فلسفه مشروعیت برده داری در اسلام ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۵۵۵ بازدید

فلسفه برده داری و مشروعیت آن در اسلام چیست؟ چرا اسلام که دین آزادی و رهایی بخش است برده داری را به طور کلی لغو نکرده است؟

نظام هاى اجتماعى در هر دوران تابعى از مجموعه شرایط اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و... مى باشد. همان گونه که امروزه نظام کارگرى و کارفرمایى و... در جهان حاکم است و شرایط اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى خاص آن را ایجاب نموده است. تا چند قرن پیش در تمامى جهان نظام برده دارى روش مناسب براى اداره امور آن دوران بوده است؛ به گونه اى که هیچ نظامى در شرایط آن روز امکان جایگزینى آن را نداشته است. از این رو مناسب ترین شیوه در شرایط آن روز، شیوه برده دارى بوده است. بررسى زمینه هاى این موضوع بسیار وسیع و گسترده و از مجال این پاسخ خارج است. اسلام نیز با توجه به اینکه تغییر اساسى در سیستم اجتماعى آن روز نه ضرورى بوده و نه ممکن، به اصل این مسائله صحه گذاشت، ولى با وضع قوانین در چند جهت حرکت کرده است : 1. تأمین حقوق افراد با وضع قوانین در مورد کیفیت استرقاق (بنده گرفتن) و تحریم آن جز در موارد خاص. 2. وضع قوانین در جهت حمایت از حقوق بردگان و تنظیم روابط صحیح بین مالک و برده. 3. ترغیب مردم به آزادسازى بردگان و وضع قوانینى براى حصول این مقصود (مانند کفارات و شرایط عتق). در مجموع اسلام شرایطى را براى بردگان فراهم ساخت که آنان به مقامات و درجات مهم علمى و سیاسى در جامعه اسلامى دست یافتند و حتى مدت ها حکومت «ممالیک » بر بسیارى از نقاط کشورهاى اسلامى پدیدار شد. در حقیقت اسلام با فراهم آوردن شرایط انسانى و عاطفى براى زندگى بردگان، بردگان را از سراسر دنیا مشتاق به پیوستن به جامعه اسلامى نمود و آنان در بازگشت به موطن خود همراه با آزادى، مبلغ و مروج اسلام مى شدند. اسلام راه برده شدن افراد آزاد را مسدود کرد و از سوى دیگر راه آزادى بردگان را گشود و مسلماً یکى از عوامل دگرگونى نظام بردگى در جهان، نقش اسلام در این زمینه بوده است. کنیزها نیز در این بین مشمول همین قاعده و قانون بوده اند. آنان از کشورهاى دیگر که در جنگ با مسلمانان اسیر مى شدند، و یا به صورت تجارى وارد ممالک اسلامى مى گشتند، با فرهنگ اسلامى و مزایاى نجات بخش آن آشنا شده و بسیارى از آنان همانند دیگر مردم در جامعه اسلامى زندگى مى کردند و مالکیت کنیز در حکم عقد ازدواج بود و موجب محرمیت به مالک آن مى گردید. بجاست بدانیم که مادر برخى از ائمه ما کنیز بوده اند، حتى مادر امام زمان(عج) نیز کنیزى رومى بوده است. سخن در این مقوله بسیار گسترده باشد. اما توجه به این نکته مهم است که تنها عاملى که در اسلام مجوز استرقاق (گرفتن بنده و کنیز) است موردى است که کسانى در جنگ با اسلام به عنوان دین حق اسیر شده باشند و پرواضح است کسى که به خداوند رحمان کفر ورزیده است و باز به این حد هم بسنده نکرده است؛ بلکه با دین حق مبارزه مى نماید. آیا حق حیات براى این گروه قائل شدن، جز از روى تفضل الهى است ؟! معذ لک، اسلام حق حیات اینان را تضمین کرده، کشتن اسیر را جز در شدت درگیرى و در معرکه جنگ روا ندانسته است، لکن باید این افرادى که از آزادى عمل خود سوء استفاده نموده علیه دین خدا قیام نموده در نبرد علیه دین خدا و مؤمنین به آن شرکت جسته است، دایره فعالیت هایشان و آزادى آنها محدود گردد. با وجود این آموزه هاى بسیارى در اسلام براى رهایى آنان ارائه نموده است و براى تحقق این آموزه ها نیز پاداش بسیار زیادى قرار داده است. براى مطالعه بیشتر ر.ک: الف. طباطبایى، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج 6 (عربى) ج 12 (فارسى)، ذیل آیت 116 تا 120 (سخنى درباره بردگى و بردگى گرفتن)؛ ب. موسوى زنجانى، اسلام و مسأله آزادى، بردگى؛
پ. حجتى کرمانى، از بردگى روم قدیم تا مارکسیسم؛
ت. مکارم شیرازى، ناصر، فرآورده هاى دینى؛
ث. بیدار فکر، برده دارى در روم باستان؛
ج. مبشرى، اسدالله، حقوق بشر؛
ح. گرامى، محمد على، نگاهى به بردگى؛
خ. ایرجى، صادق، بردگى در اسلام.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.