کراهت لباس مشکی ۱۳۸۷/۱۱/۱۳ - ۳۱۹۴ بازدید

پیراهن مشکی پوشیدن در محرم و صفر چه روایتی دارد؟ آیا روایتی از امام رضا(ع) درباره این قضیه است و آیا تا چهلم امام حسین(ع) توصیه شده یا تا آخر صفر؟

رنگ سیاه از جهات گوناگون، آثار و خواص مختلف دارد و به اعتبار هر یک از این خواص، در مورد یا مواردى خاص، فرد یا گروهى مخصوص براى منظور ویژه خویش از آن بهره مى گیرند. رنگ سیاه از جهتى رنگ پوشش است؛ یعنى، رنگ تیره سبب استتار و اختفا مى گردد و گاه براى چنین امرى به کار گرفته مى شود.نگا: یادداشت هایى در زمینه فرهنگ و تاریخ، صص ۲۷۲-۲۷۳. رنگ سیاه از جهت دیگر، رنگ هیبت و تشخص است و ازاین رو، لباس رسمى شخصیت ها نوعاً سیاه یا سرمه اى سیر است، و در نقل هاى تاریخى موارد فراوانى را مى توان یافت که براى نشان دادن هیبت و تشخص فرد، گروه، حکومت یا مسأله اى از این رنگ استفاده مى شده است.
ابن اثیر یکى از مورخان برجسته مى نویسد: ابومسلم خراسانى روزى خطبه خواند. مردى برخاست و پرسید: این علامت سیاه که بر تو مى بینم، چیست؟ گفت: ابوزبیر از جابر بن عبدالله انصارى روایت کرده است که گفت: پیغمبر(ص) هنگام فتح مکه عمامه سیاهى بر سر داشت و این لباس هیبت و لباس دولت است. (ترجمه الکامل، ج ۹، ص ۱۱۴).
یکى دیگر از خواص و آثار رنگ سیاه، آن است که این رنگ به صورت طبیعى، رنگى حزن آور و دلگیر و مناسب عزا و ماتم است. از همین رو، بسیارى از مردم جهان، از این رنگ به عنوان اظهار غم و اندوه از مرگ دوستان و عزیزان خود سود مى جویند. امّا باید توجه داشت که انتخاب رنگ سیاه در ایام سوگوارى - علاوه بر نکته فوق - علتى منطقى - عاطفى نیز دارد و آن عبارت است از این حقیقت که کسى که در ماتم عزیزان خویش، جامه سیاه مى پوشد و در و دیوار را سیاهپوش مى کند، با این عمل مى خواهد بگوید و بفهماند که: «تو، مایه روشنى چشم من و در حکم فروغ دیدگان من بودى و دفن پیکر تو در دل خاک بسان افول ماه و خورشید در چاه مغرب، سینه حیات و زندگى را در چشمم تیره و تار ساخته و زمین و زمان را در سیاهى و ظلمت فرو برده است». چنان که حضرت زهرا(س) در روز هشتم رحلت حضرت رسول(ص) بر سر قبر آن حضرت رفت و فریاد برآورد: «یا ابتاه انقطعت بک الدنیا بانوارها و زوت زهرتها و کانت ببهجتک زاهرة فقد اسود نهارها، فصار یحکى حنادسها رطبها و یابسها ... و الأسى لازمنا ...»؛ بحارالانوار، ج ۴۳، صص ۱۷۴ - ۱۸۰.
«اى پدر! تو رفتى و با رفتن تو، دنیا روشنى هاى خویش را از ما برگرفت و نعمت و خوشى اش را از ما دریغ کرد. جهان، به حسن و جمال تو، روشن و درخشان بود [ولى اکنون با رفتن تو ]روز روشن آن سیاه گشته و تر و خشکش حکایت از شب هاى بس تاریک دارد ... و حزن و اندوه، همواره، ملازم ما است ...».
بى مهر رخت، روز مرا نور نمانده است      و ز عمر، مرا جز شب دیجور نمانده است
بنابراین، سیاه پوشى، به دلیل رمز و رازى که در این رنگ نهفته است؛ به عنوان یک رسم طبیعى و سنت منطقى نشان حزن و اندوه دارد و پیروان اهل بیت(ع) در ایام عزادارى، لباس سیاه بر تن مى کنند؛ زیرا لباس سیاه، نشانه عشق و دوستى به ساحت آنان، اعلام جانبدارى از سرور آزادگان، در جبهه ستیز حق و باطل و اظهار تیره شدن آفاق حیات معنوى است.نگا: سیاهپوشى در سوگ ائمه نور، صص ۳۱ - ۵۳. لباس مشکین در عزادارى امامان نور(ع) - خصوصاً سالار شهیدان - جسمى تیره، ولى جانى روشن دارد. در ظاهر سیاه است ولى در باطن سپید و چه خوش گفته است شیخ محمود شبسترى در گلشن راز: سیاهى گر بدانى نور ذات است      به تاریکى درون، آب حیات است
چه مى گویم، که هست این نکته باریک      شب روشن میان روز تاریک
این موضوع امری سلیقه ای است و در عرف مناطق مختلف متفاوت است . برخی تا ۱۰ روزاول محرم و برخی تا آخر محرم و عده ای تمام ماه محرم و صفر را ماه عزای اهل بیت می دانند و تا آخر ماه صفر سیاه می پوشند . مساجد را هم که سیاه پوش می کنند تا آخر ماه صفر پرده های سیاه باقی است و در اول ماه ربیع الاول سیاهی را بر می دارند .
شرط دوستی ومحبت به اهل بیت که درقرآن به عنوان یک دستور ذکر شده این است که در عزای آل رسول عزادار ودر شادی آنها شاد باشیم .احترام و بزرگداشت ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ چه در مراسم شادی آنها و چه در مراسم حزن ایشان‌، می‌تواند از موارد، عزت گذاشتن و محبت به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ باشد؛ زیرا اگر بر حزن و شادی آنها شریک نباشیم، و در مراسم بزرگداشت آنها شرکت نکنیم، و به این وسیله ارادت خود را در همدردی با آنها ثابت نکنیم، قهراً در مودت و محبت به این خاندان نیز مشکل خواهیم داشت. از این رو در احادیث، بر برپایى جشن و سرور در ایام شادى اهل بیت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکید فراوان شده است.حضرت على(ع) در روایتى مى فرماید: «شیعه و پیروان ما در شادى و حزن ما شریکند». «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»؛( بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۷.) امام صادق(ع) نیز فرمودند: «شیعتنا جزء منا خلقوا من فضل طینتنا یسوؤهم ما یسؤنا و یسرّهم ما یسرّنا»؛(امالى، ص ۳۰۵). «شیعیان ما پاره اى از خود ما بوده واز زیادى گل ما خلق شده اند؛ آنچه که ما را بدحال یا خوشحال مى سازد، آنان را بدحال و خوشحال مى گرداند».
این وظیفه عقلانى و شرعى، ایجاب مى کند که در ایام عزادارى اهل بیت(ع)، حزن و اندوه خود را به «زبان حال»؛ یعنى، با اشک، آه و ناله و زارى، از نظر خوراک، با کم خوردن و کم آشامیدن مانند افراد غم زده طبق فرموده امام صادق(ع) به معاویة بن وهب، «عزاداران سیدالشهدا در روز عاشورا از آب و غذا دورى جویند تا آن که یک ساعت از وقت فضیلت نماز عصر بگذرد، و در حد لزوم به غذاى معمول صاحبان مصیبت، سدّ جوع و عطش کنند». (نگا: تاریخ النیاحة الامام الشهید الحسین بن على، ج ۱، صص ۱۵۷-۱۵۹). و از نظر پوشاک، با پوشیدن لباسى که از حیث جنس و رنگ و نحوه پوشش در عرف، حکایت گر اندوه و ناراحتى است، آشکار سازیم.
ب. انسان سازى: از آنجا که در فرهنگ شیعى، عزادارى باید از سر معرفت و شناخت باشد؛ هم دردى با آن عزیزان، در واقع یادآورى فضایل، مناقب و آرمان هاى آنان بوده و بدین شکل، آدمى را به سمت الگوگیرى و الگوپذیرى از آنان سوق مى دهد. فردى که با معرفت در مجالس عزادارى، شرکت مى کند؛ شعور و شور، شناخت و عاطفه را درهم مى آمیزد و در پرتو آن، انگیزه اى قوى در او پدیدار گشته و هنگام خروج از مراسم عزادارى، مانند محبى مى شود که فعّال و شتابان، به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است.
ج. جامعه سازى: هنگامى که مجلس عزادارى، موجب انسان سازى گشت؛ تغییر درونى انسان به عرصه جامعه نیز کشیده مى شود و آدمى مى کوشد تا آرمان هاى اهل بیت(ع) را در جامعه حکم فرما کند. به بیان دیگر، عزادارى بر اهل بیت(ع)؛ در واقع با یک واسطه زمینه را براى حفظ آرمان هاى آنان و پیاده کردن آنها فراهم مى سازد. به همین دلیل مى توان گفت: یکى از حکمت هاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.
د. انتقال دهنده فرهنگ شیعى به نسل بعد: کسى نمى تواند منکر این حقیقت شود که نسل جدید در سنین کودکى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهل بیت(ع) آشنا مى شوند. به راستى عزادارى و مجالس تعزیه، یکى از عناصر و عوامل برجسته اى است تا آموزه هاى نظرى و عملى امامان راستین، به نسل هاى آینده منتقل شود. مراسم عزادارى، به دلیل قالب و محتوا، بهترین راه براى تعلیم و تربیت نسل جدید و آشنایى آنان با گفتار و کردار اهل بیت(ع) است.
در مورد عزاداریها نیز از برخی روایات استفاده می شود که ائمه(ع) خود نیز گاهی لباس مشکی می پوشیده اند:
۱. ابن ابی الدنیا در کتاب مقاتل الامام امیرالمؤمنین می نویسد: « حسن بن علی پس از درگذشت پدرش علی(ع) برفراز منبر کوفه در جامعه های سیاه برای ما خطبه خواند.»(شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۲، ذیل وصیت نامه امام علی(ع) به امام حسن(ع))
۲. داود رقی می گوید: «شیعیان از امام صادق(ع) درباره پوشیدن لباس مشکی سؤال کردند، در حالی که دیدم آن حضرت نشسته است و جبه ای سیاه بر تن و قلنسوه(نوعی کلاه دراز) مشکین بر سر و چکمه سیاه با آستر مشکی در پای دارد. ایشان قسمتی از آن را پاره ساخت و فرمود: «آگاه باش که پنبه آن سیاه است، مقداری از پنبه را بیرون کشید و فرمود دل را سفید کن، آن گاه هر چه خواستی بپوش.»(علل الشرایع، شیخ صدوق، ج۲، ص۳۴۷، باب۵۶)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.