نسخه آزمایشی

فرضیه تکامل انواع (داروین) ۱۳۸۷/۵/۲ - ۱۶۶۵۲ بازدید

فرضیه تکامل انواع (داروین)

فرضیه تکامل انواع داروین،
موجودات زنده را در یک روند تکاملی از موجودات قبل از خود می داند، مثلا جد انسان
و میمونی به نام شامپانزه را یک نوع حیوانِ شبیه به انسان یا شبه میمون می داند. طبق
این فرضیه روند تکاملی موجودات زنده از تک سلولی شروع شده و در اثر تکامل رفته رفته پیشرفته تر و
کامل تر شده اند و آخرین موجود این سلسله، انسان است. حال در این مقاله به ارزش های
علمی این فرضیه و اشکالات آن می پردازیم. امید است که سودمند واقع بشه.
 


ارزش علمی فرضیه
تکامل از دیدگاه فلسفه علم

دانشمندان فلسفه علم که ارزش
نظریّات علمی را بررسی می کنند، معتقدند که فرضیه تکاملِ انواع داروین، به طور کلّی
فاقد خصوصیّات یک نظریه علمی- تجربی است. چون از نظر فلسفه علم، یک نظریه علمی-
تجربی، باید دارای سه ویژگی باشد:

۱-
ویژگی آزمایش پذیری

۲-
ویژگی پیش بینی کنندگی

۳-
ویژگی ابطال پذیری.

خاصیت آزمایش پذیری یعنی اینکه
باید بتوان با ترتیب دادن آزمایش و تکرار آن آزمایش به دفعات متعدد،‌صحّت نظریه را
تأیید کرد؛ مثلا می توان آب را بارها و بارها جوشاند و درجه جوش آن را اندازه گرفت؛
وملاحظه نمود که آیا آب خالص همیشه در صد درجه به جوش می آید یا نه؟ در حالی که
ادعای فرضیه تکامل انواع داروین، که می گوید موجودات زنده از همدیگر منشعب می شوند،
قابل آزمایش نیست؛ و ما هیچ گاه نمی توانیم پدیده تکامل را در طبیعت یا در
آزمایشگاه با حواسّمان ـ چه بدون وسائل و چه با وسائل ـ مشاهده کنیم. آنچه در دست
دانشمندان دیرینه شناس است تنها یک سری فسیل است؛ که آن هم یقینا فسیل تمام موجودات
گذشته نیست؛ چون اوّلا هر استخوانی تبدیل به فسیل نشده است؛ چرا که تبدیل استخوان
به فسیل در شرایط خاصّی رخ می دهد؛ ثانیا دانشمندان نمی توانند تمام زمین را برای
یافتن فسیلها کاوش کنند.

در فرضیه تکامل داروین، از تشابه
فسیلها به این نتیجه می رسند که صاحبان این فسیلها، تکامل یافته از یکدیگرند. در
حالی که این کافی برای اثبات یک فرضیه نیست؛ و در واقع نوعی فرضیه سازی علمی تخیلی
است. آنچه برای ما یقینی است این است که در گذشته موجوداتی زندگی می کرده اند؛ و
برخی از آنها شبیه هم بوده اند؛ ولی ما از هیچ راه علمی و تجربی نمی توانیم به دست
آوریم که حتما بعضی از این موجودات مشابه، از بعض دیگر مشتق شده اند. چون ما
تنهاخود فسیلها و تشابه آنها را می بینیم نه تبدیل آنها به همدیگر را؛ و لازمه
تشابه بین دو موجود؛ ارتباط آنها باهم نیست؛ اگر لازمه تشابه دو موجود زنده ارتباط
آنها با همدیگر بود در آن صورت می توانستیم با یقین حکم کنیم که هر دو انسان شبیه
به هم فرزندان دوقلوی یک پدر و مادرند؛ اما چنین حکمی عقلانی نیست؛ آیا با دیدن دو
انسان بسیار شبیه به هم می توان به طور قطع و یقین گفت که آن دو، فرزندان دوقلوی یک
پدر و مادرند؛ بلی از نظر روانشناختی ما یقین می کنیم که این دو نفر فرزندان دوقلو
ی یک پدر و مادرند؛ ولی از نظر منطقی چنین یقینی حاصل نمی شود؛ چون ممکن است؛ دو
نفر که شباهت بسیار زیادی به هم دارند؛ در عالم واقع هیچ رابطه فامیلی باهم نداشته
باشند؛ لذا از شباهت فسیلها تنها می توان حدس زد که این موجودات از همدیگر مشتق شده
اند؛ و علم به دنبال یقین منطقی است نه حدس و گمان که یقین روانشناختی است.

خصوصیت دوم یک نظریه علمی خاصیت
پیش بینی کنندگی آن است؛ یعنی یک نظریه علمی باید بتواند با فرمولهای خود اتفاقات
بعدی را پیش بینی کند. مثلا بر اساس قانون جاذبه عمومی نیوتن می توان از مطالعه وضع
فعلی خورشید و زمین و ماه، پیش بینی کرد که در چه روزی کسوف رخ خواهد داد. ولی با
فرضیه تکامل داروین نمی توان پیش بینی کرد که مثلا صدمیلیون سال بعد موجودات زنده
فعلی به چه صورتی درخواهند آمد. مثلا این فرضیه نمی تواند به طور قطع پیش بینی کند
که آیا گردن زرّافه در صد میلیون سال دیگر باز درازتر خواهد شد یا نه ؟ اگر فرضیه
تکامل انواع، یک قانون علمی بود باید با بررسی وضع فعلی موجودات زنده می توانست
آینده آنها را پیش بینی کند؛ همانطور که نظریه جاذبه عمومی نیوتن با بررسی وضع فعلی
سیارات می تواند موقعیّت آنها را در زمان آینده پیش بینی نماید.
خاصیت سوم یک نظریه علمی، خاصیت ابطال پذیری است؛ یعنی یک نظریه علمی باید بگوید که
در چه شریطی ابطال می شود؛ مثلا نظریه جاذبه عمومی نیوتن می گوید که اگر ماده ای
پیدا شود که جذب مواد دیگر نشود و عدم جذب آن نیز ناشی از یک نیروی مزاحم نباشد در
آن صورت قانون جاذبه عمومی از عمومیت می افتد؛ و نقض می شود؛ یا نظریه نسبیّت خاصّ
اینشتین مدّعی است که اگر ذره ای مادّی یافت شود که سرعت آن بالاتر از سرعت نور
باشد در آن صورت، نظریه نسبیّت خاصّ باطل می شود.یعنی از خصوصیّات نظریه علمی یکی
هم این است که بتواند موارد نقض خود را بیان کند. اگر چنین نباشد آن نظریه
توتولوژیک خواهد بود؛ و فرضیه تکامل انواع داروین، یک فرضیه توتولوژیک است؛ یعنی با
هر فرضی سازگار است؛ و نمی گوید که در چه شرایطی ابطال می شود. مثلا زرّافه الآن
گردن دراز است. فرضیه تکامل مدّعی است که شرایط ویژه ای باعث گردن دراز شدن زرّافه
شده است؛ اگر گردن زرّافه کوتاه بود باز نظریه تکامل می گفت که شرایط ویژه ای باعث
کوتاهی گردن آن شده است؛ لذا این نظریه نمی گوید که چرا موجودات چنین هستند که می
بینیم بلکه می گوید چون موجودات چنین هستند پس در گذشته چنان بوده اند؛ آن هم با
حدس و گمان مبتنی بر یافته های فسیل شناسان، نه بر اساس مشاهده ی واقعی و تجربه.
بنابر این فرضیه تکامل انواع هنوز، قطعیت علمی که سهل است،به حدّ یک نظریه
علمی-تجربی هم نرسیده است. لذا این فرضیه در بین دانشمندان غربی هم منتقدین زیادی
دارد؛ لکن فرهنگ و سیاست سکولار غربی بر آن است که این فرضیه را به عنوان یک نظریه
علمی به خورد بشریت دهد؛ چرا که این فرضیه می تواند پایه مناسبی برای چنان فرهنگ و
سیاستی باشد؛ چون بنا به اصل انتخاب اصلح که در این نظریه وجود دارد؛ پیام آن در
نظام سیاسی آن است که : «حق با قوی تر است؛ و بقا با آن کسی است که قویتر باشد» و
این همان شعار کشورهای غربی است.


اشکالات نقضی فرضیه تکامل داروین:
۱- گفته شد که مدعای فرضیه تکامل در مورد
موجودات بزرگ و پرسلولی مثل حشرات و پرندگان و... قابل آزمایش نیست؛ چرا که اولا به
ادعای این نظریه این روند میلیونها سال طول کشیده است؛ و ثانیا میلیونها عامل بر آن
تاثیر داشته اند که عملا نمی توان همه را مشخص نمود. اما ادعای این نظریه در دو
مورد قابل آزمایش است:

الف)
در مورد چگونگی تبدیل مواد شیمیایی -مثلا اسیدهای آمینه- به موجودات زنده

ب)
در مورد چگونگی تبدیل تک سلولی ها به موجودات پر سلولی.
ما در جهان امروزمان هم مواد شیمیایی تشکیل دهنده موجودات زنده را در دست داریم، هم
تک سلولی ها را؛ همچنین می دانیم که شرایط تبدیل این ترکیبات شیمیایی به تک سلولی
ها و شرایط تبدیل تک سلولی ها به پر سلولی ها محدود و قابل مشابه سازی در
آزمایشگاهند. بنابراین اگر فرضیه تکامل داروین درست است، پس باید بتوان در این دو
مورد آن را در آزمایشگاه به اثبات رساند؛ در حالی که هیچ دانشمندی تا به حال
نتوانسته است یک تک سلولی کامل را از ترکیبات شیمیایی بدست آورد؛ یا نشان دهد که از
ترکیب چند تک سلولی یک چند سلولی درست می شود.
۲- هم اکنون موجودات زنده ای در روی زمین
زندگی می کنند که در زمان دایناسورها نیز به همین شکل کنونی وجود داشته اند و
فسیلهای آنها که از زمان دایناسور ها به دست آمده است نشان می دهد که در طی این
میلیونها سال هیچ تغییری نکرده اند. فرضیه تکامل از توجیه این امر که چرا این
موجودات در طی میلیونها سال تغییر نکرده اند عاجز است؛ در حالی که در این مدت شرائط
زندگی این موجودات تغییرات بسیاری کرده است.
۳- فرضیه تکامل انواع، مدعی است که بنا به اصل
تنازع بقا یا انتخاب اصلح، همواره آن موجودی به حیات خود ادامه خواهد داد که از
دیگر رقبای خود در حیات قویتر و با طبیعت سازگارتر است. یافته های فسیل شناسان،
نشان داده است که قبل از نسل انسان و میمون (شامپانزه) نسلی می زیسته است که از نظر
مغزی کاملتر از میمون ولی ناقص تر از انسان بوده است؛ فرضیه تکامل مدعی است که برخی
از این موجودات در شرایط خاصی تبدیل به میمون شده اند و برخی دیگر در شرایط خاص
دیگری تبدیل به انسان شده اند؛ حال سؤال این است که چرا این موجود انسان نما، مغز
متکامل خود را از دست داده و تبدیل به میمون شده است؛ چگونه است که این موجود با آن
مغز کاملتر از مغز میمون، نتوانسته است به حیات خود ادامه دهد ولی میمونی که ناقصتر
از او بوده توانسته است به حیات خود ادامه دهد؛ طبق اصل انتخاب اصلح همواره عامل
مثبت می ماند و عامل منفی از بین می رود. آیا باهوش بودن برای حفظ حیات عامل منفی
بود؟ شکی نیست که هوش قویترین عامل بقا است.بنابر این اصل تنازع بقا یا اصل انتخاب
اصلح نمی تواند اصلی کلی باشد.

۴-
بین موجودات زنده تفاوت مغزی و هوشی چندانی ملاحظه نمی شود؛ مثلا شامپانزه که
کاملترین مغز را بین حیوانات دارد، تنها اندکی از یک نوع میمون دیگر به نام
اورانگوتان، باهوشتر است؛ اورانگوتان نیز تنها کمی از باهوشترین حیوان قبل از خود
ــ در رتبه هوشی ــ باهوشتر است و... اما بین انسان و شامپانزه فاصله هوشی، به شدت
زیاد است؛ میمون اعداد کوچک را می شناسد؛ اما انسان، دم از بی نهایتها می زند.
میمونها برای ارتباط باهمدیگر تنها چند علامت محدود دارند؛ و زبان به معنی واقعی
کلمه در آنها وجود ندارد؛ در حالی که انسانها با میلیون ها واژه و با هزاران زبان و
لهجه با همدیگر سخن می گویند. قدرت کشف و اختراع میمونها نیز با انسان قابل مقایسه
نیست. همچنین هنر و اخلاق و عقیده و آرمان و... همگی اموری مختص انسانند. حال سؤال
این است که این فاصله عمیق بین انسان و حیوان چگونه به وجود آمده است؟ فرضیه تکامل
انواع داروین قادر به جواب گویی به این سوال نیست. لذا برخی از اندیشمندان انسان را
از پدیده تکامل استثناء کرده و گفته اند : فرضیه تکامل فقط شامل حیوانات می شود؛ و
خلقت انسان از خلقت دیگر موجودات جداست. برخی نیز گفته اند مغز انسانهای بدوی ناقص
تر از انسان فعلی بوده است؛ و به مغز میمونها نزدیکتر بوده است؛ اما یافته های فسیل
شناسان نشان داده است که اندازه مغز انسانهای غارنشین هفت هزار سال قبل با مغز
انسان های فعلی تفاوتی نداشته است.

۵-
در زمان اجداد زرّافه ها حیوانات زیادی بودند که از برگ درختان تغذیه می کردند پس
چرا آنها در رقابت با زرّافه ها از بین نرفتند؛ یا چرا آنها گردن دراز نشدند؟ و ...

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

بیولوژیست
کسی که با تعصب شدید از تکامل دفاع میکنه سطح سوادش و عقلش دقیقا مثل کسیه که با تعصب اونو رد میکنه!!!!اگه مدارکی پیدا میشد که تکامل درسته نباید این بحثا پیش میومد و همه بعنوان فکت قبولش میکردنن،در مقابل اگر مدارکی پیدا میشد که بطور قطع بگه تکامل اصلا وجود نداره باز هم این بحثا بوجود نمیومد.بطور کل میخاستم بگم اون افراد به ظاهر مومنی که با قطعیت تکاملو رد میکنن بدونن که درباره این موضوع زود قضاوت نکنین و خودتونم که میدونین زود قضاوت کردن کار مومن نیست:))اما من بعنوان یک بیولوژیست سلولی و مولکولی میخام بگم کسایی که تو این زمینه کارای تاپ میکنن و دانشمندای واقعی ان اصلا حرفی از رد یا تایید تکامل نمیزنن ولی بوضوح دارن ازش استفاده میکنن!!!میدونین یعنی وقتی داری کارای سطح بالا انجام میدی تکامل برات مثل فکت میمونه و این افراد تعصبی رو تایید اون ندارن چون بخوبی میدونن علم هنوز جای کار داره و یه روزی شاید تایید بشه و شایدم رد بشه و بجای اینکه از کلمات تحقیرامیز و زننده ای استفاده کنن و فقط دنبال این باشن که اونو رد یا تایید کنن،دارن بهترین خدمت ها به بشر رو انجام میدن و عمرشونو در راه علم وقف میکنن.
ععع
برخی از نقدای تکامل رو خوندم فقط نوشته بودن تکامل یه فرضیست غیر منطقیه و اثبات نشده هیچ دلیلی هم برای غیر منطقی بودن نیاورده بودن فقط یه سری داستانای الکی برای ادمای زود باور انصافا تحقیق کنید و فرضیه تکامل به اندازه جاذبه زمین اثبات شدست حتی خیلی از مشکلای کمر و افتادگی سینه و... به خاطر اینه که ما برای راه رفتن روی دو با ساخته نشدیم که اثبات میکنه و اقای رسول ذاکری شما چه تکامل رو باور داشته باشید یا باور نداشته باشید بازهم میگید جهان از هیچ بوجود اومده و ربطی به تکامل نداره فرضیه هایی هم مبنی بر سریالی بودن جهان هست و دور از ذهن نیست که انسان بتونه روزی یه تک سلولی بسازه...بهرحال داروین و دانشمندان تا حالا نشنیدم بگن جهان از هی بوجود اومده.
نه برادر من...اینطور نیست...نظریه تکامل یک نظریه کاملا پذیرفته‌است و اون اشکالات که در مورث ابطال پذیری اینا هم که شما ردیف کردی شاملش نمیشه...این نزاع بین دو نظریه هم که شما بهش تاکید داری مال الان نیست مال زمان داروینه الان دیگه خود اهالی کلیسا در مورد هماهنگی نظریه تکامل و دین مسیحیت کتاب نوشتن...کلا می شه گفت نظریه تکامل اثبات شده است و با دست و پا زدن کسی هم رد نم شه...این اشکالات محتوایی هم که شما می گی نود.درصدش جواب داده.شده و اصلا اشکال نیستن بلگه سوال هستند...تمام نگرانس شما اینه که نظریه تکامل داستان خلقت انسان در قران را زیر سوال ببره که نمی بره...بشساری از داستانهای قران به وضوح تمثیلی و برای تنبه هستند و گل سر سبدشون هم داستان عالی و فوق العاده خلقت و رانده شدن انسان از بهشت است...اصلا به عقل شما جور در میاد خدای ارحم الراحمین به خاطر گناه یک نفر میلیارد ها نفر رو تنبیه و مجازات کنه؟ اونم به خاطر خوردن گندم یا سیب...؟
ali.muslim14...
نویسنده محترم بسیار از توضیحاتتان متشکرم. تکامل انواع ظاهر فریبنده ای برای دانش آموزان و دانشجویان دارد ولی اگر زوایای آن شکافته و بررسی شود متوجه می شویم چه کلاه گشادی بر سر علم گذاشته اند و چقدر این فرضیه خنده دار و ساده اندیشانه است. کتاب قطور و ارزشمندی درباره تکامل انواع اثر پرفسور درویزه نوشته شده که پیشنهاد می کنم حتما بخوانید و معرفی کنید.
پرسمان
باسلام و تشکر بابت درج نظرتان. در تایید و تکمیل نظرتان پاسخی نسبتا مفصل خدمتتان ارسال شده که علاوه بر ایمیلتان می توانید آن را با شناسه ۸۶۴۵۶۱ و گذرواژه zswiz در صفحه پیگیری و مشاهده پاسخ:
http://www.porseman.org/q/aservice.aspx مطالعه فرمایید. موفق باشید.
آشنا
اگه انسان ی میمون کامله.. پس چرا هنوزم طریقه شکل گرفتنشون داخل رحم عو نشده؟؟؟
وقتی حضرت آدم روی زمین اومد..میمون وجود داشت..
از نسل قبلش..
هر چیزی طی زمان کامل تر میشه ولی
ولی تو محدوده خودش...
جواد
آخه ... اگه میمون تکامل می یافت پس چرا هنوز میمون داریم ...؟؟
اینو بدونین ک میمونا از نسل آدما هستن..البته بشرهایی از نسل قبل از حضرت آدم ک فطرت الهی نداشن ...
با این حرفتون از خدا بگیر تا آخرین فرستاده .. همه رو زیر سوال بردین..
میمون موجود منسوخیه ک قبلا آدم بوده... ولی زود از بین رفتن..
خدا دوباره مثل همونا خلق کرد تا آدما حواسشون باشه.. گناه نکنن..
پرسمان
ممنون که نظرتان را درج کرده اید. برخی عبارات نامناسبتان حذف شد. جهت یادآوری، لازم است این نکات در درج نظر رعایت شود: ۱. استفاده از عبارات و لحن مناسب ۲. سعی بر ارائه مدرک و منبع برای ابراز نظرهای علمی ۳. بیان دقیق و مشخص انتقادهای احتمالی به مطلبدر پناه حق موفق باشید.
رسول
از روی نظرات میشه فهمید که اکثر دوستانی که نظریه تکامل رو در حد حرف رد کردن هیچ چیزی ازش نمیدونن فقط در حد اینکه انسان از میمون به وجود و این حرفا چندتا چیز شنیدن
قریب به ۱۵۰ سال میخوان تکامل رد کنن نتونستن اونوقت بعضی ها تو همین سایت تو سه خط ردش کردن واقعا خنده داره
دانشمندا اینجا دارید تلف میشیدا
پرسمان
با سلام خدمت شما دوست گرامی
در این سایت و سامانه پاسخدهی مرتبط با آن، سعی می شود پاسخ های مخاطبین، با زبانی ساده و دور از پیچیدگی در عین حال دقیق و مستند ارائه شود و اگر مخاطب ما درخواست پاسخ دقیق تر با بیان فنی تر داشته باشد، مجددا می تواند درخواست پاسخ کند.اگر با مطالعه این مقاله قانع نشده اید می توانید به پاسخی که با کد ۷۴۴۳۴۱ و گذرواژه dfsqa در صفحه مشاهده پاسخ: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx قابل مشاهده شما است، مراجعه فرمایید، امیدواریم مفید باشد؛ ضمنا کتابهای بسیاری معرفی شده که جوینده حقیقت را سیراب می کند.اگر ابهام یا سوال دیگری باقی ماند بار دیگر از طریق صفحه ویژه درج سؤال: http://www.porseman.org/q/newq.aspx در خدمتتان خواهیم بود.در پناه حق موفق باشید.
به نظرم بهتره فعلا در مورد پشگل مطلب بنویسی تا کمی سوادت بیشتر بشه
h.sh...
سلام
با تشکر از جناب آقای ایمانی فکر می کنم اشکالات زیادی به مطلب فوق وارد است که ناشی از آموزش ناصحیح تکامل است.
nour...
قسمت اول چندان برایم جالب نبود اما در قسمت دوم مطالب عالی بود . اگر واقعا چنین ایرادهایی به این نظریه وارد است پس چرا سایت هایی را که در مورد نظریه تکامل نوشته اند فیلتر می کنند
روزبه ...
سلام از مطالب علمی شما ممنون هستم
ولی با نظر شما مخالفم من مطالب بسیاری در این باره خوانده ام گرچه هنوز کاملا نظریه تکامل ثابت نشده است ولی به اثبات ان بسیار نزدیک شده است
و علت طولانی شدن اثبات ان گستردگی در کل مخلوقات و مخصوصا انسان است
تعداد فسیلهای قابل بررسی حد واسط انسان در حدود ۶۰۰ عدد است که نمی توانید بگویید انها وجود ندارند یا ربطی به انسان ندارند چون از ۲ میلیون سال پیش تا ۲۰۰۰۰۰ سال پیش روند شباهت بیشتر شده است
ولی درباره گیاهان من متخصص هستم مشخص است که میوه هایی با تغییرات ۲۴۰ میلیون سال را کنار هم نمی گذارند و بعد نتیجه بگیرند که سیب به خیار تبدیل شده است
۲تا ۳ عنصر اصلی در سوزنی برگان و ۴تا۷ عنصر اصلی در پهن برگان
روند تغییر تراکیید به فیبرتراکیید و سپس به فیبرلیبری فرم
گواییاسیل لیگنین به گواییاسیل-سیرنجیل لیگنین
تبدیل پراکنده اوند به بخش روزنه ای
تغییر تیغه نردبانی اوند به دریچه ساده
و هزاران دلیل دیگر که وقت تایپ انها را ندارم
هر گاه نظریه کاملتری جایگزین نظریه تکامل شد حق با نظریه جدید است و اصول علمی همواره در جهت کامل و جدید شدن هستند
ولی نباید با سو استفاده از ان به عدم وجود خداوند رسید حتی اگر در سایر کرات موجود زنده (تصادفی)یافت شود ناظم قوی و مقتدری نیاز دارد
اطلاعات دی ان ای یک موجود ساده در حد مجوعه ۳۰ جلدی بریتینیکا است که نمی تواند بدون خالق باشد و در منابع زیر نشانه هایی را در قران بیان میکنند
آیا براستی انسان زادهٔ میمون است؟، ترجمه و تالیف محمود بهزاد.
داستان تکامل و خلقت انسان، دکتر یدالله سحابی.
بحث تکامل از نظر قرآن، آیت‌الله علی مشکینی.
aaa@...
در سال ۲۰۰۵ بیش از صد نفر از دانشمندان در ده موسسه پژوهشی بزرگ دنیا با مطالعه ۲۳۷ میلیون جفت از اجزای تشکیل دهنده کروموزوم شماره ۲ انسان، نشان دادند که این کروموزوم از جوش خوردن دو کروموزوم شامپانزه ایجاد شده است. نتایج پژوهش های آنان در مقاله ای [۶۰] در شماره ۴۳۴ مجله معتبر علمی Nature چاپ شده است(مشاهده مقاله). نتایج این مقاله نشان می دهد انسان و شامپانزه اجداد مشترک داشته اند.
منبع : ویکیپدیا
پرسمان
پاسختان را با کد: ۳۳۱۹۹۰ و رمز: mrpwq در سایت پرسمان صفحه http://porseman.org/q/qwich.aspx مشاهده نمایید.
مجتبی
به نظر من خداوند اصلا حوصله تکامل را نداشته و همانطور که در روایات ذکر گردیده جهان و موجودات آنرا به صورت نر و ماده یکی یکی با مقداری گل و لای آفریده همچنین سیارات و ستارگان و فضای بین آنها را یکی یکی با دستان مبارک خودشان بوجود آوردند و سپس قوانین طبیعت را بر آنها سوار کردند تا دانشمندان علوم برن تو کف
شوخی کردم
چرا اینقدر مذهبی ها و دینداران با فرضیه تکامل دشمن هستند ، شما فکر میکنین اگه تکامل را بپذیرید خدا از جایگاه اولوهیتش ساقط میشود ، فرضیه تکامل اتفاقا قدرت بیمنتهای خداوند را نشان میدهد و این فرضیات با همه مشکلاتی که دارند مانند سایر قوانین کشف شده توسط بشر کم کم کاملتر خواهند شد و بشر را در دستیابی به حقیقت جهان رهنمون خواهند بود
"تکلم الاناس بقدر عقولهم " با مردم به میزان درک و عقلشان با آنها سخن بگو . خداوند در قران و بسیاری از احادیث نقل شده از سوی پیامبران به میزان شعور و عقل مردم آن زمان سخن گفته
و به همین جهت امام صادق میفرمایند " فرزندانتان را برای زمان خودشان تربیت کنید و یا پیامبر میفرمایند " علم بیاموزید حتی اگه در چین باشد "
یا به قول علامه طباطبایی در المیزان وقتی از پیامبر در مورد جبرئیل سئوال شد فرمودند الجبرئیل هو العقل
علم و عقل میزان همه چیز است
امام صادق میفرمایند اگر حدیثی از ما نقل شد که با عقل و علم مناسبت نداشت آنرا به دور بیندازید
حتی شناخت پیامبران راستین از دروغین به وسیله عقل میسر است
اینکه نظریه تکامل مانند همه قوانین شناخته شده توسط بشر هنوز ایراداتی دارد ؛ شکی نیست
اما این همه دشمنی با یک نظریه چرا؟؟؟
پرسمان
پاسخ سوالتان را می توانید با گذرواژه ۳۱۵۸۳۰ و رمز obllv (حرف سوم و چهارم رمز L است.) در سایت پرسمان صفحه http://www.porseman.org/q/qwich.aspx مشاهده نمایید.
تقاضامندیم سوالهایتان در صفحه ویژه درج سوال http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح نمایید.
غزل جبلی
من دانش اموز کلاس پنجم دبستان هستم و در دبستان امیدوار مشغول به تحصیل هستم و انقدر به رشته پزشکی علاقه دارم که از همین الان مشغول به اموختن این چیز ها کردم . واقعا از سایت خوبتون ممنونم.
حسن سیلاوی
با توجه به ایات قران کریم که خلقت انسان را ازنظرمادی ومعنوی بصورت انی وبادلیل وبابیان چگونگی افرینش بیان میکند میتوان نظریه ی داروین رانفی کرد.تمام موجودات را خداوند حکیمانه وعالمانه افریده وتمام انهارا بسویی هدایت کرده ونیازی به تکامل به خصوص ازنظرفیزیکی ندارند
amir
واقعا احمقانه هست این نظریه حتی نمیتونه اثبات کنه جهان چگونه بوجود امده .....
مثلا چه مدت زمانی طول میکشه که از ملکول به نرم تن تبدیل بشه ؟؟؟؟
محددیت زمانی داشته یا نه؟
یا مثلا چرا حیوانات دیگه تبدیل نشدن ؟؟؟
چرا انسان تبدیل نمیشه به موجود دیگه ای یا چقدر طول میکشه که تبدیل بشه ؟؟
ترتیب این که اول ملکول بوده بعد شده نرم تن یا خزنده بعد پستاندار ...
چجوری ممکن هست از طریق جفت گیری بوده ؟نه؟
بطور طبیعی دو حیوان با هم جفت گیری داشتند ؟؟؟
بیدل
با سلام و احترام خدمت دوستان گرانقدر
همانگونه که مطرح شد ، فرضیه یا نظریه داروین در اثر او « منشا گونه ها بر مبنای انتخاب طبیعی» بر مبنای یکسری شواهد اولیه ارایه شد، برای مثال سنگواره هایی در امریکای جنوبی از آرمادیلو به دست آورده بود که آن سنگواره ها به هم شبیه بودندد اما با نمونه های امروزی تفاوت هایی داشتند، و نیز، نمونه هایی از جاندارانی که با ورود به جزایر آتشفشانی متفاوت که چند میلیون سال بیش قدمت نداشتند، دچار تغییراتی در نوع منابع تغذی ای و به تبع آن تغییراتی در ساختار منقار شده بودند، با این وجود جاندارانی هم وجود دارند که میلیون ها سال تغییر نکرده اند مثل خرچنگ نعل اسبی و ......
آنچه اهمیت دارد این نکته است که طبق آیات قرآن هر ایده ای را بشنوید اما بهترین آن را برگزینید، اگر به جمعیت های دارای تولید مثل جنسی نظری بیاندازیم، مثلا سگ ها ، دارای نژاد ها و اشکال متنوعی به لحاظ شکل سر، گوش، مو، رنگ ، اندازه و .... هستند، بی شک حتی بچه ها هم سگ های مینیاتوری را با گربه ها اشتباه نمی گیرند، به نظر شما دلیل ان چیست؟
در بین جمعیت های انسانی نیز نژادهای گوناگونی حتی در جمعیت زنده کنونی انسان اندیشمند به لحاظ قد، رنگ پوست، رنگ مو، رنگ چشم، وزن و ... وجود دارد ، حتی دو قلو های همسان هم تفاوت های مشخصی دارند، در حالی که از یک محتوای ژنی ایجاد شدند،
آنچه مسلم است جمعیت ها دارای تنوع هستند و افراد تشکیل دهنده گونه نیز با یکدیگر متفاوتند، شاید داروین با مشاهده این تنوع تنها خواسته دلیل بخشی از تنوع موجود در طبیعت را با توجه به شواهد چندی که گردآوری کرده توجیه کند
چه دلایل داروین برای توجیه این قضیه تاریخی (تنوع جانداران) درست باشد چه نادرست، از یک واقعیت تاریخی نمی توان صرف نظر کرد ، که ، ایده او با فصل کتاب آفرینش عهد عتیق در تضاد بوده و در زمان خودش بیشترین مشکلات را برای او ایجاد کرد،
آنچه من به آن اهمیت می دهم این نکته است که : چه خداوند گونه را یکی یکی آفریده باشد، چه توانی به ماده داده باشد که بتواند با تغییرات خود موجب پیدایش و تنوع جانداران شده باشد ، از این نکته خارج نیست که :
حیات خود یک معجزه است و چه معجزه بزرگتری می شد اگر خداوند توانی در ماده قرار داده باشد که با تغییرات خود این همه تنوع را در جهان موجودات خلق کرده باشد
موفق و پیروز باشد
ارادتمند شما
پرسمان
پاسختان را با کلمه عبور ۶۶۰۷۹۶ و گذرواژه zvviu در صفحه پیگیری پاسخ: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx مشاهده فرمایید. لطفا پرسش‌های خود را صرفا در صفحه ویژه درج سوال به نشانی: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ خدمتتان ارسال شود.
مسیح
فرگشت به قدری منطقیه که مثل ریاضی میمونه. هرکسی که بخواد ردش کنه معلومه نتونسته درکش کنه
پرسمان


ضمن
تشکر از شما بابت درج نظرتان، لازم است خدمتتان عرض کنیم چنین جزمیت و قطعیتی نسبت
به نظریات علمی و تجربی از خود دانشمندان تجربی نیز سابقه ندارد که شما چنین به
موضوعی علمی -آنهم موضوعی چون نظریه تکامل- قطعیت دارید؛ لذا مناسب است مانند خود
دانشمندان طبیعی دان و اهل تجربه به این دیدگاه به عنوان یک فرضیه و حداکثر یک
نظریه ای که ممکن است درست باشد و در عین حال شاید باطل باشد، نگاه کنید. در هر
صورت ما در اینجا بعضی از زوایای مبهم و مشکل دار نظریه فرگشت طبیعی یا همان تکامل
را برای شما مطرح می کنیم.
 
نظریه
تکامل (Evolution)
دیدگاه‏هاى گوناگونى را در میان زیست‏شناسان و عالمان دینى برانگیخته است.
انگاره‏هاى موجود در فلسفه علم نیز گمانه‏هاى متفاوتى را درباره این نظریه رقم
مى‏زند. تکامل باورى (Evolutionism)
و به عبارت دقیق‏تر نظریه تبدل انواع (Transformism) 
از بدو پیدایش تاکنون، مراحل گوناگونى را پشت سر گذاشته و همواره مورد نقد و
اصلاحاتى واقع شده که اهم آنها عبارت است از:
۱.
داروینیسم، ۲. نئوداروینیسم، ۳. لامارکیسم، ۴. نئولامارکیسم، ۵. موتاسیونیسم .(Mutationism)
داروین بر آن بود که جانوران و گیاهان، تولید مثل بسیار دارند به طورى که پایایى
آنها موجب اشغال همه زمین و کمبود غذا و مسکن براى آنها خواهد شد. در نتیجه هر
موجودى براى بقاى خود در برابر دیگر رقیبان، باید بکوشد و در این تنازع مستمر، آنکه
اصلح و داراى صفت برترى است، باقى خواهد ماند. این صفت برتر- که موجب بقاى یک فرد
مى‏شود- از طریق وراثت به افراد دیگر منتقل شده و به این وسیله نسل موجودات ادامه
مى‏یابد.

همچنین براساس نظریه «جهش» (Mutation)
گاهى صفات جدیدى به طور ناگهانى در موجودى پیدا مى‏شود و جاندار به وسیله آن
مى‏تواند به حیات خود ادامه دهد. تجمع جهش‏هاى مساعد در طول زمان، موجب دگرگونى
انواع جاندار و ادامه حیات به صورت نوع جدید مى‏شود.
اکنون
به اختصار از سه منظر یاد شده، به بررسى نظریه مى‏پردازیم:
 
یک.
زیست‏شناسى‏
از
منظر زیست شناختى (Biologic)
اشکالات چندى بر نظریه تکامل وارد است از جمله اینکه:
۱-. ۱
اینکه چگونه عضو جدیدى به وجود مى‏آید، یا بعضى سازگارى‏هاى شگفت حاصل مى‏گردد، یا
چگونه گونه‏هاى بزرگ جانوران و گیاهان تشکیل شده‏اند و... هنوز بر جهان دانش روشن
نیست.
۱-. ۲
وجود نوع پیچیده، پس از نوع ساده و تشابه بعضى از موجودات با یکدیگر- که قائلان
تحول انواع به آن استناد مى‏کنند(۱)- دلیل بر آن نیست که انواع پسین، از انواع
پیشین مشتق شده باشند(۲).
۱-. ۳
داروین از تفاوت‏هاى عمده و اساسى بین انسان و اجداد حیوانى مورد ادعا (میمون) غافل
بوده است بعضى از این تفاوت‏ها- که «والاس» (Wallace)
به آنها اشاره کرده- عبارت است از:
الف.
فاصله عمیق میان مغز و قواى دماغى انسان و میمون
ب.
تمایز زبانى آشکار بین انسان و میمون
ج.
استعداد و توانایى آفرینش هنرى در انسان
د.
عدم تفاوت مغزى بین انسان متمدن کنونى و قبایل بدوى که داروین آنها را حلقه فاصل
بین انسان متمدن و میمون خوانده است.(۳)

«فیزیکو» (Phisico)
طبیعى دان آلمانى و متخصص در تاریخ طبیعى انسان (Antropology)
مى گوید: «پیشرفت‏هاى محسوسى که علم تاریخ طبیعى انسان نموده، روز به روز خویشاوندى
انسان و میمون را دورتر مى‏سازد»(۴).
 
دو.
فلسفه علم‏
از
منظر فلسفه علم (Philosophy of Science)
-که معرفتى درجه دوم است و راهبردهاى علمى، روش‏هاى برگزیده از سوى دانشمندان، حاصل
کار آنها و عوامل دخیل در نظرپردازى‏هاى علمى را مورد سنجش و داورى قرار مى‏دهد-
دیدگاه‏هاى گوناگونى در باب چیستى و منطق دانش تجربى عرضه شده که عبارت است از:

الف.
پوزیتویسم منطقى (Logical Positivism)

ب.
مینوگروى (Idealism)

ج.
واقع‏گروى خام (Naive Realism)

د.
واقع‏گروى نقدى(Critical Realism).

چهارمین نگرش بر آن است که اساساً تئورى‏هاى علمى، برآیند مشاهدات صرف و تحویل پذیر
به داده‏هاى حسى نیست بلکه اینها برآیند هم‏کنشى داده‏هاى حسّى و ساخته‏هاى ذهنى
دانشمند است. بنابراین نظریات علمى، اکتشافات محض نیست و جنبه اختراعى نیز دارد. از
این رو نمى توان این گونه نظریات را کاملاً مطابق با واقعیت و عینیت خارجى
دانست.(۵)
 
سه.
دین‏
در
میان عالمان دینى و دیگر کسانى که در پى تبیین دیدگاه اسلام درباره نظریه تکامل بر
آمده‏اند، روى‏کردهاى گوناگونى به شرح زیر وجود دارد:
۳-. ۱
ادعاى اینکه در قرآن به تکامل تدریجى و تحول انواع و پیوستگى نسلى اشاره شده است(۶)

۳-. ۲
رد نظریه تحولى خلقت(۷)
۳-. ۳
در صورت اثبات نظریه تکامل در مورد دیگر جانداران، انسان حساب جداگانه و مستقلى
دارد و پیوستگى نسلى با دیگر حیوانات ندارد(۸)
۳-. ۴
امکان برداشت هر دو نظریه از قرآن.(۹)
۳-. ۵
تفکیک زبانى علم و دین.(۱۰) طباطبایى، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه
سید محمد باقر موسوى همدانى، (قم: دفتر انتشارات اسلامى، بى‏چا، بى‏تا)، ج ۱۶، صص
۳۸۲-. ۳۹۱).
ذکر
چند نکته در این باره بایسته است:
یکم.
اینکه خداوند آفرینش خود را از طریق نظام علیت و اسباب و مسببات به انجام مى‏رساند،
دلیل بر این نیست که لزوماً از طریق روند تحولى و از تک یاخته به سوپر سلولى یا از
حیوان به انسان باشد بلکه آن مسأله، قاعده‏اى فلسفى و کلى است که به انحاى گوناگون،
قابل تصور و تحقق است. بنابراین قاعده علیت، به تنهایى نه اثبات کننده نظریه تکاملى
داروین است و نه رد کننده آن.
دوم.
مستفاد از ظاهر قرآن این است که انسان‏هاى کنونى، همه از نسل آدم‏علیهم السلام و
حوا مى‏باشند و هیچ واسطه نسلى دیگرى بین آنها نیست، بنابراین حتى اگر انسان‏هاى
دیگرى پیش از آدم بر زمین مى‏زیسته‏اند، آنان بین حضرت آدم و انسان‏هاى پس از وى
اختلاط نسلى ندارند.
سوم.
نفى نظریه تکامل داروین، لزوماً به معناى دفعى دانستن خلقت نیست چنان که تدریجى
بودن آفرینش نیز منحصر به نظریه تحول انواع نمى باشد. از سوى دیگر آیات قرآن بر اصل
تدریجى بودن خلقت دلالت روشن دارند، ولى انطباق آنها نظریه تبدل انواع، نیازمند
تأویل و دست کشیدن از ظواهر است و چنان که گذشت تا زمانى که این نظریه، در بوته نقض
و ابرام است، تأویل آیات قرآن و کنار نهادن ظواهر کتاب آسمانى روا نیست.

 
براى
توضیح نگا:

مقالات فلسفى استاد مطهرى ج: ۱ ص: ۶۱- ۸۳؛
مقاله
توحید و تکامل و توحید استاد مطهرى ص: ۲۲۳ ؛
تفسیر
المیزان ج: ۴ ص: ۱۵۳ و ج: ۹ ص: ۸ و ج: ۱۶ ص: ۲۷۸ ؛
تفسیر
تسنیم استاد آیت‏الله جوادى آملى ج: ۳ ص: ۵۱۱- ۲۶۹؛

فرامرز قراملکى، احمد تعارض علم و دین در خلقت انسان مؤسسه فرهنگى آرایه، تهران
۱۳۷۳-۵۱۴
 
نظریه
دانشمندان، چنانچه گفتید نظریه و فرضیه علمى است نه سخن قطعى بر فرض که درست باشد،
مغایرتى بین آن و آیات آفرینش انسان نیست؛ زیرا بر اساس نظریه زیست شناسان، نسل
انسان اولیه به میلیون‏ها سال پیش باز مى‏گردد اما خلقت حضرت آدم مربوط به حدود ۱۰
هزار سال پیش است.
به
عبارت دیگر بر اساس مدارک دین و برخى قرائن علمى، انسانهاى اولیه همگى از بین
رفته‏اند حتى آیه ۳۰ سوره شریفه بقره که طبق آن ملائکه در برابر آفرینش حضرت آدم و
انسان زمینى عرض کردند: «أ تجعل فیها مَن یفسدُ فیها و یَسفکُ الدماء» «آیا در آن
(زمین) کسى را مى‏گمارى که در آن فساد انگیزد و خون‏ها بریزد؟» اشاره به انسانهاى
اولیه داشته‏اند که بر اثر فساد و خونریزى نسلشان کلاً از زمین منقرض شد.- بعض
روایات نیز این مطلب را تأیید مى‏کنند.
براى
نمونه نگا: تفسیر عیاشى ج: ۱ ص: ۲۹ از امام صادق (علیه السلام) ؛ بحار الانوار ج:
۶۰ ص: ۲۲۴ از آن امام بزرگوار و قصص‏الانبیاء راوندى ص: ۴۱ ۳۵ از امام امیرالمومنین
(ع).
 

بنابراین بر فرض اینکه فرضیه تکامل درست باشد، مربوط به انسانهاى اولیه مى‏باشد که
پیش از انسان امروزى بر روى زمین مى‏زیسته‏اند و نسلشان منقرض شده است.
گذشته
از آن دلایل و مستندات علمى که امروزه کشف شده است، اینکه نسل انسان از میمون یا
حیوان دیگرى باشد، بکلى نفى مى‏کنند و نشان مى‏دهند که چنین تصورى غلط است و فرضیات
جدید منشاء انسان را زمین و خاک مى‏دانند همانگونه که در قرآن آمده است.

فرضیه
تکامل از روز اول دچار چالشهاى جدى از سوى دانشمندان زیست‏شناس بوده است و بسیارى
از صاحب‏نظران و دانشمندان آن را نپذیرفتند؛ زیرا بنا در علوم آن است که بر اساس
فرضیات ارائه شده امکان توجیه وضع موجود حاصل شود. و اگر نبود تلاش اشتباه. مغرضانه
برخى مادیون که این نظریه را محمل خوبى براى تفکر مادى خود یافتند، شاید امروز به
عنوان یک نظریه صرف علمى مورد پژوهش دانشمندان زیست‏شناس قرار مى گرفت و با مشاهدات
بیشتر صورتى دیگر مى یافت.

واقعیت این است که داده هاى علمى هیچگاه تکامل تدریجى موجودات زنده را از یک نوع
خاص به نوعى پیشرفته را نشان نداده، مخصوصاً کشف مولکول دى. ان. اى (DNA)
جهت عکس فرضیه تکامل را نشان داده است.

بنابراین نه داروینزیم و نه نئوداروینیزم و نه فرضیه (Punctuated
Equilibulum) «تعادل
معنادار» نتوانستند قوانین ژنیتک و بیوفیزیک و بیوشیمى را توجیه کنند و فرضیات آنها
تا حدود زیادى مغایر و متناقض با قوانین و کشفیات این علوم است. گذشته از آن
سنگواره‏ها فسیل‏هاى به جاى‏مانده نیز خلاف فرضیه تکامل در تمام انحاءاش است. حتى
تکامل موجودات زنده از گونه‏هاى دریایى نیز نتوانست فرضیه تکامل را اثبات کند.
چنانچه «استفان بنگستون» زیست شناس سوئدى که خود نیز تاحدودى طرفدار نظریه تکامل
است، وضع زندگانى موجودات دریایى و تکامل آنها را براى داروین و داروینیزم امرى
گیج‏کننده مى‏داند که هنوز نتوانسته اند از گیجى آن خلاص شوند.

مهمترین و ارزشمندترین مدرکى که طرفداران نظریه تکامل ارائه داده اند، فسیل ماهى‏اى
با قدمت چهار صد و ده میلیون سال است، که آنها مدعى هستند که این فسیل نشان دهنده
حالتى انتقالى ماهى است که از آب به خشکى منتقل شده است. اما پس از این ادعا طى
پنجاه سال گذشته بیش از چهل نمونه از این ماهى صید شده و روشن شد که این ماهى
نمونه‏اى کاملاً معمولى است و هم اکنون هم در دریاها زندگى مى کند.
 
خلاصه
کلام اینکه فرضیه تکامل بر اساس یکسرى بازسازى هاى باستانشناسانه صورت مى‏گیرد که
به تعبیر «پرفسور ارنست اى هوتن» استاد زیست شناس دانشگاه هاروارد:
«این
بازسازى‏هاى ادعا شده از نوع باستانى انسان در صورتى که چنین بازسازیهایى صحیح
باشد، ارزش علمى بسیار کمى دارند و احتمالاً صرفاً براى گمراهى مردم هستند...
بنابراین به این بازسازى‏ها اعتماد نکنید».
بنابر
این فرضیه تکامل در خود علم زیست شناسى هم نشان از پیشرفت ندارد و مورد نقض و
ابرامهاى بسیارى قرار گرفته است و مثل دیگر فرضیات در علوم نیست که مورد تایید همه
یا لااقل اکثریت دانشمندان آن رشته قرار گرفته باشد. چنانچه مثلاً نظریه نسبیت
انیشتن و یا فرضیه کوانتوم مورد اقبال تمام فیزیکدانان است.
اما
بر فرض که فرضیه تکامل درست باشد و همه زیست شناسان بر آن اتفاق داشته باشند، ربطى
به آفرینش انسان ندارد؛ زیرا چنانچه دیدیم فرضیه تکامل بر این باور است که موجودات
زمینى از یک یا چند منشاء خاص به صورت تدریجى تکامل یافته‏اند. و این فعل و
انفعالات در میلیون‏ها سال پیش اتفاق افتاده است و نمونه انسانهایى که بازسازى
شده‏اند نیز متعلق به سال‏هاى بسیار دور است، در حالى که حداکثر از هبوط حضرت آدم
ده‏هزار سالى مى‏گذرد. ما نیز در متون روایى خود داریم که پیش از آفرینش حضرت آدم
انسانهایى در روى زمین زندگى مى کردند که نسلشان منقرض شده است. آنچه از ظاهر قرآن
بر مى آید این موضوع است که انسان فعلى از نسل آدم است و جسم آدم نیز از خاک آفریده
شده است.

اصولاً چنانچه دیدیم زبان و روش فرضیات علمى روش خاص تجربه و مشاهده و آزمون است و
اهداف عملى را نیز دنبال مى‏کند و هیچ ربطى به روش قرآن ندارد. قرآن و دین وارد
مباحث خاص علمى نمى‏شوند زیرا هدف آنها، چیزى غیر از هدف علوم است و جالب است که
بدانیم که داروین صاحب فرضیه تکامل انواع خود موحد و مسیحى معتقدى بوده است و
هیچ‏گاه نظریه خود را با دین حتى نظرات تورات درباره آفرینش انسان که متاسفانه
آمیخته با خرافات است، متناقض نمى‏دیده است.
 
اکنون
از میان آراى یاد شده، به اختصار دیدگاه علامه طباطبایى بیان مى‏شود:
یک.
اساساً پیوستگى نسلى انسان با دیگر حیوانات، از نظر تجربى ثابت نشده و دلیل علمى
قاطع و وفاق و اجماعى بر آن نیست.
دو.
آیات قرآن با صراحت و نص قطعى از هیچ یک از دو نظریه ثبات انواع (Fixism)
و تحول انواع (Transformism)
دم نزده است لیکن ظاهر آیات مربوط به خلقت انسان، با دیدگاه اول انطباق دارد.

سه.
ظواهر کتاب و سنت تا زمانى که با حجت برتر دیگرى در تعارض نباشد، به حجیت خود باقى
است.
چهار.
نمى توان از مدلول ظاهرى آیات قرآن، در این باره دست کشید.
نتیجه
آنکه انگاره «تحول انواع»، قابل انتساب به قرآن نیست. از آنجایى که نص قطعى و ضرورى
نیز برخلاف آن وجود ندارد، در صورت اثبات پیوستگى نسلى انسان با اجداد حیوانى در
زیست‏شناسى، مى‏توان ظواهر آیات قرآن را تأویل کرد لیکن چنین چیزى در علوم اثبات
نشده و حجتى معارض ظواهر قرآن وجود ندارد. بنابراین در حال حاضر دلیلى بر تأویل
آیات دلالت کننده بر استقلال نسلى انسان وجود ندارد.

------------------------------------------------------------------
(۱)
بهزاد، محمود، آیا به راستى انسان زاده میمون است؟، (بى‏نا، چاپ سوم، ۱۳۵۴)، صص
۱۱۷-. ۱۱۸
(۲)
نگا: نصرى، عبداللَّه، مبانى انسان‏شناسى در قرآن، (تهران، مؤسسه فرهنگى دانش و
اندیشه معاصر، چاپ اول)، ص. ۶۸
(۳)
ایان باربور علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهى، (تهران: مرکز نشر دانشگاهى چاپ
دوم ۱۳۷۵)، ص ۱۴۱-. ۹۹
(۴)
وجدى، فرید، على اطلال المذهب المادى، صص ۱۰۳-. ۱۰۸
(۵)
ایان باربور، علم و دین، ترجمه بهاء الدین خرمشاهى، صص ۱۶۹-. ۲۴۴
(۶)
سحابى، یداللَّه، خلقت انسان، (تهران: شرکت سهامى انتشار، چاپ ۱۳، ۱۳۷۵).
(۷)
تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۱۵۳ ج ۹، ص ۸ ج ۱۶، ص. ۲۶۹
(۸)
ر. ک: الف. سبحانى، جعفر، منشور جاوید، ص ۹۴ ؛ ب. همو، داروینیسم یا تکامل انواع ؛
ج. مکارم شیرازى، ناصر، فیلسوف نماها ؛ د. مصباح یزدى، محمد تقى، خلقت انسان از نظر
قرآن ؛ معارف قرآن: خداشناسى، انسان شناسى، کیهان‏شناسى (قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى
امام خمینى، چاپ سوم ۱۳۸۰).
(۹)
على مشکینى اردبیلى، تکامل از نظر قرآن.
(۱۰)
مطهرى، مرتضى، مقالات فلسفى، علل گرایش به مادیگرى، (قم: صدرا).

داروین
با سلام. من که از این حواب های بسیار بسیار علمی و دندان شکن در قسمت های مختلف شگفت زده و مستبصر شدم.
freedom
باسلام
در مورد کامنت اول
در آن صورت چند موضوع روی میدهد اول:اصطلاح خدای تنبل را شنیده اید خدایی که قوانیین را ساخت بعد رفت کنار. دوم:آنوقت این موضوع روی میدهد که هیچ هدفی در خلقت وجود ندارد در حالی که بی هدفی در کار خدا راه ندارد
نتیجه این که......
اما بعنوان زیست شناس این کامنت تخصصی تر است

در مورد کامنت دوم
لزومی نداره که این نظریه بگه فسیل ها می گویند.
ای نظریه توضیح میدهد که چرا بعضی جانداران تغییر نکده اند به دلیل حضور در محیط هایی که سال هاست تغییر نکردنند

در مورد کامنت حسن سیلاوی
یک سوال میکنم در وال اندام حرکتی عقبی یعنی پا ها طحلیل رفته و فقط لگن باقی مانده اون چا خدایی که یادش رفته یک چیز بیفایده مثل این رو در بدن یک جاندار جا بزاره مثل اون جراحایی که پنس وگازو تو بدن بیمار جامیزارن شنیدین

در مورد کامنت مهدی
اشتباه میکنید قدیمی ترین فسیل انسان خردمند یا ما یا homo sapiens مال ۲۰۰۰۰۰ سال پیش است
در مورد فسیل های میانی به عنوان مثال تیکتالیک فسیل حد واسط ماهی و دوزیست است چون هم بعضی از ویژگی های ماهی ها مانند فلس وبعضی از ویژگی های دوزیستان رادارد مانند شش

در مورد کامنت رسول ذاکری
ببخشید نگاه شما خیلی سطحی است. آزمایشی که میلر و یوری انجام داد
نشون داد که چه جوری مواد پایه ای حیات میتوانند از طریق واکنش های ساده
شیمیایی به وجودبیاییند

در مورد کامنت مجتبی
اگر درست فکرکنیید بله ساقط میکنه

درمورد کامنت روزبه
قسمت اول حرفتان بسیار درست است
اما در درستی این نظریه طردیدی نیست این موضوع زمانی اتفاق افتاد که توالی یابی DNA شکوفاشد.
به عنوان مثال اشریشیا کولی (یک باکتری ) ۵۰۰۰ ژن دارد
و ما ۲۵۰۰۰ ژن اما ما واین باکتری ۱۰۰۰ ژن کاملا مشترک داریم یعنی ۱۰۰۰ ژن
به طول هر کدام حدودا ۳۵۰ نوکلئوتید عینا وجود دارد
درمورد ناشناش آخر
این که این طور نیست مثلا ویکی پدیا

کلام آخر این که به عنوان یک زیست شناس نمی توانم تحمل کنم که بگن داریم سر مردم رو شیره می مالیم
بعنوان یک موضع کاملا ابتدایی من سه صفحه در ویکی پدیا فارسی را پیشنهاد میکنم:
-مقدمه ای برفرگشت
-فرگشت
-فرگشت انسان
یا فصل های ۳،۴،۵،۶،۷ زیست شناسی پیش دانشگاهی تجربی
یا کتاب فرگشت و ژنتیک اثر بهنام مهمد پناه
را میتونید در اینترنت پیدا کنید
برای مطالعه تخصصی تر میتونید جلد ۴ بیولوژی کمپبل را از انتشارات خانه زیست شناسی تهیه کنید
در آخر there is no god ممنون
پرسمان
هرچند نظراتتان کمی پراکنده به نظر می رسید ولی بنابر درج آنها گذاشتیم. دقت و قضاوت با خوانندگان محترم. امیدواریم دوستان سوال ها و ابهام های خود را در صفحه ویژه درج سوال سایت پرسمان:
http://www.porseman.org/q/newq.aspx با ما در میان بگذارند.
Shohreh
به نظر من فرضیه تکامل عقلانی تر و علمی تراست تا اینکه ادمی به ناگاه افریده شود و از دنده چپش حوا بیرون بیاید در ضمن این نظریه تکامل وجود خالق با تدبیر را در ما قوت میبخشد وایات قران تمثیلهایی است که هر کس باید با درک و فهم خودش به اصل مطلب پی ببرد و ان نیست که تو در ظاهر میخوانی
پرسمان
با عرض سلام خدمت شما دوست بزرگوار.
ــ تعبیر «عقلانی تر»، بی معنی است. یک گزاره، یا عقلی است یا عقلی نیست؛ یعنی یا برهانی است یا برهانی نیست؛ لذا تعبیر «عقلانی تر»، معنی معقولی ندارد و خودش یک مفهوم توهمّی است. کما اینکه تعبیر «درست تر» هم بی معنی است. یک گزاره یا درست است یا درست نیست، پس «درست تر»، بی معنی است...
(ادامه پاسخ مفصلتان را با شناسه ۶۸۵۵۲۳ و گذرواژه fathk در صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx مطالعه بفرمایید.)
حسین
شاید نظریه داروین دارای ایراد هایی باشد ولی اصل آن کاملا منطقی به نظر می آید برای مثال زمین باید در فاصله ی خاصی از خورشید قرار بگیرد وباسرعت معینی حرکت کند.!خوب اگر هر یک از این شرط ها نبود چه می شد؟!ساده است نابود می شد!ممکن است هزاران جرم دارای این خصوصیات نبوده ونابود شدند و فقط یکی از آن ها یعنی زمین باقی مانده باشد!
فاطمه
پرسمان؛ من یه چن تا سوال داشتم, ما چرا اینقدر احمق و زود باوریم؟؟؟
دوستان می گن تکامل از یه ایده و تئوری بیشتر نیست, میخواستم بپرسم شما می تونی ثابت کنی الان پشت مانیتور نشستی؟؟؟
خیلی از ایراداتون از بیخ و بن غلط بود این مطالب و کتابا اساس کارشون اینه که از نکات زیست شناسانه ای که بلد نیستین براتون دلیل بیارن و شما هم چشم بسته بپذیری چون اصلن از استدلالش سر در نمیاری و صرفا چن تا کلمه قلبه سلمبه ذهنت رو گمراه می کنه!
فاطمه
پرسمان؛ من یه چن تا سوال داشتم, ما چرا اینقدر احمق و زود باوریم؟؟؟
دوستان می گن تکامل از یه ایده و تئوری بیشتر نیست, میخواستم بپرسم شما می تونی ثابت کنی الان پشت مانیتور نشستی؟؟؟
خیلی از ایراداتون از بیخ و بن غلط بود این مطالب و کتابا اساس کارشون اینه که از نکات زیست شناسانه ای که بلد نیستین براتون دلیل بیارن و شما هم چشم بسته بپذیری چون اصلن از استدلالش سر در نمیاری و صرفا چن تا کلمه قلبه سلمبه ذهنت رو گمراه می کنه!
مهدي
خداوند تا خالق است،خلق میکند.امام علی می فرمایند:(قبل از ماموجوداتی بوده اند و بعد از ما هم موجوداتی خواهند آمد.)جد انسان کنونی از ۶ تا ۸ هزار سال پیش به زمین آمده است و فسیل های داروین این را بیان نمی کنند. در ضمن داروین فسیل های میانی را هم پیدا نکرد اما می گفت (من معتقدم که به زودی پیدا میشود)باز هم این حرف او علمی نیست.
دلیل های زیادی برای رد فرضیه ی داروین هست. در زمان حال فرضیه ی داروین به صورت یک ایدوئولوژی در آمده نه علم متعارف.این نظریه پرداز است که باید اثبات بیاورد نه اینکه یکی یک چیز بپراند بعد بگوید اگر قبول نداری اثبات کن. فسیل هایی هم در حال تکامل پیدا شده که توسط دانشمندان بزرگ رد شده است.
زهرا
متاسفم برای افرادی که چیزهای غلطی رو توی مغز ما فرو میکنند در حالیکه اگر مخالفشون هم حرف بزنیم ممکنه حتی به اخراج از دانشگاه منجر شه!
موفق باشید. استفاده کردم.
keisan.hani...
برای اطلاعات بیشتر به سایت هارون یحیی سر بزنید و بدونید پرونده اون ادم نما های بینابینی هم بسته شده یعنی جعلی بوده .... تکامل هم نیرنگ بوده
رسول ذاکری
فرظیه تکامل از ریشه اشتباه است و آن هم این است که معتقد است حیات به صورت خود به خودی و از کنار هم قرار گرفتن مولکولهای آلی و معدنی به وجود آمده است؟
منطق میگه هیچ چیز خود به خودی نه به وجود می آید و نه از بین می رود . پس حیات روی کره زمین فاعل هوشمندی دارد که مولکولهای دی ان ا را در کنار هم قرار داده است و عقل سلیم حکم می کند که یک چنین فاعلی نیاز به طی میلیون ها سال برای خلق این چنین حیات پیشرفته ای ندارد. اون ۱۰۰ نفر هم که موفق شدن ۲۳۷ میلیون جفت اجزای کروموزوم رو کنار هم قرار بدن لطفا به کارشون ادامه بدن. اگر موفق به ساخت اولین تک سلولی در آزمایشگاه شدند من یکی جلوشون لونگ می اندازم.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.