غفلت زدایی ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ - ۲۸۵ بازدید

به نام خدا سلام. ببخشید باید چکار کنیم که از خواب بلند شیم یعنی غفلتی که الان توشیم نه به فکر امام زمانم نه به فکر دین من سر در گم میشم که برای اینکه وظیفه ام رو به عنوان یک شیعه ی علی انجام بدم باید چی کنم؟ ۲-بعضی موقع ها میرم تو فکر و تعجب میکنم که خدایا چرا تعداد خدا پرستان کمه یعنی بیشتر مردم جهان یا دین ندارند یا بت پرستم یا چیزای دیگه یا اینکه مسیحی یا یهودن دلیل این همه بدبختی چیه۳- چرا اکثرمون غافلیم از زندگی اخرت و دلیل این همه لهو و لعب زمان ما چیست لطفا کامل و جامع پاسخ بدید

پرسشگرگرامی؛ اولین مشکل انسان در مسیر کمال خودفراموشی و غفلت از یاد خود و همچنین در پی آن غفلت از یاد خدا است. چون انسان ابتدا در بستر طبیعت و دنیا پدید می آید و رشد می کند این غفلت به صورت طبیعی در انسان وجود دارد که باید قبل از بلوغ توسط مسئولین تربیتی جامعه و پس از بلوغ با همکاری خود او مرتفع گردد. البته عوامل بسیاری هم در محیط زندگی و جامعه هست که باعث تشدید این غفلت می شوند. کسانی که در مسیر تکامل حرکت می کنند, اولین و مهمترین برنامه سلوکی آنها مبارزه با عوامل غفلت و بیدار سازی خود است. اگر انسان بیدار شود, ادامه راه با مشکل چندانی مواجه نیست, زیرا توان حرکت و امکانات حرکت را که همانا عقل از درون و وحی از بیرون و سایر امکانات مادی و معنوی است, خدای متعال در اختیار او قرار داده است.انسان یعنی موجود مختار و اختیار آمیزه ای از آگاهی و اراده آزاد است. آدمیت و انسانیت انسان در صورتی تحقق می یابد که انسان واقعا بتواند به صورت اختیاری و آگاهانه زندگی کند و تحت فشار محیط و شرایط غریزی و مانند آن انتخاب نکند.
● عوامل غفلت از خدا و یاد او:
قرآن به این پرسش در آیات چندی پاسخ داده که در این جا به برخی از علل و عواملی که موجب می شود تا انسان از خدا و یا از یاد او غافل شود اشاره می شود.
عواملی را که باعث غفلت انسان از یاد خدا می شود به دو دسته اصلی عوامل ایجادی و عوامل زمینه ساز تقسیم کرد؛ زیرا برخی از عوامل خود به طور مستقیم موجب می شوند تا انسان گرفتار غفلت از خدا شود و برخی دیگر زمینه ها و بسترهایی را فراهم می آورد تا آدمی گرفتار غفلت شود.
بی گمان اموری چون هواهای نفسانی (کهف آیه ۲۸) و دلبستگی به دنیا و دنیاطلبی (همان) در کنار شیطان و وسوسه های آن (مائده آیه ۹۰ و ۹۱) مهم ترین عوامل غفلت در انسان است.
خواسته های نفسانی و هواهای بی پایان آن، می تواند انسان را چنان سرگرم خود کند که دیگر اصل و فلسفه آفرینش و زندگی فراموش شود. از این رو خداوند رفاه و آسایش (اعراف آیه ۹۵ و ۱۳۴ تا ۱۳۶ و یونس آیه ۱۲ و هود آیه ۱۰) را به عنوان زمینه ساز غفلت آدمی برمی شمارد؛ زیرا رفاه زدگی و آسایش زیادی موجب می شود که آدمی سرگرم پاسخ گویی به هواهای نفسانی شود و از مسیر کمالی و فلسفه آفرینش دور و غافل گردد.
دلبستگی های آدمی به فرزندان (منافقون آیه ۹) مال و ثروت و دلبستگی به آن (ص آیات ۳۱ و ۳۲) دلبستگی به دنیا و زینت های آن (کهف آیه ۲۸) سرگرم شدن به تجارت و داد و ستد (نور آیه ۳۷)، گردآوری ثروت (تکاثر آیه ۱ و ۲)، تلاش برای افزایش ثروت و قدرت جهت برتری یافتن بر دیگران (همان) موجب می شود انسان چنان غرق در دنیا و لذت های آن شود که از خداوند غافل گردد.
البته تفاخر به ثروت و قدرت و شمار یاران وخویشان (تکاثر آیات ۱ و ۲)، تکبر و خودبزرگ بینی) (اعراف آیات ۲۰۵ و ۲۰۶ و فصلت آیه ۱۵)، گرفتار شدن در امور باطل و نابهنجاری های رفتاری چون شراب خواری (مائده آیات ۹۰ و ۹۱) قماربازی (همان) اسراف گری و تبذیر و ریخت و پاش (یونس آیه ۱۲)، افراط در سور و شادمانی (غافر آیات ۷۳ و ۷۵) موجب عمده غفلت آدمی و زمینه ساز گرفتاری در این بلای بزرگ است که همه فرصت ها را می برد و ظرفیت ها را می سوزاند.
*و در کل ریشه غفلت را می توان در دو چیز به صورت خلاصه بیان کرد:
۱-نا آگاهی ناشی از کمبود اطلاعات نسبت به زندگی و امور اساسی مانند خداوند, جهان هستی, دین, دنیا, هدف زندگی, خود انسانی, معاد و در نتیجه ضعف ایمان و اعتقاد دینی .
۲- دلبستگی به دنیا و اموری که موقتی و گذرا هستند و باعث فراموشی آخرت و امور واقعی و پایدار می گردند, عدم توجه به ارزش عمر و مسیر حرکت تکاملی و قرب عملی به خدا.
● موانع غفلت و عوامل غفلت زدا:
راه رهایی انسان از غفلت و آثار و پیامدهای زیانبار آن، بهره گیری از عقل و تفکر در هستی در کنار تزکیه نفس می باشد. به این معنا که تعلیم و تزکیه به عنوان دو عامل مهم در رهایی از غفلت بسیار مهم است؛ زیرا غفلت زمانی پدید می آید که انسان نسبت به هستی و فلسفه آفرینش غافل شود و با سرگرم شدن در امور مادی و دنیوی و پاسخ گویی به نیازهای طبیعی و غریزی، خدا و اهدافش را فراموش کند.
از آن جایی که انسان ها به طور طبیعی گرفتار دنیا هستند و مظاهر و زینت های آن موجبات غفلت و فراموشی را نسبت به خدا و اهداف آفرینش فراهم می آورد، لازم است که هر از گاهی به وی گوشزد شود. از اینرو بعثت پیامبران و رسولان الهی راهی برای بازداشتن مردم و جنیان از غفلت قرار داده شده است (انعام آیه ۱۳۰ و ۱۳۱) چنان که تبیین آیات خدا برای مردم، مایه تذکر و زدودن غفلت از آنان می شود (بقره آیه ۲۲۱) و پیامبران برای ایفای این نقش فرستاده شده اند.
انذار و بیم دهی، مایه زدایش غفلت و بی خبری مردم از اهداف خلقت و بازگشت به مسیر درست کمالی است که در آیات ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره انعام و ۳۹ سوره مریم و ۳۶ سوره قصص و ۳ و ۶ سوره یس به آن توجه داده شده است. براین اساس کسانی که در عرصه آموزش و تربیت افراد جامعه فعالیت می کنند، لازم است که از انذار و بیم دهی به عنوان یک عامل غفلت زدا بهره گیرند.
بصیرت و بینایی نسبت به حقایق آخرتی، مانع جدی در برابر غفلت و بی خبری از آن است؛ چنان که اندیشیدن در حقیقت دنیا و آخرت (انعام آیات ۳۱ و ۳۲ و روم آیه ۷ و ۸) و هم چنین نگرش عمیق در حقیقت دنیا و آخرت (همان) نقش بسیار مهمی در غفلت زدایی ایفا می کند بلکه حتی اجازه نمی دهد تا آدمی خود را مشغول به امور دنیوی و سرگرم آن کند و از خدا و اهداف آفرینش غافل شود.
مقایسه دنیای گذرا با حقیقت زندگی آخرتی (نحل آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ و عنکبوت آیه ۶۴ و قیامت آیه ۲۰ و ۲۱) می تواند مانع جدی در برابر غفلت باشد، چنان که مشاهده قدرت خداوند در آفرینش نخستین و تفکر درباره آن نیز از دیگر موانع غفلت است که در آیات ۶۱ و ۶۲ سوره واقعه به آن اشاره شده است.
خداوند گاه برای بیدار کردن آدمی، از علل و عواملی چون سختی ها و مجازات و گرفتاری ها بهره می گیرد. از این رو برخی از فشارها و تنگناها به عنوان عوامل غفلت زدا مورد توجه است. آیات بسیاری به این مهم توجه داده است که از آن جمله می توان به آیه ۱۲ سوره یونس و آیه ۶۷ سوره اسراء و ۳۳ سوره روم و ۸ سوره زمر اشاره کرد.
خواندن قرآن و توجه به تذکرات قرآن (انبیاء آیه ۱ و ۲ و نور آیه ۱ و قصص آیه ۵۱ و مانند آن) و یاد خداوند در صبح و عصر، زداینده غفلت انسان از خداست. (اعراف آیه ۲۰۵)
این ها نمونه هایی از موانع غفلت و عوامل غفلت زدا است که در آیات قرآنی به آن توجه داده است. بنابراین انسان می بایست همواره به این نکته توجه کند که عوامل غفلت در درون و بیرون آدمی چنان قوی است که اگر اندکی غافل شود و هوشیار و بیدار نباشد، ممکن است در دام بزرگ غفلت گرفتار آید و دنیا و آخرت خویش را تباه کند و انگشت حسرت و ندامت بگزد.
کسانی که خود را در دنیا هوشیار و بیدار نکنند، باید این انتظار را داشته باشند که عذاب قهر الهی، نقطه ای بر پایان غفلت زدگی و بی خبری ایشان باشد (مؤمنون آیات ۶۳ و ۶۴) به این معنا که اگر کسی خود را بیدار نکند روزی می رسد که عذاب الهی او را از خواب غفلت بیدار خواهد کرد ولی آن زمان بسیار دیر است و دیگر راه بازگشت و اصلاح و تصحیح باقی نمی ماند و ندامت و افسوس نیز سودی به حالش نخواهد داشت؛ زیرا عذاب الهی او را دربرگرفته و هیچ شفاعت و معامله ای با وی نمی شود.
کسب معلومات و آگاهی از اعتقادات تاثیر زیادی در تقویت ایمان شما دارد تا بتوانید دستورات خدا را بشناسید ولی کافی نیست. شما باید از اعمال صالح نیز کمک بگیرید تا ایمان شما را بالاتر ببرد و زمینه عمل به دستورات دینی را در شما تقویت کند.
*براى درمان غفلت: اولین مرحله به تعبیر اصحاب سیرو سلوک «یقظه و بیدارى از خواب غفلت و توجه به غافل بودن خویش» مى باشد. خوشبختانه شما این احساس را دارید که ان شاءالله شروع خوب و مبارکى برایتان خواهد بود. تا زمانی که انسان با کسب علم و آگاهی خویش را بیدار نساخته و با خودسازی موانع راه کمال را از سر راه خود مرتفع ننموده است هر مقدار که تلاش کند در مسیر زندگی عادی و ایمانی خود منظم و دقیق باشد, در نهایت با شکست مواجه می شود و نمی تواند همیشه در یک روند متعادل و سازنده حرکت کند.
برای اینکه این مشکل مرتفع شود باید اولا سیر مطالعاتی داشته باشید و اطلاعات دینی و بینشی خود را افزایش دهید و ثانیا برنامه خودسازی داشته باشید و به تدریج عادت های بد و دلبستگی های مضر و وابستگی هایی که مانع انتخاب درست در انسان می شود, را در خودتان شناسایی و مرتفع نمایید. پس از آن مى بایست انسان عزم خود را جزم کرده وتصمیم قاطع بگیرد همیشه تابع خواست خداوند بوده و همواره در صدد انجام تکالیف الهى باشد. چه در امورى عبادى و چه در امور اجتماعى و دیگر ابعاد زندگى. هر قدمى که بر مى دارد و هر سخنى که مى گوید و هر برنامه اى که دارد نخست ببیند آیا رضاى خداوند در آن مى باشد. *راهکار اصلی غفلت زدایی یاد خود و خودشناسی است که باعث تقویت یاد خدا و خودسازی نیز می شود. البته منظور از «خود» و «خویش»، آن حقیقت انسان و آن گوهر ارزشمندى وجود انسان است که از آن به نفس و روح و قلب تعبیر مى کنند. براى شناخت بهتر آن باید در حالات و آثار آن دقت نمود و مرز بین بدن و جسم را که از عالم طبیعت و جسمانیان است با نفس که موجودى مجرّد و بدون زمان و مکان و خارج از احکام جسم و جسمانیات است. مشخص کرد و این باب با برکتى است که معرفت خداوند متعال را به دنبال دارد که: من عرف نفسه فقد عرفه نفسه.خداوند کریم در قرآن مجید مى فرماید: و فى الارض آیات للمؤمنین و فى انفسکم افلا تبصرون؛ در زمین و در جان ها و درون شما نشانه هایىبراى اهل یقین وجود دارد آیا دقت نمى کنید؟». (ذاریات / ۲۱)
*مراحل سه گانه خوشناسی و خودیابی و خودسازی .
الف. خودشناسی: پیش از هر چیز لازم است انسان بدین موضوع پی ببرد که وجود او آمیزه ای است از بدن مادی و حقیقتی دیگر به نام نفس (روح) است که ، از آن به من یاد می کند ؛ وانگهی، همین بخش از وجود او ، جاودانه خواهد ماند. هم از نگاه قران کریم و هم در روایات معصومین (ع) دست یابی به چنین شناختی، با شناخت خداوند پیوندی ناگسستنی دارد: «و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون؛ و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آن ها را به خود فراموشی گرفتار کرده . آنها فاسقانند.» (حشر، ۱۹) نیز پیامبر (ص) فرمود: «اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه ؛ شناسنده ترین شما نسبت به خودتان ، شناسنده ترین به پروردگارتان است.» علامه طباطبایی ، المیزان ، ج ۶ ، ص ۱۸۲ ، دارالکتب الاسلامیه همو در سخن دیگر فرمود: الکیس من عرف نفسه و اخلص اعماله؛ انسان زیرک ، کسی است که خود را بشناسد ، و اعمالش را [برای خدا] خالص کند»(همان) نتیجه پیوند یاد شده نیز، اندیشه ورزی درباره توحید می باشد . امام صادق (ع) درباره رتبه بندی آگاهی های انسان فرمود: «وجدت علم الناس کله فی اربع ؛ اولها ان تعرف ربک و الثانی ان تعرف ما صنع بک والثالث ان تعرف ما اراد منک و الرابع ان تعرف ما یخرجک من دینک؛ همه علم مردم را در چهار چیز یافتم: اول این که پروردگار خود را بشناسی. دوم، این که بدانی خداوند با تو چه کرده (مراد پی بردن به آفرینش موزون و حکیمانه ، نعمت عقل و حواس، ارسال رسل و انزال کتب آسمانی است). سوم، این که بدانی او از تو چه خواسته است ، چهارم اینکه بدانی چه چیز تو را از دینت خارج می کند. (شناخت گناهان و موجبات شرک و ارتداد)»(کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۶۳، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام) انسان از منظر آیات و روایات دارای جایگاهی ممتاز و بسیار ارزشمند است. او خلیفه خداوند و جامع اسماء و صفات الهی است و می تواند به رفیع ترین قله های کمال و فضیلت دست یابد. قرآن کریم و روایات معصومین(ع) انسان را به خود شناسی دعوت کرده اند و او را به تأمل در خویشتن و سرمایه ها و گوهرهای درونی اش ترغیب و تشویق کرده اند. این خودشناسی آثار و برکات فراوانی به دنبال دارد که از جمله آنها دستیابی به عزت نفس و احساس کرامت و بزرگواری در خود است. اگر انسان به این حقیقت دست یابد که خداوند پس از پشت سر نهادن مراحل پست، به او استعدادهای شگفت انگیز داده و او را به مقامی ارجمند که برتر از همه موجودات است رسانیده است، بی هیچ تردید حاضر نخواهد شد که خود را هم ردیف حیوانات قرار دهد و زمام خود را به دست خواهش های پست و خواسته های حیوانی بسپارد. احساس کرامت نفس زمانی حاصل می شود که انسان به برتری هایی که خداوند کریم به او عطا فرموده است آگاه شود. امیر مؤمنان(ع) در این باره می فرمایدک «من کرمت علیه نفسه، هانت علیه شهواته؛ آن کس که در خود احساس عزت و بزرگواری کند خواهش ها در نزد او پست و بی مقدار می گردد». (نهج البلاغه، حکمت ۴۴۹) شناخت درست و عمیق و واقعی انسان، او را به ارزش وجودی خویش واقف می سازد و سبب می گردد که او، خود را بالاتر از آن ببیند که دامنش را به زشتی ها و گناهان آلوده کند، بلکه سعی می کند عمر خود را چنان سپری کند که گوهر وجودش دستخوش آفت های روزگار نگردد. برعکس آن کس که احساس شخصیت اخلاقی و ارزشمند بودن را از دست بدهد، ممکن است به هر حقارتی تن در دهد و از دست زدن به هیچ گناهی واهمه و ترسی نداشته باشد. امام هادی(ع) می فرماید: «من هانت علیه نفسه فلا تامن شره؛ آن کس که خود را پست و بی ارزش بداند، از شر و آفت او ایمن مباش».(تحف العقول، سخنان حضرت هادی(ع)) از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) حداقل بها و قیمت انسان بهشت است و اگر انسان خود را به کمتر از بهشت بفروشد در این معامله دچار خسران و زیان شده است: «انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنه فلا تبیعوها الا بها؛ برای جان های شما قیمتی جز بهشت نیست، پس آن را به کمتر از بهشت نفروشید.»(حکمت ۴۵۶، نهج البلاغه) البته بهشت کمترین بهای انسان مؤمن و خدا باور و جویای کمال است و بالاتر از آن لقای پروردگار و رضوان الهی است که ازکمال بالاتر و از هر لذتی، لذیذتر و گواراتر است. (رجوع کنید به: تهذیب نفس، ابراهیم امینی)
ب. خودیابی (استمرار در توجه به خود و مبارزه با غفلت زدگی): در رهپویی به کمال حقیقی ، تنها شناخت خود کافی نیست؛ چرا که این شناخت ، در اثر توجه بیش از اندازه به امور دنیوی و نیازهای جسمانی ، دستخوش غفلت و فراموشی قرار می گیرد؛ از این رو ، انسان نباید بسان اشخاص عادی ، تنها در مواقع اضطرار مانند غرق شدن و سایر حوادث طبیعی ، به خود توجه پیدا کند ، بلکه با فاصله گرفتن نسبی از امور مادی، برای توجه به خود حقیقی و نیاز های آن ، برنامه ای مستمر داشته باشد و راهکار شاخص این مهم ، شستشوی گرد و غبار بر نشسته بر جان آدمی در آب زلال عبادت است.
ج. خودسازی: با گذار از دو مرحله پیشین؛ یعنی خوشناسی و خودیابی، به مرحلهء سوم یعنی خودسازی می رسیم که ، دوری گزینی از کج روی و گناه و نیز انجام اعمال صالح، پایه اصلی آن را تشکیل می دهد. قرآن کریم با بیانی آشکار به انسان نهیب می زند که، به فریاد خودتان برسید: «یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم تعملون ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، مراقب خود باشید، اگر شما هدایت یافته اید گمراهی کسانی که گمراه شده اند، به شما زیانی نمی رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ و شما را از آن چه عمل می کردید، آگاه می کند.» (مائده، آیه ۱۰۵) اگر رفتارهای انسان، با هدف از آفرینش او متناسب باشد ، در این صورت نفس او کمال یافته ، به سعادت می رسد. پالایش نفس از بیماری های روانی نیز، نخستین برنامه قرآنی در این راستا است: «قد افلح من زکیها و قد خاب من دیسها؛ هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرد، رستگار ، و آن که نفس خود را با معصیت و گناه آلوده سازد، نومید و محروم گشته است.» (شمس، آیه ۹) خلاصه آن که ، دست یابی به حقیقت انسانی، وامدار خودسازی است، و اساسا هدف از آفرینش عالم، پدید آوردن کارخانه ای به منظور انسان سازی بوده است.
د. به دلیل دارا بودن بعد جسمانی، افزون بر جنبه روحی، پیدا ست که انسان نباید تنها به نیاز های روحی پرداخته، از نیازهای جسمی غافل شود. ولی در باره این دسته از نیازهای انسان، توجه به دو نکته ضروری است . اولا به دلیل غریزی بودن نیازهای مزبور، پی بردن به آن ها به پیچیدگی درک نیازهای روحی نیست؛ ثانیا بر آوردن آن ها هدف نبوده و تنها زمینه ای است که ، موانع پرداختن به نیازهای اصلی انسان ، یعنی پرورش روان را، می زداید.در روایات معصومین (ع) تأمین معاش و پرداختن به لذایذ حلال جسمانی ، از موارد شاخص نیازهای جسمانی برشمرده شده اند، امام علی (ع) در این باره فرمودند: «للمومن ثلاث ساعات ، فساعه یناجی فیها ربه و ساعه یوم معاشه و ساعه یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل؛ زندگی فرد با ایمان در سه قسمت خلاصه می شود: قسمتی به معنویات پرداخته و با پروردگارش مناجات می کند، و قسمتی به فکر تأمین و ترمیم معاش است، و قسمتی را به این امر اختصاص می دهد که ، در برابر لذت های حلال و مشروع آزاد باشد» ( نهج البلاغه ، کلمه ۳۹۰ از کلمات قصار ، به نقل از تفسیر نمونه ، ج ۹ ، ص ۳۳۴) ناگفته نماند گستره نیازهای اساسی انسان در روابط چهارگانه با «خدا ، مردم ، طبیعت و خویشتن قابل تعریف و بررسی و رتبه بندی است آنچه گفته شد تنها درباره رابطه خود و خداست.
*چند توصیه برای رفع غفلت:
۱-توجه دائم به خداوند و ذکر و یاد او: حضور خداوند در خاطر ما، در همه لحظات زندگی، ارتباط ما را با او افزایش می دهد و به تدریج به پیوندی استوار می انجامد. یکی از حکمت های نمازهای پنجگانه، زنده نگه داشتن یاد خدا در طول شبانه روز، در دل مؤمن است.
«یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید» (احزاب، آیه ۴۱).
انجام برخی کارها مانند قرائت قرآن، دعا و زیارت، مطالعه سیره ائمه و همنشینی با نیکان و صالحان، ما را به یاد خدا می اندازد. برخی کارها نیز مانع توجه به خداوند است که باید این موانع را کنار زد تا غفلت بر آن حاکم نشود. قرآن کریم می فرماید: «یاد خدا دل های مؤمنان را می لرزاند و هنگامی که آیات الهی را گوش دهند، بر ایمانشان افزوده می شود» (انفال، آیه ۲).
۲-توجه به نعمت ها و الطاف خدا نسبت به انسان: اگر در زندگی خود توجه کنیم، خود را غرق در نعمت های الهی خواهیم یافت. فلسفه آفرینش این نعمت ها این است:
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
انسان بر خوان نعمت حق نشسته تا با یادآوری لطف او، یاد خدا را در دل زنده نگه دارد و قلب خود را به او نزدیک تر کند.
۳-انجام نیکی ها و دوری از بدی ها: هر عمل نیک دل را نورانی تر می کند و برعکس هر گناه صفحه دل را تیره و کدر می سازد. باید بکوشیم با عمل به نیکی ها، دل خود را نورانی تر کنیم و با دوری از گناهان رشته محبت خود را با خدا استوار سازیم.
۴- شرکت در جلسات و فعالیت های مذهبی و فرهنگی و ذکر اهل بیت(ع).
دو نکته دیگر را باید تذکر بدهم: اول آنکه استفاده از نعمت‌های خدا و لذت بردن از آنها اشکالی ندارد. اصلا خدا این نعمت‌ها را برای استفاده مومنین آفریده است. اما نکته این جا است که استفاده از نعمت‌ها باید در چارچوب قوانین و دستورات خدا باشد و از مسیر الاهی تعدی نشود.
*برای ایجاد یقظه و غفلت زدایی مطالعه کتاب های زیر مفید است : ۱- مطالعه و تلاوت قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع)۲- شرح زندگی عالمان ربانی و عارفان و سالکان الی الله.کتاب هایی که در مورد سرگذشت و شرح زندگانی بزرگان دین و انسان های برجسته می باشد مثل:الف. سرگذشت های ویژه از زندگی امام خمینیب. سلوک معنوی، شرح زندگی حضرت آیت الله بهاء الدینیج. فریادگر توحید، شرح زندگی حضرت آیت الله بهجتد. فضیلت های فراموش شده، شرح زندگی مرحوم تربتی ۳- خودشناسی برای خودسازی محمد تقی مصباح یزدی۴- محاسبه النفس سید بن طاووس.۵-کتاب های شهید دستغیب مانند:۱- معاد۲- داستان های شگفت۳- گناهان کبیره۴- استعاذه۵- قلب سلیم

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.