فصل چهارم : زن در روایات ۱۳۹۵/۴/۱

زیبایى زن
پرسش ۲۲ . آیا طبق حدیث: «عقول النساء فى جمالهن و جمال الرجال فى عقولهم»(۱) عقل زن در جمال او خلاصه مى شود و جمال مرد در عقل او تا وسیله اى براى سرزنش زن و برترى مرد باشد؟
درباره این حدیث شریف اشاره به چند نکته شایان توجه است:
۱. ابتدا لازم است به این نکته توجه شود: زیور جان آدمى، به ایمان است. چنانکه خداى سبحان فرمود:
«حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الاْءِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ» (۲)
«خدا ایمان را براى شما دوست داشتنى گردانید و آن را در دل هاى شما زینت داد».
بنابراین فراتر از زیبایى هاى ظاهرى آنچه دلنشینى را در هم نشینى پایدار مى کند و دوستى و محبت را تداوم مى دهد پاکى و ایمان است و از این جهت میان زن و مرد تفاوتى نیست.
زیبایى زن
پرسش ۲۲ . آیا طبق حدیث: «عقول النساء فى جمالهن و جمال الرجال فى عقولهم»(۱) عقل زن در جمال او خلاصه مى شود و جمال مرد در عقل او تا وسیله اى براى سرزنش زن و برترى مرد باشد؟

درباره این حدیث شریف اشاره به چند نکته شایان توجه است:
۱. ابتدا لازم است به این نکته توجه شود: زیور جان آدمى، به ایمان است. چنانکه خداى سبحان فرمود:
«حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الاْءِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ» (۲)
«خدا ایمان را براى شما دوست داشتنى گردانید و آن را در دل هاى شما زینت داد».
بنابراین فراتر از زیبایى هاى ظاهرى آنچه دلنشینى را در هم نشینى پایدار مى کند و دوستى و محبت را تداوم مى دهد پاکى و ایمان است و از این جهت میان زن و مرد تفاوتى نیست.
۲. امیرالمؤمنین علیه السلام در این حدیث شریف در صدد نکوهش زنان نیستند؛ بلکه ممکن است در صدد بیان حالت طبیعى زنان باشد. به این معنا که زنان در حالت عادى و طبیعى، توجه بیشترى به جمال و زینت خویش دارند ولى مردان در حالت عادى و طبیعى توجّه کمترى به جمال و زینت داشته و بیشتر به تعقّل و دوراندیشى توجه دارند.
به عبارت دیگر مى توان گفت؛ به طور معمول زنان، با زیبایى خودشان، بیشتر احساس شخصیت و جایگاه در میان دیگران دارند و با سرافرازى بیشتر به ابراز عقیده و به کارگیرى عقل خود اقدام مى کنند در حالى که زنان زشت رو به طور معمول احساس شرمندگى دارند. چنان که فقر به ویژه براى مردان این چنین حالتى را ایجاد مى کند.
امام على علیه السلام نیز در این باره مى فرماید: «فاِنّ الفقر منقصةٌ للدین مدهشةٌ للعقل داعیةٌ للمقت»(۳) «فقر موجب کاستى در دین و سرگشتگى عقل است و مایه کینه و دشمنى است».
۳. از آنجا که مرد و زن در کنار یکدیگر باید زندگى مشترک داشته باشند، براى آن که در کنار همدیگر کامل شده و زندگى مشترکشان از حالت خشکى و خسته کنندگى خارج شود، خداوند در هر یک از آنان صفاتى قرار داده است که موجب جلب نظر طرف مقابل مى شود. مثلاً زنان همواره به دنبال مردانى بوده اند که از تعقّل، تدبیر، درایت و دوراندیشى بیشترى برخوردار باشند و در مقابل مردان نیز به دنبال زنانى بوده اند که از جمال و زیبایى بیشترى برخوردار باشند. بنابراین وجود قوّه تعقّل بیشتر در مردان باعث جلب توجه زنان شده و نیز زیبایى و جمال در زنان موجب جلب توجه مردان شده است؛ لذا در روایات هم توجه زیادى به این مطلب شده است، اینکه مى فرماید: اگر مى خواهید همسر انتخاب کنید از زیبایى او بپرسید و یا از موى سرش بپرسید و... از همه اینها فهمیده مى شود که عامل جذب زنان به وسیله مردان همان زیبایى آنان است گر چه این به معناى نفى توجه به تعقّل زن نیست بلکه به معناى گرایش بیشتر مردان به زیبایى زنان است. لذا امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «انّ اللّه عزّوجلّ جعل صورة المرأة فى وجهها و صورة الرجل فى منطقه»(۴) «خداوند عزّوجل چهره (و زیبایى) زن را در رخسار او و چهره (و زیبایى) مرد را در اندیشه و گفتارش قرار داده است»



زنان برگزیده
پرسش ۲۳ . چرا در بعضى روایات آمده است: خداوند فقط چهار زن را برگزیده است! آیا این تحقیر زنان دیگر نیست؟!

در برخى روایات، چهار نفر از زنان شایسته را یاد کرده است.(۵) امّا از دیگران نفى کمال نشده است. «انّ اللّه تبارک و تعالى اختار من الکلام اربعة و من الملائکة اربعة و من الأنبیاء اربعة و من الصادقین اربعة و من الشهداء اربعة و من النّساء اربعة و من الأیّام اربعة و من البقاع اربعاً... و اما خیرته من النساء فمریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم امرأة فرعون و فاطمة الزهراء و خدیجة بنت خویلد...»(۶) «خداوند از گفتارها چهار سخن، از ملائکه چهار فرشته، از انبیاء چهار پیامبر، از صادقان چهار تن، از شهدا چهار نفر، از زنان چهار تن و از سرزمین ها چها قسمت را برگزید... اما زنان برگزیده عبارتند از: مریم بنت عمران، آسیه بنت مزاحم و همسر فرعون، فاطمه زهرا علیهاالسلام و خدیجه دختر خویلد...»
همان گونه که ملاحظه مى شود در این روایت تنها سخن از برگزیدگان زن نیست بلکه از هر چیزى چهار مصداق بیان شده اند و روشن است که این روایت هرگز نفى کمال از غیر چهار نفر یاد شده نمى کند بلکه به مصادیق بارز آن اشاره دارد.
نکته دیگر این است که در این موارد هم خصوصیاتى که این زنان داشته اند، خصوصیات دست نایافتنى براى دیگر زنان نیست بلکه زنان دیگر هم مى توانند با کسب آن صفات به مراحل عالى کمال دست یابند. چنان که خداوند درباره آسیه بنت مزاحم مى فرماید:
«وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ»(۷)
«و براى کسانى که ایمان آورده اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده است، آنگاه که گفت: پروردگارا نزد خود در بهشت خانه اى براى من بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان»
با دقّت در آیات فهمیده مى شود که آنچه مریم را به کمال واقعى رساند: پاکدامنى و فرمان بردارى از حق بوده است و آنچه که آسیه را به کمال رسانید نیز اعتقاد به توحید و معاد و بهشت و جهنم، بیزارى از ستمگران، بوده است و این کمالات براى هر زنى قابل دست یابى است؛ بنابراین همه زنان مى توانند با الگو بردارى از این چهار زن بزرگ که از مصادیق راه یافتگان به حد اعلاى کمال هستند، به کمال واقعى دست یابند.
نکته آخر اینکه ما زنانى را داریم که به کمال رسیده و مورد توجه معصومین علیهم السلام بوده اند مانند امّ سلمه همسر پیامبر صلى الله علیه و آله، زینب کبرى علیهاالسلام، سمیّه اولین زن شهید و...، گرچه در این روایت از آنان یاد نشده است، چه اینکه کمال و برگزیدگى، امرى نسبى است.(۸)


زن و بهشت مردان
پرسش ۲۴ . در حدیث آمده: اگر زن نبود، مرد به بهشت مى رفت. آیا این حدیث درست است؟

متن روایت چنین است:
پیامبر صلى الله علیه و آله: «لولا النّساء لدخل الرّجال الجنّة»(۹) «اگر زنان نبودند مردان وارد بهشت مى شدند».
و در روایتى دیگر از على علیه السلام آمده: «لولا النّساء لعبد اللّه حقّاً حقّاً»(۱۰) «اگر زنان نبودند خداوند آن گونه که شایسته بود پرستش مى شد»
مجموع این گونه روایات نوعى هشدار به مردان است براى دقت در برخورد با زنان و کنترل هواهاى نفسانى خویشتن، به طورى که سرگرم شدن به زنان موجب نشود از کسب ثواب و اعمال صالح باز بمانند، در واقع این روایات بیان نقطه ضعف مردان است نه نقطه ضعف زنان، زیرا به مردان هشدار مى دهد که جلوه گرى زنان شما را از خدا و عبادت دور نسازد.
جمله «اگر زنان نبودند مردان داخل بهشت مى شدند»(۱۱) یا «اگر زنان نبودند حقیقت بندگى خدا بجا آورده مى شد»(۱۲) را مى توان به این جمله تشبیه نمود: «اگر اتومبیل نبود هیچ تصادفى رخ نمى داد»
جمله فوق نشان دهنده یک واقعیت از آمار بالاى تلفات در تصادفات با اتومبیل است. در عین حال این جمله نه تنها هیچ دلالتى بر بد بودن اتومبیل ندارد بلکه ضرورت و منفعت و لزوم استفاده از آن امرى بدیهى و روشن است ولى در عین حال دو هشدار در پى دارد:
۱. هشدار در مورد اتومبیل که باید از ایمنى بالا برخوردار باشد.
۲. هشدار به استفاده کنندگان و کسانى که با این وسیله ضرورى سر و کار دارند که به گونه اى ایمن و مطمئن از آن استفاده کنند.
بى شک زن در نگرش اسلام یک موجود لطیف و مظهر صفات زیباى الهى و داراى گوهر وجودى پاک و متعالى است
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله مى فرماید: «اکثر الخیر فى النّساء»(۱۳) «بیشترین خیر در زنان است».
و در جایى دیگر مى فرماید: «مِن اخلاقِ الأنبیاءِ صَلَّى اللّه عَلَیهِم حُبُّ النِّساء»(۱۴) «دوست داشتن زنان از اخلاق انبیا است».
بقا و تکثیر بشر، آرامش و آسایش بشر(۱۵) و بهترین لذّت هاى دنیوى و اُخروى(۱۶) در وجود زن نهفته است. بى شک ایجاد انحراف در چیزى که بیشترین خیر را براى انسان دارد و داراى بیشترین لذّت و گرایش براى مرد است مى تواند بیشترین انحراف را براى او ایجاد مى کند. از این رو شیطان از زن و حبّ زنان که در جهت خیر و سعادت بشر خلق شده است به عنوان سلاحى در برابر انسان استفاده مى کند. «حُبُّ النِّساءِ وَ هُوَ سَیفُ الشَّیطان»(۱۷) «حبّ [افراطى] زنان شمشیر شیطان است». شیطان با تزیین شهوت و حب زنان باعث بازماندن از عاقبتى نیکو و دخول به بهشت مى گردد.(۱۸) از این رو زنان و حبّ زنان یکى از مهم ترین عواملى است که باعث معصیت خدا گردیده(۱۹) در عین حال که بیشترین نفع و خیر را براى بشر دارد.
با این تبیین مشخص مى شود که روایات «اگر زنان نبودند مردان داخل بهشت مى شدند» یا «اگر زنان نبودند حقیقت بندگى خدا بجا آورده مى شد» در مقام تحقیر زنان نیست بلکه دو پیام و هشدار اساسى براى زنان و مردان در پى دارد:
۱. هشدار به مردان در برخورد با زنان و کنترل هواهاى نفسانى تا از عبودیت خدا جا نمانند.
۲. هشدار به زنان که با حفظ خویشتن به ابزار شیطان تبدیل نشوند.



زن و جهنم مردان
پرسش ۲۵ . در روایت آمده است: هر که از زن خود اطاعت کند، خدا او را با صورت در آتش مى اندازد! اولاً آیا این حدیث درست است؟ ثانیا چگونه با کرامت زن در اسلام سازگار است؟

باید دانست؛ این جمله بخش ناقصى از یکى از عبارت هاى وصیت نامه مفصّلى است که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام نموده اند: «عن النّبى صلى الله علیه و آلهقال یا على! اوصیک بوصیة فاحفظها فلا تزال بخیر ما حفظت وصیتى... یا على: من أطاع امرأته أکبه الله على وجهه فى النّار. فقال على علیه السلام: وما تلک الطّاعة؟ قال: یأذن فى الذّهاب إلى الحمامات، و العرسات، و النائحات ولبس ثیاب الرّقاق. یا على إنّ اللّه تبارک و تعالى قد أذهب بالاسلام نخوة الجاهلیة وتفاخرهم بآبائهم ألا و إنّ النّاس من آدم، و آدم من تراب، وأکرمهم عنداللّه أتقاهم»(۲۰) «پیامبر صلى الله علیه و آله به على علیه السلام فرمود: اى على! به تو وصیّت مى کنم پس آن را حفظ کن و انجام بده. و تا زمانى که به وصیّتم عمل مى کنى در خوبى و سلامت خواهى بود... (آن گاه سفارش هایى را بیان کرد و سپس فرمود:) اى على! اگر مردى، همسرش را اطاعت کند خداوند او را با صورت در آتش مى افکند. على علیه السلام سؤال کرد: آن چه اطاعتى است که چنین عاقبت سویى دارد؟ فرمود: اینکه مرد به همسرش اجازه دهد به گرمابه ها برود، به مجالس جشن و شادى برود، به مجالسى که نوحه سرایى مى کنند برود، و اجازه دهد که لباس هاى بدن نما بپوشد. اى على! خداوند تبارک و تعالى، به وسیله اسلام، خودنمایى و فخرفروشى به پدرانشان در جاهلیت را از بین برد، همانا مردم از آدمند و آدم هم از خاک، و گرامى ترین آنان نزد خداوند با تقواترینشان است».
منظور حضرت از گرمابه ها و مجالس عروسى و...، مجالسى است که به سبک جاهلیت است و زنان در برابر مردان با ناز و فخرفروشى به خودنمایى مى پردازند. بدیهى است که اسلام هرگز به چنین کارى اجازه نمى دهد و چنین مردانى که زمینه آلوده شدن محیط جامعه و زندگى خویش را فراهم مى کنند مجازات خواهد کرد.
لازم به ذکر است که روایت مزبور با توجه به ذیل آن، مواردى که زن با حفظ حجاب و دستورات دینى به جلسات شادى آفرین و یا سوگوارى و... مى رود و قصد خودنمایى و فخرفروشى نیز ندارد را شامل نمى شود.
همچنین در روایت دیگرى که از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده است آمده است: «... و المرأة إذا خرجت من باب دارها متزیّنة متعطّرة و الزّوج بذلک راض یبنى لزوجها بکلّ قدم بیت فى النّار...»(۲۱) «... و هنگامى که زن از خانه خارج مى شود در حالى که خود را زینت کرده و خوشبو نموده است و شوهرش نیز به این کار او راضى است؛ هر قدمى که آن زن برمى دارد، خانه اى در آتش براى همسرش بنا مى کند».
حال اگر مردى زمام امور زندگى را به دست همسرش بسپارد و یا اجازه هرکار نامشروعى را به وى داده و در تمام امور از وى اطاعت نماید، طبیعى است که زندگى به صورت عاقلانه اداره نمى شود و چه بسا به سرمنزل مقصود هم نخواهد رسید.
چنان که در بعضى از روایات آمده است: «زنان دام هاى شیطان هستند»(۲۲) بدیهى است این گونه روایات، در مقام هشدار به مردان در نحوه برخورد و رفتار آنان نسبت به زنان است. یعنى اگر بخواهید سرگرم امور واهى، لهو و لعب و لذائذ زودگذر شوید، شیطان نیز این امور را براى شما زینت مى بخشد و گرایش به زن را در شما بیشتر مى کند. بنابراین یکى از بهترین دام هاى شیطان، براى ربودن ایمان مردان، ایجاد گرایش بیش از حد آنان به زنان و بزرگ جلوه دادن جذبه هاى زنان براى مردان است. پس از این حدیث، مى توان دو هشدار برداشت کرد: ۱. هشدار به مردان، ۲. هشدار به زنان.
بدین بیان که زنان هم مراقب رفتار خویش باشند تا با جلوه گرى و رفتارهاى دلفریب خویش موجب جلب بیگانگان نشوند که در این صورت بازیچه شیطان قرار خواهند گرفت.



خانه نشینى زنان
پرسش ۲۶ . از حضرت فاطمه علیهاالسلام سؤال شد: براى زنان چه چیز بهتر است؟ در جواب فرمودند: «براى زنان بهترین چیز آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند». و نیز حضرت على علیه السلام در سفارش به امام حسن علیه السلام فرمود: «... زنان را اگر مى توانى کارى کنى که جز تو را نشناسند این کار را بکن». این موضوع را چگونه مى توان براى دختران تحصیل کرده دانشجو توجیه نمود؟

وقتى پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: کارهاى درون خانه با فاطمه و کارهاى بیرون خانه
با على باشد، حضرت زهرا علیهاالسلام با خوشحالى فرمود: «فلا یعلم ما داخلنى من السّرور إلاّ اللّه بإکفائى رسول الله صلى الله علیه و آله تحمل رقاب الرّجال»(۲۳) «جز خدا کسى نمى داند که از این تقسیم کار چقدر خوشحال شدم، زیرا رسول خدا صلى الله علیه و آله مرا از انجام کارهایى که مربوط به مردان است و یا موجب رفت و آمد بین مردان است باز داشت».
این روایات در واقع به دنبال این نکته هستند که در اسلام و در نظام آفرینش هر یک از زن و مرد، مسئولیت ها، وظایف و حقوقى را بر عهده دارند. از این رو شارع حکیم متناسب با نوع مسئولیت هر یک از زن و مرد، تکالیف و حقوق خاصى را نیز براى آنان در نظر گرفته است. بدیهى است که این تقسیم وظایف به معناى برتر انگاشتن یکى و فروتر دانستن دیگرى نیست؛ بلکه لازمه نظام احسن این است. لذا اگر به دستور اسلام عمل شود ضرورتى ندارد که زن به بیرون از خانه رفته و به دنبال شغل هایى باشد که حتّى گاهى اوقات نه با روحیه وى سازگار است و نه با توانایى جسمى او. به ویژه در برخى موارد به پریشانى و پشیمانى کشیده مى شود.
بنا بر آنچه گفته شد، اگر منظور این گونه روایات را نفى مطلق حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى بدانیم این معنا با سایر آموزه هاى دینى سازگار نخواهد بود چه اینکه در آموزه هاى دینى از مراجعه به مردان جز در موارد اضطرارى منع شده اند مثلاً مراجعه زنان به پزشکان مرد، فقط در صورت اضطرار جایز است. بنابراین باید در زمینه هایى از جمله پزشکى، زنان در مجامع علمى حضور پیدا کنند و پس از فراگیرى علوم به صحنه هاى اجتماعى رفته و به کار و خدمت بپردازند تا آن اضطرار از بین برود وگرنه دائماً نمى توان با وضعیت اضطرارى زندگى کرد، چه اینکه وضعیت اضطرارى یا ناچارى، موقّتى است و باید بدنبال راه چاره رفت که مستلزم حضور سالم زنان در فعالیت هاى علمى جامعه است. پس روایات در صدد نفى مطلق حضور زنان نیستند بلکه در مواردى حضور زنان در عرصه هاى گوناگون لازم و ضرورى است.
همان گونه که حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام وقتى احساس مسئولیت کردند هم براى حمایت از ولایت و امامت على علیه السلام به مسجد رفتند و خطبه خواندند و هم براى کمک به پدر بزرگوارشان، هنگامى که پیشانیشان شکسته بود به میدان جنگ احد رفتند و دختران او نیز در کربلا، کوفه، شام و مدینه با ایراد خطبه به وظایف و مسئولیت هاى خویش عمل نمودند. بنابراین، حضور زنان در صحنه هاى اجتماعى، در صورتى که مسئولیتشان ایجاب کند امرى لازم است اما در صورتى که زنان مسئولیت خاصى در جوامع نداشته باشند حضور آنان نیز امرى پسندیده نخواهد بود و ممکن است روایات نفى حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى نیز اشاره به همین مورد داشته باشند. (۲۴)
در مجموعه از فضاى سخن و چگونگى آن در مقابل روایات دیگر مى توان فهمید که سخن در ارجحیت و اولویت است نه این که حتما چنان باشد، به عبارت دیگر حدیث توصیه اخلاقى است و ارجحیت دور بودن زن و مرد را بیان مى کند و مقصود اصلى کم شدن اختلاط است مگر آنکه مصلحت قوى ترى در بین باشد.(۲۵)


زن و مسجد
پرسش ۲۷ . طبق روایات، مساجد زنان، خانه آنهاست و به نماز جماعت نروند؛ ولى وضع کنونى جهان مى طلبد حضور زنان در جوامع چشمگیر باشد.

در این باره گفتنى است، برخى از روایات، ناظر به مقام تعارض یا تزاحم حقوق و تکالیف و مسئولیت هاست. به عبارت دیگر هر گاه حضور زنان در مساجد براى عبادت، مزاحم انجام وظیفه مادرى نسبت به فرزندان و یا همسرى باشد و یا نحوه حضور در تعارض با سایر ارزش هاى اسلامى باشد مثلاً حضور در جمعه و جماعات بهانه یا باعث اختلاط زن و مرد گردد، نارواست. بنابراین، مساجد زنان، خانه آنهاست و چنانچه زنانى به قصد قربت دوست داشته باشند در مسجد عبادت کنند ولى به دلیل موانع یادشده، فرصت حضور نیابند؛ خداى متعال همان ثواب عبادت در مسجد را به آنها عنایت خواهد کرد.
بنا بر آنچه گفته شد؛ اسلام با وضع چنین قوانینى بیش از پیش به تحکیم خانواده و حفظ شخصیت زن مى اندیشد و شخصیت زن و تحکیم خانواده از نظر اسلام اهمیت بیشترى دارد. همچنین حضور در جماعت و جمعه، معمولاً با دشوارى هایى همراه است از این رو اسلام براى رعایت حال زنان و نیز برداشتن رنج و مشقّت شرکت در نماز جمعه و جماعت، این تکلیف را از آنان برداشته است. اگر چه در اسلام سفارش شده است تا زنان نمازشان را در منزل بخوانند و این براى آنان از حاضر شدن در جماعت و مسجد بهتر است «عن أبى عبدالله علیه السلام أنه قال: خیر مساجد نسائکم البیوت»(۲۶)
امام صادق علیه السلام فرمود: «بهترین مساجد براى زنان شما، خانه هایتان است». اما این بدان معنا نیست که از نظر ثواب محروم بمانند زیرا این با عدل خدا سازگار نیست که راه کسب ثواب را مسدود نماید بلکه همان ثواب جماعت به وى داده مى شود «قال النبى صلى الله علیه و آله: صلاة المرأة وحدها فى بیتها کفضل صلاتها فى الجمع خمسا و عشرین درجة»(۲۷) «پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: نماز زن به تنهایى در خانه اش، مانند فضیلت نماز وى در جماعت است با بیست وپنج درجه». کما اینکه در باب جهاد هم همین گونه است یعنى اگر زنان از حضور در میدان جنگ منع شده اند و تکلیف از آنان برداشته شده است و تنها مردان هستند که به میدان جهاد و مقام مجاهد دست مى یابند اما در مورد زنان هم براى جبران ثواب جهاد خوب شوهردارى قرار داده شده است.
«عن النبى صلى الله علیه و آله قال: جهاد المرأة حسن التبعل لزوجها»(۲۸) «جهاد زن، نیکو شوهردارى است». البتّه زنان مى توانند با حفظ حجاب کامل و شئون اسلامى در نماز جماعت و جمعه حضور پیدا کنند و نمازشان نیز صحیح است و اگر حضور ایشان جنبه دفاع از دین، ولایت و نظام اسلامى باشد، ترجیح دارد چنان که حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد حضور پیدا کرد.



لباس زنان
پرسش ۲۸ . آیا این درست است که پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده اند: زنان را بى لباس بگذارید تا در خانه بمانند؟

در روایاتى در کتب شیعه و سنى آمده است که: قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله:
«النِّساءُ عَورَةٌ فَاحبِسُوهُنَّ فى الْبُیُوتِ واسْتَعینُوا عَلَیْهِنَّ بِالْعَرْى»(۲۹)
«فان احداهن اذا کثرت ثیابها و احسنت زینتها اعجبها الخروج»(۳۰)
براى فهم دقیق معناى این روایات بایستى ضمن بیان واژگان روایت به ارایه تبیینى پرداخت که با اصول و مبانى و احکام مسلّم فقهى و نیز روایات دیگر منافات نداشته باشد.
از احکام الزامى و وظایف شوهر آن است که لباس مناسب و در حدّ شأن براى همسر و فرزندان خویش مهیا کند. این حکمى فقهى است که در رساله هاى عملیه مراجع تقلید به آن تأکید شده است و بر اساس روایات متعدّدى بنا نهاده شده است.(۳۱) ضرورت تأمین لباس همسران تا آنجاست که در چندین روایت آمده است در صورتى که لباس مناسب توسّط شوهر تأمین نشود حاکم حق طلاق دادن زن را حتّى بدون رضایت شوهر دارد.(۳۲)
«عورة» در لغت یعنى آنچه که محافظت و پوشاندن آن لازم و ضرورى است. عرب به خانه اى که حفاظ ندارد و درب و دیوار ایمنى ندارد عورة مى گوید.
در قرآن کریم آمده است «إِنَّ بُیُوتَنا عَوْرَةٌ»(۳۳)
این عبارت از زبان منافقین در مقام بهانه جویى براى عدم همراهى با پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در جنگ آمده است. یعنى «خانه هایمان بدون حفاظ بوده و نیازمند نگهدارى است» لذا نمى توانیم به جنگ برویم.(۳۴) از این رو به شرمگاه مرد یا زن نیز که پوشش آن ضرورى است، «عورة» مى گویند.
با این تبیین روشن مى شود که منظور از «النساء عورة» یعنى اینکه همه بدن زن نیازمند پوشش از نگاه نامحرمان است. حکمت آن نیز مشخص است چرا که خلقت زن به گونه اى است که تمام بدن او براى مرد جذاب است لذا همه بدن او نیازمند پوشش و حفاظت است.
«فاحبسوهن فى البیوت و استعینوا علیهن بالعرى» یعنى آنان را در خانه حبس کنید و براى حبس آنها در خانه به عریان کردن آنها توسّل جویید.
بى شک منظور از حبس و عریان کردن در این عبارت زندانى کردن و لخت کردن زنان نیست چرا که این کار با مسلّمات و اصول و مبانى احکام فقهى و اخلاقى منافات دارد. پس منظور یک معناى کنایى است که از استعمالات عرفى و به قرینه مقابله با ذیل روایت قابل برداشت است.
در استعمال عرفى در زبان محاوره اى خود ما نیز این امر مشهود است. وقتى فرزند یا همسر لباس نو یا مد روز یا جدیدى بخواهند مى گوید: هیچ لباسى نداریم.
در ذیل روایت آمده است «فان احداهن اذا کثرت ثیابها و احسنت زینتها اعجبها الخروج» یعنى زمانى که لباس هایشان زیاد مى شود و زینت هایشان نیکو مى گردد بر خروج از خانه حریص مى گردد.
این عبارت نشان مى دهد که:
اولاً، معناى کنایى از «عرى» لحاظ شده است یعنى لباس زیاد و زیبا نداشته باشند نه اینکه عریان باشند.
ثانیا، حریص به خروج از خانه شدن اشاره به وجود اختیار و آزادى براى خروج از منزل است که معناى مجازى و کنایى زندان و حبس در خانه است.
خلاصه آنکه در روایت به چند حقیقت در مورد زنان اشاره مى گردد.
۱. تمام بدن زن براى مرد لذت بخش لذا نیازمند حفظ و پوشش است.
۲. بهترین پوشش براى زن ماندن در خانه و خانه دارى است.
۳. لباس و زینت فراوان زمینه تبرّج گرا و روحیه خودنمایى برخى زنان را تحریک مى کند و او را تهییج به خروج از منزل مى نماید.
۴. با کنترل لباس و زینت زنان زمینه خروج از خانه براى تبرّج و خودنمایى گرفته مى شود.
از طرفى چند حقیقت دیگر از مقابله با روایات و احکام مسلم فقهى قابل برداشت است:
۱. این روایت لباس ها و زیور آلات مورد نیاز و در شأن زن را شامل نمى شود.
۲. این روایت در مقام لزوم حبس و عریان نگه داشتن همسران نیست.
۳. روایت در مقام بیان تحقیر زن نیست بلکه به طبع اولیه خودآرایى و خودنمایى زنان اشاره دارد که بایستى با هدایت آن رنگ و بوى الهى بگیرد. چه بسیار زنان فرهیخته اى که با خودسازى طبع تبرج گرى و زینت دوستى خود را فقط براى همسران خویش آشکار مى کنند.
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله درباره ویژگى هاى خوب زنان مى فرماید: «...عَلَیْهَا أَنْ تَطَیَّبَ بِأَطْیَبِ طِیبِهَا وَ تَلْبَسَ أَحْسَنَ ثِیَابِهَا وَ تَزَیَّنَ بِأَحْسَنِ زِینَتِهَا»(۳۵) «بر زن است که به خوشبوترین عطرها معطر شود و نیکوترین لباس هایش و زیباترین زینت هایش را براى همسرش بپوشد»



تکلیف زودهنگام دختران
پرسش ۲۹ . چرا زنان شش سال زودتر از مردان مجبور به انجام نماز و روزه و سایر تکالیف شده اند؟ آیا این ظلم در حق زنان نیست؟

توجه به این نکته لازم است که تشرّف به تکلیف یکى از الطاف الهى و وجه تمایز بین انسان و دیگر مخلوقات است. انسان به لحاظ استعدادها و جایگاه ویژه اى که نزد خداوند متعال دارد مورد خطاب و امر و نهى او قرار مى گیرد تا به واسطه عمل به دستورات الهى زمینه تکامل و سعادت ابدى را کسب کند. پس تکلیف لطفى است که خداوند در حق انسان نموده و از سوى دیگر احکام شرعى، آدمى را در چارچوب قوانین و نظم خاص قرار مى دهد و از آنجا که دختران داراى روحیه لطیف هستند و مسئولیت آنها در نهاد پاک خانواده بسیار مهم است، لازم است مراقبت خانواده و دستورالعمل هاى الهى زودتر شامل حال آنان گردد. علاوه بر اینکه تحولات هورمونى و جنسى و حتى عاطفى و ذهنى در دختران زودهنگام تر است «بلوغ» را زمینه تشرّف به مقام عبودیّت دانست و این توفیقى براى زن است که زودتر از مرد شایستگى خطاب الهى را کسب مى کند. البتّه باید قدر این نعمت را دانست و شکر آن را به جاى آورد. شاید بدین جهت است که برخى از بزرگان و علما، روز بلوغ شان را جشن مى گرفتند و امروزه نیز این سنّت حسنه (جشن تکلیف)، در کشور ما رونق بسزایى یافته است. بنابراین نه تنها در حق زنان ظلم نشده است، بلکه آنان مورد عنایت ویژه قرار گرفته اند. دین اسلام، عنایت خاصى نسبت به زن دارد که او را زودتر از مرد، مشرّف به درگاه حضرت حق کرده است.
امام سجاد علیه السلام در «مناجات الذّاکرین» مى فرماید: «یا من ذکره شرف»؛ «اى خدایى که نام تو مایه شرافت است».
«زن ریحانه است و نیاز به مراقبت سریع تر و بیشتر دارد. درست است که باغبان هر انسانى خداوند است؛
«وَ اللّهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً»(۳۶)
منتها همان باغبان بهتر مى داند که کدام گل را بهتر و زودتر از دیگر گل ها باید حفظ کرد و کدام نهال را باید بیشتر پذیرایى کرد. این پذیرایى ویژه الهى نشانه عظمت زن است. وقتى زن عظمت خود را مى یابد که بداند خداوند او را شش سال زودتر از مرد مى پذیرد. با این بینش درمى یابیم که نه تنها در این مورد به زنان ظلمى نشده است، بلکه آنان مورد عنایت ویژه قرار گرفته اند»(۳۷)


برترى پدر و پسر
پرسش ۳۰ . چرا در اسلام حقّ تصرّف در اموال فرزند به پدر و قضاى نماز و روزه به پسر اختصاص دارد؟

در این رابطه توجه به چند نکته ضرورى است:
۱. حفظ نظام خانواده و استحکام آن مورد تأکید اسلام است. طبیعى است مسئولیت مهم مدیریت را نمى توان به یک نسبت به همه اعضاى خانواده واگذار کرد، چرا که مسئولیت هاى حقوقى مشترک در یک جمع به نزاع و بى نظمى منجر خواهد شد، گزینش دو مدیر براى یک پست نیز خطاى آشکار است، از همین رو، در نظام حقوقى اسلام، مرد با توجه به توانمندى هاى خاصى که دارد به عنوان پدر خانواده داراى اقتدارى است که ویژگى حقوقى ریاست و مدیریت بر عهده او نهاده شده است.
یکى از وظایف مهم ایشان مدیریت بر اموال فرزندان است. البته لازم است که «پدر» در این امر مصلحت فرزند را در نظر بگیرد و اجازه ندارد که هرگونه تصرّف خودخواهانه و ظالمانه داشته باشد.
۲. واجب شدن قضاى نماز و روزه که از پدر به واسطه بیمارى و یا فراموشى ترک شده، بر پسر ارشد على رغم که در آن نوعى آموزش عملى، قدردانى و حق شناسى نسبت به بزرگترها نهفته است، در واقع یک نوع وظیفه تکلیف است و امتیازى نیست، لذا در برابر این تکلیف، شارع حکیم، از دارایى پدر، لباس، انگشترى، شمشیر و قرآن او را به پسر اختصاص داده است که در فقه به آن «حبوه» مى گویند.
البته در هیچ روایت یا فتواى فقهى نیامده است که دختران و زنان نمى توانند قضاى نماز و روزه پدر را انجام دهد تا گفته شود این دستورات به معناى نفى شایستگى زنان است، بلکه برعکس به همه فرزندان خواه پسر یا دختر توصیه شده است که براى پدر و مادر خیرات بفرستند و نماز و روزه آنها را به نحو قضا به جا آورند یا کسى را اجیر کنند که به جاى آنان انجام دهد. پس این عنایت، توجّه و تخفیف اسلام نسبت به زن را مى رساند.






پی نوشت ها:
(۱) شیخ صدوق، امالى، مجلس ۴۰.
(۲) حجرات ۴۹، آیه ۷.
(۳) نهج البلاغه، حکمت ۳۱۹.
(۴) میزان الحکمه، ج۱، باب ۵۳۸.
(۵) عبداللّه جوادى آملى، زن در آینه جلال و جمال، ص ۳۴ - ۳۳.
(۶) بحارالأنوار، ج۹۷، ص۴۷، ح۳۴، باب۵۵.
(۷) تحریم ۶۶، آیه ۱۱.
(۸) ر.ک: جوادى آملى، زن در آیینه جلال و جمال، صص۱۴۲به بعد.
(۹) حافظ اصبهانى، ذکر اخبار اصبهانى، ج ۲، ص ۳۰.
(۱۰) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۹.
(۱۱) حافظ اصبهانى، ذکر اخبار اصبهانى، ج ۲، ص ۳۰.
(۱۲) من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۹۱ و ۷۳ «و قال على علیه السلام لولا النساء لعبداللّه حقا حقا».
(۱۳) من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۶، باب حب النساء.
(۱۴) کافى، ج ۵، ص ۳۲۱، باب حب النساء، ح ۱.
(۱۵) روم ۳۰، آیه ۲۱ ؛ «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»؛ «و از نشانه هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد در این نشانه هایى است براى گروهى که تفکّر مى کنند».
(۱۶) «ما تلذذ الناسُ فى الدُّنیا والاخِرَةِ بلدَةٍ أکثرَ لهُم من لدة النِّساء»؛ «در دنیا و آخرت هیچ چیز لذّت بخش تر از لذّتى که از ناحیه زنان نصیب مردم مى شود نیست». الکافى، ج ۵، ص ۳۲۲، باب حب النسا، ح ۱۰.
(۱۷) وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۵، ح ۴، روایت از امام على علیه السلام.
(۱۸) آل عمران ۳، آیه ۱۴ ؛ «زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»؛ «محبت امور مادى، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب هاى ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند ولى) اینها (در صورتى که هدف نهایى آدمى را تشکیل دهند) سرمایه زندگى پست (مادّى) است و سرانجام نیک (و زندگى والا و جاویدان) نزد خداست.
(۱۹) «قالَ رَسُولُ اللّه صلى الله علیه و آله اِنَّ اوَّلَ ما عُصبِىَ اللّه عزّ و جلَّ... حُبُّ النساءِ»؛ «محبت به زنان یکى از اولین چیزهایى است که سبب معصیت خدا شد»
(۲۰) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج۷۴، ص۵۳؛ کافى، ج ۵، ص ۵۱۷.
(۲۱) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص ۲۴۹.
(۲۲) «النساء حبائل الشیطان»، (علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص ۲۴۹.
(۲۳) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۸۱.
(۲۴) ر.ک: شهید مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام.
(۲۵) پاسخ مفصل تر به این پرسش، در پرسش ها و پاسخ ها (دفتر سى و نهم)، نشر معارف، تحت عنوان اشتغال، حجاب و منع اختلاط با تبیین شهید مطهرى نسبت به این گونه احادیث آمده است.
(۲۶) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج۸۰، ص۳۷۱، ح۳۲.
(۲۷) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج۸۰، ص۳۷۱، ح۳۱.
(۲۸) همان، ج۱۰۰، ص۲۴۷، ح۲۸.
(۲۹) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۴، ص ۱۸۲.
(۳۰) متقى هندى، کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۳۷۲.
(۳۱) براى مطالعه بیشتر ر.ک: وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۱۵ به بعد ابواب النفقات.
(۳۲) «رَواهُ الشَیّخُ بِاسنادِهِ عَن أحمَدَ بن مُحمَّدِ بن عیسى عَن مُحَمدِ بن سِنان عَن حَمّادِ بن عُثمانَ وَ خَلفِ بن حَمّاد عَنْ رِبعِىِّ بن عَبدِ اللّه وَالفُضَیلِ بن یَسَار عَنْ عاصِمِ بنِ حُمَیْدٍ عَنْ أبى بَصیر یعنِى المُرادى قالَ سَمِعتُ أبا جعفر علیه السلام یَقول مَن کانَت عِندَهُ امْرَأةٌ فَلَم یَکْسُهَا مَا یُوارِى عَوْرَتَهَا وَ یُطْعِمْهَا مَا یُقیمُ صُلْبَهَا کانَ حَقّاً عَلى الاِمامِ أنْ یُفرِّقَ بَیْنَهُمَا»؛ همان، روایات ۲۷۷۱۴ تا ۲۷۷۲۶.
(۳۳) احزاب ۳۳، آیه ۱۳.
(۳۴) سید حسن مصطفوى، التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، واژه «عورة».
(۳۵) وسائل الشیعة، ج ۲۰، ص ۱۵۹.
(۳۶) «و خداست که شما را مانند گیاهى از زمین مى رویاند»، نوح (۷۱، آیه ۱۷).
(۳۷) عبداللّه جوادى آملى، زن در آئینه جمال و جلال، صص ۲۱۶ - ۲۱۷.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.