فاطمه(س) و پیامبر(ص) ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ - ۵۱۴ بازدید

آیا پیامبر خداصلى الله علیه وآله با علم به آن چه که بعد از او اتفاق خواهد افتاد، این سخنان را فرمود و دیگران را بر این خصوصیات آگاه نموده است؟ و آیا تکذیب فاطمه علیها السلام در ادعاى فدک، تکذیب رسول خدا نیست؟
آیا «تکذیب» فاطمه اذیت و به خشم آوردن دختر پیامبر نیست؟ چه اذیتى بالاتر از تکذیب؟؟؟!!

نگاهى به جایگاه و منزلت حضرت زهراعلیها السلام از دیدگاه روایات
فاطمه‌علیها السلام سرور بانوان
در حدیثى که از پیامبر خداصلى الله علیه وآله نقل شده است ، حضرتش مى‌فرماید :
« فاطمه سیده نساء اهل الجنه »
« فاطمه سرور بانوان بهشتیان است » .
این حدیث با تعابیر دیگرى نیز از آن حضرت‌صلى الله علیه وآله نقل شده است مثلاً : در سخنى مى‌فرماید :
« فاطمه سیده نساء هذه الامه »
« فاطمه سرور بانوان این امت است » .
در تعبیر دیگرى مى‌فرماید :
« فاطمه سیده نساء المؤمنین »
« فاطمه سرور بانوان مؤمن است » .
در سخن دیگرى آمده است :
« فاطمه سیده نساء العالمین »
« فاطمه سرور بانوان جهانیان است » .
شایان ذکر است که این حدیث با الفاظ مختلف ، در کتاب‌هاى : صحیح ( تألیف : بُخارى ) ، المسند ( تألیف : احمد بن حنبل ) ، الخصائص ( تألیف : نَسایى ) ، المسند ( تألیف : ابى داوود طیالسى ) ، صحیح ( تألیف : مسلم ) ، بخش فضائل الزهراعلیها السلام ، المستدرک ( تألیف : حاکم نیشابورى ) ، صحیح ( تألیف : تِرمذى ) ، صحیح ( تألیف : ابن ماجه ) و دیگر منابع ( 1 ) آمده است .
بر اساس این سخنان پیامبر خداصلى الله علیه وآله که از منبع وحى سرچشمه مى‌گیرد ، حضرت فاطمه زهراعلیها السلام سرور بانوان جهانیان از پیشینیان و پسینیان است .
فاطمه‌علیها السلام پاره تن پیامبر خداصلى الله علیه وآله
در حدیث دیگرى که در منابع معتبر شیعه و سنى آمده است ، پیامبر خداصلى الله علیه وآله مى‌فرماید :
« فاطمه بضعه منى من أغضبها أغضبنى »
« فاطمه ، پاره تن من است هر کس او را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده است » .
این حدیث ، با همین متن ، در کتاب صحیح ( تألیف : بخارى ) ( 2 ) و دیگر مصادر دیده مى‌شود .
در تعبیر دیگرى پیامبر خداصلى الله علیه وآله فرمود :
« فاطمه بضعه منى یریبنى ما أرابها و یؤذینى ما آذاها »
« فاطمه ، پاره تن من است مرا آشفته مى‌کند ، هر آن چه او را آشفته کند و مرا ناراحت مى‌سازد ، هر چه که او را ناراحت کند » .
این تعبیر در کتاب‌هاى صحیح ( تألیف : بخارى ) ، مسند ( تألیف : احمد بن حنبل ) ، صحیح ( تألیف : ابى داوود ) ، صحیح ( تألیف : مُسلم ) و دیگر مصادر آمده است . ( 3 )
در صحیح مسلم آمده است که پیامبر خداصلى الله علیه وآله فرمود :
« انما فاطمه بضعه منى یؤذینى ما آذاها » ( 4 )
« به طور حتم ، فاطمه ، پاره تن من است آن چه که او را بیازارد ، مرا مى‌آزارد » .
احمد بن حنبل در المسند نقل مى‌کند که پیامبر خداصلى الله علیه وآله فرمود :
« انما فاطمه بضعه منى یؤذینى ما آذاها و ینصبنى ما أنصبها »
« بى‌تردید ، فاطمه ، پاره تن من است آن چه که او را بیازارد ، مرا مى‌آزارد و آن چه که او را اندوهگین سازد ، مرا اندوهگین مى‌کند » . ( 5 )
همین حدیث را ترمذى نیز در کتاب صحیح خود نقل کرده است . ( 6 ) حاکم نیشابورى نیز پس از نقل این حدیث در المستدرک مى‌گوید :
این حدیث بر مبناى بُخارى و مُسلم ، صحیح است . ( 7 )
احمد بن حنبل در جاى دیگرى از کتاب المسند این گونه نقل مى‌کند که پیامبر خداصلى الله علیه وآله فرمود :
« فاطمه بضغه منى یقبضنى ما یقبضها و یبسطنى ما یبسطها »
« فاطمه ، پاره تن من است آن چه او را اندوهگین کند ، مرا اندوهگین مى‌کند و آن چه که او را شاد کند ، مرا شاد مى‌کند » . ( 8 )
همین تعبیر در المستدرک و دیگر منابع نیز آمده است و حاکم نیشابورى در ذیل آن مى‌گوید :
اسناد آن ، صحیح هستند . ( 9 )
خشم و خشنودى فاطمه‌علیها السلام ، خشم و خشنودى خداست
در حدیث زیبایى ، پیامبر خداصلى الله علیه وآله دختر گرامى خود را این گونه توصیف مى‌نماید :
« ان اللَّه یغضب لغضب فاطمه و یرضى لرضاها »
« خداوند به خشم فاطمه ، خشمگین و به خشنودى او ، خشنود مى‌گردد » .
این حدیث را در کتاب‌هاى : المستدرک ، الإِصابه و تهذیب التهذیب مى‌توانید بیابید البته نویسنده کنزالعمّال نیز آن را از ابى یَعْلى ، طَبَرانى و ابى نعیم ، روایت مى‌کند . همچنین نویسندگان دیگرى نیز این حدیث را روایت کرده‌اند . ( 10 )
راستگوترین فرد پس از پیامبر خداصلى الله علیه وآله
عایشه در مورد شخصیت والاى حضرت فاطمه زهراعلیها السلام لب به سخن گشوده و مى‌گوید :
« ما رأیت أحداً کان أصدق لهجه منها غیر أبیها »
« هیچ شخصى را راستگوتر از فاطمه ، جز پدرش ندیدم » .
حاکم نیشابورى این روایت را در المستدرک آورده است و در ذیل آن مى‌گوید : این روایت بر مبناى بخارى و مسلم ، صحیح است و ذهبى نیز بر صحت آن اقرار دارد همچنین این حدیث در کتاب‌هاى الإِستیعاب و حلیه الاولیاء نیز آمده است . ( 11 )
همان‌گونه که ملاحظه کردید ، این احادیث به طور کامل ، مطلق هستند و هیچ گونه قیدى در آنها به چشم نمى‌خورد وقتى پیامبر خداصلى الله علیه وآله مى‌فرماید : « خداوند ، به غضب فاطمه ، غضب مى‌کند » نمى‌فرماید : اگر چنین و چنان بود ، یا به فلان شرط ، یا اگر غضبش به فلان علت بود بلکه بدون هیچ قیدى مى‌فرماید : « خداوند ، به غضب فاطمه ، غضب مى‌کند » .
این غضب به چه سببى باشد ؟ نسبت به چه کسى باشد ؟ در چه زمانى باشد ؟ هیچ اشاره‌اى ندارد و به طور کامل ، مطلق است و آن گاه که حضرتش مى‌فرماید : « آن چه او را اذیت مى‌کند ، مرا اذیت مى‌کند » دیگر نمى‌فرماید : اگر چنین بود ، یا اگر اذیت کننده فلانى بود ، یا اگر در فلان وقت بود ، بلکه حدیث به طور کامل ، مطلق است و هیچ قید و شرطى ندارد .
از طرفى ، این احادیث بیانگر آن است که پذیرش سخن فاطمه‌علیها السلام - هر چه باشد - ضرورى است و تکذیب او - در هر ادعایى که بنماید - حرام است . همچنین ملاحظه شد که عایشه گواهى مى‌دهد که او بعد از پدرش ، راستگوترین مردم است .
حال آیا پیامبر خداصلى الله علیه وآله با علم به آن چه که بعد از او اتفاق خواهد افتاد ، این سخنان را فرمود و دیگران را بر این خصوصیات آگاه نموده است ؟ و آیا تکذیب فاطمه‌علیها السلام در ادعاى فدک ، تکذیب رسول خدا نیست ؟
آیا « تکذیب » فاطمه اذیت و به خشم آوردن دختر پیامبر نیست ؟ چه اذیتى بالاتر از تکذیب ؟ ؟ ؟ ! !
پى نوشت ها
1 ) صحیح بخارى : 209 / 4 ، کتاب بدء الخلق ، باب مناقب قرابه رسول اللَّه ، الخصائص : 34 ، المسند ابى داوود طیالسى : 197 ، صحیح مسلم : 143 / 7 ، الطبقات : 40 / 2 ، مسند احمد : 282 / 6 ، حلیه الاولیاء : 39 / 2 ، المستدرک : 151 / 3 ، صحیح ابن ماجه : 518 / 1 ، سنن تِرمذى : 2
. 326 / 5 ) صحیح بخارى : 210 / 4 ، کتاب بدء الخلق ، باب مناقب قرابه الرسول و منقبه فاطمه‌علیها السلام .
3 ) صحیح بخارى : 158 / 6 ، مسند احمد : 328 / 4 ، صحیح مسلم : 141 / 7 ، کتاب فضائل الصحابه ، باب فضائل فاطمه بنت النبى‌صلى الله علیه وآله ، سنن ابى داوود : 4
. 460 / 1 ) صحیح مسلم : 141 / 7 ، باب فضایل فاطمه‌علیها السلام .
5 ) مسند احمد : 6
. 5 / 4 ) سنن ترمذى : 7
. 360 / 5 ) المستدرک : 8
. 158 / 3 ) مسند احمد : 9
. 323 / 4 ) المستدرک : 153 / 3 ، کنزالعمال : 111 / 12 ، 10
. 674 / 13 ) المستدرک : 158 / 3 ، الاصابه : 266 / 8 ، تهذیب التهذیب : 392 / 12 ، کنزالعمّال 111 / 12 و 11
. 674 / 13 ) المستدرک : 160 / 3 ، حلیه الاولیاء : 41 / 2 ، الاستیعاب : . 1896 / 4

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.