا نسل جوان درکشور ما دین گریز شده اند؟نسبت به مسائل شرعی بی تفاوت شده اند؟لطفأ عوامل را توضیح دهید؟

پدیده - دین گریزی - یکی از مشکلات اساسی جوامع انسانی است که همواره دغدغه هایی را برای رهبران دینی، دینداران و خانواده های متدیّن به وجود آورده و تهدیدهای جدّی برای نسل جوان محسوب می شود. این پدیده نامیمون مشکل امروز یا دیروز بشر نیست، بلکه سابقه دیرینه دارد و همواره جوامع بشری با آن دست به گریبان بوده اند. بدون تردید در ذات دین، هیچ عنصر دین گریزانه وجود ندارد. اگر انسان ها به دریافت معارف دینی نایل آیند، در هیچ رتبه ای از دین نمی گریزند،بنابراین، پدیده دین گریزی به عنوان یک پدیده اجتماعی، عینی و رفتاری، معلول ماهیّت و ذات خود دین نیست، بلکه علت و یا علل دین گریزی را در خارج از قلمرو دین و آموزه های دینی باید جستجو کرد.
هرچند رفتارهای غلط ما مذهبی ها می تواند در امر دین گریزی افراد جامعه مؤثر باشد، اما پدیده دین گریزی تنها معلول یک علت نیست، بلکه عوامل متعددی مانند ناهنجاری های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و روانی زمینه گریز انسانها را از دین فراهم می نمایند.
«علل فاصله گرفتن از دین»
الف )علل روان شناختی گریز از دین:
1. ضعف معرفتی: قرآن نیز به این حقیقت اشاره می کند و گرایش به کفر و بی ایمانی را ناشی از جهل و ضعف معرفتی انسان ها می داند. حضرت نوح(علیه‌السلام) با صراحت، یکی از عوامل بی ایمانی قوم خود را جهل و یا عدم معرفت صحیح به آموزه های دینی معرفی می کند و در این باره، به قوم خود می فرماید: (... ولکنّی اَراکُم قوما تجهلون.) (هود: 29) ریشه بیشتر بی دینی ها جهل و بى خبرى است،آن هم جهلى که همراه با لجاجت و کبر و غرور می باشد. در روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
حضرت علی(علیه‌السلام) درباره علت کفر می فرماید: «لو اَنّ العباد حین جهلوا وقفوا، لم یَکفُروا و لم یَضلّوا»؛ اگر افراد هنگام برخورد با مسائلی که نمی دانند، درنگ می کردند و عجولانه تصمیم نمی گرفتند، کفر نمی ورزید و گمراه نمی شدند. بنابراین کسانى که پرده جهالت و نادانى بر عقل و چشم آنان سنگینى کند، همیشه از دین و پذیرش حق گریزان خواهند بود.
2.برداشت های غلط از دین یا سطحی نگری :
علاوه بر اینکه جهل و ضعف معرفتی موجب دین گریزی می شود، برداشت های غلط و ناصواب از معارف دینی نیز در دین گریزی جوانان مؤثر است. بسیاری از اوقات دین مساوی با - معنویت - در نظر گرفته می شود و دین را در حد یک نیاز معنوی کاهش می دهند و این گونه نتیجه می گیرند که نیاز به معنویت فقط در مواقع سختی ها وبحران های شدید مفید است و در سایر مواقع، نیازی به دین نیست و برای دین نقشی در زندگی روزمرّه خود قایل نیستند. قرآن به این مطلب اشاره می کند و می فرماید: (هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّی إِذَا کُنتُمْ فِی الْفُلْکِ وَجَرَیْنَ بِهِم بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن کُلِّ مَکَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنجَیْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَکُونَنِّ مِنَ الشَّاکِرِینَ فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ یَبْغُونَ فِی الأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْیُکُمْ عَلَی أَنفُسِکُم مَّتَاعَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا... .)( اوست آن که شما را در برّ و بحر سیر مى دهد تا آن گاه که در کشتى نشینید و کشتى با باد ملایمى سرنشینان را به حرکت آرد و آنها بدان شادمان و خوشوقت باشند ناگاه باد تندى بر کشتى بوزد و سرنشینان از هر جانب به امواج خطر در افتند و خود را در ورطه هلاکت ببینند آن زمان خدا را به اخلاص و دین فطرت بخوانند که (بار الها) اگر ما را از این خطر نجات بخشى دیگر همیشه شکر و سپاس تو خواهیم کرد. -اما پس از آنکه خدا از غرق نجاتشان داد باز در زمین به ناحق ظلم و ستمگرى آغاز کنند. اى مردم شما هر ظلم و ستم کنید منحصرا به نفس خویش کنید در پى متاع فانى دنیا، آن گاه در آخرت به سوى ما باز مى گردید و شما را به آنچه مى کرده اید آگاه مى سازیم. (یونس: 22و23) این دیدگاه ساده انگارانه و کاهش گرایانه نسبت به معارف دینی به تدریج، موجب حذف دین از زندگی انسان می شود.
3.دنیازدگى، ثروت طلبى و رفاه طلبى:
این از دیگر گرایش هایى است که انسان را به دین گریزى مى کشاند. مرورى کوتاه بر برخى از آیات قرآن حاکى از آن است که قوم نوح، فرعونیان و حتى مشرکان حجاز به دلیل وجود روحیه، دنیازدگى، ثروت طلبى و رفاه طلبى در برابر انبیاء علیهم السلام صف آرایى کردند و از دستورات الهى سرپیچى نمودند.امروزه نیز این عامل بیشتر مصداق دارد. «بدون شک، خداجویى و دین خواهى در فطرت انسان جاى دارد ولى مى بینیم بیشتر مردم چه در گذشته و چه در حال کمتر به سراغ دین و ارزش هاى معنوى روى مى آوردند، علّت این دین گریزى این است که با التزام به دین باید بسیارى از لذّت ها و کامجویى ها را کنار بگذارند و تحت تکلیف زندگى کنند. این جاست که شیطان به سراغ آنها مى رود و این کارها را در نظر آنان مى آراید و آنها به دام شیطان گرفتار مى شوند و دین را کنار مى گذارند و به سراغ کامجویى هاى خود مى روند و بدین گونه میان آنان و شیطان دوستى برقرار مى شود.»(کوثر، ج 6، ص: 167)
ب )عوامل جامعه شناختى دین گریزى:
1. خانواده: خانواده ها با تربیت نادرست وناقص خود اغلب زمینه های دین گریزی را فراهم می کنند.روایتى از رسول اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است: (کلُّ مولودٍ یُولَد على الفطرةِ فاَبواهُ یَهوّدانهِ او یُمجّسانه؛ هر انسانى که به دنیا مى آید، در ذاتش به خداپرستى گرایش دارد. اما پدر و مادر او را از خالق هستى دور کرده، باعث انحراف وى از دین مى شوند. مطهری،مرتضی؛امدادهای غیبی).
2. دوستان ورفیقان ناباب: دوستان نقش مهمی در زندگی انسانها دارند. در همین باره، مى توان به روایتى از امام صادق علیه السلام تمسّک جست: «المرءُ على دینِ خلیله.» به همین دلیل است که گاهى یک فرد فاسق در مدتى کوتاه گروه زیادى را از دین بى زار مى کند.
در تأیید مطلب مزبور مى توان به برخى از آیات ، که بیانگر شِکوه و شکایت اهل دوزخ از دوستان و اطرافیان خود مى باشند، اشاره کرد: «... یَا لَیْتَنى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً یَا وَیْلَتَا لَیْتَنى لَمْ أَتَّخِذْ فُلانا خَلیلاً لَقَدْ أَضَلَّنی عَنِ الذِّکْر بَعْدَ إذْ جَاءَنی» (فرقان: 27و28) این آیه با صراحت تمام، به نقش گروه هاى صمیمى (دوستان و اطرافیان) فاسد در گمراهى و دین گریزى اشاره مى کند.
3. قدرتهای شیطانی، مطبوعات ورسانه های جمعی تحت قدرت مستکبرین: مستکبران در هر زمانى با شیوه هاى گوناگون تبلیغاتى، شایعه و تهمت، و زدن برچسب هایى مثل مخالف آزادى، مرتجع و عقب مانده و یا با ترویج شک و شبهه، تحقیر و استهزاى باورهاى دینى مردم، موجبات دین گریزى را فراهم کرده اند. مردم را از دین گریزان مى کنند. براى نمونه، هنگامى که شعیب علیه السلام مردم را به ترک بت پرستى و پرهیز از کم فروشى دعوت مى کرد، به او مى گفتند: این دعوت تو مخالف با آزادى انسان هاست. آزادى انسان حکم مى کند هر که را خواست، بپرستد و هرگونه که خواست در اموالش تصرف کند. (ترجمه تفسیر المیزان ج 10، ص 369.)
سخنی از استاد مطهری : «یکی از چیزهائیکه موجب اعراض و تنفر مردم از خدا و دین و همه معنویات می شود آلوده بودن محیط و غرق شدن افراد در شهوت پرستی و هوا پرستی است ، محیط آلوده همواره موجبات و تحریک شهوات و تن پروری و حیوان صفتی را فراهم می کند . بدیهی است که غرق شدن در شهوات پست حیوانی با هرگونه احساس تعالی اعم از تعالی مذهبی یا اخلاقی یا علمی یا هنری منافات دارد . همه آنها را میمیراند . آدم شهوت پرست نه تنها نمی تواند احساسات عالی مذهبی را در خود بپروراند ، احساس عزت و شرافت و سیادت را نیز از دست می دهد ، احساس شهامت و شجاعت و فداکاری را نیز فراموش می کند ، آنکه اسیر شهوات است جاذبه های معنوی اعم از دینی و اخلاقی و علمی و هنری کمتر در او تأثیر دارد...(امدادهای غیبی،صص41-47)
ما نیز به نوبه خود باید سعی و تلاش کنیم تا با بالا بردن سطح علمی و معرفتی خود نقش تأثیر گذاری در ارتقاء معارف دینی داشته باشیم و به گونه ای رفتار کنیم که محیط نتواند استفاده ای ابزاری از ما در جهت ضربه زدن به دین داشته باشد.
در اینجا برای توجه بیشتر مخاطب محترم مناسب است که در بحث خانواده کمی بیشترتوضیح داده شود :
سهل انگاری و سخت گیری خانواده 2 عامل مهم در بی رغبتی برخی نوجوانان در انجام تکالیف شرعی:
تربیت کودکان موضوع بسیار مهم و حساسی است که از ابعاد مختلف به آن پرداخته می شود. از جمله مباحثی که در زمینه تربیت فرزندان در خانواده های مسلمان مطرح است، چگونگی تربیت دینی کودکان و آماده کردن آنان برای انجام تکالیف شرعی ازجمله به جا آوردن نمازهای پنج گانه است.نظر به اهمیت موضوع و توجهی که باید پدران و مادران نسبت به آموزش تکالیف دینی نوجوانان داشته باشند،در این نوشتار، با یکی از کارشناسان علوم تربیتی گفت وگویی انجام شده تا راهگشای والدینی باشد که در خانواده نوجوان یا نوجوانانی دارند و در مسیر تربیت دینی فرزندانشان هنوز اول راه هستند.
به عقیده این کارشناس اگر خانواده ، نوجوان خود را در انجام وظایف و تکالیف دینی سهل انگار می بیند ، باید دنبال علت باشد. این کارشناس ،با اشاره به این که دوران نوجوانی زمانی است که فرد دچار هیجانات زودگذر می شود و از طرفی هنوز به دوره جوانی و پختگی نرسیده است، افزود: به همین دلیل نوجوان ممکن است دچار نوعی سردرگمی باشد. از این رو به خانواده ها توصیه می شود که در این دوران بیشتر مراقب فرزندان خود باشند زیرا ممکن است رغبت و گرایش نوجوان به مسائل شرعی کم رنگ شود.
وی با تاکید بر اهمیت انجام تکالیف شرعی ازجمله نماز افزود: انجام تکالیف شرعی ازجمله نماز که بر عهده انسان گذاشته شده است، عامل تطهیرکننده و آرام بخش روان است و گسترش فرهنگ عبادت به ویژه نماز باعث مصونیت فرد از انحراف می شود. در واقع نماز به نوعی تجدیدنظر هرروزه در باورها و گرایش های انسانی است و به نوعی باعث استحکام خانواده، حفظ ارزش ها و شکوفایی استعدادها در خانواده وجامعه می شود.اما بعضی مواقع به دلیل وجود بعضی از عوامل انگیزه و گرایش نوجوانان به انجام تکالیف شرعی کم رنگ می شود.وی گفت: یکی از مسائلی که باعث سهل انگاری نوجوان در اقامه نماز می شود، عملکرد خانواده است.
در بعضی از خانواده ها به دلیل کم توجهی به مسائل دینی و امور معنوی ، نوجوان نیز سهل انگار می شود یا در بعضی از خانواده ها با وجود آگاهی و اهمیت دادن به امور دینی، برای افزایش انگیزه و رغبت نوجوان نسبت به انجام امور معنوی و دینی تلاشی نمی شود. چه بسا در بسیاری از موارد دوگانگی در رفتار و گفتار والدین باعث سردرگمی نوجوان می شود.به عنوان مثال پدر و مادر با این که بر قبح دروغ و ناپسند بودن سهل انگاری در امور دینی آگاهی دارند، به راحتی دروغ می گویند یا در انجام تکالیف دینی کوتاهی می کنند.
وی با اشاره به این که تربیت به دو بخش جسمی و روحی - اخلاقی تقسیم می شود، می افزاید: بسیاری از والدین به پرورش جسمی نوجوان خود بیشتر از پرورش روحی او اهمیت می دهند. به عقیده این افراد نوجوان باید خود مسیرش را انتخاب کند و این موضوع باعث می شود نوجوان نسبت به انجام تکالیفش رغبتی نشان ندهد زیرا والدین یا توجه کافی ندارند یا لزومی برای آموزش آن به فرزندان خود نمی بینند.
در بعضی از خانواده ها نیز خشونت و سخت گیری والدین اثر منفی بر نوجوان می گذارد و این امر باعث می شود وی انگیزه اش را برای انجام تکالیف شرعی از دست بدهد. در واقع این روش باعث ایجاد نوعی اجبار ناخوشایند می شود که کودک و نوجوان را با اجبار وادار به خواندن نماز می کند اما او با انجام تکالیف مذهبی احساس خوبی پیدا نمی کند.چنان که امام صادق(ع) می فرمایند: سخت گیری در مسلمان شدن موجب می شود که فرد تازه مسلمان از اسلام خود دست بردارد.
بنابراین والدین باید طعم شیرین انجام واجبات را از کودکی به فرزندشان بچشانند تا او با رغبت و اراده خود وظایفش را انجام دهد.از طرفی در بعضی دیگر از خانواده ها آموزش های نادرستی داده می شود و عقاید دینی را با خرافات همراه می کنند و کودک را با ترس وادار به انجام واجبات شرعی می کنند؛ این موضوع نیز باعث بی رغبتی و کم شدن انگیزه نوجوان در درازمدت خواهد شد.
وی عواملی از قبیل نامناسب بودن مکان برپایی نماز در مدارس و یا مسجد محله، کثیف بودن مکان نماز، طولانی شدن نماز، نارسایی صدا و یا احیانا رفتار نامناسب امام جماعت را در بی رغبت شدن نوجوانان به اقامه نماز موثر عنوان می کند و می افزاید: اگر اهمیت و فلسفه انجام تکالیف شرعی برای نوجوان روشن نشود و نوجوان در حاشیه موضوعاتی را آموخته باشد و اگرخانواده و جامعه خود را مسئول آموزش نوجوان ندانند و در این زمینه سرمایه گذاری نشود، بدون شک نمی توان انتظار داشت که نوجوانان نسبت به انجام واجبات شرعی به خصوص نماز مقید باشند؛ به خصوص اگر نوجوان از نظر شخصیتی نیز فردی کم توجه و سهل انگار باشد و یا به عنوان مثال بازی و سرگرمی را به نماز اول وقت ترجیح دهد، این بی رغبتی مضاعف خواهد شد.
راهکارها
وی با اشاره به این که تشویق نوجوان به انجام تکالیف شرعی در افزایش انگیزه او موثر خواهد بود، می افزاید:
تهیه هدیه کوچکی برای نوجوان نمازگزار و اظهار رضایت از وی برای ترغیب نوجوان به انجام تکالیف شرعی موثر است.والدین می توانند با برنامه ریزی مناسب هر از چندگاه در منزل نماز جماعت برگزار کنند تا نوجوان یاد بگیرد و کم کم در نماز دسته جمعی خانواده شرکت کند.از طرفی مربیان تربیتی در مدارس نیز می توانند برای تشویق نوجوان به اقامه نماز کمک کنند.وقتی مربی در کنار نوجوان در صف نماز شرکت می کند، این امر به نوعی باعث ترغیب دانش آموزان به اقامه نماز می شود.
از طرفی برگزاری برنامه های فرهنگی مناسب در مدرسه، رسانه و... و تکریم شخصیت نوجوانان ساعی در امر یادگیری احکام و واجبات شرعی نیز به تقویت انگیزه نوجوانان کمک می کند.تعامل و برقراری ارتباط صمیمانه با روحانی محل یا اعضای خانواده که بتوانند با نوجوان رابطه صمیمانه و دوستانه ای برقرار کنند نیز باعث افزایش علاقه مندی او می شود.
از آن جا که نوجوان از گروه های همسال خود بسیار تاثیرپذیر است باید در انتخاب دوستان به او کمک کنیم تا با افراد مومن و نمازگزار ارتباط و دوستی برقرار کند.از طرفی تعامل و گفت وگوی مربیان مدارس با دانش آموزان و الگوی عملی که خانواده در اختیار نوجوان می گذارد نیز از عوامل تاثیرگذار در این زمینه است.
فعالیت‌های مذهبی موجب افزایش نشاط فردی می‌شود:
یکی از عوامل موثر در ایجاد نشاط، ایمان و مذهب است. روانشناسان معتقدند بین سطح نشاط و میزان اعتقاد به باورها و ارزش‌های دینی، رابطه معنا داری وجود دارد. به باور آن‌ها زمانی که باورهای دینی منجر به رفتارهای دینی می‌شوند، میزان آن رابطه بیشتر می‌شود.آن‌ها در تبیین این یافته تاکید می‌کنند که باورها و رفتارهای دینی به منزله نوعی مکانیسم انضباطی عمل می‌کند که از یک سو موجب افزایش سطح عمق پذیری در برابر استرس‌های زندگی روزمره می‌شود. از سوی دیگر، انجام اعمالی که با میل و رغبت درونی صورت می‌گیرد موجب ایجاد خرسندی و رضایت خاطر می‌شود.به نقل از برنا از آنجا که فرد با ایمان دارای ارتباطات و اعتقادات معنوی است، کمتر احساس رهاشدگی، پوچی و تنهایی می‌کند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.