قواعد ظهور ۱۳۹۳/۰۸/۱۷ - ۵۶۸ بازدید

با سلام و خسته نباشید.
می خواستم قواعد ظهور(نه حوادث) در آخرالزمان را بیان کنید؟
باتشکر


اگر قواعد ظهور همان شرایط ظهور باشد، بحث درستی است و الا صحبت از قواعد ظهور بدون دلیل و مدرک متقن ، نادرست می باشد و شرایط ظهور نیز همیشه مورد گفتگوی اندیشمندان و عالمان گذشته نظیر سید مرتضی و شیخ طوسی و خواجه نصیر الدین طوسی و... بوده و در دوران معاصر نیز بزرگانی چون سید محمد صدر و .... به آن پرداخته اند. شیخ طوسی(ره) در کتاب غیبت چنین آورده است: «آن چه در اینجا بیان می‌کنیم، مواردی است که سید مرتضی (ره) آن را در کتاب الذخیره و ما در کتاب تلخیص الشافی به بیان آن پرداخته‌ایم که تصرف امام( حضور و ظهور امام) به سه گونه انجام شدنی است: اول؛ آن چه به خدا ارتباط دارد، ایجاد آ فرینش امام است. دوم؛ آن چه به امام ارتباط دارد، مسؤلیت رهبری و امامت و به انجام رساندن آن است. سوم؛ آن چه به ما مردم ارتباط دارد، تصمیم به یاری و پشتیبانی امام و تسلیم بودن برابر فرمان اوست».[۲] بعد ایشان تأکید دارند که شرط اول و دوم تحقق پیدا کرده است و تنها یک شرط مانده تا بستر رخداد ظهور فراهم شود که آن همان وظیفه و رسالت مردم است. یعنی اگر یاری و آمادگی مردم(در واقع شرط ظهور و قاعده ظهور است) تحقق پیدا نماید، ناگزیر ظهور نیز تحقق پیدا می کند. همین مطلب را خواجه نصرالدین طوسی(ره) با بیان دیگر در کتاب تجرید الاعتقاد مطرح نموده است. علامه حلی(ره) در کشف المراد در شرح سخن خواجه بحث لطف بودن امام را مطرح کرده و می گوید اصل وجود امام برای بشریت لطف است و تصرف کردن امام در امور اجتماعی مردم لطف دیگری است و اگر می بینیم الان مردم از این لطف الهی محروم هستند یعنی ظهور امام زمان(ع) را در میان خود ندارند بخاطر کوتاهی و عدم آمادگی است که به مردم باز می گردد. « فکان منع اللطف الکامل منهم، لامن الله تعالی و لامن الامام»[۳] باز شیخ طوسی در جای دیگر از کتاب الغیبه تنها عاملی که مانع ظهور امام زمان(ع) می شود را خوف می داند که به تعبیری همین نیز به معنای عدم آمادگی است (لاعله تمنع من ظهوره الا خوفه علی نفسه من القتل)[۴] سید محمد صدر(ره) در کتاب غیبت کبری، شرایط ظهور را به اقسام چهارگانه تقسیم کرده و یکی را مربوط به خدا و دیگری را مربوط به امام و دوتای دیگر را مربوط به مردم دانسته است و اذعان می دارد آن چیزهای که مربوط به خدا و امام است تحقق پیدا کرده و آنچه که مربوط به مردم است تحقق پیدا نکرده است.[۵] پس بسیاری از اندیشمندان و علمای گذشته و معاصر تحقق ظهور امام را مشروط به آمادگی مردم نموده اند که در صورت تحقق آنها( که شرط و قاعده ظهور تلقی می شوند)، رخداد ظهور لحظه ای تأخیر نمی افتد زیرا اصل فلسفه وجودی امام بر این است که ظهور کرده و در میان مردم باشد.
پس در یک کلام می توان گفت آمادگی مردم اساسی ترین شرطی است که اولا مربوط به مردم است و ثانیا مردم وظیفه دارند جهت تحقق آن تلاش و کوشش نمایند. روایات مختلفی که در این خصوص از حضرات معصومین(ع) صادر شده به همین نکته اشاره دارند مثلا اگر می بینیم آمادگی یاران خاص شرط ظهور دانسته شده.[۶] و یا امتحان و تمحیص شرط ظهور دانسته شده.[۷] و یا معرفت و شناخت منتظران شرط ظهور تلقی شده است. همه و همه به نحوی اشاره به آمادگی دارد و در واقع آمادگی مردم یگانه شرط و قاعده ای است که ظهور را به ارمغان می آورد. امیر مومنان علی(ع) در این زمینه می فرماید: و اعلموا أن الأرض لا تخلو من حجة لله عز و جل و لکن الله سیعمی خلقه عنها بظلمهم و جورهم و إسرافهم على أنفسهم[۸] بدانید که زمین از حجت خدا خالی نمی ماند، اما خداوند، در اثر ظلم و ستم و اسراف بر نفس (گناهان) مردم، آنان را از دیدن او کور و محروم خواهد ساخت»، یعنی حجتش را از چشمهای خلق پنهان می کند. بنابر این می توان نتیجه گرفت که اولا؛ اصطلاح قواعد ظهور همان شرایط ظهور است. ثانیا؛ سخن گفتن پیرامون شرایط و قواعد ظهور با این مبنا هیچ اشکال و منعی ندارد. ثالثا؛ موید این مطلب سخنان و بیاناتی است که از اندیشمندان و علمای گذشته در این خصوص به یادگار مانده است.
تحقق شرایط ظهور وظیفه مردم
ظهور امام زمان(عج) علاوه بر علائم و نشانه ها، دارای شرایط و زمینه هایی است. منظور از شرایط ظهور، پدیده هایی هستند که ظهور بدون تحقق آنها رخ نخواهد داد. بین دو مقوله شرایط و نشانه های ظهور تفاوتهای اساسی وجود دارد؛ که نشانه های ظهور تنها نقش مشیر را داشته و حتمیت عقلی ندارند، یعنی خواه تحقق یابد و یا تحقق نیابد ، واقعه ظهور رخ خواهد داد. ولی شرایط ظهور، حتمیت عقلی دارند، یعنی حتماً باید اسباب و شرایط ظهور تحقق پیدا بکند تا ظهور رخ دهد. و همچنین ظهور همیشه وابسته به شرایط ظهور است ولی در مورد نشانه های ظهور این طور نیست. پس تفاوتهای اساسی میان شرایط ظهور با نشانه های ظهور عبارتند:
۱ـ علائم ظهور رخداد ظهور را به صورت احتمالی تخمین می زند ولی شرایط ظهور رخداد ظهور را به صورت قطعی نشان می دهد.
۲ـ تحقق ظهور بدون زمینه‌ها و شرایط آن غیرممکن است؛ اما تحقق ظهور بدون نشانه‌ها ممکن است
۳ـ از آنجا که مجموعه شرایط ظهور، علت تامه ظهورند، اجتماع آنها برای تحقق ظهور ضرورت دارد؛ برخلاف نشانه‌ها که می‌توانند در بستر زمان پراکنده باشند.
۴ـ انسان‌ها در تحقق نشانه‌های ظهور، مسئولیتی ندارند اما در مورد شرایط ظهور آن قسمتی(آمادگی) که مربوط به آنها است وظیفة دارند بسترهای تحقق آن را فراهم نمایند.
درسی که از این جایگاه ویژه و ممتاز می‌توان آموخت، این است که می بایست بیش از آنکه دغدغه تحقق نشانه‌های ظهور را داشته باشیم، به دنبال کسب معرفت شرایط و قواعد ظهور و چیستی و چگونگی تحقق آن باشیم. بی‌گمان دغدغه آشنایی با شرایط و قواعد ظهور و تلاش و کوشش در جهت تحقق آن‌ها، قدم گذاردن در مسیر معطری است که با گام به گامش می‌توان عطر فرح بخش ظهور را بیشتر و بیشتر حس کرد و لحظه به لحظه خود را به آن نزدیک‌تر دید. گرچه نکته یاد شده نمی‌تواند نفی کننده اهمیت بحث نشانه‌های ظهور باشد؛ چرا که این نیز کارکردهای مفید و متعددی دارد.بنابر این اولا؛ بحث قواعد و شرایط ظهور نه تداعی گر مساله انحرافی بابی گری است و نه قابل مقایسه با بحث ظهور صغرا و کبرا است
ثانیا؛ نه تنها بحث قواعد و شرایط ظهور و طرح آن هیچ گونه اشکالی ندارد. بلکه لازم است باورمندان مهدوی و منتظران واقعی جهت تحقق ظهور به دنبال شناخت و معرفی آنها و تحقق و اجرای آنها در جامعه باشند.
تعیین نصاب شرایط ظهور یعنی تعیین وقت ظهور
بی تردید از آنجائی که زمینه سازی و بستر سازی ظهور جزو وظایف اصلی منتطران است و انجام این وظیفه نیز بدون آگاهی و معرفت ممکن نیست. پس لازم است منتظران واقعی به شرایط و بسترهای ظهور، ماهیت، چیستی، انواع و اقسام آن، علم و آگاهی داشته باشند. اما حد نصاب شرایط ظهور چی؟ آیا ما می توانیم ادعا کنیم که آگاهی به حد نصاب شرایط ظهور داریم؟ یعنی بگوئیم ظلم و جور فراگیر شده پس شرایط و قواعد ظهور شکل گرفته و یا بگوئیم در خاورمیانه انقلابهایی رخ داده و در مردم آمادکی حاصل شده. پس شرایط ظهور محقق شده است؟ روشن است اگر این ادعا را داشته باشیم به نحوی برای رخداد ظهور زمان تعیین نموده ایم و به نحوی تکذیب روایت کذب الوقاتون را متوجه خود نموده ایم. زیرا آمادگی فراگیر و کامل مردم، شرط ظهور است و بر اساس داده های عقلی نسبت میان شرط و مشروط همان نسبت علت و معلول است یعنی با رخداد شرط، لامحال مشروط نیز تحقق پیدا می کند. و زمانی، آمادگی مردم به صورت علت تامه رخ می نماید که به حد نصاب رسیده باشد و حد نصابِ آمادگی، لامحال ظهور را به همراه دارد. پس هر کسی ادعا نماید که حد نصاب شکل گرفته و شرایط ظهور تحقق پیدا کرده است پس غیر مستقیم برای ظهور، زمان تعیین کرده است و این با مسلمات و قطعیات آموزه مهدویت در تهافت وتعارض است. چنانکه امام صادق(ع) به محمد بن مسلم می فرماید: مَنْ وَقَّتَ لَکَ مِنَ النَّاسِ شَیْئاً فَلَا تَهَابَنَّ أَنْ تُکَذِّبَهُ فَلَسْنَا نُوَقِّتُ لِأَحَدٍ وَقْتا.[۹] هر کس وقت ظهور را براى تو معین نمود، از تکذیب آن ملاحظه مکن، چه که ما (در این خصوص) براى کسى وقت معین نمى کنیم. باز در این زمینه از امام رضا(ع) نقل شده که از رسول گرامی اسلام(ص) در باره زمان ظهور پرسیده شد که : مَتَى یَخْرُجُ الْقَائِمُ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ فَقَالَ (ص) مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَةِ الَّتِی لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَه.[۱۰] چه زمانی فرزند شما حضرت مهدی ظهور می کند؟ فرمود مثل او مثل قیامت است که آشکار نکند وقتش را جز خداوند عز و جل و نیاید شما را جز ناگهانی. از مجموع این سخنان برداشت می شود که تعیین وقت ظهور چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم امری مذموم و ناپسند است و حضرات معصومین(ع) شدیدا از آن نهی کرده اند.
--------------------------------------------------------------------------------
[۲] شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص۴۱
[۳] . علامه حلی، شرح تجرید الاعتقاد، ص۲۸۵
[۴] . شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص۳۲۹
[۵] سید محمد صدر، غیبت کبرا، ص۴۰۰
[۶] . محمد نعمانی، غیبت نعمانی، ص۳۰۷
[۷] . شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۳۴۶
[۸] محمد نعمانی، غیبت نعمانی، ص۱۴۴
[۹] . شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص۴۲۶
[۱۰] . صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۷۳

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.