فلسفه انتظار ۱۳۹۲/۴/۳ - ۲۶۱ بازدید

انتظار فرج در واقع، انتظار حکومت جهانى اسلام است، انتظار تشکیل حکومت توحیدى در سطح جامعه انسانى است، انتظار تحقق عدالت در اجتماع است، انتظار وراثت زمین و دولت مؤمنان و موحدان است. بنابراین «انتظار» به معناى «نشستن و دعا کردن» نیست؛بلکه «برخاستن و دعا کردن است.

انتظار فرج در واقع، انتظار حکومت جهانى اسلام است، انتظار تشکیل حکومت توحیدى در سطح جامعه انسانى است، انتظار تحقق عدالت در اجتماع است، انتظار وراثت زمین و دولت مؤمنان و موحدان است. بنابراین «انتظار» به معناى «نشستن و دعا کردن» نیست؛بلکه «برخاستن و دعا کردن است.
مسلمانان عموماً و شیعیان خصوصاً منتظرند که سراسر کَیتی را عدل و علم و توحید و ایمان و برابری و برادری فراگیرد و آن رهبری که وعدة ظهور او در قرآن و صدها حدیث معتبر وارد شده است ظاهر شود و آئین توحیدی اسلام را که در شرق و غرب جهان وارد شده است گسترش دهد و امت واحد حکومت واحد، قانون واحد، نظام واحد، تمام افراد بشر را متحد، همصدا، همقدم و به هم پیوسته سازد. این عقیده به ظهور مصلح منتظر، حضرت مهدی موعود چنانکه در روایات به آن اشاره شده است شیعه را در جریان زمان برای مقاومت در برابر صدمات و لطماتی که بر هر دعوتی وارد می شد و آن را متلاشی می کرد, پرورش داد و فکر شیعه را که فکر خالص اسلامی است و جامعة شیعه را از زوال و انقراض نگاه داشت و تا امروز این فکر و این عقیده و ایمان عامل بقای شیعه و پایداری و استقامت اوست. آن شیعیانی که با آن وضع جانگزای حکومت بنی امیه و بنی عباس روبه رو شده بودند_ که تمام حیثیات و شؤون ظاهری و اجتماعی آنها الغا شده و از همة مشاغل محروم و در همه جا مورد تعقیب و زیر نظر جاسوسان حکومت قرار گرفته و کمترین مجازات آنها زندان بود تا مجازات های شدید از بریدن دست، پا، زبان و بینی و شکنجه های غیر قابل تحمّل دیگر_ اگر منتظر و آینده بین نبودند و اعتقاد به پیروزی حق و عدالت و شکست باطل و ستم نداشتند, هرگز برایشان حال مقاومت باقی نمی ماند و همه حتی در دل شکست خورده و تسلیم می گشتند و از دگرگون شدن اوضاع و عوض شدن و ورق خوردن صفحة تاریخ نا امید می گردیدند و ریشة هر نهضت و حرکت و پایداری در آنها خشک می شد. اما پیامبر اکرم و حضرت علی(ع) وعده داده و قرآن مجید نیز بشارت داده است که این دین پایدار می ماند و این راه بسته نمی شود و این نزاع و نبرد حق و باطل با غلبة ظاهری جبّاران تاریخ( مانند یزید و ولید و زیاد و حجاج و هارون و دیگران) پایان نمی پذیرد.
در مجموع می توان به تمامی سوال های شما چنین پاسخ داد که:

انتظار ظهور، فواید و آثار فراوانی دارد که اگر ظهور هم اتفاق نیفتد، منتظر از آنها بهره می برد. در ذیل به پاره ای از آثار انتظار اشاهر می کنیم:
۱. ایجاد امید و نشاط: منتظر ظهور امام است، اعتقاد دارد که هر زمان ممکن است فردی قیام کند و تمام سختی ها را رفع نماید. لذا امیدوار است و در سخت ترین لحظات زندگی، دچار ناامیدی و یأس و روی آوردن به افیون یا خودکشی نمی شود؛ چون معتقد است «الفرج بعد الشده؛ گشایش، بعد از گرفتاری است.»(میزان الحکمه، ج۳، ص۲۳۸۶)
۲. غرق نشدن در فساد جامعه: منتظران با امام رابطه معنوی دارند و می دانند اگر امام بیاید با بدی ها مقابل خواهد کرد. لذا هرگز در گناه، همرنگ جماعت نمی شوند و حتی در صورت تنهایی هم پاک و سالم زندگی می کنند.
۳. مبارزه با ظلم و نپذیرفتن آن: آن کسی که هر زمان منتظر ظهور قائم عدل و انصاف است هرگز در مقابل ظلم سرخم نمی کند، از مبارزه با ظلم خسته نمی شود و تسلیم جور نمی گردد.
البته باید گفت که این فواید و صدها فایده دیگر انتظار، ساخته پرداخته فکر ما نیست، بلکه بسیاری متفکران دنیا نیز بدان معترف اند، مثلا دارمستر، شرق شناس معروف فرانسوی می گوید: « وقتی من دیدم مردم حله هر جمعه اسبی را آماده کرده، به صحرا می برند تا امامشان ظهور کند، فهمیدم همه مردم این شهر را با جنگ و خونریزی می توان کشت اما نمی توان تابع و تسلیم خود کرد.»(مجله تخصصی انتظار، ش۱، ص۸۶و۸۷؛ مقاله نگاهی دوباره به انتظار۱، مجید حیدری نیک، با کمی تصرف.)
در کنفرانس صهیونست ها در اسرائیل به این نتیجه رسیدند که عامل بقای تمدن شیعه و پویایی آن، اعتقاد به قیام سرخ(عاشورا) و انتظار سبز است. این اعتراف ۳۰۰ شیعه شناس است که این قدرت را برای عقیده به انتظار بیان می کند.(همان، ش۵، مقاله مهدی انکاری، انتظار ستیزی، محمدصابر جعفری، با کمی تصرف)
نویسنده ای می گوید: علت به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی ایران و نبود مشابهی برای آن در سایر کشورهای اسلامی و غیراسلامی، این است که آنها به امام غایب و انتظار عقیده دارند.
نویسنده دیگری می گوید: در اکثر انقلاب های مسلمانان، ریشه مهدویت را می توان یافت.
بنابراین، انتظار به خودی خود منشأ بسیاری از فواید است که اگر به ظهور هم نینجامد، آن فواید نصیب منتظران می شود.
علاوه بر اینها انتظار خود یک عمل عبادی بلکه به تعبیر روایات، برترین اعمال است. در روایات آمده: کسی که منتظر باشد و در حال انتظار از دنیا برود مانند کسی است که در کنار قائم ما در چادرش است.(کافی، ج۵، ص۲۳) پس مانند یک عمل عبادی اجر و ثواب فراوانی دارد.
لذا این تصور صحیح نیست که بگوییم: منتظر، بی بهره وناکام از دنیا می رود و ... .

البته گاهی یک انتظار ویرانگر و بازدارنده ای نیز در میان برخی بروز کرده که موجب انزوا، گوشه نشینی و عزلت می گشته و جامعه را به سمت سکوت، دعا و ... می کشانده است.

این نوع انتظار حاصل برداشت اشتباه از انتظار بوده که آن را، انفجاری می دانست که ناشی از گسترش و اشاعه ظلم و ستم، فساد و حق کشی و ... است.

بر اساس این دیدگاه، هر گناه و فساد و یا سکوت در برابر ظالمان و تجاوزگران، ظهور را نزدیک می سازد؛ پس باید به گوشه ای خزید و منتظر بود. این نوع برداشت از انتظار، منجر به تعطیلی حدود و مقررات اسلامی شده و نوعی اباحی گری است که به هیچ عنوان با موازین اسلامی و قرآنی موافقت ندارد.

پس بی توجهی به انتظار یا داشتن انتظار منفی، ویرانگر و مخرب دارای ضررهای فراوانی است که انقلاب اسلامی ایران، خط بطلانی بر این نوع نگرشها کشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.