نسخه آزمایشی

قرآن و مبارزه با مفاسد اخلاقی و تهاجم فرهنگی (۱) ۱۳۸۵/۱۱/۱۴ - ۸۴۵۶ بازدید

قرآن و مبارزه با مفاسد اخلاقی و تهاجم فرهنگی (۱)

بدون تردید امروز، برنده ترین اسلحه
دشمن تهاجم فرهنگی به حساب می آید. به
عنوان نمونه به این دو گزارش توجه شود:
۱. به گفته یک مقام آگاه در حال حاضر ۹۷ ماهواره متلعق به ۱۵ کشور جهان برای مردم
ایران برنامه های تلویزیونی پخش می کنند که برخی از این ماهواره ها بیش از ۲۰۰
کانال تلویزیونی را به صورت دیجیتال پخش می کنند. این منبع آگاه افزود از این تعداد
۶۰۰ شبکه تلویزیونی در سازمان صدا و سیما و برخی نهادهای نظامی، فرهنگی و اطلاعاتی،
مونیتور می شود، بنابراین گزارش از این تعداد شبکه، ۱۱ شبکه آن به زبان فارسی است و
اکثر آنها علیه نظام اسلامی ایران و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی برنامه پخش می کنند.
(هفته نامه بصیرت، سال نهم، شماره ۲۶، ۱۰/۲/۸۲، ص ۴؛ مجله مبلغان، شماره ۴۳، ۱۴۲۶،
ص ۲۵)
۲. صهیونیست معروف «نتانیاهو» گفت: «برنامه های ماهواره، به مثابه یک نیروی شورشی
بسیار مؤثری عمل می کنند؛ بچه های ایرانی مسلما لباس های زیبای را خواهند خواست که
در شوهای تلویزیونی می ببنند. آنها استخرهای شنا و شیوه زندگی فانتزی خواهند
خواست». (روزنامه جمهوری اسلامی ۲۳/۶/۱۳۸۱؛ مجله مبلغان، همان)
و هم چنین «۶/۱ ترلیون بیت، تبادل روزانه اطلاعات در دنیای اینترنت است» وطی یک سال
گذشته (۸۲) سایت های فاسد و خشونت آمیز ۷۰% افزایش یافته
است». (اصغر جدائی، آمارها پرده بر می دارند، قم، چاپ اول، ۱۳۸۳، ص ۱۸۶-۱۸۷)
قابل انکار نیست که آثار سوء این تبلیغات گربیان جامعه ما، خصوصا برخی جوانان را
نیز گرفته است، حال باید پرسید کدامین مکتب، و با ارایه چه طرحی و برنامه ای شعله
های سوزان این فاجعه را مهار می کند؟
قرآن و اهل بیت علیهم السلام طرح و برنامه خود را در این زمینه در دو بخش ارائه می
دهد:

پیشگیری از فساد و تهاجم فرهنگی

عوامل بازدارنده و از بین برنده گناه

البته عواملی نیز بین دو گروه بالا
مشترک هستند که در این مقاله به بخشی از گروه پیشگیری از فساد توجه می شود و در
شماره های بعد به دیگر عوامل.


    پیشگیری از
فساد و تهاجم فرهنگی
برای حفظ جان انسان ها و سلامت جامعه، پیشگیری مقدم بر درمان است.
کنترل
اندیشه
امامان معصوم علیهم السلام به
عنوان مفسران اصلی قرآن برای پیشگیری از گناه و فساد بر تقویت و تحکیم باورها و
اندیشه ها تأکید می کردند. فردی خدمت حضرت امام حسن علیه السلام (یا امام حسین علیه
السلام) شرفیاب شد و گفت: من مرد گناه کاری هستم و نمی توانم گناه را ترک کنم. مرا
پند دهید. حضرت فرمود: «پنج کار را انجام بده، آن گاه هر چه می خواهی گناه کن. جایی
را پیدا کن که خداوند تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن. هنگامی که ملک الموت
نزد تو می آید تا تو را قبض روح کند او را از خود دور کن. و هر چه می خواهی گناه
کن. هنگامی که مالک (دوزخ) تو را به درون آتش وارد می کند، در آتش نرو و هر چه می
خواهی گناه کن». (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ج ۷۸، باب ۲۰، حدیث ۷)
این روایت کاملا اندیشه سازی می کند که باور کنیم این جهان محضر خداوند است و جهان
را پایانی بنام قیامت و در آن بهشت و جهنمی است. آن هم بعد از حسابرسی دقیق به تمام
اعمال حتی ذره ها.
کنترل
چشم و گوش
قرآن انسان را در برابر تمامی
اعضای خود مسؤل می شمارد و سخت به او هشدار می دهد، که در برابر کارکرد هر یک از
آنها باید جوابگو باشد، قرآن کریم در این باره می فرماید: « وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ
لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ
عَنْهُ مَسْؤُلاً ؛ و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب
همه مورد پرسش واقع خواهند شد ». (اسراء، ۳۶)
قرآن درباره چشم تأکید جداگانه ای دارد چرا که استفاده نامطلوب از آن، در جهت دامن
زدن به آتش شهوت و تهییج نابجا و خطرناک غریزه جنسی، سخت و خطرآفرین است لذا قرآن
می فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا
فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ*وَ قُلْ
لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا
یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها ؛ به مردان با ایمان بگو دیده فرو
نهند و پاکدامنى ورزند که این براى آنان پاکیزه‏تر است زیرا خدا به آنچه مى‏کنند
آگاه است. و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و
پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست».
(نور، ۳۰-۳۱)
نکاتی در آیه قابل دقت است:
۱- با این که مسأله حرمت نگاه مشترک بین مردان و زنان است برای تأکید بیشتر دو خطاب
جداگانه آمده، یک بار خطاب به مردان و بار دیگر روی سخن با زنان است.
۲- خطاب اول به مردان است شاید رازش این باشد که تأثیرپذیری مردان از نگاه بسیار
بیشتر از زنان است و پاکی چشم مردان باعث کنترل آرایش ها و عشوه گری های زنان که
برای جلب نگاه مردان است، می شود.
۳- آخرین نکته این است که فلسفه این دستور پاکیزه شدن روح و روان انسان هاست «ازکی
لهم»
در منابع روائی از نگاه به نامحرم، تعبیر به زنای چشم، تیر مسموم شیطان، و ... شده
است. از امام هفتم درباره آین آیه «یا ابت استأجره ... »سخن دختر شعیب که گفت: ای
پدر! موسی را اجیر کن که بهترین اجیر، انسان قدرتمند و امینی است» فرمود: «حضرت
شعیب به دخترش گفت: دخترم! قدرت موسی را از بلند کردن سنگ بزرگ دریافتی، اما امانت
وی را چگونه شناختی؟ دختر جواب داد: هنگامی که به طرف خانه می آمدیم در آغاز من
جلوی او راه می رفتم، ولی او از من خواست که پشت سرش راه بروم و گفت: هر گاه من راه
را اشتباه رفتم به من تذکر بده؛ چرا که مردمی هستیم که به پشت زنان نگاه نمی کنیم».
(حر عاملی، وسائل الشیعه، داراحیاء التراث، ج ۱۴، ص ۱۴۵)
علی علیه السلام فرمود: « نعم صارف الشهوات غض الابصار؛(محمدی ری شهری، میزان
الحکمه، مکتبه الاعلام الاسلامی، ج ۱، ص ۷۲) چشم پوشی از نگاه (به نامحرم) عامل
خوبی برای بازدارندگی از شهوت است».
کنترل
ارتباط و سخن
قرآن برای پاس داری از حریم پاکی و
جلوگیری از انحرافات، رعایت ضوابطی را در روابط مرد و زن ضروری دانسته و آزادی مطلق
و بدون قید و دوستی ها و عسق بازی های مصطلح امروزی را ناپسند و مردود شمرده است
(در مورد ازدواج های عشقی به این تحقیق توجه کنید:
دکتر«اسنل پنتی» کارشناس بزرگ امریکایی در امر زناشویی این عبارت را منتشر کرد: به
خاطر عشق ازدواج نکنید، ازدواج عشقی، زهرآگین ترین نوع ازدواج است. این کارشناس که
سی سال است منحصرا به پرونده ها ازدواج و طلاق در شهرهای بزرگ و پر جمعیت آمریکا و
دیگر کشورهای جهان رسیدگی می کند درباره علت طلاق می گوید: افسانه عشق یکی از مخرب
ترین اختراعات بشر است. در آمریکا ازهر صد ازدواج عشقی ۹۳ تای آن با شکست دردناک
روبرو شده اند و در فرانسه وضع بدتر است، عمر متوسط ازدواج عشقی ۵/۳ ماه است در
آمریکا از هر پنج فقره جنایت یک فقره اش محصول مرافعات کسانی است که به واسطه عشق
ازدواج کرده اند. (علوم جنایی، ج ۲، ص ۱۰۱۶، فساد سلاح تهاجم فرهنگی، سید محمود
مدنی، ص ۳۰۰) و همین طور ارتباط نامه ای و تلفنی نامناسب را روا نمی دارد. اسلام
صحبت کردن زن و مرد را در مورد ضروری و در جریان رسیدگی به کارهای روز مره زندگی
اجازه داده، اما برای پیشگیری از پیامدهای سوء احتمالی، سفارش نموده که با ناز و
عشوه گری و طنازی سخن نگوئید، در این باره می خوانیم: «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی
فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا؛ (احزاب، ۳۲) به گونه ای هوس انگیز(با مردان نامحرم)
سخن نگوئید تا بیماردلی در شما طمع نکند، و به گونه ای شایسته و معمولی سخن
بگویید».
گاه جنایت بزرگ از یک شوخی نابجا و ارتباط ناروا به وجود می آید. پرونده های
فراوانی در داخل کشور وجود دارد که یک عشوه گری یا طنازی حرف زدن باعث ارتباط
نامشروع و سرانجام قتل شوهر و یا قتل های دیگر شده است.
در حدیثی می خوانیم : «کسی که به حرام دستش را به دست زنی برساند، چون به صحرای
محشر در آید، دستش بسته باشد، و کسی که با زنان نامحرم، خوش طبعی، شوخی و مزاح کند،
خداوند در عوض هر کلمه، هزار سال او را در محشر حبس می کند، و اگر زنی راضی باشد که
مردی به حرام او را در آغوش بگیرد، ببوسد یا به حرام با او ملاقات نماید و یا با او
خوش طبعی کند، بر او نیز گناهی همانند مرد است». (علامه مجلسی، عین الحیوه، ص ۱۴۰)
 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

ناشناس
واقعا مطلب مفید و تاثیر گذاری بود

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.