فلسفه جواز چند همسر ۱۳۹۴/۱۲/۱ - ۵۸ بازدید

الف) تذکرات و نکات مقدماتى
ابتدا به یکسرى نکات و تذکرات مقدماتى اى که در فهم سازوار پاسخ به حکمت ازدواج مجدد تأثیر دارند توجه فرمائید:
۱ حکمت ازدواج، پدیدآورى فضایى سکونت و آرامش در درون و برون آدمى است،(۱) در اثر چنین پیوند آسمانى اى است که آدمى به طهارت روحى و جسمى نائل شده و با همین پاکیزگى است که به لقاء و دیدار الهى نایل مى شود،(۲) زیرا با ازدواج است که ناپختگى ها به کمال و پختگى تبدیل مى شود. به عبارتى «فلسفه تشریع ازدواج، بقاء نسل و تأمین آرامش روحى انسانها از طریق ارضاء مشروع غرایز بوده و هدف خدا نیز از تجویز ازدواج، تأمین این دو هدف است نه زمینه سازى براى عیاشى لجام گسیخته مردان زیرا چنین رابطه اى را دو سویه قرار داده تا از کنارش هم مرد و هم زن بهره ها جویند»،(۳) و اینچنین است که ازدواج، هم جلب «مصلحت» است و هم «دفع مفسده و ضرر».
الف) تذکرات و نکات مقدماتى
ابتدا به یکسرى نکات و تذکرات مقدماتى اى که در فهم سازوار پاسخ به حکمت ازدواج مجدد تأثیر دارند توجه فرمائید:
۱ حکمت ازدواج، پدیدآورى فضایى سکونت و آرامش در درون و برون آدمى است،(۱) در اثر چنین پیوند آسمانى اى است که آدمى به طهارت روحى و جسمى نائل شده و با همین پاکیزگى است که به لقاء و دیدار الهى نایل مى شود،(۲) زیرا با ازدواج است که ناپختگى ها به کمال و پختگى تبدیل مى شود. به عبارتى «فلسفه تشریع ازدواج، بقاء نسل و تأمین آرامش روحى انسانها از طریق ارضاء مشروع غرایز بوده و هدف خدا نیز از تجویز ازدواج، تأمین این دو هدف است نه زمینه سازى براى عیاشى لجام گسیخته مردان زیرا چنین رابطه اى را دو سویه قرار داده تا از کنارش هم مرد و هم زن بهره ها جویند»،(۳) و اینچنین است که ازدواج، هم جلب «مصلحت» است و هم «دفع مفسده و ضرر».
۲ ما مى پذیریم که زنان میل چندانى به شریک شدن دیگران در قلب همسرشان و سهیم شدن در محبت او، و در نتیجه تقلیل نظر همسر به خود ندارند. ولى:
اولاً: در کنار نکات منفى باید به «مصلحت ها و فوائد برتر» نیز توجه داشت چندانکه نمى توان از حقیقتى بدین انگیزه چشم پوشى کرد که حاوى مقدارى ضرر و کراهت است. و اساساً عالم مادى و زندگانى در طبیعت، همراه با نوعى تزاحم و تعارض مصلحت ها و تقابل دو قطب مثبت و منفى است. نظام تعدد همسر، اگردر جاى خود قرار گیرد حاوى مزاید قابل توجهى است که نبود آن، نتیجه اى جز براندازى پرده هاى عفت، مصلحت و لذت منطقى نخواهد داشت. و عقلاً دفع مفسده ترجیح دارد.
جان کلام اینکه: نظام قانونگذارى ایده آل، سامانه اى است که سختى ها را براى جلب منافع برتر، توصیه مى کند دقیقاً بسان کاوشگرانى که در پى برآورده سازى کام دل، پریشان خاطرى را با جان و دل مى خرند.
ثانیاً: آنچه سرچشمه تمامى اعمال، بویژه ازدواج است ۲ چیز مى باشد: شناخت و محبت. چندانکه ما آن چیزى را طلب کرده و اراده به مهیا کردنش مى نمائیم که در درجه اول، نسبت به آن «شناخت و معرفت» داشته باشیم در اثر این آگاهى، میدان مغناطیسى محبت و شوق پدید آمده و سپس طلب، اراده و انجام عملى هدف محقق مى گردد. با روشن شدن مکانیزم کشش، کوشش، کنش و واکنش در مى یابیم که:
تا مرد، مجذوب زن خود باشد، نسبت به زن دیگر تمایل پیدا نمى کند، مگر اینکه:
انگیزه یارى رسانى زنان ناتوان یا نیازمند به کمک در کار باشد که در اینصورت مطمئن باشید اکثر زنان با همسر گزینى مجدد شوهر موافق اند. زیرا مطابق تحقیقات روان شناختى:
«مردان در موقعیتهاى قهرمانانه بیشتر میل یارى رسانى شان شکوفا مى شود. و این در حالى است که زنان در رابطه با غمخوارگى براى دیگران فعال مى باشند.»،(۴)
و اساساً قسمتى از ازدواجها انگیزه اى جز مراقبت و پوشش زنهاى بى شوهرى که به دلیل فقدان امکانات، توانایى ادامه زندگى از آنان سلب شده، ندارد و طبق آنچه از احساس و عواطف زنان بدست آمده آنان چون خود را از لحاظ نفوذ در قلب شوهر در وضعیت ایده آل مى بینند و از طرفى، در موضع غمخوارگى قرار گرفته اند، مخالفت شایانى با این گونه همسر گزینى ها ندارند.
یا مرد، در کنار محبتى که به زن خود دارد، به زن دیگرى علاقه مند شده و به نوعى سعى در خواستگارى از او دارد. در این حالت باید توجه داشت:
الف) اگر مرد، با محبت و انگیزه موجود دست به گریبان شده و به سرکوبش بپردازد، اثرات شدید و تأسف بارى بر روح و جسم او داشته و نه تنها راهى به بهبودى نخواهد داشت بلکه احتمال تخلفات اخلاقى نیز منتفى نخواهد بود. در چنین موقعیتى هیچ فایده اى براى همان همسر فعلى او قابل تضمین نخواهد بود. و چون هم دفع مضرات احتمالى، ضرورى است و هم حفظ منافع دو گانه.
ب) قسمتى دیگر از ازدواجهاى مجدد مردان، ریشه در کاستیهاى زنان دارد. زیرا همچنانکه گفته شد اگر محبت مرد نسبت به همسرش، کاسته شود وى طبیعتاً به سمت و سویى دیگر تمایل پیدا مى کند. وقتى زن در جلب محبت همسر کوتاهى کرده و در کسب رضایت او نمى کوشد، در واقع عملاً پذیرفته که قلب شوهرش از عشق بوى خالى شده و او به نحوى چنین خلائى را پر کند. چنین زنى نمى تواند به صرف این ادعا، که «من روحاً تمایل به تقسیم جایگاهم در قلب شوهر با دیگرى ندارم» همسر را از داشتن انیس و مونس منع نماید. (توجه داشته باشید که ازدواج مجدد، به معناى عدم محبت به همسر اول نیست بلکه پر کردن شکاف محبتى اوست).

ب) حکمت هاى تجویز ازدواج مجدد و تعدد همسر
در تحلیل مسائل، باید نگاهى فراگیر داشت و جنبه هاى مثبت و منفى هر جهت را دقیق سنجید و نظر به اینکه صرف تکیه بر خواسته هاى یکسویه مرد یا زن گشایشگر نمى باشد، ضرورى است به برخى حکمت ها، فوائد و ضرورتهاى نظام تعدد زوجات توجه داشت:
۱. تعداد زنان همواره بیش از مردان بوده و تعدد همسران، راهکارى جهت تحت پوشش قرار گرفتن زنان فاقد همسر.
۲. در اثر حوادثى مانند جنگ، افراد زیادى از مردان کشته شده و همسران بیوه آنان بدون تکلیف و امکانات باقى مى مانند و با جواز انتخاب چند همسر مى توان مشکل این دسته را حل نمود.
۳. مردان بخاطر مسافرتها و سایر عواملى که به نوعى از خانه و زندگى دور مى افتند، دچار خلاء همسر و استفاده از فوائد روحى جسمى او مى گردند. به عنوان مثال ناچار است همیشه نیمى از ماه را در محل کارش زندگى کند. در این موقعیت چه مى توان کرد؟ بگذاریم در طوفان مشکلات خرد شوند یا از تسهیلات ازدواج مجدد بهره مند شوند تا همچنان سایه شان بر سر همسر نخست باقى بماند؟
۴. عمر جنسى مردان طولانى تر از زنان است.
۵. در موقعیتهایى مثل: مسافرت، عادات ماهیانه، باردارى و... محدودیتهاى فراوانى حاصل مى گردد و پر واضح است که روش جایگزینى توأم با حفظ عدالت بهترین گزینه است.

ج) نکات پایانى
در پایان، باید توجه داشت:
۱.اساساً بین زن و مرد تفاوتهاى عاطفى و فیزیولوژیک وجود داشته و صرف چنین تفاوتهایى بدون توجه به سایر امتیازات روحى جسمى، موجب خدشه به حکم تعدد زوجات نمى گردد. چه، باید ویژگیهاى ایندو را با هم لحاظ کرد و آنگاه سایر مصلحت ها را نیز مورد توجه قرار داد.
۲. به دلیل آیه ۳ سوره نساء، مرد نمى تواند همه زنهایش را عادلانه دوست داشته باشد زیرا محبت از کنترل شخص خارج است از اینرو زنها در موضوع تعدد زوجات، در مسابقه راضى نگهداشتن مرد وارد شده و چنین رقابتى به محکم نمودن ارکان روحى مرد و آزاد شدن پتانسیلهاى زنان کمک مى نماید.
۳. شرط تعدد همسر، توانایى ایجاد عدالت مالى در امکانات زندگى براى همه همسران است. (بدون تبعیض)
۴.این حکم همانند سایر احکام دینى برگرفته از منبع علم و حکمت الهى و مقرون به علت بوده و عموم مؤمنین باید عبودیت و اطاعت خود از احکام را عملاً و اعتقاداً حفظ کنند. از اینرو چه بسا همین احکام، نوعى امتحان براى مردان، زنان و دین داران است. امتحان در بعد اعتقاد و رعایت چنین دستورى.
۵. اما در مورد اینکه گفته مى شود: «عدم تمایل به وجود چند زن در زندگى مرد، امرى فطرى است». چنین پاسخ مى دهیم:
اول- باید مجموع روحیات زنان را لحاظ کرد و صرفاً به یک یا دو خصلت توجه ننمود. چه بسا همین ویژگى در کنار روحیاتى مثل احساس غمخوارى زن، یا حتى همان عشق و علاقه اش به شوهر و فرزندان، او را نسبت به تصمیم مرد مبنى بر تعدد همسر، راضى و پذیرا قرار دهد.
دوم- چنین ادعایى درباره همه زنها صادق نیست لذا نمى توان آنرا فطرى دانست. موارد بسیارى دیده شده که زنان (مخصوصاً در طوایف عرب و لر» نسبت به چنین موضوعى به راحتى برخورد مى کنند.
شاید بتوان خلاصه پاسخ را چنین بیان کرد:
اولا: بناى اسلام بر عدم سخت گیرى در زندگى انسانها است و خداوند دوست دارد بندگانش از نعمتهاى خلق شده، استفاده نمایند. چرا کفار و غربیها بتوانند غرائز خویش را از راه هاى گوناگون حرام ارضاء نمایند ولى براى مؤمنین هیچ راه حلالى وجود نداشته باشد.
پر واضح است که گاهى خانم مردى دچار مشکلات جسمى یا شرائطى مى شود که اگر مرد، اجازه ازدواج مجدد را نداشته باشد مسلماً به گناه مى افتد یا شرائط جسمانى برخى از مردها طورى است که محدود کردن او به زندگى با یک زن او را به حرام مى کشاند.
خلاصه بناى اسلام بر آزادى جنسى تا حدى که مفسده مهمى ایجاد نکند مى باشد و این مسئله اگر براى زنها هم مفسده نداشت خداوند اجازه مى داد ولى با توجه به اختلاط نسل و برخى خصوصیات جسمى خانمها این مسئله براى آنان تجویز نگشته.
ثانیاً: شهوت مردان تهاجمى است و شهوت زنان انفعالى لذا زن با داشتن یک شوهر به گناه نمى افتد ولى ممکن است مرد با داشتن یک زن به گناه بیفتد.
ثالثاً: در بسیارى از مواقع تعدد زوجات براى زن اول منافع فراوانى دارد یعنى علاوه بر این که شوهر شما از آلوده گشتن به گناه حفظ مى شود از تحمیل خواسته هاى مرد به زن اول در شرائطى که براى زن اول هم زیستى با مرد موقتاً مشکل باشد جلوگیرى مى کند- به عبارت دیگر بخشى از سختیها از دوش زن اول برداشته مى شود و در فرض هایى که نیاز به استراحت دارد فارغ البال تر مى باشد و اگر طورى شد که عمل زناشویى مقدور نگردید مرد ناچار به طلاق دادن او نیست و مى تواند تا آخر عمر هم با او زندگى کند و هم نیازهاى خویش را با ازدواج مجدد تأمین نماید.
رابعاً: زن باید فکر کند که تجویز تعدد زوجات فقط به ضرر او و به نفع زنان بى سرپرست نیست زیرا همان زنان نیز روزى سرپرست داشتند و چه بسا همین خانم خداى ناکرده در آینده دچار همان درد گردد لذا خوب است مقدارى هم خانم هاى شوهر دار خود را به جاى کسانى بگذارند که هیچ امکان ازدواجى حتى تا آخر عمر به جز شوهر نمودن به یک مرد زن دار برایشان وجود ندارد.
خامساً: فطرى بودن دین به این معنا نیست که هیچ کس با احکام آن یا اصل آن مخالفت نکند اصل شناخت خداوند واعتراف به وجود او فطرى است و در عین حال در اثر جهل ها و تعصب هاى گوناگون و هواهاى نفس و خودخواى ها گروهى (کمونیستها) منکر وجود او مى شوند.
سادساً: حکم تعدد زوجات یک امر مباح و جائز است نه واجب در نتیجه اگر مردى به این مسئله نیاز شرعى و عرفى داشت اقدام مى نماید و این بدان معنا نیست که همیشه مردها اقدام به این مسئله نمایند.
سابعاً: اینکه گفته اید همه زنها حتى از ادیان و ملتهاى مختلف با حکم تعدد زوجات مخالفند حرف دقیق و صحییح نیست. زیرا چطور شده که در غرب با انواع گناه ها و بى بند و باریها و روابط نامشروع موافقند ولى خانمها ى مسلمان حتى با حلال خداوند نیز مخالف مى باشند؟ بلکه فرهنگ جامعه وتربیت پذیرى اجتماع دراین باره بسیار موثر است.
در پایان آنچه گفته شده که خواسته درونى وفطرى زن عدم پذیرش چند همسرى است، نشانه خوبى است برتک شوهرى اما مانع چند زنى نیست.
در پایان بیان نکته اى حائز اهمیت است و آن: اسلام در واقع با جواز تعدد همسر به شرط عدالت در واقع تک همسرى را ترویج مى کند.


پی نوشت ها:
(۱) روم، ۲۱
(۲) بحار، ۱۰۳/ ۲۲۰/ ۱۸
(۳) دور نماى حقوقى ازدواج موقت، اسماعیل هادى، ۶۰
(۴) روانشناسى زنان. ۹۱

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
دلایل آورده شده برای چند همسری همه برای برآورد حوایج نفسانی مردان بود متاسفم برای دیدگاه دینی اتان که فقط برای مردان است آن هم هوای نفس نه نیاز حقیقی با این کار به بنیان خانواده ضربه می زنید زیرا زنان و نیاز ها و گذشت ایشان را ملاحظه نمی کنید. گذشت زنان ایرانی بیشتر مردان ایرانی را ظالم و جسور می کند. اول می گویید در خواستگاری سخت نگیر با فقر شوهرت بساز مهریه کم بگیر یا ببخش در زندگی قناعت کن و با نا خوشی و کم شوهر بساز تا زندگی ابرومندی بسازی حالا که جوانی ات از بین رفت بیا و با درد و رنج هوو داری بساز همه دنیا که مال شما مردان شد آخر این چه دینی است از خودتان خجالت نمی کشید.
میهمان
اگه به مرد مجوز میدی آخیبیی سرکوب شده، به زنم مجوز بده مرد بی غیرت بی مسولیت بی احساسشو ول کنه بره پی کسی که احساسشو ارضا کنه... چند سال زن بودی که میگی زنه حتتتتما اجازه میده؟؟ پس خانواده کو؟؟ مسولیت کو؟؟ بچه ها کو؟؟؟
میهمان
واقعاخودتون با ایت پاسخ ها توجیه میشین ؟ مثلا مومنین فقط مردان هستند پسی عواطف و غرائز زنان چه میشود به نظرشما به خصوص این قسمت توجیه احمقانه نیست اگر اگر در این شرایط زن به جای مرد باشد چه نسخه ای میپیچید؟ این نظرات شما فقط سوء استفاده از یک حلال خاص الهی است
الف) اگر مرد، با محبت و انگیزه موجود دست به گریبان شده و به سرکوبش بپردازد، اثرات شدید و تأسف بارى بر روح و جسم او داشته و نه تنها راهى به بهبودى نخواهد داشت بلکه احتمال تخلفات اخلاقى نیز منتفى نخواهد بود. در چنین موقعیتى هیچ فایده اى براى همان همسر فعلى او قابل تضمین نخواهد بود. و چون هم دفع مضرات احتمالى، ضرورى است و هم حفظ منافع دو گانه.
ب) قسمتى دیگر از ازدواجهاى مجدد مردان، ریشه در کاستیهاى زنان دارد. زیرا همچنانکه گفته شد اگر محبت مرد نسبت به همسرش، کاسته شود وى طبیعتاً به سمت و سویى دیگر تمایل پیدا مى کند. وقتى زن در جلب محبت همسر کوتاهى کرده و در کسب رضایت او نمى کوشد، در واقع عملاً پذیرفته که قلب شوهرش از عشق بوى خالى شده و او به نحوى چنین خلائى را پر کند. چنین زنى نمى تواند به صرف این ادعا، که «من روحاً تمایل به تقسیم جایگاهم در قلب شوهر با دیگرى ندارم» همسر را از داشتن انیس و مونس منع نماید. (توجه داشته باشید که ازدواج مجدد، به معناى عدم محبت به همسر اول نیست بلکه پر کردن شکاف محبتى اوست).
میهمان
الطفا در پاسخهها نظر چند زن را هم بپرسید من فکر میکنم چند همسری در اسلام یک مجوز است فقط برای مواقع اضطرار نه وسیله ارضای غرایز فطری و به نظر من تنوع طلبی مردان که ااین تنوع طلبی میتواند در زنان هم باشد این که در بین برخی اقوام اعتراضی نمیکنند به خاطر این است مه ان قدر زنان در این قومیت ها سرکوب شده اند که حتی جرات حرف زدن ندارند که در بقییه جنبه های زندگیشان هم به چشم میخورد شما چند مرد با این ویژگی را سراغ دارید که زندگی همسر اول را تبدیل به جهنم نکرده باشد؟ کجای این عدالت است که حتی به نیت کمک به یک زن دیگر زندگیه زن و بچه ای که جوانی خود را به پای تو سوزانده و با روزهای نداری تو ساخته حالا که به نان و نوایی رسیده ای به فکر کمک به دیگران باشی تبدیل به جهنم کنی از طرفی اگر این زن به فکر اقدام تلافی جویانه باشد فساد کمتر میشود یا بیشتر به نظر من اگر مردی به فکر کمک به این دست زنان است باید شرایط ازدواجشان را با یک مرد مشابه خودشان فراهم کند مطمئنم کم نیستند . از طرفی اگر اسلام همچین اجازه ای به خانمها میداد همین طور به راحتی استدلال میتراشیدید.
میهمان
با سلام چرا فقط به نیازهای مردان توجه میکنید اگر زنی از مرد کم محبتی بیند و حتی کتک هم بخورد کجا دنبال جایگزینی و محبت باشد شما بیشتر اسلام را تخریب کرده اید
میهمان
با سلام
۱- شما که در مورد زنان برخی اقوام می فرمایید مثلا در اعراب و لرهای ایران زن دوم مانند زیر دست و خدمتگذار همسران اولند برای همین عموما همسران اول بزرگتر از شوهر و گاها بیوه هستند به این ترتیب همسر اول به مثابه مدیر خانواده وبزرگتر همیشه در جایگاه احترام و علاقه است و نه به عنوان کنیز همسر دوم
در اعراب اهل تسنن هم ابتدا همسر اول را با پول- طلای قابل توجه- ملک- نخلستان و امثالهم تطمیع میکنند و بعد همسر دیگری اختیار می کنند آنگاه در مسائل مالی و حتی جنسی وهدیه خریدن و...عدالت را رعایت می کنند. به علاوه تا تمکن مالی خوبی نداشته باشند چنین ریسکی نمی کنند. البته از این دست در میان ایرانیان سیستان و بلوچستان چه اهل تسنن باشند و چه تشیع بسیار دیده می شوند به گونه ای که وقتی آنها را می بینی گمان می بری خواهرند ونه رقیب
۲-به فرضه اینکه غریزه بانوان انفعالی باشد. این مجوز خوبی نیست که وقتی همسرش در جای دوری زندگی می کند امنیت روانی و آرامش خود را با ازن دیگری تامین کند در حالی که زن اول بدون امنیت اجتماعی و روانی بدون آرامش و برآورده شدن غرایز بدون محبت و توجه به صرف اینکه زن است بسوزد و بسازد. و سلامتی جسمی و روحی- جوانی و زیبای اش و حتی غرایزش را در چهار دیواری خانه کسی هدر دهد که اول به فکر آرامش خودش است و نه همسر اولش وتربیت فرزندانش.
پس لطفا وقتی می خواهید استدلال کنید دقیق،درست و قوی باشد
میهمان
بسم الله الرحمن الرحیم
ضمن سپاس فراوان از شما به منظور نیت و تلاش ارزنه تان در دفاع از ارزش های الهی و ضمن اینکه بنده از پاسخ های شما استفاده بردم پیشنهاد میکنم در مواردی که برای مساله ای یک پاسخ محکم و به تعبیر قرآن کریم ( قول سدید ) ندارید سکوت در آن مساله را به طرح پاسخ های ضعیفی که بیشتر موجب تضعیف دین می شود ، ترجیح دهید. بعضا پاسخ هایی مشاهده می شود که به قدری ضعیفذ است که موجب وهن به آموزه های دینی اس حال آنکه پاسخ های کاملا قوی و محکمی در دین برای آنهاست. با تشکر فراوان
میهمان
سلام ببخشید وقتی میفرمایید این کار نباید بر اساس هوسرانی مردباشه و بعد میگید مردان به طور فطری چند همسرگرا هستند من نمیتونم هضم کنم
و سوال دیگه این که اگر زنی در ابتدای ازدواج به شوهرش بگوید که با این کار مخالف است انموقع عدالت اجرا نمیشود چون ان زن دچار سرخوردگی میشود گفتیم که منظور ازعدالت عدالت عاطفی نیست!!!!!
ولی ان در زمانی بعد از ازدواج است ولی اگر قبل از ازدواج زنی شرط کند ...؟
متشکرم
لطفا به طور دقیق و مفصل شرح بدید


سوال شما با شناسه ۹۳۹۰۸۸ و گذرواژه mlwmt ثبت گردید
میهمان
ببخشید وقتی مرد دور از خانه باشد چطور مرد نیاز داره دوباره ازدواج کنه زن نیاز نداره؟


سوال شما با شناسه ۹۳۹۰۸۴ و گذرواژه sqddh ثبت گردید

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.