کمرویی و خجالت ۱۳۹۹/۱۱/۲۲ - ۷۷۳ بازدید

لام ببخشید من یه دختر نوجوان هستم یه مشکلی اینه که من وقتی در یک جمعی از دوستان و یک معلم قرار میگیرم بعد چند وقت به اون جمع عادت میکنم و میتونم راحت نظر بدم اما زمانی که خودم با مثلا اون فرد بزرگتر یا معلم قرار میگیرم خیلی خجالتی میشم واقعا نمیدونم دلیلش رو لطفا راهنمایی کنیدممنون

پرسشگر گرامی لازم است با کمال ادب از حُسن اعتمادتان تقدیر و تشکر کنم. از خداوند متعال می خواهم ما را در خدمت مفید و خالصانه به شما جوانان جویای حق و حقیقت موفق بدارد. آدمی فطرتاً موجودی اجتماعی و نیازمند ارتباط با دیگران است؛ به ویژه در عصر ارتباطاتِ پیشرفته و سریع، برقرار ساختن ارتباط مؤثر و مفید و حضور فعال در صحنه های متنوع فعّالیّت های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و علمی ضرورتی تردیدناپذیر است. «خجالت» و کمرویی آفتی است که آدمی را از کاروان رو به تعالی و ترقّی باز می دارد؛ به قابلیت های نهفته فرصت بروز نمی دهد و توان ها و استعدادها را سرکوب و نابود می سازد؛ زیرا از دیدگاه روان شناختی کمرویی توجهی غیر عادی و اضطراب آلود به خویشتن است که در یک یا چند موقعیت اجتماعی تجلی می کند و فرد را در انواع تنش های روانی، شرایط نامناسب عاطفی و شناختی و نابسامانی های جسمی و زیستی فرو می برد و موجب بروز رفتارهای خام و نسنجیده و واکنش های نامناسب می گردد. این پدیده، با توجّه به ضعف و شدتش، انواع پیامدهای زیستی و روانی و شناختی مانند تشدید ضربان قلب، تغییر رنگ چهره، اختلال در تنفس، لرزش بدن و دستان، تغییر فرکانس صدا، لکنت زبان، خشکی دهان، انزواطلبی، عدم پذیرش، فرار از فعّالیّت ها، عدم دفاع از خود، افت شخصیت، رکود علمی، مشکل دوست یابی و حتّی جهالت و نادانی به ارمغان می آورد.بنابراین خجالت، افزون بر این که انسان را از فعّالیّت های فردی باز می دارد و زندگی شخصی را فلج می کند، زمینه فعّالیّت های اجتماعی را نیز نابود می سازد و اندک اندک سلامت جسم و بهداشت روان را در معرض تهدید قرار می دهد. همان گونه که به درستی تشخیص داده و اقدام کرده اید، با تصمیمی جدّی و همتی بلند به مبارزه با خجالت و کمرویی بپردازید. تصمیم جدی بگیرید و با تکیه به توانمندی واقعی خود که اندک نیست، توان خدا دادی و استعداد نهفته وجودتان را هر چه زودتر از چنگال غول خیالیِ عجز و بی کفایتی رهایی بخشید.
همان گونه که می دانید وگاه تجربه کرده اید، خجالت و کمرویی هرگز با ناتوانی برابر نیست. خجالتی بودن به معنای ناتوان شمردن خویش است نه ناتوان بودن. از سوی دیگر؛ بیش تر صاحب نظران معتقدند خجالت خصلتی ژنتیکی نیست تا خود را مقهور آن بدانید و در برابرش تسلیم شوید. این پدیده محصول شناخت نادرست خود و دیگران و سازش نایافتگی های اجتماعی و حتّی رفتارهای غلط آموخته شده است. بی گمان با شناخت توانمندی های خود، برخی عوامل مؤثر در بروز آن ها و رعایت دقیق و مستمر و کامل راهکارهای ارائه شده، می توان به مطلوب ترین سطح سازش یافتگی اجتماعی و مؤثرترین شکل ارتباط با دیگران دست یافت. فقط کافی است به توانایی تان ایمان داشته باشید. به مرور توانایی های خود در فعّالیّت های گذشته پردازید و موفقیت های هر چند ساده خویش را برشمارید. از آن جا که عوامل بروز خجالت و کمرویی در نوعی شناخت غلط خویش ریشه دارد، کافی است به شناختی صحیح و واقع بینانه از خود دست یابید تا این سدّ تعالی و ترقّی را پشت سر گذارید. بر این اساس، به عنوان یک راهکار کلی، خوب است از برخی عوامل مؤثر در بروز خجالت آگاه شوید تا با حذف آن ها به مطلوب دست یابید. تربیت غلط خانوادگی، آلوده ساختن محیط خانه و فضای ذهن خویش به حالت های رعب، وحشت، تهدید، ترس، دلواپسی، مراقبت های شدید و افراطی از رفتارها و اعمال خود، مقایسه خود با دیگران، خود بزرگ بینی و خود کوچک بینی افراط گونه و عدم آگاهی از مهارت های اجتماعی، احساس تنهایی و ترس از طرد شدن و مسخره شدن و مقبول واقع نشدن بخشی از عوامل کمرویی است. پرواضح است هر که در فضای آلوده بدین عوامل به سر برد، با نوعی احساس شرم، ترس، دلهره، گنهکاری، بی عرضگی و حقارت رشد می کند. در نتیجه همیشه خود را فردی ضعیف می بیند و جرأت هیچ اقدامی در خویش نمی یابد. این فرد حتّی از قضاوت دیگران درباره اعمال و رفتارش می پرهیزد؛ خود را از انظار دیگران مخفی نگه می دارد و از انجام دادن عملی که مورد مشاهده و ارزیابی دیگران قرار می گیرد، اجتناب می ورزد.
بی تردید اینک با شناخت عوامل مؤثر در بروز خجالت می توانید آن ها را از صحنه زندگی و فضای ذهن خویش حذف کنید و در راه ارتباط شناختی، عاطفی و رفتاری مطلوب گام بردارید. بنابراین، با مراجعه به زندگی و ذهن خود در جهت شناسایی و حذف علت بروز احساس خجالت و کمرویی خویش گام بردارید و به تدریج سمت یک زندگی تحصیلی مطلوب و مناسب حرکت کنید.
راهکارهای عملی
بر اساس شناختی که از علل بروز خجالت دارید، هرگز نباید درمان آن را در داروخانه ها و لابه لای اقدامات پزشکی و آرام بخش ها و تقویت کننده ها جست وجو کنید. اساس درمان بر تغییرات شناختی و اصلاح رفتاری و از یاد بردن رفتارهای مبتنی بر خود کم بینی استوار است و از روش های شناخت درمانی و تغییر در باورها و نظام ارزشی و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های شغلی و حرفه ای و تحصیلی پیروی می کند. بر این اساس، در بخش پایانی، چند روش عملی ذکر می شود. امید است مفید و در راه نیل به هدف مؤثر باشد. ان شاء الله.
الف) ایجاد تغییر و اصلاح در شناخت خود از خویشتن
باید شناخت خود از توانایی ها، استعدادها، ویژگی های شخصیتی خویش را اصلاح کنید و با واقعیت تطبیق دهید. پس:
1. در برابر آینه ایستاده، جلوه های رفتاری خوشایند، حالات بدنی و برداشت های مثبتی که از وضعیت ظاهری خود دارید، یادداشت کنید و روزی چند بار با صدای بلند بخوانید، مانند این جمله: من خوش قامت هستم....
2. فهرستی از ده لغت یا عبارت که بیانگر ویژگی های مثبت شخصیت شما است، تهیه کنید و روزی چند بار آن ها را در قالب جمله کاملی که با «مَنْ» شروع می شود، بخوانید؛ مثلاً من باهوش هستم.
3. به مرور و بازگویی خاطرات و تجارب جالب خود در فعّالیّت های عمومی و شخصی روی آورید و حتّی گاه آن ها را برای دوستان صمیمی تعریف کنید.
4. هرگز به اندیشه و شناخت های آزار دهنده مانند احساس حقارت، ناتوانی، بی کفایتی، شرمندگی و... اجازه ندهید فضای ذهن شما را بگیرند. به محض ورود این افکار، ذهنیت های مطلوب و ویژگی های مثبت خود را با صدای بلند تکرار کنید.
5. هرگز تصور کمرو بودن را به ذهن خود راه ندهید و واژه ها و عبارت هایی چون «من خجالتی هستم»، «من کمرو هستم» و «من جرأت بیان ندارم» را به زبان نیاورید. به خود شهامت را تلقین کنید. و با صدای بلند در طول روز، چندین نوبت بگویید من شهامت این سخن، عمل و فعّالیّت را دارم. اجازه ندهید خاطره شکست های قبلی به اندیشه تان راه یابد. موفقیت های گذشته را به خاطر آورید.
شناخت خود از جنس مخالف را تصحیح کنید. او نیز شخصی مانند شما و همه انسان های دیگر است. انسان ها در همه امور برابرند و معیار برتری آن ها تقوا است. این حقیقت را همواره به خاطر آورید.
ب) اصلاح رفتار و تغییرات رفتاری
بکوشید در جهت مخالف کمرویی رفتار کنید:
1. هرگز خود را سرزنش نکنید.
2. بر اساس شناختی که از خود دارید، برای خویش هدفی در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید؛ مثلاً بر اساس شناخت از خود، ارائه یک گزارش را به عهده گیرید؛ برای تهیه و کیفیت ارائه آن برنامه ریزی کنید و با تمرین در خلوت و نیز ارائه آن نزد دوستان صمیمی و گروهای کوچک خود را برای ارائه در کلاس آماده سازید.
3. هنگام سخن گفتن، خود را گرفتار آداب و رسوم و تکلف های بی مورد نسازید. ساده، راحت و عاری از هرگونه آداب خاصّ هدفتان را بیان کنید. در فعّالیّت های آغازین، خواسته و هدف خود را به صورت یک جمله بنویسید و نوشته را بخوانید.
4. پرسش ها و مطالب اولیه را کوتاه و مختصر انتخاب کنید.
5. ارتباط بصری با مخاطب را حفظ کنید.
6. همیشه سخن را با مقدمه، کلام یا یک کلمه جالب آغاز کنید، از به کارگیری کلمات پیچیده بپرهیزید. کلمات آغازین باید متدوال و جذاب باشند.
7. قبل از سخن گفتن، مطلب مورد نظر را نوشته، در ذهن مرور و تمرین کنید و شکل بیان و مهارت لازم را فراهم آورید.
8. به درستی علمیِ سخنی که می گویید و به جا بودن آن یقین داشته باشید و با مطالعه و پشتوانه علمی قبلی به میدان گفتار گام نهید.
9. هنگام سخن گفتن، به دیگران و قضاوت و حرکات و سکناتشان هرگز توجّه نکنید. گفتارتان را پی گیرید و با خونسردی به هدف بیندیشید.
10. موانع احتمالی و افکار و اعمال مزاحم را شناسایی و ذهن خود را برای مقابله با آن آماده سازید؛ مثلاً اگر خنده حاضران از ادامه سخن بازتان می دارد، شما نیز بخندید.
11. به کار خود پاداش دهید. یک نفس عمیق، به خود آفرین گفتن یا باز گفتن تفصیلی و با آب و تاب آن برای نزدیکان می توانند پاداش به شمار آیند.
12. از جزئیات بکاهید و اصل سخن را به صورت خلاصه و گویا بیان کنید.
13. اجازه سوء استفاده به دیگران ندهید. کافی است به کار خود ادامه داده، در صورت روبه رو شدن با واکنش آنان خود را در برابرشان احساس نکنید.
14. در انجام رفتارهای اجتماعی کوچک و در محیطهای دیگر که بیش تر احساس راحتی می کنید، فعال باشید. این کار را از سلام کردن، احوالپرسی، جواب سلام دادن، نگاه کردن، تعارف کردن و تعارف شنیدن آغاز کنید. و با تمرین به کارهای بزرگ تر و مهم تر گسترش دهید.
15. با افراد فعال و پر تحرکی که احساس خجالت نمی کنند، بیش تر مأنوس باشید و از خجالتی ها فاصله بگیرید.
16. همیشه کلامی برای گفتن و عمل یا هنری برای ارائه به جمع داشته باشید و آن را ارائه کنید. در جاهایی که کم تر احساس کمرویی می کنید و شبیه کلاس است، فعال تر باشید.
17. توجّه داشته باشید تا زمین نخورید راه رفتن نمی آموزید. پس باید نقد دیگران و تمسخر آن ها باشد تا شما مجال رشد یابید. بنابراین، اگر با عکس العمل دیگران روبه رو شدید یا در فعّالیّت های آغازین احساس ناتوانی کردید، از ادامه سخن یا عمل چشم پوشید؛ هر چند می توانید آن را ارائه کنید و از این راه برای ارائه بهتر و کامل تر مطالب آماده شوید.
امید واریم با توجّه به اهمّیّت و حساسیت موضوع، با همت عالی و بلند، راهکارهای عملی و روش های تغییر شناخت اهتمام کامل و دقیق و مستمر داشته باشید. تا به هدف نائل آیید. در پایان باید یاد آور شد، این مقصود اندک اندک به دست می آید نه با چند جلسه تمرین و خواندن چند جلد کتاب. اجرای پیوسته دستور العمل ها، تکنیک ها و رفتارها در رسیدن به هدف سودمند است. موفقیت روز افزون شما جوانان جویای دانش و دوستدار پاکی آرزوی ما است.
موفق باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام . ببخشید ! بدلیل نبود پوشه لازمه ب الاجبار اینجا طرح سوال نمودم ، سوال: وقتی شهنشاه کاووس وشمگیر بر تخت نشست دستور داد تا تاجی بمانند تاج کیقباد ساسانی پادشاه بزرگ ساسانی برای او بسازند! آیا تصویری ازشکل و شمایل این تاج درآن زمان در دست بود تا صنعتگران بتوانند این تاج شاهانه را بسازند؟ یا فقط از روی توصیف گذشتگان ساخته شد؟ درضمن بحث مفصلی درمورد گنبد کاووس درجریان بود ک همگی حکم ب مزار بودن این بنا داده اند ولی این بنای عظیم تنها دلیل تدفینی نداشته و گویا یادگاری از برای یادآوری ایرانیت ماست ک همیشه از عرب و فرهنگ بدوی و بی مقدارش بیزاری بجوییم .
پرسمان
سلام علیکم، جواب اجمالی:
پاسخ قسمت اول:
در باره تاریخ و تاریخ حکومت ها و پادشاهان سخنان بسیار گفته می شود که برخی از آنها ممکن است فقط احتمال باشد .
داشتن تاج در میان پادشاهان امری مرسوم بوده است و اکثر این تاج های با مدل های مختلف از فلزات گرانبها ( طلا و نقره و الماس و... ) تهیه می شده است . مدل تاج پادشاهان در میان گزارش گران و مورخان و منشیان دربار توصیف شده بود . پاسخ قسمت دوم :
در باره بنای گنبد کاووس و علت این بنا در منابع اختلاف است . ظاهرا این بنا برای تدفین قابوس بن وُشْمْگیر ملقب به شمس‌المعالی بوده است .
بحث ایرانیت و ایرانی گری در بنای گنبد قابوس غلط است زیرا قابوس بن وُشْمْگیر ملقب به شمس‌المعالی، و خاندان زیاری از ایرانیان مسلمان ( و احتمالا شیعی ) در منطقه جبال و مازندران و گیلان ( طبرستان ) مسلمان و احتمالا شیعی بوده است و حکومت زیاریان بخش از حکومت آل بویه شیعی محسوب می شدند .
بیزاری از فرهنگ عرب و بدوی بودن آن شعار ناسیونالیستی بیش نیست . اعراب چه قبل از اسلام و چه پس از اسلام برای خود فرهنگ و تمدنی داشته اند چنانکه ایران و ایرانیان نیز قبل و پس از اسلام داری فرهنگ و تمدن بوده اند . و مردمان گیلان و دیلمان و طبرستان و حاکمان آن معمولا مسلمان و احتمالا علوی و شیعی بوده اند . توضیح بیشتر :
۱- قابوس بن وُشْمْگیر ملقب به شمس‌المعالی
قابوس بن وُشْمْگیر ملقب به شمس‌المعالی، چهارمین پادشاه زیاریان بود که بعد از برادرش بیستون در سال ۳۶۷ هجری، در گرگان به تخت نشست. او آن هنگام در شهریارکوه طبرستان بود. از بیستون فرزند خردسالی مانده‌بود که دباج بن بانی گیل پدربزرگ مادری این طفل تلاش می‌کرد تا او را به حکومت برساند، اما تعداد زیادی از فرماندهان و لشکریان زیاری، قابوس را به پادشاهی برگزیدند. قابوس دو دوره حکومت کرد. دورهٔ نخست به آرامی گذشت، اما بعد از مرگ رکن‌الدوله، فرمانروای آل‌بویه، سرزمین‌های تحت حکومت او میان سه پسرش عضدالدوله، مویدالدوله و فخرالدوله تقسیم شد. عضدالدوله و مویدالدوله با فخرالدوله اختلاف پیدا کردند و بین آن‌ها جنگ درگرفت. فخرالدوله به قابوس پناه برد. قابوس از تسلیم فخرالدوله به برادرانش امتناع کرد و میان آن‌ها جنگی درگرفت که قابوس و فخرالدوله شکست خوردند و او به خراسان پناه برد. قابوس قریب ۱۸ سال از حکومت محروم بود و در پناه دربار دیگر شاهان می‌زیست؛ اما با مرگ عضدالدوله و تضعیف آل‌بویه، وی با کمک یاران طبری و دیلمی خود، به گرگان حمله کرد و توانست آن را از آل‌بویه پس بگیرد و دوباره بر تخت بنشیند. قابوس تا سال ۴۰۳ هجری حکومت کرد و بر دامنهٔ متصرفات خود از سوی مغرب افزود و گرگان، چالوس و رویان و دیلم را ضمیمهٔ قلمرو خود کرد و برخی قلاع قومس را فتح نمود.
وی مردی ادیب و شاعر و خوشنویس بود و اشعاری را به فارسی و عربی می‌سرود و دربارش به مرکزی برای حمایت از دانشمندان بدل شده‌بود، اما از سویی در اواخر عمرش سنگدل و خشن شده بود و قتل پرده‌دار مخصوص خود، نعیم، که مرد درستکاری بود، موجب شورش لشکریان و عزل وی از حکومت شد. بعد از قابوس، فرزندش منوچهر به حکومت رسید و کسانی را که برای قتل پدرش توطئه کرده‌بودند، را اسیر کرد و آن‌ها را کشت. آرامگاه وی در برج گنبد قابوس است، که در زمان حیات، به دستور خودش ساخته شده‌بود. ۲- بنای گنبد قابوس
بنای گنبد قابوس که آرامگاه شمس‌المعالی قابوس بن وشمگیر زیاری است بالای تپه‌ای در میان پارک بزرگ شهر گنبدکاووس واقع شده‌است.این بنا یکی از بلندترین بناهای آجری جهان به‌شمار می‌آید که ۱۵ متر از سطح زمین بلندتر است. این گنبد به امر قابوس بن وشمگیر در تاریخ ۳۹۷ هجری بنا شده‌است که از زیباترین بناهای اوایل دوران اسلامی است که علی‌رغم استفادهٔ بسیار کم از عناصر تزیینی، دارای ساختار متناسب و مستحکم است. تنها تزئین این بنا، در بالای در ورودی و شامل دو کتیبه کوفی آجری است که یکی در ارتفاع ۸ متری از سطح زمین، و دیگری زیر پاکار گنبد تعبیه شده‌است. این کتیبه، عاری از هرگونه تزیین است و همچون خود گنبد، تنها به استحکام و ماندگاری آن توجه شده‌است. برخی از باستان‌شناسان که بنای گنبد قابوس را مورد بررسی قرار داده‌اند تصور نموده‌اند که کتیبه کنونی متعلق به زمان اصلی ساختمان آرامگاه نمی‌باشد. بدنهٔ بنا، سراسر از آجر پخته، قرمز رنگ ساخته شده‌است. این آجرها به علت تابش آفتاب در طول قرن‌ها به رنگ زرد طلایی درآمده‌اند که خود بر زیبایی بنا افزوده‌اند. گنبد مخروطی بنا به ارتفاع ۱۸ متر، روی ساقه بنا شده‌است. این گنبد برخلاف اکثر برج‌ها و گنبدهای آرامگاهی، یک پوشش است و بدون هیچ واسطه‌ای روی بدنهٔ برج قرار گرفته‌است. درون بنای گنبد قابوس از لحاظ سادگی مانند خارج آن می‌باشد به‌طوری که از دقت بر روی دیوار و جداره داخلی آن به دست می‌آید، در زمان ساختمان بنا روکش گچی رنگین با اندکی از گچ به قطر یک سانتی‌متر تا پنج الی شش سانتیمتر بر روی دیواره آجری برج قرار داده‌بودند که اکنون آثار آن از بلندای هفت الی هشت متری کف درونی برج تا راس داخلی مخروط دیده‌می‌شود. تنها اشکال دقیق، ملاحظه آن تیرگی و دورزدگی درون گنبد است که یکسره داخل بنا را تیره ساخته‌است.شمس‌المعالی قابوس بن وشمگیر، برای آرامگاه شخصی این بنا را ساخته‌است.
شریف، میل گنبد قابوس، ص ۳. و مشکوتی، جرجان گنبد قابوس، ۶ص. و شریف، میل گنبد قابوس، ص ۴. و پیرنیا، سبک‌شناسی معماری ایران، ۱۵۷. منابع جهت مطالعه بیشتر :
طحان، حسین (۱۳۹۰). تاج شاهان ساسانی. انتشارات راز نهان [تهران تهران]
دهخدا، علی اکبر (۱۳۷۳). لغت نامه دهخدا. انتشارات دانشگاه تهران [[[تهران]]
شریف، هومن (۱۳۸۶). «میل گنبد قابوس». رشد آموزش هنر. تهران.
مشکوتی، فرحناز (۱۳۲۰). «جرجان گنبد قابوس». ایران امروز. تهران.
پیرنیا، محمدکریم (۱۳۸۳). سبک‌شناسی معماری ایرانی. تهران: معمار.
فقیهی، علی‌اصغر (۱۳۹۳). تاریخ آل‌بویه. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم‌انسانی و دانشگاه‌ها.
مفرد، محمدعلی (۱۳۸۶). ظهور و سقوط آل‌زیار. تهران: رسانش.
آشتیانی، عباس (۱۲۹۷). «تاریخ ادبی:عصر دوم از انقراض سامانیان تا ظهور سلجوقیان». فرهنگ کوثر. تهران: پایگاه مجلات تخصصی نور (۱۰).
ملکزاده‌بیابانی، بانو (۱۳۵۳). «سکه‌های زیاری» . تهران: پایگاه محلات تخصصی نور.
وکیلی، هادی (۱۳۹۴). «رویکرد فرهنگی_اجتماعی آل‌زیار» . تهران: تاریخنامه خوارزمی_فصلنامه علمی_تخصصی.
اقبال‌آشتیانی، عباس (۱۳۰۲). «قسمت تاریخی:زندگانی علمی و ادبی شمس‌المعالی‌قابوس‌بن‌وشمگیرزیاری» .تهران: ایرانشهر.
قائم‌مقامی، جهانگیر (۱۳۴۶). «قسمت تاریخی:فرمانروایی و قلمرو دیلمیان» .. تهران: مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
مهرآبادی، میترا (۱۳۸۱). سرگذشت علویان طبرستان و آل زیار–از مجموعۀ کارنامه دانشوران ایران و اسلام. تهران:

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.