قدرت خدا بر محال ۱۳۹۲/۴/۲۱ - ۲۳ بازدید

آیا خدا می تواند موجودی مانند خود را بیافریند؟۱. خدا یعنی خالق و غیر مخلوق. پس معنی این جمله که: آیا خدا می تواند عین خود را خلق کند؟ این است که آیا خدا می تواند موجودی خلق کند که مخلوق نباشد. روشن است که این جمله دارای تناقض درونی است چون موجودی را که خلق کند مخلوق خواهد بود و معنی ندارد که موجودی هم مخلوق باشد هم مخلوق نباشد.۲. اگر خدا مثل خود را بیافریند یا عین خودش خواهد شد و منطبق بر خود خواهد شد یا عین خودش نخواهد شد اگر عین خودش باشد که می شود خودش و دیگر دومی نخواهد بود و اگر عین خودش نباشد در آن صورت خدا نخواهد بود.۳. خدا وجود صرف است و صرف الشیء دومی بردار نیست.۴.
آیا خدا می تواند موجودی مانند خود را بیافریند؟
۱. خدا یعنی خالق و غیر مخلوق. پس معنی این جمله که: آیا خدا می تواند عین خود را خلق کند؟ این است که آیا خدا می تواند موجودی خلق کند که مخلوق نباشد. روشن است که این جمله دارای تناقض درونی است چون موجودی را که خلق کند مخلوق خواهد بود و معنی ندارد که موجودی هم مخلوق باشد هم مخلوق نباشد.
۲. اگر خدا مثل خود را بیافریند یا عین خودش خواهد شد و منطبق بر خود خواهد شد یا عین خودش نخواهد شد اگر عین خودش باشد که می شود خودش و دیگر دومی نخواهد بود و اگر عین خودش نباشد در آن صورت خدا نخواهد بود.
۳. خدا وجود صرف است و صرف الشیء دومی بردار نیست.
۴. آن خدای دومی که خدای اول آن را آفریده است اگر واقعا خداست پس باید واجب الوجود می بود و واجب الوجود بی نیاز از علت است در حالی که او در آفریده شدن محتاج خدای اول است. پس واجب الوجود نیست،‌ پس خدا نیست. یعنی از فرض خدا بودن آن خدا نبودن آن لازم می آید. در همه این جوابها نقظه مشترک یک چیز است و آن اینکه از فرض وجود خدای دوم و از فرض اینکه خدا مثل خود را بیافریند تناقض لازم می آید و تناقض دارای استحاله ذاتی است یعنی ذاتا امکان تحقق ندارد و به همین لحاظ مورد تعلق قدرت قرار نمی گیرد .مراد از محال عقلی نیز همین است چون منشاء تمام محالات عقلی، محال بود ن ذاتی اجتماع یا ارتفاع دو نقیض است و نقش عقل در اینجا کسف همان استحاله ذاتی است.بنا بر این وقتی گفته می شود خدا دار ای قدرت مطلقه است اساسا منظور از آن قدرت بر همه ممکنات است نه بر محالات ذاتی چرا که آنها اصلا از گستره مقدورات خارجند. ولی اینکه شتری ناگهانی از درون کوه بیرون بیاید یا دریا شکافته یاعصا تبدیل به اژدها شود یا ماه به دو نیم شود،‌ محال عقلی نیست زبرا مشتمل برتناقض نمیباشد بلکه محال عادی است. یعنی در روال عادی طبیعی، چنین اموری به صورت ناگهانی در عالم ماده رخ نمی دهند.اما اگر علتی ماوراءالطبیعه اراده کند می تواند واقع شود. به عبارت دیگر عصا می تواند بطور طبیعی تبدیل به مار شود. ولی این کار سالها طول می کشد. عصا می تواند بپوسد و تبدیل به خاک شود و خاک تبدیل به اجزاء گیاه شود و گیاه را موش بخورد و اجزاء آن گیاه تبدیل به گوشت شود و آن گاه ماری آن موش را بخورد و اجزاء موش در بدن مار تبدیل به تخم شود و از آن تخم ماری متولد شود. راه طبیعی تبدیل شدن دریا نیاز به انرژی بسیار زیادی دارد که اگر آن انرژی دست بشر بود، بشر هم می توانست آن را انجام دهد ولی بشر فاقد این قدرت است و خدا دارای این قدرت است.
اینکه خدا در دورن کوه و از خاک درون آن شتری خلق کند و آن گاه کوه را شکافته و آن را بیرون آورد عقلا محال نیست؛ کما اینکه خدا از مواد درون تخم مرغ جوجه ای را بیرون می آورد؛ اگر امری غیرعادی، تناقض درونی نداشته باشد یا مستلزم یک تناقضی نباشد محال عقلی نخواهد بود. چون محال عقلی یعنی سر در آوردن از تناقض.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.