فلسفه اذان-اهمیت اذان ۱۳۸۸/۰۴/۰۶ - ۱۳۲۳ بازدید

چکار کنم تا تنبلی اذان خواندنم از بین برود و با اشتیاق اذان بگویم؟

با سلامی گرم به شما پرسشگر محترم. به امید روزی که شما و ما با اشتیاق کامل به اعمال عبادی بپردازیم.اذان در اسلام پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه تشریع شد، پس از هجرت پیامبر به مدینه و فزونی مسلمانان، نیاز به وسیله ای برای اعلام وقت نماز و تجمع مسلمانان برای برپایی این فریضه بزرگ بود. پیامبر اسلام(ص) در فکر اتخاذ تصمیمی در این مورد بود تا این که این امر از طریق وحی و تشریع اذان حل شد)1).اذان شعاری موزون، کوتاه، پرمحتوا و سازنده است که دربردارنده اساسی ترین پایه های اعتقادی و جهت گیری عملی مسلمانان است. اذان، اعلام موجودیت اسلام، معرفی عقاید و اعمال مسلمانان و فریاد علیه معبودهای خیالی است. اذان، آماده ساختن روح، دل و جان برای ورود به «نماز» و فریادی است که طنین ملکوتی آن در فضا، دل مؤمنان را به سوی خدا می کشد و بر وحشت و خشم کافران می افزاید. هم چنان که این وحشت را در جملات «گلادستون» سیاست مدار و صهیونیست انگلیسی مشاهده می کنیم. وی در پارلمان می گوید:« تا هنگامی که نام محمد در مأذنه ها بلند است و کعبه پابرجاست و قرآن راهنما و پیشوای مسلمان است، امکان ندارد پایه های سیاست ما در سرزمین های اسلامی استوار و برقرار گردد.»(2).
نمونه این وحشت در رفتار مشرکان و منافقان عصر پیامبر اکرم نیز دیده می شود؛ هم چنان که در آیه 58 سوره مائده آمده است: «آنان هنگامی که مردم را به نماز فرا می خوانید(اذان می گویید ) آن را مسخره و بازی می گیرند این به خاطر آن است که آنان جمعی نابخردند»
و اما سؤال شما پرسشگر محترم در مورد اشتیاق بیشتر به اذان گفتن:
اگر ارزش اذان و اقامه برای ما روشن شد با انگیزه بیشتری به سراغ آن می رویم.
الله اکبردر اذان یعنی خدایا ما برخاستیم و قیام کردیم تا حمد و ثنای تو را به جا آوریم اما می دانیم که از حمد و ثنای تو عاجزیم و تو بزرگ تر از آن هستی که وصف شوی.
لا اله الا الله،‌ نفی الوهیت های مختلف از جمله پول،‌ مقام،‌ شهرت، و ... است. با اذان گفتن، انسان بیان می کند که پروردگارا! از همه چیز غیر تو بریدم و به تو وصل شدم. خدایا الان که رو در روی تو قرار دارم فقط من و تو هستیم تو معبود هستی و من عابد و چقدر برای من لذت بخش است که چون تو خدایی دارم.
تفکر در مضامین اذان،‌ به انگیزه ما کمک می کند. هر فراز از اذان معانی بلند و پر محتوایی داشته و بیان کننده اصول اعتقادی و تجدید میثاقی با خداوند، پیامبر و اهل بیت علیهم السلام است.
در ارزش اذان، روایت زیر کفایت می کند. در روایت صحیحی آمده که امام صادق علیه السلام فرمود:‌ چون اذان و اقامه گویی در پشت سر تو دو صف از فرشتگان به نماز می ایستند و اگر بدون اذان، تنها اقامه گفتی یک صف از فرشتگان پشت سر تو به نماز می ایستند.(3) امام خمینی(ره) می فرماید کمترین مقدار فرشتگان در این صف ها طبق روایات بین مشرق و مغرب و بیشترین مقدار آن بین آسمان و زمین است.
دو عامل در تنبلی انسان نقش اساسی دارد.
1- نفس: باید دانست برای این که به کاری عادت کنیم باید آن را تکرار کرد تا حدی که برای ما و نفس ما ملکه گردد. یک شعر عربی می گوید:‌ «نفس مانند کودکی است. اگر کودک را رها کنی پیر می شود در حالی که هنوز دوست دارد شیر بخورد.»(4) یعنی نباید نفس را رها کرد. نفس رها شده انسان را به هلاکت می کشاند در حالی که اگر انسان نفس خود را، رام کند مشکل از سرچشمه حل خواهد شد.
2- شیطان: یکی از حیله های شیطان این است که وقتی می خواهیم نماز یا عمل عبادی انجام دهیم فکر و ذهن ما را به کار بعد از نماز مشغول می کند و با خود می گوییم اگر نمازم تمام شود فلان کار را انجام می دهم مثلاً‌ ورزش می کنم. در حالی که این القائی از طرف دشمن قسم خورده ماست. باید قبل از نماز لحظاتی بیاندیشیم و به این مطلب فکر کنیم که در عالم خلقت، کاری بهتر از این کاری که می کنم( یعنی نماز) وجود ندارد. حقیقتاً‌ هم هیچ کاری بهتر از عبادت و عشق بازی با خداوند نیست. شیطان لعین آن قدر اشتیاق به کارهای دیگر-غیر از نماز- در انسان ایجاد می کند که انسان فریفته شده فقط منتظر است تا نماز به پایان برسد و به آن کار بپردازد حال آن که پس از پایان نماز، آن اشتیاق نیز رخت برمی بندد زیرا یک اشتیاق کاذب بود که توسط آن ملعون در انسان پدیدار گشته بود و حال که او به هدفش رسیده دیگر از آ‌ن اشتیاق هم خبری نیست.
مؤمن باید زیرک و با دام های ابلیس و جنود او آشنا باشد. مگر نماز، معراج و وسیله بالا رفتن مؤمن نیست. مگر امام حسین علیه السلام در روز عاشورا و در آن معرکه جنگ به نماز نایستاد و ... . در ارزش نماز شکی نیست اما شیطان از فریب دادن انسان دست بردار نبوده و نماز را در نظر انسان یک امر پیش پا افتاده جلوه می دهد.
هدف از بیان مطالب بالا این بود که در این دنیای فانی کاری بهتر از عبادت خداوند نیست و اصلاً‌ هدف از خلقت انسان نیز همین است. قبل از انجام نماز،‌ اذان گفتن و سایر اعمال عبادی، لحظاتی با خود بیاندیشیم که آیا کاری بهتر از این عمل عبادی من، در عالم وجود دارد؟‌ بعد با خود فکر کنیم که چرا من نسبت به این عمل، بی انگیزه و بی رغبت هستم؟‌ آن گاه با پناه بردن به خداوند از شر شیطان، با آرامش و خلوص و اشتیاق کامل به آن عمل مبادرت بورزیم.
یک جدول برای خود تهیه کنید و در آن به تعداد نمازهای یک ماه، خانه قرار دهید. با گفتن اذان و اقامه در هر نماز یک خانه را پر نمایید. در این برنامه برای خود جایزه قرار دهید. بدین ترتیب که اگر چند روز کامل، اذان و اقامه اتان ترک نشد به خود هدیه ای بدهید مثلاً‌ یک نوشیدنی مورد علاقه یا ... . با این کار شما در واقع دارید نفستان را با خودتان همراه می کنید. نفس انسان وقتی به کاری عادت نکرده باشد بسیار برای او سخت است اما به مرور زمان آن کار سخت برای او ساده می گردد. با هدیه ای که شما به خود و یا به نفستان می دهید این سختی- به شوق آن جایزه- آسان می گردد. مطمئن باشید پس از مدتی به این کار عادت خواهید کرد.
پی نوشت:
1- دوماهنامه مسجد، مرداد و شهریور 1374، ش 21، ص 34
2- ر.ک. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 4، ص 438 .
3- سر الصلاة، امام خمینی،‌ نشر پیام آزادی،‌ 1360، ص115
4- النفس کالطفل إن تهمله شبّ علی حبّ الرضاع وإن تـُفطِـمه ینفطم

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید