فرقه های دراویش ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۱۲ بازدید

افرادی هستند که پیرو خط دراویش و عقیده محکمی به امام علی«علیه السلام» دارند؛ ولی علی اللهی نیستند، آن حضرت را به عنوان خدا قبول ندارند و ...؛ چه تحلیلی از این گونه افراد دارید؟
حقیقت آن است که برداشت هاى افراطى از برخى معارف دینى، سبب شد تا براى کسانى، تقوا به صورت یک شغل درآید به طورى که باید سراسر زندگى اش را وقف آن کند. او فقط باید در اندیشه خدا باشد و براى این که در این کار توفیق کامل یابد از خلق خدا بگریزد، از همه چیز فاصله بگیرد و دست به هیچ چیز دنیوى نزند. او نزدیک شدن به دنیا را آلودگى تفسیر مى کند و تنها راه را ارتباط از درون با اذکار و اوراد مى داند. اینجا است که بخش عمده اى از فقه که دانش اجتماعى زیستن اسلام است، نزد او اعتبارى نمى یابد و به جاى آن اصطلاحات دیگرى را جعل مى کند. بدین ترتیب تصوف پدید مى آید. این گرایش از مسجد فاصله مى گیرد، در کنجى مى خزد و انزوا را برمى گزیند، جایى که بعدها خانقاه، زاویه، رباط و ... نام گرفت. این رویه نیازمند بود تا براى گریز از اتهام غیراسلامى و در برخى مواضع غیرشیعى بودن، الگویى براى روش و کیش خود برگزیند و از این میان چه کسى بهتر از حضرت على«علیه السلام» که زهد و تقوا و ساده زیستى و دنیاگریزى او زبانزد عام و خاص است. برخى او را تا خدایى رساندند و بعضى دیگر نه. به هر روى، با گذر زمان، این رویه فرقه هاى گوناگونى به خود دید، ولى روح همه آنها همین نکات اساسى بود که به شکل فشرده بیان گردید.
اما آیا اسلام چنین روش و منشى را مى پذیرد؟ تردیدى نیست که در صدر اسلام، کسانى زاهدتر از دیگران بوده اند. از طرفى زاهدان افراطى - که از زن و فرزند بریده بودند - از سوى رسول خدا«صلى الله علیه وآله» مطرود شناخته شدند که ذکر و ورد نیز یکى از مهم ترین راه هاى تهذیب نفس است و ... اما در اسلام تنها «مسجد» پایگاه نماز است و آن هم در نوبت هاى خاص.
واقعیت آن است که تصوف بدین معنا، از آموزه هاى رسمى اسلامى نیست. بریدن از خلق خدا، گریز از مسؤولیت هاى اجتماعى، فاصله گرفتن از قدرت سیاسى جامعه، فرو رفتن در خود با غفلت از اطراف و به اصطلاح رهبانیت، چیزى است که با طبیعت اسلام سازگار نبوده و نیست. هر چقدر بتوان از عرفان دفاع کرد، از مشى صوفیانه - که مهم ترین رکن آن در عرصه زهد به صورت یک شغل است - نمى توان دفاع کرد.
امام على«علیه السلام» در رسیدگى به بینوایان، ساده زیستى و اجتناب از کمترین لذایذ دنیوى، اجراى عدالت و حفظ و رعایت بیت المال، اخلاق نیکو و ایثار، سخاوت، صلابت، شجاعت، عبادت و درایت سرآمد روزگار بود؛ با این حال در صحنه سیاست و کارزار حضور دائمى و همیشگى داشت. او خود مدت کوتاهى متصدى امر حکومت گشت و در زمان هاى دیگر، که در کنار بود همچون ناظرى دقیق، اعمال حاکمان را تحت نظارت داشت. او هیچ گاه به زهد به عنوان یک شغل نمى نگریست.
گفتنى است دین، داراى سه رکن اساسى است که ما از آنها به نظام اعتقادى، نظام ارزشى یا اخلاقى و نظام فقهى یاد مى کنیم. هیچ دینى بدون سه رکن پیش گفته، تحقق پذیر نیست و در شناخت دین، معرفت به هر سه رکن، بایسته و ضرورى است. اگر فردى تنها به یکى از این سه رکن توجه کرده و آن را فراگیرد دانش و نگرش دینى او ناقص خواهد بود.
صوفیان با تمامى شعبه ها و فرقه هاى گوناگون خود، نگرشى یک سویه و ناقص به دین دارند و عمده آموزه هاى دین را در اخلاق مى بینند. حتى در این بخش نیز این آموزه ها را به طور کامل از کلمات گهربار ائمه«علیهم السلام» و به خصوص حضرت على«علیه السلام» درنیافته اند. نظام فقهى آنان بسیار اندک است و بدعت هایى در آن دیده مى شود و نظام اعتقادى مستحکم، منسجم و مستدل ندارند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.