فرضیه جذب و آیات قرآن ۱۳۹۶/۱۱/۰۸ - ۵۸۳ بازدید


یکی از فرضیه‌هایی که در مورد قدرت ذهن در بعضی از معنویت‌های نوظهور ارائه می‌شود؛ فرضیه جذب می‌باشد، تعریف‌های متفاوتی از آن شده است که به عنوان نمونه گفته شده است: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت.


jazb_1.jpg
یکی از فرضیه‌هایی که در مورد قدرت ذهن در بعضی از معنویت‌های نوظهور ارائه می‌شود؛ فرضیه جذب می‌باشد، تعریف‌های متفاوتی از آن شده است که به عنوان نمونه گفته شده است: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت.واین‌ که اگر انسان به دنیا فرمان دهد و باور کند که به خواسته‌اش رسیده است، تنها با همین تصورات ذهنی احساس کند (و مطمئن باشد) که به خواسته‌هایش رسیده است، یعنی دیگر باور کند که حتما به خواسته‌اش خواهد رسید و شک نداشته باشد؛ البته در طول تاریخ با استفاده از نیروهای شیطانی و سحر و ... گروه‌ها و جریاناتی دیگر هم وجود داشته‌اند که سعی کرده‌اند، خواسته‌ها و اهداف انسان را از راه امور غیر عادی محقق کنند.
هرچند برای فرضیه جذب، دلایلی از علوم مختلف ارائه شده است و در برخی ابعاد آن می‌توان نمونه‌هایی مشابه را در متون دینی یافت؛ و فوائدی مانند اعتماد به نفس و تسکین آلام و دردهای روانی در آن وجود دارد؛ ولی بحث ما فعلا بر سر این موارد نیست، بلکه سخن در آن است که برخی از سخنرانان و نویسندگان داخلی که خواسته‌اند قانون راز یا جذب را بومی کنند، آیاتی از قرآن را مورد استناد قرار داده‌اند و از آن‌جا که این آیات هم به نوعی به بحث انسان کامل مرتبط است باید مورد توجه ما قرار گیرد. در این‌جا به نمونه‌ای اشاره می‌کنیم تا اشکالات واقع شده در نوع تفسیر آن‌ها روشن شود. از جمله آن آیات، آیه ۱۴ سوره مؤمنون است که به طور مشخص، بخشی از آیه را مورد استفاده قرار داده‌اند: «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ [مؤمنون/۱۴] پس آفرین بر خدا و پرخیر و برکت است او که نیکوترین آفرینندگان است.» و تفسیر آن‌ها این است که خداوند به خاطر این قدرت فوق العاده که در ذهن انسان وجود دارد خود را تحسین کرده است و کسانی که از این قدرت غافل هستند را مصداق عبارت کریمۀ قرآن می‌دانند که فرموده است: «أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ [اعراف/۱۷۹] و آنها همان غافلانند.»

بررسی و نقد:
۱. در ابتدا باید دانست که آیه ۱۴ مؤمنون با توضیح مراحل خلقت جسمی انسان آغاز می‌شود: «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ.[المؤمنون/۱۴] آن گاه نطفه را علقه (به شکل خون بسته) کردیم، سپس علقه را (به صورت) مضغه (نظیر گوشت جویده شده) ساختیم، آن گاه مضغه را (تبدیل به) استخوان‌ ها (ى نرم) نمودیم، پس بر استخوان ها (لباس) گوشت پوشاندیم، سپس آن را (که جسمى نموکننده بود به واسطه دمیدن روح حیوانى به صورت) خلقى دیگر (و جاندارى زنده و صالح براى عقل و علم) ایجاد کردیم، پس آفرین بر خدا و پرخیر و برکت است او که نیکوترین آفرینندگان است».
همان‌طور که از ظاهر آیه روشن است، علت آن تبرک و تکریمی که از انسان می‌شود، دمیدن روح در انسان است و این روح الهی است که او را متمایز می‌کند و الاّ مراحل جسمی که در اول آیه گفته شده است در حیوانات هم مشترک است بر اساس گفتار مفسران، (ف) که در «فَتَبَارَکَ اللَّهُ» آمده است تفریع بر جمله اخیر است «=ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ» یعنی همین خلقت دیگر است که باعث تحسین شده است و آن‌قدر با عظمت است که به صراحت نیامده بلکه با عنوان (آخر) و مبهم آمده است.
حال سؤال اول آن است که افرادی که این آیه را منطبق بر قانون جذب می‌دانند آیا منظورشان قدرت روح و عظمتِ روح انسان است؟ که ظاهرا چنین نباشد؛ چون در آن صورت می‌توانستند صراحتا از روح نام ببرند و آیات دیگر هم که در مورد روح است استفاده کنند، ضمن آن‌که در قرآن روح از امر پروردگار شمرده شده است و مباحث گسترده‌ای دارد. از سوی دیگر برای رشد و تعالی روحی، باید از مسیر مشخص شریعت بهره برد و تلاش و همت صاحب روح را هم می‌طلبد و آیات و روایات فراوانی که انسان را به مجاهده و تقوا و نیز تلاش‌های اجتماعی و سیاسی و عمل صالح فرا می‌خواند، با این مطلب سازگار نیست که بگوییم با صرفِ تصور و خیال، انسان به دنبال خواسته‌های خود باشد «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى* وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى.[نجم/۳۹-۴۰] و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست و [نتیجه] کوشش او به زودى دیده خواهد شد.» «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ[عصر/۲_۳] که انسان ‌ها همه در زیانند. مگر آنها که ایمان آورده و اعمال شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش نمودند و به صبر توصیه کردند.»
۲. اگر ادعا شود این حالت خلاقیت ذهن و تأثیرگذاری ذهن بر جهان، حالت عمومیت دارد، می‌گوییم که این ادعا با واقعیت خارجی سازگار نیست و در این جهان که حاصل زندگی انسان‌ها به صورت ملموس و تجربه شده وجود دارد افراد به بسیاری از خواسته‌ها نمی‌رسند و خواسته‌های آن‌ها هم در تضاد است و امکان تحقق خواسته‌های متضاد و متزاحم وجود ندارد، و اگر منظور آن است که انسان‌های خاص و متکامل به این موقعیت می‌رسند، می‌توان وجود ولایت تکوینی در معصومین (علیه‌السلام) را تصور کرده که در این بخش مدّ نظر قرار گیرد؛ اما ماهیت ولایت تکوینی با قانون جذب متفاوت است. در این آیه هم اگر مقام انسان کامل و خلیفه اللهی مدنظر قرار گرفته باشد، کلام مدعی با توجیهاتی قابل دفاع است؛ ولی این قابلیت در اختیار همگان نیست و قابل درک و تفویض به عموم انسان‌ها نمی‌باشد، در حالی که مدافعانِ قانون راز گفته‌اند: «حکمرانان و بزرگان، این راز را می‌دانستند و تلاش کردم مردم آن را نفهمند، چون در آن صورت همه می‌خواستند از آن استفاده کند، بزرگان این راز را مخفی داشتند.»
این درحالی است که همان‌طور که گفته شده در آیه مطرح شده است که این خلقت، خلقت آخر است و خداوند، خود را به دلیل آن تحسین نموده است، در حالی که مانند قوانین کشف نشده مادی قابل دسترسی بشر باشد (که بنابر ادعای مدعیان، در حال کشف است) دیگر جایگاه تمجید این چنینی نداشت.
۳. آنچه در آیه ۱۴ سوره مؤمنون مورد تحسین قرار گرفته است، در برخی آیات دیگر هم عاملی برای خداوند بر سجده به انسان و عرضه امانت الهی (خلافت الهی) بر او شده است، در صورتی که حتی اگر فرض بگیریم افرادی با استفاده از قانون جذب به مراحل خاصی رسیده‌اند، براساس مستندات و فیلم‌هایی که برای قانون راز می‌آورند، غایت کار آن‌ها، رسیدن به ثروت و مقام و موقعیت‌های مادی ویژه است، و مسلما چنین امکاناتی را ظالمان و مستکبران در طول تاریخ داشته‌اند (امثال فرعون، قارون، نمرود) ولی ما نمی‌بینیم که در قرآن با بیان داستان‌های پیامبران و برخورد آن‌ها با این ظالمان، شدیدا به نفی و مبارزه با آن‌ها پرداخت است، پس روشن است که حتی اگر آیه دلالت بر استفاده از قانون جذب و راز هم داشته باشد، نباید محصول استفاده از این قدرت‌ها، صرف منافع دنیوی و امکانات زیاد مالی و... شود، در حالی که همان کسانی که از این آیات، تفسیر خاص ارائه می‌دهند، افراد را در آن کلاس‌ها به رسیدن به ثروت و منافع و امکانات دنیوی فرا می‌خوانند و آن‌ها را تشویق می‌کنند که این خواسته‌ها را اساس تفکر خود قرار دهند.
۴. اهل‌بیت (علیهم‌السلام) که دارای ولایت تکوینی و تأثیرگذاری بر طبیعت بودند به حدّ کفاف از دنیا بسنده کرده‌اند و از آرزوها و آمال دنیوی دوری جسته‌اند. در پایان تأکید می‌شود که از آن روی به قانون جذب پرداختیم که با آن بیانی که مدعیان دارند، این قانون به نوعی نافی تلاش، تقوا و دیگر سیره‌های ائمه است و به نوعی در تقابل با توسل و تکامل روح و مباحث انسان کامل است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
ممنون. مفید بود. خیلی دلهره و اضطراب دارم ازینکه از قانون جذب استفاده کنم یا نه این منافات با قوانین الاهی هستش؟ضمن اینکه خداوند این قانون را در کنار اطاعت از خودش به ما توصیه کرده یا اصلا سمتش نریم؟ من هرچی میخام سمتش نرم اما کشیده میشم. و خیلی درگیری ذهنی پیدا کردم. ضمن اینکه اهل اعتقادات اسلامی و پایبندم. به همین خاطر مغزم گاهی مثله اینکه جواب نده قفل میکنه. و احساس دلشوره ی عجیبی دارم. خیلی ممنون میشم راهنماییم کنید
پرسمان
پرسشگر گرامی ، شما تنها آسیب‌دیده‌ی این فرقه‌ی ضاله نیستید؛ بلکه موارد بی‌شماری از خروجی این فرقه وجود دارند که آسیب‌های مهلکِ روحی، جسمی، مالی و اعتقادی با ورود به این فرقه دیده‌اند. حال برای رهایی از این دام به چند گام اشاره می‌شود. (برای اطلاع بیشتر از گام‌های بعدی با ما در ارتباط باشید) 1 . همیشه به لطف خداوند امیدوار باشید. 2 . تا می توانید به تقویت ایمان خود بپردازید و این تنها با انجام واجبات (مثل نماز و روزه و...) و ترک محرمات، دست‌یافتنی است. 3 . شما نباید از دروغ‌هایی که برای هراسشا گفته‌اند بهراسید؛ بدانید هیچ تسلطی بر شما ندارند. 4 . همچنین وعده‌های این قانون را از دل و فکر خود بیرون کنید. 5 . پیشنهاد می‌شود، مداومت در خواندن سوره‌هایى از قرآن مانند «چهار قل» و آیه «و ان یكاد» و «آیة‌الکرسی» مخصوصا به هنگام خواب داشته باشد. 6 . توسل به چهارده معصوم و ذكر شریف صلوات در طول بیدارى و قبل از خواب و زیارت امامان و امام‌زادگان تاثیر زیادی دارد. 7 . شناخت عرفان حقیقی و جدا کردن آن از عرفان های کاذب شکی نیست که در طول تاریخ افراد زیادی مدعی عرفان بودند و مسلک هایی را هم در این باب به بشریت عرضه کردند، اما باید توجه داشت که نسبتی عمیق بین عرفان و ظواهر دینی و عقل وجود دارد، و درک این نسبت می تواند ما را از بسیاری از انحرافات نجات دهد و می تواند محکی باشد تا هر مسلکی، ادعای وصول به حقیقت را نکند. برای بررسی هر عرفان و مسلک نوظهوری باید مطالب زیر را در نظر داشته باشیم: سه مقوله شریعت (دین)، عقل و عرف، پدید آورنده سیستم متعارف بشری و شکل دهنده جهان بیرونی و این سویی ما است، با توجه به ماهیت فراروند و ظاهر گریز عرفان، با دو وضعیت روبرو خواهیم بود: در نسبت با شریعت از سویی با عرفانی روبروییم که هم، پا را فراتر از حریم دین و شرع می گذارد و هم ملتزم به آن باقی می ماند و در عین حفظ ظاهر به باطن راه می برد و از سویی دیگر با عرفانی که خود را از شریعت می رهاند و التزام بدان را از دست می دهد. در حالت نخست، عرفان به معنای تعمیق شریعت و پیوند ظاهر دین با باطن آ ‎ ن است و در حالت دوم، عرفان از مرز شریعت عبور می کند و دین را وا می نهد و پیوند با ظاهر را به قیمت کسب باطن از کف می دهد. در نسبت با عقل از سویی با عرفانی مواجهیم که فراتر از عقل و احکام آن است؛ ولی به این معنا که آن را تعمیق می بخشد و مرزهای ظاهر آن را می گسترد و با ظاهر به فراسوی باطن پر می گشاید. از سویی با عرفانی که خود را از قید و بند عقل و لوازم آن رها کرده، از حریم ظاهری آن می گریزد و در واقع با انکار منطق و عقل متعارف، خود را به طوری ورای طور عقل می کشاند. در نسبت با عرف و عادت نیز از سویی با عرفانی که به قواعد عرف و آداب ظاهری و هنجارهای فردی و اجتماعی گردن می نهد مواجهیم؛ گرچه به فراسوی آنها نیز می رود و از سویی با عرفانی روبروییم که با بی اعتنایی به قواعد و آداب عرف و عادت پا به وادی عرف ستیزی، سهل انگاری و اباحی مسلکی می نهد. همان گونه که ملاحظه شد، عرفان در حالت نخست، عرفانی حقیقی و متعادل است؛ زیرا ظاهر و باطن را توأمان خواستار است و یکی را به قیمت دیگری از دست نمی نهد و التزام به یکی را بدون پاسداشت دیگری نمی طلبد، ولی در حالت دوم، عرفان آسیب دیده و آسیب رسان است که در قوی ترین حالت، ضد شریعت، عقل، عرف، عادت و در ضعیف ترین حالت، گریزان از این مقولات است. پس عرفان اصیل و حقیقی یا همان چیزی که در معنای واقعی کلمه می توان آن را عرفان خواند، عرفانی دشوار، دیریاب و ناب است و کار سهل انگاران و خوش نشینان نیست. در مقابل، عرفان های بدلی یا شبه عرفان ها هستند که بی اعتنا به شریعت، عقل و عرف اند؛ از این رو هم متعددند، هم سهل الوصول و هم جاعلان و حامیان آن بسیارند. البته همان گونه که درباره پدیده های عرفانی گذشت، همین شبه عرفان ها نیز به نسبت قربشان به حقیقت عرفان، از این حقیقت بهره می برند و در نزد بسیاری مطلوب و جاذب می افتند و در عین حال به مقدار بعدشان از این حقیقت، مجازی و میان تهی تلقی می شوند که هم آسیب می بینند و هم آسیب می زنند. از آنچه گذشت می توان اصولی را برگرفت و در راه اصلاح و تعدیل رویارویی با شبه عرفان ها و شبه عرفانی ها به کار بست: 1. عرفان ها باید به اصول و متون دینی بازگشت کنند که در آنها وجود خدای مطلق و متعالی مفروض گرفته می شود. 2. عرفان ها باید طریقت و شریعت را با هم مقرون کنند و آن را با هم و نه جدا از هم بخواهند. 3. باید بر پایه های عقل سلیم و مبانی نظری قوی توجیه شوند. عرفان نظری و عملی را باید با هم دانست و با هم خواست. 4. عرفان های غیردینی باید با عرفان های دینی قیاس شوند، تا صحت و سقم آنها معلوم گردد؛ زیرا روح و جوهر اصلی عرفان ها که همان وحدت گرایی و بیان ناپذیری است، تنها با عرفان دینی قابل تفسیر و توجیه است. 5. همه پدیده های روانشناختی و فرا روانشناختی مرتبط با تجارب عرفانی باید با محک ها و معیارهای تجربه عرفانی دینی سنجیده و صحت و سقم آنها باز نموده شود. 6. همه تجارب شبه عرفانی چه در حالت های تعادل روحی و روانی و چه در موارد ناهنجاری های روانشناختی و مرضی باید شبه عرفان یا عرفان مجازی تلقی شوند و چند و چون آنها باید تنها با مرجع قرار گرفتن تجربیات اصیل دینی سنجش شود. این پدیده ها شامل طیفی وسیع از طالع بینی های هندی، چینی، خورشیدی تا انرژی درمانی، عرفان درمانی، عشق درمانی، روح پژوهی، طریق دارما، عرفان آکنکار، یوگا، بودا و آثار کسانی از قبیل: کاستاندا، کوئیلو، کریشنا، سیلور استاین، پل توئیچل، راد استایگر، اشو، اریک فروم، جک کانفیلد و دیگران می شود" [وکیلی، هادی، تجربه های عرفانی و شبه عرفانی (مقاله)،سایت تبیان] .
میهمان
موفق باشید سایت خوبی دارید
میهمان
خیلی ممنونم از اشتراک گذاریتون
میهمان
ممنونم عالی بود
میهمان
ممنونم بابت مطالب ناب و مفیدتون
با تشکر
میهمان
ممنون از اطلاعات عالی شما
میهمان
باسلام و احترام
ممنون به خاطر مطالب به روز
میهمان
ممنون از مطلب عالی که گذاشتید

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.