قرآن و عقب ماندگی مسلمانان ۱۳۹۵/۱/۳۰ - ۴۳ بازدید

مقدمه
یکی از پیش‌فرض‌های دکتر سها در کتاب «نقد قرآن» آن است که علت عقب‌ماندگی مسلمانان در جهان، اسلام و تعالیم قرآن است و برای استدلال بر این مطلب زمینه‌ها و عوامل موجود در آیات و روایات را بر می‌شمارد. و حتی از نظر تاریخی منکر نقش مسلمانان در پیشرفت علم می‌شود.

ایشان در فصل نهم کتاب نقد قرآن می‌نویسد: «این‌که می‌بینید مسلمان بودن با عقب‌افتادگی سر در گریبان هم دارند و به تعبیر علم آمار، مسلمان بودن با عقب‌افتادگی رابطه همبستگی مثبت دارد و به بیان دیگر قرنهاست که مسلمانان هیچ نقش جدی در پیشرفت و توسعه‌ی جهانی و در تولید علم و تکنولوژی نداشته‌اند و امروز هم عقب‌افتاده‌ترین اقوام جهان را تشکیل می‌دهند (ممکن است بعضی کشورهای قحطی‌زده‌ی آفریقایی بدتر از ما باشند)، همه‌ی اینها بی‌دلیل نیست. اعتقادات و احکام بازدارنده‌ی رشد و توسعه، در متن اسلام است و ما هم مسلمانیم. این احکام در گوشت و پوست ماست چون با آن لحظه به لحظه رشد کرده‌ایم. فرهنگ اسلامی، فرهنگ بازدارنده است و ما در متن این فرهنگیم.۱»

دکتر سها موانع پیشرفت و توسعه در قرآن را این گونه بر می‌شمارد:
۱ـ علم ارزشمند علم دین است.
۲ـ بی‌ارزش بودن دنیا.
۳ـ تقدیرگرایی (اعتقاد به سرنوشت جبری).
۴ـ برتری حاکمان و اربابان و مالکان خواست و داده‌ی خداست.
۵ـ رضایت و قناعت به وضع موجود.
۶ـ توکل کفایت می‌کند.
۷ـ اعتقاد به همه چیز داشتن اسلام.
۸ـ خارج کردن زنان از عرصه اجتماع۲.

بررسی پیش‌فرض‌های دکتر سها در این بخش
به نظر می‌رسد که پیش‌فرض‌ها و پرسش‌های اساسی دکتر سها در این بخش عبارتند از:
۱ـ قرآن (و اسلام) نقشی در پیشرفت علمی ندارند.
۲ـ در تعالیم قرآن و (احادیث اسلامی) عوامل و زمینه‌های هشتگانه‌ای وجود دارد که مانع پیشرفت است.

پاسخ اجمالی
از نظر تاریخی با بررسی وضع عقب‌مانده عربستان قبل از اسلام و پیشرفت و تمدن بزرگ اسلامی در پنج قرن اولیه اسلام روشن می‌شود که تعالیم قرآن و سنت عامل اساسی پیشرفت مسلمانان بوده است.
و از نظر محتوای قرآن و حدیث نیز با بررسی اجمالی روشن می‌شود که در تعالیم آنها دعوت به علوم مختلف وجود دارد. و قرآن و حدیث مطلق علم و دانش را ترویج و تشویق کرده است۳. و همین مطلب عامل عمده در پیشرفت علمی مسلمانان و ایجاد تمدن عظیم اسلامی بوده است.
با بررسی هشت مورد از تعالم قرآن کریم روشن می‌شود:
اولاً مورد ۱، ۳، ۴، ۵، ۷ و ۸ جزیی از تعالیم اسلام نیست بلکه نوعی تهمت بر قرآن و سنت است که دکتر سها بر اساس منابع ضعیف یا توهم نادرست به قرآن نسبت داده است.
ثانیاً از مورد ۲ و ۶ (بی‌ارزش بودن دنیا و توکل) تفسیر ناصحیحی ارائه شده و بر اساس آن قضاوت نادرست شده است و آنها را عامل عقب‌ماندگی معرفی کرده‌اند.

پاسخ تفصیلی
اول: در مورد پیش‌فرض اول توجه به دو نکته اساسی ضروری است
الف: علم در تعالیم قرآن و سنت
تعالیم قرآن و سنت پیامبر( و اهل‌بیت(، انسان‌ها را به مطلق علم و دانش دعوت می‌کنند۴ و فقط علم‌نماهای زیان‌آور (مثل سحر) را سرزنش کرده‌اند که البته همین مطلب زیرساخت فرهنگی و عامل اساسی پیشرفت علمی است.
قرآن کریم بیش از هفتصد بار ماده «علم» را به شکل‌های گوناگون به کار برده است، و دانایان را با نادانان مساوی ندانسته است۵ بلکه دانشمندان را بر دیگران برتری داده است.۶ یعنی علم را یکی از معیارهای برتری انسان‌ها بر همدیگر قرار داده است و در برخی موارد گواهی «صاحبان علم» را همردیف گواهی خدا و فرشتگان قرار داده است،۷ که این مطلب به قول امام غزالی «در فضیلت و نبالت علم کفایت داشت.»۸
حتی در برخی آیات قرآن، هدف آفرینش آسمان‌ها و زمین را «آگاهی و علم انسان» معرفی کرده است،۹ یعنی اگر انسان در طول زندگی خویش بر دانش خود بیفزاید، در راستای هدف خلقت حرکت کرده و به سعادت و تکامل می‌رسد و به خدا نزدیک می‌شود، و بر عکس هر کس که دانش‌افزایی نکند از هدف آفرینش جهان و خدا دور می‌شود.
قرآن کریم در آیات زیادی به کیهان‌شناسی، زمین‌شناسی، زیست‌شناسی، روانشناسی و مراحل آفرینش انسان اشاره کرده۱۰ و توجه انسان را به منابع و مبادی و برخی گزاره‌های این علوم جلب کرده است، و انسان را به تدبر و تفکر و تعقل در آنها فراخوانده است۱۱ که این مطلب نوعی دانش‌پروری است که زمینه‌ساز رشد علوم در جهان اسلام گردید. البته توجه قرآن به علوم، اعم از علوم الهی و بشری است.
قرآن کریم مى فرماید: (هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ(۱۲ «آیا کسانى که مى دانند و کسانى که نمى دانند برابرند.»
به نظر مى رسد مقصود از «علم» در این آیه مطلق علم و دانش است که شامل همه اقسام علم مفید مى شود.۱۳
و در آیه دیگر مى فرماید: (یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ(۱۴
«خدا کسانى از شما را که ایمان آورده اند و کسانى را که به آنان دانش داده شده، به رتبه هایى بالا مى برد.»

در این آیه نیز «ایمان و علم» به عنوان دو معیار جداگانه براى برترى افراد شمرده شده است. از این جداسازى روشن مى شود که خود «علم» موجب فضیلت افراد است، و این علم مقید به الهیات نشده است پس مطلق است و شامل همه دانشمندان مى شود.۱۵

پرهیز از علم‌نماها:
قرآن کریم یادآور شده که ساحران و کاهنان در برابر پیامبران الهی مخالفت می‌کردند. از این‌رو آنان را مورد سرزنش قرار داده است و سحر را زیان‌آور معرفی کرده است. آری سحر و کهانت در حقیقت علم نیست، بلکه مطالب زیان‌آور و خرافی است که بشریت را به انحراف می‌کشد.
(قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَکُمْ أَسِحْرٌ هذَا وَلاَ یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ( (یونس/ ۷۷)؛ «موسى گفت: آیا درباره ى حق، هنگامى که به سوى شما آمد، (چنین) مى گویید؟! آیا این سحر است، در حالى که ساحران رستگار (و پیروز) نمى شوند؟!».
(وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هذَا إِلَّا رَجُلٌ یُرِیدُ أَن یَصُدَّکُمْ عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ آبَاؤُکُمْ وَقَالُوا مَا هذَا إِلَّا إِفْکٌ مُفْتَرىً وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ( (سبأ/ ۴۳)؛ «و هنگامى که آیات ما، در حالى که روشن است، برآنان خوانده مى شود، مى گویند: «این نیست جز مردى که مى خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى پرستیدند بازدارد.» و مى گویند: «این (قرآن) جز دروغ بزرگ بربافته نیست.» و کسانى که کفر ورزیدند، در باره ى حق، هنگامى که به سراغشان آمد، گفتند: «این، جز سحرى آشکار نیست».
(وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیَمانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمانُ وَلکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی ا لْآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ( (بقره/ ۱۰۲)؛ «و (یهود) از آنچه افراد شرور (جادوگر) در دوران فرمان روایى سلیمان بر مردم مى خواندند (و پیروى مى کردند) پیروى کردند؛ و سلیمان کفر نورزید ولیکن افراد شرور کفر ورزیدند [که ]به مردم سحر مى آموختند؛ و (نیز یهود پیروى کردند) از آنچه بر دو فرشته ى «هاروت و ماروت» در بابِل فرو فرستاده شده بود و به هیچ کس [چیزى ]نمى آموختند، مگر این که [از پیش به او ]مى گفتند: «ما فقط [وسیله ى ] آزمایشیم، پس [مواظب باش، ]کافر نشو!» و [ لى آنها ]از آن دو (فرشته)، چیزهایى را مى آموختند که با آن، میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند؛ و [هر چند ]آنها با آن [مطالب ] به کسى ضرر نمى رسانند مگر با رخصت خدا؛ و [آنها] چیزهایى را مى آموختند که به ایشان زیان مى رسانید و سودى به ایشان نمى بخشید؛ و به یقین (یهودیان) مى دانستند که هر کس خریدار آن [مطالب ]باشد، در آخرت بهره اى برایش ندارد و چه بد بود آنچه خودشان را در مقابل آن فروختند؛ اگر (بر فرض) مى دانستند!».

ب: قرآن سرچشمه پیدایش علوم
قرآن کریم در طول تاریخ سرچشمه پیدایش علوم متعدد شده است که برخی دانشمندان بدان اشاره کرده‌اند از جمله:
علامه طباطبایی(ره) بر این نقش تأکید می‌کند و برخی از این علوم را نام می‌برد. (البته بحث ایشان اعم از علوم انسانی و طبیعی است) از جمله:
الف: علومى که قرآن، مستقیم باعث پیدایش آن ها شده است:
در میان مسلمانان برخى علوم وجود دارد که موضوع آنها خود قرآن کریم است. یعنى بعد از نزول قرآن و در رابطه مستقیم با آن بوجود آمده است و کم کم رشد یافته و به صورت دانش مستقل درآمده است، که این علوم گاهى به الفاظ قرآن و گاهى به معانى و معارف قرآن مى پردازد، و در طول تاریخ در مورد هر کدام از آن ها کتاب هاى متعدد نوشته شده است،۱۶ از جمله:
۱. علم تجوید قرآن: که به کیفیت تلفظ حروف و حالات آن ها مى پردازد و مبانى و فنون این امر را بررسى و بیان مى کند.

۲. علم قرائات: که به ضبط قرائت هاى هفتگانه (یادهگانه یا چهارده گانه) قرآن مى پردازد و تاریخ و دلایل و قاریان آن ها را بیان مى کند.

۳. دانش رسم الخط قرآن: که به قواعد نگارش خط عربى بطور عامل و خط قرآن به صورت خاص مى پردازد و اقسام خط (نسخ، کوفى و...) و ویژگى هاى آن ها را بیان مى کند.

۴. علوم قرآن: که در مورد اطلاعات مربوط به قرآن در حوزه محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تاویل، باطن و... مى پردازد.

۵. فقه القرآن: دانشى که به مباحث آیات الاحکام و دیدگاه ها و دلایل آن ها مى پردازد.

۶. علم تفسیر: دانشى که به بیان معانى و مقاصد آیات قرآن مى پردازد و به دو صورت تفسیر ترتیبى و موضوعى انجام مى گیرد و در طول تاریخ اسلام هزاران کتاب در مورد آن نگارش شده است.

۷. علم حدیث: قرآن کریم، پیامبر اسلام( را بیان کننده و مفسر قرآن معرفى کرد،۱۷ از این رو سنت ایشان نقش تفسیرى را براى قرآن به عهده گرفت و احادیث تفسیرى شکل گرفت و بعدها ده ها کتاب تفسیر روائى در این زمینه نگارش یافتند که روایات پیامبر( و اهل بیت( را جمع آورى کردند.۱۸

ب: علومى که قرآن، غیرمستقیم باعث پیدایش آنها شده است:
در میان مسلمانان علومى وجود دارد که در اثر تشویق قرآن به علم و یا براى خدمت رسانى به علوم دسته اول (مثل تفسیر) بوجود آمد و کم کم رشد کرد و به صورت دانش هاى مستقل پدیدار گشت، و در طول تاریخ اسلام کتاب هاى متعددى در مورد آن ها به نگارش درآمد از جمله:
۱. علم درایه: که براى بیان اصطلاحات مربوط به حدیث و تحولات آنها شکل گرفت.

۲. علم رجال: که براى بیان حالات راویان و سند روایات شکل گرفت.۱۹

۳. علم کلام: دانشى که مباحث اعتقادى را بیان و از آن ها دفاع مى کند، علم کلام اسلامى که ریشه در آیات اعتقادى و احادیث اسلامى دارد، و کم کم به صورت یک علم منسجم درآمد.

۴. علم فقه: که به استنباط قوانین شرعى از آیات الاحکام و احادیث فقهى مى پردازد و کم کم به صورت علم مستقل و گسترده اى در جهان اسلام درآمد.

۵. علم اصول الفقه: که قوانین مربوط به استنباط از قرآن و حدیث را بیان مى کند و در حقیقت منطق فهم آنهاست که به صورت مقدمه علم فقه نمودار شد اما در حقیقت مقدمه علم تفسیر و حدیث و فقه و... است. این دانش در طول اعصار به یکى از پیشرفته ترین علوم مسلمانان تبدیل شد.

۶. علوم ادبى عرب: که شامل علم نحو، صرف، اشتقاق، معانى، لغت و وجوه و نظائر مى شود. این علوم براى فهم بهتر و منضبط آیات قرآن و نیز براى تلفظ صحیح آیات بنیان گذارى شد،۲۰ ولى از آنجا که فواید عام براى تمام علوم داشت و مقدمه فهم و تلفظ هر نوع متنى بود، کم کم به صورت علوم مستقل درآمد و میراث گرانبهایى براى ملت عرب سامان یافت، و دانشمندان و متخصصان کتاب هاى زیادى در این زمینه نگاشتند، و حتى بر ادبیات فارسى و ترکى و... نیز تاثیرات مثبت گذاشت.۲۱

۷. تاریخ: این علم در اسلام از «قصص قرآن» و پیامبران و سیره پیامبر( و احادیث شروع شد سپس به صورت تاریخ قبل و بعد از اسلام و تاریخ جهان پدیدار شد و مورخان بزرگ و کتاب هاى تاریخ را شکل داد.۲۲

ج: علومى که قرآن باعث رشد آن‌ها شده است.
برخى علوم در فرهنگ و تمدن هاى ملت هاى مختلف بوجود مى آید و گاهى از یک ملت به ملت دیگر منتقل مى شود و رشد مى یابد و گاهى این جریان بر عکس مى شود.
مسلمانان نیز از این قاعده مستثنى نبوده اند و برخى علوم را از یونان، ایران و هند ترجمه کردند و بر عمق و وسعت آن ها افزودند،۲۳ از جمله:
۱. فلسفه: که در آغاز از یونان وارد کشورهاى اسلامى شد و کم کم تحت تاثیر تفکر اسلامى قرار گرفت و تغییراتى پیدا کرد، به طورى که همه مسائل متن و براهین و ادلّه آنها را مى توان در قرآن و حدیث پیدا کرد.۲۴

۲. منطق: هر چند که اصل این علم نیز از یونان به حوزه علوم مسلمانان راه یافت اما با توجه به اینکه قرآن به برهان و استدلال و جدال نیکو۲۵ و... توجه کرده بود، مسلمانان نیز به علم منطق توجه کردند و این علم پیشرفت زیادى در مسلمانان پیدا کرد و کتاب هاى متعددى در این زمینه نگارش یافت.
در عصر حاضر نیز می توان با استفاده از قرآن در جهت‌دهی به مبانی علوم انسانی و نظریه‌پردازی‌های علمی قرآنی به نوگستری در علوم دست یافت. و علوم جدید انسانی ـ قرآنی به وجود آورد.۲۶

ج: علل عقب‌ماندگی علمی مسلمانان در عصر حاضر
در مورد علل عقب‌ماندگی علمی مسلمانان در عصر حاضر، متفکران و دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان اظهار نظرهای محققانه و عالمانه و منصفانه‌ای کرده‌اند۲۷ و حتی برخی متفکران مثل سید جمال الدین اسدآبادی بعد از سیر و سفر در شرق و غرب راه نجات مسلمانان را بازگشت به قرآن معرفی می‌کند۲۸، آری بررسی این نظرات نشان می‌دهد که:
اولاً اسلام و تعالیم قرآن و سنت عامل پیشرفت مسلمانان بوده و تمدن عظیم اسلامی را در پنج قرن اولیه اسلام سامان داد که از تمدن ایران و روم و یونان پیشی گرفت و بدون رقیب قرن‌ها در جهان درخشید. پس اگر مسلمانان در یکصد سال اخیر از تمدن علم و تکنولوژی عقب افتادند باید علت آن را در جای دیگر جستجو کرد.
ولتر در ستایش قرآن می‌گوید: «من یقین دارم اگر قرآن و انجیل را به یک فرد غیر متدین ارائه دهند، او حتماً قرآن را بر می‌گزید؛ زیرا کتاب محمد در ظاهر افکاری را تعلیم می‌دهد که به اندازه کافی بر مبنای عقلی منطبق است.۲۹
موریس بوکای پس از ده سال مطالعه پیرامون قرآن در سال ۱۹۶۷م. خطاب به مجمع پزشکی فرانسه اظهار داشت: در قرآن موضوعات علمی در ارتباط با تولید مثل و فیزیولوژی وجود دارد که کاملاً با دستاوردهای کنونی علم مطابقت دارد.
کارل ارنست، محقق آمریکایی، بوکای مسلمان را حیرت‌آورترین فردی می‌داند که ادعای انحصارگرایانه اروپاییان را در باب علم به چالش کشید؛ زیرا نظریه اصلی او این بود که قرآن برخلاف کتاب مقدس، حجم چشم‌گیری از اطلاعات را در بر دارد که با اکتشافات علمی جدید در زمینه‌هایی همچون جنین‌شناسی همخوان است.۳۰
بوکای با تحقیقات خویش به این نتیجه رسید که قرآن از وحی الهی سرچشمه گرفته است، در مقابل، ‌کتاب مقدس به رغم پدیدآورندگان بشری متعددش، فاقد چنین عمق علمی است و در نتیجه نمی‌توان به لحاظ وحیانی بودن، هم سطح قرآن باشد.۳۱
بوکای درباره قرآن کریم می‌نویسد: قرآن برترین کتابی است که عنایت ازلی به سوی بشر فرستاد و آن کتابی است که شک و ریب در آن راه ندارد و بدون کوچک‌ترین اغراق و مبالغه یا تعصب باید گفت: قرآن از تمام جهات معجزه است.۳۲

ثانیاً دانشمندان علل مهم عقب‌ماندگی مسلمانان در عصر حاضر را اینگونه شمرده‌اند:
۱ـ حمله مغول‌ها از قرن هفتم قمری به بعد که موجب شد مدارس و حوزه‌ها و کتابخانه‌ها سوزانده یا تعطیل شد و یا با رکود مواجه گشت و این حرکت تا قرن‌ها تأثیر خود را در توقف و کندی حرکت علمی مسلمانان گذاشت.

۲ـ استبداد حاکمان مسلمان که برخلاف تعالیم اسلامی مانع آزاداندیشی و رشد علمی مسلمانان شدند.
حاکمان جاهل قدر علم را نمی‌دانند و قدرشناس دانشمندان و مراکز علمی نیستند از این رو خود مانع پیشرفت علمی می‌شوند.

۳ـ استعمار و استثمار غربی‌ها نسبت به کشورهای اسلامی که موجب تکه تکه شدن کشورهای اسلامی و پیدایش دولت‌های کوچک و ضعیف و روی کارآمدن حاکمان نوکر صفت و وابسته به غرب شدند افرادی که به جای تحقیق، تقلید از غرب را نشاندند و ثروت مسلمانان (به ویژه معادن و نفت) را به غارت بردند و به جای تکنولوژی و علوم جدید، اجناس پرزرق و برق به مسلمانان دادند و از رشد علمی مسلمانان جلوگیری کردند شاید عامل اخیر در صد سال گذشته (که مسابقه علمی در جهان تشدید شد) مهمترین عامل عقب‌افتادگی مسلمانان گشت.
بگذریم از اشغال‌گری‌های استعمارگران غربی (همچون انگلستان، فرانسه، ایتالیا، آمریکا و...) در کشورهای اسلامی و تحمیل رژیم اشغالگر قدس و ایجاد درگیری‌های فرقه‌ای و مذهبی و شعله‌ور کردن جنگ‌های متعدد بین مسلمانان که موجب هدر رفتن سرمایه‌های انسانی و ثروت مسلمانان و عقب‌ماندگی بیشتر آنها شد که نمونه آن را امروز در عراق، سوریه، افغانستان، یمن و فلسطین می‌بینیم. نکته عجیب این است که دکتر سها چشم بر این عوامل می‌بندد و عامل عقب‌ماندگی مسلمانان را قرآن و اسلام معرفی می‌کند!!!

دوم: در مورد پیش‌فرض یا اشکال دوم دکتر سها (موانع هشت‌گانه پیشرفت در قرآن)
روشنگری و یادآوری نکات زیر ضروری است:
۱ـ علم ارزشمند علم دین است۳۳
دکتر سها در این مورد می‌نویسد: «علم واقعی و ارزشمند از دیدگاه قرآن علم دین است و اصولاً قرآن و سنت اطلاعی از چیزی به نام علوم تجربی، که قرن‌ها بعد از محمد به وجود آمدند، ندارند. از دیدگاه دیگری نیز علوم تجربی در اسلام فاقد ارزشند. با توجه به اینکه دنیا و زندگی آن در قرآن بی‌ارزش قلمداد شده‌اند و علم تجربی هم عمدتاً مربوط به کشف قوانین همین دنیای مادی است بنابراین علم تجربی علم به چیز بی‌ارزش است به تعبیر دیگر چون معلوم علوم تجربی بی‌ارزش است پس خود علوم تجربی نیز بی‌ارزش‌اند.
این است گوهر عقب‌افتادگی، چون گوهر پیشرفت، علم تجربی است. در نظر یک انسان مؤمن خواندن یک آیه‌ی قرآن یا ذکر یک صلوات، صواب و ارزشش بیش از خواندن یک کتاب فیزیک است. بنابراین هیچگاه یک مؤمن آگاه به اسلام، یک دانشمند موفق علوم تجربی نمی‌شود. مؤمن‌ترین‌ها، از علوم تجربی گریزان‌ترینند. این وضعیت اسف‌باری است که امروز در سراسر جهان اسلام وجود دارد. با وجود این اعتقاد، امید پیشرفت واقعی در کشورهای اسلامی امیدی عبث است مگر اینکه مردم مسلمان از اسلام فاصله بگیرند که بعید است».۳۴

بررسی:
در این مورد ذیل مبحث (عدم توجه قرآن به علوم تجربی) مطالب مبسوطی بیان شد و نیز از مطالب بند الف فوق‌الذکر روشن شد که در قرآن و احادیث پیامبر( همانطور که به علوم دینی توجه شده به علوم طبیعی و انسانی نیز توجه شده است بلکه مطلق علم و دانش مورد توجه و تشویق بوده است.
بنابراین ادعای دکتر سها در این مورد تهمت به قرآن و سنت به شمار می‌آید. بنابراین نتیجه‌ای که از آن گرفته است (قرآن و سنت مانع پیشرفت و توسعه است)۳۵ غیر صحیح است. چون مبنای این سخن باطل و تهمت‌آمیز بوده است.

۲ـ اعتقاد به همه چیز داشتن اسلام
در این مورد ذیل پیش‌فرض قبلی دکتر سها (وجود همه جزئیات علوم در قرآن) مباحث مبسوطی بیان کردیم و روشن شد که قرآن کریم به عنوان مهم‌ترین منبع اسلام ادعا ندارد که تمام جزئیات علوم را در بر دارد، بلکه مباحث مربوط به هدایت انسان را بیان کرده است (البته گاهی نیز به علوم طبیعی و علوم انسانی اشاراتی دارد که در راستای خداشناسی و معادشناسی است). بنابراین نباید انتظار وجود همه جزئیات علوم را در قرآن و سنت داشته باشیم؛ بلکه جزئیات علوم و کشف آنها بر عهده عقل و علوم تجربی است که قرآن و اسلام آن‌ها را تأیید و تشویق کرده است.

۳ـ بی‌ارزش بودن دنیا
دکتر سها در این مورد می‌نویسد: «در آیات زیادی، دنیا و زندگی و ثروت آن بی‌ارزش و بازیچه قلمداد شده است و در مقابل، دنیای بعد از مرگ (آخرت) تکریم شده است از جمله:
ـ «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (انعام/ ۳۲)
ترجمه: و زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست و قطعاً خانه‌ی آخرت برای کسانی که پرهیزگاری می‌کنند بهتر است آیا نمی‌اندیشید (۳۲).
ـ «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور» (حدید/ ۲۰)
ترجمه: بدانید که زندگی دنیا در حقیقت بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزون‌جویی در اموال و فرزندان است چون مثل بارانی است که کشاورزان را رستنی آن ]باران[ به شگفتی اندازد سپس ]آن کشت[ خشک شود و آن را زرد بینی آنگاه خاشاک شود و در آخرت ]دنیاپرستان[ را عذابی سخت است و ]مؤمنان را[ از جانب خدا آمرزش و خشنودی است و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست (۲۰).
در تأیید آیات فوق، احادیث بسیار زیادی وجود دارند از جمله:
ـ قال النبی: إن الله تعالی لما خلق الدنیا أعرض عنها فلم ینظر إلیها من هو انها علیه (کنز العمال ۳/ ۷۸).
ترجمه: خدا وقتی دنیا را خلق کرد از آن روی بگردانید و هرگز بدان نگاه نکرد به خاطر پستی دنیا نزد او.
طبیعی است که یک انسان عاقل به چیز بی‌ارزش و بازیچه بهایی نمی‌دهد و در بهبود و پیشرفت آن تلاشی نمی‌کند. گریز از دنیا و زهد از صفات بسیار پسندیده‌ای است که محمد و فرزندان او و بزرگان اسلام در طول تاریخ به آنها افتخار می‌کرده‌اند. این درست در نقطه‌ی مقابل توسعه و پیشرفت است. برای توسعه‌ی علمی، تکنیکی، اقتصادی و سیاسی باید دنیا را مهم و جدی گرفت. باید برای شناخت دنیا و قوانین آن به طور جدی سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی و تلاش کرد و برای به کار گیری این دانش در پیشرفت و توسعه‌ی زندگی دنیوی باید با جدیت کوشید. این کاری است که کشورهای پیشرفته‌ی دنیا انجام داده و می‌دهند. اما قرآن ما را به اهمیت ندادن و بی‌ارزش دانستن دنیا می‌خواند و نتیجه‌ی آن را امروز در کشورهای اسلامی می‌بینیم».۳۶

بررسی:
انسان‌ها نسبت به دنیا می‌توانند دو رویکرد داشته باشند از این‌رو دنیا از منظر آیات و احادیث دو جنبه دارد و با آن دو گونه برخورد شده است:
الف: دنیای نیکو: همان دنیایی است که برای انسان مقدمه رسیدن به مقامات و کمالات برتر شود. یعنی انسان مؤمن از مواهب طبیعی (خوراک، پوشاک، مسکن و طبیعت) بهتر استفاده کند ولی آنها را هدف نهایی نپندارد بلکه مقدمه رسیدن به مقامات الهی و درجات عالی در آخرت قرار دهد. این همان دنیایی است که در احادیث اسلامی بدان اشاره شده است:
«عن رسول الله(: الدُّنْیَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة»۳۷؛ «دنیا کشتزار آخرت است».
«إِنَّ الدُّنْیَا... مَتْجَرُ أَوْلِیَاءِ اللَّه »۳۸؛ «دنیا محل تجارت اولیاء الهی است».
این نگاه به دنیا نه تنها انسان را از پیشرفت باز نمی‌دارد بلکه او را تشویق می‌کند که با تلاش دنیوی بیشتر (و پیشرفت علمی و صنعتی و خدمت رسانی به مردم) زمینه‌ساز سعادت اخروی خویش را فراهم کند.
ب: دنیای ناپسند، همان دنیایی که برخی افراد به عنوان هدف نهایی خود انتخاب می‌کنند دنیای زر و زور و تزویر و شهوت‌پرستی و مقام‌پرستی که در حقیقت همان هوای نفس انسان است که مجسّم شده است و طبیعت و ثروت و... بازیچه‌های آن است.
این دنیا نه تنها انسان را به پیشرفت و سعادت نمی‌رساند بلکه موجب دلبستگی او به ثروت، قدرت و شهوت می‌شود و او را از اهداف بلند و سعادت باز می‌دارد. انسانی که غرق در شهوات جنسی و غذایی و... است چگونه می‌تواند به رشد علمی بپردازد.
نکته جالب این است که مطالعه در زندگی دانشمندان، مخترعان، کاشفان علم نشان می‌دهد که این افراد اهل‌ شهوت‌رانی افراطی، ثروت‌اندوزی و دلبستگی به دنیا نبوده‌اند بلکه انسان‌های وارسته و خیرخواه و پرتلاش و کم توقع‌ بوده‌اند و در عصر حاضر نیز کسانی که کاروان علم را در آزمایشگاه‌ها و دانشگاه‌ها به پیش می‌برند غیر از ثروتمندان بی‌درد و شهوت‌ران و قدرتمندان سیاست‌باز دنیا گرا هستند.

نکات تکمیلی در پاسخ دکتر سها
۱ـ دکتر سها در تحلیل دنیا با عنوان «بی‌ارزش بودن دنیا» به رویکرد دنیای ناپسند و مذموم از منظر قرآن و احادیث پرداخته است و به رویکرد دنیای نیکو اشاره‌ای نکرده است. در حالی که رویکرد اول به دنیا مانع رشد علمی است و مورد مذمت دین است اما رویکرد دوم موجب رشد علمی جوامع بشری است و دنیای بی‌ارزش نیست بلکه از منظر دین ارزشمند است.

۲ـ حدیثی که دکتر سها در این بحث بدان استدلال کرده از نظر منبع معتبر نیست چون «کنز العمال» از کتب عمومی حدیث اهل‌سنت است و از منابع معتبر آنها (مثل صحاح) به شمار نمی‌آید در حالی که دکتر سها در مقدمه کتاب نقد قرآن وعده داده بود از منابع معتبر استفاده کند.

۳ـ در مورد آیه ۳۲ / انعام لازم است به نکات تفسیری آن توجه شود:
«وَمَا الْحَیَوةُ الدُّنْیَآ إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُون » (انعام/ ۳۲).
ترجمه: «و زندگى پست (دنیا) جز بازى و سرگرمى نیست! و حتماً سراى آخرت، براى کسانى که خود نگهدارى مى کنند بهتر است! پس آیا خردورزى نمى کنید؟!»

نکات تفسیری:
۱. تشبیه زندگى دنیا به بازى و سرگرمى۳۹، از آن نظر است که بازى ها و سرگرمى ها معمولًا کارهاى بى هدف و بى اساس و دور از متن حقیقى زندگى اند و پیروزى ها و شکست هاى بازى، واقعى نیست و پس از بازى همه چیز به حالت اول بازمى گردد.
آرى؛ دنیا هم چون نمایش نامه اى است که بازیگران آن، مردم هستند و آنان که به دنیا دل بسته اند، در واقع کودکان هوس بازى هستند که عمرى را به بازى گذارنده، از همه چیز بى خبر مانده اند.
دنیا و بازى هر دو کوتاه مدت و زود گذرند، همان گونه که هر دو تفریح و خستگى دارند و با تلخى و شیرینى آمیخته اند.

۲. سراى آخرت، براى افراد پارسا و خودنگه دار بهتر است؛ زیرا حیاتى جاویدان و فناناپذیر و در جهانى وسیع تر و در سطحى بالاتر است که نعمت هایش خالص و بدون رنج و زحمت است.

۳. با توجه به فریبندگى دنیا، حقیقت برتر آخرت را فقط متفکّران درمى یابند و افراد غافل و بى هدف بازى مى کنند و دنیامدارى را شغل خویش قرار مى دهند.

۴. مقصود آیه ى فوق مبارزه با وابستگى و دل بستگى به مظاهر جهان مادى است که موجب فراموش کردن مقصد نهایى مى شود، و گر نه آنان که دنیا را وسیله اى براى سعادت اخروى قرار مى دهند، در حقیقت به دنبال آخرت اند۴۰ آرى، دنیایى که مقدمه و مزرعه ى آخرت باشد، میدان رشد افراد با تقواست و آخرت براى این گونه افراد نیکوست.
تذکر: توجه به تفسیر مفسران قرآن از آیه فوق نشان می‌دهد که استفاده دکتر سها از آیه در مورد بی‌ارزش بودن مطلق دنیا صحیح نیست بلکه آیه درصدد بیان چیز دیگری است و به رویکرد منفی انسان نسبت به دنیا اشاره دارد اما رویکرد مثبت (دنیا مزرعه آخرت) را نفی نمی‌کند.

۴ـ با توجه به نکات فوق روشن شد که قرآن و احادیث مطلق دنیا را بی‌ارزش معرفی نمی‌کنند بنابراین مانع پیشرفت علمی مسلمانان نمی‌شود و اگر کشورهای اسلامی در عصر حاضر از نظر صنعت و تکنولوژی نسبت به برخی کشورهای غربی عقب مانده‌اند، ریشه عقب ماندگی آنها را باید در جای دیگر (مثل استعمار و استبداد حاکمان و...) جستجو کرد.
مقدمه
یکی از پیش‌فرض‌های دکتر سها در کتاب «نقد قرآن» آن است که علت عقب‌ماندگی مسلمانان در جهان، اسلام و تعالیم قرآن است و برای استدلال بر این مطلب زمینه‌ها و عوامل موجود در آیات و روایات را بر می‌شمارد. و حتی از نظر تاریخی منکر نقش مسلمانان در پیشرفت علم می‌شود.

ایشان در فصل نهم کتاب نقد قرآن می‌نویسد: «این‌که می‌بینید مسلمان بودن با عقب‌افتادگی سر در گریبان هم دارند و به تعبیر علم آمار، مسلمان بودن با عقب‌افتادگی رابطه همبستگی مثبت دارد و به بیان دیگر قرنهاست که مسلمانان هیچ نقش جدی در پیشرفت و توسعه‌ی جهانی و در تولید علم و تکنولوژی نداشته‌اند و امروز هم عقب‌افتاده‌ترین اقوام جهان را تشکیل می‌دهند (ممکن است بعضی کشورهای قحطی‌زده‌ی آفریقایی بدتر از ما باشند)، همه‌ی اینها بی‌دلیل نیست. اعتقادات و احکام بازدارنده‌ی رشد و توسعه، در متن اسلام است و ما هم مسلمانیم. این احکام در گوشت و پوست ماست چون با آن لحظه به لحظه رشد کرده‌ایم. فرهنگ اسلامی، فرهنگ بازدارنده است و ما در متن این فرهنگیم.۱»

دکتر سها موانع پیشرفت و توسعه در قرآن را این گونه بر می‌شمارد:
۱ـ علم ارزشمند علم دین است.
۲ـ بی‌ارزش بودن دنیا.
۳ـ تقدیرگرایی (اعتقاد به سرنوشت جبری).
۴ـ برتری حاکمان و اربابان و مالکان خواست و داده‌ی خداست.
۵ـ رضایت و قناعت به وضع موجود.
۶ـ توکل کفایت می‌کند.
۷ـ اعتقاد به همه چیز داشتن اسلام.
۸ـ خارج کردن زنان از عرصه اجتماع۲.

بررسی پیش‌فرض‌های دکتر سها در این بخش
به نظر می‌رسد که پیش‌فرض‌ها و پرسش‌های اساسی دکتر سها در این بخش عبارتند از:
۱ـ قرآن (و اسلام) نقشی در پیشرفت علمی ندارند.
۲ـ در تعالیم قرآن و (احادیث اسلامی) عوامل و زمینه‌های هشتگانه‌ای وجود دارد که مانع پیشرفت است.

پاسخ اجمالی
از نظر تاریخی با بررسی وضع عقب‌مانده عربستان قبل از اسلام و پیشرفت و تمدن بزرگ اسلامی در پنج قرن اولیه اسلام روشن می‌شود که تعالیم قرآن و سنت عامل اساسی پیشرفت مسلمانان بوده است.
و از نظر محتوای قرآن و حدیث نیز با بررسی اجمالی روشن می‌شود که در تعالیم آنها دعوت به علوم مختلف وجود دارد. و قرآن و حدیث مطلق علم و دانش را ترویج و تشویق کرده است۳. و همین مطلب عامل عمده در پیشرفت علمی مسلمانان و ایجاد تمدن عظیم اسلامی بوده است.
با بررسی هشت مورد از تعالم قرآن کریم روشن می‌شود:
اولاً مورد ۱، ۳، ۴، ۵، ۷ و ۸ جزیی از تعالیم اسلام نیست بلکه نوعی تهمت بر قرآن و سنت است که دکتر سها بر اساس منابع ضعیف یا توهم نادرست به قرآن نسبت داده است.
ثانیاً از مورد ۲ و ۶ (بی‌ارزش بودن دنیا و توکل) تفسیر ناصحیحی ارائه شده و بر اساس آن قضاوت نادرست شده است و آنها را عامل عقب‌ماندگی معرفی کرده‌اند.

پاسخ تفصیلی
اول: در مورد پیش‌فرض اول توجه به دو نکته اساسی ضروری است
الف: علم در تعالیم قرآن و سنت
تعالیم قرآن و سنت پیامبر( و اهل‌بیت(، انسان‌ها را به مطلق علم و دانش دعوت می‌کنند۴ و فقط علم‌نماهای زیان‌آور (مثل سحر) را سرزنش کرده‌اند که البته همین مطلب زیرساخت فرهنگی و عامل اساسی پیشرفت علمی است.
قرآن کریم بیش از هفتصد بار ماده «علم» را به شکل‌های گوناگون به کار برده است، و دانایان را با نادانان مساوی ندانسته است۵ بلکه دانشمندان را بر دیگران برتری داده است.۶ یعنی علم را یکی از معیارهای برتری انسان‌ها بر همدیگر قرار داده است و در برخی موارد گواهی «صاحبان علم» را همردیف گواهی خدا و فرشتگان قرار داده است،۷ که این مطلب به قول امام غزالی «در فضیلت و نبالت علم کفایت داشت.»۸
حتی در برخی آیات قرآن، هدف آفرینش آسمان‌ها و زمین را «آگاهی و علم انسان» معرفی کرده است،۹ یعنی اگر انسان در طول زندگی خویش بر دانش خود بیفزاید، در راستای هدف خلقت حرکت کرده و به سعادت و تکامل می‌رسد و به خدا نزدیک می‌شود، و بر عکس هر کس که دانش‌افزایی نکند از هدف آفرینش جهان و خدا دور می‌شود.
قرآن کریم در آیات زیادی به کیهان‌شناسی، زمین‌شناسی، زیست‌شناسی، روانشناسی و مراحل آفرینش انسان اشاره کرده۱۰ و توجه انسان را به منابع و مبادی و برخی گزاره‌های این علوم جلب کرده است، و انسان را به تدبر و تفکر و تعقل در آنها فراخوانده است۱۱ که این مطلب نوعی دانش‌پروری است که زمینه‌ساز رشد علوم در جهان اسلام گردید. البته توجه قرآن به علوم، اعم از علوم الهی و بشری است.
قرآن کریم مى فرماید: (هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ(۱۲ «آیا کسانى که مى دانند و کسانى که نمى دانند برابرند.»
به نظر مى رسد مقصود از «علم» در این آیه مطلق علم و دانش است که شامل همه اقسام علم مفید مى شود.۱۳
و در آیه دیگر مى فرماید: (یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ(۱۴
«خدا کسانى از شما را که ایمان آورده اند و کسانى را که به آنان دانش داده شده، به رتبه هایى بالا مى برد.»

در این آیه نیز «ایمان و علم» به عنوان دو معیار جداگانه براى برترى افراد شمرده شده است. از این جداسازى روشن مى شود که خود «علم» موجب فضیلت افراد است، و این علم مقید به الهیات نشده است پس مطلق است و شامل همه دانشمندان مى شود.۱۵

پرهیز از علم‌نماها:
قرآن کریم یادآور شده که ساحران و کاهنان در برابر پیامبران الهی مخالفت می‌کردند. از این‌رو آنان را مورد سرزنش قرار داده است و سحر را زیان‌آور معرفی کرده است. آری سحر و کهانت در حقیقت علم نیست، بلکه مطالب زیان‌آور و خرافی است که بشریت را به انحراف می‌کشد.
(قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَکُمْ أَسِحْرٌ هذَا وَلاَ یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ( (یونس/ ۷۷)؛ «موسى گفت: آیا درباره ى حق، هنگامى که به سوى شما آمد، (چنین) مى گویید؟! آیا این سحر است، در حالى که ساحران رستگار (و پیروز) نمى شوند؟!».
(وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هذَا إِلَّا رَجُلٌ یُرِیدُ أَن یَصُدَّکُمْ عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ آبَاؤُکُمْ وَقَالُوا مَا هذَا إِلَّا إِفْکٌ مُفْتَرىً وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ( (سبأ/ ۴۳)؛ «و هنگامى که آیات ما، در حالى که روشن است، برآنان خوانده مى شود، مى گویند: «این نیست جز مردى که مى خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى پرستیدند بازدارد.» و مى گویند: «این (قرآن) جز دروغ بزرگ بربافته نیست.» و کسانى که کفر ورزیدند، در باره ى حق، هنگامى که به سراغشان آمد، گفتند: «این، جز سحرى آشکار نیست».
(وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیَمانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمانُ وَلکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی ا لْآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ( (بقره/ ۱۰۲)؛ «و (یهود) از آنچه افراد شرور (جادوگر) در دوران فرمان روایى سلیمان بر مردم مى خواندند (و پیروى مى کردند) پیروى کردند؛ و سلیمان کفر نورزید ولیکن افراد شرور کفر ورزیدند [که ]به مردم سحر مى آموختند؛ و (نیز یهود پیروى کردند) از آنچه بر دو فرشته ى «هاروت و ماروت» در بابِل فرو فرستاده شده بود و به هیچ کس [چیزى ]نمى آموختند، مگر این که [از پیش به او ]مى گفتند: «ما فقط [وسیله ى ] آزمایشیم، پس [مواظب باش، ]کافر نشو!» و [ لى آنها ]از آن دو (فرشته)، چیزهایى را مى آموختند که با آن، میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند؛ و [هر چند ]آنها با آن [مطالب ] به کسى ضرر نمى رسانند مگر با رخصت خدا؛ و [آنها] چیزهایى را مى آموختند که به ایشان زیان مى رسانید و سودى به ایشان نمى بخشید؛ و به یقین (یهودیان) مى دانستند که هر کس خریدار آن [مطالب ]باشد، در آخرت بهره اى برایش ندارد و چه بد بود آنچه خودشان را در مقابل آن فروختند؛ اگر (بر فرض) مى دانستند!».

ب: قرآن سرچشمه پیدایش علوم
قرآن کریم در طول تاریخ سرچشمه پیدایش علوم متعدد شده است که برخی دانشمندان بدان اشاره کرده‌اند از جمله:
علامه طباطبایی(ره) بر این نقش تأکید می‌کند و برخی از این علوم را نام می‌برد. (البته بحث ایشان اعم از علوم انسانی و طبیعی است) از جمله:
الف: علومى که قرآن، مستقیم باعث پیدایش آن ها شده است:
در میان مسلمانان برخى علوم وجود دارد که موضوع آنها خود قرآن کریم است. یعنى بعد از نزول قرآن و در رابطه مستقیم با آن بوجود آمده است و کم کم رشد یافته و به صورت دانش مستقل درآمده است، که این علوم گاهى به الفاظ قرآن و گاهى به معانى و معارف قرآن مى پردازد، و در طول تاریخ در مورد هر کدام از آن ها کتاب هاى متعدد نوشته شده است،۱۶ از جمله:
۱. علم تجوید قرآن: که به کیفیت تلفظ حروف و حالات آن ها مى پردازد و مبانى و فنون این امر را بررسى و بیان مى کند.

۲. علم قرائات: که به ضبط قرائت هاى هفتگانه (یادهگانه یا چهارده گانه) قرآن مى پردازد و تاریخ و دلایل و قاریان آن ها را بیان مى کند.

۳. دانش رسم الخط قرآن: که به قواعد نگارش خط عربى بطور عامل و خط قرآن به صورت خاص مى پردازد و اقسام خط (نسخ، کوفى و...) و ویژگى هاى آن ها را بیان مى کند.

۴. علوم قرآن: که در مورد اطلاعات مربوط به قرآن در حوزه محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تاویل، باطن و... مى پردازد.

۵. فقه القرآن: دانشى که به مباحث آیات الاحکام و دیدگاه ها و دلایل آن ها مى پردازد.

۶. علم تفسیر: دانشى که به بیان معانى و مقاصد آیات قرآن مى پردازد و به دو صورت تفسیر ترتیبى و موضوعى انجام مى گیرد و در طول تاریخ اسلام هزاران کتاب در مورد آن نگارش شده است.

۷. علم حدیث: قرآن کریم، پیامبر اسلام( را بیان کننده و مفسر قرآن معرفى کرد،۱۷ از این رو سنت ایشان نقش تفسیرى را براى قرآن به عهده گرفت و احادیث تفسیرى شکل گرفت و بعدها ده ها کتاب تفسیر روائى در این زمینه نگارش یافتند که روایات پیامبر( و اهل بیت( را جمع آورى کردند.۱۸

ب: علومى که قرآن، غیرمستقیم باعث پیدایش آنها شده است:
در میان مسلمانان علومى وجود دارد که در اثر تشویق قرآن به علم و یا براى خدمت رسانى به علوم دسته اول (مثل تفسیر) بوجود آمد و کم کم رشد کرد و به صورت دانش هاى مستقل پدیدار گشت، و در طول تاریخ اسلام کتاب هاى متعددى در مورد آن ها به نگارش درآمد از جمله:
۱. علم درایه: که براى بیان اصطلاحات مربوط به حدیث و تحولات آنها شکل گرفت.

۲. علم رجال: که براى بیان حالات راویان و سند روایات شکل گرفت.۱۹

۳. علم کلام: دانشى که مباحث اعتقادى را بیان و از آن ها دفاع مى کند، علم کلام اسلامى که ریشه در آیات اعتقادى و احادیث اسلامى دارد، و کم کم به صورت یک علم منسجم درآمد.

۴. علم فقه: که به استنباط قوانین شرعى از آیات الاحکام و احادیث فقهى مى پردازد و کم کم به صورت علم مستقل و گسترده اى در جهان اسلام درآمد.

۵. علم اصول الفقه: که قوانین مربوط به استنباط از قرآن و حدیث را بیان مى کند و در حقیقت منطق فهم آنهاست که به صورت مقدمه علم فقه نمودار شد اما در حقیقت مقدمه علم تفسیر و حدیث و فقه و... است. این دانش در طول اعصار به یکى از پیشرفته ترین علوم مسلمانان تبدیل شد.

۶. علوم ادبى عرب: که شامل علم نحو، صرف، اشتقاق، معانى، لغت و وجوه و نظائر مى شود. این علوم براى فهم بهتر و منضبط آیات قرآن و نیز براى تلفظ صحیح آیات بنیان گذارى شد،۲۰ ولى از آنجا که فواید عام براى تمام علوم داشت و مقدمه فهم و تلفظ هر نوع متنى بود، کم کم به صورت علوم مستقل درآمد و میراث گرانبهایى براى ملت عرب سامان یافت، و دانشمندان و متخصصان کتاب هاى زیادى در این زمینه نگاشتند، و حتى بر ادبیات فارسى و ترکى و... نیز تاثیرات مثبت گذاشت.۲۱

۷. تاریخ: این علم در اسلام از «قصص قرآن» و پیامبران و سیره پیامبر( و احادیث شروع شد سپس به صورت تاریخ قبل و بعد از اسلام و تاریخ جهان پدیدار شد و مورخان بزرگ و کتاب هاى تاریخ را شکل داد.۲۲

ج: علومى که قرآن باعث رشد آن‌ها شده است.
برخى علوم در فرهنگ و تمدن هاى ملت هاى مختلف بوجود مى آید و گاهى از یک ملت به ملت دیگر منتقل مى شود و رشد مى یابد و گاهى این جریان بر عکس مى شود.
مسلمانان نیز از این قاعده مستثنى نبوده اند و برخى علوم را از یونان، ایران و هند ترجمه کردند و بر عمق و وسعت آن ها افزودند،۲۳ از جمله:
۱. فلسفه: که در آغاز از یونان وارد کشورهاى اسلامى شد و کم کم تحت تاثیر تفکر اسلامى قرار گرفت و تغییراتى پیدا کرد، به طورى که همه مسائل متن و براهین و ادلّه آنها را مى توان در قرآن و حدیث پیدا کرد.۲۴

۲. منطق: هر چند که اصل این علم نیز از یونان به حوزه علوم مسلمانان راه یافت اما با توجه به اینکه قرآن به برهان و استدلال و جدال نیکو۲۵ و... توجه کرده بود، مسلمانان نیز به علم منطق توجه کردند و این علم پیشرفت زیادى در مسلمانان پیدا کرد و کتاب هاى متعددى در این زمینه نگارش یافت.
در عصر حاضر نیز می توان با استفاده از قرآن در جهت‌دهی به مبانی علوم انسانی و نظریه‌پردازی‌های علمی قرآنی به نوگستری در علوم دست یافت. و علوم جدید انسانی ـ قرآنی به وجود آورد.۲۶

ج: علل عقب‌ماندگی علمی مسلمانان در عصر حاضر
در مورد علل عقب‌ماندگی علمی مسلمانان در عصر حاضر، متفکران و دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان اظهار نظرهای محققانه و عالمانه و منصفانه‌ای کرده‌اند۲۷ و حتی برخی متفکران مثل سید جمال الدین اسدآبادی بعد از سیر و سفر در شرق و غرب راه نجات مسلمانان را بازگشت به قرآن معرفی می‌کند۲۸، آری بررسی این نظرات نشان می‌دهد که:
اولاً اسلام و تعالیم قرآن و سنت عامل پیشرفت مسلمانان بوده و تمدن عظیم اسلامی را در پنج قرن اولیه اسلام سامان داد که از تمدن ایران و روم و یونان پیشی گرفت و بدون رقیب قرن‌ها در جهان درخشید. پس اگر مسلمانان در یکصد سال اخیر از تمدن علم و تکنولوژی عقب افتادند باید علت آن را در جای دیگر جستجو کرد.
ولتر در ستایش قرآن می‌گوید: «من یقین دارم اگر قرآن و انجیل را به یک فرد غیر متدین ارائه دهند، او حتماً قرآن را بر می‌گزید؛ زیرا کتاب محمد در ظاهر افکاری را تعلیم می‌دهد که به اندازه کافی بر مبنای عقلی منطبق است.۲۹
موریس بوکای پس از ده سال مطالعه پیرامون قرآن در سال ۱۹۶۷م. خطاب به مجمع پزشکی فرانسه اظهار داشت: در قرآن موضوعات علمی در ارتباط با تولید مثل و فیزیولوژی وجود دارد که کاملاً با دستاوردهای کنونی علم مطابقت دارد.
کارل ارنست، محقق آمریکایی، بوکای مسلمان را حیرت‌آورترین فردی می‌داند که ادعای انحصارگرایانه اروپاییان را در باب علم به چالش کشید؛ زیرا نظریه اصلی او این بود که قرآن برخلاف کتاب مقدس، حجم چشم‌گیری از اطلاعات را در بر دارد که با اکتشافات علمی جدید در زمینه‌هایی همچون جنین‌شناسی همخوان است.۳۰
بوکای با تحقیقات خویش به این نتیجه رسید که قرآن از وحی الهی سرچشمه گرفته است، در مقابل، ‌کتاب مقدس به رغم پدیدآورندگان بشری متعددش، فاقد چنین عمق علمی است و در نتیجه نمی‌توان به لحاظ وحیانی بودن، هم سطح قرآن باشد.۳۱
بوکای درباره قرآن کریم می‌نویسد: قرآن برترین کتابی است که عنایت ازلی به سوی بشر فرستاد و آن کتابی است که شک و ریب در آن راه ندارد و بدون کوچک‌ترین اغراق و مبالغه یا تعصب باید گفت: قرآن از تمام جهات معجزه است.۳۲

ثانیاً دانشمندان علل مهم عقب‌ماندگی مسلمانان در عصر حاضر را اینگونه شمرده‌اند:
۱ـ حمله مغول‌ها از قرن هفتم قمری به بعد که موجب شد مدارس و حوزه‌ها و کتابخانه‌ها سوزانده یا تعطیل شد و یا با رکود مواجه گشت و این حرکت تا قرن‌ها تأثیر خود را در توقف و کندی حرکت علمی مسلمانان گذاشت.

۲ـ استبداد حاکمان مسلمان که برخلاف تعالیم اسلامی مانع آزاداندیشی و رشد علمی مسلمانان شدند.
حاکمان جاهل قدر علم را نمی‌دانند و قدرشناس دانشمندان و مراکز علمی نیستند از این رو خود مانع پیشرفت علمی می‌شوند.

۳ـ استعمار و استثمار غربی‌ها نسبت به کشورهای اسلامی که موجب تکه تکه شدن کشورهای اسلامی و پیدایش دولت‌های کوچک و ضعیف و روی کارآمدن حاکمان نوکر صفت و وابسته به غرب شدند افرادی که به جای تحقیق، تقلید از غرب را نشاندند و ثروت مسلمانان (به ویژه معادن و نفت) را به غارت بردند و به جای تکنولوژی و علوم جدید، اجناس پرزرق و برق به مسلمانان دادند و از رشد علمی مسلمانان جلوگیری کردند شاید عامل اخیر در صد سال گذشته (که مسابقه علمی در جهان تشدید شد) مهمترین عامل عقب‌افتادگی مسلمانان گشت.
بگذریم از اشغال‌گری‌های استعمارگران غربی (همچون انگلستان، فرانسه، ایتالیا، آمریکا و...) در کشورهای اسلامی و تحمیل رژیم اشغالگر قدس و ایجاد درگیری‌های فرقه‌ای و مذهبی و شعله‌ور کردن جنگ‌های متعدد بین مسلمانان که موجب هدر رفتن سرمایه‌های انسانی و ثروت مسلمانان و عقب‌ماندگی بیشتر آنها شد که نمونه آن را امروز در عراق، سوریه، افغانستان، یمن و فلسطین می‌بینیم. نکته عجیب این است که دکتر سها چشم بر این عوامل می‌بندد و عامل عقب‌ماندگی مسلمانان را قرآن و اسلام معرفی می‌کند!!!

دوم: در مورد پیش‌فرض یا اشکال دوم دکتر سها (موانع هشت‌گانه پیشرفت در قرآن)
روشنگری و یادآوری نکات زیر ضروری است:
۱ـ علم ارزشمند علم دین است۳۳
دکتر سها در این مورد می‌نویسد: «علم واقعی و ارزشمند از دیدگاه قرآن علم دین است و اصولاً قرآن و سنت اطلاعی از چیزی به نام علوم تجربی، که قرن‌ها بعد از محمد به وجود آمدند، ندارند. از دیدگاه دیگری نیز علوم تجربی در اسلام فاقد ارزشند. با توجه به اینکه دنیا و زندگی آن در قرآن بی‌ارزش قلمداد شده‌اند و علم تجربی هم عمدتاً مربوط به کشف قوانین همین دنیای مادی است بنابراین علم تجربی علم به چیز بی‌ارزش است به تعبیر دیگر چون معلوم علوم تجربی بی‌ارزش است پس خود علوم تجربی نیز بی‌ارزش‌اند.
این است گوهر عقب‌افتادگی، چون گوهر پیشرفت، علم تجربی است. در نظر یک انسان مؤمن خواندن یک آیه‌ی قرآن یا ذکر یک صلوات، صواب و ارزشش بیش از خواندن یک کتاب فیزیک است. بنابراین هیچگاه یک مؤمن آگاه به اسلام، یک دانشمند موفق علوم تجربی نمی‌شود. مؤمن‌ترین‌ها، از علوم تجربی گریزان‌ترینند. این وضعیت اسف‌باری است که امروز در سراسر جهان اسلام وجود دارد. با وجود این اعتقاد، امید پیشرفت واقعی در کشورهای اسلامی امیدی عبث است مگر اینکه مردم مسلمان از اسلام فاصله بگیرند که بعید است».۳۴

بررسی:
در این مورد ذیل مبحث (عدم توجه قرآن به علوم تجربی) مطالب مبسوطی بیان شد و نیز از مطالب بند الف فوق‌الذکر روشن شد که در قرآن و احادیث پیامبر( همانطور که به علوم دینی توجه شده به علوم طبیعی و انسانی نیز توجه شده است بلکه مطلق علم و دانش مورد توجه و تشویق بوده است.
بنابراین ادعای دکتر سها در این مورد تهمت به قرآن و سنت به شمار می‌آید. بنابراین نتیجه‌ای که از آن گرفته است (قرآن و سنت مانع پیشرفت و توسعه است)۳۵ غیر صحیح است. چون مبنای این سخن باطل و تهمت‌آمیز بوده است.

۲ـ اعتقاد به همه چیز داشتن اسلام
در این مورد ذیل پیش‌فرض قبلی دکتر سها (وجود همه جزئیات علوم در قرآن) مباحث مبسوطی بیان کردیم و روشن شد که قرآن کریم به عنوان مهم‌ترین منبع اسلام ادعا ندارد که تمام جزئیات علوم را در بر دارد، بلکه مباحث مربوط به هدایت انسان را بیان کرده است (البته گاهی نیز به علوم طبیعی و علوم انسانی اشاراتی دارد که در راستای خداشناسی و معادشناسی است). بنابراین نباید انتظار وجود همه جزئیات علوم را در قرآن و سنت داشته باشیم؛ بلکه جزئیات علوم و کشف آنها بر عهده عقل و علوم تجربی است که قرآن و اسلام آن‌ها را تأیید و تشویق کرده است.

۳ـ بی‌ارزش بودن دنیا
دکتر سها در این مورد می‌نویسد: «در آیات زیادی، دنیا و زندگی و ثروت آن بی‌ارزش و بازیچه قلمداد شده است و در مقابل، دنیای بعد از مرگ (آخرت) تکریم شده است از جمله:
ـ «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (انعام/ ۳۲)
ترجمه: و زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست و قطعاً خانه‌ی آخرت برای کسانی که پرهیزگاری می‌کنند بهتر است آیا نمی‌اندیشید (۳۲).
ـ «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور» (حدید/ ۲۰)
ترجمه: بدانید که زندگی دنیا در حقیقت بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزون‌جویی در اموال و فرزندان است چون مثل بارانی است که کشاورزان را رستنی آن ]باران[ به شگفتی اندازد سپس ]آن کشت[ خشک شود و آن را زرد بینی آنگاه خاشاک شود و در آخرت ]دنیاپرستان[ را عذابی سخت است و ]مؤمنان را[ از جانب خدا آمرزش و خشنودی است و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست (۲۰).
در تأیید آیات فوق، احادیث بسیار زیادی وجود دارند از جمله:
ـ قال النبی: إن الله تعالی لما خلق الدنیا أعرض عنها فلم ینظر إلیها من هو انها علیه (کنز العمال ۳/ ۷۸).
ترجمه: خدا وقتی دنیا را خلق کرد از آن روی بگردانید و هرگز بدان نگاه نکرد به خاطر پستی دنیا نزد او.
طبیعی است که یک انسان عاقل به چیز بی‌ارزش و بازیچه بهایی نمی‌دهد و در بهبود و پیشرفت آن تلاشی نمی‌کند. گریز از دنیا و زهد از صفات بسیار پسندیده‌ای است که محمد و فرزندان او و بزرگان اسلام در طول تاریخ به آنها افتخار می‌کرده‌اند. این درست در نقطه‌ی مقابل توسعه و پیشرفت است. برای توسعه‌ی علمی، تکنیکی، اقتصادی و سیاسی باید دنیا را مهم و جدی گرفت. باید برای شناخت دنیا و قوانین آن به طور جدی سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی و تلاش کرد و برای به کار گیری این دانش در پیشرفت و توسعه‌ی زندگی دنیوی باید با جدیت کوشید. این کاری است که کشورهای پیشرفته‌ی دنیا انجام داده و می‌دهند. اما قرآن ما را به اهمیت ندادن و بی‌ارزش دانستن دنیا می‌خواند و نتیجه‌ی آن را امروز در کشورهای اسلامی می‌بینیم».۳۶

بررسی:
انسان‌ها نسبت به دنیا می‌توانند دو رویکرد داشته باشند از این‌رو دنیا از منظر آیات و احادیث دو جنبه دارد و با آن دو گونه برخورد شده است:
الف: دنیای نیکو: همان دنیایی است که برای انسان مقدمه رسیدن به مقامات و کمالات برتر شود. یعنی انسان مؤمن از مواهب طبیعی (خوراک، پوشاک، مسکن و طبیعت) بهتر استفاده کند ولی آنها را هدف نهایی نپندارد بلکه مقدمه رسیدن به مقامات الهی و درجات عالی در آخرت قرار دهد. این همان دنیایی است که در احادیث اسلامی بدان اشاره شده است:
«عن رسول الله(: الدُّنْیَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة»۳۷؛ «دنیا کشتزار آخرت است».
«إِنَّ الدُّنْیَا... مَتْجَرُ أَوْلِیَاءِ اللَّه »۳۸؛ «دنیا محل تجارت اولیاء الهی است».
این نگاه به دنیا نه تنها انسان را از پیشرفت باز نمی‌دارد بلکه او را تشویق می‌کند که با تلاش دنیوی بیشتر (و پیشرفت علمی و صنعتی و خدمت رسانی به مردم) زمینه‌ساز سعادت اخروی خویش را فراهم کند.
ب: دنیای ناپسند، همان دنیایی که برخی افراد به عنوان هدف نهایی خود انتخاب می‌کنند دنیای زر و زور و تزویر و شهوت‌پرستی و مقام‌پرستی که در حقیقت همان هوای نفس انسان است که مجسّم شده است و طبیعت و ثروت و... بازیچه‌های آن است.
این دنیا نه تنها انسان را به پیشرفت و سعادت نمی‌رساند بلکه موجب دلبستگی او به ثروت، قدرت و شهوت می‌شود و او را از اهداف بلند و سعادت باز می‌دارد. انسانی که غرق در شهوات جنسی و غذایی و... است چگونه می‌تواند به رشد علمی بپردازد.
نکته جالب این است که مطالعه در زندگی دانشمندان، مخترعان، کاشفان علم نشان می‌دهد که این افراد اهل‌ شهوت‌رانی افراطی، ثروت‌اندوزی و دلبستگی به دنیا نبوده‌اند بلکه انسان‌های وارسته و خیرخواه و پرتلاش و کم توقع‌ بوده‌اند و در عصر حاضر نیز کسانی که کاروان علم را در آزمایشگاه‌ها و دانشگاه‌ها به پیش می‌برند غیر از ثروتمندان بی‌درد و شهوت‌ران و قدرتمندان سیاست‌باز دنیا گرا هستند.

نکات تکمیلی در پاسخ دکتر سها

۱ـ دکتر سها در تحلیل دنیا با عنوان «بی‌ارزش بودن دنیا» به رویکرد دنیای ناپسند و مذموم از منظر قرآن و احادیث پرداخته است و به رویکرد دنیای نیکو اشاره‌ای نکرده است. در حالی که رویکرد اول به دنیا مانع رشد علمی است و مورد مذمت دین است اما رویکرد دوم موجب رشد علمی جوامع بشری است و دنیای بی‌ارزش نیست بلکه از منظر دین ارزشمند است.

۲ـ حدیثی که دکتر سها در این بحث بدان استدلال کرده از نظر منبع معتبر نیست چون «کنز العمال» از کتب عمومی حدیث اهل‌سنت است و از منابع معتبر آنها (مثل صحاح) به شمار نمی‌آید در حالی که دکتر سها در مقدمه کتاب نقد قرآن وعده داده بود از منابع معتبر استفاده کند.

۳ـ در مورد آیه ۳۲ / انعام لازم است به نکات تفسیری آن توجه شود:
«وَمَا الْحَیَوةُ الدُّنْیَآ إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُون » (انعام/ ۳۲).
ترجمه: «و زندگى پست (دنیا) جز بازى و سرگرمى نیست! و حتماً سراى آخرت، براى کسانى که خود نگهدارى مى کنند بهتر است! پس آیا خردورزى نمى کنید؟!»

نکات تفسیری:
۱. تشبیه زندگى دنیا به بازى و سرگرمى۳۹، از آن نظر است که بازى ها و سرگرمى ها معمولًا کارهاى بى هدف و بى اساس و دور از متن حقیقى زندگى اند و پیروزى ها و شکست هاى بازى، واقعى نیست و پس از بازى همه چیز به حالت اول بازمى گردد.
آرى؛ دنیا هم چون نمایش نامه اى است که بازیگران آن، مردم هستند و آنان که به دنیا دل بسته اند، در واقع کودکان هوس بازى هستند که عمرى را به بازى گذارنده، از همه چیز بى خبر مانده اند.
دنیا و بازى هر دو کوتاه مدت و زود گذرند، همان گونه که هر دو تفریح و خستگى دارند و با تلخى و شیرینى آمیخته اند.

۲. سراى آخرت، براى افراد پارسا و خودنگه دار بهتر است؛ زیرا حیاتى جاویدان و فناناپذیر و در جهانى وسیع تر و در سطحى بالاتر است که نعمت هایش خالص و بدون رنج و زحمت است.

۳. با توجه به فریبندگى دنیا، حقیقت برتر آخرت را فقط متفکّران درمى یابند و افراد غافل و بى هدف بازى مى کنند و دنیامدارى را شغل خویش قرار مى دهند.

۴. مقصود آیه ى فوق مبارزه با وابستگى و دل بستگى به مظاهر جهان مادى است که موجب فراموش کردن مقصد نهایى مى شود، و گر نه آنان که دنیا را وسیله اى براى سعادت اخروى قرار مى دهند، در حقیقت به دنبال آخرت اند۴۰ آرى، دنیایى که مقدمه و مزرعه ى آخرت باشد، میدان رشد افراد با تقواست و آخرت براى این گونه افراد نیکوست.
تذکر: توجه به تفسیر مفسران قرآن از آیه فوق نشان می‌دهد که استفاده دکتر سها از آیه در مورد بی‌ارزش بودن مطلق دنیا صحیح نیست بلکه آیه درصدد بیان چیز دیگری است و به رویکرد منفی انسان نسبت به دنیا اشاره دارد اما رویکرد مثبت (دنیا مزرعه آخرت) را نفی نمی‌کند.

۴ـ با توجه به نکات فوق روشن شد که قرآن و احادیث مطلق دنیا را بی‌ارزش معرفی نمی‌کنند بنابراین مانع پیشرفت علمی مسلمانان نمی‌شود و اگر کشورهای اسلامی در عصر حاضر از نظر صنعت و تکنولوژی نسبت به برخی کشورهای غربی عقب مانده‌اند، ریشه عقب ماندگی آنها را باید در جای دیگر (مثل استعمار و استبداد حاکمان و...) جستجو کرد.


منابع
۱ . نقد قرآن، دکتر سها، ص ۵۳۱ ـ ۵۳۰.
۲ . همان، ص ۵۳۱ ـ ۵۲۰.
۳ . این مطلب در ذیل مبحث (عدم توجه قرآن به علوم تجربی) بحث شد.
۴ . این مطلب در ذیل مبحث (عدم توجه قرآن به علوم تجربی) بحث شد.
۵ . زمر / ۹.
۶ . مجادله / ۱۱.
۷ . احیاء علوم الدین، ج ۱، ص ۱۱.
۸ . (شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ( (آل عمران / ۱۸)
۹ . طلاق / ۱۲.
۱۰ . ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، از دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی.
۱۱ . نک: آل عمران / ۱۹۰، نحل / ۳ ـ ۱۱ و رعد / ۲ ـ ۴.
۱۲ . زمر / ۹.
۱۳ . صاحب تفسیر نمونه آیه را از جهت نابرابرى مطلق مى داند. (ج ۱۹، ص ۳۹۳) و علامه طباطبائى (ره) نیز علم در آیه را مطلق مى داند لیکن با توجه به مورد آیه آن را منطبق بر علم به خدا مى کند (ج ۱۷، ص ۲۵۷) و ذیل آیه نیز احادیثى از امام باقر( حکایت شده که مقصود از دانایان در این آیه اهل بیت ( هستند (صافى، ج ۴، ص ۳۱۶) ولى مفسران اینگونه احادیث را حمل بر بیان مصداق کامل کرده اند وگرنه آیه شامل همه دانایان مى شود. (نک: المیزان و اطیب البیان ذیل آیه)
۱۴ . مجادله / ۱۱.
۱۵ . علامه طباطبایى( بر آن است که آیه مومنان را به دو قسم عالم و غیرعالم تقسیم مى کند پس آیه مى فرماید علماى با ایمان دو درجه برترى دارند و مومنان یک درجه (المیزان، ج ۱۱، ص ۲۱۶) ولى آیت‌اللَّه مکارم شیرازى مى نویسند: گرچه آیه در مورد خاصى نازل شده ولى با این حال مفهوم عامى دارد و نشان مى دهد آنچه مقام آدمى را نزد خدا بالا مى برد، دو چیز است: ۱. ایمان؛ ۲. علم. (نمونه، ج ۲۳، ص ۴۳۸)
۱۶. ر.ک: قرآن در اسلام، علامه طباطبایی، ص ۹۵ ـ ۹۶.
۱۷. (وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ( (نحل / ۴۴)
۱۸. از جمله تفسیر عیاشى، تفسیر نورالثقلین، تفسیر البرهان، تفسیر صافى در شیعه و تفسیر الدر المنثور در اهل سنت.
۱۹. نک: قرآن در اسلام، علامه طباطبایى، ص ۷ ـ ۹۶.
۲۰. نک: شیعه پایه گذار علوم اسلامى، سید حسن صدر، ترجمه سید محمد مختارى.
۲۱. پویایى فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، على اکبر ولایتى، ص ۳۲۱ به بعد.
۲۲. نک: قرآن در اسلام، علامه طباطبایى، ص ۶ ـ ۹۵.
۲۳. نک: آلدومیه لى، علوم اسلامى و نقش آن در تحول علمى جهان، على اکبر ولایتى، پویایى فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، عبدالحسین زرین کوب، کارنامه اسلام.
۲۴. نک: قرآن در اسلام، علامه طباطبایى، ص ۹۷.
۲۵. نحل/ ۱۲۵.
۲۶. توضیح این مطالب در مباحث بعدی خواهد آمد.
۲۷ . ر.ک: علل پیشرفت و انحطاط مسلمین، زین‌العابدین قربانی؛ علل ضعف و انحطاط مسلمین در اندیشه های سیاسی و آرای اصلاحی سید جمال الدین اسدآبادی، احمد موثقی؛ آمریکا پیشتاز انحطاط، روژه گارودی، ترجمه قاسم منصوری؛ ریشه های ضعف و عقب ماندگی مسلمانان، رجبی؛ پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران؛ علی اکبر ولایتی، تهران: مرکز اسناد و خدمات پژوهشی .
۲۸ . ر.ک: نرم‌افزار، مجموعه آثار سید جمال الدین اسدآبادی، مرکز کامپیوتری علوم اسلامی نور، به ویژه خطبه «عود الی القرآن» و مانند آن.
۲۹. شاهد، اعجاز قرآن از دیدگاه مستشرقان، ۱۳۸۶: ۱۲۴.
۳۰. ارنست، اقتدا به محمد(، ۱۳۹۰: ۱۷۷.
۳۱. همان، ۱۷۷-۱۷۸
۳۲. علیقلی، قرآن از دیدگاه ۱۱۴ دانشمند جهان، ۵۲؛ نیز، ر. ک: معدی، علماء و مفکرون و ادباء و فلاسفة اسلموا، ۲۰۰۷: ۱۱-۱۸.
۳۳ . نقد قرآن، ص ۵۲۰.
۳۴ . نقد قرآن، ص ۵۲۰ و ۵۲۱.
۳۵ . همان.
۳۶ . نقد قرآن، ص ۵۲۳ـ۵۲۱.
۳۷ . قاموس قرآن، ج ۲، ص ۱۱۶.
۳۸ . نهج‌البلاغه، ص ۴۹۳.
۳۹ . « لَعِب» در اصل به معناى آب دهان است که از لب ها سرازیر مى شود؛ و به بازى هم لَعِب مى گویند، چون هم چون ریزش آب از دهان، بدون هدف انجام مى گیرد؛ و« لهو» چیزى است که انسان را مشغول مى کند و از مقصودش بازمى دارد.
۴۰ . تفسیر نمونه، ج ۵، ص ۲۰۸.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.