فلسفه ازدواج موقت ۱۳۹۴/۱۰/۲۸ - ۴۷۶ بازدید

فلسفه تشریع ازدواج موقت چیست؟

بدیهى است انسان ها داراى غرایز مختلفى هستند ، که غریزه جنسى یکى از نیرومندترین آنها است و از سوى دیگر طبیعى است که اگر این غرایز اشباع نگردد و پاسخ صحیحى به آن داده نشود و در مسیر سازندگى فردى و اجتماعى مورد بهره بردارى قرار نگیرد پیامدهاى منفى ، چون بى بندوبارى جنسى ، بیمارى هاى روحى و روانى ، خودکشى ، قطع نسل و . . . را در پى خواهد داشت و از همین رو شارع مقدّس ، براى جلوگیرى از انحرافات اجتماعى و ناهنجارى هاى جنسى به امر ازدواج جنبه قانونى و شرعى داده است . در مرحله اول ، اگر شرایط و امکانات اقتصادى و . . . مساعد بود ، اقدام به ازدواج دایم نماید ، و چنانچه ازدواج دایم به هر دلیلى ممکن نبود ازدواج موقت را پیشنهاد کرده است . از برخى احادیث نیز استفاده مى شود که این قانون در شرایط خاص جنگى و دورى از همسران نهاده شد . چنانچه در صحیح مسلم آمده است :
H « . . . عن قیس قال سمعت عبد الله یقول کنا نغزو مع رسول الله صلى الله علیه وآله لیس لنا نساء فقلنا الا نستخصى فنهانا عن ذلک ثم رخص لنا ان ننکح المرأه . . . إلى اجل ثم قرأ عبد الله « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ » 1 » 2 E « . . . قیس گفت : از عبدالله شنیدم که مى گوید : همراه رسول خداصلى الله علیه وآله در جنگ بودیم ، دور از زنان خود ، به پیامبرصلى الله علیه وآله عرضه داشتیم : آیا خود را اخته نکنیم ؟ ! پیامبرصلى الله علیه وآله ما را از این کار نهى فرمود و سپس به ما اجازه داد تا براى مدتى زنانى را به نکاح درآوریم . سپس عبدالله بن مسعود ، این آیه را خواند : اى کسانى که ایمان آورده اید ، چیزهاى پاکیزه اى را که خدا براى ( استفاده ) شما حلال کرده حرام نشمارید و از حد تجاوز نکنید که خداوند متجاوزان را دوست نمى دارد » .
هم چنین در قرآن آمده است :
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً » 3 « زنانى را که مُتعه مى کنید ، واجب است مهر آنان را بپردازید » .
این آیه درباره ازدواج موقت است و بنا بر برخى روایات در وضعیت جنگى که مسلمانان از موطن و همسران خویش دور بودند ، نازل شده است . اما با استفاده از روایات دیگر به خوبى فهمیده مى شود که اختصاص به شرایط جنگى ندارد و شامل همه مواردى مى گردد که مرد ، به همسر خود دسترسى نداشته و یا امکان ازدواج دایم ندارد . و یا ضرورت دیگرى اقتضاء کند .
در روایتى از فتح بن یزید نقل شده است که از ابا الحسن علیه السلام در مورد متعه پرسیدم ، حضرت فرمود : H « هى حلال مباح مطلق لمن لا یغنه الله بالتزویج فلیستعفف بالمتعه فان استغنى عنها بالتزویج فهى مباح له اذا غاب عنها » E 4 « براى کسى که خداوند با تزویج او را بى نیاز نکرده است ، به وسیله ازدواج موقت پاکدامنى پیشه نماید ، اگر هم به سبب ازدواج از متعه بى نیاز باشد ، باز متعه گرفتن هنگامى که همسرش از پیش او رفته باشد ، براى او مباح است » .
هم چنین امام کاظم علیه السلام به على بن یقطین که از آن حضرت درباره متعه پرسیده بود مى فرماید : H « ما انت و ذاک قد أغناک الله عنها . . . » E 5 « تو را به نکاح متعه چه کار ؟ ! و حال آنکه خداوند تو را از آن بى نیاز کرده است » .
با ملاحظه این روایات که منحصر در این ها هم نیست 6 ، دانسته مى شود که تشریع متعه براى مواقع ضرورى و براى کسانى است که عوامل گوناگون آنها را از دسترسى و امکان به ازدواج دایم باز مى دارند و یا اینکه با ازدواج دایم نیز غریزه آنها مهار و اشباع نمى شود . بنابراین تشریع اولیه متعه براى این نبوده است که هوسبازان به صورت گسترده در شهوات و هوى و هوس ها غرق شوند ، و چنان با این حکم الهى بازى نمایند که دوست و دشمن از آن تنفر پیدا کنند و آن را مساوى با زنا و فحشا بدانند . بلکه هدف از جعل و تشریع ازدواج موقت ، حفظ کردن افراد نیازمند از آلودگى به گناه و فحشا است . 7
اینک به برخى از آثار و فواید ازدواج موقت که فلسفه تشریع آن را روشن مى کند اشاره مى نماییم :
{J . 1 پیشگیرى از زنا J}
وجود و گسترش زمینه هاى تحریک جنسى در شرایط امروز از یک سو و موانع موجود در راه ازدواج دایم از سوى دیگر مشکل حاد جنسى را براى جوانان به وجود آورده است ، به گونه اى که اگر راهکار منطقى همانند ازدواج موقت نهادینه و فرهنگ سازى نشود ، ممکن است جوانان به روابط نامشروع زنا و انحرافات جنسى رو آورند که عواقب ناگوارى براى خانواده ها و جامعه انسانى پدید خواهد آورد . از این رو ، در حدیثى معروف از امام على علیه السلام و امام صادق علیه السلام آمده است : « اگر خلیفه دوم از ازدواج موقت نهى نکرده بود ، هیچکس زنا نمى کرد مگر شقى و بدبخت » . 8
{J . 2 حفظ ایمان و بندگى J}
« گناه » اصلى ترین مانع بندگى خداوند متعال و یکى از عوامل بازدارنده ، از حق و اخلاق نیک است . از رایج ترین گناهان در میان قشر جوان ، مفاسد ناشى از غریزه جنسى است . هیجانات جنسى دوران تجرد ، او را از یاد خدا بازداشته ، از پذیرش نصایح و موعظه هاى اخلاقى و بروز آن ، در اعمال و رفتارش منع مى کند . ازدواج موقت این هیجانات را از بین برده یا لااقل از شدّت آن مى کاهد . این جاست که زمان بازگشت به فطرت خداجویى فرا مى رسد و زمینه پذیرش اخلاق حسنه مهیّا مى گردد و لذا ازدواج موقت به عنوان یکى از سنت هاى الهى همواره مورد تأکید بوده است . 9
{J پیشگیرى از سوء استفاده جنسى J}
یکى از مهم ترین غرایز انسانى که در تمامى نوع بشر وجود دارد غریزه جنسى است . استعمارگران و سودجویان ، پیوسته به فکر سوء استفاده از این نعمت خدادادى بوده و هستند . کشور اسلامى « اندلس » با همین شیوه سرنگون شد و به کشور مسیحى نشین « اسپانیا » تبدیل گشت ! امروز نیز دولت هاى استعمارى ، مردم کشورهاى جهان سوم و حتى مردم خود را در فساد غرق نموده و از غفلت به وجود آمده ، حداکثر استفاده را مى برند ! دشمنان کشور ما نیز سال ها است از این حربه براى ضربه زدن به مردم ما سود مى جویند که از آن تحت عنوان « تهاجم فرهنگى » یاد مى کنیم . در این میان افراد سودجوى فراوانى با راه اندازى شرکت هاى بزرگ فیلم ، عکس و . . . به شرافت و عفت انسان ها هجوم آورده و کانون خانواده ها را به اضمحلال سوق مى دهند . بدون تردید در جامعه که مردم به عفت ، فضیلت و تقوا ایمان دارند ، اگر ازدواج موقت رواج داشته باشد ، هرگز جاى پایى براى مهاجمان فرهنگى و سوداگران عفت و پاکدامنى باقى نمى ماند . در واقع مؤثرترین راه مقابله با « تهاجم فرهنگى » احیاى فرهنگ ازدواج موقت است و بدون این سنت ، سایر کارها ، آب در هاون کوبیدن است . 10
نتیجه اینکه ازدواج موقت براى جلوگیرى از انحرافات و روابط نامشروع تشریع شده است ، تا بدین وسیله عفاف و پاکدامنى حفظ شود .
( 1 ) مائده ( 5 ) ، آیه . 87 ( 2 ) صحیح مسلم ، مسلم النیسابورى ، مجلدات 8 ، ج 4 ، ص 130 ، دارالفکر ، بیروت . ( 3 ) نساء ( 4 ) ، آیه . 24 ( 4 ) وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، مجلدات 30 ، ج 21 ، باب 5 ، ح . 2 ( 5 ) همان ، باب 5 ، ح . 1 ( 6 ) براى آگاهى بیشتر . ک : همان ، باب . 5 ( 7 ) . ک : جزوه درس خارج فقه ، ناصر مکارم شیرازى ، . 1382 / 7 / 14 ( 8 ) وسایل الشیعه ، ج 21 ، باب 1 ، ص . 11 ( 9 ) همان ، کتاب النکاح ، باب 12 ، از ابواب المتعه . ( 10 ) براى آگاهى بیشتر . ک : روابط پسر و دختر ، محمدرضا احمدى و همکاران ، قم : نشر معارف ، 1386 ، ص 107 به بعد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.