فرق نفس و شیطان ۱۳۹۸/۳/۲۱ - ۲۲۱ بازدید

سلام ایاشیطان هم ازدرون امرمىکندبه کارزشت.

دوست گرامی. شیطان (ابلیس ) غیر از نفس اماره می باشد. نفس اماره وسوسه گر درونی است و شیطان وسوسه گر بیرونی . البته گاهی به نفس اماره , ((شیطان نفس )) می گویند. بنابراین شیطان در معانی مختلفی به کار گرفته می شود:
الف ) ابلیس که همان شیطان جنی معروف است که بر اثر خودداری از سجده بر آدم , از درگاه الهی رانده شد.
ب ) هرگونه عامل شر, اعم از نفس اماره , انسان های بد (شیاطین انسی ) و یا عوامل طبیعی مانند میکرب و... بنا بر آنچه که در روایتی آمده فرموده اند: ((شیطان مانند خون در بدن انسان ها جریان دارد)), (کافی , ج ۲, ص ۴۴۰ - نیز, ج ۸, ص ۱۱۳).
از طرفی از آیات و روایات دیگر استفاده می شود که شیطان موجود دیگری است , لذا از جمع این دو دسته آیات و روایات این طور نتیجه می گیریم که انسان دارای نفسی است که مرتبا او را به کارهای بد امر می کنند و در قرآن و روایات از آن به عنوان نفس اماره بالسوء یعنی امر کننده به بدی ها یاد شده است . شیطان بیرونی حکم راهنما و وسوسه کننده این نفس را دارد. در مقابل، خداوند دو حجت و راهنما برای ما قرار داده است یکی حجت و چراغ باطن که عقل و فطرت است و در مقابل نفس اماره , انسان را به کارهای شایسته دعوت می کند. از خارج هم انبیا و ائمه و علما و اولیا را قرار داده که عقل را شکوفا و رهبری کنند و انسان را به سرچشمه سعادت برسانند, بنابراین می توان گفت نفس و شیطان هر دو در گمراهی انسان نقش دارند, یکی از طریق کشش های درونی و دیگری با وسوسه و تحریک بیرونی . لیکن شیطان بیرونی هیچ سلطه ای بر آدمی ندارد و این خود انسان است که وسوسه های شیطان را می پذیرد و به حکم نفس اماره تن می دهد و یا به مقابله با آن برخاسته و به حکم عقل و شرع و فطرت تسلیم می شود.
به عبارت دیگر انسان از نظر ((درونی )) دارای استعداد و توانمندی ارتباط با عوامل ((بیرونی )) می باشد که مرتبه عقلانی روح او با فرشتگان در ارتباط قرار می گیرد و مرتبه نفس اماره روح او با شیطان در ارتباط قرار می گیرد و علاوه بر آن ((روح آدمی )) توانایی تدبیر و اولویت دهی و اختیار به کارگیری هر کدام از مراتب را نیز دارا می باشد.
شیطان که دشمن بیرونی انسان است کارش تسویل است یعنی امور زشت و باطل را زیبا و حق جلوه می دهد و آلودگی و پستی و زشتی را در چشم انسان می آراید و نفس اماره انسان نیز شیطان را یاری می کند و این عمل او را می پسندد و می پذیرد و انسان را وادار به انجام زشتی ها و پذیرش باطل ها می کند و در مقابل شیطان زیبایی و خیرات و نیکی ها را سخت و دشوار و سنگین جلوه می دهد و انسان را از روآوردن به آنها برحذر می دارد و نفس اماره نیز این حکم باطل را حق جلوه می دهد و انسان را در انجام اعمال صالح و نیکی ها، سست و تنبل می کند. امیرمؤمنان(ع) در دعای کمیل در این مورد می فرماید: «الهی و مولای اجریت علی حکما اتبعت فیه هوی نفسی و لم احترس فیه من تزیین عدوی فغرنی بما اهوی و اسعده علی ذلک القضاء؛ ای خدا و مولای من! تو بر من حکمی را جاری کردی که در اجرای آن هوای نفسم را پیروی و اطاعت کردم و از زینت دادن و فریبکاری دشمنم شیطان در این باره پرهیز و هراسی نداشتم، پس او(شیطان) بر طبق خواهش و میلم مرا فریب داد ... .
از آنجا که راه و هدف شیطان دور ساختن انسانها از خدا و راه حق و سعادت است همواره تلاش می کند تا افراد آدمی به گناه و فساد و نافرمانی خداوند رو بیاورند و این هدف در رتبه نخست با زینت دادن اعمال بد و لذایذ فریبنده اش چنان که قرآن در آیات متعددی بدان تصریح فرموده است از جمله درباره نافرمانی برخی از امت های گذشته می فرماید: «ولکن قست قلوبهم و زین لهم الشیطان ماکانوا یعملون؛ ... ولی دل های آنها قساوت پیدا کرد و شیطان هر کاری را که می کردند در نظرشان زینت داد» (انعام، آیه ۴۳).
همچنان که خود شیطان بر آن پای فشرده است: «قال رب بما اغویتنی لا زینن لهم فی الارض؛ گفت پروردگارا! به خاطر آن که مرا گمراه ساختی من نعمت های مادی را در زمین در نظر آنها زینت می دهم و همگی را گمراه خواهم کرد» (حجر، آیه ۳۹).{
بنابراین شیطان از آن رو که هیچگاه اعمال نیک و خیر را تشویق نمی کند که اگر هم چنین هدفی را بخواهد سعی دارد اعمال خیر را آلوده کند مثل ریا، توجیهات فریبنده خودخواهی های پنهان - که ظاهر خدا پسندانه داشته باشد - و مانند آن از اینجا می توان فهمید که ملاک تشخیص وسوسه شیطان و پیروی از نفس اماره به همین است که هر کجا انسان احساس می کند میل به گناه و هواپرستی اش بر میل به طاعت و بندگی خداوند و به تعبیر دیگر غفلت از یاد خدا بر توجه به پروردگار متعال و بندگیش غلبه دارد؛ باید بداند که دچار وسوسه شیطانی و پیروی از نفس اماره شده است. رجوع کنید به: تهذیب نفس یا خودسازی، استاد ابراهیم امینی
از آنچه گفتیم راه مقابله با نفس و شیطان نیز تقریبا معلوم شد. توضیح بیشتر اینکه: انسان برای رسیدن به کمال اختیاری - که هدف آفرینش او است - باید از دو نوع گرایش و تمایلات خوب و بد بهره مند باشد. اگر فقط گرایش به خوبی در او موجود باشد, مانند ملائکه خواهد شد و چنانچه تنها گرایش های مادی او را دعوت کنند, مانند حیوانات مجالی برای صعود اختیاری معنوی نخواهد داشت و اگر هر دو را داشته باشد, با انتخاب «خوبی ها», از ملائکه برتر و به کمال مطلوب خود نائل خواهد شد و اگر (بدی ها) را برگزید, از حیوانات پست تر خواهد بود.
خدایی که در درون ما نفس قرار داده است، عقل نیز گذاشته تا در دام نفس نیافتیم. همچنین همو در برابر شیطان، دعوت کنندگان به خیر را از پیامبران و امامان و ملائکه گرفته تا علما و مومنین، قرار داده است تا راه درست را به ما نشان بدهند.
پس برای مقابله با نفس و شیطان باید از فریب‌های آنها مطلع بود و بعد با توکل بر خدا و قدرت اراده، راه مقابل آنها را برگزید. این مبارزه تا زمانی که انسان زنده است ادامه دارد و پیروزی تنها با مراقبت دائمی از نفس حاصل می‌شود. مراقبه دائمی، دستور موکد بزرگان دین و علم اخلاق است.
چند نکته نیز علاوه بر مطالب فوق برای مقابله با نفس و شیطان بیان می‌شود:
۱- شیطان دائما انسان را وسوسه می‌کنند پس باید مراقب بود که ما نیز با توجیه‌های عقل به کمک او نرویم بلکه هر کجا شبهه‌انگیز بود و تردید داشتیم راه درست است یا خیر، وارد آن نشویم.
۲- نفس انسان راحت طلب است پس باید همیشه برنامه داشت تا عقب نیافتاد. این برنامه همه امور زندگی را شامل می‌شود. عبادات، کسب علوم اسلامی مثل احکام و عقاید، تحصیل ، تفریح، کار و فعالیت‌‌های روزمره همه باید در این برنامه گنجانده شوند.
۳- باید خودمان بر خود نظارت کنیم. اول صبح برنامه‌ی مراقبه از اعضا و جوارح را مرور می‌کنیم و در طول روز مدام به خودمان یادآوری می‌کنیم که چه تصمیماتی داریم. قبل از خواب عملکرد روزانه خود را مرور می‌کنیم. اگر موفق شده‌ایم خدا را شکر می‌کنیم و اگر احیانا خطایی داشته‌ایم استغفار می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم یاریمان دهد تا آن رذیله را ترک کنیم و در هر صورت روز بعد با عزمی‌راسخ به دنبال تحقق کامل مراقبه می‌رویم.
۴- در صدر همه‌ی برنامه‌ها عمل به واجبات است مثل نماز و یادگیری مسائل شرعی که به‌آنها نیاز داریم، بعد نوبت مستحبات موکد است مثل نماز اول وقت. در واقع در برنامه‌ریزی نباید به نفس بیش از اندازه فشار بیاید تا از عبادت گریزان شود.
۵- در مراقبه ، اول باید به ترک کامل گناهان رسید، بعد نوبت اصلاح صفات رذیله است. یعنی تمرکز مراقبه باید روی گناهان باشد که نتیجه ترک گناه، دوری از شیطان و مالک شدن بر نفس است که به دنبالش اصلاح عیوب دیگر می‌آید.
۶- کسی که می‌خواهد مالک نفس خود شود و با شیطان مقابله کند، باید به شدت مراقب هم‌نشین خود باشد و از معاشرت با افراد غافل و دارای صفات ناپسند شدیدا حذر کند.
۷- توجه داشته باشید که تذکرات فوق، یک برنامه کلی برای مقابله با نفس و شیطان است و هر گناه و عیبی راهکارهای اختصاصی نیز دارد.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.