کابرد برنامه هسته ای ۱۳۹۴/۹/۴ - ۲۱۲ بازدید

بررسی برنامه هسته ای ایران و فرصت یا تهدید بودن آن در ابعاد سیاسی و اقتصادی؟
تلاش و تاکید نظام جمهوری اسلامی جهت خودکفایی در چرخه سوخت هسته ای و غنی سازی اورانیوم برای مصارف صلح آمیز ، دارای پشتوانه کاملا منطقی و در چارچوب منافع و مصالح کشور بوده و از ابعاد گوناگون قابل دفاع می باشد که ذیلا به نکاتی در این زمینه اشاره می گردد:
۱- اهمیت انرژی: انرژی در جهان امروز یک عامل راهبردی است و اغلب کشورهای جهان به خصوص آنها که به دنبال اعمال اراده و قدرت خود بر دیگر کشورها می باشند از همین دریچه به مقوله انرژی می نگرند. مقوله انرژی برای کشورهای سلطه طلب، نقش موتور محرکه اقتصاد و تولید ملی و تعیین کننده جایگاه آنها در نظام سرمایه داری جهان را دارد و همچنین تضمین کننده منافع و امنیت ملی آنها است، برای کشور ما نیز چگونگی سامان دهی به سیاستهای بخش انرژی، نقش کلیدی در فرآیند تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را داراست و لذا ضروری است در این بخش و بخصوص نفت و گاز و به دنبال اینها انرژی هسته ای، برنامه ای دقیق و استراتژیک اندیشیده و متناسب با شرایط واقعی موجود داخلی و جهانی داشته باشیم. بدیهی است در چند دهه آینده، اورانیوم غنی شده دقیقا نقشی را دارد که امروز نفت در مناسبات جهانی دارد. اما مطمئنا کشورهایی که در آینده غنی سازی اورانیوم را تحت اختیار خودشان دارند نه تنها بر بازار انرژی تسلط خواهند داشت که بر تمام دنیا حکومت خواهند کرد. اگر مشاهده می شود امروز کشورهای غربی تمام توان خود را برای این بکار بسته اند که این فناوری را غیر از خودشان کسی نداشته باشد همین دورنمایی است که از سالهای دیگر دارند.
۲- تدوین استراتژی های کلان: نگرش استراتژیک دارای دو مشخصه میان رشته ای یا فرابخشی بودن (جامع بودن) و طولانی مدت بودن است، که در سایر نگرش ها اعم از نگرش اقتصادی و فنی صِرف ،کمتر به آنها توجه می شود. در این نگرش منافع و مضرات بخش انرژی تنها در محدوده بخش مذکور مورد لحاظ قرار نمی گیرد بلکه در کل چارچوب نظام و با توجه به رعایت و حفظ امنیت ملی لحاظ می شود و منافع نظام اجتماعی را حداکثر و مضرات آن را به حداقل می رساند. برنامه استراتژیک، باید از سویی با توجه به توانایی های واقعی و از سوی دیگر در چارچوب استراتژیهای کلان کشور سامان پذیرفته و در تعامل با سایر حوزه ها طراحی شود.(ر.ک : اقتصاد انرژی هسته ای ، رامتین راوندی ، منبع: روزنامه «همشهری»)
۳- فناوری صلح آمیز هسته ای به عنوان حق مسلم: داشتن فناوری صلح آمیز هسته ای یکی از حقوق مسلمی است که کشور ما همچون هر کشور دیگری از آن برخوردار است و همانگونه که همگان می دانیم دفاع از حقوق مسلم هر کشور وظیفه ای است که بر عهده مسئولان و دست اندرکاران یک نظام قرار دارد و هر گونه مماشاتی در قبال این حقوق جز کوتاهی و تقصیر در انجام وظیفه نمی باشد ، به ویژه با توجه به کاربردهایی که انرژی صلح آمیز هسته ای در جهان امروز دارد استفاده از آن یک ضرورت گریز ناپذیر به شمار می آید به گونه ای که یکی از فاکتورهای توسعه یافتگی اقتصادی کشورهای جهان امروز داشتن فناوری های مرتبط با انرژی هسته ای می باشد و در آینده نیز با توجه به رو به اتمام بودن انرژی های فسیلی ، قطعا این انرژی به یک منبع استراتژیک در تامین سوخت مورد نیاز کشورهای جهان تبدیل خواهد شد که در آن صورت اگر ما از امروز به فکر دست یابی به این انرژی نباشیم قطعا آیندگان مسئولان و ملت دوران فعلی را به خاطر اهمال در دست یابی به این فناوری پیشرفته ملامت خواهند کرد .
۴- صرفه اقتصادی:بحث مقرون به صرفه نبودن غنی سازی اورانیوم و راه اندازی چرخه و تولید سوخت در داخل ، تفکری است که در زمان شاه و بقیه وابستگان به خارج وجود داشت و امروزه نیز آمریکا ئیها و اروپایی ها و در یک مرحله ای هم روس هامطرح و همواره تلاش کرده اند ظاهری علمی و استدلالی به آن بدهند.نظیر اینکه اگر کشوری دارنده کمتر از ۵۰ نیروگاه باشد، راه اندازی چرخه سوخت برایش صرفه اقتصادی ندارد. در حالی که اگر آن ضوابطی که آنها برای اقتصادی بودن بهره مندی یک کشور از چرخه سوخت مطرح می کنند بخواهد اعمال بشود برای هیچ کشوری توجیه اقتصادی نداشته است ؛ به عنوان نمونه محاسبات اقتصادی مربوط به کشورهایی که هم اکنون تولید کننده و صادر کننده سوخت هسته ای می باشند، از ابتدا تا کنون بیانگر این واقعیت است که در ابتدا همه سرمایه چنین فرایندی توسط دولت هایشان تأمین و سوبسید تمام عیار درازمدت دریافت می نموده اند تا اینکه بالاخره کارشان اقتصادی و تبدیل به یک فعالیت سودآور گردید. خصوصا با توجه به اینکه بعضی کشورها مانند آمریکا، روسیه، فرانسه و انگلستان در ابتدای کار اهداف امنیتی داشته اند و قبل از هر کاری به دنبال سلاح رفته اند و بعد درکنار آن اکثراً با سوبسید تأسیسات تولید سوخت راه انداخته و به تدریج آن را سودآور کرده اند. در مورد آلمان و هلند و ژاپن، مسلم است که راه اندازی سیکل سوخت روز اول برای آنها اقتصادی نبوده است. دولت هایشان سرمایه گذاری کرده و در درازمدت هزینه های آن را تقبل کرده برای اینکه بتواند سوخت موردنیاز خودش را تأمین بکند و صادرات هم داشته باشد. بنابراین، این که یک فناوری فوق العاده سطح بالا از همان روز اول بدون حمایت دولت، اقتصادی و سودده باشد، بسیار حرف نامعقولی است و نه فقط در صنعت هسته ای بلکه در هیچ فناوری دیگری امکان منطقی ندارد.حتی بسیاری از این کشورها هنوز هم سوبسید دریافت می کنند. منتها این سوبسیدها پنهان است و اعلام نمی شود، چون می خواهند بگویند فقط کار ما اقتصادی است و کار بقیه توجیه اقتصادی ندارد. بر این اساس اگر برخی ادعا می کنند که غنی سازی در ایران مقرون به صرفه نیست در سایر کشورها هم همینطور خواهد بود.(ر.ک : اینجا آخر بازی است، گفت و گو با سیروس ناصری ، روزنامه کیهان ، ۱۷/۲/۱۳۸۴)
۵- غنی سازی و آینده نگری: بررسی شرایط کنونی جهان و نحوه عملکرد قدرتها در روابط بین المللی با کشورهای در حال توسعه و خصوصا مخالفت های اساسی آنان با نظام اسلامی ایران و جایگاهی که انرژی هسته ای در سالهای آینده در علوم مختلف و عرصه های گوناگون زندگی بشری ایفا خواهد نمود ، همگی مبین رابطه مستقیم غنی سازی با منافع ملی ، مصالح و حفظ استقلال کشورمان می باشد؛ قطعا در حدود ۱۰ سال دیگر گرایش به انرژی هسته ای در دنیا شتاب بسیار بالایی خواهد گرفت و در آن صورت به طور طبیعی نیاز به سوخت هم افزایش فوق العاده ای پیدا خواهد کرد. و انشاالله با توجه به جدیت عزم و ایستادگی ایران در زمینه خودکفایی در سوخت هسته ای ، آن روز ایران قطعا یک بازیگر عمده بین المللی در این زمینه خواهد بود و از آنجا که در منطقه جلوتر از همه حرکت می کند، نقش منطقه ای ممتازی نیز خواهد یافت. این امری فوق العاده استراتژیک برای ماست. وقتی ما به جایگاهی برسیم که ایران که به لحاظ منابع انرژی مانند نفت و گاز همواره یک بازیگر اصلی و مؤثر بوده، در صحنه انرژی های نوین مانند انرژی هسته ای هم پیشرو باشد، مسلما جایگاه ما در سطح منطقه ای و جهانی بسیار رفیع خواهد بود.
و بالآخره اینکه نحوه برخورد آژانس و سایر قدرت های هسته ای در مسأله پرونده هسته ای ایران و اصرار بر نادیده گرفتن حقوق مسلم ایران، درس خوبی برای بی اعتمادی و عدم تکیه بر چنین کشورهایی است؛ مسلما کسانی که به پیمان‌های جهانی پایبند نیستند، مسلما به قراردادهای بین کشورها خصوصا در موضوع حساسی چون سوخت هسته ای عمل نخواهند کرد. از این رو دلیلی ندارد کشوری که توان تامین و خوکفایی در سوخت هسته ای را دارد آن را رها کرده و محتاج دیگران بشود. چنین موضوعی برخلاف منطق، حکم عقل، منافع ملی و مصالح کشور بوده و به معنای مسدود نمودن راه پیشرفت و توسعه کشور است و نتیجه ای جز وابستگی به دنبال ندارد، از این رو به هیچ وجه پذیرفته نیست. چنانکه مقام معظم رهبری می فرماید: «جمهوری اسلامی و ملت ایران بر اساس منطق اسلام به دنبال بمب اتمی نبوده و نیستند اما استفاده از دانش و فناوری هسته ای را حق مسلم خود می دانند و دانشمندان پر توان ایران همراه با دولت و ملت به عنوان وظیفه ای ملی این هدف را دنبال خواهند کرد».(سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با دست اندرکاران جهاد دانشگاهی۱/۴/۱۳۸۳)
۶- اهداف جمهوری اسلامی ایران از دستیابی به تکنولوژی هسته ای: این انرژی دارای کاربردهای فراوانی است که به دو بخش استفاده صلح جویانه و نظامی تقسیم می شود:
الف. استفاده صلح جویانه
جمهوری اسلامی ایران در طول سالیان اخیر همواره تاکید بر استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای داشته است و کاربردهای صلح‌آمیز، انگیزه اصلی طرح تجهیز هسته‌ای کشورمان می‌باشد که عبارتند از:
۱- تحصیل توانمندی‌های مورد نیاز در عرصه‌های گوناگون بین‌المللی به شکل مدرن آن.
۲- ورود به صنعت چرخة سوخت هسته‌ای (مجموعه حلقه‌هایی از دست‌یابی به سنگ و تبدیل آن به قرص اورانیوم را شامل می‌شود) که اکنون ایران رسماً به این گروه دعوت شده است.
۳- استفاده از کاربردهای غیرنظامی انرژی هسته‌ای در عرصه‌های مختلف و مورد نیاز طبیعی کشور از قبیل :
۱-۳. کاربرد انرژی اتمی در تولید برق.
۲-۳. کاربرد انرژی هسته‌ای در بخش صنایع.
۳-۳. کاربرد در بخش صنایع غذایی و کشاورزی.
۴-۳. کاربرد تکنیک‌های هسته‌ای در مدیریت منابع آب.
۵-۳. کاربرد انرژی هسته‌ای در بخش پزشکی و بهداشتی.
۶ -۳ . کاربرد در بخش دامپزشکی و دامپروری.
ب- کاربرد نظامی
بدترین و خطرناک ترین نوع استفاده از این انرزی کاربردهای نظامی آن است که به دلیل قدرت تخریبی بسیار بالا خسارت های غیرقابل تصور مختلفی را برای بشریت و طبیعت به وجود می آورد؛ انفجاریک بمب اتمی سبب تولید یک موج گرمای بسیار شدید ، تولید موج انفجار فوق العاده قوی ، ایجاد انواع مختلف تابش های خطرنک و تولید ابری از ذرات و غبارهای رادیو اکتیو و قطعات بمب که به مرور مجددا فرو می ریزد و... می شود. نمونة بارز آن بکارگیری این سلاح مخرب توسط دولت آمریکا در شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن در خلال جنگ جهانی دوم است که قربانیان فراوانی را به همراه داشت و هنوز هم بسیاری از آثار این عمل غیرانسانی در آن جامعه مشهور و ملموس است.
جمهوری اسلامی ایران علیرغم مسابقه تسلیحاتی کشورهای بزرگ و برخی کشورهای منطقه در تولید و تکثیر این سلاح در جهت تهدید دیگر کشورها و عنصر بازدارندگی ؛ با توجه به خسارات و پیامدهای غیر انسانی آن از یک سو وهمچنین ممنوعیت استفاده از سلاح های کشتار جمعی در اسلام و فتوای صریح مقام معظم رهبری در حرمت آن ، از ابتدای شکل گیری خود تا کنون ضمن پیوستن به کنوانسیون ها و قراردادهاى منع تولید و تکثیر سلاححهای کشتارجمعی و هسته ای همواره بر کنترل و عاری سازی تمامی کشور ها از انواع سلاح های کشتار جمعی تاکید داشته و در موقعیت های متعدد آن را پیگیری نموده است.و حتى در سخت ترین شرایط، مانند بمباران شیمیایى شهرهاى کشور توسط رژیم عراق، تعهد خود را مبنى بر عدم استفاده از این سلاح ها، به اثبات رسانده است.
۷- کشورهای نظام سلطه از جمله کشورهای غربی و آمریکا به خوبی می دانند که فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران صلح آمیز است ، اما آنان به طور کلی با هر گونه پیشرفت کشورمان مخالف هستند و تا جایی که می توانند به سنگ اندازی در مسیر پیشرفت های ملت ایران می پردازند به طوری که مثلا گاه بر علیه برنامه های فضایی جمهوری اسلامی ایران نیز - که ارتباط بسیار اندکی با فعالیت های نظامی خطرناک دارد و معمولا کشورها برای بالا بردن توان ارتباطات و مخابرات خود تلاش می کنند تا از این فناوری استفاده نمایند - جوسازی می کنند . لذا اگر قرار بر این باشد که به خاطر هر مخالفت و فشاری ، مسئولان کشورمان پا پس کشیده و نخواهند از حقوق خود استفاده کنند در آن صورت دیر زمانی نخواهد کشید که کشورمان به یک کشور عقب مانده و ویرانه تبدیل خواهد شد که در خوشبینانه ترین حالت در هر زمینه ای حتی در زمینه صنایع کوچک ، یک کشور وابسته به بیگانه خواهد بود که ویژگی چنین کشورهایی ، آسیب پذیری در برابر هر تهدیدی خواهد بود چنانکه بسیاری از کشورهای دنیا به خاطر وابستگی های خود به قدرت ها حتی در تصمیم سازی های داخلی خود توانایی کامل ندارند و گاه اتفاق می افتد که کل مردم یک کشور خواستار تصمیمی خاص در یک زمینه هستند ولی به دلیل مخالفت غرب با آن تصمیم ، آن دولت مجبور می شود تصمیم غرب را بر اراده ملت خود ترجیح دهد که همین مساله نیز باعث به وجود آمدن تنش های سیاسی و اجتماعی در درون کشور و التهابات سیاسی می گردد و در نهایت به تحقیر سیاسی ملت ها منجر می شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.