فرقه ذهبیه ۱۳۸۶/۱۰/۲۰ - ۱۶۰ بازدید

من در مورد سلسله ذهبیه و درستی و نادرستی عقایدشان سؤال کردم. با توجه به اینکه اکثر این فرقه ولایت فقیه را قبول ندارند انتظار پاسخ قانع کننده تری از شما داشتم به نظرم اینکه رئیس و بنیانگذار این فرقه چه کسی بوده خیلی مهم نیست بهتر است جواب سؤال من را بدون پنهان کردن خیلی از واقعیات بدهید که این البته بستگی به عقاید شما دارد. در هر حال ما پرسمان را به این دلیل محرم می دانیم که به هر نوع سؤال ما پاسخ درست می دهد.
مشکلى که در عموم فرقه هاى صوفیه به خصوص در دوران حاضر پیش آمده دورى رؤساى آنها از شیوه ى علما و اتکا بر تأویلات و اصرار بر جدایى از شیوه عالمان فقه مى باشد وگرنه بسیارى از عارفان و صوفیان برجسته در گذشته از عالمان نامدار در علوم مختلف اسلامى بوده اند و خود آنان از شیوه هاى علمى در فقه و سایر رشته هاى معارف اسلامى بهره مى بردند ولى صوفیه در زمان ما بیشتر بر تأویل دین و متون دینى و دورى از شریعت استوار گذشته است.
البته این منحصر به دوران ما نیست و شخصیت هاى برجسته اى همچون صدرالمتألهین شیرازى که نسبت به عرفان و عرفا نظر مثبت داشته در رد بعضى از صوفیه و عقاید باطل آنان کتاب نوشته است.
بررسى فرقه ذهبیه نیاز به مجال واسعى دارد. ما بخشى از کتاب «مبانى عرفان و احوال عارفان، دکتر على اصغر حلبى از انتشارات اساطیر، صص ۸۸۷ تا ۸۸۸ را به عینه نقل مى کنیم:
«ذهبیه» نام فارسى کبراویه است از پیروان نجم الدین کبرى (نجم الدین کبرى از همین کتاب حاضر) و این نام، تقریبا عنوان عمومى همه ى فرقه ها و سلسله هایى است که نزد صوفیه به معروفیه منسوب شده اند و مخصوصا عنوان سلسله یى از صوفیان ایران که در اصل از کبرویه بوده اند و آن ها را «ذهبیه اغتشاشیه» نیز مى خوانند. استعمال ذهبیه به صورت مطلق در باب این سلسله ى خاص ظاهرا جدید است و سابقه ى زیاد ندارد.
ذهبیه ى اغتشاشیه منسوب به میرشهاب الدین عبدالله بُرزِش آبادى مشهدى است که مرید خواجه اسحاق خُتلانى بود و از بیعت با خلیفه ى او سید محمد نوربخش (سید محمد نوربخش از همین کتاب حاضر) امتناع کرد و لذا سلسله ى جداگانه اى را تشکیل داد.
گویند چون وى از بیعت با سید نوربخش خوددارى کرد خواجه اسحاق گفت «ذهب عبدالله» [عبدالله از بر ما رفت و دست بیعت نداد] و بدین جهت یاران او را بدین نام مى خواندند. اما این وجه تسمیه با موازین اشتقاق درست نمى آید و ظاهرا از همان اول بروز اختلاف، پیروان شهاب الدین عبدالله خود را «ذهبیه خالص» خوانده اند و خود را از سایر شعبه هاى ذهبیه جدا و ممتاز شمرده اند وشاید علت بدنامى این فرقه، تبلیغات نوربخشیه بوده باشد که از لحاظ تشکیلات و تبلیغات - به ویژه در اوایل کار - نیرومندتر بوده اند.
ذهبیه مذهب شیعه دارند و در فارس، خراسان و آذربایجان و بلاد دیگر، فقراى این سلسله وجود دارند. از اقطاب و بزرگان این سلسله، به موجب روایات خود آنها یکى شیخ محمد مؤمن است که در گنبد سبز مشهد مدفون است، دیگرى شیخ محمد کارندهى که هم در مشهد مدفون است و مقبره او به نام «پیر پالاندوز» مرسوم گردیده است. در فارس، که این سلسله شهرت و اهمیت بیشترى یافته اند، مروج طریقه ى آنها شیخ نجیب الدین رضا تبریزى شد و از مشاهیر جانشینان وى سید قطب الدین شیرازى و آقا میرزا باب بوده اند.
در سال هاى اخیر میان رؤساى این سلسله بر سر قطبیت اختلاف پدید آمده است، و پرویزخان سلماسى میرزا احمد نایب الایاله، حاجى حب حیدر و دیگران در این باب داعیه داشته اند. از ادبیات این سلسله، مى توان نورالهدایه ى نجیب الدین رضاى تبریزى، سبع المثانى، کوثرنامه، آیات الولایه، شرح مصباح الشریعه و مجموعه ى موسوم به تذکرة الاولیاء را نام برد (نایب الصدر، طرائق الحقایق، ج ۲، ص ۳۸۱، دکتر محجوب).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.