فضیلت ابوبکر در قرآن! ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ - ۶۸۰ بازدید

در خصوص آیه ۴۰ سوره توبه این شبهه مطرح شده استکه عبارت إِنَّ اللَّهَ مَعَنا دلالت بر فضیلت ابوبکر دارد و پاسخ داده شده است که این معیت دلالت بر فضیلت ندارد چرا که معیت خدا نسبت بتمام مخلوقات استما یَکُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُم اگر گفته شود این معیت ، معیت خاصه است چرا که معیت خدا با پیامبرش معیت خاصه است همانند ان الله مع الذین اتقوا و وحدت سیاق حکم میکند که معیت با ابوبکر نیز معیت خاصه باشد، ضمنا پیامبر به جای ان الله معنا میتوانست بفرماید ان الله معی یا ان معی ربی همانند داستان حضرت موسی که در سوره شعراء آمده است:قال اصحاب موسی انا لمدرکون قال کلا ان معی ربی سیهدین این گفته را چگونه پاسخ دهیم.

می توان آیات حاوی بحث معیّت خداوند با مخلوقات و موجودات را در سه گروه دسته بندی کرد که هیچ کدام با هم منافات ندارند: ۱- آیاتی که معیت عمومی را می رسانند؛ ۲- آیاتی که معیت خاصه را می رسانند، مانند آیه ۶۲ سوره مبارکه شعراء؛ ۳- و آیاتی که به هر دو ناظرند، مانند آیه ۴۰ سوره مبارکه توبه.البته باید توجه داشت که این معیت در هر کدام از آیات علاوه بر معنای ظاهری «همراه بودن» ممکن است به معنای ایجاد و تدبیر و ربوبیت یا عنایت ویژه و نصرت و حفظ داشته باشد.جمله «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا» در آیه ۴۰ سوره مبارکه توبه، از قسم سوم است. البته ظاهر عبارت تذکر به معیت عمومی است اما در ضمن معیت خاصه یعنی عنایت و نصرت ویژه به حفظ رسول خدا(ص) را بیان می کند، که به اعتبار رسول خدا(ص) ابوبکر را هم در غار ثور شامل شده است، چون جمله «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا» در مقام تسلی و زدودن حزن از ابوبکر، از طرف پیامبر عزیز خدا(ص) ایراد شده و از ناحیه وحی حکایت شده است. و به حکم آیات قرآن کریم می دانیم حزن و ... در انبیاء و خلفاء برحقّ آنها و اولیاء برگزیده الهی راه ندارد.
لذا بدون تعصب باید گفت: اصلا بحث فضیلت جناب ابوبکر و لیاقت و شایستگی او بر خلافت بعد از رسول خدا(ص) در عبارت مورد نظر و آیه ۴۰ سوره مبارکه توبه مطرح نیست.
البته همراهی و همسفری با رسول خدا(ص) را می شود توفیقی دانست که در آن برهه از زمان، نصیب جناب ابوبکر شده بود۱.
اما این که چرا پیامبر(ص) به جای «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا» مانند آیه ۶۲ سوره مبارکه شعراء نفرمود: «کَلَّا إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ» یا «ان الله معی»، ظاهرا به اقتضاء مقام بوده است.
و در هر دو صورت (یعنی آیه ۴۰ سوره مبارکه توبه و آیه ۶۲ سوره مبارکه شعراء) معیت به معنای خاص و عنایت ویژه و نصرت و حفظ است.
البته تعبیر حضرت موسی(ع) ممکن است اشاره به همان وعده اى بوده باشد که خداوند به هنگام ماموریت دادن به موسى و هارون فرمود: «إِنَّنِی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَرى : من همه جا با شما هستم مى شنوم و مى بینم»، (سوره طه، آیه ۴۶)، نه معیت به معناى ایجاد و تدبیر، چون معیت به این معنا در موسى (ع) و فرعون به طور مساوى بود و اختصاص به موسى (ع) نداشت ۲.

پاورقی:
۱- جهت اطلاع بیشتر این که :
آیه ۴۰ سوره مبارکه توبه در ادامه آیات قبل آن، این موضوع را تعقیب کرده که خداوند پیامبرش را در حساسترین لحظات تنها نمی گذارد، اگر عده ای خود را از جهاد و یارى پیامبر کنار بکشند کار او و اسلام زمین نمى ماند.
آیه مى گوید: اگر او را یارى نکنید خدایى که در سختترین حالات و پیچیده ترین شرائط او را به شکل معجز آسایى یارى کرد قادر است باز از او حمایت کند (إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ) و آن زمانى بود که مشرکان مکه توطئه خطرناکى براى نابود کردن پیامبر چیده بودند و همانگونه که در تفسیر ذیل آیه ۳۰ سوره انفال آمده تصمیم نهایى پس از مقدمات مفصلى بر این قرار گرفت که عده زیادى شمشیر زن از قبائل مختلف عرب خانه پیامبر (ص) را شبانه در حلقه محاصره قرار دهند و صبحگاهان دسته جمعى به او حمله کنند و او را در بسترش از دم شمشیرها بگذرانند.
پیامبر (ص) که به فرمان خدا از این جریان آگاه شده بود آماده بیرون رفتن از مکه و هجرت به مدینه شد، اما نخست براى این که کفار قریش به او دست نیابند به غار ثور که در جنوب مکه قرار داشت و در جهت مخالف جاده مدینه بود پناه برد در این سفر ابو بکر نیز همراه پیامبر (ص) بود.
دشمنان کوشش فراوانى براى یافتن پیامبر کردند ولى مایوس و نومید بازگشتند و پیامبر (ص) پس از سه شبانه روز توقف در غار و اطمینان از بازگشت دشمن، شبانه از بیراهه به سوى مدینه حرکت کرد، و بعد از چندین شبانه روز سالم به مدینه رسید و فصل نوینى در تاریخ اسلام آغاز شد.
آیه فوق اشاره به یکى از حساسترین لحظات این سفر تاریخى کرده مى گوید خداوند پیامبرش را یارى کرد، در آن هنگام که کافران او را بیرون کردند (إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا).
البته قصد کفار بیرون کردن او از مکه نبود، بلکه تصمیم به کشتن او داشتند، ولى چون نتیجه کارشان بیرون رفتن پیامبر (ص) از مکه شد این نسبت به آنها داده شده است.
سپس مى گوید: این در حالى بود که او دومین نفر بود (ثانِیَ اثْنَیْنِ) اشاره به اینکه جز یک نفر همراه او نبود و این نهایت تنهایى او را در این سفر پر خطر نشان مى دهد و همسفر او ابو بکر بود.
به هنگامى که دو نفر به غار، یعنى غار ثور پناه بردند (إِذْ هُما فِی الْغارِ).
در آن موقع ترس و وحشت، یار و همسفر پیامبر را فرا گرفت و پیامبر او را دلدارى داد و گفت: غم مخور خدا با ما است (إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا).
در این هنگام خداوند روح آرامش و اطمینان را که در لحظات حساس و پر خطر بر پیامبرش نازل مى کرد بر او فرستاد (فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ).
و او را با لشکرهایى که نمى توانستید آنها را مشاهده کنید، یارى کرد (وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها).
این نیروهاى غیبى ممکن است اشاره به فرشتگانى باشد که حافظ پیامبر در این سفر پر خوف و خطر بودند، و یا آنها که در میدان جنگ بدر و حنین و مانند آن به یارى او شتافتند.
و سرانجام برنامه و هدف و مکتب کفار را پائین قرار داد و برنامه و گفتار الهى در بالا قرار گرفت (وَ جَعَلَ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلى وَ کَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیا) اشاره به اینکه توطئه هاى آنها در هم شکست، آئین خرافیشان در هم پیچیده شد، و نور خدا همه جا آشکار گشت و پیروزى در تمام جهات نصیب پیامبر (ص) اسلام شد.
چرا چنین نشود در حالى که خداوند هم قادر است و هم حکیم و دانا، با حکمتش راههاى پیروزى را به پیامبرش نشان مى دهد و با قدرتش او را یارى مى کند (وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ).
داستان یار غار
ماجراى مصاحبت ابو بکر با پیامبر (ص) در این سفر و اشارات سر بسته اى که در آیه فوق به این موضوع شده در میان مفسران شیعه و اهل تسنن بحثهاى مختلفى برانگیخته است.
بعضى راه افراط را پوییده اند و بعضى راه تفریط را، فخر رازى در تفسیر خود با تعصب خاصى کوشش کرده که دوازده فضیلت! براى ابو بکر از آیه فوق استنباط کند و براى تکثیر عدد، آسمان و ریسمان را به هم بافته، به طورى که پرداختن به شرح آن شاید مصداق اتلاف وقت باشد.
بعضى دیگر نیز اصرار دارند که مذمتهاى متعددى از آیه استفاده مى شود.
نخست باید دید که آیا کلمه صاحب دلیل بر فضیلت است؟ ظاهرا چنین نیست زیرا از نظر لغت صاحب به معنى همنشین و همسفر به طور مطلق است، اعم از اینکه این همنشین و همسفر شخص خوبى باشد یا بدى، چنان که در آیه ۳۷ سوره کهف در داستان آن دو نفر که یکى با ایمان و خداپرست و دیگرى بى ایمان و مشرک بود مى خوانیم: قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ: رفیقش به او گفت: آیا به خدایى که تو را از خاک آفریده کافر شدى؟
بعضى نیز اصرار دارند که ضمیر علیه در جمله فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ به ابو بکر باز مى گردد، زیرا پیامبر (ص) نیاز به سکینه و آرامش نداشت، بنا بر این نزول سکینه و آرامش براى همسفر او (ابو بکر) بود.
در حالى که با توجه به جمله بعد که مى گوید: وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها: او را با لشکرى نامرئى یارى کرد و با توجه به اتحاد مرجع ضمیرها روشن مى شود که ضمیر علیه نیز به پیامبر (ص) بر مى گردد، و این اشتباه است که ما تصور کنیم سکینه مربوط به موارد حزن و اندوه است، بلکه در قرآن کرارا مى خوانیم که سکینه بر شخص پیامبر نازل گشت هنگامى که در شرائط سخت و مشکلى قرار داشت، از جمله در آیه ۲۶ همین سوره در جریان جنگ حنین مى خوانیم: ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ خداوند سکینه و آرامش را در آن شرائط سخت بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد و نیز در آیه ۲۶ سوره فتح مى خوانیم: فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ در حالى که در جمله هاى قبل در این دو آیه هیچگونه سخنى از حزن و اندوه به میان نیامده است بلکه سخن از پیچیدگى اوضاع به میان آمده.
در هر حال آیات قرآن نشان مى دهد که نزول سکینه به هنگام مشکلات سخت صورت مى گرفته و بدون شک پیامبر (ص) در غار ثور لحظات سختى را مى گذراند.
و عجیبتر اینکه بعضى گفته اند جمله أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها به ابو بکر باز مى گردد!! در حالى که تمام بحث این آیه بر محور یارى خداوند نسبت به پیامبر دور مى زند و قرآن مى خواهد روشن کند که پیامبر (ص) تنها نیست و اگر یاریش نکنید خدا یاریش خواهد کرد چگونه کسى را که تمام بحث بر محور او دور مى زند رها ساخته، و به سراغ کسى مى روند که به عنوان تبعى از او بحث شده است این سخن نشان مى دهد که تعصبها مانع از آن شده که حتى به معنى آیه توجه شود.
۲- ر. ک: ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۳۸۷؛ تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۴۱۸ - ۴۲۳؛ و ج ۱۵، ص۲۴۳ - ۲۴۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.