نسخه آزمایشی

فراموشی خدا-احساس ناامیدی ۱۳۸۸/۳/۹

دلم خیلی گرفته، احساس می کنم از یاد خدا رفتم، چی کار کنم؟ کمکم کنید.
حضرت داود پیامبر، در روز عرفه، در بیابان عرفات جمعیت زیادى را دید که مشغول دعا و راز و نیاز هستند، خودش از جمعیت جدا شد و رفت بالاى کوه عرفات و در آنجا به دعا و مناجات پرداخت ، پس از دعا، جبرئیل بر او نازل شد و گفت خداوند فرمود: چرا بالاى کوه رفتى (گوئى ) گمان بردى صداى افراد را نمى شنوم سپس جبرئیل داود را به کنار دریاى جده آورد و او را به عمق دریا برد. حضرت داود در آن قعر دریا سنگى را دید، آن را شکست، دید کِرمى در میان آنست، جبرئیل به داود گفت: خداوند مى فرماید من صداى این کرم را در میان این سنگ در قعر این دریا مى شنوم، آیا گمان مى برى که صداى کسى که مرا (در هر جا) صدا مى زند بر من مخفى است؟محال است خداوند از یاد کسی غافل شود او« محیط بکل شیئ» است. این من و شما هستیم که از یاد او غافل هستیم. ایراد از ناحیه بندگان است که با اعمال خود، خود را از خداوند دور می کنند وگرنه رحمت و مهربانی خداوند مثل باران است و همه را در بر می گیرد، فقط کافی است قدمی برداشته به زیر باران برویم. خداوند از رگ گردن نیز به انسان نزدیک تر است.
« پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.فرمود: روزی که خداوند،‌ آسمان ها و زمین را آفرید،‌ صد رحمت بیافرید که هر رحمتی به اندازه فاصله آسمان و زمین است. پس،‌ از آن رحمت ها یکی به زمین فرود آمد که به سبب آن خلایق به یکدیگر ترحم می کنند و مادر به فرزندش مهر می ورزد و ... ».(۲) سایر رحمت ها نزد خداوند محفوظ است و به واسطه آن به بندگانش رحم و توجه می کند. او هر آن در حال دیدن بندگانش است.«ألم یعلم بأن الله یری»
در یکی از دعاها آمده است:«اللهم ان کان ذنبی عندک عظیماً فعفوک أعظم من ذنبی. خدایا اگر گناهم نزد تو بزرگ است، عفو و بخشش تو بزرگ تر از گناه من است.» خدای ما خدایی است که رحمتش بر غضبش سبقت دارد، مهربان ترینِ مهربانان است و... اگر کمی در صفات خداوند مطالعه نمایید می بینید این وصله ها به راحتی به خدا نمی چسبد. این که می گویید احساس می کنم از یاد خدا رفتم ،شاید به خاطر این باشد که شما یاد خدا را رها کرده اید. این افکار زمانی درانسان قوت می گیرد که انسان، نفس خود را رها کرده و از ارتکاب گناهان ترسی نداشته باشد. اولین وظیفه ما برای رهایی از این تفکرات، ترک گناهان و انجام واجبات الهی است.
.اگر ما به سمت او حرکت کردیم و مراقب خود بودیم آن گاه خداوند هم قطعاً به ما رو خواهد کرد. پس ایراد از سوی ماست. خداوند نسبت به بندگانش از مادر هم مهربان تر است. برای یک روز تصمیم بگیر هر چه خداوند گفته را انجام داده و از هر آن چه پرهیز از آن را لازم دانسته دوری کنی این یعنی مشارطه. آن گاه لازم است در طول روز، انسان مراقب رفتار خود باشد این هم مراقبه است. در آخر هم محاسبه لازم است. اگر انسان موفق شد خداوند را شکر می کند و اگر خطایی سر زد توبه ای و تصمیمی دوباره. روز دوم از روز اول آسان تر می گردد تا زمانی که دیگر دشمنی با شیطان در آدمی درونی شده و انسان عادت می کند.
اگر کمی به صفات خداوند توجه کنیم و متوجه شویم که او چقدر مهربان و رحیم است امکان ندارد به او بد گمان شویم. اگر از دوستی که هم سطح ماست، رفتار خاصی ببینیم، او را سرزنش کرده و مورد بازخواست قرار می دهیم اما اگر از فردی که هم سطح ما نیست و بالاتر از ما قرار دارد - مانند استاد یا یک شخصیت بزرگ - رفتار خاصی دیده شود، در این موقع به خود می گوییم من چه خطایی مرتکب شده ام. در ذهن خود گذشته را مرور می کنیم تا بتوانیم رفتار او را توجیه نماییم. اگر نسبت به خداوند تبارک و تعالی که برترین موجود و مولای ماست، احساسی هم کرده اید نباید منشأ این احساس را خداوند بدانید و نسبت به او بد گمان شوید. اشکال در وجود خود ما انسان ها ست.
این احساس شما به نا امیدی از درگاه الهی شبیه است. بد گمانی و سوء ظن به خداوند از بالاترین گناهان است. چطور می شود انسان نسبت به فردی که «ارحم الراحمین» و «اکرم الاکرمین» است سوء ظن داشته باشد. امام صادق فرمود: لقمان به پسرش وصیت کرد که از خدا بترس به گونه ای که اگر کار نیک تمام جنّ و انس از آن تو باشد باز هم خدا تو را کیفر کند و در عین حال به خدا آن چنان امیدوار باش که اگر گناه جنّ و انس در نامه عمل تو باشد باز هم تو را ببخشاید و بر تو رحمت روا دارد.(۳)
این دعا را زیاد بخوان «اَللَّهُمَّ لاَ تَکِلنِی اِلَی نَفسِی طَرفَةَ عَینٍ اَبَداً» یعنی خدایا مرا به اندازه بر هم زدن چشم به خودم وا مَگذار. می توانی این دعا را در محل کار یا در خانه نصب نمایی. شرط این دعا و سایر ادعیه این است که انسان نفس خود را به حال خود وا نگذارد تا هر کاری دلش می خواهد انجام دهد. اگر تقوی پیشه کرد آن گاه خدا هم مراقب لغزش های او خواهد بود و او را نجات خواهد داد. تقوا داشتن یعنی آشتی با خداوند و آشتی با خداوند متعال قلب و دل آدمی را سرشار از سرور می نماید.
حرف آخر: دل خود را به سوی خدا معطوف دار زیرا هموست که از اسرار دل ها خبر داشته و همانا یاد او آرامش بخش دل هاست. ألا بذکر الله تطمئن القلوب
مطالعه بیشتر:
۱- روح عرفانی روح الله، ‌امام خمینی
۲- گناهان کبیره،‌ شهید دستغیب
۳- معراج السعادة،‌ ملا احمد نراقی
۴- به کجا و چگونه، محمد عالم زاده نوری
منابع:
۱- بحار ج ۱۴ ص ۱۶ در روایتی از امام صادق علیه السلام.
۲- منتخب میزان الحکمة، ۲۵۲۸
۳- مشکاة الانوار طبرسی ص۱۱۹ فصل خوف و رجاء

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.

آخرین مطالب