کمک به سایر کشورها ۱۳۹۴/۰۸/۱۲ - ۶۱۲ بازدید

« دلایل حمایت جمهوری اسلامی از فلسطین ولبنان»\r\nحمایت جمهوری اسلامی از مردم مظلوم فلسطین و لبنان در سه سطح مسئولیت ووظیفه انسانی و مسئولیت اسلامی و ضرورت ملی قابل بررسی است .\r\n« مسئولیت انسانی»\r\nوجدان انسانی حکم می کند که هر انسان آزاده ای در برابر ظلم و جنایت رژیم غاصب صهیونیستی بر علیه مردمی که تنها به جرم دفاع از سرزمین و حقوق خود با چنین \r\n بی تفاوت نبود و از مظلوم در برابر ظالم دفاع و حمایت کرد . \r\n« مسئولیت اسلامی »\r\n علاوه بر مسئولیت انسانی ، مسئولیت دینی نیز ایجاب می کند که از مسلمانان در سایر کشورها در برابر دشمنان حمایت شود . \r\nبر اساس آیات ، روایات ، جامعه اسلامی پیکره واحدی است و مسلمین نمی توانند در قبال تهاجم بیگانگان به سایر مسلمانان بی تفاوت باشند. چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم با صراحت به حمایت و دفاع از ستمدیدگانی که مورد ظلم قرار گرفته و از وطن و کاشانه خویش اخراج و آواره شده اند ، فرمان می دهد: «قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین واقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم و الفتنة اشدّ من القتل ولاتقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاءالکافرین» (سوره بقره، آیات ۱۹۰ -۱۹۱) و «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ»( سوره حج ،آیه ۴۰) و همچنین « وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً»(سوره نساء ، آیه ۷۵) «چرا در راه خدا و برای رهایی مردان و زنان و کودکانی که [به دست ستمگران تضعیف شده اند ]پیکار نمی کنید؟! همان افراد [ستمدیده ای ]که می گویند: پروردگار ما را از این شهر (مکّه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده واز جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما».\r\nپیامبر گرامی اسلام(ص) نیز می فرماید: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»( کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶۳) و «من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم؛ هر کس فریاد استغاثه هر مظلومی (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) را بشنود که مسلمین را به یاری می طلبد، اما فریاد او را اجابت نکند مسلمان نیست.»( کلینی، اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الاهتمام بامور المسلمین، ح ۵) در صحیح بخاری نیز از آن حضرت روایت شده است که فرمودند: «همه مسلمانان برادر یکدیگرند، به همدیگر ظلم نمی کنند و در مقابل دشمنان یکدیگر را رها نمی کنند و به خود وا نمی گذارند». (فتح الباری، ج ۱۲، ص ۳۲۳ به نقل از محمد حسنین هیکل، الجهاد و القتال فی السیاسة الشرعیه، ج ۱، بیروت: دارالبیارق، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۷ هـ. ق، ص ۸۳ ) در مسند احمد بن حنبل نیز از آن حضرت روایت شده است که: «که هر کس نزد او مؤمنی خوار شود ولی او را یاری نکند، در حالی که قادر بر نصرت او باشد، خداوند عزو جل، روز قیامت نزد تمام خلایق او را خوار خواهد نمود». (مسند احمدبن حنبل، ج ۳، ص ۴۸۷ به نقل از: هیکل، همان، ص ۸۴)\r\nدستور نورانی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)مبنی بر این که ««کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً؛ همواره خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید» ( نهج البلاغه ، نامه ۴۷) نیز بر این نکته مهم دلالت دارد که در اسلام، مسؤولیت مقابله با تهدید و ارعاب وظیفه ای همگانی است؛همه باید یکپارچه، در برابر عوامل تهدید و ارعاب بایستند و از مظلوم دفاع کنند و خصم ظالم باشند.\r\nبر این اساس دفاع تنها بر کسانی واجب نیست که از سوی دشمن مورد هجوم قرار گرفته اند، بلکه همه مسلمانان وظیفه دارند در مقام دفاع از مسلمانانی که در بخشی از سرزمین های اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته اند، دفاع کنند و با جان و مال خود در راه خدا جهاد نموده و در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی حمایت های لازم را به عمل آورند. \r\n« منافع و امنیت ملی »\r\nهرچند نگاه جمهوری اسلامی در سیاست خارجی خویش در قبال مقاومت اسلامی و نهضت های آزادیبخش نگاهی کاملا انسان دوستانه و در راستای انجام وظایف ایدئولوژیکی و مکتبی است ؛ اما این موضوع هیچ گونه امتناعی از تامین امنیت و منافع ملی کشورمان و همچنین سایر کشورهای اسلامی و منطقه در قبال این حمایت ها توسط مقاوت اسلامی ندارد . به عبارت دیگر نه تنها میان وظایف ایدئولوژیکی دولت اسلامی با منافع ملی کشورمان تعارضی نیست ؛ بلکه این دو می توانند در تعامل و هماهنگی با یکدیگر عمل نمایند. ایران، از سال‌ها پیش با یک نگاه استراتژیک، در حین جنگ عراق، به این حقیقت دست پیدا کرد که حرکت به سمت جنگ میدانی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. پس در حمایت غیرقابل انکار معنوی ایران از مبارزان حزب‌الله جنوب لبنان و مقاومت اسلامی ، تامین منافع ملی نیز می تواند ملحوظ باشد؛ اگر ایالاتِ متحده نسبت به ایران کوچکترین تعرضی بنماید ، میدان‌های دیگری در عالم، به آتش کشیده خواهند شد.( لبنان و فلسطین به ما چه دخلی دارد؟ ، رضا امیرخانی ، بازتاب ، ۸ مرداد ) و این دقیقا یکی از جنبه های مهم بازدارندگی ایالات متحده آمریکا از حمله نظامی به ایران است ؛ موضوعی که بارها به صراحت توسط سیاستمداران و کارشناسان مسائل نظامی آمریکا و اسرائیل مطرح و آن را به عنوان مانع بزرگ در حمله به تاسیسات هسته ای ایران برشمرده اند. پس حمایت از مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین حتا با دیدِ منفعت‌گرایانه نیز قابل توجیه است.\r\nبر این اساس منافع ملی و امنیت ملی یک کشور و تامین آنها، فقط در مرزهای جغرافیایی آن محدود نمی شود. لذا دولت ها به میزان هزینه هایی که در کشورهای دیگر مبذول می دارند، از توان و قدرت تصمیم گیری و تأثیرگذاری بیشتری نیز در آینده آن کشور و معادلات منطقه ای برخوردار می باشند. در واقع حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور - که از عناصر کلیدی و حیاتی تشکیل دهنده منافع ملی است - نیازمند صرف چنین هزینه ها و کمک به ملت هایی است که در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعیت آن است که مردم مظلوم و مبارز فلسطین و مقاومت اسلامی لبنان، از منافع و امنیت ملی ما نیز دفاع می کنند و ما کمترین وظیفه خود (تدارکات و پشتیبانی) را انجام می دهیم. \r\nحمایت مادی و معنوی از هسته های مقاومت و نهضت های آزادی بخش در سراسر جهان اسلام، علاوه بر آنکه به عنوان وظیفه ایدئولوژیکی دولت اسلامی است ؛ نقش بسیار زیادی در تامین منافع و امنیت ملی و گسترش حوزه های نفوذ کشورمان در ابعاد مختلف دارد و به عنوان یکی از مهم ترین اهرم های قدرت برای جمهوری اسلامی است که موجب بازدارندگی ابر قدرت ها از عملی کردن نیات امپریالیستی آنان در قبال منطقه و کشورمان می گردد و کمک به این مردم مبارز، به معنای استحکام بخشیدن به سنگرهای دفاعی خود است. آینده نگری و تأمین منافع بلندمدت، خود بهترین دلیل بر انجام چنین اقداماتی است؛ زیرا آرمان ها و اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی، هرگز به فلسطین و لبنان محدود نیست؛ بلکه آنان آرزوی سیطره بر جهان اسلام و خصوص ام القرای آن (جمهوری اسلامی ایران) را در سر می پروراند. \r\nمقام معظم رهبری در تبیین این موضوع مهم می فرمایند :\r\n«امروز مسئله ی فلسطین هم همین جور است. مسئله ی غزه که شما مشاهده میکنید، این بخشی از ظاهر قضیه است، باطن قضیه عبارت است از این که دستگاه استکبارِ بی اعتقاد به همه ی اصول انسانی، مایل است این منطقه ی خاورمیانه، این منطقه ی حساس را که پر از ثروت و حساسیت گوناگون جغرافیائی و اقتصادی است، در اختیار بگیرد؛ در مشت بگیرد. وسیله اش هم اسرائیل غاصب است؛ صهیونیستهای مسلط بر فلسطین اشغالی. مسئله این است. همه ی این حرکاتی که این چند سال در این منطقه انجام گرفته است - از قضایای لبنان تا قضایای عراق تا قضایای فلسطین - با این نگاه قابل تفسیر و قابل فهم است. مسئله این است که این منطقه باید در مشت آمریکا و استکبار - استکبار اعم از آمریکاست. البته مظهر عمده اش، شیطان بزرگ، دولت آمریکاست - قرار داشته باشد. استکبار میخواهد این منطقه را در اختیار داشته باشد؛ در مشت داشته باشد. استکبار این منطقه را لازم دارد و عاملش هم اسرائیل است. همه ی این داستانها و قضایای این چند سال با این نگاه، تحلیل میشود. دیدید در جنگ سی و سه روزه، وزیر خارجه ی آمریکا گفت: این درد زایمان منطقه ی خاورمیانه ی جدید است! یعنی از این حادثه یک موجود تازه ای متولد خواهد شد که همان خاورمیانه ای است که آمریکا دنبالش است. البته این خواب آشفته تعبیرش همانی بود که بر سرشان آمد. شجاعت و بیداری و فداکاری و ایثار و جهاد جوانان مؤمن در لبنان، تو دهن نه فقط اسرائیل، بلکه تو دهن آمریکا و همه ی پشتیبانانشان و دنباله روانشان زد. قضیه ی غزه هم از همین قبیل است.\r\nاینها میخواهند هیچ عنصر مقاومتی در این منطقه وجود نداشته باشد. اصل عنصر مقاومت را جمهوری اسلامی میدانند. البته این را درست فهمیده اند. اینجا مرکز مقاومت است. اینجا جائی است که ما اگر هیچ اقدامی هم نکنیم، هیچ حرفی هم نزنیم، خود وجود جمهوری اسلامی به ملتهای منطقه الهام میدهد. یک موجودیتی، یک هویتی که علی رغم همه ی قدرتهای استکباری و به کوری چشم آنها اینجور در این منطقه قد کشیده و روز به روز ریشه دارتر میشود؛ روز به روز قویتر میشود. خود وجود این پیکره ی عظیم و پرشکوه، خار چشم استکبار است و امیددهنده ی به ملتها. بله، اینجا مرکز مقاومت است؛ در این شکی نیست. دیگران هم از اینجا الهام گرفتند، منتها برای اینکه این مقاومت را در هم بکوبند، حلقه ی ضعیف را اول هدف قرار دادند؛ دولت مردمی منتخب حماس در غزه. او را مظلوم گیر آوردند؛ او را دارند میکوبند. هر کس در دنیای اسلام، امروز قضیه ی غزه را یک قضیه ی منطقه ای و شخصی و محلی بداند، دچار همان خواب خرگوشی ای است که پدر ملتها را تا حالا درآورده است. نه، این قضیه ی غزه، فقط قضیه ی غزه نیست؛ قضیه ی منطقه است. فعلاً آنجا نقطه ی ضعیفتر است، تهاجم را از آنجا شروع کردند و اگر موفق شدند، دست از سر منطقه بر نمیدارند. دولتهای کشورهای مسلمانی که حول و حوش آن منطقه هستند و کمکی که باید بکنند و میتوانند بکنند، نمیکنند، دارند اشتباه میکنند؛ اشتباه میکنند. هر چه در این منطقه میخ اسرائیل بیشتر فرو برود، تسلط استکبار بیشتر بشود، بدبختی این دولتها و ضعف و ذلت این دولتها بیشتر خواهد شد. چرا ملتفت نیستند؟ و دولتها، ملتها را هم دنبال خودشان به ذلت میکشانند. یک دولت ذلیل و مطیع و وابسته، یک ملت را مطیع و ذلیل و وابسته میکند. این است که ملتها باید به خود بیایند.» (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از مردم قم به مناسبت قیام نوزدهم دی ۱۹/۱۰/۱۳۸۷)\r\nمتأسفانه با وجود این وظایف و مسئولیت ها که ضرورت دفاع و حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان را ثابت می کند برخی با طرح شبهات مسمومی است که در صددند با تکیه بر عقاید مذهبی ، میان فرقه های مختلف جهان اسلام تفرقه ایجاد نمایند و این در حالی است که قرآن کریم مسلمانان را امت واحده خوانده است: «ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون»( سوره انبیاء، آیه ۹۲ ) و مؤمنان برادر یکدیگر معرفی شده اند: «انما المؤمنون اخوه فأصلحوا بین اخویکم»( سوره حجرات ، آیه ۱۰) و امام الصادق(ع) مسلمانان را با یکدیگر برادر می داند : «المسلم اخ المسلم»( شیخ عباس قمی، سفینه البحار، انتشارات اسوه، ۱۴۱۶ ه.ق، ج ۱، ص ۵۴ )\r\nاساساً وقتی اسلام به مسلمانان سفارش می کند که با پیروان ادیان آسمانی و مکاتب دیگر بشری با عدل و مسالمت رفتار شود و آنان را به مشترکات توجه می دهد «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله ؛ بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر از خدای یگانه به خدایی نپذیرد هرگاه سرباز زنند بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم»(سوره آل عمران ، آیه ۶۴)آیا مسلمانان نباید با توجه به مشترکات و کنار گذاردن اختلافات با یکدیگر با مسالمت و عدل رفتار کنند.\r\nو این در حالی است که سیره عملی پیشوایان ما نیز بر وحدت و اتحاد اسلامی تأکید دارد چنانکه حضرت امیر(ع) به خاطر باقی ماندن اصل اسلام، بیست و پنج سال سکوت کرد و حتی در بسیاری موارد برای رعایت مصلحت اسلام و جامعه اسلامی به خلفای سه گانه کمک فکری و مشورت می دهد، در نماز جماعت آنان حاضر می شود. حتی بالاتر از این امام علی (ع) در جریان حمله به شهر انبار که اموال مسلمین و غیرمسلمین غارت شده بود و خلخال از پای زن یهودی کشیده بودند،فریاد بر می آورد و می‌فرماید:« اگر برای این حادثه تلخ ، مسلمانی از روی تأسّف بمیرد ، ملامت نخواهد شد ، و از نظر من سزاوار است .» ( نهج البلاغه ، خطبه ۲۷)\r\nبر این اساس در شرایطی که دشمنان اسلام تمام تلاش خویش را برای مبارزه و مقابله با اسلام به کار بسته و از هیچ گونه جنایتی دریغ نمی ورزند ، تأکید بر مسائل اختلافی و تفرقه میان صفوف مسلمانان منطقی نیست. در زمانی که مسلمانان می توانند با توجه به جمعیت بیش از یک میلیارد نفر و منابع و امکاناتی که در اختیار دارند به عنوان یک قدرت تأثیرگذار در صحنه بین المللی مطرح باشند و به مقابله با اسرائیل و آمریکا و توطئه های شوم آنان برای جهان اسلام برخیزند ، پرداختن به اختلافات و مسائل تفرقه انگیز نتیجه ای جز به هدر رفتن سرمایه ها و استفاده دشمن از این اختلافات، نخواهد داشت. مقام معظم رهبری فرمودند: «یک میلیارد مسلمان در دنیا هستند که درباره خدا و پیامبر(ص) و نماز و حج و کعبه و قرآن و بسیاری از احکام دینی با هم یک عقیده دارند یک چند مورد اختلاف هم دارند اینها بیایند همان چند اختلاف را بگیرند با هم بجنگند تا آن کسی که با اصل خدا و پیامبر(ص) و دین و همه چیز مخالف است کار خودش را انجام بدهد آیا این عاقلانه است؟ اگر مسلمین دست در دست هم بگذارند و با هم صمیمی باشند ولو عقایدشان مخالف با یکدیگر باشد اما آلت دست دشمن نشوند دنیای اسلام سربلند خواهد شد»(حدیث ولایت، ج ۵، ص ۲۳۰)(مقاومت اسلامی ، وظایف ایدئولوژیک و منافع ملی ، علیرضا محمدی ، مجله پرسمان)\r\nبا بررسی دلایل حمایت جمهوری اسلامی از جریان مقاومت و مردم مظلوم فلسطین و لبنان ، روشن می شود که این حمایت ها وابسته به حمایت این کشورها از جمهوری اسلامی نبوده و حتی اگر این جریان ها از جمهوری اسلامی حمایت هم نکنند ، جمهوری اسلامی با توجه تهدیدی که رژیم غاصب صهیونیستی برای منطقه و جهان دارد و با توجه به ماهیت تجاوز کارانه و سلطه جویانه و غیر انسانی آن ، خود را به مقابله با این رژیم غاصب و حمایت از خط مقاومت در برابر تجاوز طلبی آن متعهد می داند گرچه جریان ها و گروههای مقاومت در فلسطین و لبنان درک مناسبی از مواضع جمهوری اسلامی نداشته باشند و از آن حمایت نکنند به عبارت دیگر خط مشی و سیاست جمهوری اسلامی در حمایت از جریان مقاومت در برابر رژیم صهیویستی بر اساس ، مبانی روشنی استوار شده است که حمایت و عدم حمایت گروههای سیاسی فلسطین و لبنان از جمهوری اسلامی ، هیچ تأثیری در آن ندارد و حتی اگر جریان ها و گروههای سیاسی از جمهوری اسلامی حمایت نکنند ، ضرورت مقابله با سلطه جویی رژیم صهیونیستی به جای خود باقی است گرچه حمایت این گروهها از جمهوری اسلامی نشانه قدر شناسی و درک صحیح آنهاست . همانند حمایت پدر و مادر از فرزند خود که فراتر از قدردانی و حمایت متقابل از سوی فرزند است و پدر و مادر صرف نظر از قدردانی و حمایت فرزندشان از آنان ، خود را به انجام وظایف و مسئولیت های خود در قبال او متعهد می دانند گرچه قدردانی و حمایت فرزند از آنان ، مقتضای عقل و انصاف است \r\n« ناصبی بودن مردم غزه»\r\nیکی از شایعاتی که در راستای دلسرد کردن مردم از حمایت مردم مظلوم فلسطین مطرح گردیده است ، ناصبی بودن مردم غزه است که این شایعه مربوط به ساله ای اخیر نبوده و ریشه طولانی دارد . \r\nاستاد شهید مطهری (ره) در پاسخ به چنین شایعه ای فرمودند:«یک وقتی شایع بود و شاید هنوز هم در میان بعضی ها شایع است ، یک وقتی دیدم یک کسی می گفت: این فلسطینی ها ناصبی هستند. ناصبی؛ یعنی دشمن علی (ع). ناصبی غیر از سنی است. سنی؛ یعنی کسی که خلیفه بلا فصل را ابوبکر می داند و علی (ع) را خلیفه چهارم می داند و معتقد نیست که پیغمبر شخصی را بعد از خود به عنوان خلیفه نصب کرده است . می گوید پیغمبر کسی را به خلافت نصب نکرد و مردم هم ابوبکر را انتخاب کردند. سنی برای امیرالمؤمنین احترام قائل است چون او را خلیفه چهارم و پیشوای چهارم می داند و علی را دوست دارد. ناصبی؛ یعنی کسی که علی را دشمن می دارد. سنی مسلمان است، ولی ناصبی کافر است، نجس است. ما با ناصبی نمی توانیم معامله مسلمان بکنیم. حال یک کسی می آید می گوید این فلسطینی ها ناصبی هستند. آن یکی می گوید. این به آن می گوید، او هم یک جای دیگر تکرار می کند و همین طور. اگر ناصبی باشند کافرند و در درجه یهودی ها قرار می گیرند. هیچ فکر نمی کنند که این، حرفی است که یهودی ها جعل کرده اند. در هر جایی یک حرف جعل می کنند برای این که احساس هم دردی نسبت به فلسطینی ها را از بین ببرند. می دانند مردم ایران شیعه اند و شیعه دوستدار علی و معتقد است هر کس دشمن علی باشد کافر است، برای این که احساس هم دردی را از بین ببرند، این مطلب را جعل می کنند. در صورتی که ما یکی از سال هایی که مکه رفته بودیم، فلسطینی ها را زیاد می دیدیم، یکی از آنها آمد به من گفت: فلان مسئله از مسائل حج حکمش چیست؟ بعد گفت من شیعه هستم، این رفقایم سنی اند. معلوم شد داخل اینها شیعه هم وجود دارد. بعد خودشان می گفتند بین ما شیعه و سنی هست. شیعه هم زیاد داریم . همین لیلا خالد معروف، شیعه است. در چندین نطق و سخنرانی خودش در مصر گفته من شیعه ام، ولی دشمن یهودی یک عده مزدوری را که دارد، مأمور می کند و می گوید: شما پخش کنید که اینها ناصبی اند. قرآن دستور داده در این موارد اگر چنین نسبت هایی نسبت به افرادی که جزو شما هستند و مثل شما شهادتین می گویند، شنیدید وظیفه تان چیست.»(آشنایی باقرآن، جلد ۴ ، ص ۳۲)\r\nدشمنان اسلام برای تفرقه افکندن بین مسلمان ها از هر وسیله و ابزاری کمک می گیرند و تلاش می کنند تا بتوانند آنان را از هم دیگر جدا کرده تا شاید از این راه بتوانند بدون هیچ مانع و مشکلی بر آنها تسلط یافته و آنها را استعمار نمایند؛ و از جمله آن تلاش ها این است که شیعه را نزد اهل سنت، رافضی و کافر و آنان را نزد شیعه، ناصبی و دشمن اهل بیت معرفی کنند.\r\nبیشتر مردم «فلسطین»، پیرو مذهب شافعی هستند و اتفاقاً، ابوعبدالله محمد ابن ادریس شافعی، رهبر این فرقه، متولد «غزه» بوده است. شاید همین مسئله در علاقه مندی مردم «فلسطین» به مذهب شافعی تأثیرگذار بوده است. روشن است که پیروان مذهب شافعی در میان اهل سنت بسیار علاقه مند به اهل بیت (علیهم السلام) می باشند. (ر.ک: الموسوعة المیسرة فی الادیان و المذاهب المعاصرة، مانع بن حماد الجهنی، ج ۲، ص ۱۲۴)\r\nدر مناطق مختلف فلسطین مساجدی به نام اهل بیت علیهم السلام وجود دارد که ناشی از ارادت آنان به اهل بیت است از جمله مسجدالامام علی بن ابی طالب واقع در نابلس ،مسجد فاطمه الزهرا واقع در جنوب طولکرم و مسجد الحسین بن علی واقع در غزه و الخلیل \r\nمقام معظم رهبری در این باره فرمودند: « ببینید، در قضیه‌ حمایت از فلسطین - این یک مثالی است میخواهم بزنم - هیچ کشور و هیچ دولتی به گرد جمهوری اسلامی نرسید. این را همه‌ دنیا تصدیق کردند. جوری شد که بعضی از کشورهای عربی از ناراحتی دادشان بلند شد، گفتند ایران دارد برای مقاصد خود اینجا تلاش میکند! البته فلسطینی‌ها به این حرف اعتنائی نکردند. از جمله در قضیه‌ غزه - در این جنگ بیست و دو روزه‌ی چند ماه قبل - جمهوری اسلامی در همه‌ سطوحش؛ از رهبری و ریاست جمهوری و مسئولین گوناگون و مردم و تظاهرات و پول و کمک و سپاه و غیره، همه در خدمت برادران فلسطینیِ مظلوم و مسلمان قرار گرفتند. در بحبوحه‌ این حرفها، یک وقت دیدیم که ویروسی دارد تکثیر مثل میکند؛ دائم میروند پیش بعضی از بزرگان، بعضی از علماء، بعضی از محترمین، که آقا! شما دارید به کی‌ کمک می کنید؛ اهل غزه ناصبی‌اند! ناصبی یعنی دشمن اهل‌بیت. یک عده هم باور کردند! دیدیم پیغام و پسغام که آقا، میگویند اینها ناصبی‌اند. گفتیم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث. در غزه مسجد الامام امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب هست، مسجد الامام الحسین هست، چطور اینها ناصبی‌اند؟! بله، سنی‌اند؛ اما ناصبی؟! اینجور حرف زدند، اینجور اقدام کردند، اینجور کار کردند.\r\nنقطه‌ مقابلش هم هست: یک عده بلند شوند بروند قم، لابلای کتابهای شیعه را نگاه کنند، ببینند کجا اهانت به مقدسات اهل سنت است، از او عکس بگیرند، بیایند تو محافل سنی پخش کنند، ببینید آقا! این کتابهای شیعه است. یا یک گوینده‌ی نادان، غافل یا مغرضی روی منبر نسبت به مقدسات اهل سنت حرف مهمل و بدی بزند؛ این را نوار کنند، سی دی کنند، بروند اینجا آنجا پخش کنند، بگویند ببینید آقا! این شیعه است. این را به او بدبین کنند، او را به این بدبین کنند. این معنایش چیست؟ «و تذهب ریحکم» یعنی چه؟ یعنی همین دیگر.\r\nوقتی اختلاف پیدا شد، وقتی تفرقه پیدا شد، وقتی نسبت به هم سوءظن وجود داشت، وقتی یکدیگر را خائن دانستیم، طبیعی است که با هم همکاری نخواهیم کرد. همکاری هم اگر بکنیم، با هم صمیمی نخواهیم بود. این همان چیزی است که آن دشمن دنبال اوست. هم عالم شیعه، هم عالم سنی، باید این را بفهمند؛ این را درک کنند. بدیهی است دو تا مذهب در برخی از اصول، در برخی از فروع با هم اختلاف دارند؛ البته در بسیاری هم با هم اتحاد دارند. اما اختلاف به معنای دشمنی نیست. فتاوای فقهای شیعه در مواردی صد و هشتاد درجه با هم اختلاف دارد. فتاوای ائمه‌ی اهل سنت در مواردی بسیار با همدیگر اختلاف دارد؛ اما لزومی ندارد وقتی اختلاف دارد، انسان به همدیگر بدگوئی کنند و فحش بدهند. خیلی خوب، او مذهبش این است، آن هم مذهبش این است... بله، اهل سنت همین است. یعنی هیچکس نباید خیال کند که اهل‌بیت پیغمبر مخصوص و متعلق به شیعه‌اند؛ نه، مال همه‌ی دنیای اسلامند. چه کسی است که فاطمه‌ی زهرا (سلام اللَّه علیها) را قبول نداشته باشد؟ چه کسی است که حسنین (علیهماالسّلام) سیّدا شباب اهل الجنّة را قبول نداشته باشد؟ چه کسی است که ائمه‌ی بزرگوار شیعه را قبول نداشته باشد؟ حالا یکی او را امام و واجب‌الاطاعه و مفروض‌الطاعه میداند، یکی نمیداند؛ اما قبولشان دارند. اینها حقایقی است، باید اینها را فهمید، باید اینها را نهادینه کرد. بعضی البته این را نمیفهمند، متحرک به تحریک دشمن میشوند. در حالی که خیال میکنند که کار درست را انجام میدهند. «قل هل ننبّئکم بالاخسرین اعمالا. الّذین ضلّ سعیهم فی الحیاة الدّنیا و هم یحسبون انّهم یحسنون صنعا»؛ خیال میکنند کار خوب میکنند، غافل از اینکه دارند برای دشمن کار میکنند. این خصوصیتِ زمان ماست.» (بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان ،۲۳/۲/۸۸)\r\n« کمک به سایر مسلمانان با وجود نیازمندان داخل کشور»\r\nدر اینکه نظام جمهوری اسلامی باید به وضعیت مردم به ویژه اقشار کم درآمد و آسیب پذیر جامعه رسیدگی کند و از آنان حمایت لازم را به عمل آورد ، هیچ تردیدی وجود ندارد ، اما این مسأله با کمک به مسلمانان سایر کشورها نه تنها هیچ منافاتی ندارد ، بلکه همانگونه که اشاره شد بر اساس آموزه های دینی همانگونه که توجه به فقرا و نیازمندان کشور لازم است ، اهتمام و توجه به حال مسلمانان ، از نشانه های اسلام برشمرده شده است . \r\nبنابر این ، تفکری که رسیدگی به نیازمندان را محدود به جامعه و کشور می کند و فراتر از ان مسئولیتی را متوجه مسلمانان و نظام اسلامی نمی داند ، با اسلام زاویه دارد .\r\n این مثل که در میان مردم مشهور است که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است نیز کلیت نداشته و بعضآ با آموزه های دینی و مسأله ایثار در اسلام منافات دارد . در برخی موارد لازم است فرد ایثار و فداکاری نماید و با وجود نیاز و احتیاج خود ، دیگری را مقدم بدارد . سیره و روش ائمه اطهار علیهم السلام نیز به خوبی بیانگر این روحیه است «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً»« و غذاى (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند به مسکین و یتیم و اسیر مى دهند.»(سوره انسان ، آیه ۸) \r\nبا توجه به وجود اهمیت رسیدگی به وضعیت سایر مسلمانان و ضرورت حمایت از آنان در برابر رژیم صهیونیستی که مورد حمایت همه جانبه آمریکاست و نداشتن پشتیبان و حامی به جز جمهوری اسلامی، چگونه می توان انتظار داشت که نظام اسلامی این مسلمانان را به حال خود رها کند و تنها به فکر حمایت و رسیدگی به مردم خود باشد . \r\nو بالآخره اینکه اگر منتقدین افزون بر ابعاد دینی و انسانی با واقعیات و الزامات جهانی، روش های پیشبرد اهداف سیاست، تأمین امنیت و منافع ملی و ...، آشنایی کامل داشته باشند و در جریان امور قرار بگیرند، مثبت‌بودن اعطای چنین کمک ها و سرمایه گذاری ها را تصدیق می نمایند که اگر از جنبه‌ی منافع ملی و استراتژیک نیز به قضیه نگاه کنیم، این حمایت‌ها به دلیل ایجاد عزت و اقتدار بین‌المللی، بازدارندگی، توازن قوا و ایجاد امنیت پایدار فرامنطقه‌ای و تأمین منافع کوتاه‌مدت و بلندمدت، برای کشور ما بسیار بیشتر از هزینه‌های صرف‌شده، منافع متعدد به دنبال دارد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.