نسخه آزمایشی

کلاس‏های عرفانی-عرفان راستین ۱۳۸۷/۱۲/۱۹ - ۱۳۳ بازدید

نظر شما درباره کلاسهای فرادرمانی و خصوصا دوره تشعشع دفاعی آن چیست؟ یک دوره از این کلاسها در دانشگاه تهران توسط استاد طاهری برگزار می شود. آیا مطالب به اصطلاح عرفانی آن مورد تأیید شماست؟ به جهات دینی جهت شرکت در آنها تردید دارم.
مفدمه : خلا معنویت در دنیای امروز به گونه ای است که هر مدعی قادر است افرادی را-هر چند محدود ودر مدت زمان کوتاه-به دور خود جمع کند و فطرت خداجو یی ایشان را سرگرم کند.
بنا به گزارش میلتون، پرکارترین محقق در حوزة جامعه‌شناسی ادیان نوپدید، گریبانگیر غرب نیز شده است، آنجا که می‌نویسد: «بیش از دو هزار فرقة معنویت‌گرا در آمریکا و بیش از دوهزار جریان معنویت‌جو در اروپا هست که درصد کمی از آنها مشترکند.» (حمیدرضا مظاهری سیف، عوامل پیدایش معنویت‌های نوظهور، ماهنامه موعود شماره۸۹.)
بنا بر آخرین گزارش رسمی نیروی انتظامی، «بیش از ۵۰ فرقه و گروه تخدیری به ایران وارد شده که نیمی از آن‌ها‌ فعال اند و قریب ۲۰۰ عنوان کتاب ترجمه و چاپ و توزیع» کرده اند.(جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، خبرگزاری فارس، ۲۶/۶/۸۷.).
به طور خاص مسئله تشعشع دفاعی و کسب انرژی چیزی نیست که منحصر به روش ایشان باشد بلکه از نظر تجربی ثابت شده اعمال عبادی از جمله نماز و ... منجر به این نتیجه می شوند به عبارت دیگر ان دسته از اثار جسمی که با تشعشع دفاعی و روشهایی شبیه ان حاصل میشود از علم بی نهایت خالق انسان پنهان نبوده وبعلاوه هر نوع اثر درمانی و روانی که کمال محسوب نمیشود که بتوان اسم ان را عرفان گذاشت . اگر قرار باشد به خاطر یک اثر غیر محسوس ادعای عرفان نمود شمن ها و مرتاض ها که با این ادعا مناسبت بیشتری دارند .
به جد باید تاکید نمود که هر گروه و مرامی که به نام عرفان نسبت به حدود شرعی و دینی ( یعنی همین حلال و حرامهای الهی ) بی توجهی نشان میدهند هیچ گاه نسبت به سعادت اخروی ادعایش پذیرفته نیست و خیرو شر او را باید به خودش برگرداند .
در مورد فرد مذکور و موسسه عرفان حلقه در دو بخش پاسخ میدهیم. عذر ما را پذیرا باشید که در این مختصر نمیتوان مطلب را به تفصیل توضیح داد.
۱-ایشان خود را مسلمان میداند و گاهی هم برای تایید گفته هایش به متون دینی استناد میکند .ولی باید دانست ادعاهای وی در مجموع به نوعی روان درمانی و یا کار طبابت بر میگردد نه سلوک عرفانی. وی مدعی است می توان با اسکن کردن فرد بیمار به وسیله دست دادن(!) یا قرار دادن دست در محل درد و امثال آن به بهبودی یک بیمار کمک کرد! (کتابی هم در زمینه طب مکمل دارد). و درعوض کارش مبالغی هم از مشتریان دریافت میکند(درقالب کلاس). هرچند برای مشتریان دور دست ادعای شبه عرفانی دارد. جلسات وی هم به صورت مختلط وروابط نسبتا ازاد صورت میگیرد.
سوالی که به ذهن هر مخاطبی میرسد این است که ایا حقیقتا می توان عرفان را در عوض دریافت ۵۰ هزار تومان به هر کسی آموزش داد و اصولاً آیا هر شخصی با پرداخت مبلغی، مستعد فراگیری و طی طریق عرفانی خواهد شد؟!
آیا در طول تاریخ اسلام، عارفان در قبال دریافت پول و اجرت مادی به نشر آموزه های ناب الهی به دیگران مشغول بوده اند یا اینکه به ظرفیت، استعداد، توان و شوق طالب توجه داشته اند؟!
عارفان بالله از دکان بازی و تجارت از راه معنویت و سوداگریهای مادی و دنیایی به نام دین و عرفان، مبرّا بوده اند؛
هر که را اسرار حق آموختند/ مهر کردند و دهانش دوختند.
آیا سفارشات اکید اولیاء دین بر لزوم پرهیز از شرکت در مجالس مختلط در این جلسات به اصطلاح عرفانی مراعات میشود؟عرفان حقیقی در توصیه پیامبر اسلام (ص)متبلور شده است که فرمود : با کسی همنشین شوید که «دیدن او شما را به یاد خدا بیاورد و منطق او بر علم شما بیافزاید و عمل او شما را به آخرت مشتاق کند. عرفای بزرگ ما درسایه عبودیت خالصانه و عمل با احکام شرعی به مقامات معنوی دست یافته اند وحتی از اعمال مکروه هم گریزان بوده اند.
نباید غافل بود که اصولاً این ادعاها ربطی به عرفان ندارد بلکه در خوشبینانه ترین صورت تنها می توان آن را یک فرایند پزشکی ـ تجربی برای درمان امراض جسمی بیماران و یا در جهت تسلط آرامش روان و تمدد اعصاب دیگران و یا یک نظریه روانشناسی دانست یا حد اکثر انرا یک روش پزشکی دانست.
و بعلاوه تجربه ثابت کرده است که اخرین هنر مکاتب عرفانی و معنویت های مجازی، تنها یک نوع معنویت گرایی زمینی (نه آسمانی) است؛ یعنی به سمت نوعی از تجربه های شبه معنوی مثل هیپنوتیزم و یوگا و مدیتیشن سوق پیدا میکند.
۲-اما از منظر مبنایی واصولی در مورد دیدگاهها وادعاههای وی ابهامات وحتی اشکالات اساسی قابل طرح است. اصل این نظریه به یکی از مرام های شبه عرفانی شرقی برمیگردد یعنی به نظریه روح کیهانی که منسوب به لی هنگجی است (مشهور به فالون دافا).که البته در اثار کوءیلو هم به این مطلب تصریح شده است. در مجموع ریشه این مرام به اواخر قرن ۱۹می رسد.
خوب است سری به دیدگاه ها ونوشته های اقای طاهری بزنیم و کمی با تامل به انها بنگریم.
وی درجای دیگر میگوید:
شب هنگام، وقتی به آسمان نگاه می‌کنیم، منظره‌ی زیبایی در مقابل دیدگان خود می‌بینیم. ستارگان زیادی را رؤیت کرده که عظمت آنها، چشمان ما را خیره می‌کند. آیا آن چه را که مقابل چشمان خود می‌بینیم، حقیقت دارد و یا مجازی است؟در جواب باید گفت که آن چه را مشاهده می‌کنیم، تصویری مجازی از گذشته است و هیچ یک از چیزهایی را که می‌بینیم، در همان محل رؤیت قرار ندارند؛ بلکه متعلق به زمان ‌های گذشته می‌باشند جهان هستی از حرکت افریده شده است. (مقاله عرفان حلقه ص۵)
جای دیگر اضافه میکند:
با دید علمی، جهان هستی از حرکت‌ به وجود آمده؛ اما از دید عارف، جهان هستی از رقص آفریده شده که در واقع همان حرکت است عرفای ما همگی به صراحت عنوان می‌کنند که آنچه را می‌بینیم، ‌جواب و خیال است و ما در واقع مانند کسی هستیم که در خواب به سر می‌برد و در جایی این پرده‌ی «وهم» در روز محشر بیفتد، متوجه خواهیم شد که آنچه را که می‌دیدیم و حقیقت می‌پنداشتیم، ‌وهم و پندار و خیالی بیش نبوده است(کشف رمز ۲)
اگر این بیان با منطق قران محک زده شود بی پایگی ان روشن است چرا که از منظر قران نه فقط هستی بلکه حتی عالم دنیا درحالیکه عین حقیقیت است نشانه خداوند ومظهر اویند و دنیای مادی هم مزرعه اخرت است وهم حقیقت.در منطق قران حقیقت و مخلوق بودن با هم دیگر جمع شده است.کدام عالم و عارف را سراغ
دارید که قایل باشد جهان از رقص افریده شده است؟عرفای ما همه قائلند مخلوقات همه جلوه اویند نه وهم و مجاز. چقدر فاصله است بین مفاهیمی مثل جلوه ایت نشانه با وهم.
بنا براین مهمترین اشکال بر نتیجه ای که ایشان گرفته است وارد میشود که مدعی است جهان هستی حقیقت ندارد و مجاز است و همه منظره های جهان هستی حقیقتی ندارد و مجاز است .
وی از منظر خود عبادت را چنین معنا میکند: ما باید در خدمت تجلیات و مخلوقات باشیم و در دنیای عرفان: عبادت به جز خدمت خلق نیست و «‌ من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق »‌ . در این بحث، نجات فردی اهمیتی ندارد و مبحث مهم؛ نجات جمعی است و برای این مهم می توان با آگاهی از حلقه ها از آن استفاده نمود. ( عرفان از منظر دیگر)
شکی نیست که خدمت به خلق یکی از عبادت هایی است که در مکتب اسلام بسیار به ان سفارش شده است اما ایا عبادت منحصر در خدمت به دیگران است وبس؟پس تکلیف واجبات دیگر چه میشود؟اگر عمل واجب نتواند به اندازه عمل مستحب انسان را به خداوند نزدیک کند پس واجب شدنش چه معنایی دارید؟ کدام عارف گفته است نجات فرد اهمیتی ندارد؟
عرفای بزرگ ما که بر مبنای دستورات قران سلوک میکنند هیچگاه به نام نجات دیگران نجات خود را فراموش نمیکنند.قران درقدم اول دستور توجه به خود(خود سازی) میدهد قواانفسکم واهلیکم نارا (خودتان واهلتان را از اتش نجات دهید.)
فرض میکنیم نجات جمعی هدف باشد چگونه میتوان با اگاهی از حلقه ها به این نجات دست یافت؟ اگر اگاهی از حلقه ها می تواند باعث نجات جمعی باشد چرا دین اسلام از این مهم غفلت نموده است- با توجه به اینکه ایشان خود را ملتزم به دستورات و فرامین دینی میداند-؟.
البته وی اخیرا پا رافراتر گذاشته و عرفان خود را جهان شمول اعلام کرده است.گفته است:
همه علاقمندان می توانند در خلال تمام مدت شبانه روز و در هر محلی از این اتصال استفاده نمایند و همه قادر خواهند بود از طریق این حلقه به شبکه ی شعور کیهانی متصل شده و از رحمت عام الهی بهره مند شوند(سایت حلقه کیهانی)
برای مطالعه بیشتر، کتاب «آفتاب و سایه ها» نوشته دکتر محمد تقی فعالی و کتاب جریان شناسی انتقادی عرفان های نوظهور-حمید رضا مظاهری سیف و فصلنامه کتاب نقد ویژه معنویت گرایی نوپدید (شماره ۴۵، زمستان ۱۳۸۶) پیشنهاد می شود.
و اما مخلص کلام :
بارها از عارف جلیل القدر حضرت ایت الله بهجت درباره راه رسیدن به خدا سوال شده است ایشان یک جواب را دائما تکرار نموداند بالاترین کار انجام واجبات و ترک حرامهای الهی است. درجای دیگری فرموده اند: :مگر میشود عملی وجود داشته باشد که انسان را به خداوند نزدیک کند ولی خداوند ان را از طریق پیامبرانش به مردم نرسانده باشد؟
باید گفت اگر کسی مایل است مسیر عرفان حقیقی را بپیماید، می بایست سراغ افرادی برود که خود آنها مسیر عرفان الهی را طی کرده باشد وکارهایش با موازین دینی وعقلی سازگار باشد واز شهرت وشهوت دوری کند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.