کسب حکمت-تفاوت علم و حکمت ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۳۸۹ بازدید

تفاوت علم و حکمت چیست و راههای کسب حکمت را توضیح دهید.

در کافی از حضرت صادق (ع ) روایتی در ذیل آیه 269, بقره «یؤتی الحکمه من یشاء و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا" کثیرا» نقل شده که حضرت فرمود: مراد از حکمت در این آیه اطاعت خداوند و معرفت و شناختن امام است و این روایت را عیاشی در تفسیر خود و برقی در محاسن ذکر نموده اند و نیز به نقل دیگری از امام صادق (ع ) آمده است که حضرت فرمود: حکمت روشنی و چراغ معرفت است و سبب پرهیزکاری است و نتیجه درستی است و اگر بگوییم خداوند نعمتی بزرگ تر و بهتر و بالاتر از نعمت حکمت به بندگانش عطا نفرموده همانا راست گفتیم . مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه 269, بقره حکمت را چنین معنی می کند: حکمت عبارت است از قضایای حقه ای که مطابق با واقع باشد یعنی به نحوی مشتمل بر سعادت بشر باشد. مثلا" معارف حقه الهیه درباره مبدأ و معاد باشد و یا اگر مشتمل بر معارفی از حقایق عالم طبیعی است معارفی باشد که باز با سعادت انسان سر و کار داشته باشد. مانند حقایق فطری که اساس تشریعات دینی را تشکیل می دهد.
در تفسیر نمونه : برای حکمت معانی زیادی از قبیل معرفت و شناخت اسرار جهان هستی و آگاهی از حقایق قرآن و رسیدن به حق از نظر گفتار و عمل و بالاخره معرفت و شناسایی خدا ذکر شده است که همه آنها در یک معنی وسیع جمع است .
برای آگاهی بیشتر ر.ک :
- سوره بقره , آیه 269 تفسیر ابن کثیر, ج 1, ص 480
- تفسیر کبیر, ج 7, ص 72
- تفسیر پرتوی , ج 2, ص 241
- مجمع البیان , ج 2, ص 659
- التبیان , ج 2, ص 348
- المنیر, ج 3, ص 62
- آیه 125 سوره نحل , تفسیر التحریر, ج 14, ص 327
- آیه 31 سور بقره , تفسیر کبیر, ج 2, ص 178
1- واژه حکمت، چنان که در فرهنگ نامه ها از جمله «مفردات راغب آمده، به معناى رسیدن به حقیقت به وسیله علم و عقل است. علامه طباطبایى درباره معناى واژه حکمت مى گوید: حکمت [به اصطلاح نحوى] بناء نوع است یعنى نوعى از محکم کارى یا کار محکمى که سستى و رخنه اى در آن راه ندارد و غالبا در معلومات عقلى واقعى که ابدا قابل بطلان و کذب نیست استعمال مى شود، (علامه طباطبایى، تفسیر المیزان، ج 3، ص 395).
علامه طبرسى نیز مى گوید: حکمت آن است که تو را بر امر حق که باطلى در آن نیست واقف کند، (طبرسى، مجمع البیان، ج 2، ص 155، نشر بیروت، مؤسسه اعلمى) بنابراین مى توان گفت مفهوم حکمت یعنىیافتن حقیقت و آنچه که مطابق با واقع است.
2- به گفته محققین، واژه حکمت در قرآن بیست بار به کار رفته و در بیشتر موارد با کتاب توأم است. در بعضى آیات به تکالیف نیز حکمت گفته شده است مانند آیه 39 اسراء و آیه 34 احزاب و آیه 63 زخرف و هم چنین در آیه 12 سوره لقمان به شکر الهى نمودن نیز حکمت اطلاق شده است. شاید علت اطلاق حکمت بر تکالیف بدان جهت باشد که رعایت آنها سبب حکمت اند و سبب اطلاق آن بر شکر، به این لحاظ باشد که شکر نتیجه حکمت مى باشد، (قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج 2، ص 160،نشر دارالکتب الاسلامیه).
3- منظور از حکمتى که در قرآن به کار رفته، مجموعه علوم و معارفى است که انسان را به حقیقت رهنمون مى شود به طورى که هیچ شک و ابهامى در آن نماند. زیرا مجموعه عقاید و آموزه هایى که قرآن بیانگر آنها است، همه با مقتضاى فطرت بشر همسو است و مقتضاىفطرت، آن بخش از علم و عمل را شامل مى شود که کمال واقعى و سعادت حقیقى او را تأمین بکند. ازاین رو، مى شود گفت دین با واقعیت و حقیقت مطابقت دارد، اصول و قواعدى که با دین آمده، در واقع حکمت اند پیامبر مأمور است این حکمت را، به مردم بیاموزد،(ترجمه المیزان، ج 12، ص 571).
4- برخى نیز مى گویند: با مراجعه به اصل معناى حکمت مى توان به دست آورد که حکمت یک حالت و خصیصه درک و تشخیص است که شخص به وسیله آن مى تواند حق و واقعیت را درک کند و مانع از فساد شود و کار را متقن و محکم انجام دهد، بنابراین حکمت نوعىحالت نفسانى و صفت روحى است نه شى ء خارجى، بلکه شى ء محکم خارجى از نتایج حکمت است، (قاموس قرآن، ج 2، ص 163).
خلاصه، چنان که بیان شد، حکمت در زبان قرآن عبارت است از علم و معرفت داشتن به مجموعه اصولى که موافق با فطرت انسانى و مطابق با واقع هستند. اما حکمتى که در علوم بشرى از آن یاد مى شود در مقابل علوم تجربى به کار رفته و بیشتر مباحث نظرى و عقلى صرف را شامل مى شود. ازاین رو به نظر مى رسد شباهت این دو فقط در عقلى و نظرى بودن باشد و لکن در دو جهت تفاوت دارند یکى این که تمامى حکمت قرآن موافق با مقتضاى فطرت است و دیگر این که با واقع مطابقت دارد، (ترجمه المیزان، ج 19، ص543).
البته برای دستیابی به حکمت عملی، علاوه بر آشنایی با مبانی حکمت علمی، منازل سیر و سلوک را باید طی کرد که مقامات آن از یقظه و توبه شروع می شود تا به مرتبه فنا فی الله می رسد.
برای توضیح بیشتر ر.ک: محمد حقیقی، کریم، آداب و مراحل سلوک الهی، انتشارات فلاح.
براى آشنایى با کلام و حکمت و فلسفه اسلامى مى توانید از کتب ذیل استفاده نمایید.
1- بدایة الحکمه، علامه محمد حسین طباطبایى
2- آموزش فلسفه، محمد تقى مصباح یزدى
3- آموزش کلام اسلامى، ج 1 و 2، محمد سعیدى مهر
4- آموزش عقاید، محمد تقى مصباح یزدى

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.