غیرت حق تعالى ۱۳۹۱/۴/۱۵

اى عزیز بیدار شو، و پنبه ی غفلت را از گوش برون کن ، و خواب غفلت را بر چشم خود حرام نما، و بدان که تو را خداى تعالى براى خود آفریده است . چنان چه در حدیث قدسى مى فرماید : یَابنَ آدم خَلَقتُ الأشیاءَ لأِجلِکَ وَ خَلَقتُکَ لأِجلِى ( المنهج القوى ، ج ۵، ص ۵۱۶ - علم الیقین ، ج ۱، ص ۳۸۱ ) ؛ یعنى اى پسر آدم؛ همه چیز را براى تو آفریدم و تو را براى خود آفریدم و قلب تو را منزل گاه خود قرار داده ، تو و قلب تو، یکى از نوامیس الهیّه هستید. حق تعالى نسبت به ناموس خود غیور است. این قدر پرده درى مکن به ناموس حق تعالى ، دست درازى را روا مدار.
اى عزیز بیدار شو، و پنبه ی غفلت را از گوش برون کن ، و خواب غفلت را بر چشم خود حرام نما، و بدان که تو را خداى تعالى براى خود آفریده است . چنان چه در حدیث قدسى مى فرماید : یَابنَ آدم خَلَقتُ الأشیاءَ لأِجلِکَ وَ خَلَقتُکَ لأِجلِى ( المنهج القوى ، ج ۵، ص ۵۱۶ - علم الیقین ، ج ۱، ص ۳۸۱ ) ؛ یعنى اى پسر آدم؛ همه چیز را براى تو آفریدم و تو را براى خود آفریدم و قلب تو را منزل گاه خود قرار داده ، تو و قلب تو، یکى از نوامیس الهیّه هستید. حق تعالى نسبت به ناموس خود غیور است. این قدر پرده درى مکن به ناموس حق تعالى ، دست درازى را روا مدار. بترس از غیرت حق تعالى که تو را در این عالم هم چنان رسوا کند که هر چه خواهى اصلاح کنى ، نتوانى .

تو در ملکوت خود در حضور حضرات ملائکه و انبیاى عظام ، پرده ی ناموس ‍ الهى را پاره کنى ، و اخلاق فاضله را که به واسطه ی آن ها اولیاء تشبّه به حق پیدا مى کنند، تسلیم غیر حق مى کنى و قلب خود را به دشمن حق مى دهى و در باطن ملکوت خود شرک مى ورزى. بترس از آن که حق تعالى علاوه بر آن که ناموس مملکت تو را پاره کند، و تو را پیش انبیاء عظام و ملائکه ی مقرّبین ، مفتضح و رسوا کند، در همین عالم تو را مفتضح کند، و به فضیحتى که جبران پذیر نباشد، مبتلا کند و پاره شدن عصمتى که وصله بردار نباشد. حق تعالى ستّار است ، ولى غیور هم هست . ارحم الراحمین است ، ولى اَشَدُّ المُعاقبین هم هست . سِتر مى فرماید تا وقتى از حد نگذرد. ممکن است خداى نخواسته این کار بزرگ و این رسوایى ناهنجار، غیرت را بر ستر غلبه دهد چنان چه در حدیث شریف شنیدى.
پس قدرى به خود آى ، و رجوع به خدا کن و بازگشت به سوى او نما که خداى تعالى رحیم است و براى رحمت، پى بهانه مى گردد. اگر رجوع کردى ، به غفران خود، عیوب گذشته را ستر مى فرماید و نمى گذارد کسى بر آن مطّلع شود، و تو را صاحب فضیلت مى کند، و اخلاق کریمه را در تو جلوه مى دهد، و تو را مرآت صفاى خود مى فرماید، و اراده ی تو را در آن عالم کار کن مى فرماید، چنان چه اراده ی خود (او) در همه ی عالم نافذ است ، چنان چه در حدیثى منقول است که وقتى که اهل بهشت قرار گرفتند، نامه اى از جانب حق تعالى براى آن ها مى آید که مضمونش این است :

(( از جانب زنده پاینده اى که نمى میرد، به سوى زنده پاینده اى که نمى میرد. من هر چه را مى خواهم موجود شود به او مى گویم باش . پس موجود مى شود. تو را هم امروز قرار دادم که هر چه را مى خواهى بشود، امر کن ، مى شود. ))

تو این قدر خود خواهى نداشته باش . تو اراده ی خود را تسلیم حق کن . ذات مقدّس هم تو را مظهر اراده ی خود مى فرماید. تو را متصرّف در امور قرار مى دهد. مملکت ایجاد را در آخرت در تحت قدرت تو قرار مى دهد، و این غیر تفویض باطل است ، چنان چه در محلّ خود معلوم است .

هان اى عزیز! تو خود دانى ، مى خواهى این را بپذیر یا آن را ؛ که خداى تعالى از ما و همه ی مخلوقات و اخلاص ما و همه ی موجودات عالم بى نیاز است. ( امام خمینی رحمه الله ، چهل حدیث ، ص ۳۸ و ۳۹ )

برگرفته از پایگاه : پاسخگو
برخی از عبارات و کلمات این نوشتار با ادبیات ساده و روان تری نوشته شده است و با متن اصلی اندکی تفاوت دارد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.