فرق اخلاق اسلامی و غربی ۱۳۹۲/۹/۲۷ - ۱۵۶ بازدید

مکتب اخلاق انتفاعی غرب ، امروز در دنیای غرب معمول است و این همان اخلاق مادی است که اساس آن را روانشناسان امریکائی تشکیل داده اند و مانند ( دیل کارنگی ) پیرو آنها بوده و کتابهای اخلاقی خود را بر اساس ا

مکتب اخلاق انتفاعی غرب ، امروز در دنیای غرب معمول است و این همان اخلاق مادی است که اساس آن را روانشناسان امریکائی تشکیل داده اند و مانند ( دیل کارنگی ) پیرو آنها بوده و کتابهای اخلاقی خود را بر اساس این مبنا نوشته اند و ماهیت تعریف این اخلاق آن است که چه بکنیم که درآمد بیشتر داشته و نفع شخصی و لذت بیشتر داشته باشیم تا موقعیت و شخصیت ما در اجتماع افزایش پیداکند . در واقع آنچه که مبانی اخلاق امروز جوامع لیبرال را ساخته است، دو اصل فردگرایی مطلق و اصالت لذت و ثروت حداکثری است. اگر برخی از ملل غرب به بسیاری از اصول اخلاقی آراسته اند مثلا دروغ نمی گویند نیرنگ و خیانت در داد و ستد ندارند برای این است که این صفات به صورت ابزار انتفاعی تلقی شده و موجب رونق بازار آنها گردیده است و باعث به گردش در آمدن چرخ های اقتصادی آنان است و اگر روزی نفع مادی خود را در ضد آن ببیند که به دروغ گفتن و خیانت کردن سود بیشتری می توان برد ، چون اصالت اخلاقی ندارند دروغ می گویند و خیانت می کنند و از این رو برای اخلاق ذاتا حسن و قبحی قائل نیستند بلکه حسن و قبح اخلاقی را از دریچه منافع مادی می پندارند ، هر کجا منافع مادی آنهاتأمین شود ولو در مفاسد و رذائل اخلاقی باشد ، مانند خود فروشی ، دروغ ، تزویر ، ستمگری ، قمار ، میگساری ، شهوترانی در غرائز جنسی و امثال آن ، هیچگونه زشتی و پستی برای آن قائل نمی باشند و فورا قیافه خود را عوض می کنند و دروغ سازی و حیله گری و دیگر مفاسد اخلاقی را شعار خود می سازند این خود یکی موضوع انحراف از کمال اخلاقی است که فضائل اخلاقی اصالت ندارند تا به آن عمل شود بلکه فضائل اخلاقی هر کجا که منافع مادی ما را تأمین کند و ابزار زندگی و وسیله ی رونق بازار اقتصاد گردد ، به آن عمل می شود و گرنه خود یک مطلوب اصیل و و اقعی نیست لذا برای خوبی و فضیلت اخلاق اصالت ذاتی قائل نیستند و در هر موقع و زمان و مکان ممکن است تغییر و تبدیل پیدا کند از این جهت با این اخلاق متزلزل نمی توان جلوی بسیاری از مفاسد اخلاق فردی و اجتماعی را گرفت و کنترل نمود زیرا خودخواهی و جاه طلبی و یا غرور و تکبر که لازمه حب ذات است ، این مکتب اخلاقی چگونه می تواند از آن جلوگیری کند ، بلکه به توسعه آن کمک می کند . مهر و محبت و عفو و اغماض و احسان که از فضائل برجسته ی انسانی است کجا در قاموس این اخلاق جا دارد و آلودگی به قمار و شراب و زنا و التذاذهای نفسانی دیگر ، این اخلاق کجا می تواند آنها را مهار کند .
راسل در کتاب جهانی معتقد است بشر موجودی منفعت خواه آفریده شده است و جز در پی سود خویش نیست ، از سوی دیگر ما در جامعه نیاز به یک سلسله روابط حسنه داریم که نام آنها را اخلاق گذاشته ایم و می گوئیم حقوق یکدیگر را باید رعایت کنیم ، نسبت به یکدیگر احترام کنیم ، وظائف اجتماعی خودمان را انجام دهیم و آنچه بشر در زندگی اجتماعی به نام اخلاق به آنها نیازمند است ، باید انجام دهیم . می گوئیم ما باید کاری کنیم که همین اصول در جامعه حکمفرما بشود اگر بگوئید این حقوق فضیلت است و تکلیف و مسئولیت اخلاقی ایجاب می کند که به جا آورند ، درست نیست این حرفها اساس و پایه ای ندارد و رذیلت اخلاقی اساسی ندارد و مورد قبول نیست . حقیقت این است که منافع انسان در همین است که به یکدیگر نیکی کنند تا در مقابل نیکی ببینند ، به این معنی باید گفت که تو بایستی به دنبال منافع و خوشی خودت باشی و منافع خوشی تو در همین است که راست بگوئی تا دیگران به تو راست بگویند خیانت نکنی تا به تو خیانت نکنند. اگر می خواهی که دیگران به تو دروغ نگویند ، خیانت نکنند، مالت را نبرند و احترام بگذارند ، باید به آنها دروغ نگویی ، خیانت نکنی ، مالشان را نبری ، اما در جایی که زور تو می رسد که قدرت داشته باشی و کسی نتواند مالت را ببرد و خیانت کند ، ضرورتی ندارد و فضیلتی نیست که دروغ نگویی و خیانت نکنی . حرف راسل در واقع انکار اخلاق به عنوان یک ارزش اخلاقی است . چون اخلاق را در سود شخصی پیاده کرده است و اخلاق را فاقد ارزش متعالی و قداست می داند و می گوید اخلاق یک چیزی مافوق منفعت شخصی نیست و خود منفعت است و این اخلاق در جایی پیاده می شود که قدرتهای مساوی باشند و نیروی متساوی در برابر هم ، اما آنجایی که یک نیروی فوق العاده قوی تری موجود است ، این اخلاق برای شخصی قوی چنین اقتضائی ندارد که به جهت منافع شخصی خود راست بگوید ، تجاوز نکند و احترام بگذارد ، زیرا نیازش را با قدرت اعمال می کند و موضوعی برای راست گوئی و عدالت باقی نمی ماند در این موقع راستگویی و دروغگوئی یکسان و عدالت و ظلم مساوی است ، چقدر در اشتباه است !
برای مطالعه وضعیت اخلاقی کنونی در جهان لیبرال و مبانی آن، میتوانید به آثار ذیل مراجعه فرمایید.
۱. آمریکا در سراشیبی به سوی گومورا ، پروفسور اچ.بوروک نشر حکمت .
۲. فمنیسم در آمریکا تا سال ۲۰۰۳، دفتر نشر معارف
۳. چالش های هویت در آمریکا، هانتینگتون، موسسه ابرار معاصر تهران
برای تکمیل جواب و امکان ایجاد مقایسه برای شما، مبانی مکتب اخلاقی اسلام را نیز خدمت شما تقدیم میکنیم.
مکتب اخلاق از دیدگاه اسلام
این مکتب امتیازات و برتری زیادی بر مکاتب اخلاقی دیگر داشته و بهترین و کاملترین و عملی ترین مکاتب اخلاقی است به چند دلیل:
۱- اسلام اولا به حسن و قبح ذاتی فضائل و رذائل اخلاقی معتقد است برخلاف مکتبهای غربی و کمونیستی که برای اخلاق حسن و قبح ذاتی قائل نیستند ، بلکه حسن و قبح اخلاقی را عارضی و در زمان و مکان و موقعیت خاصی معتقدند که تغییر می کند . ولی اسلام تمام افعال و رفتار و کردار و پندار انسان را از دو حالت خارج نمی داند یا ذاتا نیکو و پسندیده است و یا زشت و ناپسند است ، به این معنی که فضیلت در انسان که از رفتار و کردار او سر میزند یا جزء فضائل است و همیشه و در هر زمان و مکان ممدوح و تغییر ناپذیر است ، مانند راستی و درستی و صداقت و امانت و عدالت ، محبت و امثال آنها و در مقابل رذالت اخلاقی ذاتا پلید و مذموم است مانند دروغ ، خیانت ، ظلم ، بی عدالتی ، بی عاطفگی و امثال آنها و مفهوم و معنی هیچ کدام از آنها تغییر پذیر نیست و ثابت و لا یتغیر است هیچگاه دروغ و خیانت و ظلم پسندیده و هیچگاه راستگوئی امانت و عدالت ناپسند نمی گردد چنان که مکاتب غربی مادی و کمونیستی معتقدند .
اخلاق در اسلام متکی به ایمان به خداست
۲ - اخلاق در اسلام متکی به ایمان به خدا است زیرا انسان معتقد است که خداوند متعال در همه احوال حاضر و ناظر اعمال او بوده و همیشه در خلوت ، جلوت ، ظاهر و باطن یک پلیس مخفی مراقب اعمال و رفتار و کردار و حتی پندار او است که او خداوند متعال است ، چنان که در قرآن کریم می فرماید : ان ربک لبالمرصاد (سوره فجر آیه ۱۴) خداوند در کمینگاه حاضر و ناظر اعمال بندگانست و یعلم خائنه الا عین و ما تخفی الصدور (سوره غافر آیه ۱۹) آگاه است خداوند آنچه با گوشه چشم خیانت بکنید و یا در ضمیر و نهان دلتان بگذرد علاوه بر نظارت خداوند ، طبق آیات قرآنی ، دو ملک رقیب و عتید تمام اعمال و رفتار و کردار و پندار ما را می نویسد ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید (سوره ق آیه ۱۶) هیچ گفتار و کردار و پنداری از انسان سر نمی زند جز آن که فرشته تند نویس رقیب کارهای خوب و عتید کارهای زشت ما را می نویسد .
۳ - اسلام معتقد به پاداش کیفر اعمال است هم در دنیا و هم در عقبی
اسلام معتقد به پاداش و کیفر اعمال است و اعمال ما در این جهان اثر وضعی دارد و هم در آخرت اثر خیر و شر خود را نشان می دهد چنانچه پیامبر اکرم ( ص ) فرموده : ان خیرا فخیر و ان شرا فشر اگر خیر باشد اثر وضعی خوب و شایسته خواهد داشت و اگر شر باشد اثر وضعی آتش که گرمی و زندگی است زیرا نظام این عالم بر اساس حق و عدالت خلق شده و دارای یک سرشت حق و حقیقی است هر کس برخلاف عدالت و حقیقت قدم بر دارد . اثر وضعی آن مانند دودی است که اول به چشم خودش می رود ( للحق دوله و للباطل جوله ) برای حق دوام و دولتی است و باطل جولان دهنده و موقتی است . پس در همین دنیا شخص مسلمان معتقد است اثر وضعی عملش را فی الجمله می بیند گذشته از آن که معتقد است ، چندین برابر پاداش عمل خیر و کیفر عمل بد را در نشئه آخرت خواهد دید آن هم نه در یک مدت محدود بلکه الی الابد و همیشگی تا خدا خدا است پاداش کیفر اعمالش را خواهد دید برخلاف مادی گراها که اصلا معتقد به مبدأ و معاد نیستند . خداوند در قرآن کریم می فرماید : « من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ماکانوا یعملون » (سوره نحل آیه ۹۷) هر کس ایمان به خدا و عمل صالح و فضیلت اخلاقی داشته باشد خواه مرد یا زن در همین دنیا یک زندگی لذت بخش و خرم و خوش به او عنایت می کنیم و در آخرت هم به چندین برابر دنیا پاداش و جزا و خیر به او خواهیم داد علاوه بر آن که در آخرت به کوچکترین عمل خیر و شر انسان پاداش و کیفر دائمی و همیشگی خواهد داد به مصداق آیه « فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره » (سوره زلزله آیه ۴) هر کس به اندازه یک ذره کوچک کار خوبی کند در آن سرای پاداشش را خواهد دید و هر کس ذره ای کار شر از او صادر شد ، کیفرش را خواهد دید .
۴ - اسلام معتقد است که انسان فطرتا فضیلت دوست و از رذایل متنفر و کسی که به خدا ایمان داشته و به عمل صالح و فضائل اخلاقی عمل کند خداوند محبت او را به دل دیگران انداخته و او را محبوب و عزیزش می نماید و این محبوبیت و عزت در اجتماع و بین مردم بزرگترین آرزو و آمال هر فردی است چنان چه در قرآن کریم است « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا » (سوره مریم آیه ۶۹) هر کس ایمان به خدا آورده و دارار عمل صالح و فضائل اخلاقی عمل کند خداوند محبت او ر ا به دل دیگران می اندازیم تا در جامعه محبوبیت و مجد عظمت پیدا کند و همچنین به او عزت و آبرو و شرافت می دهیم به مصداق قرآن کریم « و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین » (سوره منافقین آیه ۸ ) عزت و شرافت و آبروی حقیقی فقط برای خدا و پیامبران خدا و مؤمنین است .
پس در چهارده قرن گذشته اخلاق اسلامی برتر و درخشنده تر و جامعترین مکاتب اخلاقی بوده و ضامن اجراء هم داشته برخلاف مکتب های اخلاقی دیگر که ضامن اجراء ندارد زیرا اسلام مسلمین را دارای پلیس مخفی دانسته و همیشه خدا را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار آنها معرفی می کند به مصداق قرآن کریم « و نحن اقرب الیه من حبل الورید (سوره ق آیه ۱۶ ) خدا از رگ گردن به انسان نزدیک تر است و به تمام ظاهر ، باطن سر و ضمیر انسان آگاه است . یعلم خائنه الاعین و ما تخفی الصدور » (سوره غافر آیه ۱۹ ) آگاه است خدا به خیانت چشمها و آنچه در دلها مخفی است و هر عملی که به جا آورد ، تندنویسان الهی می نویسند « ان علیکم لحافظین ، کراما کاتبین » (سوره انفطار آیه ۹ ) زیرا آنچه از کردار و رفتار و گفتار از انسان سر بزند کرام الکاتبین می نویسد و فردای قیامت همه اعمال انسان در مقابل او تجسم پیدا می کند و انسان نمی تواند آنها را انکار کند چنان چه می فرماید : « یوم تجد کل نفس من خیر محضرا و ما عملت من سوء » (سوره آل عمران آیه ۳۰)
روز قیامت تمام اعمال و گفتار انسان خیر و شر تجسم پیدا می کند و حاضر در مقابل انسان می شوند و به نص قرآن کریم : « یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم وارجلهم بما کانوا یعملون » (سوره نور آیه ۲۴)
روز قیامت تمام اعضاء و جوارح انسان زبان ، دست و پا و غیره شهادت می دهند که ما در دنیا چه کردیم هر کس پاداش و کیفر اعمال خود را در آنجا می بیند ونیکوکاران به بهشت و دار النعیم ابدی می روند و گنهکاران به جهنم و عذاب الهی الی الابد خواهد رفت این است امتیاز مکتب اسلام و ضامن اجراء بودن آن بر دیگر مکاتب اخلاقی .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.