کفار در قرآن ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ - ۱۲۴۳ بازدید

منظور از کفار دقیقا ً چه کسانی اند، آیا نصاری و یهود ( مسیحیان و یهودیان امروز ) که در قرآن هم آمده اند، جزء کفارند؟ آیا هر کس غیر مسلمان باشد کافر است؟

کافر یعنی کسیکه منکر خدا باشد و یا برای خداوند متعال شریک قائل باشد و یا اینکه رسالت حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله ـ صلی الله علیه و آله ـ را قبول نداشته باشد و نیز به کسی کافر می گویند که ضروری دین یعنی، چیزی را مثل نماز و روزه که همة مسلمانان آنرا جزء دین اسلام می دانند منکر شود. (رسالة توضیح المسائل مسئلة 107، ص 30.) فقهاء در این زمینه به آیة شریفة «انما المشرکون نجسٌ»[توبه:28] و روایات متعدد دیگری، از جمله این روایت که از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است «من نصب دیناً غیر دین المومنین(دین اسلام) فهو مشرک» (حر عاملی، وسائل الشیعه، الاحیاء التراث، قم، ط اول، 1409 هـ ق، ج 1، کتاب الطهاره، ابواب مقدمه عبادت، باب 2، ح 3، ص 30،.) استناد می کنند.  غیرمسلمانان درکتابهای فقهی از جهتی به چهار گروه تقسیم شده اند. 1. ذمی. 2. مستامن. 3. معاهد. 4. حربی. ذمی: آن گروه از غیرمسلمانانی که کافر کتابی باشند; یعنی یهود، نصارا و مجوس. در صورتی که بخواهند به عنوان اقلیتهای مذهبی و شهروند، تابعیت کشور اسلامی را بپذیرند و جزء متحدان امت مسلمان باشند و قرار داد ذمه را با حکومت اسلامی امضاء کنند و به پیمان ذمه پایبند بمانند و به شرایط ذمه، مانند پرداخت جزیه متعهد شوند، کافر ذمی شناخته می شود. بستن قرارداد ذمه بین اهل کتاب و حکومت اسلامی، شرایطی دارد و در نتیجه یک سلسله حقوقی را بین اهل ذمه و حکومت و ملت اسلامی پدید می آورد. کافر ذمی، از شهروندان کشور اسلامی به شمار می رود مانند یک شهروند مسلمان از مزایا و امکانات دولت و کشور اسلامی استفاده می کند و مانند افراد مسلمان در تحت حمایت دولت اسلامی زندگی می کند و جان و مال و ناموس و شغل و کار و موقعیت وی، مورد احترام و رعایت جامعه قرار می گیرد و در برابر، وظیفه دارد به نگهداشت آیینها و احترام به قانون رسمی جامعه اسلامی و در رابطه با احوال شخصیه و زندگی خانوادگی، مانند، ازدواج، طلاق، ارث با نگهداشت یک سلسله معیارها و ترازها که در متن قرارداد آمده و به توافق و امضاء دو سوی قرارداد رسیده است، براساس آئین و مرام خودشان عمل می کنند. درمورد اهل ذمه، بحثها و سخنهای بسیاری است که به پاره ای از آنها در ضمن بحث از فرق بین ذمی و مستامن اشاره خواهد شد. معاهد: معاهدبه غیرمسلمانان گفته می شود که با دولت اسلامی پیمان عدم تعرض و قرارداد ترک جنگ و دشمنی را امضا کرده باشند و در سرزمینی و داخل کشور خودشان زندگی می کنند. امضای قرارداد و معاهده سبب می شود که جان و مال و ناموس و سرزمین آنان حرمت و مصونیت پیدا کند و اگر مصالح سیاسی و اجتماعی مسلمانان ایجاب کند، دولت اسلامی می تواند برابر آیینها و قانونها، با صدور ویزا به آنها اجازه ورود و اقامت در کشور اسلامی بدهد و به مدتی، که برابر مصالح و منافع مسلمانان در متن قرارداد به آنها اجازه اقامت داده شده است، به عنوان بازرگان، جهان گرد و یا به عنوان دانشجو و یا سفیر و کاروان و رایزن و دیگر عناوین معمول و رسمی به کشور اسلامی مسافرت کند. مستامن: کافری است که برای تحقیق و مطالعه درباره اسلام و عقائد اسلامی و فرهنگ مسلمانان و آشنایی با احکام و معارف دین، یا به انگیزه های صحیح دیگر از ملت و یا دولت اسلامی خواستار امان و پناهندگی و ورود به کشور اسلامی شده است. هر یک از سه گروه غیرمسلمان: ذمی، معاهد و مستامن، حقوقی دارند که در بخش مستقلی به بحث و بررسی آن خواهیم پرداخت. حربی: حربی بر آن دسته از غیرمسلمانان گفته می شود که از هیچ یک از سه گروه یاد شده نباشند، یعنی هیچ یک از قرارداد و تعهد ذمه و امان و معاهده را با مسلمانان امضا نکرده باشند. حربی، کافری است که از قانون خدا سرپیچیده و تحت قرارداد ذمه و امان و معاهده در نیامده است، از این روی از نظر اسلام جان و مال و ناموس وی، هیچ گونه حرمت و مصونیتی ندارد و مسلمانان می توانند، پس از دعوت و دادن آگاهی لازم و اتمام حجت، با او وارد جنگ شوند، خواه او در حال جنگ و یا توطئه علیه مسلمانان باشد یا نباشد، به شرط این که اعلام بی طرفی و عدم مداخله و ستیزه جویی نکرده باشد. کافرحربی، حق ورود و سکنی در کشور اسلامی را ندارد و اگر وارد سرزمین اسلام شد، هیچ گونه مصونیتی نخواهد داشت، مگر آن که اشتباهی رخ داده باشد و به باور این که اگر به عنوان بازرگان و یا جهان گرد وارد کشور اسلامی شود، مصونیت دارد. دراین فرض، به کشورش برگردانده می شود، مگر آن که ثابت شود به عنوان جاسوسی وارد کشور اسلامی شده است که با او برخورد مناسب خواهد شد. به طور کلی، همه احکامی که در داد و ستد با مسلمانان گفته شده، درباره کافران نیز اجرا می شود و از این جهت کافر با مسلمان هیچ تفاوتی ندارد. برای نمونه، مسلمان حق ندارد در داد و ستد با کافران دست به غش یا خیانت بزند. هم چنین اگر مالی را از کافری که در پناه کشور اسلامی زندگی می کند، از بین ببرد، ضامن است.اگر کسی شراب و خوک کافری را که خوردن و نوشیدن آن را برابر آیین خود، حلال می داند، از بین ببرد، در صورتی که آن کافر، خوردن گوشت خوک یا شراب را آشکار نسازد، مسلمان ضامن است و باید قیمت خوک و شراب را برابر نرخ گذاری آنان پرداخت کند. ولی اگر کافر تظاهر کرده باشد، مسلمان ضامن نیست. هم چنین اگر مالی را از کافر غصب کند، پس دادن آن واجب است.1 اگر  مسلمانی به یکی از کشورهای کفر برود، باید برابر قانون رسمی آن کشور رفتار کند و از آن سرپیچی نکند. همان گونه که دولت آن کشور نیز وظیفه دارد حقوق مسلمانان شهروند یا مهمان را رعایت کند. بنابراین، هرگونه رفتار غیر قانونی مانند: دزدی از دارایی ها، دزدی از برق، تلفن، گاز یا نپرداختن اجاره و...حرام است و مسلمانان باید برای مال و دارایی دولت و ملت آن کشور، احترام قایل شوند: هرگاه مسلمانی بر اساس توافق و امضای قرارداد وارد کشور غیراسلامی شود و از غیر مسلمانان مالی را بدزدد، واجب است آن مال را به صاحبش برگرداند، خواه صاحب مال ساکن کشور اسلامی باشد، یا ساکن کشور غیر اسلامی.2 مقام معظم رهبری می فرمایند: «دروغ و فریب و تقلّب در معاملات جایز نیست، هرچند طرف مقابل غیر مسلمان باشد».3 بنابراین، بازرگانان، دانشجویان یا جهانگردان مسلمان که برابر قانون های شناخته شده بین المللی به کشورهای غیر اسلامی می روند، به هیچ روی، حق سوء استفاده از دارایی های آنان را ندارند و هرگونه دزدی و خیانت در آن جا، حرام و موجب ضمان است؛ زیرا پذیرفتن ویزای اقامت در یک کشور، در حکم پیمان سپاری به رعایت قانون وخیانت نکردن به مقررات آن کشور است و خلاف عهد و پیمان عمل کردن، خیانت و حرام است. افزون بر آن، به این دلیل که این گونه رفتارهای ناهنجار، غُلول وغدر به شمار می آیند که انجام دادن آن از هیچ فردی و در هیچ شرایطی پذیرفته نیست.4 پی نوشت:1. کشف الغطاء، ج 2، ص 401.2. جواهرالکلام، ج 21، ص 107.3. رساله اجوبة الاستفتائات، ج 2، ص 192.4. جواهر الکلام، ج 21، ص 107.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
این که نمیشه هر کی اعتقاد نداشته باشه رو بکشی چون تو مسلمانی و اون اعتقاد نداره
من خودم به همه اصول اسلام اعتقاد دارم اما به نظرم اعتقاد هر کسی دست خودشه و من امام و پیامبر نیستم که مردم رو بکشم.

پرسمان
سلام علیکم، خطوط کلی رفتار مسلمانان با کفار به زیبایی در دو آیه از قرآن ترسیم شده است: «لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ ـ إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَی إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛(۱)
خدا شما را از نیکی کردن در رعایت عدالت نسبت به کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی­کند. چرا که خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد. شما را تنها از دوستی در رابطه با کسانی نهی می کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند. یا به بیرون راندن شما کمک کردند و هر کسی با آنان رابطه دوستی داشته باشد ظالم و ستمگر است.»
بر این اساس رابطه حکومت اسلامی و مسمانان با کفار حربی و کسانی که در حال جنگ یا در صدد جنگ با کشور اسلامی هستند باید رابطه ای خصمانه باشد اما با سایر کفار باید رابطه انسانی و بر اساس اخلاق اسلامی باشد و حقوق انسانی آنان را رعایت نمایند. ازاین­رو، و بر اساس قانون اساسی و به حکم آیه شریفه­ ای که ذکر گردید مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام توطئه و اقدام نکنند.[۲]
بنابراین بجز کفار حربی که در جنگ یا در صدد جنگ با مسلمانان و حکومت اسلامی هستند سایر کفار اعم از کفار خارجی و کفار داخلی (اهل ذمه[۳] و مستأمنین[۴) باید مورد احترام حکومت اسلامی و مسلمانان قرار بگیرند و حقوق انسانی آنان رعایت شود و نمی توان به صرف اینکه آنها مسلمان نیستند حقوق آنان را تضییع نمود البته بدیهی است این حکم تا وقتی است که آنان بر علیه حکومت اسلامی و مسلمانان اقدام خصمانه انجام ندهند.
آیه ۸۹ سوره نسا را نیز در همین راستا باید ملاحظه نمود. این آیه شریفه می فرماید: « وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِیاءَ حَتَّى یُهاجِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیًّا وَ لا نَصِیرا؛ آنان آرزو می کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید. بنابر این از آن ها دوستانی انتخاب نکنید، مگر این که (توبه کنند) و در راه خدا هجرت نمایند. هرگاه از این کار سرباز زنند (و به اقدام بر ضد شما ادامه دهند)، هر جا آن ها را یافتید، اسیر کنید! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانید و از میان آن ها، دوست و یاوری اختیار نکنید!.»
این آیه شریفه در تعقیب آیه قبل (۸۸ : نساء)، درباره منافقانی که بعضی از مسلمانان ساده دل به حمایت از آن ها برخاسته و از آن ها شفاعت می کردند و قرآن بیگانگی آن ها را از اسلام بیان داشت، در این آیه می فرماید: «تاریکی درون آن ها، به قدری است که نه تنها خودشان کافرند بلکه «دوست می دارند شما هم همانند آنان کافر شوید و مساوی یکدیگر گردید.»
بنابر این، آن ها از کافران عادی نیز بدترند. زیرا کفار معمولی دزد و غارتگر عقائد دیگران نیستند، اما این ها هستند و فعالیت های پی گیری برای تخریب عقاید دیگران دارند، اکنون که آن ها چنین هستند، آن ها را برای دوستی انتخاب نکنید مگر این که در کار خود تجدید نظر کنند و دست از نفاق و تخریب بردارند و نشانه آن این است که از مرکز کفر و نفاق به مرکز اسلام (از مکه به مدینه) مهاجرت نمایند.[۵]
اما اگر حاضر به مهاجرت نشدند، بدانید دست از کفر و نفاق خود بر نداشته اند و اظهار اسلام آن ها فقط به خاطر اغراض جاسوسی است، در این صورت می توانید هر جا بر آن ها دست یافتید، آن ها را اسیر کنید و یا در صورت لزوم به قتل برسانید.[۶]
این شدت عمل، که در آیه فوق نسبت به این دسته از منافقان نشان داده شده، به خاطر آن است که جز این راهی برای نجات یک جامعه زنده در مسیر اسلام از چنگال دشمنان دوست نما و جاسوسان خطرناک نیست.
منابع:
(۱)سوره ممتحنه، آیه ۸ و۹.
[۲] . ر.ک: قانون اساسی، اصل چهاردهم.
[۳] . به غیر مسلمانانی گفته می شود که به واسطه پیمانی که با حکومت اسلامی بسته اند یا اینکه تبعه کشور اسلامی محسوب می گردند، می توانند در پناه حکومت اسلامی آزادانه زندگی کنند و در مقابل حکومت از حقوقی برخوردار هستند همچنان که مکلّف به انجام وظایفی در برابر حکومت اسلامی هستند.
[۴] . مستأمنین، کفاری هستندکه با امان یکی از مسلمانان یا حاکم اسلامی وارد کشور اسلامی می شوند (به تعبیری پناهنده موقت).
[۵] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، سی ام، ج ۴، ص ۷۷ و ۷۸.
[۶] . همان.
مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.