قسمت و تقدیر در مرگ ۱۳۹۸/۰۵/۰۱ - ۵۴۱۷ بازدید

آیا اشتباهات پزشکی منجر به فوت که قابل اثبات نباشد از طرف خانواده متوفی جز مشیت و تقدیر الهی است؟یعنی فوت باید اتفاق می افتاده یا خیر

تعیین مصداق یا تشخیص خطای دیگران مستلزم تخصص و شورای تخصصی است . لذا از عهده این مرکز خارج است . علاوه بر درخواست مطالعه مجدد پاسخ مندرج ؛ مطلب زیر نیز تقدیم میگردد:
تقدیر به تعبیر ساده ی آن یعنی آن اموری که خداوند برای انسان رقم می زند. که در عرف عوام ، نگرشی جبر آمیز به این تقدیر وجود دارد اما در نگرش دقیق دینی و فلسفی این طور نیست. درست است که هر چه برای انسان پیش می آید بی شک همان خواسته حق تعالی است لکن این پیش آمدها ، آنجا که مربوط به افعال ارادی انسان می شوند ، از انسان سلب اختیار و مسئولیت نمی کنند. زیرا آنچه را خداوند در این حیطه اراده نموده فعل اختیاری انسان است ؛ فعلی که از روی آگاهی و خواست انسان و بدون جبر و اجباری از سوی دیگری تحقق می یابد.به تعبیر دیگر خدا اراده نموده که انسان افعال ارادی خود را با اختیار خویش انجام دهد و آینده ی اختیاری خویش را خودش رقم بزند. لذا خواست خدا بی چون و چرا تحقّق خواهد یافت و محال است که انسان آینده ی خویش را به دست خود نسازد.
آفریدگار عالم به انسان نیروی عقل و خرد را ارزانی داشته و او را موجودی مختار آفریده و انسان را به نحوی خلق کرده است که با این نیروی اختیار خود می تواند حتی وجود خدا را نیز انکار نماید و در مقابل فرستادگان او دست به مخالفت بزند. لذا او با اختیار خود ، هم می تواند خود را به تباهی و ویرانی بکشد ، هم می تواند در راه تقرب به درگاه الهی گام بردارد و به مقام و جایگاهی برسد که جز انسان کسی را توان راه یافتن بدان جا نیست.لذا خداوند متعال فرمود:«إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَ إِمَّا کَفُورًا - ما راه را به او نشان داده ایم. یا سپاسگزار باشد یا ناسپاس.»(الانسان:۳)
بنا بر این تقدیر شوم آن تقدیری است که انسان با اختیار خود آن رقم می زند و آن سر نوشتی است که انتهای آن جهنّم می باشد.
۲ـ البته افراد دنیا بین که برد بینایی فکری آنها از عالم مادّه فراتر نمی رود خیال می کنند که هر رخداد ناگواری مساوی با شومی و بدبختی است. در حالی که حقیقت غیر از این است. دنیا اصالتاً نه جای سعادت است و نه جای شقاوت. دنیا محلّ خود سازی و عاقبت سازی و جایگاه رقم زدن سرنوشت ابدی است. دنیا مانند جلسه ی امتحانی است که سوالات آن را خدا طرح نموده و پاسخ آن را انسان باید بدهد. و آنچه تعیین کننده ی عاقبت انسان می باشد ، پاسخهاست نه پرسشها. لکن برخی افراد پرسشها را ملاک خوشبختی و بدبختی قرار داده و راه به خطا می برند. اگر بنا بود ناگوریهای دنیا را بدبختی تفسیر کنیم ، در آن صورت ـ معاذ الله ـ انبیا و ائمه علیهم السلام باید در اوج بدبختی می بودند.آیا ناگواری بالاتر از مصیبت عاشورا؟ آیا ناگواری بالاتر از جریاناتی که بر امیرمؤمنان و فاطمه زهرا سلام الله علیها گذشت؟ و ... . پس باید توجّه داشت که این ناگواریها سوالات سختی می باشند نه تقدیرهای شوم ؛ و البته سوالات سخت اوّلاً نشان از استعداد بالای امتحان شونده دارد ؛ چون خدا بر اساس استعدادها امتحان می کند. ثانیاً سوالات سخت ترقّی های بزرگی نیز در پی دارند.لذا خداوند متعال فرمود: « وَ عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون ــ و چه بسا چیزى را ناخوش بدارید در حالی که برای شما خیر است و شاید چیزى را دوست داشته باشید در حالی که برایتان شرّ است؛ خدا مى داند و شما نمى دانید.» (بقره:۲۱۶)
خلاصه ی مطلب اینکه:
الف ـ پاره ای از پیش آمدها که برای ما رخ می دهند و خارج از اختیار ما هستند ، سوالات امتحانی خدا هستند که نحوه ی پاسخ ما به آنها تعیین کننده ی سرنوشت حقیقی ماست.امّا نحوه ی پاسخ گویی به این سوالات امتحانی را دین تعیین می کند. یعنی در این امور باید مطابق حکم دین برخورد نمود.
ب ـ پاره ای از این پیش آمدها نیز اگر چه از اختیار ما خارجند ولی مربوط به افعال اختیاری سابق ما هستند. یعنی نحوه ی عملکرد ما در نوع سوالات امتحانی بعدی که با آن مواجه می شویم نقش دارد. لذا هر چه ما دیندارتر و دین مدارتر باشیم ، سوالات بعدی که از ما می شود سعادت افزایی آنها بیشتر خواهدشد و امدادهای الهی نیز در پاسخ دادن به آنها بیشتر خواهد شد. خداوند متعال فرمود: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً ـ اى کسانى که ایمان آورده اید، اگر از خدا بترسید شما را بصیرت شناخت حق از باطل دهد» ( الأنفال : ۲۹ ) و فرمود: « مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ـ هر که از خدا بترسد، براى او راهى براى بیرون شدن قرار خواهد داد» (الطلاق : ۲ ) و فرمود: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى ـ و هر کس که از یاد من اعراض کند، زندگیش تنگ شود و در روز قیامت نابینا محشورش سازیم » ( طه : ۱۲۴ ) البته توجّه شود که زندگی تنگ لزوماً به معنی فقر و سختی ظاهری نیست بلکه احساس ضیق درونی است که مومنان حقیقی از آن آزادند و حتّی در بدترین شرائط ظاهری نیز درونی آرام دارند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
پدرم ۵۰روز از خانه بیرون نرفت و.آبجی م خیلی رعایت میکرد از هر لحاظ بهداشتی ،اما تقریبا ۲۰فروردین بخاطر مریضی ک من داشتم خواهر برادر اومدن عیادت .و یک تزریقات چی سه روز آمد تا آمپول ها منو بزنه و دو هفته بعد متوجه شدیم پدر علائم سرماخوردگی داره با مراجعه ب مرکز بهداشت متوجه شدیم متاسفانه کرونا گرفتن و بعد از سه روزه فوت شدن پدرم شدیدا مرد مومن با ایمان خوش اخلاق مهربان .....ابن اراده الهی هست یا خیانت بی احتیاطی ما ؟در صورتی ک تست منو ابجی منفی شد اما خواهر برادر خانم ش مثبت واقعا حق پدر نبود این مردن!درسته مرگ حق هست .لطفا بهم جواب بدید ممنون
پرسمان
سلام علیکم، شما همه کارهایی را که باید انجام داده اید. رعایت قرنطینه، روابط خانوادگی، مراجعه به پزشک و ... و همگی درست بوده است. این شرایطی است که برای همة ما هست و این راهی است که همة ما باید برویم. بنابراین باید همگی اراده الاهی را بپذیریم و خود را برای مواجهه با آن آماده کنیم.
شما نباید خودتان سرزنش کنید و خودتان را مقصر بدانید. شما باید صبور باشید. شاید ماهها یا یک سال طول می کشد که شما این تغییر در زندگی خودتان را و مرگ پدرتان را بپذیرد. این طبیعی است. به ویژه وقتی می گویید پدرتان شدیدا مرد مومن با ایمان خوش اخلاق و مهربانی بوده اند، این غصه برای همه ما بیشتر می شود .... از دست دادن چنین عزیزانی اصلاً آسان نیست. و چقدر خوب که با ما تماس گرفتید و ما را از این رخداد آگاه کردید. خداوند ان شاء الله ایشان را رحمت کند و قلب شما را در تحمل این مصیبت آرام و صبور گرداند.
و چقدر خوب است که بدانیم هم اکنون ما و شما و پدرتان در محضر خداوند مهربان نشسته ایم. او و پدرتان ما را می بینند و هر دو نگران غم و رنج شما هستند. خداوند و پدرتان ابدی اند، روزی ما نیز به آنها می پیوندیم و در کنار کسانی که دوستشان می داریم خواهیم بود.
کارهایی که شما باید بکنید این است:
به سلامت خود و خانواده خود توجه کنید. به خودتان برسید.
منزوی و گوشه گیر نشوید و خود را از دیگران پنهان نکنید.
سراغ داروهای آرام بخش بدون تجویز پزشک نروید.
احساسات خود را انکار نکنید.
در مورد مسائل مهم زندگی سریع تصمیم نگیرید.
و در باره پدرتان با دیگران صحبت کنید و ویژگی های خوب و مثبت ایشان را یادآوری کنید.
خیرات و مبرات و صدقات برای ایشان را فراموش نکنید.
اگر دوست دارید می توانید احساسات خود را بنویسید و مطالبی که می خواستید به پدرتان بگویید و هیچ گاه فرصت آن را نیافتید به روی کاغذ بیاورید.
چیزهایی به یاد ایشان درست کنید و کارهایی را که ایشان علاقه داشتند را انجام دهید.
برنامه ای برای نمازها و روزه های ایشان، اگر داشته باشند، بریزید.
خیلی به یاد ایشان باشید و دعایشان کنید.
در اینجا برای اینکه با مسأله خودتان خودآگاهانه برخورد کنید به نکاتی در مورد سوگواری و مراحل دوران سوگ اشاره می کنیم:
مراحل سوگواری عبارتند از:
۱ انکار و دوری گزینی: فرد در ابتدا ممکن است وقوع چنین فاجعه ای را انکار کند.
این مرحله ممکن است بسیار کوتاه یا طولانی باشد.
در این مرحله، فرد اغلب گوشه‌گیر گشته و خود را از روابط اجتماعی کنار می کشد.
(مثلاً وقتی به شخص خبر میرسد که یکی از اعضای فامیل فوت کرده، برایش بسیار مشکل است که این موضوع را باور کند)
۲٫ خشم: در این مرحله فرد مصیبت دیده نسبت به خود، فرد از دست رفته، یا همه‌ی جهان احساس خشم و عصبانیت می کند.
(چرا همچو کاری شد؟ چرا من باید عضو خانواده خود را از دست بدهم؟ چرا خدا جگرگوشه ام را از من گرفت؟)
۳٫ چانه‌زنی و میل به دیدار یا جستجوی فرد از دست رفته، این مرحله با اشتغال ذهنی در باره فرد از دست رفته و جستجو ویادآوری خاطرات وی همراه است.
(اگر پدرم/برادرم/زنم/دوستم زنده بماند، از او بهتر نگهداری میکنم، دوست بهتری میشوم، از او معذرت خواهی میکنم. خدایا یک شانس دیگر برایم بده!)
۴٫ افسردگی: در این مرحله اندوه و مصیبت ممکن است به صورت احساس افسردگی، بی تفاوتی، و بی حسی (کرختی) در فرد ظاهر شود.
(زندگی بی حاصل است. کاش زنده نمی‌بودم و این روز را نمی‌دیدم!)
۵٫ پذیرش/قبول: زمانی است که از ماتم، خشم، و اندوه فرد به تدریج کاسته می شود و او شروع به پذیرش واقعیت موجود می کند.
(همه‌ی ما می‌میریم. مرگ جزیی از زندگی ماست. عزیز ما از دست رفت، ولی امیدوارم در دنیای دیگر آرام باشد) سوگ و استرس
تجربه احساسات پیچیده نظیر خشم، غم، تنهایی، رنج، شرم، اضطراب، و گناه نزد افراد سوگوار امری شایع است، که می تواند فشار روانی فراوانی را موجب شود.
نکته اینجاست که انکار این احساسات و اجتناب از دیدن آنها به مراتب استرس بیشتری را نسبت به رویارویی با آنها به جسم و ذهن تحمیل می کند.
توصیه مثبت اندیشی و فراموش کردن یا نادیده گرفتن احساسات منفی به فرد مصیبت دیده ممکن است به تلاش وی برای پنهان کردن یا انکار این
عواطف منجر شود و فرایند طبیعی التیام را به تعویق بیاندازد. (به عبارت دیگر، نیازی نیست که برای فرد سوگوار بسیار تاکید کنیم که مثبت بیاندیشد و غم و ناراحتی خود را پنهان کند، چون این خود می تواند دوران سوگواری را طولانی تر کند) تفاوت سوگ و افسردگی
سوگ پاسخ طبیعی و سالم به یک مصیبت است و نه یک مریضی.
سوگ گرچه دردناک است ولی هدف تطابقی دارد.
فرد سوگوار در حالت عادی نیازی به مصرف داروهای ضد افسردگی ندارد.
گرچه دوا ممکن است برخی علایم سوگ را موقتاً تخفیف دهد ولی از آنجا که فرد را در مقابل درد کرخت (بی‌حس) می کند مانع از آن می‌شود که او با احساسات و افکار خود رو به رو شود و فرایند درمان را به تاخیر می اندازد.
وقتی سوگ برای مدتی طولانی به صورت مخرب و ناتوان کننده ادامه یابد (به خصوص در افرادی که سابقه افسردگی داشته و فاقد حمایت های اجتماعی مطلوب باشند) ممکن است خطر بیماری افسردگی را تشدید کند که در این صورت دریافت کمک های تخصصی ضروری است.
علایم هشدار دهنده افسردگی در شخص سوگوار
– افکار خودکشی
– احساس عمیق گناه یا بی ارزش بودن
– کندی کلام و حرکات جسمی
– اختلال در عملکرد فرد در خانه، مکتب، یا محل کار و بی توجهی به نظافت شخصی
– بی علاقگی نسبت به فعالیت های که قبلا برای فرد لذتبخش بودند
– کاهش یا افزایش وزن به طور چشمگیر و به هم ریختن الگوی خواب
– روی آوردن به مواد مخدر و ...
– درد یا احساس گرفتگی (ضیقی) در سینه
– توهم در خصوص متوفا (مثلاً متوفی را در بیداری می‌بیند، یا صدایش را می‌شنود)
(برای مطالعه بیشتر ر. ک. به مقاله: روان شناسی سوگواری https://article.tebyan.net/)

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.