فرقه های اسلام ۱۳۹۸/۰۹/۲۵ - ۳۱۱۱ بازدید

مذاهب و فرقه هاى اسلامی را نام ببرید.

به طور کلی فرقه های اسلامی به دو دسته شیعه و اهل سنت تقسیم می شوند:
فرقه های اساسی شیعه:
درمورد تعداد فرقه های اساسی شیعه چند قول است. بعضی آنها را سه فرقه دانسته اند: ۱. زیدیه ۲. کیسانیه ۳. امامیه. ۴. اسماعیلیه بعضی غلات را نیز مطرح کرده اند ولی چون آنان از اسلام خارج شده اند از فرقه های اسلامی به شمار نمی آیند.
انشعابات کیسانیه:
۵. مختاریه ۶. حارثیه ۷. عباسیه ۸. ناووسیه ۹. قطحیه ۱۰. سمیطیه ۱۱. موسویه ۱۲. مبارکیه ۱۳. قرمطیه ۱۴. فاطمیه(فاطمیان)
۱۵. انشعاباتی در زیدیه
۱۶. جارودیه ۱۷. سلیمانیه یا جریریه ۱۸. صالحیه و ابتریه
فرقه اهل سنت:
۱۹.ماتریدیّه ۲۰. حنبلی ۲۱. مالکی ۲۲. شافعی ۲۳. حنفی ۲۴. قدریه ۲۵. معتزله ۲۶. اشاعره
فرقه های خوارج:
بعضی این فرقه ها را تا بیست شمرده اند و شهرستانی بزرگترین فرقه های خوارج را هشت فرقه و بقیه را فروع دانسته است.
فرقه های هشتگانه خوارج:
۲۷. محکمه یا حروریه ۲۸. ازارقه ۲۹. نجدات ۳۰. بیرسیه ۳۱. عجارده ۲۳. تعالیه ۳۳. صفریه ۳۴. اباضیه۳۵. جهمیه ۳۶. نزایه ۳۷. نجاریه ۳۸. کرامیه
فرقه های غلات:
بعضی بیست فرقه را نقل کرده اند که همه منقرض شده اند.
۳۹. دروزیه(منشعب از اسماعیلیه) ۴۰. سلفیه ۴۱. وهابیه(به نوعی مذهب سلفی است.) ۴۲. طحاویه با در نظر گرفتن زیر مجموعه های خوارج و غلات و بعضی دیگر از فرقه ها، تعداد مجموع به حدود ۷۳ می رسد. برخی نیز معتقدند که هنوز کار فرقه سازی پایان نیافته و در آینده ممکن است کسانی باز هم فرقه های جدیدی بسازند. لذا تا زمان ظهور امام زمان(ع) نمی توان این ۷۳ فرقه را شمارش نمود؛ چون تعدادی از آنها هنوز ایجاد نشده اند. ضمناً توجّه شود که بسیاری از این فرقه ها اکنون وجود ندارند و منقرض شده اند.
جهت آگاهی کامل از فرق و مذاهب اسلامی و زیر شاخه های آن ر.ک:
علی ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب اسلامی کلامی، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
بهترین مذهب کدام است؟
پرسمان
سلام علیکم، پاسخ اجمالی: مذهب شیعه بهترین مذهب است و برتري مذهب تشيع به خاطر "حق" بودن آن است و دين حق در هر برهه اي منحصراً يك دين است و ساير اديان موجود يا اساساً باطل و بي اساسند و يا منقرض و منسوخ و امروز شريعت حقه، شريعت اسلام است، و اسلام ناب و راستين در چهره مذهب تشيع متجلي شده است و تنها آموزه هاي شيعه است كه مي تواند بيانگر اسلام ناب محمدي باشد. شواهد تاريخي و متون ديني مؤيد نكته اي است كه بيان شد و اين ويژگي در سایر مذاهب وجود ندارد. پاسخ تفصيلي: برتري مذهب تشيع نسبت به ساير مذاهب به جهت "حق" بودن آن است و دين حق در هر دوره اي منحصراً فقط يك دين است. خداي متعال در هر برهه اي داراي يك شريعت است و هر دين غير از آن يا از اساس باطل و دروغ است و يا منسوخ و منقرض. تعدد اديان الاهي و مذاهب آسماني كه تاكنون بر بشريت نازل گرديده، تعدد طولي است نه عرضي، بدين معنا كه دين جديد ناسخ و مكمل دين پيشين است و با آمدن دين جديد تاريخ مصرف دين قبلي منتفي و از رسميت مي افتد و جاي خود را به دين جديد مي دهد و بر همه لازم است كه از آيين جديد پيروي نمايند و به آن ايمان بياورند. براي همين در متون مقدس و نصوص ديني، از كساني كه به دين جديد ايمان نمي آورند، به عنوان "كافر" ياد مي شود. اسلام آخرين و كامل ترين دين است كه براي بشر فرستاده شده و خداوند ديني جز اسلام را نخواهد پذيرفت. "ان الدين عندالله الاسلام"؛[1] بدون ترديد دين در نزد خدا فقط اسلام است. "و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه"؛[2] هر كس آييني جز اسلام را برگزيند از او پذيرفته نخواهد شد. متأسفانه مسلمانان نيز همانند اقوام و صاحبان اديان گذشته به مذاهب گوناگوني متفرق شدند و قطعاً همه آنان در آن واحد بر حق نخواهند بود، پيامبر گرامي اسلام فرمود: "ان امّتي ستفرق بعدي علي ثلاث و سبعين فرقة، فرقة منها ناجية، و اثنتان و سبعون في النار"؛ پيروان من بعد از من به هفتاد و سه فرقه متفرق خواهند شد، تنها يك گروه نجات پيدا مي كنند و هفتاد و دو فرقه ديگر اهل آتش خواهند بود.[3] مذهب حقه و فرقه ناجيه در ميان مذاهب اسلامي مذهب شيعه اثني عشري است و تشيع، همان اسلام راستين و حقيقي است. پيامبر گرامي اسلام فرمود: "ايها الناس اني تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا، كتاب الله و عترتي اهل بيتي"؛ مردم! من در ميان شما چيزي به وديعت نهادم كه اگر بدان اخذ كنيد هرگز گمراه نخواهيد شد، كتاب خدا و عترت خودم، يعني اهل بيتم.[4] ابوذر غفاري صحابي ثقه و جليل القدر پيامبر خدا (ص) نقل مي كند: "سمعت النبي (ص) انه قال: الا ان مثل اهل بيتي فيكم مثل سفينة نوح في قومه، من ركبها نجي و من تخلف عنها غرق"؛. بدانيد: من از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود: مثل اهل بيت من در ميان شما مثل كشتي نوح براي قوم نوح است، هر كه در اين كشتي نشيند نجات يابد و هر كه تخلف كند غرق گردد.[5] اساس و پايه مذهب تشيع، توحيد و عدل و نبوت و امامت و معاد است، و شيعه قائل به امامت دوازده امام معصوم (ع) به عنوان جانشين پيامبر اسلام (ص) مي باشد كه اول آنان علي (ع) و آخر آنها مهدي (عج) است. در روايات وارده از رسول گرامي اسلام به تعداد و حتي نام هاي دوازده امام معصوم (ع) تصريح شده است. روزي عبدالله بن مسعود در ميان جمعي نشسته بود كه عربي بياباني پيدا شد و از آنان پرسيد كداميك شما عبدالله بن مسعود هستيد؟ عبدالله جواب داد: من. عرب پرسيد: هل حدثكم نبيكم كم يكون بعده من الخلفاء؟ قال: نعم، اثناعشر، عدد نقباء بني اسرائيل. آيا پيامبر شما، تعداد جانشينان بعد از خودش را براي شما بيان كرد؟ - آري، دوازده نفر، به تعداد نقيبان بني اسرائيل.[6] دليل ما بر حقانيت تشيع قرآن و سنت است، خداوند در قرآن به ما دستور داده است تا از خدا و رسول و اولي الامر ـ كه طبق تصريح رسول اكرم (ص) همان امامان شيعه اند ـ پيروي كنيم. در آيات فراواني از قرآن به مسئله امامت و ولايت اشاره شده است. آياتي چون: "و انذر عشيرتك الاقربين"؛ "انما وليكم الله و رسوله و المؤمنون الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الذكوة و هم راكعون"، "يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته"، "اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام ديناً"ً، "انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت"، و ... . پيامبر (ص) نيز به تصريح تاريخ و روايات همواره از اميرالمؤمنين علي (ع) به عنوان وصي و جانشين خويش ياد مي فرمود، چنان كه طبري در تاريخ خويش نقل مي كند كه هنگامي كه آيه "و انذر عشيرتك الاقربين" نازل شد پيامبر به اقوام خود فرمود: خداي متعال به من دستور داد تا شما را به سوي او دعوت كنم، پس هر كدام از شما كه مرا در اين امر ياري كند برادر و وصي و جانشين من خواهد بود، علي (ع) فرمود: من اي رسول خدا در اين راه تو را ياري خواهم كرد، پيامبر دست در گردن علي (ع) انداخت و فرمود: همانا اين (علي) برادر و وصي و جانشين من در ميان شما است، از او بشنويد و مطيع او باشيد. خويشان پيامبر (ص) در حالي كه مي خنديدند برخاستند و به ابوطالب ـ به تمسخر ـ گفتند: او به تو دستور داد تا مطيع پسرت باشي و فرمانبردار او باشي.[7] پيامبر در آخرين سال عمر خويش، در برگشت از حج كه معروف به حجة الوداع گرديد، در منطقه غدير خم رسماً علي بن ابي طالب (ع) را به عنوان امام و زمامدار مسلمانان منصوب و معرفي فرمود و به همه حاضران دستور داد تا با علي به عنوان اميرالمؤمنين بيعت نمايند و اين سخن معروف آن حضرت در آن روز است كه فرمود: "من كنت مولاه فهذا علي مولاه"؛ هر كس كه من زعيم و فرمانرواي اويم علي (ع) نيز مولي و فرمانرواي اوست. اين حديث از احاديث مشهور و متواتر اسلام است. اين اجمالي بود از دلايل برتري و حقانيت شيعه بر ساير مذاهب با استناد به آيات و روايات. پی نوشت ها: [1]. آل عمران، 19. .[2] آل عمران، 85. [3]. الابانة الكبري، ابن بطة، ج 1، ص 3؛ خصال، ص 585. [4]. كنزالعمال، ج 1، ص 44، باب الاعتصام بالكتاب و السنة. [5]. المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 151. [6]. خصال، ص 467. [7]. تاريخ طبري، ج 2، ص 320، طبع مصر؛ كامل ابن اثير، ج 2، ص 41، طبع بيروت.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.