کمک به فلسطین -کمک به لبنان-کمک به عراق ۱۳۹۱/۵/۲۳ - ۱۷۸ بازدید

میخواستم در مورد کمک هایی که به فلسطین یالبنان وهر کشور عربی یا کشورهایی که دچار مشکلاتی ازقبیل قحطی وغیره میشن بدید چون خیلی ها توکشور خودمون هستن که بی خانمان وفقیر هستندو هیچ توجهی به اونا نمیشه واین خودش باعث میشه که از روی ناچاری به خلاف کشیده شن چطور اینو توجیه می کنید؟

دوست گرامی دغدغه های شما پیرامون دفاع از منافع ملی و پیشرفت و توسعه کشور و اصلاح مشکلات و معضلات موجود قابل تقدیر و ستایش می باشد ؛ وجود پاره اى از مشکلات و معضلات اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و ... در سطح کشور، امرى واقعى و غیرقابل انکار است که براى برون رفت از این وضعیت و دستیابى به موقعیتى مطلوب تر، تلاش هاى مضاعفى لازم است.
در کنار این حقیقت، باید واقعیتى دیگر را نیز در نظر گرفت و آن توجه به سایر مسئولیت هاى دینى و ملى دولت و نظام اسلامى است. به عبارت دیگر حیطه و گستره وظایف و مسئولیت هاى دولت ها، فقط در درون مرزهاى آن کشور محدود نمى شود؛ بلکه آنها جهت دستیابى به اهداف خود، در سطح داخلى و بین المللى (از قبیل تأمین امنیت و منافع ملى و تحقق آرمان هاى ایدئولوژیک)، ناچارند عملکرد و اقدامات خود را به بیرون از مرزهاى بین المللى، گسترش دهند و در عرصه معادلات و رقابت هاى بین الملل شرکت فعّال داشته باشند.
امروزه به دلیل گسترش ارتباطات و تکنولوژى، جهانى شدن اقتصاد و.. - که مرزهاى ملى کشورها را درنوردیده است دیگر نمى توان عملکرد و وظایف دولت ها را تنها در محدوده مرزهاى آن کشور، تعریف کرد؛ بلکه دولتى از توانایى بیشتر در سامان دادن به مسائل داخلى و تأمین امنیت و رفاه در سطح جامعه و تعقیب آرمان هاى ایدئولوژیک خود، بهره مندتر است که به صورت فعّال، در مناسبات، معادلات و رقابت هاى بین المللى حضور داشته باشد و در چارچوب اصول سیاست خارجى خویش، نقش مؤثرى را در تأثیرگذارى بر تحولات منطقه اى و بین المللى ایفا کند و از موقعیت ها و فرصت هاى جهانى، به بهترین نحو جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجى خود، بهره جوید.
عوامل متعددى در شکل گیرى سیاست خارجى کشورها، مؤثر است که مهم ترین آنها عبارت است از جهت اطلاع بیشتر ر.ک: عبدالعلى، قوام، اصول سیاست خارجى و سیاست بین الملل، ص ۱۳۵.: ۱. ارزش ها و اعتقادات، ۲. زمینه هاى تاریخى و فرهنگى،۳. ساختار نظام بین الملل، ۴. مشکلات و نیازهاى داخلى.
دولت ها جهت تحقّق اهداف سیاست خارجى خود، از ابزارها و تکنیک هاى گوناگونى بهره مى جویند؛ ابزارهایى نظیر دیپلماسى، حربه هاى اقتصادى، نظامى و فرهنگى. استفاده صحیح و به موقع از این تکنیک ها، در میزان موفقیت واحدهاى سیاسى بسیار مؤثر است. همان، ص ۲۰۶.
در سطح بین الملل، سیاست خارجى کشورى موفق تر و از توانایى بیشترى در پیشبرد اهداف بین المللى و تأمین منافع ملى خود، برخوردار است که از توانایى بیشترى در کاربرد تمامى این ابزارها، برخوردار باشد و در موقع نیاز جهت دسترسى به اهداف خود، از آنها بهره گیرد. به عنوان نمونه امروز، با استفاده از ابزار اقتصادى (نظیر اعطاى وام، مشارکت در سرمایه گذارى یا بازسازى کشور)، مى توان زمینه هاى مناسبى را جهت تأثیرگذارى در تحولات داخلى آن کشور، فراهم کرد و بازارى براى عرضه کالاهاى تولیدى در خارج و ... به وجود آورد. در نتیجه، بخشى از اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت سیاسى خارجى خویش را تحقّق بخشید.
براساس مطالب یادشده، در خصوص کمک ایران به مسلمانان فلسطین گفتنى است:
یکم. بخشى از این کمک ها (مانند مواد غذایى، دارو، پوشاک و..) در شرایط کنونى، حیاتى بوده و از مسئولیت هاى فرا ملّى دولت اسلامى محسوب مى شود.
دوّم. با توجه به نیازهاى ضرورى و حیاتى مردم فلسطین و امکانات نسبتاً خوب کشورمان، کمک ها محدود بوده و تأثیرى منفى در روند آبادانى و حل مشکلات اقتصادى و معیشتى ما بر جاى نمى گذارد. به علاوه نتایج مثبتى را در کوتاه مدت و طولانى مدت، در سطح منطقه اى و بین الملل، براى کشور ما به ارمغان مى آورد. میزان کمک ها وقتى در سطح افراد نگریسته شود، زیاد به چشم مى آید (مثلاً صد کامیون). اما همین میزان در سطح کلان بسیار اندک است؛ یعنى، ارزش مادى آن کمک ها براى آحاد ملت، رقم بزرگى است؛ ولى در سطح یک کشور یک رقم جزئى است که اگر بخواهند همان میزان کمک را در داخل بین همه مردم آن کشور تقسیم کنند، بسیار ناچیز است.
سوّم. فشارها و مشکلات جامعه هراندازه زیاد باشد، در برابر وضعیت پیش آمده براى برادران و خواهران آواره فلسطینى و ... اصلاً قابل مقایسه نیست.
چهارم. مسلمین امت واحده و داراى سرنوشت مشترکى اند. استعمارگران همواره درپى جداسازى و تفرقه میان ملت هاى مسلمانند تا از این رهگذر، سلطه خود را بر جهان اسلام بیشتر استوار سازند. بنابراین اگر ما دست از یارى برادران ستمدیده مسلمان خود برداریم، در واقع به جداسازى امت اسلامى - که هدف دشمنان است کمک کرده ایم.
پنجم. همان طور که کمک هاى فردى موجب افزایش نعمت و برکات الهى است، کمک هاى اجتماعى نیز چنین است.
ششم. امروزه در تمام جهان، سرمایه هایى براى کمک به جوامع محروم اختصاص داده مى شود و دراین حرکت انسان دوستانه، مسلمانان و جمهورى اسلامى، باید جلودار باشند.
هفتم. ارائه حمایت هاى اقتصادى، سیاسى و تبلیغاتى در حد توان به ملت هاى مسلمان دیگر - به خصوص فلسطین نه تنها با منافع ملى ما تعارض ندارد؛ بلکه در راستاى تأمین منافع ملى ایران به حساب مى آید؛ زیرا منافع ملى یک کشور، فقط در مرزهاى جغرافیایى آن محدود نمى شود. لذا دولت ها به میزان هزینه هایى که در کشورهاى دیگر صرف مى کنند، از توان و قدرت تصمیم گیرى و تأثیرگذارى بیشترى نیز در آینده آن کشور و معادلات منطقه اى برخوردار مى باشند.
علاوه بر این حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضى و امنیت ملى کشور - که از عناصر کلیدى و حیاتى تشکیل دهنده منافع ملى است نیازمند صرف چنین هزینه ها و کمک به ملت هایى است که در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعیت آن است که مردم مظلوم و مبارز فلسطین، از ما نیز دفاع مى کنند و ما کمترین وظیفه خود (تدارکات و پشتیبانى) را انجام مى دهیم. رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى فرمود: «اگر صهیونیست هاى افزون طلب، گرفتار انتفاضه نبودند، بدون تردید براى سیطره بر مصر و سوریه و لبنان و دیگر کشورهاى خاورمیانه وارد عمل مى شدند».
هسته هاى مقاومت و نهضت هاى آزادى بخش در سراسر جهان اسلام، به عنوان یکى از مهم ترین اهرم هاى قدرت براى جمهورى اسلامى است که ابر قدرت ها را ترسانده و موجب بازدارندگى آنها، از عملى کردن نیات امپریالیستى مى گردد و کمک به این مردم مبارز، به معناى استحکام بخشیدن به سنگرهاى دفاعى خود است.
آینده نگرى و تأمین منافع بلندمدت، خود بهترین دلیل بر انجام چنین اقداماتى است؛ زیرا آرمان ها و اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستى، هرگز به فلسطین محدود نیست؛ بلکه آنان آرزوى سیطره بر جهان اسلام - به خصوص ام القراى آن جمهورى اسلامى ایران را در سر مى پروراند.
هشتم. این کمک ها یکپارچگى ما را بهتر حفظ مى کند و قدرت جمعى ما را بر دشمنان افزون مى سازد و براى مصونیت خود ما از خطرات دشمن مفید است.
نهم. ارسال این قبیل کمک ها مختص ایران نیست؛ بلکه کشورهاى بزرگ جهان، (مانند آمریکا) به رغم وجود مشکلات داخلى، باز هم در جهت اهداف و منافع نامشروع خود، کمک هاى بسیار زیادى را به اسرائیل - که در واقع هیچ بهره اى براى ملت آمریکا ندارد ارسال مى کنند. حال آیا روا است که کشورهاى اسلامى، از انجام کمترین وظایف دینى و انسانى خود - در قبال مشکلات مردم فلسطین و جهان اسلام دریغ ورزند؟
از طرف دیگر با توجّه به واقعیاتى چند - از قبیل وجود مرزبندى هاى بین المللى، حفظ و تقویت نظام جمهورى اسلامى ایران، ارائه الگویى نمونه بر اساس اصول و ارزش هاى اسلامى و ... توجه به نیازهاى داخلى نیز حائز اهمیت است. حال اگر زمانى بین نیازهاى داخلى و خارجى، تزاحم به وجود آمد؛ رعایت اصول اهم و مهم، ضرورى مى نماید. براى مثال اگر در کشورهاى دیگر، مسلمانانى نیازمند به ضرورى ترین نیازهاى حیاتى (از قبیل غذا، دارو، پوشاک و ...) باشند؛ بدون شک نمى توان نیازمندى هاى غیرحیاتى و کم اهمیت تر داخلى را اولویت داد؛ زیرا در اینجا مسئله زندگى و حفظ جان مسلمانان در میان است.
به بیان دیگر، حاکم اسلامى با کمک گرفتن از متخصصان و کارشناسان و با درک شرایط و مقتضیات زمانى و مکانى، باید مشخص کند که اولویت با رفع نیازهاى داخلى است یا نیازهاى خارجى و یا اینکه نسبت به هر یک، چه مقدار باید اهتمام ورزید و براى آن سرمایه گذارى کرد.
از دیگر سو مردم ما - که با واقعیات و الزامات جهانى، روش هاى پیشبرد اهداف سیاست خارجى و تأمین امنیت و منافع ملى و ... آشنا هستند و وفادارى عمیقى به تعهدات دینى دارند درستى اعطاى چنین کمک ها و سرمایه گذارى ها را تصدیق مى کنند و در این زمینه همکارى و مساعدت جدى با دولت به عمل مى آورند. بنابراین در ضمن تلاش جدى براى رفع مشکلات داخلى، باید دانست این قبیل مشکلات و معضلات، نمى تواند توجیه کننده بى توجهى نظام اسلامی به نمایندگی از مردم مسلمان خویش، از وضعیت نابسامان سایر مسلمانان و اهداف سیاست خارجى خود باشد؛ بلکه همراه با انجام وظیفه برون مرزى خود، باید به حل مشکلات درون نیز پرداخت.
در ادامه مقاله ای با عنوان‌«‌مقاومت اسلامى، وظایف ایدئولوژیک و منافع ملى ، علیرضا محمدی ، مجله پرسمان ، شماره ۴۹ - مهرماه ۱۳۸۵ » ارائه می گردد:
نظام جمهورى اسلامى ایران بر اساس مبانى مکتبى و اصول قانون اساسى از ابتداى شکل گیرى خود، با وجود مشکلات داخلى و خارجى متعدد، تأکید زیادى بر حمایت مادى و معنوى از جریان مقاومت اسلامى و نهضت هاى آزادى بخش داشته و در این راه هزینه هایى را نیز پرداخته است. پیروزى اخیر مقاومت اسلامى لبنان و نزدیک شدن به روز جهانى قدس، فرصت مناسبى را فراهم مى کند تا از منظرى ژرف، به تحلیل علت ها و مبانى فکرى «وظایف ایدئولوژیک دولت اسلامى» در حوزه سیاست خارجى پرداخته، نحوه ارتباط آن را با تأمین «منافع ملى کشورمان» مورد ارزیابى قرار دهیم.
مبانى فقهى دفاع از سرزمین هاى اسلامى
وجوب دفاع از سرزمین هاى اسلامى، از ضروریات فقه اسلام است. بر اساس آیات، روایات و ادله عقلى متعدد، جامعه اسلامى پیکره واحدى است و مسلمین نمى توانند در قبال تهاجم بیگانگان به سایر مسلمانان، بى تفاوت باشند؛ چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم با صراحت به حمایت و دفاع از ستمدیدگانى که مورد ظلم قرار گرفته و از وطن و سرزمین خویش اخراج و آواره شده اند، فرمان مى دهد. در قرآن چنین آمده است: «چرا در راه خدا و براى رهایى مردان و زنان و کودکانى که [به دست ستم گران تضعیف شده اند]، پیکار نمى کنید؟ همان افراد [ستمدیده اى ] که مى گویند: پروردگار ما را از این شهر (مکّه) که اهلش ستم گرند، بیرون ببر و از طرف خود براى ما سرپرستى قرار ده واز جانب خود، یار و یاورى براى ما تعیین فرما».۱
پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله نیز مى فرماید: «هر کس فریاد استغاثه مظلومى (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) را بشنود که مسلمین را به یارى مى طلبد، اما فریاد او را اجابت نکند، مسلمان نیست».۲
استاد شهید مطهرى نیز در این زمینه مى گوید: «هرگاه گروهى با ما نخواهد بجنگد، ولى مرتکب یک ظلم فاحش نسبت به یک عده افراد انسان ها شده است و ما قدرت داریم آن انسان هاى دیگر را که تحت تجاوز قرار گرفته اند، نجات دهیم، اگر نجات ندهیم، در واقع، به ظلم این ظالم نسبت به آن مظلوم، کمک کرده ایم. ما در جایى که هستیم، کسى به ما تجاوزى نکرده، ولى یک عده از مردم دیگر که ممکن است مسلمان باشند و ممکن است مسلمان هم نباشند، اگر مسلمان باشند، مثل جریان فلسطینى که اسراییلى ها آنها را از خانه هایشان آواره کرده اند، اموالشان را برده اند، انواع ظلم ها را نسبت به آنها مرتکب شده اند، ولى فعلاً به ما کارى ندارند، آیا براى ما جایز است که به کمک این مظلوم هاى مسلمان بشتابیم؛ براى نجات دادن آنها؟ بله، این هم جایز است؛ بلکه واجب است. این هم یک امر ابتدایى نیست. این هم به کمک مظلوم شتافتن است؛ براى نجات دادن از دست ظلم بالخصوص که آن مظلوم، مسلمان باشد».۳
در تجاوز اسراییل به کشورهاى اسلامى، آیةالله سید محسن حکیم، سید هادى میلانى، سید شهاب الدین مرعشى نجفى، سید ابوالقاسم خویى، سید على موسوى بهبهانى، بهاءالدین محلاتى، سید عبدالله شیرازى و بسیارى دیگر از عالمان، با صدور اعلامیه هایى از عموم مسلمانان خواستند تا به یارى مسلمانان مظلوم فلسطین و کشورهاى مورد تجاوز بشتابند. در بخشى از اطلاعیه هاى آیةالله شیخ بهاءالدین محلاتى آمده است: «بر همه مسلمانان جهان واجب است که از هرگونه مساعدت مادى و معنوى نسبت به اعراب مسلمان دریغ ندارند و هر نوع معامله و ارتباطى که منشأ تقویت اسرائیل بشود یا در آمادگى آنها براى مبارزه و پیکار با کشورهاى عربى دخالت داشته باشد، حرام و در حکم مبارزه با اسلام است».۴
امام خمینى در نهم اسفند سال ۱۳۶۶ در جمع اعضاى شوراى مرکزى حزب الله لبنان چنین گفت: «همه شیاطین مجتمعند که نگذارند اسلام رشد کند و ما باید این معنا را در نظر داشته باشیم که با تمام قوا و تا آخرین نفرمان مهیا شویم و در راه خدا جهاد کنیم. دفاع از نوامیس مسلمین و دفاع از بلاد اسلامى و دفاع از همه حیثیات مسلمین، امرى است لازم و ما باید خودمان رإ؛ ّّهم براى مقاصد الهى و دفاع از مسلمین مهیا کنیم و خصوصاً در این شرایطى که فرزندان واقعى فلسطین اسلامى و لبنان، یعنى حزب الله و مسلمانان انقلابى سرزمین غصب شده و لبنان، با نثار خون و جان خود فریاد «یا للمسلمین» سر مى دهند، با تمام قدرت معنوى ومادى در مقابل اسرائیل و متجاوزین بایستیم و در مقابل آن همه سفاکى ها و ددمنشى ها، مقاومت و پایمردى کنیم و به یارى آنان بشتابیم و سازشکاران را شناسایى و به مردم معرفى کنیم».۵
نمونه هاى فوق، همگى بیان گر لزوم حمایت از جریان مقاومت اسلامى در مقابل تجاوز بیگانگان است که آن را به عنوان بخشى از وظایف مسلم دولت هاى اسلامى ترسیم مى نماید.
منافع ملى و امنیت ملى
یکى از موضوعات اساسى که در بررسى نحوه تعامل و تأثیرگذارى وظایف ایدئولوژیک دولت اسلامى در قبال مقاومت اسلامى با منافع و امنیت ملى کشورمان نقش اساسى دارد، شناخت صحیح مفهوم منافع ملى و امنیت ملى و چگونگى تأمین آن در جهان کنونى است.
۱. مفهوم منافع ملى
در مورد مفهوم منافع ملّى (National interest)، تعریف ها و نظریه هاى گوناگونى وجود دارد که در یک جمع بندى، مى توان گفت: «منافع ملّى، هدف هاى عام و ماندگارى است که یک ملّت براى دست یابى به آنها تلاش مى کند».۶ طبق این تعریف، منافع ملّى، مفهوم وسیعى است که تنها به معناى حفظ استقلال ملّى و تمامیّت ارضى و اهداف صرفاً مادى و منحصر در مرزهاى جغرافیایى نیست؛ بلکه حیطه وسیعى را شامل مى شود که شامل دست یابى به اهداف ایدئولوژیک، انرژى، منابع مواد خام، فنّاورى جدید، توسعه اقتصادى، منطقه نفوذ و دفاع از اتباع خود در خارج از مرزها، دفاع از هویت فرهنگى خویش و... مى باشد.۷
۲. جهانى شدن منافع ملى
در دوران جدید و روند فزاینده جهانى شدن در ابعاد مختلف اقتصادى، فرهنگى، اطلاعاتى و...، ساختار نظام بین الملل، قواعد و فرآیندهاى بین المللى دست خوش تحولات اساسى شده، مفهوم منافع ملى صرفاً در برگیرنده مرزهاى ملى نیست؛ بلکه دولت ها ناگزیرند براى تأمین منافع ملى خویش، بیش از گذشته، به محیط عملیاتى و متغیرهاى مربوط به بستر جهانى شدن، توجه کنند.۸
۳. ارزش ها و منافع ملى
در کشور ما به خاطر وجود نظام سیاسى مبتنى بر آموزه هاى دینى، منافع دینى با منافع ملّى پیوندى تنگاتنگ دارند و اصولاً نمى توان این دو را از هم تفکیک کرد. این گونه نیست که منافع ملّى، فقط منافعى مادى و دنیایى باشند و در حوزه کارى سیاست مداران بگنجد. منافع ملّى ما علاوه بر مسائل سیاسى و بین المللى، شامل امورى معنوى چون ارزش ها، باورها و عقاید ملت نیز مى شود. تلاش براى کسب استقلال سیاسى و فرهنگى در جریان انقلاب و پس از آن را مى توان حوزه تعامل منافع ملّى و منافع دینى دانست.۹
به صورت طبیعى، بسیارى از اهداف ملت ها، به ویژه اهداف ایدئولوژیکى نظام هایى نظیر سوسیالیسم، لیبرالیسم و اسلامى، در مرزهاى خاصى محدود نمى شوند و از این رو، دایره منافع ملى آنان، فراتر از مرزهاى جغرافیایى تعریف مى گردد.
۴. منافع ملى جمهورى اسلامى ایران
از دیدگاه برخى متفکران روابط بین الملل، در صورت بندى منافع ملى، باید متغیرهاى متعددى در نظر گرفته شوند؛ «ویژگى ها، شخصیت و آرمان هاى تصمیم گیران، انواع فلسفه هاى حاکم بر ساختارها و فرایندهاى حکومتى، آداب و رسوم و قالب هاى فرهنگى جوامع مختلف، محل ژئوپلوتیک و توانائى هاى کشورهاى گوناگون و ...»۱۰ و بر این اساس، در یک جمع بندى، مى توان محورهاى منافع ملى جمهورى اسلامى ایران را این چنین بر شمرد:
۱. اسلامیت نظام. ۲. جمهوریت نظام. ۳. تمامیت ارضى. ۴. حاکمیت ملى. ۵. وحدت ملى.۱۱
۶. معیشت ضرورى مردم. ۷. نظم و امنیت عمومى جامعه. ۸. کیان اسلام و تشیع در جهان.
۹. استقلال سیاسى. ۱۰. افتخارات ملى. ۱۱. تعمیم عدالت و رفاه. ۱۲. صلح و امنیت بین المللى. ۱۳. حفظ محیط زیست.
۵. امنیت ملى
امنیت ملى (National Security)، مصونیت نسبى یا مطلق یک کشور از حمله مسلحانه یا خرابکارانه سیاسى یا اقتصادى احتمالى، همراه با وارد کردن ضربه کارى و مرگبار، در صورت مورد حمله قرار گرفتن» است.۱۲ در بررسى تعاریف و نظریه هاى مختلفى که پیرامون امنیت ملى وجود دارد، مى توان نتیجه گرفت که امنیت ملى، به امور زیر اطلاق مى شود:
الف) حفظ تمامیت ارضى. ب) حفظ جان مردم. ج) بقا و ادامه سیستم اجتماعى و حاکمیت کشور (سیاسى، اقتصادى، فرهنگى). د) حفظ و ارتقاى منابع حیاتى کشور. و) فقدان تهدید جدى از خارج، نسبت به منافع ملى و حیاتى کشور.۱۳
۶. تأمین امنیت ملى
نکته مهمى که در چگونگى تأمین امنیت ملى در جهان کنونى نیازمند توجه جدى است، این که در یک تقسیم بندى، جنگ ها به «جنگ هاى قلعه اى» و «جنگ هاى میدانى» تقسیم مى شوند. تمدن غرب با استفاده از عقلانیت یونانى و تجارب تاریخى، در ماجراهایى نظیر «افسانه هومر» و ماجراى خدعه «اسب تروا»، آموخته است که استراتژى دفاعى جنگ قلعه اى، ناکارآمد و بسیار آسیب پذیر است؛ زیرا شکست قلعه نشین در یک جنگ قلعه اى، یعنى از دست دادن همه دارایى ها و هتک شدن همه حرمت ها؛ در حالى که شکست در یک جنگِ میدانى، حداکثر یعنى یک خسران مادى که قابل جبران مى باشد. از این رو، غربیان پس از فهم تاریخى تمایز جنگ میدانى و جنگ قلعه اى، در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، با همین ترفند، به سمت استعمار ممالک دوردست، تغییر جهت دادند؛ یعنى جنگ هاى میدانى، در میدان هایى هر چه دورتر. بر این اساس، استعمار، یعنى جابه جایى مرزهاى امنیتى، اقتصادى و حکومتى از مرزهاى جغرافیایى که نهایت صرفه و بهره بردارى را براى استعمار گران داشت؛ یعنى عملاً جنگ را در میدانى خارج از خانه طراحى و تعقیب نمودند، نه در قلعه.
از چنین دیدگاهى است که آمریکا، امنیت داخلى و منافع ملى خود را در خارج از مرزهاى جغرافیایى خویش تعریف کرده، جنگ را از قاره اى به قاره دیگر مى کشاند و ویتنام، فلسطین، افغانستان، عراق و لبنان را میدانى براى جنگ در راستاى تأمین امنیت و منافع ملى خویش مى سازد؛ اما هیچ گاه حاضر نخواهد شد با کوبا وارد درگیرىِ نظامى شود و عملاً قلعه اش را در معرض حمله قرار دهد۱۴ و در عوض، رژیم صهیونیستى رقم هنگفتى بالغ بر سه میلیارد دلار در سال، به عنوان کمک خارجى از آمریکا دریافت مى کند. از این گذشته، آمریکا ۲۰ درصد از یارانه مورد نیاز ارتش رژیم صهیونیستى را نیز تأمین مى کند. در واقع، اسراییل در قبال تحمل بسیارى از تهدیدات علیه امریکا و انگلیس و به خطر افتادن امنیت شهروندانش، به عوض شهروندان انگلیسى و آمریکایى، طلب مزد مى کند.۱۵
۷. دستاورد مقاومت در تامین منافع و امنیت ملى
با توجه به مطالب فوق، درباره نقش مقاومت اسلامى در تأمین منافع و امنیت ملى کشورمان باید گفت که هرچند نگاه جمهورى اسلامى در سیاست خارجى خویش در قبال مقاومت اسلامى و نهضت هاى آزادى بخش، نگاهى کاملاً انسان دوستانه و در راستاى انجام وظایف ایدئولوژیکى و مکتبى است، اما این موضوع، هیچ گونه امتناعى از تأمین امنیت و منافع ملى کشورمان و همچنین سایر کشورهاى اسلامى و منطقه، در قبال این حمایت ها توسط مقاومت اسلامى ندارد و به عبارت دیگر، نه تنها میان وظایف ایدئولوژیکى دولت اسلامى با منافع ملى کشورمان تعارضى نیست، بلکه این دو مى توانند در تعامل و هماهنگى با یکدیگر عمل کنند. ایران از سال ها پیش، با یک نگاه استراتژیک، در حین جنگ عراق، به این حقیقت دست پیدا کرد که حرکت به سمت جنگ میدانى از اهمیت فوق العاده اى برخوردار است. بنابراین، در حمایت غیرقابل انکار معنوى ایران از مبارزان حزب الله جنوب لبنان و مقاومت اسلامى، تامین منافع ملى نیز مى تواند لحاظ شده باشد. اگر ایالاتِ متحده نسبت به ایران کوچک ترین تعرضى بنماید، میدان هاى دیگرى در عالم، به آتش کشیده خواهند شد۱۶ و این، دقیقاً یکى از جنبه هاى مهم بازدارندگى ایالات متحده آمریکا از حمله نظامى به ایران است؛ موضوعى که بارها به صراحت توسط سیاست مداران و کارشناسان مسائل نظامى آمریکا و اسرائیل مطرح و آن را به عنوان مانعى بزرگ در حمله به تأسیسات هسته اى ایران برشمرده اند. پس حمایت از مقاومت اسلامى در لبنان و فلسطین، حتى با دیدِ منفعت گرایانه نیز قابل توجیه است.
بر این اساس، منافع ملى و امنیت ملى یک کشور و تأمین آنها، فقط به مرزهاى جغرافیایى آن محدود نمى شود. از این رو، دولت ها به میزان هزینه هایى که در کشورهاى دیگر مبذول مى دارند، از توان و قدرت تصمیم گیرى و تأثیرگذارى بیشترى نیز در آینده آن کشور و معادلات منطقه اى برخوردار مى باشند. در واقع، حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضى و امنیت ملى کشور - که از عناصر کلیدى و حیاتى تشکیل دهنده منافع ملى است - نیازمند صرف چنین هزینه ها و کمک به چنین ملت هایى است که در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعیت آن است که مردم مظلوم و مبارز فلسطین و مقاومت اسلامى لبنان، از منافع و امنیت ملى ما نیز دفاع مى کنند و ما کمترین وظیفه خود (تدارکات و پشتیبانى) را انجام مى دهیم.
طرح خاورمیانه بزرگ
نگاهى دقیق به چیستى، اهداف و علت هاى ناکامى و شکست این طرح، به عنوان یکى از خطرناک ترین توطئه هاى صهیونیسم بین الملل و نظام سلطه جهانى در قبال منطقه و کشورمان، مبین نقش مقاومت اسلامى در تأمین امنیت و منافع ملى کشورهاى اسلامى است.
نومحافظه کاران آمریکا پس از به قدرت رسیدن در انتخابات سال ۲۰۰۰م. ضمن تعیین اهداف راهبردى آمریکا در خاورمیانه، ایجاد نظم هژمونیک و برترى جهانى ایالات متحده را از رهگذر تشکیل خاورمیانه بزرگ (در برگیرنده آسیاى میانه، جنوب غربى آسیا و شمال آفریقا است) مورد توجه قرار دادند. محدوده جغرافیایى این طرح، شامل ۲۲ کشور عربى و ۴ کشور غیرعربى ایران، ترکیه، اسرائیل و افغانستان بود و در ادامه، گستره آن شامل شمال آفریقا هم مى شود؛ چون در آن جا هم چند کشور اسلامى وجود دارند و بعدها جنوب شرق آسیا هم به آن افزوده شد تا کشورهاى اسلامى این منطقه را هم شامل شود و سرانجام آسیاى میانه را هم در برگرفت. بنابراین، محدوده جهان اسلام، تحت عنوان این طرح درآمد. استراتژى آمریکا در این طرح، سه مرحله دارد که عبارتند از:
۱. به هم ریزى؛ نظم موجود کشورها را به هم بریزند؛ مانند همان برنامه اى که در عراق و افغانستان اتفاق افتاد.
۲. دوران گذار؛ همین دورانى است که رژیم فعلى در عراق به یک رژیم مطلوب تبدیل شود.
۳. دوران الگوسازى؛ در این دوره، یک مطلوب به وجود مى آورند تا الگوى کشورهاى دیگر شود.۱۷
اهداف آمریکا
آنان با این برآورد که سیطره بر خاورمیانه کوچک (افغانستان، عراق، سوریه، لبنان و ... ) و تبدیل کردن آن به یک پادگان نظامى، امکان تحقق خاورمیانه بزرگ و اهداف راهبردى مورد نظر آمریکا را میسر خواهد کرد، مدل بازى «دومینو» و ساقط کردن دولت هاى هدف، با استفاده از قدرت سخت افزارى را در پیش گرفتند. مهم ترین اهداف آمریکایى ها از این طرح عبارت بودند از:
۱. تأمین منابع نفت مورد نیاز آمریکا در دهه هاى آینده و کنترل شریان نفت، به عنوان اهرمى براى مهار اروپا و شرق آسیا.
۲. تأمین امنیت اسراییل، به عنوان مهم ترین متحد استراتژیک آمریکا.
۳. جایگزینى دمکراسى هاى کنترل شده، با توجه به تمام شدن تاریخ مصرف استفاده از دولت هاى دست نشانده و مستبد، در جهت مقابله با موج اسلام گرایى و مهار امواج مردمى معترض به حکومت هاى دست نشانده.
۴. زمینه سازى براى برترى تمدن غرب، با حضور درخاستگاه مهم ترین تمدن هاى جهان و جلوگیرى از اتحاد کشورهاى متمدن در برابر غرب و ترویج فرهنگ و هنجارهاى مورد نظر غرب، با بهره گیرى از سازوکارهاى تربیتى، آموزشى و استفاده از ابزار رسانه ها، در جهت استحاله کردن سایر تمدن ها؛ به ویژه تمدن اسلامى در هنجارها و تمدن غرب.
۵. تحریک قومیت ها، تجزیه کشورها و تغییر جغرافیاى سیاسى در خاورمیانه، در راستاى منافع ملى کاخ سفید.
۶. مقابله و مهار موج فزاینده اسلام گرایى در این منطقه و بخش هاى پیرامون آن.
۲- در راهبرد سخت افزارى که با حضور سران رژیم صهیونیستى در کاخ سفید تهیه و تنظیم شد؛ آمریکا تلاش مى کند تا با استفاده از نگرانى برخى از سران دست نشانده کشورهاى عربى از رشد خاورمیانه اسلامى و تقویت جبهه ایران و شیعیان در منطقه، موافقت آنها را جهت برخورد با حماس، حزب ا... و سوریه و سرانجام ایران جلب نماید. حمله به غزه با هدف سرنگونى دولت حماس، دستگیرى و سرکوب انقلابیون و مهار انتفاضه فلسطین، تهاجم به لبنان و اشغال جنوب این کشور تا حد فاصل رودخانه لیطانى، به منظور مرعوب ساختن دولت لبنان و خلع سلاح و نابودى جنبش حزب الله، تغییر رفتار سوریه در جهت به رسمیت شناختن اسراییل و در صورت نیاز، تغییر ساختار آن کشور، سرنگونى دولت ائتلافى عراق و تضعیف گروه هاى اسلامى این کشور که همه در جهت قطع بازوان منطقه اى ایران است، نظام سلطه را قادر مى سازد تا ضمن زمینه سازى براى اعمال محدودیت اقتصادى و فشارهاى سیاسى بر جمهورى اسلامى ایران، با فعال کردن گسل هاى قومى و فرقه اى و برهم زدن انسجام داخلى، از طریق نافرمانى مدنى و همچنین در صورت لزوم، عملیات محدود نظامى، شرایط لازم را براى تغییر رفتار و تغییر ساختار جمهورى اسلامى به عنوان کانون الهام بخش مقاومت اسلامى و ام القراى جهان اسلام، فراهم سازد.
مقاومت مجاهدانه و همت عالى حزب الله در نبردى ۳۳ روزه، تمام اقدامات انجام شده، در جهت تحقق طرح خاورمیانه بزرگ را به چالش کشید و توطئه هاى شوم صهیونیسم بین الملل و نظام سلطه جهانى را با شکست مواجه ساخت. «سیمون هرش» خبرنگار آمریکایى در این زمینه مى نویسد: «قدرت و مقاومت اعجاب انگیز حزب الله و توانایى مداوم آن در حمله راکتى به شمال اسراییل، یک عقب نشینى بزرگ براى کسانى است که مى خواهند در کاخ سفید از زور درباره ایران استفاده کنند و کسانى که استدلال مى کنند بمباران باعث ایجاد اپوزوسیون داخلى و انقلاب در ایران مى شود نیز عقب نشینى کرده اند. قرار بود حمله به لبنان، مقدمه بمباران مراکز اتمى ایران باشد» و استاد دانشگاه برادفورد انگلیس نیز در این خصوص اظهار داشت: «شکست اسراییل در لبنان، درس عبرتى براى ماجراجویى هاى احتمالى آمریکا علیه ایران است».۱۹
تحلیل گران مسائل سیاسى معتقدند که حزب الله لبنان با حرکت منطقى خود، جهان اسلام را از توطئه اى بزرگ نجات داد که در صورت اجرا، جهان اسلام هزینه هایى چند صد برابر بیش از تلفات و خسارات جنگ کنونى رژیم صهیونیستى بر ضد لبنان، پرداخت مى کرد. حزب الله شیعى، در یک حرکت توحیدى، از حماس فلسطین و سنى حمایت کرد و با ارائه یکى از بزرگ ترین حماسه هاى همبستگى دینى امضا شده با خون، موفق شد که طرح جنگ مذهبى میان شیعه و سنى آمریکا را محاصره کند و زمینه هاى گسترش آن را در سطح جهان اسلام از بین ببرد.
در چنین حالتى، دیپلماسى فعال و هوشمندانه ایران، در سایه حفظ مصلحت، قدرت و عزت جمهورى اسلامى را - به خصوص در منطقه - افزایش داده، به گونه اى که با شکست طرح خاورمیانه جدید، روند تشکیل خاورمیانه اسلامى با محوریت ایران تسریع شده است. آیةالله خامنه اى با اشاره به ابتکار عمل مسئولان نظام در مسائل جهانى و به ویژه مسائل منطقه اى، مى گوید: «در عرصه خارجى، کشور از موقعیتى کم نظیر و تحرک و نشاط خوبى برخوردار است و حوادث منطقه اى مانند پیروزى حزب الله و حماس نیز به لطف پروردگار و امدادهاى الهى، موقعیت نظام اسلامى را تحکیم بخشیده است... مخالفان اسلام و مسلمین، هنوز مبهوت این حادثه مهم هستند و از فهم و درک دلایل آن عاجزند؛ اما این گونه حوادث بزرگ که در شعاع حرکت انقلاب اسلامى رخ مى دهد، در عمل به تقویت موقعیت نظام منجر شده و اعتبار، نفوذ و جاذبه شعارهاى انقلاب اسلامى را براى همه اثبات کرده است».۲۰
نتیجه
حمایت مادى و معنوى از هسته هاى مقاومت و نهضت هاى آزادى بخش در سراسر جهان اسلام، علاوه بر آن که به عنوان وظیفه اى ایدئولوژیکى براى دولت اسلامى است، نقش بسیار زیادى در تأمین منافع و امنیت ملى و گسترش حوزه هاى نفوذ کشورمان در ابعاد مختلف دارد و به عنوان یکى از مهم ترین اهرم هاى قدرت براى جمهورى اسلامى، موجب بازدارندگى ابرقدرت ها از عملى کردن اهداف امپریالیستى آنان در قبال منطقه و کشورمان مى گردد و کمک به این مردم مبارز، به معناى استحکام بخشیدن به سنگرهاى دفاعى خود است. آینده نگرى و تأمین منافع بلندمدت، خود بهترین دلیل بر انجام چنین اقداماتى است؛ زیرا آرمان ها و اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستى، هرگز به فلسطین و لبنان محدود نمى شود؛ بلکه آنان آرزوى سیطره بر جهان اسلام و به ویژه ام القراى آن (جمهورى اسلامى ایران) را در سر مى پرورانند؛ چنان که مقام معظم رهبرى مى گوید: «سیاست راهبردى آمریکا، ایجاد ناامنى و بحران و جنگ در این منطقه است؛ بدانند که هر چه ناامنى را گسترش دهند، ملت ها را بر خود خشمگین تر و دنیا را براى خود ناامن تر خواهند کرد. رفتار و خوى تجاوزگرانه آمریکا و اسراییل، روح مقاومت را بیش از پیش در دنیاى اسلام زنده خواهد کرد و ارزش جهاد را براى آنان نمایان تر خواهد ساخت. دنیاى اسلام و جوانان مسلمان در همه کشورهاى اسلامى بدانند که راه مقابله با گرگ وحشى صهیونیزم و تجاوزگرى شیطان بزرگ، جز مقاومت فداکارانه نیست. تسلیم و انقیاد در برابر دولت مردان ماجراجو و فتنه گر آمریکا، برطمع و جسارت آنان مى افزاید و کار را بر ملت ها سخت تر مى کند. اگر لبنان تسلیم تجاوز اسراییل و آمریکا مى شد و اگر جوانان مجاهد حزب الله و مردم مظلوم جنوب، رنج این دفاع مقدس را به جان نمى خریدند، محنتى بلند مدت و ذلتى روزافزون، همه ملت لبنان را تهدید مى کرد و ادامه این روند تهاجمى، تمام این منطقه را در برمى گرفت. امروز، حزب الله، خط مقدم دفاع از امت اسلامى و همه ملت هاى این منطقه است».۲۱
۱. نساء، آیه ۷۵.
۲. کلینى، کافى، ج ۲، ص ۱۶۳.
۳. مرتضى مطهرى، جهاد، انتشارات اسلامى، ص ۳۰-۲۹.
۴. سید حمید روحانى، تاریخ نهضت امام خمینى، ج ۲، ص ۳۴۸.
۵. صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۴۸۷.
۶. ر.ک: جوزف فرانکل، روابط بین الملل در جهان متغیر، ترجمه عبدالرحمن عالم، دفتر مطالعات سیاسى و بین المللى وزارت امور خارجه.
۷. ر.ک: امنیّت ملّى و نظام بین المللى، جلیل روشندل، انتشارات سَمت، ص ۳۸.
۸. ر.ک: فصلنامه علوم سیاسى ، شماره ۲۰ (مقاله جهانى شدن و منافع ملى جمهورى اسلامى ایران).
۹. ر.ک: مجله حدیث زندگى، شماره ۱۶، (مقاله منافع ملّى؛ چیستى و چالش).
۱۰. ر.ک: روزنامه اطلاعات، ۱۳۷۱.۱.۲۷ (مفهوم منافع ملى در عصر نوین بین الملل).
۱۱. ر.ک: محمدرضا تاجیک، مقدمه اى بر استراتژى هاى امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران، فرهنگ گفتمان، صص ۱۸۶-۱۸۷ .
۱۲. على آقا بخشى، فرهنگ علوم سیاسى، چاپار، تهران، ۱۳۸۳، ص ۴۴۳.
۱۳. هوشنگ عامرى، اصول روابط بین الملل، ص ۳۳۴.
۱۴. رضا امیرخانى، لبنان و فلسطین به ما چه دخلى دارد، سایت بازتاب.
۱۵. جاستین ریموندو، تلاش آمریکا و اسراییل براى مشروع جلوه دادن جنگ و جنایت، سایت عملیات روانى، ۸۵.۵.۳.
۱۶. لبنان و فلسطین به ما چه دخلى دارد، سایت بازتاب.
۱۷. فصل نامه حکومت اسلامى (وحدت و انسجام ملى در مصاف با طرح خاورمیانه بزرگ، اکبر هاشمى رفسنجانى).
۱۸. ر.ک: جنگ سلطه، خاورمیانه جدید یا خاورمیانه اسلامى.
۱۹. روزنامه جمهورى اسلامى، ویژه پیروزى حزب الله لبنان بر رژیم صهیونیستى (رهاورد حزب الله در جهاد فى سبیل الله).
۲۰. رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار با خبرگان ملت، ۱۳۸۵.۶.۱۱ش.
۲۱. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامى به مناسبت جنایت اسراییل در قانا، ۱۱ مرداد ۱۳۸۵ش.
نتیجه:
همانگونه که از مسایل فوق مشخص گردید نظام اسلامی هم در قبال مسائل داخلی و برنامه ریزی و تلاش برای پیشرفت و بهبود نیازهای جامعه در سطح داخلی مسئول بوده و هم در قبال مسائل خارجی که مرتبط با امنیت ، منافع ملی و ایدئولوژیکی می باشد مسئول است و در واقع برنامه ریزی صحیح پیرامون این قبیل مسائل نه تنها منفک از مسائل حیاتی کشور نیست بلکه کاملا در راستای تحقق و تداوم آن نیز می باشد.از این رو اگر در بخشهایی از جامعه شاهد قطع گاز و یا سایر کمبودها هستیم باعث نمی شود تا دولت سایر کارکردها و وظایف خارجی خود را نادیده بگیرد همچنانکه به خاطر این قبیل مشکلات نباید از سایر کارکردهای داخلی خویش نیز غافل شود؛ بلکه باید با مدیریتی صحیح جامع و فراگیر به گونه ای عمل نماید که در هیچ بخش کشور دچار مشکل نگردیده و منافع ملی و وظایف خویش را به بهترین وجه ممکن تامین نماید.
در پایان ضمن تشکر مجدد از ارسال دیدگاههای خود به این مرکز ، اگر همچنان شبهه یا ابهامی باقی است در مکاتبات بعدی مرقوم نمایید تا بررسی و پاسخ داده شود .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.