فلسفه رجعت - مراحل رجعت ۱۳۹۸/۱۱/۰۱ - ۱۵۱ بازدید

سلام برای فلسفه رجعت تابه حال چه دلایلی توسط بزرگان اورده شده چون بعضی اساتید میگن دلیل اصلی راما نمیدونیم بعضاهم شبهه میشه که چرا باید رجعت باشه اهداف الهی درزمان ظهور وحکومت حضرت حجت میشه براورده بشه

یکی ازضروریات مذهب تشیع عقیده به رجعت است . رجعت در لغت به معنای بازگشت است. رجعت دارای دو مرحله مهم و اساسی است :
۱. رجعت خاص در دوران ظهور : هم زمان با ظهور حضرت مهدی(عج) شماری از امت محمد(ص) را پس از مرگشان و پیش از قیامت بر می انگیزاند تا به یاری آن حضرت بشتابند.
۲. رجعت عام ( و دارای چند مرحله) عبارت است از بازگشت امامان و برخی از پیامبران و بعضی از اموات به دنیا بعد از ظهور حضرت مهدی(عج) و قبل از قیامت.
دانشمند بزرگ شیعه، مرحوم سید مرتضی علم الهدی عقیده بر رجعت از دیدگاه امامیه را چنین توضیح می دهد: باور شیعه امامیه این است که خداوند متعال به هنگام ظهور امام زمان (عج) گروهی از شیعیان راکه پیش از ظهور آن حضرت از دنیا رفته اندبه این جهان باز می گرداند تا آنان به پاداش یاوری و همراهی و درک حکومت آن وجود مقدس نایل گردند. همچنین خداوند برخی از دشمنان آن حضرت را زنده می کند تا از آنان انتقام گیرد، بدین صورت که آشکار شدن حق و بلندی مرتبت پیروان حق را بنگرند و اندوهگین شوند. از دیدگاه دانشمندان شیعه، هیچ گونه تردیدی در اصل «رجعت» وجود ندارد و همه عالمان بزرگ شیعی اعتقاد به رجعت را از ویژگی های پیروان اهل بیت بر شمرده اند. مرحوم علامه مجلسی در کتاب گرانسنگ بحار الانوار می فرماید: عقیده به رجعت، در تمام دوران ها مورد اتفاق مذهب شیعه بوده و این سخن چندان آشکار است که کسی نمی تواند به انکار آن برخیزد. دانشمندان شیعه برای اثبات رجعت به دلایل قرآنی، روایی و اجماع تمسک جسته اند که ما تنها به نقل نمونه هایی از این استدلال ها بسنده می کنیم: گواه روشن تحقق رجعت، پیش از هر چیز قرآن کریم است که در آیه ۸۴ سوره نمل می فرماید:(و یوم نحشر من کل امة افواجاً ممن یکذب بآیاتنا فهم یوزعون)؛ روزی که از هر ملتی، گروهی از آنان را که آیات ما را تکذیب می کردند، زنده می گردانیم. در این آیه شریفه که برای اثبات رجعت مورد استناد ائمه(ع) و دانشمندان شیعه قرار گرفته است، سخن از روزی است که تنها گروهی (و نه همه مردم) برانگیخته می شوند، در حالی که در قیامت بنا به تصریح قرآن کریم همه انسان ها برانگیخته می گردند، آنجا که می فرماید:(و یوم ینفخ فی الصور ففرغ من فی السموات و من فی الارض الا من شاء الله و کل اتوه آخرین)؛ روزی که در صور دمیده شود، همه کسانی که در آسمان ها و زمین هستند، مگر آن کس که خدا را خواهد، به شدت می ترساند و همگان با ذلت نزد او حاضر می گردند. از مقایسه این دو آیه شریفه چنین به دست می آید که آیه نخست مربوط به روزی غیر از قیامت است و آن همان روزی است که در روایات اهل بیت به نام «رجعت» معروف گردیده است. اما دلیل اصلی اثبات رجعت روایات بی شماری است که بر وقوع آن صحه می گذارد.
با توجه به ادله قطعی ای که رجعت را به مثابه یک عقیده درست ثابت می کند، بایستی دید هدف از رجعت چیست؟ آیا رجعت از جمله معجزات پیامبر اکرم(ص) است؟ آیا رجعت از نشانه های ظهور مهدی(عج) و یا معجزات آن حضرت است؟ و یا اصلاً رجعت مسأله‌ای دیگر و یا هدفی دیگر در نظام آفرینش طرح ریزی شده است؟ گر چه ممکن است به جهت محدودیت علم و ادراک ما نتوان به طور قاطع غرض و هدف اصلی از رجعت را ذکر کرد، اما با توجه به مجموع احادیثی که در مورد رجعت به ما رسیده است شاید بتوان اهداف ذیل را از جمله مواردی دانست که لزوم تحقق رجعت را توجیه می کند:
۱. رجعت با هدف نشان دادن عزت اسلام و ذلت کفر و شرک از سوی خداوند صورت می گیرد، بدین معنا که بازگشت به دنیا در زمانی به وقوع می پیوندد که دین خدا بر سراسر جهان حاکم شده، زمین و آنچه در آن است، یکسره در اختیار مؤمنان و خدا جویان قرار گرفته و کافران و ستم پیشگان خوار و ذلیل خواهند گشت. بدیهی است که چنین حادثه ای هر انسان دینداری را شادمان و خرسند و تبهکاران و کافران را به رنج و اندوه فرو خواهد برد. از این رو خداوند مهربان و حکیم، گروهی از مؤمنان راستین و شماری از کافران سرسخت را در آن روز به جهان باز می گرداند، تا آنان از دیدن شکوه و عظمت اسلام و حاکمیت مؤمنان به وجد آیند و کافران نیز بر اثر مشاهده شوکت و قدرت پیروان دین خدا خشمگین و اندوهناک گردند و همگان در یابند که وعده الهی تخلف ناپذیر است.
۲. گذشته از این که ممکن است افراد با ایمان در این بازگشت به مقاماتی دست یابند که تنها در هنگام سیطره کامل اسلام می توانند به آن مقامات برسند، می توان گفت: از آن جا که طبق روایات، کافرانی که رجعت می کنند از جمله افرادی هستند که بسیار در کفر خود سرسخت و لجوج بوده اند، رجعت آنان ممکن است با این هدف انجام گیرد که دست کم مقداری هر چند اندک، از جزای اعمال ننگین خود را در دنیا بچشند و تا حدودی پاسخگوی پاره ای از ظلم و ستم های بی حد خود باشند، هر چند مجازات اصلی در سرای آخرت به آنان خواهد رسید. با توجه به مطالب پیش گفته بایستی این نکته را هم یادآور شد که نه در روایات مربوط به رجعت و نه در گفتار بزرگان شیعه هیچ گونه ملازمه ای میان رجعت و معجزه بودن آن برای پیامبر اکرم(ص) نیامده است، مرحوم امین الاسلام طبرسی، ضمن اشاره به این سخن ملازمه میان رجعت و صحت نبوت پیامبر(ص) آن را باطل دانسته و فرموده است: نزد ما(شیعیان) بلکه اکثر امت اسلامی، ظهور معجزه به دست ائمه و اولیا نیز رواست. بنابراین به هنگام تحقق رجعت، می توان آن را از جمله معجزات حضرت ولی عصر(عج) به شمار آورد. ۳. مؤمنان و اولیایى بوده اند که عمرى را زیر فشار طاغوت ها و یارانشان سپرى کرده، با تحمل ناراحتى ها و دلى پرخون از دنیا رخت بربسته اند، شکنجه و عذاب ظالمین در مقابل چشم مظلومین در همین دنیا، یک نوع تسلیت خاطر و تشفى دل هاى مجروح است. یرجع المؤمن لزیادة الفرح و السرور و الکافر لزیادة أنعم و الهم; (همان، ص ۱۰۳.) ; مؤمن رجعت مى کند تا شادى و خوشحالى اش بیشتر شود و کافر رجعت مى کند تا غم و اندوهش بیش تر گردد. ۴. رجعت باورى، اثر سازنده در تربیت انسان ها دارد; یکى از آرزوهاى هر مسلمانى، هم نشینى و هم یارى و همراهى با معصومان و شخصیت هاى الهى است. اندیشه ى رجعت مى گوید: مؤمن محض و خالص، لیاقت درک عصر امام زمان (عج) را (که اهل سنت و تشیع بر ظهور او اتفاق نظر دارند) پیدا مى کند. در مقابل براى تبهکاران هشدارى است که غرق در فساد و تباهى نشوند، وگرنه دست انتقام در همین دنیا آنان را به سزاى اعمالشان خواهد رساند. (المیزان، ج ۲، ص ۱۰۶) ۵.انسان هاى تربیت یافته بسیارى، همواره آرزوى دیدار انبیا و اولیاى الهى را دارند; اندوه شان این است که چرا از فیض و نعمت دیدار اولیاى الهى و شرکت در فعالیت هاى انسانى الهى آنها محروم مانده اند; عدالت و حکمت الهى این اشتیاق و عطش را بى پاسخ نمى گذارد; چنین مؤمنانى توفیق شرف یابى را در ایام رجعت مى یابند. سید مرتضى مى فرماید: در هنگامه ى ظهور مهدى امت، گروهى از شیعه ها زنده مى شوند تا به ثواب نصرت و هم یارى او برسند و دولتش را مشاهده کنند. (بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۹۳ ) به نظر می‌رسد، بازگشت مجدد این دو گروه به زندگی برای تکمیل یک حلقه تکاملی در گروه اول و چشیدن کیفر دنیوی در گروه دوم است. به عبارتی گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود روبه رو شده‌اند و تکامل آن‌ها ناتمام مانده است، بنا بر حکمت می‌بایست مسیر تکاملی خود را از طریق بازگشت به این جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند و در بنا و ایجاد این حکومت شرکت کنند؛ زیرا شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ‌ترین افتخارات به شمار می‌آید و برای آن‌هایی که قبل از رجعت مرده‌اند، این بازگشت فرصتی است که شهید شوند. عده‌ای از مؤمنان خدمت اهل بیت علیهم السلام می‌آمدند و می‌گفتند که گناه ما چیست که نباید شهید شویم، مخصوصاً مؤمنان زمان امام صادق، امام باقر، امام رضا و امام کاظم علیهم السلام ؛ زیرا در زمان این امامان جنگ آنچنانی رخ نداد. ایجاد این فرصت برای شهید شدن مؤمنان نیز تضمینی است؛ زیرا در روایت آمده است مؤمنان که قبل از رجعت مرده‌اند در رجعت شهید می‌شود و آنانی که قبل از رجعت شهیده شده‌اند، در رجعت می‌میرند. امام رضا علیه السلام نیز در این باره می‌فرماید: «هر مومن در بستر بمیرد، در رجعت کشته می‌شود و هر مؤمنی کشته شود، در رجعت در بستر خود می‌میرد».(بحارالأنوار، ج ۵۳، ص۳۳.) همچنین پیشوایان دین کارهایی را که نتوانسته اند قبل از رجعت به دلیل توطئه‌های دشمن انجام دهند، در رجعت انجام می‌دهند. اما رجعت برای منافقان و جباران برای این است که علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز، باید مجازات‌هایی نیز در این جهان، نظیر آنچه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند، ببینند و تنها راه آن رجعت است.

ممکن است این مطلب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.