غرب و انقلاب ایران ۱۳۹۱/۱۱/۱۴ - ۳۱۶ بازدید

اگر دولتهای غربی با انقلاب مردم ایران مشکل داشتند پس چرا آیت الله خمینی براحتی از فرانسه به ایران آمدند؟ آیا این دلیل نمیشود که دولتهای غربی موافق انقلاب بودند؟

در اصل دشمنی شاه با حضرت امام، هیچ گونه تردیدی وجود ندارد، دستگیری، تبعید و اعمال سخت ترین فشارها و محدودیت ها بر علیه ایشان از سوی آن رژیم، همگی گویای این واقعیت است.اما پی بردن به این نکته که چرا آن رژیم منحوس - علیرغم چنین دشمنی و کینه توزی شدیدی و علیرغم میل باطنی خود مبنی بر حذف فیزیکی حضرت امام مانند حذف بسیاری از مخالفان رژیم - از چنین حربه ای استفاده نکرد از ابعاد مختلف نیازمند بررسی و پاسخ گویی است؛ الف . اما اینکه چرا رژیم پهلوی به جای تبعید امام (ره) , او را به شهادت نرساند؛ بررسی شرایطی که در آن مقطع تاریخی ( سال ۱۳۴۲ ) وجود داشت به خوبی مبین چند موضوع اساسی است که می تواند در تبیین پاسخ این بخش از پرسش , حائز اهمیت باشد: اول اینکه , بررسی وضعیت رژیم در آن مقطع , حاکی از تصور ثبات داخلی و پشتیبانی جدی بیگانگان بود و در آن شرایط به هیچ وجه احتمال وجود انقلاب یا خطری جدی از سوی امام را نمی دادند. دوم اینکه , تصور رژیم این بود که با زندانی کردن , تبعید مبارزان و رهبران این جریان می تواند , آنر ا به فراموشی و نابودی بکشاند چنانکه شاه در جریان تبعید حضرت امام (ره) بر این عقیده بود که « از دل رود هر آنکه از دیده رود» . سوم . با محاسبه دو گزینه فوق , رژیم نمی خواست با انجام اقداماتی نظیر ترور امام (ره) اوضاع داخلی را به تشنج و آشوب بکشاند و حکومت خویش را در انظار جهانیان بی ثبات جلوه دهد. ب . اینکه چرا در اوج انقلاب و سایر مقاطع مهم اقدام به ترور امام (ره) نکرد ؛ علاوه بر مطالب فوق : اولا، مرجعیت حضرت امام که به تأیید قاطبه علماء و بزرگان حوزه های علمیه داخل و خارج کشور رسیده بود، مانع عمده ای در اتخاذ چنین اقدامی از سوی رژیم بود. محبوبیت شدید امام به عنوان مرجع دینی و رهبر سیاسی در میان توده های عظیم مردمی و جانفشانی آنان برای امام - همچنان که در حوادث متعددی نظیر قیام ۱۵ خرداد (که فقط در پی اعلام خبر دستگیری ایشان توسط رژیم به وقوع پیوست) ویا در دی ماه ۱۳۵۶ اهانت یک عنصر ساواک به حضرت امام(ره) در روزنامه اطلاعات, اتفاقات و حوادث زنجیرواری را ایجاد کرد که در نهایت به پیروزی انقلاب و فروپاشی رژیم انجامید, این مسأله عمق نفوذ مرجعیت و پایگاه وسیع اجتماعی ـ اعتقادی آن را در جامعه تشیع و خصوصاً ایران به روشنی ترسیم می‌کند و... ثابت شد - قطعا در صورت وقوع چنین اتفاقی، هزینه های غیرقابل پیش بینی زیادی را برای رژیم در پی داشت. تا جایی که می توانست موجودیت رژیم را به مخاطره بیاندازد. از سوی دیگر طبق اصل دوم متمم قانون اساسی در نظام گذشته، مراجع و مجتهدین طراز اول کشور دارای مصونیت قضایی بودند (تاریخ قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد، جواد منصوری، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول ۱۳۷۸، ج ۲،ص ۴۷). گرچه در دوران سلطنت خاندان پهلوی هیچ گاه قانون اساسی به اجرا در نیامد و صرفا ابزاری در دست خودکامگی و منافع آنان بود، ولی با این همه باز هم محدودیت هایی را بر نوع اقدامات آن رژیم به وجود می آورد. ثانیا، مهم تر از عامل فوق، عدم تحلیل و اطلاع صحیح و دقیق رژیم از تحولات داخلی ایران بود. تا جایی که آن رژیم به هیچ وجه احتمال وقوع انقلاب و سرنگونی خود را نمی داد و الا در غیر این صورت از ارتکاب هرگونه عمل ولو با هر قیمتی کوتاهی نمی کرد. تحلیل های سطحی و غیرواقع بینانه تحلیل گران و کارشناسان داخلی و خارجی همگی حاکی از ثبات طولانی مدت رژیم پهلوی و قدرت آن در پاسخ گویی و حل مخالفت ها و تسلط بر اوضاع بود (رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، جمیله کدیور، انتشارات اطلاعات، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ص ۷۲). و کسی احتمال نمی داد که پیرمردی در حدود ۷۵ سالگی و پس از ۱۵ سال تبعید در خارج کشور، بتواند مشکل عمده ای را در مقابل رژیم پهلوی که یکی از قوی ترین رژیم های منطقه به شمار می رفت به وجود آورد. نتیجه آن که: جایگاه و موقعیت حضرت امام به عنوان مرجع دینی و رهبر سیاسی در میان مردم ایران و حمایت گسترده مردم از ایشان از یک سو و عدم احساس خطر جدی از سوی ایشان از طرف رژیم، از مهمترین عوامل در عدم اقدام رژیم پهلوی به قتل ایشان بود. (جهت آگاهی بیشتر ر.ک: بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، انتشارات راه امام، ج ۱)
اما در مورد رفتارشناسی فرانسه و غرب نسبت به رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره باید ابتدا به صورت اجمالی عرض نماییم که بر خلاف تصوری که در زمینه آزادی عمل دولت فرانسه نسبت به حضرت امام خمینی ره معمولا وجود دارد اولا چنین آزادی عملی وجود نداشته و دولت فرانسه محدودیتهای فراوانی برای ایشان ایجاد کرده بود ، ثانیا بر اساس اسنادی که به دست آمده است دولت این کشور تلاش داشت تا ایشان را ترور نماید . ثانیا بر اساس اسناد بر جای مانده ، دولت این کشور ، از همان روزهای نخستین ورود حضرت امام به فرانسه و به دنبال عملی نشدن توطئه برای ممنوعیت فعالیت سیاسی حضرت امام ، قصد اخراج ایشان از فرانسه را داشت که به دلیل مخالفت هایی که سفیر شاه در این زمینه داشت مجبور شد تن به اقامت اجباری حضرت امام بدهد . بنابر این دولت فرانسه در طول تاریخ اقامت حضرت امام از هیچ توطئه ای بر علیه حضرت امام در فرانسه کوتاهی نکرد . با این حال و علیرغم تمامی تضییقاتی که دولت این کشور برای حضرت امام ره ایجاد کرده بود ایشان در هنگام خروج از کشور فرانسه در پیامی از دولت و ملت فرانسه تشکر کردند (رک : صحیفه امام ، ج۶ ، ص ۶) که نشان از اخلاق و گذشت اسلامی ایشان داشت . همانگونه که گفته شد دولت فرانسه از ابتدا چندان تمایلی برای اقامت حضرت امام در فرانسه را نداشته و از همان ابتدای ورود امام به فرانسه قصد اخراج امام خمینی ره را داشتند که به دلیل رعایت مصلحت شاه ، مجبور به پذیرفتن اقامت ایشان در فرانسه شدند . اما در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی ، دولت فرانسه سیاست جدیدی را در قبال حضرت امام اتخاذ کرد . به عبارتی بر خلاف دیدگاه شما (دیدگاه مثبت دولت فرانسه نسبت به بازگشت امام خمینی) و نیز برخلاف سیاست های چند ماهه این دولت مبنی بر تصمیم برای اخراج ایشان از این کشور ، به ناگاه با تلاشهای دولت این کشور برای باقی ماندن امام خمینی در فرانسه مواجه می شویم. علت این امر نیز این بود که در دی ماه سال ۵۷ (۱۷-۱۱ دی ۵۷) ، کنفرانسی به نام گوادلوپ با حضور سران چهار کشور فرانسه ، انگلیس ، آمریکا و آلمان برگزار شد که در آن موضوعات مختلفی از جمله وضعیت ایران مطرح شده و با توجه به افزایش یافتن شعله های انقلاب در آن جلسه مقرر شد تا شاه از ایران برود و زمام امور را به بختیار بسپارد تا ایشان امور را سامان ببخشد . به دنبال این تصمیم گیری مقرر شد تا دولت فرانسه به نمایندگی از آمریکا پیامی را به امام خمینی بفرستد تا ضمن دعوت حضرت امام به حمایت از دولت بختیار ، ایشان اقداماتی را به منظور جلوگیری از بروز هر گونه کودتا در ارتش شاهنشاهی انجام دهند . این پیشنهادات که ظاهری معقول داشت در واقع فریبی بود که از آن طریق آمریکا تلاش داشت تا برنامه احتمالی کودتا را به ارتش شاهنشاهی و بدون دخالت خود معرفی نموده و با ایجاد ترس ، امام را از پیگیری اهداف انقلابی خود منصرف سازد . اما امام خمینی ره با درایتی بی نظیر در پاسخ به دولت فرانسه که واسطه ابلاغ پیام کارتر بود چنین فرمودند : «پیام آقاى کارتر، دو جهت در آن بود؛ یکى راجع به موافقت کردن با حکومت فعلى، که دولت بختیار باشد؛ یا حداقل سکوت در این شرایط، و حفظ آرامش در این فترت؛ و یکى هم راجع به احتمال کودتاى نظامى و یا پیش بینى کودتاى نظامى، پیش بینى کشتار وسیع مردم، که ما را از آن مى ترسانید. اما راجع به دولت بختیار؛ شما سفارش مى کنید که ما برخلاف قوانین خود عمل کنیم. بر فرض آنکه من چنین خطایى بکنم، ملت ما حاضر نخواهد بود. ملت ما این همه مصیبت کشید و این همه خون داد، براى آن است که از زیر بار رژیم سلطنتى و سلسله پهلوى خارج بشود. ملت ما حاضر نیست که تمام خونها هدر برود و شاه به سلطنت باقى باشد، یا برود و بدتر از اول برگردد؛ و نه حاضر است که شوراى سلطنت را قبول کند؛ و آن هم برخلاف قانون اساسى است، که من مکرر تشریح کرده ام. ...و اما قضیه کودتا. ... من کودتا را نه به صلاح ملت مى دانم،و نه به صلاح امریکا؛ اگر (کودتا) بشود از چشم شما مى دانیم. من نمى دانم ملت امریکا بعدها چه خواهد کرد؛ و من به حکم اینکه یک شخص روحانى هستم، و مصلحت بشر را همیشه در نظر دارم و مصلحت ملت خودم را در نظر دارم، به شما توصیه مى کنم که جلوى این خونریزیها را بگیرید و نگذارید این خونریزیها تحقق پیدا کند؛ و ایران را به حال خود واگذارید؛ که اگر بکنید، نه گرایش کمونیستى خواهد داشت و نه سایر مکاتب انحرافى؛ نه تسلیم شرق و نه تسلیم غرب خواهد شد. تأکید مى کنم که اگر بخواهید آرامش در ایران حاصل شود راهى جز این نیست که نظام شاهنشاهى- که قانونى نیست- کنار برود، و ملت را به حال خود باقى بگذارند، تا من یک شوراى انقلاب تأسیس کنم از اشخاص پاکدامن، براى نقل قدرت؛ تا امکانات مناسب جهت حکومت مبعوث ملت انجام گیرد. و در غیر این صورت امید آرامش نیست؛ و خوف آن دارم که اگر کودتاى نظامى بشود، انفجارى بشود در ایران، که کسى نتواند جلوى آن را بگیرد. و ملت ایران از کودتاى نظامى نمى ترسد؛ براى آنکه ماههاست که با قدرت نظامى- هر چه سخت تر- با مردم معامله شده است و نتوانسته اند آرامش برقرار سازند. و الآن نظام و ارتش که از چند ماه قبل، سست تر و ضعیف تر است، براى آنکه در باطن ارتش اختلافات ایجاد شده است و بسیارى به ما مى پیوندند و کودتا را خفه مى کنند؛ لکن با کشتارى، که من میل ندارم واقع شود. من به شما توصیه مى کنم، از کودتا جلوگیرى کنید که اگر بشود ملت ایران از شما مى دانند، و براى شما ضرر دارد. این تمام پیغام من است به کارتر.»( صحیفه امام، ج ۵، ص: ۳۷۷) در این بیانات نکته ظریفی وجود دارد و آن اینکه در شرایطی که آمریکا با پیام های خود تلاش دارد تا امام خمینی را از کودتای احتمالی نظامیان ارتش بترساند امام با درایتی عجیب منشا این کودتا را خود آمریکا می داند و حال آنکه سفر هایزر فرمانده ارشد آمریکایی به ایران جهت انجام کودتا که از ۱۴ دی ماه آغاز شده بود امری کاملا محرمانه بود و آمریکا تلاش داشت تا با متقاعد کردن امام برای حمایت از بختیار زمینه لازم برای انجام کودتای نظامی و به دست گرفتن زمام امور را فراهم کند . اما پس از به سنگ خوردن تیر آنان و اعلام نظر امام مبنی بر تصمیمشان برای ایجاد یک شورای انقلاب که در واقع به منزله نابودی نظام وابسته شاهنشاهی تلقی می شد تلاش های جدیدی برای باقی ماندن حضرت امام در فرانسه و جلوگیری از ورود ایشان به ایران آغاز شد و هدف اصلی و عمده نیز این بود که تا پیش از ورود امام به ایران ، ارتش کودتای نظامی را انجام داده و انقلاب اسلامی مردم ایران با ایجاد فضای رعب و وحشت نظامی خفه شود . در حالی که ورود حضرت امام خمینی به ایران همه این برنامه ها را می توانست بر هم بریزد . ژنرال هایزر مجری کودتا نیز در کتاب خاطرات خود به این مساله اشاره کرده و بر لزوم جلوگیری از ورود امام تا زمان تکمیل آمادگی برای کودتا که نیازمند زمانی حدودا ۱۰ الی ۲۰ روز پس از خروج از شاه از کشور بود تاکید دارد . وی در کتاب خاطرات خود چنین می نویسد : «اگر چه هنوز کار خود را کامل نکرده ایم اما فکر می کنم ظرف چند روز به آنجایی که می خواهیم می رسیم . به همین دلیل است که اگر بتوانیم چند روز مراجعت [آیت الله] خمینی را به تاخیر اندازیم برای ما واقعا فرق می کند . اگر شاه فردا برود و [آیت الله] خمینی روز بعد بیاید همه برنامه های ما نقش بر آب می شود»(خاطرات ژنرال هایزر ، ص ۲۰۸ به نقل از خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی ، ج۳ ، ص ۱۶۶) به دنبال این توطئه ها ، امام خمینی نیز ساکت ننشسته و اقدامات انقلابی خود را تشدید کردند . ایشان در ۲۲ دی ماه ۵۷ ودر شرایطی که از سویی هایزر در تدارک آماده سازی برای کودتا بود و از سویی دیگر هنوز شاه کشور راترک نکرده بود با صدور بیانیه ای رسما شورای انقلاب را تشکیل داد و بلافاصله پس از فرار شاه از ایران ، اعلام کرد که به زودی به ایران بازخواهد گشت که این امر باعث تشدید فعالیتها برای ممانعت از ورود امام به ایران شد که در این میان دولت های آمریکا و فرانسه تلاشهای زیادی برای این کار نمود . در این زمینه دکتر صادق طباطبایی از همراهان حضرت امام در فرانسه که از نزدیک شاهد این تلاش ها بودچنین می نویسد : «با اعلام بازگشت امام به ایران پیغامها و توصیه های فراوانی به ایشان می شد که حالا به ایران نروید یا سفر را به تعویق بیاندازید و این دلسوزی ها هم از جانب دوستان و هم از طرف دشمنان صورت می گرفت . جالب اینکه کارتر هم پیام دادکه برای حفظ جان خودتان بهتر است سفر را به مدتی بعد موکول کنید . مقامات فرانسوی از طریق دوستان و آشنایان همین پیغام را می دادند . بعدها معلوم شد که ژنرال هایزر و نیز شاپور بختیار از طریق سفیر فرانسه در تهران درخواست کرده بودند که مقامات فرانسوی به هر نحو ممکن بازگشت امام را به تعویق بیاندازد .»(خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی ، ج۳ ، ص ۲۰۳) بختیار نیز در اظهارات خود به تلاشهایی که برای جلوگیری از ورود حضرت امام به ایران و اقداماتی که در این راستا به واسطه دولت فرانسه انجام دادند اشاره کرده و چنین می گوید : «من می خواستم یک کاری بکنم که آیت الله خمینی نیاید مانور می دادم . اینها در تاریخ ضبط است . گاهی می گفتم تامین جانش را نمی توانم بکنم و گاهی می گفتم اگر کشته بشود چنین و چنان می شود ... روی این مبنا بود که سعی کردم که آمدنشان را به تعویق بیاندازم . یک روز سفیر فرانسه را هم خواستم . به او گفتم شما می توانید این پیغام مرا به پرزیدنت ژیسکاردستن ، همین امروز برسانید ... مستقیما شما به او (ژیسکاردستن) بگویید که بختیار از شما خواهش می کند که به هر تقدیر و وسیله ای که میدانید آمدن آیت الله خمینی را به ایران به تعویق بیاندازید . دیگر چگونگی اش را من از اینجا نمی توانم بگویم . می دانم شما در یک مملکتی هستید که قانونی نمی توانید او را حبس کنید و چه بکنید ولی اگر بتوانید من خیلی خوشحال می شوم . من می دانم که این سفیر این اقدام را کرد و فردای آن روز آمد و به من گفت که ما اقدام کردیم . او گفت که ایشان (آیت الله خمینی) می گوید که من قانع نشدم که به ایران نروم .... »(لاجوردی ، شاپور بختیار نخست وزیر ایران ، دانشگاه هاروارد ، تهران ، زیبا ۱۳۸۰ ، صص ۱۲۹ و ۱۳۰ به نقل از هاشمی رفسنجانی ، انقلاب و پیروزی ، کارنامه و خاطرات سالهای ۱۳۵۸و ۱۳۵۷ ، دفتر نشر معارف انقلاب ، ص ۱۵۹) بنابر این در یک کلام می توان گفت که دولت فرانسه از بدو ورود حضرت امام خمینی به فرانسه از هیچ اقدامی در راستای جلوگیری از اقدامات انقلابی حضرت امام خمینی ره فروگذاری نکرد و در واپسین روزهای حضور ایشان در فرانسه و صرفا با هدف مصلحت رژیم شاهنشاهی و ایجاد فرصت برای ایجاد کودتا تلاشهای فراوانی برای ممانعت از ورود امام خمینی به ایران انجام داد که باشکست مواجه شد و چون قانونا نمی توانست هیچ اقدام دیگری در ممانعت از حضرت امام انجام دهد لذا مجبور شد اجازه بازگشت حضرت امام خمینی به ایران را صادر نماید . ضمن اینکه دو نکته را نیز نباید فراموش کرد . نخست اینکه دولت فرانسه علیرغم اجازه دادن به هواپیمای حضرت امام برای بازگشت به ایران ، همزمان برخی اقدامات از جمله اخلال در صدور گذرنامه های همراهان حضرت امام و یا بیمه نکردن هواپیمای حامل ایشان و ... را نیز انجام داد . همچنین در این زمان به منظور سرنگونی انقلاب اسلامی ایران طرح های خطرناکی در ایران پی ریزی شده بود که قطعا مقامات فرانسوی نیز از آن آگاه بوده و شاید بتوان اجازه دادن برای پرواز هواپیمای حامل امام را با دلخوش بودن آنان به اجرای این طرح ها نیز مرتبط دانست . چنانکه فردوست درکتاب خاطراتش از طرح انفجار هواپیمای امام توسط کمیسیونی نام می برد که متشکل از بختیار ، نماینده ساواک ، سران نیروهای نظامی و انتظامی و ... بود .(رک : حسین فردوست ، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ، اطلاعات ، تهران ، ۱۳۸۱ ، صفحه ۶۰۷ و ۶۰۸) و یا توطئه ربودن و انتقال هواپیمای حامل امام به یکی از جزایر خلیج فارس به منظور ممانعت از ورود حضرت امام تا زمانی که بتوانند توطئه های خود را عملی نمایند . (رک : دکتر صادق طباطبایی ، همان ، ص ۱۷۸) و یا حداقل اجرای زود هنگام کودتای آمریکایی ارتش به فرماندهی ژنرال هایزر که همه این اقدامات خوشبختانه ناکام ماند و انقلاب اسلامی ایران به لطف خداوند به پیروزی رسید . در پایان به منظور آشنایی بیشتر شما در مورد روزهای حضور امام خمینی ره در فرانسه و اقدامات شاه و دولت این کشور شما را به مطالعه مقاله ای مرتبط با این موضوع به نقل از سایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی جلب نموده و در پایان سند مرتبط با تلاش دولت فرانسه برای ترور حضرت امام را به نقل از همین سایت ذکر می نماییم : از ۱۴ مهر ۱۳۵۷ که امام خمینی(ره) با ورود به پاریس مرحله تازه‌ای از هجرت ۱۴ ساله خود را آغاز کرد، دائماً تحت فشار ساواک بوده و تیمسار مقدم آخرین رئیس ساواک نهایت کوشش خود را برای محدود کردن امام در فرانسه به کاربست. این کوشش از طریق فشار ساواک بر سازمان اطلاعاتی فرانسه صورت گرفت. در آن زمان ساواک به دستور شاه ماهانه کمک‌های مالی قابل توجهی را دراختیار سرویس اطلاعاتی فرانسه قرار می‌داد. فرانسویها بر روی این کمک‌ها خیلی حساب باز کرده بودند به طوری که وقتی در ۲۹ شهریور ۱۳۵۷ شاه به منظور واداشتن دولت فرانسه به فشار بر مطبوعات آن کشور برای سانسور رویدادهای انقلاب، دستور قطع کمک‌ها را صادر کرد، بلافاصله «کنت دومرانش» رئیس سازمان اطلاعاتی فرانسه در ۳۱ شهریور به تهران‌ آمد و توانست شاه را از اجرای این تصمیم منصرف سازد. کمک‌های نقدی ساواک به سازمان اطلاعاتی فرانسه از نظر رژیم شاه اهرم مناسبی برای واداشتن فرانسویها به تمکین از منویات حکومت پهلوی بود. امام خمینی روز چهاردهم مهر وارد پاریس شدند و دو روز بعد در منزل یکی از ایرانیان در نوفل‌لوشاتو (حومه پاریس) مستقر شدند. مأمورین کاخ الیزه نظر رئیس‌جمهور فرانسه را مبنی بر اجتناب از هرگونه فعالیت سیاسی به امام ابلاغ کردند. ایشان نیز در واکنشی تند تصریح کرده بود که اینگونه محدودیتها خلاف ادعای دمکراسی است و اگر او ناگزیر شود تا از این فرودگاه به آن فرودگاه و از این کشور به آن کشور برود باز دست از هدفهایش نخواهد کشید. دو روز پس از ورود امام خمینی به پاریس یعنی در ۱۶ مهر اداره کل سوم ساواک (اداره امنیت داخلی) نیازهای اطلاعاتی خود را در ۹ بند به اطلاع سرویس اطلاعاتی فرانسه رساند. این ۹ بند عبارت بود از: ۱ـ مرتبطین و کسانی که با امام خمینی دیدار و گفت و گوهای دائم و همیشگی دارند و به نفع ایشان فعالیت می‌کنند، چه کسانی هستند. ۲ـ چه کسانی تاکنون با ایشان ملاقات کرده و یا بعداً به ملاقات ایشان خواهند رفت. ۳ـ غیر ایرانیانی که با ایشان ملاقات می‌کنند چه کسانی هستند. ۴ـ از مقامات سیاسی و رسمی چه کسانی به ملاقات ایشان می‌روند و کدامیک از نشریات و خبرنگاران خارجی با ایشان ملاقات و مصاحبه می‌کنند. ۵ـ علاوه بر ایشان و فرزندشان سید‌‌احمد خمینی، چه کسان دیگری نزد ایشان در نوفل‌لوشاتو سکونت دارند. ۶ـ چه ارتباطی می‌تواند میان ربوده شدن امام موسی صدر و مسکن گزیدن امام خمینی در پاریس وجود داشته باشد. ۷ـ شماره تلفن‌هایی که اطرافیان ایشان با آن تماس می‌‌گیرند، تحت کنترل قرار گرفته و محتوای آن ثبت و ضبط شود. ۸ـ آیت‌الله امام خمینی و همراهانشان تا چه مدت در فرانسه باقی خواهند ماند، و نهایتاً اینکه ۹ـ تاریخ دقیق حرکت ایشان از فرانسه و مقصد بعدی ایشان به کجا خواهد بود. فرانسوی‌ها نیز در چهارچوب همکاری‌های خود با ساواک از روز دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۵۷ شنود تلفنی برخی از فعالین سیاسی ایران مقیم فرانسه را آغاز کرد. روز پنجشنبه ۲۰ مهر تیمسار کاوه معاون اطلاعات خارجی ساواک و دو تن از همکارانش وارد پاریس شدند. آنان در فرودگاه از جانب سرهنگ L.Lon رئیس واحد عملیاتی سرویس اطلاعاتی فرانسه و دو نفر از همکارانش مورد استقبال قرار گرفتند. تیمسار کاوه طی سه روز اقامت با همتای فرانسوی خود راجع به راههای کنترل هر چه بیشتر رفت و آمد امام، شناسائی ملاقات‌کنندگان وی و نشانی‌ خانه‌ها و محل‌‌های اقامت آنها تلفن‌های آنان، ‌موضوع حرکت امام به طرف الجزایر، سوریه،‌ لیبی و ... بحث و مذاکره به عمل آورد. روز جمعه ۲۱ مهر کنت دومرانش رئیس سازمان اطلاعاتی فرانسه به تیمسار کاوه که به ملاقاتش رفته بود گفت «تصمیم به اخراج امام خمینی از پاریس گرفته بود». وی گفت: «این تصمیم قرار بود در ۱۷ مهر عملی شود اما با مخالفت سفیر شاه در فرانسه روبرو شد» وی افزود «تصور سفیر این بود که اقامت امام در فرانسه به علت تسهیلاتی که این کشور فراهم ساخته، مفیدتر است تا عزیمت ایشان به کشوری که این امکانات در آن موجود نباشد.» (ژیسکاردستن رئیس‌جمهور فرانسه در خاطرات خود نوشته است که دستور اخراج امام از فرانسه را صادر کرده بود. ولی در آخرین لحظه‌‌ها نمایندگان سیاسی شاه که در ‌آن روزها در نهایت درماندگی قرار داشتنند خطرواکنش تند و غیر‌قابل کنترل مردم را گوشزد کرده و در مورد عواقب آن در ایران و اروپا از خود سلب مسئولیت کرده بودند). «مرانش» سپس با طرح این ادعا که «خمینی با تروریستهای فرانسه و ایتالیا ارتباط دارد» (عناصر اطلاعاتی فرانسه نیز چون همتایان ایرانی خود هر مخالفی را کمونیست می‌نامیدند) طرح ترور امام خمینی را پیشنهاد کرد. استدلال تیمسار کاوه جالب بود: او با اشاره به واکنش افکار عمومی در قبال قتل شیخ‌احمد کافی در یک سانحه اتومبیل، واهمه خود را از اینکه ترور امام اوضاع را به مراتب آشفته‌تر خواهد کرد، بیان داشت. گزارش سفر تیمسار کاوه در ۳۰ مهر ماه به اطلاع شاه رسید. در این گزارش پس از رؤیت شاه فقط ذکر شده بود « به شرفعرض ملوکانه رسید. ملاحظه فرمودند» به عبارت دیگر شاه دستور خاصی صادر نکرد و با استدلال کاوه موافق بود. روز ۱۷ آبان ۱۳۵۷ «مرانش» به تهران آمد و با شاه ملاقات کرد. وی در این ملاقات تلگرام مخصوص والری ژیسکاردستن رئیس‌جمهور فرانسه را به اطلاع شاه رساند. «مرانش» به شاه گفت: «رئیس سرویس فرانسه افتخار دارد به شرفعرض پیشگاه مبارک شاهانه برساند که رئیس‌جمهور فرانسه همانطور که خواسته شده بود موافقت نموده که فشارهای لازم بر خمینی اعمال گردد. به موازات محدودیتهائی که دولت فرانسه تحت فشار رژیم شاه برای امام خمینی ایجاد کرده بود، ساواک به طور جداگانه خود گامهائی را در این راستا برداشته بود. از جمله برای تقویت موقعیت رو به ضعف رژیم پهلوی، در مطبوعات و رسانه‌های گروهی فرانسه، مبالغ قابل توجهی در اختیار مدیران، سردبیران و نویسندگان این نشریات و روزنامه‌ها قرار داد. مأموران ساواک در میان کسانی که به ملاقات امام خمینی در نوفل‌لوشاتو می‌رفتند نفوذ کرده و گزارشات، اخبار و اطلاعاتی درباره موقعیت ایشان و فعالیت‌هائی که انجام می‌دادند، برای ساواک تهران ارسال می‌کردند. ساواک برای بدنام کردن امام خمینی شایع کرده بود که وی به سرزمین کفر پناهنده شده است و گویا برخی از روحانیون و علمای میانه‌رو و متمایل به حکومت هم از این توطئه ساواک برای بدنام کردن ایشان استقبال کردند. اخباری هم وجود داشت که نشان می‌داد ساواک برای جلوگیری از انتشار تصویرو صدای امام خمینی از طریق رادیو و تلویزیونهای فرانسه و دیگر کشورهای جهان، در دستگاههای گیرنده و فرستنده محل اقامت ایشان در نوفل‌لوشاتو خرابکاریهایی می‌کرد. ساواک از نخستین روزهای حضور امام خمینی در پاریس، به مأموران خود در فرانسه دستور داده بود اسناد و مدارک موجود و قابل دسترس را (برای پیشگیری از حمله احتمالی مخالفان به سفارت و نمایندگی ساواک در فرانسه) معدوم کنند. در آذر ۱۳۵۷، سپهبد ناصر‌ مقدم طی ملاقاتی با شاه، پیشنهاد کرد توسط پزشکی از نیروهای ساواک که در فرانسه اقامت دارد، امام خمینی با تزریق مواد سمی به قتل برسد، اما حاضران در جلسه، عواقب چنین اقدامی را برای رژیم پهلوی سخت خطرناک ارزیابی کردند و بدین ترتیب طرح مقدم مسکوت ماند. ساواک به مراقبتهای خود از محل اقامت و فعالیتهای امام خمینی و اطرافیانش در نوفل لوشاتو ادامه داد و نیروهایی از آ‌ن درنزدیکی منزل ایشان در فرانسه خانه‌ای اجاره کرده و به طور دائم آمد و شد‌های این منطقه را تحت کنترل داشتند. ساواک درباره روابط، ارتباطات و آمد و شدهای اطرافیان امام خمینی با مخالفان حکومت در داخل کشور نیز اطلاعات قابل توجهی در اختیار داشت و از طریق منابع نفوذی خود در میان مخالفان، به اطلاعات و اخبار فراوانی درباره مذاکرات، خواستها و محمولات و مراسله‌های پستی و نظایر آن دست می‌یافت. مراقبتهای ساواک بر ضد امام خمینی و اطرافیان ایشان در فرانسه تا هنگام حضورشان در این کشور ادامه داشت. هنگامی که به دنبال خروج شاه از کشور، ‌امام برای بازگشت به ایران اعلام آمادگی کرد، مأموران ساواک در فرانسه درباره این موضوع گزارشات لحظه به لحظه‌ای به تهران مخابره کردند. مقدم برای چگونگی برخورد با این موضوع، مذاکرات و گفت و گوهای مفصلی با دولت بختیار، فرماندهی نظامی، ژنرال هایزر، سفارت امریکا و نیز مأموران سیا در تهران و بعضی افراد و گروهها در داخل کشور انجام داد. راهکارهای مختلفی برای جلوگیری از ورود ایشان به ایران و یا برخورد با ایشان پس از ورود به ایران اندیشیده شد. نهایتاً چنین تصمیم گرفته شد که چاره‌ای جز فراهم آوردن تمهیدات لازم برای ورود مسالمت‌آمیز ایشان به کشور پیش روی مسئولان امرو مذاکره کنندگان وجود ندارد. با این احوال شایعه ترور امام خمینی و گروه قابل توجهی از طرفداران ایشان پس از ورود به کشور، تا مدتها در میان افکار عمومی دهان به دهان می‌گشت و این نگرانی وجود داشت که به شهادت ایشان رژیم پهلوی حرکت انقلابی مردم را سرکوب کند. اما امام خمینی به رغم نگرانی‌های فراوانی که وجود داشت، روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ وارد تهران شد و ساواک نتوانست هیچ اقدامی انجام دهد. منابع: ـ کوثر، شرح وقایع انقلاب اسلامی، ج ۱، مؤسسه تنظیم و نشر ‌آثار امام خمینی (ره). ـ حدیث بیداری، حمید‌ انصاری، مؤسسه تنظیم و نشر ‌آثار امام خمینی (ره). ـ مطالعات سیاسی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، کتاب دوم،‌پائیز ۱۳۷۲. ـ قدرت و زندگی، خاطرات رئیس‌‌جمهور فرانسه، ترجمه: محمود طلوعی. ـ ساواک، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، مظفر شاهدی. منبع : http://www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=۴۲۱&SP=Farsi سند اولین طراحی ترور حضرت امام خمینی توسط دولت فرانسه : توضیحات : طی ۴ ماهی که امام خمینی(ره) در سال ۱۳۵۷ در فرانسه حضور داشتند (۱۳ مهر تا ۱۲ بهمن) سازمان اطلاعاتی فرانسه با همکاری ساواک تلاشهای فراوانی برای مقابله با فعالیتهای ایشان علیه رژیم شاه به عمل آورد. این تلاش‌ها شامل اعمال فشار به حضرت امام برای توقف مبارزات مشارالیه، کنترل تلفنهای نزدیکان امام، ارائه نشانی طرفداران امام به ساواک و تلاشهایی برای اخراج امام از فرانسه بود. اما یکی از اسناد کشف شده ساواک حاکی از پیشنهاد رئیس سازمان اطلاعاتی فرانسه برای ترور امام خمینی بود. طبق این پیشنهاد که از سوی «کنت دومرانش» رئیس سازمان اطلاعاتی فرانسه به تیمسار کاوه، فرستادة ساواک ارائه شد، می‌بایست زمینه انتقال امام به ایتالیا فراهم شود. سپس در آنجا با استفاده از هرج و مرج سیاسی موجود در آن کشور، اقدام به ترور مشارالیه گردد. گزارش این پیشنهاد همراه با سایر فعالیتهای مشترک ساواک و سازمان اطلاعاتی فرانسه علیه امام را در نامه سپهبد ناصر مقدم به شاه می‌خوانیم: پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر مفتخراً بشرفعرض می‌رساند: به منظور تسریع و پیگیری اقدامات مربوط به جمع‌آوری اطلاعات پیرامون فعالیتهای خمینی در پاریس معاون اطلاعات خارجی ساواک از تاریخ پنجشنبه ۲۰/۷/۵۷ تا یکشنبه ۲۳/۷/۱۳۵۷ به پاریس مسافرت و طی آن ملاقاتهایی با مقامات سرویس اطلاعاتی فرانسه و برخی از منابع اطلاعاتی به عمل آورد. اهم مطالب مطروحه در این ملاقاتها و اطلاعات مکتسبه در مورد خمینی ذیلاً از شرفعرض پیشگاه مبارک ملوکانه می‌گذرد. بنا به اظهار مقامات فرانسوی خمینی از بدو ورود به پاریس تاکنون سه بار محل اقامت خود را تغییر داده است و طی این مدت با ابوالحسن بنی‌صدر ـ صادق قطب‌زاده ـ مظفر فیروز ـ غضنفرپور ـ سیدشمس‌الدین مجابی و تعداد کثیر دیگری از ایرانیان مقیم فرانسه و سایر کشورهای اروپا بویژه ایتالیا و آلمان تماس داشته است. ضمناً صادق قطب‌زاده شخصاً به عراق رفته و خمینی را با خود به فرانسه برده است. مراقبت از محل اقامت کنونی خمینی از نقطه‌نظر تعیین هویت اشخاصی که با او ملاقات می‌کنند به دلیل وضع خاص خانه محل اقامت او باغ بزرگ با دو دیوار و درهای متعدد برای پلیس امنیتی فرانسه مشکل است. تحقیقات پیرامون مراجعین به محل اقامت خمینی با توجه به شماره پلاک اتومبیل آنها از طرف پلیس فرانسه ادامه دارد و قرار است متعاقباً نتیجه به اطلاع مقامات ایرانی برسد. مقامات سرویس فرانسه همچنین اظهار داشتند که قرار بود ظرف روز ۲۳/۷/۵۷ خمینی برای مصاحبه به محلی در داخل شهر پاریس برود اما نماینده پلیس امنیتی فرانسه به منزل او رفت و به خمینی اظهار داشت که اگر به محل ملاقات برود پلیس مجبور است همه کسانی را که به آنجا رفته‌اند از آن محل اخراج کند. نماینده پلیس خطاب به خمینی تأکید کرد که دولت فرانسه از بدو ورود به وی (خمینی) ابلاغ نموده است که حق هیچ‌گونه فعالیت سیاسی علیه ایران را ندارد. مقامات سرویس فرانسه خاطرنشان ساختند که پس از این مذاکرات خمینی در آخرین لحظه رفتن خود را به محل اجتماع افراد منظور و انجام مصاحبه لغو کرد. کنت دومرانش رئیس سرویس فرانسه اظهار داشت که زمینه‌سازی دولت عراق برای خارج کردن خمینی از آن کشور احتمالاً بنا به توصیه وی (کنت) به صدام حسین در این مورد انجام گفته است. کنت دومرانش اضافه نمود که بنا بر توصیه وی چهار روز قبل دولت فرانسه تصمیم گرفته خمینی را از آن کشور اخراج کند ولی با کمال تعجب ملاحظه شد که سفیر شاهنشاه آریامهر مصراً از وزارت امور خارجه فرانسه درخواست کرده که از اخراج خمینی صرفنظر شود. کنت علت این اقدام را جویا شد. در این مورد به کنت دومرانش پاسخ داده شد که احتمالاً علت این کار این است که سفیر ایران عقیده دارد که خمینی در پاریس تحت کنترل دوستان فرانسوی ایران است در حالیکه معلوم نیست کشور مقصد بعدی او تا چه حد می‌تواند یا بخواهد فعالیتهای او را کنترل کند. کنت دومرانش خاطرنشان ساخت دلایل قاطعی در اختیار دارد که خمینی با کمونیستهای فرانسه و ایتالیا ارتباط دارد و این عناصر کمونیست برای رفتن او به ایتالیا تلاش می‌کنند. رئیس سرویس فرانسه اظهار عقیده کرد که خوب است وسایل عزیمت خمینی به ایتالیا فراهم شود و با استفاده از هرج و مرجی که در ایتالیا وجود دارد عوامل ایران به آسانی او را از بین ببرند. در این مورد به کنت دومرانش توضیح داده شد که اگر چنین کاری بشود خمینی تبدیل به یک «شهید» خواهد شد و حربه جدیدی به دست کمونیستها می‌افتد تا بیش از گذشته دولت ایران را مورد حمله قرار دهند. کنت این نظر را تأیید نمود. در مورد تصمیم خمینی دایر بر عزیمت به آمریکا اگر چه تا این تاریخ مقامات اطلاعاتی آمریکا خبر درخواست ویزای ورود به آمریکا وسیله وی را تأیید نکرده‌اند ولی رئیس سرویس فرانسه اظهار داشت که خمینی درخواست صدور روادید آمریکا را از سفارت آمریکا در پاریس به عمل آورده است. به رئیس سرویس فرانسه تأکید گردید که عزیمت خمینی به آمریکا مورد تقاضای ساواک بوده و درخواست می‌شود که وی از امکانات خود برای تشویق خمینی به رفتن به آمریکا حداکثر استفاده را بکند. کنت دومرانش قول داد در این زمینه هر کاری از او ساخته باشد انجام خواهد داد و اضافه نمود که اقدامات لازم را جهت تسریع در جمع‌آوری اطلاعات پیرامون فعالیتهای خمینی در پاریس و کنترل تماسها و ملاقاتهای وی معمول و نتایج حاصله را سریعاً در اختیار ساواک خواهد گذاشت. به طور کلی در ملاقات با مقامات فرانسوی چنین استنباط شد که آنان علاقه محسوسی در مورد همکاری با دولت ایران درباره کسب اطلاع از وضعیت خمینی در مدت اقامت در آن کشور دارند. طی ملاقاتی با اسماعیل رائین در پاریس به وی توصیه شد که از طریق صادق قطب‌زاده خمینی را تشویق نماید که به آمریکا عزیمت کند و اسماعیل رائین قول داد که با نماینده ساواک در پاریس همکاری خواهد کرد. به پیوست اصل و ترجمه گزارش سرویس اطلاعاتی فرانسه به ریاست جمهوری آن کشور به مناسبت ورود خمینی به پاریس تقدیم می‌گردد. مراتب جهت استحضار خاطر خطیر ملوکانه معروض می‌گردد. جان‌نثار ـ سپهبد ناصر مقدم منبع : http://www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewDocument&DocumentID=۳۸۹&SP=Farsi

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.