قیس‌بن‌سعد کارگزار امام علی(ع) در مصر ۱۴۰۰/۰۲/۱۲ - ۸۲۱ بازدید

امام علی در زمان خلافتش قیس بن سعد عباده را والی مصر کرد وی از امرای سر سخت امام بود،چرا که هم مانع نفوذ شامیان در مصر شد و هم فراریان جمل را مطیع ساخته بود پس از اینکه قیس به ضرب و زور معاویه به راه نیامد با خدعه سبزنشینان دمشق و حیله عمروعاص دست‌خطش را جعل کردند و برای امام فرستادند و ایشان از سر جبر گوش به نصایح خیرخواهانه جاهلانه سپرد و وی را عزل کرد و محمد ابی بکر را به جایش گمارد.
هنگامی که خبر نفوذ شام درمصر شنید مالک اشتر را به جای محمد والی مصر کرد ولی به حیلت عمروعاص در راه مصر مسموم و شهید شد و ستون سرسخت خلافتش را از دست داد و امام محمد را مامور رویارویی با عمروعاص کرد اما به دلیل جوانی و بی تجربگی شکست خورد و...
چرا امام علی پس از ماجرای قیس که اظهار پشیمانی کرد و وی را از یاران مورد اطمینان خود قرار داد؛ وی را دوباره به ولایت مصر نگماشت زیرا که با این حرکت یک تیر به چند نشان می زد، هم مصر به دست عمرعاص نمی افتاد، هم مالک شمشیرش زنده می ماند و تا اخر کنارش می ماند و نافرمانی ها را مدیریت می کرد و هم محمد ابابکر زنده می ماند که بزرگ شده و فرزندخوانده اش بود
سوال اصلی من این است که با وجود سرسختی قیس درباب حکومت شام و رفع سوتفاهم وی با امام؛ دوباره حکومت مصر را به وی نسپردند؟؟

دلیل تراشی برای این موضوع چون شرایط آن زمان را نمی‌دانیم سخت است، شاید اطرافیان امام مانع شدند یا خود قیس قبول نکرده چون ولایت آذربایجان را پذیرفته بود.امام علی(ع) قیس بن سعد، را در سال ۳۶ق. به ولایت مصر منصوب کرد.[۱] امام به او پیشنهاد کرد که با لشکری به مصر برود. اما قیس گفت تنها با خانواده به مصر می‌رود و نیازی به بردن لشکر ندارد و این لشکر تحت اختیار امام باشد، بهتر است.[2] برخی گزارشگران گفته‌اند که در دوره او دست معاویه از مصر کوتاه شد و معاویه با وجود تلاش‌های بسیار نتوانست قیس را به سمت خود جذب کند. معاویه در نهایت چاره‌ای ندید جز آن که با نیرنگ او را از مصر بیرون کند و بدین رو، با ترفندی، شایع کرد که قیس در خونخواهی عثمان(نک: مدخل پیراهن عثمان) با او همراه است و چون شایعه بالا گرفت، علی(ع) قیس را از ولایت مصر برکنار کرد.[3]برخی منابع دیگر آورده‌اند که از همان آغاز که قیس به ولایت مصر منصوب شد، معاویه در نامه‌هایی کوشید تا با تهدید و تطمیع، وی را با خود همراه کند ولی موفق نشد و در آخرین نامه او را به شدت تهدید کرد.[4] سپس نامه‌ای جعل کرد که بنابر آن، قیس با او ابراز همراهی کرده بود. نامه را در شام بر شامیان خواند. شایعه همراهی قیس با معاویه به علی(ع) رسید و او باور نکرد اما با نزدیکانش از جمله حسنین(ع) و عبدالله بن جعفر مشورت کرد. عبدالله بن جعفر توصیه کرد که او را برکنار کند.[5] با این حال، حضرت علی(ع) مخالف برکناری قیس بود و او را وفادار می‌دانست[6] تا این که نامه‌هایی از سوی قیس رسید. قیس در این نامه‌ها نوشته بود که به صلاح نمی‌داند با کسانی در مصر که با علی(ع) بیعت نکرده و نمی‌کنند و همچنین با معاویه نیز بیعت نمی‌کنند، سخت بگیرد. امام علی(ع) با اصرار افرادی چون عبدالله بن جعفر در پاسخ او تاکید کرد که آنها باید تکلیف خود را مشخص کنند که آیا با خلیفه رسمی مسلمانان‌اند یا با معاویه. و قیس باید از آنها بیعت بگیرد.[7] قیس آشکارا در نامه‌ای به امام علی(ع)از این کار بدین دلیل که این جماعت را مسالمت‌جو و نه در پی جنگ و فتنه می‌پنداشت، سرپیچید. بدین ترتیب، امام علی(ع) به اصرار برخی افراد او را از ولایت مصر برکنار کرد.[8]
البته گذشت زمان نشان داد مشورت قیس برای امام در مورد آنهایی که کناره جسته بودند از مشورت برخی اطرافیان دیگر امام بهتر بوده و پس از این داستان و کشف واقعه برای مردم، امام علی(ع)، قیس را از نزدیکان خود قرار داد و به مشورت‌هایش گوش می‌کرد.[9]
قیس پس از برکناری، ابتدا به مدینه رفت و به نقل برخی منابع گویی از حضرت علی(ع) برای عزل از ولایت مصر دلخور بود؛ ولی از سوی عاملان معاویه که در مدینه حضور داشتند با آزار رو به رو شد.[۱0] و بدین رو مدتی بعد به کوفه رفت.[11]
حضور در جنگ‌ها
قیس در جنگ‌های دوره امام علی(ع) همراه او بود. بنابر منابع قیس در آغاز جنگ جمل، آن حضرت را به مقابله تشویق و انصار را برای یاری با آن حضرت بسیج کرد.[12] امام علی(ع)، پس از عزل قیس از ولایت مصر، ولایت آذربایجان را به وی سپرد. و در آستانه جنگ صفین نامه‌ای به او نوشت که عبدالله بن شمیل احمسی را به جای خود بگمارد و راهی کوفه شود.[13] و به عنوان یکی از فرماندهان ارشد علی(ع) در جنگ صفین شرکت کرد.[14] و در این جنگ رشادت‌های بسیاری از خود نشان داد. گفته شده است حضرت علی در این جنگ، پرچم پیامبر را به دست وی داد. در جنگ نهروان امام علی قیس و ابوایوب انصاری را نزد خوارج فرستاد، تا از جنگ خودداری کنند.[15]
اشعار قیس در جنگ صفین
هذا اللواء الّذی کنّا نحفّ به مع النبی و جبریل لنا مدد
ما ضرّ من کانت الأنصار عیبته ألّا یکون له من غیرهم أحد
قوم إذا حاربوا طالت أکفّهم بالمشرفیة حتی یفتح البلد[16]
برگرفته از پایگاه ویکی شیعه
پی‌نوشت:
1. دینوری، الأخبارالطوال، ص۱۴۱؛ ابن خلدون، تاریخ، ج‌۲، ص۶۲۳.
2. ثقفی، الغارات، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۱۲۷.
3. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج‌۳، ص۱۲۹۰.
4. ثقفی، الغارات/ترجمه، ص۱۰۴.
5. ثقفی، الغارات/ترجمه، ص۱۰۶.
6. ثقفی، الغارات/ترجمه،ص۱۰۶
7. ثقفی، الغارات/ترجمه، ص۱۰۶
8. نک: ثقفی، الغارات/ترجمه،ص۱۰۶- ۱۰۸.
9. «معاویه چگونه با تبلیغات دروغ به اینکه قیس بن سعد (از فرمانداران اصلی امام) به او پیوسته، امام را مجبور کرد قیس را برکنار کند؟»
10. بلاذری، أنساب ‌الأشراف،ج‌۲، ص۳۰۰.
11. نک: ثقفی، الغارات/ترجمه،ص۱۱۰.
12. نک: دینوری، الإمامةوالسیاسة،ج ۱، ص۲۶.
13. یعقوبی،‌ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۰۲-۲۰۳.
14. نک: ثقفی، الغارات/ترجمه،ص۱۱۰.
15. دینوری، اخبارالطوال،‌ص۲۰۷.
16. الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۹۳.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
قدرت حاکمیت امام علی(ع) در ماجراهای مختلف ودر مواجهه با مسائل گوناگون کم یا زیاد میشود! مثلا یکجا علی از پیامبر هم پیشی میگیرد و به درجه خدایی نایل میگردد و از آینده خبر دارد و درجایی خبر ندارد قیس چه کرده و چه خواهد کرد ! دچار شک و تردید میشود و به پیشنهاد و مشورت دیگران نیازمند ! ازاین داستان مشخص میشود ک قیس شخص قابل قبول‌تری برای منصب خلیفه گری بوده ! چونکه حال و روز مردمان را بهتر دریافته بوده و سعی داشته با ایشان کنار آید نه اینکه به ضرب و زور شمشیر و دستورات الله خلق را به خاک و خون بکشاند ! حتی اگر مخالف دین باشند .
پرسمان
سلام علیکم، این تحلیل شما حاکی از بی‌اطلاعی شما از تاریخ و جایگاه امام معصوم(ع) و جانشینی پیامبر(ص) است که بایستی حتما در این دو موضوع منابع معتبر را مطالعه کنید.
در اینجا ذکر چند نکته لازم است:
۱- علی(ع) در مواجهه با مسایل گوناگون همانند همه افراد ، با توجه به فرد و افراد و شرایط و مقتضیات تصمیم می‌گیرد و این امری طبیعی در تدبیر و مدیریت است .
۲- علی(ع) هیج جا از پیامبر(ص) پیشی نگرفت و ادعای خدایی نکرد وقتی خود را بنده‌ای از بندگان پیامبر(ص) می‌داند.
۳- علی(ع) به عنوان امام و حاکم می داند که قیس چه کرده و چه خواهد کرد اما تصمیم فرد و فردی نیست بلکه شرایط و حوادث و مقتضیات عزل و نصب ها را تعیین می‌کند .
۴- شور و مشورت با دیگران امری قرآنی و عقلی است و علی(ع) از این امر برای رشد جامعه و اطرافیان خود در تصمیم‌گیری‌ها استفاده می‌کرده است .
۵- امامت و رهبری امر و جایگاهی الهی است نه دنیایی که قیس جای علی(ع) بنشیند که چون بهتر با مردم تعامل می‌کرد . اگر این گونه باشد ممکن است معاویه و یزید هم در سیاست‌بازی با مردم بهتر تعامل کنند !!!
۶- علی(ع) هرگز با ضرب زور و شمشیر بر مردم حکومت نکرد بلکه از حکومت و کوفه در مقابل تهاجم اصحاب جمل و صفین و نهروان به نحو احسن دفاع کرد .
در پایان مجددا سفارش می شود بر مطالعات دقیق تاریخی خود بیفزایید و نسبت به حوادث و وقایع تاریخی دیدگاه منصفانه و عالمانه‌ایی داشته باشید .
میهمان
سلام چندتا منطقه از کشورها در زمان حکومت امام علی(ع) تحت‌امر خلافت حضرت بود؟ با تشکر
پرسمان
سلام علیکم، کارگزاران و مناطق حکومتی علی ع در طی ۵ سال عبارتند از : کارگزاران حکومتی را به چند گروه تقسیم می‌کنند که عبارتند از :
۱) استانداران و فرمانداران،
۲) کارگزاران بیت‌المال
۳) کارگزاران گردآوری صدقات، زکات و مالیات،
۴) بازرسان،
۵) قضات
۶) کاتبان و دبیران
۷) حاجبان و دربانان که جمع آنان بالغ بر نود و یک تن می‌شود.
همچنین عده‌ای به عنوان عیون (نیروی اطلاعاتی)، سفیران و فرستادگان و نیروهای نظامی و انتظامی (شرطه الخمیس) خدمت می‌کردند. مناطق تحت حکومت علی عبارت بود از:
- کارگزاران علی در شبه‌جزیره عربستان که شامل حجاز، تهامه، نجد، یمن و یمامه می‌شده‌است.
- کارگزاران علی درعراق شامل مناطق غربی فرات، مناطقی همچون حیره و انبار،
- کارگزاران علی درمناطق شمالی بین‌النهرین که جزیره نامیده می‌شده و موصل مرکز آن بوده
- کارگزاران علی در مناطق جنوبی بین‌النهرین که از جمله شهرهای مهم آن مدائن و بصره بوده‌است.
- کارگزاران علی در ایران بزرگ منطقه ایران (مملکت فُرس یا فارسیان)که شامل چند استان مجزا نظیر آذربایجان، خراسان و سجستان بوده و فرماندارانی در شهرهای مهم آن نظیر اهواز، ری، اصفهان، همدان، قزوین، اصطخر، اردشیر خره حکمرانی می‌کرده‌اند.
- کارگزاران علی در مصر نیز تا مدتی تحت حاکمیت علی بوده‌است.
- کارگزاران علی ع در منطقه یمن
- کارگزاران علی ع در منطقه بحرین و عمّان
اما شام تحت فرمان معاویه بود، که از حکومت علی سرپیچی نمود.
حضرت استانداران و فرمانداران مختلفی را در این مناطق منصوب و یا معزول کردند . حدود جغرافیای حکومت امام علی(ع)
شایان ذکر است در زمان امام به دلایلی از جمله اشتغال امام به جنگهای داخلی، فتوحات ادامه نیافت و قلمرو حکومت اسلامی، قلمرو حکومت در زمان عثمان بود و پنج ایالت آن عبارت بودند از: ایالت شبه جزیره عربستان، مصر، عراق، ایران و شام. گفتنی است منطقه شام به جهت طغیان و سرکشی معاویه، به قلمرو حکومت علی نپیوست و علی رغم تلاش امیر مؤمنان برای الحاق شام به قلمرو حکومت خود و بروز جنگ صفین بین امام(ع) و معاویه، این امر تحقق نیافت و همچنان شام در تصرف معاویه باقی ماند. منابع جهت مطالعه بیشتر :
- کارگزاران و موقعیت جغرافیایى حکومت على(ع) ، سید غلامحسین حسینی ، فصلنامه حکومت اسلامی ۱۳۷۹ شماره ۱۸
- سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع) (دوره چهار جلدی)نویسنده علی اکبر ذاکری ،ناشر : بوستان کتاب قم

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.