نسخه آزمایشی

کوثر کویر ۱۳۹۲/۴/۱۰ - ۲۴۷۷ بازدید

کوثر کویر



 
 


 
 

             

باز
دلم راهى قم مى&#۸۲۰۲;&#۸۲۰۲;شود

در حرم امن تو گم
مى&#۸۲۰۲;شود
***


عمه سادات سلامٌ
علیک

روح عبادات سلامٌ
علیک



***


کوثر نورى به کویر
قمى

آب حیات دل این
مردمى



***


عمه سادات بگو
کیستى

فاطمه یا زینب
ثانیستى[۱]


 

کوثر کویر

 

 آشنایى با مقام رفیع کریمه
اهل&#۸۲۰۲;بیت
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;حضرت
معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;

و مسجد مقدس
جمکران


و مشاهیر مدفون
در حرم حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;

 

 

 

 

تنظیم و نظارت:
···  نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها

معاونت مطالعات
راهبردى

تألیف: ···
 علیرضا مستشارى

تایپ و صفحه&#۸۲۰۲;آرا:
···  طالب بخشایش

انتشارات: ···
 دفتر نشر معارف

نوبت چاپ:···
 سوم، زمستان ۸۹

تیراژ: ···
 ۰۰۰/۱۰ جلد

شابک: ··· 
۵-۶۴-۸۵۲۳-۹۶۴-۹۷۸

قیمت: ···  ۱۳۰۰
تومان

«کلیه حقوق براى
ناشر محفوظ است»

مراکز پخش:

قم: معاونت
مطالعات راهبردى نهاد، تلفن ۲۹۰۴۴۴۰

قم: خیابان شهدا،
کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر: ۷۷۴۴۶۱۶

فروشگاه ۱ قم:
خیابان شهدا، روبه&#۸۲۰۲;روى دفتر رهبرى، تلفن۷۷۳۵۴۵۱ نمابر ۷۷۴۲۷۵۷

فروشگاه ۲ تهران:
خیابان انقلاب، چهار راه کالج، جنب بانک ملت، پلاک ۷۱۵، تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲ نمابر
۸۸۸۰۹۳۸۶

آدرس اینترنتى:
www.nashremaaref.com

پست الکترونیکى:
info@porseman.org

 

 

 

فهرست مطالب

پیش درآمد··· ۸

بخش اول

آشنایى با مقام
رفیع کریمه اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;··· ۹

۱. مقام
شفاعت حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;··· ۱۱

۲. حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; نمایى از حضرت زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;··· ۱۲

۳. فداها
ابوها!··· ۱۴

۴. بانوى
محدثه··· ۱۶

۵. دفاع از
ولایت··· ۱۶

۶. نسب حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;··· ۱۷

۷. امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;··· ۱۸

۸. رحلت حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;··· ۱۹

۹. زیارتنامه
مأثور··· ۲۱

شباهت زیارت حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; با امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;··· ۲۳

۱. افتخار
قمى&#۸۲۰۲;ها به حضور حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; در قم··· ۲۵

۲. محل سکونت
حضرت··· ۲۵

۳. مرقد مطهر
حضرت··· ۲۶

۴. سیره
بزرگان··· ۲۸

۵. پرسش و
پاسخ··· ۲۹

خاطره&#۸۲۰۲;اى شیرین···
۳۱

زیارت&#۸۲۰۲;نامه حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;··· ۳۳

بخش دوم

آشنایى با مسجد
مقدس جمکران··· ۳۵

۱. تاریخچه
مسجد··· ۳۵

۲. کیفیت نماز
تحیّت مسجد··· ۳۶

۳. کیفیت
نماز امام زمان (عج)··· ۳۷

۴. ساخت
مسجد··· ۳۷

دیدگاه آیة اللّه&#۸۲۰۲;
حاج شیخ مرتضى حائرى··· ۳۹

پیش&#۸۲۰۲;گویى
امیرالمؤمنین (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;··· ۴۰

ختم زیارت
عاشورا··· ۴۱

دعا در جمکران···
۴۲

نکته&#۸۲۰۲;اى مهم··· ۴۲

چاه امام زمان

سؤال. قضیه
و تاریخچه چاهى که در مسجد مقدس جمکران است چیست؟··· ۴۴

ملاقات با امام
زمان(عج)

سؤال. چه
کنیم تا بتوانیم با امام زمان(عج) ملاقات کنیم؟··· ۴۵

سؤال. معناى
انتظار فرج چیست؟··· ۴۸

سؤال. وظیفه
منتظران امام زمان(عج) چیست؟··· ۴۹

سؤال. چرا
براى سلامتى امام زمان(عج) دعا کنیم؟··· ۵۹

بخش سوم

شرح حال مشاهیر
مدفون در حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;··· ۶۳

صحن بزرگ

۱. قطب&#۸۲۰۲;الدین
راوندى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۶۵

۲. شهید شیخ
فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; نورى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۶۸

داخل حرم مطهر

۱.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; شیخ عبدالکریم حائرى··· ۷۵

۲.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سیّد محمد تقى خوانسارى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۷۹

۳.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید صدرالدین صدر قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۸۲

۴.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید محمدرضا گلپایگانى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۸۳

۵.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید رضا بهاءالدینى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۸۷

۶.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; شیخ محمدعلى اراکى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۹۱

۷. حاج شیخ
محمدتقى بافقى یزدى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۹۳

۸.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید حسین بروجردى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۹۷

۹.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید احمد خوانسارى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۱۰۲

۱۰. علامه
سید محمدحسین طباطبایى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۱۰۴

۱۱. شهید
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; مرتضى مطهرى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۱۰۷

قبرستان شیخان

۱.
ذکریابن&#۸۲۰۲;آدم القمّى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۱۱۱

۲. میرزا
ابوالقاسم قمّى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۱۱۳

۳.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; میرزا جواد آقا ملکى تبریزى··· ۱۱۵

۴.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; میرزا على آقا شیرازى اصفهانى قدس&#۸۲۰۲;سره··· ۱۱۸

 

 

 

 

 

پیش درآمد

همه روزه
زائران فراوانى از نقاط دور و نزدیک براى زیارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; و مسجد
مقدس جمکران به قم سفر مى&#۸۲۰۲;کنند که این مسأله حکایت از شور و شوق مردم ما، به
خصوص قشر جوان و فرهیخته نسبت به اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و زیارت آن بزرگواران
دارد.

نوشتار حاضر
بیان بسیار مختصرى است درباره فضائل کریمه اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; حضرت فاطمه
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; و مسجد مقدس جمکران و مشاهیر مدفون در حرم حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;؛ باشد تا زیارتمان با شناخت بیشترى انجام پذیرد. ان شاء اللّه&#۸۲۰۲;.

در اینجا بر
خود لازم مى&#۸۲۰۲;دانم از حجه&#۸۲۰۲;الاسلام والمسلمین فقیهى مسئول محترم نشر معارف و
حجه&#۸۲۰۲;الاسلام والمسلمین صالح قنادى مسئول محترم اداره مشاوره و پاسخ و دوست
گرامى حجه&#۸۲۰۲;الاسلام مصطفى رستمى که با کمک&#۸۲۰۲;ها و همکارى&#۸۲۰۲;هاى مخلصانه خود، این
حقیر را در تهیه و تنظیم این مجموعه یارى نمودند تقدیر و تشکر نمایم.

مؤلف

 

 


بخش اول :


آشنایى با مقام رفیع کریمه اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;


حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;

ایرانى&#۸۲۰۲;ها میزبان
جمعى از سلاله&#۸۲۰۲;هاى پیامبر اکرم (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; هستند که برکات دو شخصیت
عزیز و گرانقدر از آنان، نمود بیشترى دارد؛ یکى آقا امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;و
دیگرى حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;. برکات وجودى حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;، امرى است
که صاحبان بصیرت، بارها بدان اشاره کرده&#۸۲۰۲;اند. تولیت محترم آستانه مقدسه حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;نقل مى&#۸۲۰۲;کنند: روزى، حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; بهجت(مدظله) به من
فرمودند: «مطلبى هست که فقط به تو مى&#۸۲۰۲;گویم تا بدانى در چه موقعیتى قرار دارى.
گاهى از اوقات حضرت رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; برآورده شدن بعضى از حاجات را به حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; ارجاع مى&#۸۲۰۲;دهند. همین روزها آقایى پیش من آمد و گفت: حاجتى
داشتم و به زیارت حضرت رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;مشرف شدم و عرض حال کردم، به من گفته شد:
باید بروى قم نزد حضرت معصومه. به قم آمدم و محضر آن حضرت عرض حاجت کردم، حاجتم
برآورده شد. مواظب باش ببین کجا هستى، در حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;فرشتگانى
هستند که ناظر اعمال و رفتار کسانى مى&#۸۲۰۲;باشند که آنجا مى&#۸۲۰۲;روند».[۲]

ممکن است کسى تصور
کند مقام و عظمتى که امروزه بارگاه حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; دارد، به جهت
موقعیت و عظمتى است که شهر قم دارد[۳]
و ایشان به واسطه حضور در قم و دفن در این شهر، مورد توجه شیعیان و دوستداران
اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;قرار گرفته&#۸۲۰۲;اند. اما آنچه از روایات و سخنان معصومان
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;پیرامون آن حضرت برمى&#۸۲۰۲;آید، این است که ایشان، ذاتا والامقام و
داراى موقعیتى متفاوت از سایر امامزادگان هستند و این علوّ مقام، ایشان را به
مقام عظیم معصومان (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;نزدیک کرده است. یعنى علاوه بر اینکه اثرگذارى و
تلاش ایشان در حفظ و تقویت اسلام، به آن بزرگوار عظمت داده؛ کمالات ذاتى و
نفسانى ایشان نیز خصوصیت ویژه&#۸۲۰۲;اى است که در کمتر کسى دیده مى&#۸۲۰۲;شود. در اینجا، با
توجه به گنجایش این کتاب به پاره&#۸۲۰۲;اى از آنها اشاره مى&#۸۲۰۲;کنیم:

۱. مقام شفاعت
حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرمایند:

«آگاه باشید براى
خدا حرمى است و آن مکّه است؛ براى رسول&#۸۲۰۲;خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;حرمى است و آن
مدینه است؛ براى امیرمؤمنان على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;حرمى است و آن کوفه است و قم کوفه
کوچک است. بدانید که بهشت داراى هشت در است که سه در آن، از قم گشوده
مى&#۸۲۰۲;شود...». تا این جاى حدیث، درباره فضیلت شهر قم است ـ مانند احادیث متعدّد و
مختلفى که در فضیلت این شهر وارد شده است ـ ولى ادامه گفتار حضرت، به صورت
مستقل درباره حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; است. حضرت مى&#۸۲۰۲;فرمایند:
«تُقبَضُ فیها
امراةٌ مِن وُلدى، اسمها فاطمة بنتُ مُوسى و تَدخُلُ بشفاعتها شیعتى الجنّةَ
بأجْمَعِهِم»
[۴]؛
«در قم بانویى از فرزندان من که نامش فاطمه دختر موسى بن جعفر است از دنیا
مى&#۸۲۰۲;رود، بانویى که به شفاعت او در روز قیامت همه شیعیانم وارد بهشت مى&#۸۲۰۲;شوند».

در روایتى دیگر
مى&#۸۲۰۲;فرمایند: «و سَتُدْفَنُ فیها اِمرأةٌ من اَولادى تُسمّى فاطمةُ فَمَنْ
زارَها وَجَبَتْ له الجَّنةُ»
[۵]؛
به زودى  در قم بانویى از فرزندان من به نام فاطمه دفن مى&#۸۲۰۲;شود، کسى که مرقد او
را زیارت کند بهشت بر او واجب مى&#۸۲۰۲;گردد».

توجه به چند نکته
مهم است:

* این جمله را
امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در سال ولادت امام کاظم (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;ـ بیش از ۴۵ سال قبل
از ولادت حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;و حدود ۷۰ سال قبل از رحلت ایشان و دفنشان در
قم ـ بیان فرمودند.

* دو مقام مهم
براى حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; در این دو روایت بیان شده&#۸۲۰۲;است؛ یکى مقام شفاعت
عام و دیگرى وجوب بهشت رفتن زائر آن حضرت.

*کسانى که در روز
قیامت شفاعت مى&#۸۲۰۲;کنند متعدد و فراوان هستند ولى درباره کمتر کسى وارد شده که همه
شیعیان را شفاعت مى&#۸۲۰۲;کند مگر حضرت زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;.

۲. حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; نمایى از حضرت زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;

مرحوم آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
العظمى مرعشى نجفى قدس&#۸۲۰۲;سره از پدر بزرگوار خود ـ آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سیدمحمود مرعشى ـ
نقل مى&#۸۲۰۲;کند که او در نجف اشرف زندگى مى&#۸۲۰۲;کرد و بسیار مشتاق بود به طریقى محل دفن
جده&#۸۲۰۲;اش حضرت زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; را پیدا و زیارت کند. براى این مقصود ختم مجرّبى
را ـ که شامل چهل شب عبادت در حرم امیرالمؤمنین (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;و امور دیگر بود ـ
انجام داد تا شاید حضرت على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;او را به محلّ قبر شریف حضرت زهرا
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; راهنمایى کند. شب چهلم، بعد از انجام ختم و توسّل فراوان، به بستر
خواب رفت. در عالم خواب به محضر امام باقر (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; یا امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;رسید. امام به او فرمود: «علیک بکریمة اهل&#۸۲۰۲;البیت؛ ـ به زیارت کریمه
اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; برو ـ» پدرم تصور کرده بود منظور امام، زیارت حضرت زهرا
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;است؛ لذا به امام عرض مى&#۸۲۰۲;کند: قربانت گردم؛ من نیز برنامه ختم را
براى همین منظور انجام داده&#۸۲۰۲;ام تا قبر آن حضرت را نشانم دهید. امام مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«منظور من قبر شریف حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;در قم است. محلّ دفن حضرت زهرا از
اسرار الهى است. طبق وصیت خانم باید قبر مخفى بماند و من نمى&#۸۲۰۲;توانم قبر حضرت
فاطمه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;را بر خلاف وصیّت او معلوم کنم. به زیارت حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;برو گویا به زیارت حضرت زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;رفته&#۸۲۰۲;اى».[۶]

سپس حضرت
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; مرعشى نجفى قدس&#۸۲۰۲;سره مى&#۸۲۰۲;فرمایند: به سفارش پدرم براى زیارت قبر حضرت
زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; به زیارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;در قم مشرف شدم اما مرحوم
حاج شیخ عبدالکریم حائرى ـ مؤسس حوزه علمیه قم&#۸۲۰۲;ـ  مرا در قم نگه داشتند.

 امام خمینى
قدس&#۸۲۰۲;سره که در عرفان و دین&#۸۲۰۲;شناسى زبان&#۸۲۰۲;زد خاص و عام مى&#۸۲۰۲;باشند در قصیده&#۸۲۰۲;اى شامل
۴۴ بیت، حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; را با حضرت زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; مقایسه کرده و
شباهت&#۸۲۰۲;هاى متعدد این دو بانوى بزرگ جهان را در فضائل و کرامت ذکر کرده&#۸۲۰۲;اند.[۷]

و از آنجا که مؤمن
زیرک باید دین و اعتقادات و باورهاى خود را از علماى تراز اول فراگیرد، نظرات
آن پیر  خرد و معرفت براى همه مؤمنین سندى محکم به حساب مى&#۸۲۰۲;آید.

۳. فداها ابوها!

یکى از احادیث
شگفت پیامبر اکرم (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; جمله&#۸۲۰۲;اى است که بارها درباره حضرت فاطمه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;فرموده&#۸۲۰۲;اند؛ «فداها ابوها»؛ «پدرش به فدایش باد» جالب این جا است که
همین جمله را حضرت موسى بن جعفر (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;در مورد حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;بیان فرموده&#۸۲۰۲;اند.

روزى جمعى از
شیعیان براى تشرف به محضر امام موسى&#۸۲۰۲;بن جعفر (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و ارائه پرسش&#۸۲۰۲;هاى خود
وارد مدینه شدند. وقتى به منزل آن حضرت رسیدند، با خبر شدند که آن بزرگوار در
شهر نیست و تا زمان خروج آنها نیز بازنخواهد گشت. به ناچار پرسش&#۸۲۰۲;هاى خود را
نوشتند و به افراد خانواده امام کاظم (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;سپردند تا در سفر بعد پاسخ آن
سؤالات را بگیرند. آنها پس از سپردن آن نامه مدتى در مدینه ماندند. وقتى براى
خداحافظى به خانه امام کاظم (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; آمدند، پاسخ پرسش&#۸۲۰۲;هاى آنها که در
نامه&#۸۲۰۲;اى نوشته شده بود به آنها داده شد. نکته&#۸۲۰۲;اى که مایه تعجب آنها شد این بود
که دریافتند پاسخ سؤالات را حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;ـ با اینکه در آن عصر حدود
شش سال بیشتر نداشت ـ نوشته و آماده نموده است. هنگام مراجعت و در بین راه، با
امام کاظم (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; که از سفر باز مى&#۸۲۰۲;گشت، ملاقات نمودند و ماجرا را به
اطلاع آن حضرت رساندند. امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;نوشته را از آنها طلبید و مطالعه کرد و
پاسخ&#۸۲۰۲;هاى حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; را درست یافت، آنگاه به نشان تمجید از حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; و تصدیق او سه بار فرمود: «فداها ابوها»؛ پدرش به فدایش باد[۸]».[۹]

۴. بانوى محدثه

در راستاى دفاع از
ولایت و اثبات حقانیت اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; یکى از مهمترین راویان حدیث غدیرخم
و حدیث منزلت «یا على انت منّى بمنزلة هارون من موسى» حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;
است. ایشان این دو حدیث مهم را از فاطمه دختر امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;و او از
فاطمه دختر امام باقر (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و او از فاطمه دختر امام سجاد
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و
او از فاطمه دختر امام حسین (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و او از ام کلثوم دختر فاطمه زهرا
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;روایت مى&#۸۲۰۲;نماید. این سلسله سند در مجموعه روایت&#۸۲۰۲;هاى حدیث غدیر به
«روایت فواطم»[۱۰]
مشهور شده است.

۵. دفاع از ولایت

شباهت دیگر حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; با حضرت زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;، دفاع از ولایت تا سرحدّ شهادت
است. این مورد را مى&#۸۲۰۲;توان از فضائل اکتسابى حضرت دانست. حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;در راستاى دفاع از ولایت حضرت رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و به امر ایشان،
همراه کاروانى از امامزادگان، از مدینه هجرت کرده و به سوى خراسان حرکت نمود.
سرپرستى این کاروان به عهده ابراهیم و هارون پسران بزرگوار امام موسى بن جعفر
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; بود. در راه رسیدن به ساوه، گروهى وابسته به خلفاى عباسى، به
کاروان حمله کردند و هارون و جمع دیگرى از امامزادگان را به شهادت رساندند و
جمعى را مجروح نمودند. حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; ـ در اثر غم و اندوه این واقعه
یا غذاى مسمومى که به وى خورانده شد ـ بیمار شد و تقاضا کرد او را به قم ببرند
و بعد از هفده روز اقامت در قم رحلت نمودند[۱۱].[۱۲]

۶. نسب حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;

* نام حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; «فاطمه کبرى» بود؛ زیرا حضرت کاظم (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; سه دختر به نام
فاطمه داشتند و حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;بزرگتر از آنها بود.

* مادر آن&#۸۲۰۲;حضرت
بانوى بزرگوارى به نام «نجمه» خاتون بود.

* لقب «معصومه» را
امام رضا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; بر ایشان نهاد.

* در شرافت نسب
حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; همین بس که ایشان دختر امام، خواهر امام و عمه امام
هستند و همگى این ائمه بعلاوه امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام)&#۸۲۰۲; در جلالت شأن
ایشان، روایت دارند. آن حضرت از معدود امام زادگانى است که پنج معصوم در عظمت
شأن او سخن گفته&#۸۲۰۲;اند.

درست است که
روایات متعدّد و فراوانى در شأن شهر قم و اهالى آن وارد شده. ولى به طور مسلّم
اهمیت و مقام حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;به این جهت نیست که در قم مدفون
گردیده&#۸۲۰۲;اند؛ بلکه در میان فضائلى که قم داشت مهمترین فضیلت این است که حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; را در خود جاى داد.[۱۳]

* با توجه به این
که حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; در سال ۲۰۱  ه. ق رحلت کردند عمر شریف حضرت حدود
۲۸  سال بود.

۷. امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;

* در میان حدود ۳۷
فرزند حضرت کاظم (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;فقط امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;و حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;
از یک مادر، آن هم بانوى بزرگوارى چون نجمه خاتون متولد شدند.

* امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; ۲۵ سال بزرگتر از حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; بودند؛ زیرا آن حضرت در
سال ۱۴۸  ه. ق به دنیا آمدند و حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; در سال ۱۷۳  ه. ق.

* حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; ۲۱ سال تحت سرپرستى امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;بودند؛ زیرا امام کاظم
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;در سال ۱۷۹  ه. ق به دستور هارون زندانى گشت و حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;در آن زمان ۶  ساله بودند و تا زمان هجرت امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;ـ سال
۲۰۰  ه. ق ـ تحت کفالت حضرت بودند.

* امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; دو سال بعد از حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; شهید شدند.

۸. رحلت حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;

حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; در مسیر سفر از مدینه به خراسان در شهر ساوه بیمار شدند واز
همراهان خویش تقاضا نمودند که ایشان را به شهر قم ببرند.

سبب بیمارى آن
حضرت طبق نقل برخى از مورّخان غم و اندوه فراوانى بود که در اثر حمله دشمنان
خاندان امامت به کاروان ایشان و شهادت برادران و مجروح ساختن جمع زیادى از
همراهان بود. در این حمله برادران حضرت که پنج تن به نام&#۸۲۰۲;هاى هارون، فضل، جعفر،
قاسم و زید بودند. همگى به شهادت رسیده و برادرزادگان و سایر یاران که ۲۳  تن
بودند همگى مجروح یا کشته شدند و حضرت معصومه با دیدن پیکرهاى پاره پاره و غرق
به خون عزیزان خود در هاله&#۸۲۰۲;اى از غم و اندوه فرو رفت و این مسئله موجب بیمارى
ایشان گشت.

طبق نقلى نیز بعد
از آن حمله، دشمنان در غذاى حضرت سمّ ریختند و آن سمّ موجب بیمارى و مسموم شدن
و در نهایت شهادت ایشان بعد از ۱۷ روز گردید.[۱۴]

پس از انتقال به
قم و وفات حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; پیکر مطهر ایشان را غسل داده، کفن کردند و
به محل حرم فعلى آوردند تا به خاک بسپارند. زمینى که هم اکنون مرقد مطهر حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;و صحن و سراى آن حضرت در آن جاى دارد، در عصر ورود حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;به قم به نام باغ بابلان خوانده مى&#۸۲۰۲;شد که از باغهاى موسى بن
خزرج بود.

در آنجا اشعرى&#۸۲۰۲;ها
سردابى حفر کردند؛ ولى نمى&#۸۲۰۲;دانستند چه کسى باید حضرت را در قبر بگذارد. ناگاه
از جانب صحرا دو نفر سوار نقابدار پیدا شدند وقتى به نزدیک رسیدند از مرکب خود
پیاده شده و بر جنازه حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; نماز خواندند، سپس داخل سرداب
شده و جنازه را دفن کردند. آن گاه بیرون آمده و رفتند و کسى نفهمید آنها چه کسى
بودند.[۱۵]
این قضیه دلالت بر کرامت و شرافت آن حضرت دارد.

۹. زیارتنامه
مأثور[۱۶]

* از آداب تشرف به
حرم مطهر معصومان (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و امامزادگان، خواندن زیارت&#۸۲۰۲;نامه آن بزرگواران
است. زیارت&#۸۲۰۲;نامه معصومان (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; از سوى خود حضرات معصومین
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
صادر گشته است. یعنى امامان، خود به شیعیان نحوه زیارت را مى&#۸۲۰۲;آموخته&#۸۲۰۲;اند.
بنابراین الفاظ زیارت&#۸۲۰۲;نامه&#۸۲۰۲;ها جزو احادیث محسوب مى&#۸۲۰۲;شود. اما غالباً زیارت&#۸۲۰۲;نامه
امامزاده&#۸۲۰۲;ها، از ناحیه معصوم وارد نشده است بلکه کلماتى است که علما و بزرگان
با استفاده از احادیث، براى زیارت آنها تنظیم کرده&#۸۲۰۲;اند. به همین جهت قرائت
فاتحه براى امامزادگان سفارش شده است.

اما زیارت نامه
حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; مانند زیارت&#۸۲۰۲;نامه&#۸۲۰۲;هاى ائمه
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; از کلمات
نورانى معصومان (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; بوده و جزو احادیث محسوب مى&#۸۲۰۲;گردد. از امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; دو زیارت&#۸۲۰۲;نامه براى حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;روایت شده است. و این
حاکى از مقام والاى آن بانوى بزرگ است. با توجه به اینکه سخنان و کلماتى که
ائمه (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;بیان مى&#۸۲۰۲;فرمودند به علت اتصال به منبع لایزال الهى خالى از
مبالغه و خلاف است، عظمت حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; از عبارات و نکات ذکر شده در
این دو زیارت&#۸۲۰۲;نامه روشن مى&#۸۲۰۲;شود.

* در یکى از آن دو
زیارتنامه امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;را به هشت لقب ملقب
فرموده&#۸۲۰۲;اند در نتیجه ایشان مانند مادر مظلومه&#۸۲۰۲;شان زهراى اطهر
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;داراى
القاب متعددى هستند.


«السلام علیک
ایّتها الطاهرة الحمیدة البَرّةُ الرشیدةُ التقیَّة النقیّة الرضیته المرضیة»
.[۱۷]

۱. طاهره، کسى که
به مقام طهارت باطن و روح رسیده و از گناهان به دور است.

۲. حمیده،
ستایش&#۸۲۰۲;گر خداوند.

۳. البَرَّة،
نیکوکار.

۴. الرشیده، کسى
که به کمال و رُشد عقلانى و روحى رسیده است.

۵. تقیّه، کسى که
به مقام قرب تقوى نائل گشته است.

۶. نقیّة، کسى که
نظیف و برگزیده است.

۷. الرضیّة، کسى
که به مقام رضاى خدا رسیده و از خداى خویش رضایت کامل دارد.

۸. مرضیه، کسى که
خداوند از او راضى است.

شباهت زیارت حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; با امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

* طبق زیارتنامه
ذکر شده از امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، زیارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;زیارت همه
انبیاى اولوالعزم ـ آدم، نوح، موسى، عیسى و رسول&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; ـ
و زیارت همه چهارده معصوم (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;است، یعنى در آن همه این بزرگان زیارت
مى&#۸۲۰۲;شوند. و جالب این که چهارده معصوم به صورت مخاطب حاضر در حرم حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;زیارت مى&#۸۲۰۲;شوند «السلام علیک؛ سلام بر تو اى...» گویا که همگى در این
حرم حضور دارند و حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;حرم اهل&#۸۲۰۲;بیت است.

* امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;درباره زیارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; فرموده&#۸۲۰۲;اند:


«من زار المعصومةَ
بقُم کمَن زارَنى»
؛[۱۸]
کسى که مرقد حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; را در قم زیارت کند مانند کسى است که مرا
زیارت کرده است».

پاره&#۸۲۰۲;اى از فضائل
زیارت حضرت رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;چنین است:

۱. پیامبر اکرم
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; فرمود: خداوند بهشت را بر زائر امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;واجب و
بدنش را بر آتش جهنم حرام مى&#۸۲۰۲;گرداند.

۲. خداوند غمش را
زائل مى&#۸۲۰۲;کند.

۳. هر گناهکارى که
او را زیارت کند خداوند گناهانش را مى&#۸۲۰۲;آمرزد (زیارت حضرت مانند توبه است).

۴. زیارت حضرت رضا
ثوابى برابر هفتاد هزار حج مقبول دارد.

۵. زائر حضرت
مانند کسى است که خدا را در عرش زیارت کرده باشد.

۶. زائر حضرت
مانند کسى است که پیامبر را در مدینه زیارت کرده باشد.

۷. هر کس امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; را زیارت کند حضرت در سه موطن به زیارتش مى&#۸۲۰۲;آید، هنگامى که نامه
اعمال را به دست انسان مى&#۸۲۰۲;دهند، نزد صراط، نزد ترازوى اعمال.

۸. زیارت امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;افضل از زیارت همه اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; است.

آرى، امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: کسى که حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; را در قم زیارت کند مانند
کسى است که مرا زیارت کرده&#۸۲۰۲;است.

واقعا مقام و
منزلت آن بانوى بزرگ بر ما مخفى است و در کرامت و عظمت ایشان همین بس که امام
رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;در زیارتنامه خواهر کریمه&#۸۲۰۲;اش خطاب به آن حضرت فرمود:


«فاِنَّ لکِ
عنداللّه&#۸۲۰۲; شَأنا مِنَ الشأن»
؛ به درستى که براى تو نزد خداوند بهره بزرگى از
مقامات الهى است.

چند نکته قابل
توجه:

۱. افتخار قمى&#۸۲۰۲;ها
به حضور حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; در شهر قم

هنگامى که خبر
ورود حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; به ساوه و بیمارى ایشان، به شیعیان اشعرى قم
رسید، آنها تصمیم گرفتند به استقبال حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;بروند و از آن حضرت
جهت تشریف&#۸۲۰۲;فرمایى به قم دعوت کنند. در میان آنها موسى بن خزرج بن سعد اشعرى
حضور داشت. او وقتى به کاروان حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;رسید، مهار شتر ایشان را
گرفت و به قم آورد و در خانه خود مهمان نمود. حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;شانزده یا
هفده روز در خانه موسى بن خزرج بسترى بودند تا از دنیا رفتند.[۱۹]

۲. محل سکونت حضرت

حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; پس از ورود به قم در منزل موسى بن خزرج اقامت گزیدند. این منزل به
همین دلیل از دیر  زمان مورد توجه شیعیان قرار دارد و هم اکنون نیز با نام
«ستیه» زیارت&#۸۲۰۲;گاه مشتاقان آن حضرت مى&#۸۲۰۲;باشد.[۲۰]
نام دیگر این محل «بیت&#۸۲۰۲;النور» است که برخى به اشتباه آن را بیت التنور
نامیده&#۸۲۰۲;اند. با این توجیه که ایشان در مدت اقامت در آنجا نان مى&#۸۲۰۲;پخته&#۸۲۰۲;اند. اما
با توجه به بیمارى حضرت در مدت اقامت و مهمان&#۸۲۰۲;نوازى قمى&#۸۲۰۲;ها این توجیه، پذیرفتنى
نیست.[۲۱]

۳. مرقد مطهر حضرت

قبر شریف حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; در زیر ضریح فعلى داخل یک سرداب (زیرزمین) واقع شده و در آن
سرداب بعد از حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;بانوان جلیل القدر دیگرى در جوار حضرت دفن
شده&#۸۲۰۲;اند که عبارتند از:

الف) زینب دختر
امام جواد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؛

ب) امّ  محمد نوه
امام جواد (دختر موسى بن جواد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;)؛

ج) میمونه نوه
امام جواد (دختر موسى بن جواد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;)؛

د) بُرَیهیه نوه
امام جواد (دختر موسى بن جواد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;)؛

ه) امّ  اسحاق
کنیز محمد بن موسى نوه امام جواد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؛

و) ام  حبیب کنیز
یکى از نوادگان حضرت جواد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;(پسر نوه امام جواد ـ محمد بن احمد بن
موسى الجواد)[۲۲].

پس مناسب است در
زیارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; آن مخدرات و بانوان بزرگ نیز اینگونه زیارت شوند
«السلام علیکُنّ یا بناتَ رسول&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;» یا بگوییم: «السلام على رسول اللّه&#۸۲۰۲; و
على ذریة رسول اللّه&#۸۲۰۲;».

امامزادگان دیگرى
که تا سال ۳۸۵  ه. ق در مقبره حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;خارج سرداب دفن شده&#۸۲۰۲;اند
چندین نفر هستند:

الف. امامزاده
حسین نواده پنجم امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؛

ب. امامزاده حمزه
از نوادگان امام سجاد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؛

ج. امامزاد
ابوجعفر از نوادگان امام سجاد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؛

د. امامزاده
ابوالقاسم از نوادگان امام سجاد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؛

ه. امامزاده على
بن حمزه از نوادگان امام سجاد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؛

و. امامزاده
ابوعلى از نوادگان امام سجاد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؛

ز. امامزاده
ابوجعفر ثانى؛

ح. امامزاده
ابومحمد از نوادگان امام سجاد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؛

ط. امامزاده
ابوعلى ثانى؛

و... .[۲۳]

اولین سایه بان
مقبره شریف حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;را خاندان اشعرى بنا نمودند. حضرت زینب دختر
امام جواد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;نیز گنبد و بارگاهى با آجر و سنگ و گچ بر روى مرقد مطهر
ساخت و در هر دوران صحن و سراى حضرت پرشکوه&#۸۲۰۲;تر گشت تا اینکه در زمان صفویّه
گسترش حرم به اوج خود رسید و حرم فعلى از آثار همان دوره است.

۴. سیره بزرگان

مرحوم آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
مرعشى نجفى قدس&#۸۲۰۲;سره ـ که در ابتداى کتاب، حکایت اقامت ایشان در قم گفته شد ـ در
مدت شصت سالى که در شهر مقدس قم اقامت داشتند سحرها اولین زائر حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;بودند. ایشان در طول سال ـ چه شب&#۸۲۰۲;هاى سرد زمستان و چه شب&#۸۲۰۲;هاى کوتاه
تابستان ـ قبل از اذان صبح در پشت در حرم به انتظار مى&#۸۲۰۲;ایستادند تا پس از باز
شدن درها اولین زائر حضرت باشند.

مرحوم علامه
طباطبایى قدس&#۸۲۰۲;سره غروب&#۸۲۰۲;هاى ماه رمضان با پاى پیاده با کهولت سن به حرم حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;مى&#۸۲۰۲;آمدند و با بوسه بر ضریح حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;روزه خود
را افطار مى&#۸۲۰۲;نمودند، سپس به خانه رفته و غذا مى&#۸۲۰۲;خوردند.[۲۴]

وقتى در عصر
مرجعیت عامه حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى بروجردى قدس&#۸۲۰۲;سره شاه عربستان به ایران آمده
بود و توسط سفیر عربستان تقاضاى ملاقات با ایشان را نمود، آقا اجازه نفرمودند.
اطرافیان گفتند مصلحت است که شما اجازه ملاقات بدهید، ایشان فرمودند: او وهابى
است اگر به قم بیاید به زیارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;نمى&#۸۲۰۲;رود و این، هر چند
غیرمستقیم، توهینى به ساحت ملکوتى حضرت است.[۲۵]

مرحوم ملاصدرا
حکیم متألّه صاحب کتاب اسفار اربعه مدتى در روستاى کهک قم سکنا گزید و در آن
حین به تحقیق و تألیف پرداخت. از ایشان نقل شده است: هرگاه مشکل علمى و مسئله
غیرقابل حلّى برایم پیش مى&#۸۲۰۲;آمد از کهک به قم و حرم حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;
مى&#۸۲۰۲;آمدم و با توسل به حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; مسئله و مشکلم حل مى&#۸۲۰۲;شد.[۲۶]

۵. پرسش و پاسخ

در حدیث امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; آمده است: هر کس حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;را در قم زیارت کند
«وَجَبَتْ لَهُ الجنّة»[۲۷]؛
«بهشت بر او واجب مى&#۸۲۰۲;شود»؛ این سؤال به ذهن مى&#۸۲۰۲;رسد که معنى «بهشت بر او واجب
مى&#۸۲۰۲;شود» چیست؟ در حالى که ممکن است زائر گنهکار باشد.

عده&#۸۲۰۲;اى این وجوب
را به معنى سزاوار بهشتى بودن تلقى کرده و مى&#۸۲۰۲;گویند: اگر کسى بر اثر گناه و
مسائل دیگر مانعى براى خود ایجاد نکند، با زیارت سزاوار بهشت خواهد بود. اشکال
این&#۸۲۰۲;گونه معنا نمودن آن است که طبق آن، زیارت حضرت داراى امتیاز و فضیلت خاصى
نمى&#۸۲۰۲;گردد در حالى که ظاهر حدیث نوعى امتیاز و امتنان براى زائر آن حضرت است.

نظر صحیح آن است
که معنى این حدیث، همانطور که از ظاهرش نیز برمى&#۸۲۰۲;آید آن است که با زیارت حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;بهشت بر شخص واجب مى&#۸۲۰۲;شود و او قطعا اهل بهشت خواهد بود.

همانگونه که ظاهر
روایت بیان فضیلت حضرت است نه بیان فضیلت زائر، به اعتبار اینکه معمولاً زائران
ایشان شیعه اثنى&#۸۲۰۲;عشرى هستند، بنابراین فضیلت زیارت به اعتبار خود زیارت&#۸۲۰۲;شونده
است و این ثواب بزرگ ـ با توجه به کرامات ذاتى و نفسانى حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; و فضایل اکتسابى آن حضرت مانند جهاد و هجرت و دفاع از ولایت و
مسائل دیگرى که بر ما پوشیده است ـ از طرف خداوند به ایشان عنایت گردیده است.
پس بنابراین زیارت حضرت معصومه در حالى که زائر عارف به حق حضرت باشد به منزله
توبه از گناه یا مستلزم شفاعت قطعى ایشان است و شناخت حق و منزلت ایشان نیز
مطالبى است که در شأن و عظمت ذاتى و اکتسابى حضرت در این نوشتار ذکر نمودیم. در
نتیجه زائر حضرت حتما وارد بهشت خواهد شد حتى اگر با تحمل برخى سختى&#۸۲۰۲;ها در
مواقف دنیا، برزخ و قیامت جهت پاک شدن باشد.

خاطره&#۸۲۰۲;اى شیرین:

در خاتمه توجه شما
را به قضیه&#۸۲۰۲;اى از مرحوم آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; مرعشى نجفى قدس&#۸۲۰۲;سره جلب مى&#۸۲۰۲;کنیم.

«... در جوانى
روزى بر اثر مشکلات فراوانى که داشتم ـ از جمله مى&#۸۲۰۲;خواستم دخترم را شوهر دهم و
دستم خالى بود و نمى&#۸۲۰۲;توانستم جهیزیه تهیه کنم ـ به حرم حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;رفتم با حالتى ناراحت در حالى که اشک مى&#۸۲۰۲;ریختم گفتم: «اى سیّده و
مولاى من! چرا نسبت به زندگى من اهمیت نمى&#۸۲۰۲;دهى؟ چگونه با دست خالى جهیزیّه
دخترم را فراهم نمایم؟»

سپس با دلى شکسته
به خانه برگشتم. در همان وقت حالت مکاشفه&#۸۲۰۲;اى مرا فراگرفت. صداى کوبه درِ خانه
را شنیدم. درب را باز کردم. دیدم شخصى ایستاده و گفت: خانم تو را مى&#۸۲۰۲;طلبد، با
شتاب به حرم رفتم. وقتى که وارد صحن کهنه شدم دیدم چند کنیز ایوان طلا را تمیز
مى&#۸۲۰۲;کنند. علت را پرسیدم. گفتند اکنون خانم مى&#۸۲۰۲;آید. پس از مدت کمى حضرت فاطمه
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;آمد در حالى که شکل و شمایل جدّه&#۸۲۰۲;ام فاطمه زهرا
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;
که قبلاً سه بار ایشان را در عالم خواب دیده بودم را داشت. نزد عمه&#۸۲۰۲;ام حضرت
معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;رفتم و دست او را بوسیدم، به من فرمودند: «اى شهاب! کى ما در
فکر تو نبوده&#۸۲۰۲;ایم که از دست ما شاکى هستى؟ تو از همان عصر که به قم آمدى مورد
نظر ما بوده&#۸۲۰۲;اى».

همان لحظه که از
آن حالت خارج شدم براى عذرخواهى به حرم رفتم. پس از آن حاجتم برآورده شد و مشکل
تأمین زندگیم برطرف گردید».[۲۸]

امیدواریم خداوند
ما را نیز از جمله زائران حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;محسوب گرداند و بر معرفت و
محبت ما بیش از پیش بیفزاید. «اللّهم اِنّى اسئلک اَنْ تختم لى بالسّعادةِ فَلا
تَسلُب منّى ما اَنَا فیه»
.

 


زیارتنامه حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; :

چون به نزد قبر آن
حضرت برسى، رو به قبله بایست و ۳۴ مرتبه اللَّهُ أَکْبَرُ و ۳۳ مرتبه سُبْحَانَ
اللَّهِ و ۳۳ مرتبه الْحَمْدُ لِلَّهِ بگو.

پس بگو:

السَّلامُ عَلَى
آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى
إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى مُوسَى کَلِیمِ اللَّهِ
السَّلامُ عَلَى عِیسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَیْرَ خَلْقِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا صَفِیَّ
اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمَ
النَّبِیِّینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُو&#۱۶۲۰;مِنِینَ عَلِیَّ بْنَ
أَبِی طَالِبٍ وَصِیَّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ
سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیْکُمَا یَا سِبْطَیْ نَبِیِّ
الرَّحْمَةِ وَ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا
عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَ الْعَابِدِینَ وَ قُرَّةَ عَیْنِ
النَّاظِرِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ بَاقِرَ
الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِیِّ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ
الصَّادِقَ الْبَارَّ الْأَمِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ
الطَّاهِرَ الطُّهْرَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا
الْمُرْتَضَى السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ التَّقِیَّ
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِیَّ النَّاصِحَ
الْأَمِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ السَّلامُ عَلَى
الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى نُورِکَ وَ سِرَاجِکَ وَ
وَلِیِّ وَلِیِّکَ وَ وَصِیِّ وَصِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ عَلَى خَلْقِکَ السَّلامُ
عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ
وَ خَدِیجَةَ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُو&#۱۶۲۰;مِنِینَ السَّلامُ
عَلَیْکِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ
وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ
عَلَیْکِ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ مُوسَى
بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَیْکِ عَرَّفَ
اللَّهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ فِی الْجَنَّةِ وَ حَشَرَنَا فِی زُمْرَتِکُمْ
وَ أَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ وَ سَقَانَا بِکَأْسِ جَدِّکُمْ مِنْ یَدِ
عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ أَسْأَلُ اللَّهَ
أَنْ یُرِیَنَا فِیکُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ أَنْ یَجْمَعَنَا وَ
إِیَّاکُمْ فِی زُمْرَةِ جَدِّکُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ
وَ أَنْ لا یَسْلُبَنَا مَعْرِفَتَکُمْ إِنَّهُ وَلِیٌّ قَدِیرٌ أَتَقَرَّبُ
إِلَى اللَّهِ بِحُبِّکُمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ التَّسْلِیمِ
إِلَى اللَّهِ رَاضِیا بِهِ غَیْرَ مُنْکِرٍ وَ لا مُسْتَکْبِرٍ وَ عَلَى
یَقِینِ مَا أَتَى بِهِ مُحَمَّدٌ وَ بِهِ رَاضٍ نَطْلُبُ بِذَلِکَ وَجْهَکَ
یَا سَیِّدِی اللَّهُمَّ وَ رِضَاکَ وَ الدَّارَ الآْخِرَةِ یَا فَاطِمَةُ
اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْنا مِنَ
الشَّأْنِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لِی بِالسَّعَادَةِ فَلا
تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ
الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ اللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنَا وَ تَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ
وَ عِزَّتِکَ وَ بِرَحْمَتِکَ وَ عَافِیَتِکَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى
مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما یَا أَرْحَمَ
الرَّاحِمِینَ.

 

 

 

بخش دوم
:

آشنایى با مسجد
مقدس جمکران

 

۱. تاریخچه مسجد

«شیخ عفیف صالح
حسن بن مثله جمکرانى مى&#۸۲۰۲;گوید:

شب سه شنبه، هفدهم
ماه مبارک رمضان ۳۹۳ هجرى، در سراى خود خفته بودم که جماعتى به در سراى من
آمدند. نیمى از شب گذشته بود، مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و امر امام محمد
مهدى صاحب الزمان، را اجابت کن که تو را مى&#۸۲۰۲;خواند».

حسن بن مثله
مى&#۸۲۰۲;گوید: «من، برخاستم و آماده شدم». چون به در سرا رسیدم، جماعتى از بزرگان را
دیدم، سلام کردم. جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن جایگاه ـ که اکنون
مسجد (جمکران) است ـ آوردند.

حضرت امام
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مرا به نام خود خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم بگو: تو، چند
سال است که این زمین را عمارت مى&#۸۲۰۲;کنى و ما خراب مى&#۸۲۰۲;کنیم. پنج سال زراعت کردى و
امسال دیگرباره شروع کردى، عمارت مى&#۸۲۰۲;کنى. رخصت نیست که تو دیگر در این زمین
زراعت کنى، باید هر چه از این زمین منفعت برده&#۸۲۰۲;اى، برگردانى تا در این موضع
مسجد بنا کنند».

به حسن بن مسلم
بگو: «اینجا، زمین شریفى است و حق تعالى این زمین را از زمین&#۸۲۰۲;هاى دیگر برگزیده
و شریف کرده است».

حسن بن مثله
مى&#۸۲۰۲;گوید عرض کردم: «سید و مولاى من! مرا در این باره، نشانى لازم است؛ زیرا
مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمى&#۸۲۰۲;پذیرند».

امام
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
فرمود: «تو برو رسالت خود را انجام ده. ما در اینجا، علامتى مى&#۸۲۰۲;گذاریم که گواه
گفتار تو باشد».

۲. کیفیت نماز
تحیّت مسجد

«مردم را بگو تا
به این موضع رغبت کنند و عزیز بدارند و چهار رکعت نماز در این جا بگذارند: دو
رکعت تحیت مسجد، در هر رکعتى، یک بار سوره حمد و هفت بار سوره
«قُلْ هُو
اللّه&#۸۲۰۲; اَحَد»
[خوانند ]و تسبیح رکوع و سجود را هفت بار بگویند».

۳. کیفیت نماز
امام زمان(عج)

«و دو رکعت نماز
صاحب الزمان بگذارند، بر این ترتیب که در [هنگام خواندن سوره] حمد چون به «ایاک
نعبد و ایاک نستعین»برسند، آن را صد بار بگویند و بعد از آن، فاتحه را تا آخر
بخوانند. رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند. تسبیح رکوع و سجود را نیز
هفت بار بگویند. هنگامى که نماز تمام شد، تهلیل (لا اله الا اللّه&#۸۲۰۲;) و تسبیح
فاطمه زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; را بگویند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر
پیغمبر و آل او فرستند».

این نقل، از لفظ
مبارک امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; است که فرمود:

«فمن صلاّ هما،
فکانما صلى فى البیت العتیق»
[۲۹]؛
«هر  کس، این دو  رکعت (یا این دو نماز) را بخواند، گویى در خانه کعبه نماز
خوانده است...».

۴. ساخت مسجد

حسن بن مثله
مى&#۸۲۰۲;گوید: در دل خود گفتم که تو اینجا را یک زمین عادى خیال مى&#۸۲۰۲;کنى، اینجا مسجد
حضرت صاحب&#۸۲۰۲;الزمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;است.

پس آن حضرت به من
اشاره کردند که برو!

چون مقدارى راه
پیمودم، بار دیگر مرا صدا کرده، فرمودند: «در گله جعفر کاشانى (چوپان) بزى است،
باید آن بز را بخرى. اگر مردم پولش را دادند، با پول آنان خریدارى کن، وگرنه
پول آن را خودت پرداخت کن. فردا شب (شب چهارشنبه) آن بز را بیاور و در این موضع
ذبح کن. آن گاه روز چهارشنبه هجدهم ماه مبارک رمضان، گوشت آن بز را بر بیماران
و کسانى که مرض صعب&#۸۲۰۲;العلاج دارند، انفاق کن که حق تعالى همه را شفا دهد. آن بز،
ابلق است. موهاى بسیار دارد. هفت نشان سفید و سیاه، هر یکى به اندازه یک  درهم،
در دو طرف آن است که سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر آن است».

آن گاه به راه
افتادم. یک بار دیگر مرا فرا خواندند و فرمودند: «هفت روز یا هفتاد روز در این
محل اقامت کن».

حسن بن مثله
مى&#۸۲۰۲;گوید: «من، به خانه رفتم و همه شب را در اندیشه بودم تا صبح طلوع کرد. نماز
صبح را خواندم و به نزد على منذر رفتم و آن داستان را با او در میان نهادم.
همراه على منذر، به جایگاه دیشب رفتیم. پس او گفت: «به خدا سوگند که نشان و
علامتى که امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;فرموده بود، اینجا نهاده است و آن، اینکه حدود مسجد،
با میخ&#۸۲۰۲;ها و زنجیرها مشخص شده است».

 

دیدگاه آیة اللّه&#۸۲۰۲;
حاج شیخ مرتضى حائرى[۳۰]

«مسجد جمکران»،
یکى از آیات باهرات آن حضرت است. توضیح این مطلب، در ضمن چند جهت ـ که شاید
خیلى&#۸۲۰۲;ها از آن غافل باشند ـ بیان مى&#۸۲۰۲;گردد:

۱. داستان مسجد
جمکران ـ که در بیدارى واقع شده ـ در کتاب تاریخ قم از صدوق، نقل شده است.

مرحوم آقاى
بروجردى که مرد دقیق و ملاّیى بود، مى&#۸۲۰۲;فرمود: «این داستان، در زمان صدوق واقع
شده و اینکه او نقل کرده است، دلالت بر کمال صحت آن دارد».

۲. داستان، مشتمل
بر جریانى است که مربوط به یک نفر نیست؛ زیرا وقتى صبح مردم بیدار مى&#۸۲۰۲;شوند،
مى&#۸۲۰۲;بینند با زنجیر، علامت گذاشته شده است که مردم باور کنند و این زنجیر، مدتى
در منزل سید محترمى (ظاهرا به نام سید ابوالحسن الرضا) بوده است و مردم به آن
استشفا مى&#۸۲۰۲;کرده&#۸۲۰۲;اند و بعدا، بدون هیچ جهت طبیعى، مفقود مى&#۸۲۰۲;شود.

۳. متن دستور
[نمازهاى مسجد]، موافق با ادله دیگر است؛ براى اینکه هم نماز تحیت مسجد وارد
شده است و هم نماز امام زمان(عج) با صد بار «ایاک نعبد و ایاک نستعین» و هم
تهلیل و تسبیح فاطمه زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;.[۳۱]

 

پیش&#۸۲۰۲;گویى
امیرالمؤمنین (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

از امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; روایت شده که خطاب به حذیفه فرمود: «اى پسر یمانى! در اول ظهور،
خروج نماید قائم آل محمد(عج) از شهرى که آن را قم گویند[۳۲]
و مردم را دعوت به حق مى&#۸۲۰۲;کند، همه خلایق از شرق و غرب، به آن شهر روى آورند و
اسلام، تازه شود... اى پسر یمانى! این زمین، مقدس است، از همه لوث&#۸۲۰۲;ها، پاک
است... عمارت آن، هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد. رأیت (پرچم) وى بر کوهى سفید
بزنند، به نزد دهى کهن، که در جنب مسجد است، و قصرى کهن ـ که قصر مجوس است ـ و
آن را «جمکران» خوانند. از زیر یک مناره آن مسجد بیرون آید، نزدیک آنجا که آتش
خانه گبران بوده...».[۳۳]

از این حدیث شریف،
استفاده مى&#۸۲۰۲;شود همان گونه که مسجد سهله در دوران ظهور حضرت بقیة اللّه&#۸۲۰۲;، پایگاه
آن حضرت خواهد بود، مسجد مقدس جمکران نیز در عصر ظهور، جایگاه خاصى دارد و
پایگاه دیگرى براى آن حضرت است.

 

ختم زیارت عاشورا

در عصر زعامت
مرحوم آیة اللّه&#۸۲۰۲; حاج سید محمد حجت، قحطى و گرانى سختى پدید آمد؛ به طورى که
نان سنگک دانه&#۸۲۰۲;اى یک تومان شد، در حالى که شهریه طلاب در ماه فقط ده تومان بود.

مرحوم آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
حجت، به چهل تن از طلاب مهذّب و متدین دستور داد که به مسجد مقدس جمکران مشرف
شوند و در پشت بام مسجد، به صورت دسته جمعى، زیارت عاشورا را با صد لعن و صد
سلام و دعاى صفوان بخوانند و به حضرت موسى بن جعفر (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;و حضرت ابوالفضل
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و حضرت على اصغر (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;متوسل شوند و رفع گرانى و نزول باران
را از خداوند متعال بخواهند.

چهل طلبه مهذب و
متدین، طبق فرمان مرجعیت اعلاى شیعه، به میعادگاه عاشقان شرف یاب شدند. بعد از
اداى نماز تحیت و نماز حضرت بقیة اللّه&#۸۲۰۲; ـ أرواحنا له الفدا ـ و توسّل به
فرمانرواى جهان هستى، به پشت بام مسجد رفتند، ختم زیارت عاشورا را، طبق دستور
آن مرجع وارسته، انجام دادند و حوائج خود را با شفیع قرار دادن سه تن باب
الحوائج، به درگاه حضرت احدیت، عرضه داشتند و مسجد را به قصد قم ترک کردند.

راه قدیمى مسجد
جمکران، از طرف روستاى جمکران بود. گروه چهل نفرى طلاب، هنوز به ده جمکران
نرسیده بودند که دریاى رحمت گشوده شد و باران رحمت، سیل آسا فرو ریخت.

 

دعا در جمکران

در اینجا یاد آورى
این نکته لازم است که در مسجد مقدس جمکران، از دعاهاى مربوط به حضرت
بقیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; ـ أرواحنا له الفدا ـ دعاى ندبه، دعاى سلام اللّه&#۸۲۰۲; الکامل، زیارت
آل یاسین و دعاى عهد... به ویژه از دعاى الهى عظم البلاء... ـ که بعد از نماز
حضرت صاحب&#۸۲۰۲;الزمان(عج) به آن امر شده است ـ غفلت نشود.[۳۴]

 

نکته&#۸۲۰۲;اى مهم

از تاریخ مسجد قبا
که ثواب یک نماز در آن برابر انجام یک عمره است و اولین مسجد مهمى است که
پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; بنا فرمود، نکته مهمى استفاده مى&#۸۲۰۲;شود که براى مسجد
مقدس جمکران نیز مفید است و آن اینکه مسجد قبا با وجودى که افتخارات زیادى دارد
از قبیل اینکه پیامبر اکرم (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;دستور ساخت آن را دادند، و خود
آن حضرت در ساخت آن مشارکت نمودند، با دست&#۸۲۰۲;هاى خود کارگرى و بنّایى کردند و در
آن نماز خواندند و هر هفته نیز دوشنبه&#۸۲۰۲;ها براى اقامه نماز به آنجا مى&#۸۲۰۲;رفتند؛
ولى با وجود این همه فضیلت، وقتى خداوند در قرآن از مسجد قبا تعریف و تمجید
مى&#۸۲۰۲;کند، به دو نکته اشاره مى&#۸۲۰۲;نماید که هر دو نکته درباره مسجد جمکران نیز صدق
مى&#۸۲۰۲;کند.

۱. اساس آن از روز
اول بر تقوا نهاده شده است: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ
یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِیهِ»
.[۳۵]

۲. در آن کسانى
هستند که دوست دارند پاک گردند: «فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا».
بنابراین این دو ملاک در هر جا موجود باشد دیگر نیازى به جست و جوى ادله دیگر و
سند و شجره&#۸۲۰۲;نامه آن مکان نداریم.

مسجد جمکران مکانى
است که بیش از هزار سال، مؤمنان در آن به نماز و توبه و تضرّع مشغول&#۸۲۰۲;اند و نداى
«یا صاحب&#۸۲۰۲;الزمان» دل شکستگان در آن مکان مقدس همه را به یاد قطب عالم امکان
بقیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; الاعظم انداخته و یاد حضرت را همیشه در دل&#۸۲۰۲;ها زنده نگه مى&#۸۲۰۲;دارد.

 

چاه امام زمان

سؤال. قضیه و
تاریخچه چاهى که در مسجد مقدس جمکران است چیست؟

پاسخ. در پاسخ
باید گفت نه تنها در جمکران؛ بلکه در بعضى از شهرها معمولاً محلى به نام چاه
صاحب الزمان موجود است که برخى گمان مى&#۸۲۰۲;کنند حضرت دستور حفر آن را داده یا
ایشان در آنجا دیده شده&#۸۲۰۲;اند و یا از آب آن چاه نوشیده&#۸۲۰۲;اند؛ ولى هیچ یک از این
نکات صحیح به نظر نمى&#۸۲۰۲;رسد.

قضیه چاه امام
زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در مسجد مقدس جمکران و شهرهاى دیگر، از این قرار است که مرحوم
حاج شیخ عباس قمى قدس&#۸۲۰۲;سره در مفاتیح الجنان از تحفة الزائر از امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;روایتى نقل مى&#۸۲۰۲;کند که: «هرگاه تو را حاجتى به سوى خداى تعالى، باشد
یا از امرى خائف و ترسان باشى. در کاغذى بنویس و در آب جارى یا چاه بینداز...».
این یک نوع ارتباط و سخن گفتن با خدا است.

مرحوم علامه مجلسى
در روایتى مى&#۸۲۰۲;فرماید: «اگر حاجت و گرفتارى داشتى با حضرت حجت(عج) چنین مکاتبه
کن و حاجت خود را بنویس و در چاه یا نهر بینداز».[۳۶]

 البته معناى
عریضه&#۸۲۰۲;نویسى این نیست که حضرت حجت آن نوشته را باز مى&#۸۲۰۲;کند یا مى&#۸۲۰۲;خواند؛ بلکه
خدا و رسول او و اهل&#۸۲۰۲;بیت عصمت و طهارت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; از نیت&#۸۲۰۲;هاى ما و آنچه در
ذهن و دل ما مى&#۸۲۰۲;گذرد، آگاهند؛ چه رسد به نوشته&#۸۲۰۲;هاى ما، آن هم در صورت گرفتارى و
توسّل به آن عزیزان. در واقع خواسته&#۸۲۰۲;اند به ما یاد دهند که با محبوب و صاحب خود
ارتباط برقرار کنیم و همان&#۸۲۰۲;طور که براى محبوب&#۸۲۰۲;هاى دنیوى ابراز علاقه و محبت
مى&#۸۲۰۲;نماییم، بتوانیم با مولاى خود هم نامه&#۸۲۰۲;نگارى کنیم.

حال از آنجا که
چاه و آب روان در دسترس همه نیست، مؤمنان در بعضى از شهرها و در مسجد جمکران،
چاهى حفر نموده&#۸۲۰۲;اند که مردم عریضه&#۸۲۰۲;هاى خود را درون آن بیندازند.

 

ملاقات با امام
زمان(عج)

سؤال. چه کنیم تا
بتوانیم با امام زمان(عج) ملاقات کنیم؟

 پاسخ. ملاقات با
امام زمان(عج) و دیگر اولیاى الهى، نیاز به سنخیت با آنان دارد. به دست آوردن
سنخیت با اولیاى الهى، نیاز به تحقق دو بعد (معرفت و عمل) دارد. اگر کسى خود را
به اولیاى الهى شبیه نمود، به لقاى آنان نیز واصل خواهد شد.

نوریان مرنوریان
را طالبند            
ناریان مرناریان را جاذبند[۳۷]

ناگفته نماند که
ما مکلف به ارتباط به معناى ملاقات و رؤیت امام زمان(عج) نیستیم. آنچه وظیفه ما
است، تشبّه به آن بزرگواران و پیمودن راه آنان است. ما باید در همه حال سرباز
آماده آن حضرت بوده و همواره در خدمت ایشان باشیم. این مسأله را قرآن اینگونه
بیان فرموده:«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا
وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
[۳۸]؛
«اى کسانى که ایمان آورده&#۸۲۰۲;اید! صبر کنید و یکدیگر را به صبر وادارید و با
یکدیگر رابطه داشته باشید و تقوا و خداترسى را پیشه سازید، باشد که رستگار
شوید».

امام باقر
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در تفسیر این آیه شریفه مى&#۸۲۰۲;فرماید: «صبر کنید بر اداى فرایض (در
انجام تکالیف الهى استقامت داشته باشید) و در برابر دشمنان پایدارى کنید و با
امامتان (که انتظارش را مى&#۸۲۰۲;کشید) مرابطه نمایید».[۳۹]

مرابطه با امام
زمان(عج)؛ یعنى، خود را به رشته ولایت او بستن و بر خدمت و پیروى و یارى او
گردن نهادن. این یکى از ارکان ایمان است که آدمى خود را به امام خویش مربوط
سازد و از او جدا نشود. همچنین باید کارهایى انجام داد که آن حضرت و اصحاب شان
انجام مى&#۸۲۰۲;دهند.

قرآن درباره حضرت
مهدى و اصحاب ایشان مى&#۸۲۰۲;فرماید: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ
أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا
عَنِ الْمُنْکَرِ»
؛[۴۰]
«کسانى که اگر در زمین به آنان توانایى دهیم نماز را به پا داشته و زکات (به
مستحق) بخشیده و به معروف امر نموده و از منکر نهى کنند».

امام باقر
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در تفسیر این آیه مى&#۸۲۰۲;فرماید: «این آیه براى آل محمد است؛ یعنى،
مهدى(عج) و اصحاب او».[۴۱]
در نتیجه اگر ما هم مى&#۸۲۰۲;خواهیم از اصحاب و یاران آن حضرت باشیم، باید به امور
مذکور اهتمام ورزیم.

درست است که وظیفه
ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نیست و حتى بنا بر نظر بعضى از بزرگان،
تحقق این مسأله خیلى بعید و نادر است و اگر هم ممکن باشد، براى امثال مقدس
اردبیلى و علامه حلّى قابل تصور است؛ نه انسان&#۸۲۰۲;هاى عادى هر چند مؤمن و خوب.
البته بحث ملاقات، نباید با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زیرا وظیفه ما ایجاد ارتباط
با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زیارت آن حضرت نمى&#۸۲۰۲;شود،
از طریق خواندن دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، نماز امام  زمان و نیز از
طریق رفتن به مسجد جمکران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى&#۸۲۰۲;نماید و براى گره
گشایى مادى و معنوى از ایشان به عنوان واسطه فیض الهى درخواست مى&#۸۲۰۲;کند و خود را
در محضر ایشان مى&#۸۲۰۲;بیند.

 

سؤال. معناى
انتظار فرج چیست؟

پاسخ: الف. معرفت
امام معصوم و عادل و پیشواى فضیلت؛

ب. ایمان به امامت
و رهبرى الهى و عدالت پیشه؛

ج. عشق به عدالت
وارزش&#۸۲۰۲;هاى انسانى؛

ه. امید به
آینده&#۸۲۰۲;اى روشن و نوید بخش؛

ک. تلاش براى
برقرارى حکومتى عدل پیشه و عدل گستر؛

ح. رعایت موازین و
قوانین دینى و اخلاقى؛

خ. داشتن روحیه
تعهد و مسو&#۱۶۲۰;لیت&#۸۲۰۲;پذیرى.

این انتظار فرج
است که بهترین اعمال و بهترین عبادت است و چنین منتظرى، مقامى عالى دارد و هر
گاه در زمان غیبت از دنیا برود، به منزله کسانى است که پس از ظهور حضرت حجت(عج)
زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى&#۸۲۰۲;کنند.[۴۲]

 

سؤال. وظیفه
منتظران امام زمان(عج) چیست؟

پاسخ: خوب است
بدانیم که امام زمان(عج) شدیدا به شیعیان خود عشق مى&#۸۲۰۲;ورزد؛ بلکه علاقه آن حضرت
به شیعیان و دوستانشان خیلى بیشتر از علاقه&#۸۲۰۲;اى است که ما نسبت به آن حضرت
داریم. ایشان همواره براى شیعیان خود دعا مى&#۸۲۰۲;کنند. از آن حضرت نقل شده است:
«اِنّا غَیْرُ مُهَمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ وَلاناسینَ لِذِکْرِکُمْ»[۴۳]؛
«ما هرگز در رعایت احوال شما کوتاهى نمى&#۸۲۰۲;کنیم و شما را از یاد نمى&#۸۲۰۲;بریم».

آنچه بر ما بایسته
است، جلب رضایت آن بزرگوار است. پیوستگى با او، یعنى، مطیع او بودن. آنچه در
روایات زیاد سفارش شده، انتظار فرج است. ما باید ارتباط معنوى خود را با امام
زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام
نگه داریم. از این رو بسیار به جا است که خصوصیات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را
بدانیم و سپس آن را در خود عملى کنیم.

رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; فرمود: «اَفْضَلُ العِبادَةِ اِنْتِظارُ الفَرَجِ»[۴۴]؛
«برترین عبادات، انتظار ظهور و فرج است».

وظیفه منتظر امام
زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; این است که مانند یک منتظر واقعى زندگى کند. وقتى انسان
حقیقتا منتظر کسى باشد، تمام رفتار و اعمال او نشان از منتظر بودن او دارد. به
عنوان مثال اگر منتظر میهمان باشد، حتما خانه را تمیز و مرتب و وسایل پذیرایى
را آماده مى&#۸۲۰۲;نماید و با لباس مرتب و چهره&#۸۲۰۲;اى شاداب در انتظار مى&#۸۲۰۲;ماند. چنین کسى
مى&#۸۲۰۲;تواند ادعا کند که منتظر میهمان است. اما کسى که نه خانه را مرتب کرده و نه
وسایل پذیرایى را آماده نموده و نه لباس مرتب و تمیزى پوشیده و نه اصلاً به فکر
میهمان است؛ اگر ادعا کند که در انتظار میهمان بوده، همه او را ریشخند خواهند
کرد و بر گزافه&#۸۲۰۲;گویى او خواهند خندید!

لاف عشق و گله از
یار زهى لاف دروغ           
عشق بازان چنین مستحق هجرانند[۴۵]

بنابراین، انتظار
قبل از آنکه از ادعاى انسان فهمیده شود، از رفتار و کردار او فهمیده مى&#۸۲۰۲;شود.
نمى&#۸۲۰۲;توان هر کسى را که ادعاى دوستى و ولایت امام زمان را دارد، در شمار دوستان
و منتظران او قلمداد نمود! آرى «مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید».

با چنین توضیحى،
روشن است که منتظر واقعى امام زمان(عج) باید رفتارش به گونه&#۸۲۰۲;اى باشد که هر لحظه
منتظر ظهور امام زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;باشد، یعنى، در هر لحظه که این خبر را به او
بدهند، خوشحال شود و آماده یارى آن حضرت باشد و با مال و جان خویش جهاد کند و
خود را در راه آن حضرت فدا نماید. منتظر واقعى، اهل گناه و دلبستگى به دنیا
نیست؛ چرا که چنین کسى نمى&#۸۲۰۲;تواند از وابستگى&#۸۲۰۲;ها، دلبستگى&#۸۲۰۲;ها و آلودگى&#۸۲۰۲;ها دست
بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;باشد.

با توجه به مطالب
ذکر شده مى&#۸۲۰۲;توان بعضى از وظایف منتظران امام زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; را چنین ذکر کرد:

۱. معرفت:

اولین شرط انتظار
معرفت است؛ تا انسان میهمان خود را نشناسد و از خصوصیات خوب او مطلع نباشد،
منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامى انسان در انتظار کسى مى&#۸۲۰۲;نشیند که او را خوب
بشناسد، اما اگر انسان کسى را نشناسد و بداند که آن شخص خواهد آمد، برایش
اهمیتى نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان(عج) هم
چنین است. کسانى که آن حضرت را نمى&#۸۲۰۲;شناسند (مانند کفار و یا اهل ادیان دیگر)،
هرگز انتظار او را نمى&#۸۲۰۲;کشند؛ اما کسانى که او را مى&#۸۲۰۲;شناسند و ارزش و مقام او را
مى&#۸۲۰۲;دانند، منتظر او مى&#۸۲۰۲;مانند.

کسانى که امام
زمان را نمى&#۸۲۰۲;شناسند ـ اگر چه به ظاهر مسلمان باشند ـ چنانچه در این حال بمیرند
در حال جاهلیت از دنیا رفته&#۸۲۰۲;اند؛ چنان&#۸۲۰۲;که پیامبر اکرم
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;
فرمود: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَةَ
الْجاهِلِیَّةِ»
؛[۴۶]
«هر  کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است».

بنابراین اولین
شرط انتظار، ایجاد معرفت در مورد امام زمان(عج) است و طبیعى است که هر مقدار
معرفت انسان نسبت به آن حضرت بیشتر باشد، ارزش او را بیشتر درک کرده و به عظمت
او بیش از پیش پى خواهد برد و بیشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالى که
افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت، هرگز احساس تشنگى و عطش نسبت به وجود
مقدس ایشان نخواهند داشت و بدین جهت از زمره منتظران بیرون هستند!

وصل خورشید به شب
پره اعمى نرسد        که در
این آینه صاحب&#۸۲۰۲;نظران حیرانند[۴۷]

شناخت امام زمان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; دو گونه است:

۱. شناخت تاریخى
وجود آن حضرت؛ مانند اینکه او امام دوازدهم است و تاریخ ولادتش در چه سالى است
و مانند آن.

۲. شناخت مقام
نورانیت آن حضرت؛ که این شناخت کار هر کسى نیست و ظرفیت و لیاقت زیادى
مى&#۸۲۰۲;خواهد. در حقیقت، اصحاب خاص امام زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;کسانى&#۸۲۰۲;اند که آن حضرت را
به مقام نورانیت شناخته&#۸۲۰۲;اند.

براى آگاهى از
مقام عظیم امامت خواندن زیارت جامعه کبیره و تأمل در معانى عمیق آن توصیه
مى&#۸۲۰۲;شود.

همچنین خواندن کتب
معتبرى که در مورد امام زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نوشته شده است مى&#۸۲۰۲;تواند انسان را تا
حدى به مقام و عظمت آن حضرت آشنا سازد.

۲. محبت به امام
زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

وظیفه دیگرى که
منتظران آن حضرت دارند این است که باید دوستى و محبت امام عصر (عج) را در خود
ایجاد کنند و آن را افزایش دهند. بدیهى است تا انسان از میهمان خویش خوشش نیاید
و نسبت به او محبت نداشته باشد ـ هر چند هم که او را بشناسد ـ نمى&#۸۲۰۲;تواند واقعاً
منتظر آمدن او باشد؛ اگر انسان از میهمان خود بدش بیاید، چگونه مى&#۸۲۰۲;تواند منتظر
قدم او باشد و خود را براى پذیرایى از او آماده کند. پس تا محبت به امام
زمان(عج) در وجود کسى شکل نگرفته و شعله&#۸۲۰۲;ور نشده باشد، او نمى&#۸۲۰۲;تواند به وظایف
منتظران واقعى عمل نماید. محبت به امام زمان(عج) وظیفه&#۸۲۰۲;اى است که پیامبر اکرم
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; نیز به دستور خدا از ما خواسته است؛ آنجا که در قرآن کریم
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی
الْقُرْبى»
.[۴۸]

۳. ایجاد سنخیت با
امام زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

منتظران واقعى
وضعیت روحى و فکرى و عملى خود را به گونه&#۸۲۰۲;اى سامان مى&#۸۲۰۲;دهند که سنخیت کاملى با
امام زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; داشته باشند. آیا مى&#۸۲۰۲;توان منتظر قدوم کسى بود و محبت کسى
را داشت، اما با او هیچ سنخیت و مشابهتى نداشت؟ ایجاد سنخیت با امام زمان از
طریق تقویت ایمان و تقوا و فضایل اخلاقى و درجات معنوى حاصل مى&#۸۲۰۲;شود. تنها در
این صورت است که مى&#۸۲۰۲;توان ادعاى محبت به آن حضرت را داشت. در صورتى که انسان
رفتارش مطابق میل امام زمان(عج) باشد، شعله محبت او در دلش زبانه خواهد کشید و
عشق آن حضرت او را به فریاد خواهد آورد و دورى&#۸۲۰۲;اش را بر او سخت و ناگوار خواهد
ساخت.

طبیعى است که هر
چقدر سنخیت با ولى عصر(عج) بیشتر باشد، محبت آن حضرت به انسان بیشتر خواهد شد و
محبت انسان نیز به آن حضرت افزون&#۸۲۰۲;تر خواهد گشت. پس منتظر واقعى باید سعى کند
تمام وظایف دینى و احکام الهى را انجام دهد.

۴. ارتباط با
منتظران دیگر

منتظر امام
زمان(عج) مى&#۸۲۰۲;داند که برنامه آن حضرت یک برنامه جهانى است و باید یاوران زیادى
داشته باشد تا حرکتش پیروز شود. بنابراین به فکر گسترش یاران و منتظران آن حضرت
بوده و با ارتباط با آنها، به تقویت روحیات ایمانى خود و دیگران خواهد پرداخت
تا بر اساس دستور قرآنى «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى»[۴۹]
به کمک مؤمنان منتظر، خود را آماده ظهور حضرت نماید.

۵. دعا براى تسریع
در ظهور امام زمان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

منتظر واقعى هر
لحظه انتظار محبوب را مى&#۸۲۰۲;کشد و از خدا مى&#۸۲۰۲;خواهد که هر چه زودتر او را برساند.
بنابراین دعاى فراوان براى فرج آن حضرت از وظایف همیشگى منتظران حضرتش مى&#۸۲۰۲;باشد.
دعا براى تسریع در فرج امام زمان(عج)، به وسیله آن حضرت نیز توصیه شده است.

۶. یاد فراوان
حضرت

یاد کردن از
محبوب، عادت دیرینه منتظران عاشقى است که چندى منتظر محبوب خویش هستند؛ اما
نتوانسته&#۸۲۰۲;اند پس از مدت&#۸۲۰۲;ها انتظار او را ببینند و حال خود را دست کم با یاد او
و نام او آرام مى&#۸۲۰۲;کنند. به یاد آوردن امام عصر(عج) و عنایت او به شیعیان با ذکر
احادیث، کرامات، مقام و عنایت امام به شیعیان، وظیفه دیگرى است که منتظران
واقعى احساس مى&#۸۲۰۲;کنند و بدین طریق همواره نام و یاد آن حضرت را زنده نگه
مى&#۸۲۰۲;دارند.

۷. اصلاح جامعه

فرج یعنى، نصرت،
پیروزى، گشایش و مقصود، پیروزى حکومت عدل علوى بر حکومت&#۸۲۰۲;هاى کفر و شرک و بیداد
است؛ بنابراین انتظار فرج، یعنى انتظار تحقق یافتن این آرمان بزرگ و جهانى و
منتظر حقیقى کسى است که در حقیقت خواهان تشکیل چنین حکومتى باشد و این خواسته
آن گاه جدى و راست است که شخص منتظر، عامل به عدل و گریزان از ستم و تباهى
باشد؛ و گرنه انتظار فرج در حد یک ادعا و شعار بى&#۸۲۰۲;محتوا باقى خواهد بود.
ازاین&#۸۲۰۲;رو در روایات آمده است که انتظار فرج خود فرج است[۵۰]؛
زیرا کسى که حقیقتا منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسیس حکومت عدل گستر او است،
زندگى خود را بر پایه عدل و داد استوار مى&#۸۲۰۲;سازد و او انسانى است که حضور و غیبت
امام در نحوه رفتار و سیر و سلوکش تفاوتى ندارد و قبل از تشکیل حکومت عدل او،
چنین حکومتى را در زندگى خود پایدار ساخته است. بنابراین انتظار فرج حقیقى،
ریشه در معرفت به حق و عدل و ایمان و عشق به آن دارد و آثار آن نیز در عمل
نمایان مى&#۸۲۰۲;گردد و چنین حقیقت اصیل و عمیقى، با لفظ و شعار به دست نمى&#۸۲۰۲;آید و با
بى&#۸۲۰۲;تفاوتى و بى&#۸۲۰۲;اعتنایى نسبت به مقدسات دینى و رسالت&#۸۲۰۲;هاى انسانى در تعارض و
تناقض است.

۸. دادن صدقه

براى سلامتى آن
عزیز و یا هدیه نمودن ثواب&#۸۲۰۲;هایى به حضرت مهدى(عج)، که خود، موجب قبولى هر چه
بیشتر اعمال است.

۹. امیدوارى

بر قیام و انقلاب
آن یوسف زهرا (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; و امید دادن به دیگران.

۱۰. ایجاد آمادگى
دائم رزمى براى ظهور حضرت

چنان&#۸۲۰۲;که در روایت
آمده است: «لیعدن احدکم لخروج القائم و لو سهما»؛[۵۱]
هر یک از شما براى قیام قائم(عج) باید آماده گردد هر چند با تهیه یک تیر باشد.

از این رو شرکت در
بسیج یکى از وظایف منتظران است.

۱۱. محزون بودن

به علت محروم بودن
از زیارت آن وجود مبارک؛ «عزیز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لک حسیسا و
لا نجوى...»
[۵۲]؛
«بر من گران است که خلق را ببینم و تو دیده نشوى و سخن آشکار و پنهان تو را
نشنوم».

 

سؤال. چرا براى
سلامتى امام زمان(عج) دعا کنیم؟ در حالى که خداوند اراده نموده ایشان زنده و
سلامت بمانند. آیا اصلاً امکان دارد آن وجود مبارک دچار کسالت شوند؟

پاسخ:


آن سفر کرده که صد
قافله دل همره اوست           
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش[۵۳]

 

دعا براى
سلامتى امام زمان(عج) آثار و برکات فراوانى دارد از جمله:

۱. نشانگر علاقه و
محبت مسلمانان به ایشان است. اگر چه دوستى تمام ائمه معصومین (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; بخشى
از ایمان و شرط قبولى اعمال است، در عین حال دعا کردن در حق امام زمان(عج) موجب
ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مى&#۸۲۰۲;گردد.

۲. اظهار تجدید
عهد و پیمان با آن حضرت است و محتواى پیمان با آن حضرت را دین دارى و شریعت
محورى و تصمیم قلبى بر اطاعت امر امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و یارى رساندن او با نثار
جان و مال تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهد.

تجدید بیعت با آن
حضرت (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; کارى است که بعد از هر نماز از فرایض پنجگانه، یا در هر روز و
یا در هر جمعه مستحب است.

دعاى عهد[۵۴]
شاهدى براى این سخن است.

۳. سبب زنده نگه
داشتن یاد امام غایب در دل منتظران مى&#۸۲۰۲;گردد. یاد امام زمان(عج) توجه به
ارزش&#۸۲۰۲;هاى دین و اصول اخلاقى را در دلها جوانه مى&#۸۲۰۲;زند و برعکس غفلت از یاد و
خاطره امام یکى از دلایل عمده پژمردگى و سستى ارزش&#۸۲۰۲;هاى الهى و انسانى در جامعه
اسلامى است.

۴. کسى که سلامتى
امام زمان برایش مهم است، به طور مسلّم آزردن آن حضرت برایش سخت است، در نتیجه
دعا براى سلامتى آن حضرت، انسان را بر انجام کارهایى وادار مى&#۸۲۰۲;کند که موجب
خشنودى آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهى مى&#۸۲۰۲;گردد.

۵. دعا بسیار مؤثر
است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگى مؤمنان مى&#۸۲۰۲;شود.

۶. دعا موجب قرب
الهى است. امام مهدى(عج) در خصوص زیارت آل  یس مى&#۸۲۰۲;فرمایند: «هرگاه خواستید به
وسیله ما به خداوند و به ما توجه کنید این زیارت را که از جانب خداوند بیان شده
است را بخوانید»[۵۵].

این زیارت که از
جهات مختلف، محتوایى عمیق دارد بسیار مورد تأکید و سفارش قرار گرفته است. از
جمله سلام&#۸۲۰۲;هایى که در این زیارت ادا مى&#۸۲۰۲;شود، از ابتدا تا انتها، دعا براى
سلامتى و تندرستى و بهروزى امام زمان(عج) است. «السلام علیک یا خلیفه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; و
ناصر حقه... السلام علیک حین تصبح و تمسى، السلام علیک فى الیل اذا یغشى و
النهار اذا تجلى ... السلام علیک بجوامع السلام...»
[۵۶]؛
«سلام بر تو اى جانشین خدا و یارى کننده حق... درود و سلام بر تو هنگامى که صبح
و شب کنى، درود و تهیت الهى بر تو در شب که همه جا را فراگیرد و در روز، در
وقتى که نور دهد (یعنى سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودى همه
جانبه...».

در دعاى بعد از
این زیارت نیز معانى بلندى نهفته است. به عنوان مثال:
«اللهم اعذه من شر کل باغ
و طاغ و من شر جمیع خلقک و احفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله
و احرسه و امنعه من ان یوصل الیه بسوء واحفظ فیه رسولک و آل رسولک واظهر به
العدل...»
[۵۷]؛
«خدایا! او (امام زمان) را از شر هر متجاوز و سرکشى و از شر همه خلق خود پناه
ده و او را از حوادث روزانه، از پیش رو، و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و
نگهدارى کن و از این که آسیب و گزندى به او برسد جلوگیرى کن و در خصوص او،
رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مبارکش عدل و داد را پدیدار نما!».

در پایان سخن لازم
است یادآور شویم که دعا کردن براى سلامتى و فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و
نیز اهل&#۸۲۰۲;بیت پیامبر اکرم (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; است.


«وَ مَنْ یُطِعِ
اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَخْشَ اللّهَ وَ یَتَّقْهِ فَأُولئِکَ هُمُ
الْفائِزُونَ»
؛ «و هر که خدا و رسولش را اطاعت کند و خداترس و پرهیزکار باشد
چنین کسى به فوز و سعادت خواهد رسید».[۵۸]

 

 

 

بخش سوم
:

شرح حال مشاهیر


مدفون در حرم
حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;

 

در صحن مطهر حرم
حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; و در رواق&#۸۲۰۲;هاى داخل حرم، علماء، بزرگان و شخصیت&#۸۲۰۲;هاى
علمى، دینى و عرفانى فراوانى مدفون هستند. در این نوشتار شرح حال و زندگینامه
بزرگانى که مشهور هستند و غالبا مورد بازدید و زیارت زائران حضرت معصومه قرار
مى&#۸۲۰۲;گیرند به طور بسیار مختصر ذکر مى&#۸۲۰۲;گردد که از مجموعه&#۸۲۰۲;هایى چون گلشن ابرار،
ستارگان حرم و... جمع آورى، تنظیم و تلخیص گردیده است و در ذکر آنها نیز ترتیب
نزدیکى قبور به یکدیگر لحاظ گشته است.

صحن بزرگ
:

۱. قطب&#۸۲۰۲;الدین
راوندى قدس&#۸۲۰۲;سره

۲. شهید شیخ
فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; نورى قدس&#۸۲۰۲;سره

داخل حرم مطهر:

۱.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; شیخ عبدالکریم حائرى یزدى (مؤسّس حوزه علمیه قم)

۲.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سیّد محمد تقى خوانسارى قدس&#۸۲۰۲;سره

۳.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید صدرالدین صدر قدس&#۸۲۰۲;سره (پدر امام موسى صدر)

۴.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید محمدرضا گلپایگانى قدس&#۸۲۰۲;سره

۵.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید رضا بهاءالدینى قدس&#۸۲۰۲;سره

۶.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; شیخ محمد على اراکى قدس&#۸۲۰۲;سره

۷. حاج شیخ
محمدتقى بافقى یزدى قدس&#۸۲۰۲;سره

۸.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید حسین بروجردى قدس&#۸۲۰۲;سره

۹.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید احمد خوانسارى قدس&#۸۲۰۲;سره

۱۰. علامه
سید محمد حسین طباطبایى قدس&#۸۲۰۲;سره

۱۱. شهید
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; مرتضى مطهرى قدس&#۸۲۰۲;سره

 قبرستان شیخان
:

۱.
ذکریابن&#۸۲۰۲;آدم القمّى قدس&#۸۲۰۲;سره

۲. میرزا
ابوالقاسم قمّى قدس&#۸۲۰۲;سره

۳.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; میرزا جواد آقا ملکى تبریزى(استاد عرفان امام خمینى قدس&#۸۲۰۲;سره)

۴.
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; میرزا على آقا شیرازى اصفهانى قدس&#۸۲۰۲;سره

 

صحن بزرگ
:

۱. قطب&#۸۲۰۲;الدین
راوندى قدس&#۸۲۰۲;سره

در صحن بزرگ حرم
مطهر حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;مقابل حوض بزرگ به سمت قبله فقط یک قبر به چشم
مى&#۸۲۰۲;خورد که حدود یک متر از کف صحن بلندتر مى&#۸۲۰۲;باشد، با توجه به اینکه در زمان
سابق تمام اطراف مضجع منوّر حضرت معصومه قبرستان بوده و جهت توسعه حرم و ساختن
صحن چاره&#۸۲۰۲;اى جز مسطح نمودن آن نبوده به هنگام عملیات صحن سازى ناگاه چشم مردم
به پیکرى پاک و نورانى مى&#۸۲۰۲;افتد که بعد از گذشت هشت قرن هنوز سالم و با طراوت
باقى مانده و آن پیکر عالم ربّانى قطب&#۸۲۰۲;الدین راوندى است، او از علماى قرن ششم
هجرى قمرى است که در تاریخ ۵۷۳  ه. ق وفات یافته، و از شاگردان برجسته
امین&#۸۲۰۲;الدین طبرسى صاحب تفسیر ارزشمند مجمع&#۸۲۰۲;البیان است و به یک واسطه از شیخ
طوسى روایات را نقل مى&#۸۲۰۲;کند و در واقع استادان او شاگردان شیخ طوسى بوده&#۸۲۰۲;اند.

قطب&#۸۲۰۲;الدین راوندى
در زمره مردان بزرگى است که با دانش فراوان خود پس از بهره مندى از علوم مختلف
و تبحر در آنها حلقه زرّینى در سلسله حافظان و راویان معارف اسلامى گردید و در
بیشتر رشته&#۸۲۰۲;هاى علوم اسلامى تبحر و تخصّص خود را به نمایش گذاشت از جمله:

تفسیر:

کتاب&#۸۲۰۲;هاى ۱. «ام
القرآن»، ۲. «تفسیر القرآن» در دو جلد، ۳. خلاصة التفاسیر در ده جلد، ۴. شرح
آیات المشکلة فى التنزیه، ۵. اللباب فى فضل آیه&#۸۲۰۲;الکرسى، ۶. الناسخ و المنسوخ من
القرآن.

شرح نهج&#۸۲۰۲;البلاغه:

کتاب منهاج
البراعة فى شرح نهج&#۸۲۰۲;البلاغة در دو جلد را به رشته تحریر در آورد.

کلام و اعتقادات:

۱. الخرایج و
الجرایح، ۲. امّ المعجزات، ۳. الاختلافات، ۴. تهافت الفلاسفة، ۵. جواهر الکلام
فى شرح مقدمه&#۸۲۰۲;الکلام.

فـقـه:

۱. آیات الاحکام،
۲. احکام الاحکام، ۳. الانجاز، ۴. حل المعقود فى الجمل و العقود، ۵. الخمس، ۶.
رسالة الفقهاء، ۷. مشکلات النهایة، ۸. المنتهى فى شرح النهایة، ۹. الرائع فى
الشرایع، ۱۰. فقه القرآن و بسیارى کتب فقهى دیگر.

حدیث:

۱. تحفة العلیل،
۲. رسالة فى صحة احادیث اصحابنا، ۳. ضیاء الشهاب، ۴. لباب الاخبار، ۵. مزار، ۶.
المجالس فى الحدیث، ۷. دعوات.

تاریخ:

۱. جنى الجنتین،
۲. قصص الأنبیاء.

شعر و ادب:

۱. التغریب فى
التعریب، ۲. الاغراب فى الاعراب، ۳. شرح العوامل المأة، ۴. غریب النهایة، ۵.
نفثة المصدور (دیوان شعر).

اصول فقه:

المستقصى، و
تألیفات و کتب مختلف دیگرى که ذکر آن در این مختصر نمى&#۸۲۰۲;گنجد.

علماى اهل سنت نیز
در مقابل او سر تعظیم فرود آوردند، ابن حجر عسقلانى درباره راوندى نوشته است:
«او در جمیع علوم فاضل است و در هر نوعى از علوم صاحب تصنیفات بى&#۸۲۰۲;شمار بوده است[۵۹]
و دانشمند بزرگ شیعه علامه امینى قدس&#۸۲۰۲;سرهدرباره راوندى مى&#۸۲۰۲;گوید: «راوندى یکى از
پیشوایان علماى شیعه، برگزیده این طایفه و از اساتید بى&#۸۲۰۲;نظیر فقه و حدیث و از
نوابغ علم و ادب است، هیچ گونه عیبى در آثار فراوانش و تیرگى در فضایل و
تلاش&#۸۲۰۲;ها و خدمات دینى و اعمال نیکو و کتب ارزنده&#۸۲۰۲;اش وجود ندارد»[۶۰].

حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
مرعشى نجفى قدس&#۸۲۰۲;سره به پاس خدمات او سنگ قبرى بلند و به یاد ماندنى را بر فرازش
به یادگار نهاد تا زائران حضرت فاطمه معصومه در ابتداى ورود و خروج از صحن
مبارکش چمشانشان به قبر این فرزانه بزرگ روشن شود.

«خداوند مزارش را
نورانى و دل مؤمنین را به زیارتش منور گرداند»

 

۲. شهید شیخ
فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; نورى قدس&#۸۲۰۲;سره

شیخ فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; در
سال ۱۲۵۹ قمرى در یکى از روستاهاى شهرستان نور مازندران دیده به جهان گشود ـ
تحصیلات ابتدایى را در مرکز منطقه نور آغاز کرد سپس به تهران مهاجرت و تحصیلات
خویش را تا پایان دوره سطح در آنجا ادامه داد ـ سپس براى تکمیل دانش خویش به
نجف اشرف هجرت نمود و از شاگردان برجسته میرزا حبیب&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; رشتى و میرزاى
شیرازى بزرگ گشت. به حقیقت باید او را وارث علم میرزاى رشتى و سیاست و مدیریت
میرزاى شیرازى دانست.

او در سال ۱۳۰۳ 
ه. ق که دوران سلطنت قاجار بود براى هدایت و پیشوایى جامعه ایران روانه تهران
شد ـ و کرسى درس خویش را در فقه و اصول و سایر علوم اسلامى برپا ساخت. علماء و
مجتهدان بسیارى در حوزه درس او حاضر مى&#۸۲۰۲;شدند و اغلب علماى تهران از افادات علمى
او بهره مى&#۸۲۰۲;بردند. از جمله شاگردان برجسته او حاج شیخ عبدالکریم حائرى مؤسس
حوزه علمیه قم و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید محمود مرعشى (پدر آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید شهاب الدین
مرعشى) و... بودند. مقام علمى شیخ فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; مورد توافق دوست و دشمن بود و به
مقتضیات زمان و مسائل جامعه آگاه بود حتى احمد کسروى مى&#۸۲۰۲;نویسد: حاجى شیخ
فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; نورى از مجتهدان بنام و با شکوه تهران شمرده مى&#۸۲۰۲;شد و یپرم خان ارمنى
که خود مجرى حکم اعدام شیخ شد در یادداشت&#۸۲۰۲;هاى خصوصى خود نوشته است «شیخ
فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; نورى روحانى عالى&#۸۲۰۲;قدرى بود و گفته او براى توده خلق وحى مُنزل محسوب
مى&#۸۲۰۲;شد».

بیش از دوازده
تألیف و اثر ارزشمند از شیخ به جا مانده، او در نهضت تنباکو که نخستین قیام
فراگیر به رهبرى روحانیت بود نقش فعّالى داشت و به عنوان نماینده میرزاى شیرازى
در تهران مورد توجّه مردم و روحانیان بود.

در آستانه مشروطیت
:

بعد از قتل
ناصرالدین شاه و در زمان سلطنت مظفرالدین شاه آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; طباطبایى و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
بهبهانى رهبرى نهضت عدالت&#۸۲۰۲;طلبى را به عهده گرفتند و با توجه به قدرت و نفوذ شیخ
فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; از او درخواست همکارى نمودند، شیخ نیز براى همراهى و حمایت از نهضت
عدالت خانه به مبارزان پیوست.

نهضت عدالتخانه که
ریشه مکتبى و اسلامى داشت بعد از تحصن برخى از مبارزان در سفارت خانه انگلیس،
رنگ غربى به خود گرفت و کم کم زمزمه حکومت مشروطه بر سر زبانها افتاد و با نفوذ
فراماسونهاى وابسته به غرب، ماهیت نهضت تغییر کرد و نام آن نیز به نهضت مشروطیت
تغییر یافت و با وجودى که فرمان مشروطیت و دستور تشکیل مجلس شوراى اسلامى به
وسیله مظفرالدین شاه صادر شده بود، امّا متحصنین در سفارت خواهان تغییر مجلس
شوراى اسلامى به مجلس شوراى ملّى شدند. یکى از کارهاى مجلس تدوین قانون اساسى
بود. شیخ فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; در مورد قانون اساسى پیشنهادهایى به مجلس داد، ذکر مذهب
جعفرى به عنوان مذهب رسمى کشور و اصل نظارت فقهاء بر قوانین مجلس شوراى ملّى از
جمله این پیشنهادها بود.

مخالفت با مشروطه:

شیخ فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
قدس&#۸۲۰۲;سره با حکومت مشروطه و محدود بودن سلطنت مخالفتى نداشت، بحث او در کیفیت
این نوع از حکومت در جامعه اسلامى ایران بود که قانون اساسى و دیگر قوانین
حقوقى و جزایى باید مطابق قوانین اسلام باشد و به همین دلیل پیشنهاد کرد تا
عنوان حکومت، مشروطه مشروعه باشد ولى تبلیغات مشروطه طلبان چنان قوى و گمراه
کننده بود که جو سیاسى و اجتماعى به طور کامل موافق مشروطه خواهان بود و همین
موجب شد تا جمعى خواهان تبعید شیخ شوند و گروهى حمله به منزل او را طرح ریزى
کنند، از این رو با جعل تلگرامهایى از طرف علماى نجف، شیخ را مخلّ آسایش و مفسد
معرفى کردند و توطئه قتل شیخ طرح ریزى شد و شیخ فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; مورد حمله مسلحانه
قرار گرفت و مجروح شد، بعد از مرگ مظفرالدین شاه، محمد على شاه به سلطنت رسید و
اوضاع کشور به شدت رو به وخامت گذاشت، سعدالدوله براى شیخ پیام فرستاد که با
وزیر مختار روس و انگلیس گفتگو کردم و براى شما جاى مناسبى در سفارتخانه تهیه
کرده&#۸۲۰۲;ام تا از خطر محفوظ باشید، یا اجازه بدهید پرچم هلند را که کشور بى&#۸۲۰۲;طرفى
است بر بام خانه نصب کنیم تا در امان باشید، شیخ با تبسمى استهزاء گونه
فرمودند: باید پرچم ما را روى سفارتخانه بیگانه نصب کنند چطور ممکن است که صاحب
شریعت به من که از مبلغین احکام اسلام هستم اجازه فرماید پناهنده به خارج از
شریعت شوم، آیا روا است که من پس از هفتاد سال که محاسنم را براى اسلام سفید
کرده&#۸۲۰۲;ام حالا بیایم و زیر پرچم بیگانه بروم؟! این در حالى بود که شخص محمد على
شاه براى حفظ جان خود به سفارت روس پناهنده شده بود، سرانجام مشروطه طلبان براى
انتقام از شیخ فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; به منزل وى حمله کردند و شیخ را به شهربانى برده و
براى محاکمه او را به عمارت گلستان بردند، «مدیر نظام نوابى» مأمور شیخ در
محاکمه مى&#۸۲۰۲;گوید: من در آن وقت از آقا قدرت و شجاعتى دیدم که در تمام عمر ندیده
بودم.

بالاخره، بساط دار
و مقدمات اعدام در میدان توپخانه فراهم شد. میدان توپخانه از جمعیت موج مى&#۸۲۰۲;زد،
نیروهاى دولتى مردم را کنار مى&#۸۲۰۲;زدند آقا را روى چهار پایه قرار دادند. وى خطاب
به جمعیت تماشاچى فرمود: خدایا تو خودت شاهد باش که در این دم آخر باز هم به
این مردم مى&#۸۲۰۲;گویم که مؤسسان این اساس بى&#۸۲۰۲;دین هستند و مردم را فریب داده&#۸۲۰۲;اند،
این اساس مخالف اسلام است... او در پاى دار چنان شجاع بود که گویى دار از هیبت
و عظمت او مى&#۸۲۰۲;لرزید، قبل از اینکه ریسمان دار به گردن وى بیندازند یکى از
مشروطه خواهان براى او پیغام آورد که شما مشروطه را امضا کنید و خود ار از کشتن
رها سازید! شیخ فضل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; گفت: من دیشب پیامبر را در خواب دیدم و به من فرمود
که فردا شب میهمان من هستى و من چنین امضایى نخواهم کرد.

بعد از چند لحظه
طناب دار را به گردن او انداختند و چهار پایه را زیر پاى وى عقب راندند گردش
طناب روى شیخ را به طرف قبله چرخانید و با مختصر حرکت قبض روح شد.

پس از شهادت :

پس از اعدام، جسد
شیخ شهید را به حیات شهربانى منتقل کردند و در وسط حیات بر روى یک نیمکت قرار
دادند، مشروطه طلبان و دیگر افرادى که نسبت به دین کینه و عداوت داشتند به جسد
حمله کردند، نیروهاى مسلح با قنداق تفنگ، دیگران با لگد و... به طورى که خونابه
از جسد سرازیر شد، و یپرم خان ارمنى رئیس نظمیه قصد سوزاندن آن را داشت ولى
خانواده شیخ شهید با تلاش بسیار جنازه پاک او را تحویل گرفتند مشروط به اینکه
شبانه دفن کنند و هیچ گونه صدا و عزادارى نباشد، خانواده ایشان مراسم غسل و کفن
را در خانه انجام دادند و در قبرستان صورت قبرى براى او درست کردند ولى نعش شیخ
شهید را در خانه در یک اتاق کوچک دفن کردند ـ مردم کم کم فهمیدند که جنازه شیخ
شهید در خانه او است لذا از صبح تا شب فوج فوج مى&#۸۲۰۲;آمدند پشت دیوار خانه فاتحه
مى&#۸۲۰۲;خواندند و مى&#۸۲۰۲;رفتند و این جریان که به گوش بدخواهان و مأمورین رسید سر و صدا
بلند شد که این چه وضعى است؟ امامزاده درست کرده&#۸۲۰۲;اند؟

از این جهت تصمیم
گرفتند که نعش شیخ شهید را به قم انتقال بدهند پس از دو ماه که قبر را شکافتند
با اینکه در اطاق در بسته و هواى گرم تابستان مدفون بود تازه تازه بود و هیچ
تغییرى نیافته و بوى ناراحت کننده&#۸۲۰۲;اى نیز در آن به وجود نیامده بود.

شیخ شهید پیش از
شهادت در مقبره&#۸۲۰۲;اى از صحن حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; براى خود قبرى تهیه کرده بود
و گفته بود: این زمین ناشناس روزى معروف خواهد شد، و سپس آن نعش مطهر را در
آنجا به خاک سپردند و اکنون در صحن حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;معروفترین مقبره&#۸۲۰۲;ها
ـ مقبره شیخ فضل اللّه&#۸۲۰۲; نورى است.

«سلام علیه یوم
وُلِد و یوم قُتِل و یوم یُبعَث حیّا»

 

داخل حرم مطهر

۱. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; شیخ
عبدالکریم حائرى(مؤسّس حوزه علمیه قم)

ایشان در سال
۱۲۶۷  ه. ق در روستاى مهرجرد یزد دیده به جهان گشود ـ در کودکى سالها در مدرسه
بزرگ محمد تقى خان یزد به تحصیل علوم دینى پرداخت و در سن ۱۸ سالگى به سرزمین
عراق مهاجرت نمود.

عبدالکریم ابتدا
چند سالى در حوزه علمیه کربلا در محضر آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; فاضل اردکانى بود و با نامه
ایشان به محضر میرزاى بزرگ شیرازى شتافت، مى&#۸۲۰۲;گویند میرزا وقتى نامه فاضل
اردکانى را خواند رو  به عبدالکریم کرد و فرمود «من به شما اخلاص پیدا کردم» از
همین رو آن طلبه جوان و پرتلاش را در منزل خود جاى داد.

عبدالکریم بعدها
در خاطرات خود نقل مى&#۸۲۰۲;کند که:

سرداب خانه میرزاى
شیرازى هم محلّ مطالعه&#۸۲۰۲;ام بود و هم محل استراحتم و در ماه مبارک رمضان سحرى را
نیز در آنجا مى&#۸۲۰۲;خوردم اما براى افطار به خانه میرزا باز نمى&#۸۲۰۲;گشتم بلکه به علت
گرماى طاقت فرساى هوا به سوى فرات رفته آب مفصلى مى&#۸۲۰۲;خوردم و شنا مى&#۸۲۰۲;کردم».

او دوازده سال در
سامرّا در محضر میرزاى شیرازى و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید محمد فشارکى و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; محمد
تقى شیرازى و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; شیخ فضل اللّه&#۸۲۰۲; نورى به تحصیل علم پرداخت و بعد از
رحلت میرزاى شیرازى راهى نجف گردید و در آنجا رحل اقامت افکند اما به زودى
دریافت که حوزه علمیه کربلا اکنون به وجود او نیاز بیشتر دارد؛ زیرا حوزه علمیه
کربلا رونق خود را از دست داده بود و هیچ جنب و جوشى در مدرسه&#۸۲۰۲;هاى علیمه به چشم
نمى&#۸۲۰۲;خورد، لذا این شهر را انتخاب کرد و اینجا بود که او لقب حائرى را براى خود
برگزید (زمین کربلا را حائر مى&#۸۲۰۲;خوانند)، آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حائرى به مدت هشت سال در
این حوزه بر مسند تدریس تکیه زد و در کنار مسئولیت سنگین مرجعیت از پرورش و
شکوفایى استعدادهاى طلاب جوان نیز لحظه&#۸۲۰۲;اى غافل نبود و علماى فراوانى را در
دامان پر مهر و محبّت پدرانه خود پرورش داد، ولى او دریافت قم که محل تأسیس
حوزه&#۸۲۰۲;هاى علمیه توسط محدثان و روات خاندان اشعرى بود و شخصیت&#۸۲۰۲;هاى بزرگى چون
کلینى و صدوق را در خود پرورش داده بود خالى از عالمان شده و از قرن ششم هجرى
تا دوران صفویه دیگر رونق ندارد و بر حجره&#۸۲۰۲;هاى مدارس آن گرد غربت و تنهایى
نشسته است ـ گرچه در اوایل قرن ۱۱  ه. ق چند  سالى شخصیت&#۸۲۰۲;هاى بزرگى چون
صدرالدین شیرازى، فیاض لاهیجى و فیض کاشانى و بعدها میرزاى قمى در مدارس این
شهر به بحث و اشاعه علوم اسلامى پرداخته بودند اما اینک حجره&#۸۲۰۲;هاى مدرسه فیضیة
خالى از محصلان علوم دینى شده و بر قفسه&#۸۲۰۲;هاى کتاب گرد فراموشى نشسته است ـ
مدرسه بزرگ دارالشفا محلّ اسکان فقراى شهر یا زائران شده است و بعضا کسبه اطراف
حرم از حجره&#۸۲۰۲;هایش به عنوان انبار اجناس استفاده مى&#۸۲۰۲;کردند.

او با دیدن این
وضع بسیار افسرده شد و بارها از او شنیدند که مى&#۸۲۰۲;گفت: «چه مى&#۸۲۰۲;شد اگر حوزه علمیه
قم سر و سامان مى&#۸۲۰۲;گرفت» او در این زمان به اداره حوزه علیمه اراک مشغول بود ولى
به همراه فرزند بزرگش حاج شیخ مرتضى حائرى و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; محمد تقى خوانسارى به
شهر قم سفر نمود و با تشکیل جلساتى از علماء و بازاریان قم تصمیم گرفت حوزه
علیمه قم را مجددا احیاء کند. وى بعد از نماز صبح در حرم حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; به دعا و نیایش ایستاد و به قرآن روى آورد و خود را به مشیت الهى
سپرد که آیه&#۸۲۰۲;اى زیبا و مناسب حالش «وَ أْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ»[۶۱]؛
«پدر و همه کسان خود را به نزد من بیاورید»؛ خط مشى آینده او را ترسیم نمود لذا
شاگردان خود را از اراک به قم فراخواند مدارس علیمه را تعمیر نمود و در راه
رواج علم و تقوا گام&#۸۲۰۲;هاى بلندى برداشت، و امروزه که بیش از هفتاد سال از آن
تلاش مى&#۸۲۰۲;گذرد حوزه علمیه قم بزرگترین دانشگاه علوم اسلامى است.

مرحوم حاج شیخ
توانست شخصیت&#۸۲۰۲;هاى بارزى را به جهان اسلام تقدیم دارد که از میان آنان مى&#۸۲۰۲;توان
از امام خمینى، آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;العظمى گلپایگانى، آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى اراکى و
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى مرعشى نجفى نام بُرد. او خدمات فراوانى نیز به اهالى شهر
مقدس قم نمود از قبیل تأسیس چند بیمارستان، تعطیل کردن قبرستان گرد حرم مطهر و
انتقال قبرستان به قبرستان نو در آن سوى رودخانه و تأسیس خانه فقرا و چندین
خدمت دیگر.

زهد و ساده زیستى
و دلسوزى و مهربانى مرحوم حاج شیخ از خصوصیاتى بود که زبان زد خاص و عام بود.

گاهى در دمادم سحر
براى سرکشى و شناخت طلاب پرکار و سحرخیز راهى مدارس علمیه مى&#۸۲۰۲;شد و در رفع
مشکلات مالى و رفاهى آنان همواره تلاش مى&#۸۲۰۲;کرد. بارها مى&#۸۲۰۲;شد که به صاحبان
مغازه&#۸۲۰۲;هاى اطراف حرم مراجعه مى&#۸۲۰۲;کرد و بدهى طلابّى را که از آنها اجناس نسیه
برده بودند ادا مى&#۸۲۰۲;نمود.

فراموش نشود که
خدمات مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائرى مصادف با روى کار آمدن رضاخان پهلوى و به
دنبال آن ماجراى کشف حجاب و تحت فشار قرار دادن طلاب علوم دینى و علماى اسلام
بود، او با صبر و بردبارى در آن زمان خطیر حوزه علمیه را حفظ نمود و معروف است
که پس از ماجراى کشف حجاب و کشتار مسجد گوهر شاد ایشان هیچ گاه حال و روز خوشى
نداشت و این اندوه را تا پایان عمر در دل داشت.

بالاخره این شخصیت
علمى و الهى در ۸۱ سالگى در سال ۱۳۱۵  ه. ش به دیار ابدى شتافت و در جوار مرقد
قدسى حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; به آغوش خاک سپرده شد.

دعاى خیرش بدرغه
همه حوزه&#۸۲۰۲;هاى علمیه و مجامع علمى و فرهنگى و دانشگاهى کشور باد.

 

۲. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
سیّد محمد تقى خوانسارى قدس&#۸۲۰۲;سره

او در سال ۱۲۶۷ 
ه. ق در شهر خوانسار دیده به جهان گشود، تبار سید همگى از علماى برجسته زمان
خویش بودند، بعد از تحصیل علوم مقدماتى به نجف اشرف مهاجرت نمود و طولى نکشید
که از شاگردان برجسته آخوند خراسانى و سید محمد کاظم یزدى و میرزاى نائینى و
آقا ضیاء عراقى محسوب گردید.

در جنگ جهانى اول
که بصره به تصرّف قواى انگلیسى درآمد آقاى خوانسارى کرسى درس و تحقیق را رها
کرد و در صف رهسپاران جهاد قرار گرفت و با اشغال بغداد که مقارن با پیروزى&#۸۲۰۲;هاى
دیگر متفقین بود پایان جهاد فرا رسید، از آن سو اشغالگران در تعقیب نیروهاى
مقاومت برآمدند، دستگیرى&#۸۲۰۲;هاى وسیعى آغاز گشت و سرانجام آقاى خوانسارى جوان هم
که در نبرد از قسمت پا مجروح شده بود دستیگر شد. انگلیسى&#۸۲۰۲;ها اسرا را در بندر
بصره جمع نموده آنها را با کشتى&#۸۲۰۲;هایى به اسارتگاه&#۸۲۰۲;هاى خود در مستعمراتشان
فرستادند و آقاى خوانسارى و قریب چهارصد تن دیگر از اسراء به جزیره سنگاپور
برده شدند. چهار ماه طول کشید تا کشتى آنان در آن سرزمین پهلو گرفت، در سنگاپور
اسراء در زندانى صحرایى قرار داده شدند ولى این سید مجاهد و عالم در مدت چهار
سال اسارتش در آن دیار غریب و روزگار سخت به فعالیت علمى پرداخت و علاوه بر
تدریس منطق و حکمت، خود نیز به آموختن زبان انگلیسى از یک شخص هندى پرداخت.

بعد از آزادى از
اسارت به زادگاهش خوانسار سپس به حوزه علمیه سلطان آباد اراک مهاجرت کرد و به
احترام آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حائرى در درس ایشان شرکت جست و خود نیز جداگانه به تدریس
فقه، اصول و حکمت پرداخت. پس از آن در هیأت استفتاء آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; شیخ عبدالکریم
حائرى قرار گرفت به طورى که بعد از رحلت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حائرى ـ مؤسس حوزه علمیه قم
ـ سه تن مورد توجه مردم قرار گرفتند، آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; صدر و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حجت و
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; خوانسارى. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید ابوالحسن اصفهانى در نجف احتیاطات خویش را
به ایشان ارجاع داد، البته او و دو یار دیگرش با مطرح نمودن آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; بروجردى
مسئولیت مرجعیت و ریاست حوزه را به ایشان واگذار نمودند.

یکى از شاگردان
برجسته آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; خوانسارى آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; محمد على اراکى قدس&#۸۲۰۲;سره بود.

نماز باران
:

یکى از حوداث مهم
که از آثار شهودى آقاى خوانسارى از نگاه دینى است نماز بارانى مى&#۸۲۰۲;باشد که وى
اقامه نمود.

در شهریور ۱۳۲۰ که
متفقین در ایران به طور انبوه حضور یافتند موجى از قحطى و نابسامانى در کشور به
راه افتاد و با گذشت دو ماه بهارى در سال ۱۳۲۳ هیچ بارانى در شهر نباریده بود و
خشکسالى موقعیت بحرانى به وجود آورده بود. مردم از آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید محمد تقى
خوانسارى تقاضاى نماز باران نمودند، ایشان قبول نمود و اطلاعیه&#۸۲۰۲;اى در سطح شهر
نصب گردید که آقاى خوانسارى در روز جمعه نماز استسقاء خواهد خواند. همزمان
تبلیغات بدى توسط بهائیان و نیروهاى متفقین که در قم بودند شروع شد، به گونه&#۸۲۰۲;اى
که آنان همه چیز را به استهزاء مى&#۸۲۰۲;گرفتند.

افزون بر بیست
هزار نفر در نماز باران آن روز شرکت نمودند اما اثرى از اجابت دیده نشد. فرداى
آن روز مرحوم آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; خوانسارى بعد از پایان درس از شاگردانش خواست این بار
فقط آنها وى را همراهى کنند و نماز باران دیگرى بخوانند. روز یکشنبه نماز
خوانده شد و غروب همان روز بعد از نماز مغرب و عشاء باران مفصّلى آمد این باران
چنان گسترده و بى&#۸۲۰۲;امان بود که تا آن وقت چنین بارشى را کسى سراغ نداشت. خبر این
حادثه شگفت توسط نیروهاى متفقین به جهان مخابره شد و در مدتى کوتاه پس از تأیید
آن از طرف مقام&#۸۲۰۲;هاى رسمى لندن و آمریکا، از طریق رادیو انعکاس جهانى یافت.

آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
خوانسارى در هفتم ذى حجه ۱۳۷۱  ه. ق نداى حق را در سفرى که به شهر همدان داشت
لبیک گفت و به سراى جانان شتافت و بعد از آوردن پیکر پاکش به قم هم آغوش استادش
آیة اللّه&#۸۲۰۲; حائرى قدس&#۸۲۰۲;سره مدفون گردید و بدین ترتیب رؤیاى آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; بروجردى
نیز تعبیر گشت که در رؤیایى در همان شب&#۸۲۰۲;هاى قبل از وفات آن فقیه نامدار دیده
بود که سید مرتضى[۶۲]
رحلت کرده و او را به شهر قم مى&#۸۲۰۲;آورند. باران رحمت دعاى خیرش همیشه شامل امت
اسلامى باد.

 

۳. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید
صدرالدین صدر قدس&#۸۲۰۲;سره

ایشان فرزند
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حاج سیّد اسماعیل صدر بودند که در سال ۱۲۹۹  ه. ق در کاظمین متولد
شدند و با ۳۰ پشت به امام هفتم مى&#۸۲۰۲;رسند. همه خاندان آنها مردان علم و کمال و
زهد و تقوا بوده&#۸۲۰۲;اند. وى پس از خاتمه تحصیلات به مشهد مقدس هجرت و به تدریس و
ارشاد مشغول و بزرگترین مقام روحانیت خراسان را حائز شد و در سال ۱۳۵۴  ه. ق به
قم هجرت و سالیانى دراز در بحرانى&#۸۲۰۲;ترین اوقات، حوزه علیمه را سرپرستى نمود.
مخصوصا بعد از رحلت یگانه مرجع شیعیان جهان در آن زمان یعنى حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
العظمى سید ابوالحسن اصفهانى، آیات ثلاث (صدر، حجت و خوانسارى) در تعلیم و
تربیت فضلا کوشش بسیار کردند و تحولى شگفت در علم و تدریس و فتوى در عصر خود به
وجود آورده و جهان اسلام را به خوبى رهبرى نمودند. این مرد بزرگ در فنون اسلام
استاد نمونه و کامل بود، داراى حسن خلق و قلبى پاک و بى&#۸۲۰۲;آلایش بود و آثار خیر
فراوانى در نقاط مختلف از وى به یادگار ماند که بیش از ۳۰ کتاب در علوم مختلف
از جمله آنها است. علاوه اینکه در فن بیان و نظم و نثر به زبان عربى و فارسى
بسیار توانا بود به طورى که سخنانش مانند ضرب المثل به عنوان گواه مورد استشهاد
قرار مى&#۸۲۰۲;گرفت. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; صدر بالاخره در سال ۱۳۷۲  ه. ق این جهان را بدرود گفت
تا به ملاقات یگانه معبود خود نائل آید. انشاءاللّه

 

۴. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید
محمدرضا گلپایگانى قدس&#۸۲۰۲;سره

ایشان در سال
۱۳۱۶  ه. ق در بخش «گوگد» گلپایگان دیده به جهان گشود، پدر آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
گلپایگانى آقا سید محمد باقر امام، عالمى معروف به زهد و تقوا و پاى بند به
مستحبات دینى و کوشا در امر به معروف و نهى از منکر بود، محمدرضا در سه سالگى
مادر و در نه سالگى پدرش را از دست داد و دوران کودکى را با مشکلات و سختى&#۸۲۰۲;هاى
فراوان سپرى کرد و تحصیلات ابتدایى را در مکتب خانه گذراند.

در نوجوانى نزد
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید محمد حسن خوانسارى برادر آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى سید احمد خوانسارى
زانوى ادب به زمین زد و ادبیات و بخشى از سطوح را نزد وى آموخت.

نوزده ساله بود که
به سوى حوزه علمیه اراک رفت و در مدرسه آقا سید ضیاءالدین به تکمیل سطوح عالیه
پرداخت سپس افتخار حضور در درس خارج فقه و اصول حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى حاج شیخ
عبدالکریم حائرى یزدى را پیدا نمود و در بیست و چهار سالگى در پى مهاجرت استادش
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حائرى به قم و تأسیس حوزه علمیه در این شهر مقدس به قم آمد و در
مدرسه فیضیه سکونت گزید و با آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید احمد خوانسارى درسها را به مباحثه
نشست. استاد با مشاهده استعداد و فهم شاگرد سخت کوش خود به او بسیار علاقه&#۸۲۰۲;مند
شد و او را در شمار اصحاب خاص و هیأت استفتاء خود قرار داد و تصحیح «کتاب
الصلاة» خود را به او و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; اراکى واگذار نمود.

از دیگر استادان
ایشان مى&#۸۲۰۲;توان به آیات عظام شیخ محمدرضا مسجد شاهى اصفهانى، حاج شیخ ابوالقاسم
کبیر، آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; بروجردى، آقا ضیاء عراقى و شیخ محمد حسین غروى اصفهانى نام
برد. وى از آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حائرى اجازه اجتهاد دریافت نمود. خدمات علمى این مرد علم
و عمل به حوزه علمیه قم بیش از آن است که در چند سطر بتوان بدان اشاره نمود
همین مقدار بس که کمتر عالمى از معاصرین را مى&#۸۲۰۲;توان یافت که از محضر درس این
فقیه سترگ بهره&#۸۲۰۲;مند نشده باشد. از جمله شاگردان او مى&#۸۲۰۲;توان به شهید مطهرى، شهید
بهشتى، شهید مفتح، على مشکینى، ناصر مکارم شیرازى، جعفر سبحانى، حسن زاده آملى،
رضا استادى، سید محسن خرازى و على پناه اشتهاردى و... نام برد.

ایشان در طول ۳۲
سال مرجعیت یکى از ارکان فقاهت در حوزه علمیه بود که ده&#۸۲۰۲;ها تألیف فقهى و اصولى
از وى به یادگار مانده است.

آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى
گلپایگانى از بدو حرکت شجاعانه روحانیت به رهبرى امام راحل به مبارزات پیگیر و
بى&#۸۲۰۲;امان خویش با دیو استبداد پرداخت و نخستین اعلامیه اعتراض به لایحه ننگین
«انجمن&#۸۲۰۲;هاى ایالتى و ولایتى» در مهر ماه ۱۳۴۱  ه. ش از سوى ایشان صادر شد و به
دنبال آن بود که پیام&#۸۲۰۲;ها و بیانیه&#۸۲۰۲;هاى ایشان تا سقوط رژیم پهلوى ادامه یافت،
همیشه از ملاقات با شاه و نخست وزیران و فرستادگان دربار سرباز زد و به مخالفت
صریح با حزب رستاخیز پرداخت. امام راحل به ایشان فرموده بودند: «اعلامیه&#۸۲۰۲;هایى
که حضرت عالى به تنهایى صادر مى&#۸۲۰۲;کنید نقش بسزایى در پیشبرد مبارزات ملت مسلمان
دارد».

مزدوران رژیم
پهلوى دوبار در مدرسه فیضیه به ایشان حمله&#۸۲۰۲;ور شدند و قصد ضرب و جرح آن مرجع
بزرگ را داشتند، پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همواره در جهت تأیید مواضع
امام راحل و حمایت مادى و معنوى از رزمندگان اسلام در طول جنگ تحمیلى تلاش
مى&#۸۲۰۲;نمود.

این مرجع بزرگ
شیعه علاوه بر تدریس و تربیت عالمان دین، تألیف، فتوا و روشنگرى جامعه شیعه، به
بنیان نهادن ده&#۸۲۰۲;ها مؤسسه فرهنگى و دینى در گوشه و کنار جهان و آبادانى صدها
مسجد و مدرسه و بیمارستان در سراسر کشور اقدام نمود که دارالقرآن&#۸۲۰۲;الکریم ـ
اولین مؤسسه قرآنى کشور ـ یکى از آن نمونه&#۸۲۰۲;ها است که در سال ۱۳۵۲ تأسیس گردید.

سرانجام آن
عبدصالح خدا پس از عمرى سرشار از توفیق در سن ۹۶ سالگى در سال ۱۳۷۲  ه. ش نداى
حق را لبیک گفت و در جوار تربت استادش مؤسس حوزه علمیه قم در مسجد بالاسر مرقد
مطهر حضرت معصومه به خاک سپرده شد.

رهبر معظم انقلاب
اسلامى حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; خامنه&#۸۲۰۲;اى در بخشى از پیام خویش به مناسبت رحلت ایشان
چنین فرمودند:

این شخصیت والاى
کهنسال در میان مراجع عظام تقلید یکى از موفق&#۸۲۰۲;ترین و سعادتمندترین&#۸۲۰۲;ها بودند، ۳۲
سال مرجع تقلید، حدود ۷۰ سال مدرّسى حوزه علمیه قم و حدود ۸۵ سال سرگرم
فراگرفتن و آموختن فقه آل&#۸۲۰۲;محمد (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; بودند. اولین مدرسه علوم
دینى به سبک جدید را ایشان در قم تأسیس نمودند، اولین مؤسسه بزرگ قرآن را ایشان
در قم بنیان نهادند، اولین فهرست بزرگ فقهى و حدیثى با استفاده از دانش و
اختراعات جدید بشرى را پدید آوردند... و بالاتر از همه با منش و رفتار
پرهیزکارانه و با طهارت و تقوایى که مى&#۸۲۰۲;توانست براى علما و فقها الگویى زنده و
ملموس باشد، عمرى پر برکت را به نزاهت کامل گذرانید، آن بزرگوار یکى از
استوانه&#۸۲۰۲;هاى انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ایران به شمار مى&#۸۲۰۲;آمد و در دوران
اختناق و در مقابله با حوادث سهمگین سال&#۸۲۰۲;هاى تبعید امام خمینى قدس&#۸۲۰۲;سره مواردى
پیش آمد که صداى این مرد بزرگ تنها صداى تهدید کننده&#۸۲۰۲;اى بود که از حوزه علمیه
قم برخاست و به نهضت شور و توان بخشید... فقدان این بقیه&#۸۲۰۲;السلف اعاظم و این
ملجأ و مرجع مؤمنان ثلمه&#۸۲۰۲;اى بزرگ و ضایعه&#۸۲۰۲;اى جبران&#۸۲۰۲;ناپذیر است».

 

۵. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید
رضا بهاءالدینى قدس&#۸۲۰۲;سره

سید رضا
بهاءالدینى در سال ۱۲۸۷  ه. ش در شهر مقدس قم به دنیا آمد، نسب نیاکان ارجمند
وى به امام سجاد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;رسد و اجداد و پدران والامقام او هر یک بسان
گوهر تابناکى در دوران ظلمت درخشش خاصى داشتند، برخى از آنان عهده&#۸۲۰۲;دار تولیت
حرم فاطمه معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;بودند، مادر سید رضا فاطمه سلطان معروف به زن آقا
بانویى مخلص و مؤمن بود. وى از نوادگان ملاصدراى شیرازى بوده است. اوان کودکى
سیدرضا همراه با نشانه&#۸۲۰۲;هایى چون حافظه فوق العاده، استعداد بسیار و درک جهان
اطراف بوده است به طورى که خود درباره آن دوران این چنین مى&#۸۲۰۲;فرماید: «یک ساله
که بودم افراد پاک طینت و نیکو سرشت را دوست داشتم... خیر و شرّ را
مى&#۸۲۰۲;فهمیدم...» چون به دو سالگى رسید به مکتب خانه پاى گذاشت و در شش سالگى
دوران مکتب تمام شد، خبر موفقیت&#۸۲۰۲;هاى او به گوش آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید ابوالقاسم قمى
قدس&#۸۲۰۲;سره رسید و ایشان با تشویق&#۸۲۰۲;هاى پى در پى در صدد تربیت این نونهال استثنایى
برآمد به طورى که بیش از دوازده سال نداشت که آمادگى خود را براى امتحان نزد
حاج شیخ عبدالکریم حائرى مؤسس حوزه علمیه قم اعلام کرد و موفقیت تحسین برانگیز
وى در مقابل حاج شیخ شروعى خجسته براى ارتباط صمیمى با ایشان گردید. او بیش از
۱۶ ساعت در روز به تلاش علمى مى&#۸۲۰۲;پرداخت به طورى که از دوره مقدمات تا عالى&#۸۲۰۲;ترین
سطوح را تدریس نمود، وقتى با اصرار دوستان براى پذیرفتن مرجعیت مواجه مى&#۸۲۰۲;شد
مى&#۸۲۰۲;فرمود: «بالاتر از اینها فکر کنید گیرم نام بنده بر سر زبان&#۸۲۰۲;ها افتاد وقتى
پیش خدا دستم خالى است آن شهرت براى من چه سودى دارد؟ نام بنده موضوعیت ندارد»
رسیدگى به محرومان را سرلوحه خدمات اجتماعى خویش قرار داد و همواره مى&#۸۲۰۲;فرمود:
«کمک&#۸۲۰۲;ها را شب انجام دهید رعایت آبروى افراد را بکنید، به گونه&#۸۲۰۲;اى کمک کنید که
شما را نشناسند مبادا فردا شما را ببینند و خجالت زده گردند».

همچنین
مى&#۸۲۰۲;فرمودند: «ما تجربه زیادى به دست آورده&#۸۲۰۲;ایم و وجدان نموده&#۸۲۰۲;ایم که براى رهایى
از مشکلات راه&#۸۲۰۲;هایى هست که بهترین آنها را خود حس کرده&#۸۲۰۲;ایم و به کمک آنها به
حاجت&#۸۲۰۲;هایمان رسیده&#۸۲۰۲;ایم، نذر کردن گوسفند براى فقرا، خواندن حدیث کساء به طور پى
در پى، پرداخت صدقه و ختم صلوات».

روزى صحبت از شعر
و شاعرى به میان آمد، با جمله&#۸۲۰۲;اى کوتاه فرمودند:

«بنده اشعار زیادى
درباره اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; به ویژه حضرت على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;شنیده&#۸۲۰۲;ام ولى براى من
هیچ شعرى همچون اشعار شهریار تبریزى جذابیت نداشته است، به همین جهت او را دعا
کردم بعدا دیدم برزخ را از وى برداشته&#۸۲۰۲;اند».

روزى فرمودند:
«راضى&#۸۲۰۲;ام که رزق و روزى خود را به عهده خداوند متعال گذاشتم و از فکر شغل دوم و
توسعه زندگى بیرون آمدم، بسیار خوشحالم که تنها و تنها به تحقیق جذب شدم و امور
مادى نتوانست مرا به طرف خود جذب کند، آنچه رزق ما بود خدا رسانده است».

و همچنین فرمودند:
«بنده قبل از سال ۴۲ درس خارج فقه داشتم ـ یک سال هنگام شروع احساس کردم ساعت
درس بنده با درس آقا روح اللّه&#۸۲۰۲; (امام خمینى قدس&#۸۲۰۲;سره) همزمان است، به خاطر
تقویت درس ایشان و احترام به آن بزرگوار درس خود را تعطیل کردم، پس از پیروزى
انقلاب چون در دادگاه&#۸۲۰۲;هاى کشور به نظر آقا روح اللّه&#۸۲۰۲; عمل مى&#۸۲۰۲;شد بنده درس خارج
قضا را تعطیل کردم، مبادا نتیجه بحث ما مخالف با نظرهاى ایشان تلقى شود و موجب
اختلاف و یا تضعیف نظام گردد... رهبرى را در آقاى خامنه&#۸۲۰۲;اى مى&#۸۲۰۲;دیدم چرا که
ایشان ذخیره الهى براى بعد از امام بوده است باید او را در اهدافش یارى کنیم،
باید توجه داشت که مخالفت با ولایت فقیه کار ساده&#۸۲۰۲;اى نیست... بعد از امام اگر
بشود به کسى اعتماد کرد به این سیّد (آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; خامنه&#۸۲۰۲;اى) است ایشان از همه
افراد به امام نزدیکتر است باید به او کمک کرد که تنها نباشد...».

وجود آن پیر طریقت
روشن بخش دل همه طالبان معنویت، طلاب و فضلاء و اهل ذکر بود، دیدار او قوّت بخش
کسانى بود که مى&#۸۲۰۲;خواستند کسى را ببینند که با دیدن او به یاد خدا افتند و دمى
چند از دغدغه&#۸۲۰۲;هاى مادى آسایش یابند و به فکر ساختن آخرتى آباد و سراسر نور
باشند.

ولى دریغ اینکه هر
آفتابى را غروبى است و آفتاب حوزه علمیه ما نیز از این قاعده مستثنا نبود و
عاقبت غم و اندوه فراق او بر دل شیفتگان عرفان و معنویت نشست.

«یادش گرامى و
راهش پر رهرو باد».

 

۶. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
شیخ محمد على اراکى قدس&#۸۲۰۲;سره

او در سال ۱۳۱۲ 
ه. ق در اراک دیده به جهان گشود، پدرش حجه&#۸۲۰۲;الاسلام حاج احمد آقا از علماى مشهور
آن سامان بود مادرش نیز از نوادگان امامزاده سید حسن واقف است، وى پس از
یادگیرى خواندن و نوشتن در نوجوانى وارد حوزه علمیه اراک شد. دروس سطح حوزه را
نزد آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى سید محمد تقى خوانسارى به خوبى پشت سر گذاشت و سال&#۸۲۰۲;ها در
درس آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى شیخ عبدالکریم حائرى یزدى شرکت کرد و از دانش و تقواى آن
مرجع بزرگ بهره&#۸۲۰۲;ها برد و به دنبال هجرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى حائرى یزدى به قم
وارد حوزه علمیه قم شد، آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; اراکى در این سال&#۸۲۰۲;ها با امام خمینى آشنا شد
و علاقه خاصى به امام داشت و هماره از فعالیت&#۸۲۰۲;هاى سیاسى ایشان علیه رژیم پهلوى
پشتیبانى مى&#۸۲۰۲;نمود. عکاسى هُما عکسى از امام در خیابان ارم زده بود، آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
اراکى که از فیضیه برمى&#۸۲۰۲;گشتند وقتى نگاهشان به آن عکس افتاد فرموده بودند: قسم
مى&#۸۲۰۲;خورم که صاحب این عکس اگر در کربلا مى&#۸۲۰۲;بود در رکاب امام حسین
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; به
شهادت مى&#۸۲۰۲;رسید. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; اراکى در طول بیش از ۳۵ سال تدریس در حوزه علمیه قم
پیچیده&#۸۲۰۲;ترین مباحث علمى را با گفتارى شیوا و بیانى رسا مطرح مى&#۸۲۰۲;کرد و بیش از ۱۲
اثر فقهى و اصولى از وى به یادگار مانده که تقریرات فقه و اصول مرحوم حاج شیخ
عبدالکریم، مؤسس حوزه علمیه از آن جمله است.

یکى از باصفاترین
و پر معنویت&#۸۲۰۲;ترین نمازهاى جماعت، نماز جماعت ایشان در مدرسه فیضیه بود که تا
سال&#۸۲۰۲;هاى آخر عمر با برکت آن مرد الهى ادامه داشت و مایه دل گرمى و قوّت روحیه
طلاب علوم دینى و فضلا و علماى حوزه علمیه بود و نصایح واندرزهاى اخلاقى او
همیشه جان تازه&#۸۲۰۲;اى به کالبد محصلین علوم دینى مى&#۸۲۰۲;بخشید.

او علاوه بر اقامه
جماعت مدرسه فیضیه نماز جمعه را نیز در مدرسه فیضیه برپا نمود و این سنت رسول
خدا را از مهجور بودن در آورد. بعدها در اثر استقبال فراوان مردم قم برگزارى
نماز جمعه به مسجد بزرگ امام حسن عسکرى (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; انتقال یافت.

 در اخلاص و صفاى
باطن کم نظیر بود، واقعا مجسمه تقوا و بندگى خدا بود و با وجودى که هیچ قدمى
براى شهرت خویش برنداشت در دل آحاد مسلمین و شیعیان و علما جاى داشت تا اینکه
روح بلند آن فقیه وارسته در سال ۱۳۷۳  ه. ش به ملکوت پیوست و دار فانى را وداع
گفت و پیکرش با تشییع با شکوه مردم قم در حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; به خاک
سپرده شد.

«رضوان و رحمت خدا
بر او باد».

 

۷. حاج شیخ
محمدتقى بافقى یزدى قدس&#۸۲۰۲;سره

ایشان یکى از
علماى تراز اول زمان مؤسس حوزه علمیه قم حاج شیخ عبدالکریم حائرى بودند که در
دوران اختناق رضا خان در اوضاع بحرانى کشف حجاب و فشار بر مردم جهت تعطیلى
مجالس روضه خوانى و برداشتن عمامه از سر روحانیون زندگى مى&#۸۲۰۲;کردند اما در هر یک
از این برنامه&#۸۲۰۲;هاى ضد اسلامى با آنکه نهایت اختناق و فساد بر سراسر مملکت ایران
حاکم بود مقاومت&#۸۲۰۲;هاى شورانگیز و سرشار از حماسه و مبارزه نیز صورت مى&#۸۲۰۲;گرفت که
آنها هر یک سند افتخار این ملّت و نمایانگر روح اسلامى است که یکى از آنها
برخورد عالم ربّانى و مجاهد شجاع حاج شیخ محمدتقى بافقى با رضا خان است.

ایشان ۱۷ سال
دوران تحصیل خود را در نجف اشرف سپرى نمود و در این مدت هر صبح پنجشنبه پیاده
فاصله ۱۶ فرسخى نجف تا کربلا را طى مى&#۸۲۰۲;کرد و شب جمعه را در حرم مطهر سیّد
الشهداء احیاء مى&#۸۲۰۲;داشت و تا به صبح به عبادت مى&#۸۲۰۲;پرداخت و صبح روز جمعه دوباره
بى&#۸۲۰۲;آنکه هیچ خوابیده باشد پیاده راه مى&#۸۲۰۲;افتاد و غروب به نجف مى&#۸۲۰۲;رسید، علاوه بر
اینکه دو بار نیز از نجف به مدینه و مکّه مسافرت نمود و هفت سفر نیز پیاده از
نجف به مشهد مقدس مشرّف شد.

اَمّا خروش او در
جریان کشف حجاب رضاخان از این قرار است:

روز جمعه ۲۷ رمضان
۱۳۴۶  ه. ق مطابق ۱۳۰۶  ه. ش ساعاتى پس از تحویل سال ۱۳۰۷  ه. ش زوّار بسیارى
از نقاط مختلف به شهر قم روى آورده بودند تا هنگام تحویل سال در کنار مرقد
مطّهر کریمه اهل&#۸۲۰۲;بیت حضرت معصومه باشند. اعضاى خانواده رضا خان از جمله همسرش
(مادر محمدرضا) به قم آمده و در غرفه بالاى ایوان آئینه بدون حجاب نشسته بودند
و این موضوع به طورى جلب نظر مى&#۸۲۰۲;کرد که صداى اعتراض مردم از هر سو بلند شد و
بسیارى مى&#۸۲۰۲;گفتند: اگر از مردم شرم نمى&#۸۲۰۲;کنند دست کم از حضرت معصومه شرم کنند و
بالاخره صداى اعتراض مردم کم کم اوج گرفت و عده&#۸۲۰۲;اى خود را به سیّد ناظم واعظ که
از شاگردان حاج شیخ محمدتقى بافقى بود و براى اداى مراسم تحویل سال در بالاى
منبر نشسته و دقایقى قبل از تحویل سال مشغول دعا بود رساندند، او بالاى منبر
چنین گفت: ...  در خانه دختر پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در خانه خواهر امام
رضا در خانه پاره جگر موسى بن جعفر در خانه فاطمه معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; یک مشت
عیاش بى&#۸۲۰۲;دین و از خدا بى&#۸۲۰۲;خبر با سر و صورت بزک کرده و روى باز نشسته&#۸۲۰۲;اند، در
این آستانه که محلّ رفت و آمد فرشتگان الهى است شاه و گدا در یک ردیف&#۸۲۰۲;اند بلکه
گداى باتقوا هزار بار بر شاه بى&#۸۲۰۲;تقوا شرف دارد... .

عده&#۸۲۰۲;اى نیز نزد
حاج شیخ محمدتقى بافقى شتافتند او در مسجد بالاسر حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;
مشغول خواندن دعاى ندبه بود، یک نفر جلو رفت و گفت: جناب آقاى حاج شیخ، زن شاه
آمده و با یک عدّه زنهاى همراهش توى رواق بالاى ایوان آیینه حرم نشسته و حجاب
ندارند ما از حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; خجالت مى&#۸۲۰۲;کشیم چه امر مى&#۸۲۰۲;فرمائید؟ تکلیف
ما چیست؟ حاج شیخ ابتدا سیّد ناظم را براى امر به معروف و نهى از منکر فرستاد
ولى از آنجا که آنان اعتنایى نکردند شیخ خود به سوى ایوان آیینه راه افتاد و با
تمام قدرت فریاد کشید: آهاى خانم&#۸۲۰۲;ها حجاب ضرورى اسلام است، رفع حجاب در اسلام
حرام است مخصوصا در حرم دختر پیغمبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;، اگر مسلمانید حجاب را
رعایت کنید و اگر هم مسلمان نیستید به احترام حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; این کار
را بکنید!

مردم خشمگین نیز
با فریادهاى کوبنده صلوات و مشت&#۸۲۰۲;هاى گره کرده فرمایشات شیخ را تأیید مى&#۸۲۰۲;کردند.

زن شاه وقتى این
خروش را دید برخاست و همراه ندیمه&#۸۲۰۲;هایش از غرفه بیرون رفت و از انظار ناپدید
شد، ولى به رضا خان تلفن زدند و گفتند که به ملکه توهین شده. تقریبا سه  ساعت
از تلفن زن شاه مى&#۸۲۰۲;گذشت که افراد دولتى رئیس شهربانى، افسران، تولیت و پلیس
مسلح تا حدود یکصد مترى صحن نو به صف ایستادند و اتومبیل&#۸۲۰۲;هاى شاه و همراهانش در
صحن آستانه ایستاد، شاه بسیار عصبانى از ماشین بیرون آمد و رئیس شهربانى را
خواست و گفت آن سیّد و آن شیخ کجا هستند؟

رئیس شهربانى
گفتند قربان! شیخ را دستگیر کرده&#۸۲۰۲;ایم ولى سیّد متأسفانه فرار کرده. شاه با چوب
تعلیمى که در دست داشت محکم به دهان رئیس شهربانى کوبید به طورى که دندانهاى او
شکست و خون از دهانش راه افتاد سپس به یکى از افسران عالى رتبه فرمان داد: درجه
این توله سگ بى&#۸۲۰۲;عُرضه را بکن بفرستش تهران، بعد حاج شیخ را آوردند، او با
قدم&#۸۲۰۲;هایى محکم و دلى سرشار از اطمینان و اخلاص به طرف آن جلاّد رفت و بدون هیچ
تشویش و هراس روبروى شاه ایستاد ـ این صحنه یاد آور ایستادن میثم تمّار در
برابر ابن زیاد بود ـ شاه گفت چرا به ملکه ایران توهین کردى؟ شیخ فرمود توهین
نبود امر به معروف بود من گفتم بى&#۸۲۰۲;حجابى در اسلام حرام است خاصه در حرم مطهر
دختر پیغمبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;هنوز هم همین را مى&#۸۲۰۲;گویم». رضاخان با چوب
تعلیمى و لگد به جان او افتاد و بعد با اشاره او شیخ محمدتقى را دَمَر
خوابانیدند و شاه با عصاى ضخیم خود بر پشت او مى&#۸۲۰۲;زد و شیخ تنها مى&#۸۲۰۲;گفت یا امام
زمان یا امام زمان.

 سپس او را به
تهران بردند و مدت ۶ ماه تحت سخت&#۸۲۰۲;ترین شکنجه&#۸۲۰۲;هاى جسمى و روحى در زندان نگه
داشتند سپس شاه از بازگشت وى به قم جلوگیرى نموده و او را به شهر رى تبعید کرد
و او با ساده&#۸۲۰۲;زیستى و زهد تا پایان عمر در شهر رى به تبلیغ معارف دینى اشتغال
داشت.

بعد از رحلت نیز
پیکر نورانى وى را به مسجد بالاسر حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; آورده و دفن نمودند
که امروزه در نزدیکى قبور آیات عظام گلپایگانى و حاج شیخ عبدالکریم به سمت درب
ورودى به مسجد اعظم واقع شده است. مبارزات و شجاعت آن مرد الهى انسان را به یاد
ابوذر غفارى یار خالص و شجاع امیرالمؤمنین مى&#۸۲۰۲;اندازد.

«روحش شاد و با
ابوذر قرین باد»

 

۸. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید
حسین بروجردى قدس&#۸۲۰۲;سره

ایشان در سال
۱۲۹۲  ه. ق در بروجرد دیده به جهان گشود. تحصیلات مقدماتى را در مدرسه نوربخش
وطن خود به پایان رسانید و براى ادامه تحصیلات خویش به حوزه علمیه اصفهان سفر
نمود و در حجره پسر عموى خود آقا نوح&#۸۲۰۲;الدین در مدرسه صدر اقامت گزید و نه سال
تمام از محضر اساتیدى چون آقا سید محمدباقر دُرچه&#۸۲۰۲;اى، ملاّمحمد کاشى،
ابوالمعالى کلباسى، سید محمدتقى مدرس و میرزا جهانگیر قشقایى بهره&#۸۲۰۲;ها برد؛
استادان گرانمایه&#۸۲۰۲;اى که هر یک به گونه&#۸۲۰۲;اى سید حسین را از عنایت خویش بهره&#۸۲۰۲;مند
ساختند و در شکل&#۸۲۰۲;گیرى شخصیت و گوهر گران&#۸۲۰۲;بهاى خاندان طباطبایى دخالت داشتند.

او در ۲۲ سالگى به
امر پدر بزرگوار خویش ازدواج کرد و براى تکمیل اندوخته&#۸۲۰۲;هاى خود در حالى که
مجتهدى جوان شمرده مى&#۸۲۰۲;شد در ۲۸ سالگى عازم حوزه علمیه نجف اشرف گشت و خود را در
برابر تابش مستقیم آفتاب دانش مرجع وارسته آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى محمدکاظم آخوند
خراسانى قرار داد.

به زودى نظرهاى
بجا و قابل تأمل او توجه استاد بزرگ حوزه نجف را جلب کرد و میان آنها پیوندى
ناگسستنى پدید آورد.

آن بزرگمرد ۸ سال
در حریم حضرت امیر (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; اقامت گزید و علاوه بر آخوند خراسانى از بزرگانى
چون شیخ الشریعه اصفهانى و سید محمدکاظم یزدى بهره کافى برد و در سال ۱۳۲۹  ه.
ق با استقبال پرشور مردم به زادگاهش گام نهاد و در بروجرد بساط تدریس و ارشاد
مردم را گسترد. همزمان با اوج&#۸۲۰۲;گیرى اعتراض&#۸۲۰۲;هاى مؤمنان علیه رضاخان و هجرت
اعتراض آمیز روحانیان کشور به قم، او به یارى روحانیت شتافت و با بلند شمردن
شأن مؤسس حوزه علمیه قم آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى حائرى قدس&#۸۲۰۲;سره همه جا او را مطرح
نمود و به دولتیان گفت: شما با ایشان تماس بگیرید من هم اگر کارى داشتم از طریق
آن جناب با شما در میان مى&#۸۲۰۲;نهم. با ورود حاج آقا حسین قمى به تهران و امر به
معروف و نهى منکر ایشان نسبت به کردار دولت، به تهران تلگراف زد که: اگر دولت
سخن آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; قمى را نپذیرد به پایتخت خواهد رفت و مسئولیت فرجام چنین اقدامى
تنها به عهده دولت است.

در سال ۱۳۶۳  ه. ق
بیمار شد و هفتاد روز در بیمارستان فیروز آبادى تهران بسترى گردید، چون او از
بند بیمارى رهایى یافت با دو پیشنهاد روبرو شد از یک سو نمایندگان بروجرد براى
باز گرداندنش پیاپى به تهران مى&#۸۲۰۲;شتافتند و از سوى دیگر دانشوران ساکن قم او را
به زندگى در حریم حضرت معصومه فرا  مى&#۸۲۰۲;خواندند که سرانجام آفتاب رخشان فقاهت در
چهاردهم محرم ۱۳۶۴  ه. ق از افق قم برآمد و جهان را از نور دانش و گرماى معنویت
خود سرشار ساخت. با رحلت مرجع بزرگوار حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى سید ابوالحسن
اصفهانى مرجعیت گوهر یگانه بروجرد فراگیر شد و مؤمنان از هر سو به آن فقیه
وارسته مراجعه کردند.

بدون شک این مرد
الهى و مجتهد بزرگ زیر باران پیوسته امدادها و عنایت&#۸۲۰۲;هاى فرا  مادى قرار داشت.
براى مثال حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حاج شیخ على&#۸۲۰۲;اکبر نهاوندى که خود از بزرگان روحانیت
شیعه به شمار مى&#۸۲۰۲;آمد پس از واگذار نمودن محراب خویش به آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; بروجردى به
نجف شتافت، مرجع شیعیان جهان حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید ابوالحسن اصفهانى که از
بیمارى رنج مى&#۸۲۰۲;برد به ناگاه جناب نهاوندى را به جاى خود براى اقامه جماعت
فرستاد شیخ نهاوندى مى&#۸۲۰۲;گوید: شب اوّلى که به جاى ایشان براى خواندن نماز جماعت
رفتم وقتى بر سجاده قرار گرفتم آوایى شنیدم که فرمود: «عظَّمْت وَلَدى عظمتُک»
فرزندم را بزرگ داشتى من نیز تو را بزرگ داشتم، برگشتم به همه سو نگاه کردم
مردم در صفهاى جماعت نشسته بودند کسى جز من پیام غیبى را در نیافته بود.

آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
بروجردى خدمات فراوانى به مسلمانان سراسر جهان نمود که تأسیس بیش از هزار مسجد،
مدرسه، بیمارستان، کتابخانه، گرمابه در ایران، عراق، لبنان، آفریقا و اروپا از
آن جمله شمرده مى&#۸۲۰۲;شود.

او مرجع شیعیان
جهان گشته بود و حتى بزرگترین عالمان حوزه&#۸۲۰۲;هاى علمیه مخصوصاً حوزه علمیه قم که
در رأس آنها آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید محمدتقى خوانسارى و سید صدرالدین صدر و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
حجت بودند امور را به ایشان واگذار نموده بودند.

شاهان شیعه و سنى
برایش هدیه مى&#۸۲۰۲;فرستادند. به عنوان مثال زمانى ملک سعود پادشاه حجاز یک چمدان
بزرگ حاوى پانزده نسخه قرآن کریم، قطعاتى از پرده خانه خدا و چیزهاى گران&#۸۲۰۲;بهاى
دیگر نزد آن دانشمند وارسته گسیل داشت، سرور فقیهان شیعه تنها قرآن&#۸۲۰۲;ها و پرده
کعبه را پذیرفت و باقى را همراه نامه&#۸۲۰۲;اى به ملک سعود بازگرداند و گفت چون هدیه
نمى&#۸۲۰۲;پذیرم این را نیز نمى&#۸۲۰۲;توانم قبول کنم ولى ناگزیر قرآن و پرده کعبه را
مى&#۸۲۰۲;پذیرم و باقى را به رسم هدیه به شما باز مى&#۸۲۰۲;گردانم تا هنگام دعا به یادم
باشید.

بیش از ۱۹ اثر
علمى ارزشمند از آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; بروجردى به جاى مانده که کتاب گران سنگ «جامع
احادیث شیعه» در ۲۰ جلد یکى از آنها است.

خدمات علمى آن
عالم بزرگ به حدّى بود که به جرأت مى&#۸۲۰۲;توان گفت اکثر علماء و مراجع تقلید این
زمان از خرمن علم او خوشه چینى کرده&#۸۲۰۲;اند، آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى اراکى، گلپایگانى و
امام خمینى قدس&#۸۲۰۲;سره از آن جمله&#۸۲۰۲;اند. سرانجام آن مرد سراسر نور و معنویت در سن
۹۳ سالگى در سیزدهم شوّال ۱۳۸۰  ه. ق برابر با دهم فروردین ۱۳۴۰  ه. ش براى
همیشه چشم از جهان فرو بست و در مسجد اعظم قم که خود بنیاد نهاده بود در جوار
بارگاه ملکوتى حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; به خاک سپرده شد. تا قبرش مزار ملائکه
رحمت و مؤمنین باشد.

 

۹. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; سید
احمد خوانسارى قدس&#۸۲۰۲;سره

او در سال ۱۳۰۹ 
ه. ق در شهر خوانسار متولد گردید و در سه سالگى پدر بزرگوار خود سید یوسف را از
دست داد و تحت سرپرستى برادر گرانقدرش سید محمّدحسن قرار گرفت. تا پایان دوره
سطح را در خوانسار گذراند و سپس به حوزه علمیه اصفهان مهاجرت نمود و با گذشت
چهار سال به حوزه پُر برکت نجف اشرف رفت و شش سال را نیز در آنجا به تحصیل علوم
دینى پرداخت و از شاگردان پارساى آخوند خراسانى و سید محمدکاظم یزدى و مرحوم
نائینى و آقا ضیاءالدین عراقى محسوب مى&#۸۲۰۲;گشت.

آیة اللّه&#۸۲۰۲; شهید
مطهرى و امام موسى صدر از شاگردان آیة اللّه&#۸۲۰۲; سید احمد خوانسارى محسوب مى&#۸۲۰۲;شدند.
از تألیفات مهم وى مى&#۸۲۰۲;توان به جامع المدارک در شرح کتاب مختصر النافع محقق حلّى
در ۶ جلد نام برد.

سید احمد خوانسارى
در زهد و ساده زیستى زبان زد همه کسانى بود که او را مى&#۸۲۰۲;شناختند. با وجودى که
مبالغ فراوانى از مخارج حوزه&#۸۲۰۲;هاى علمیه را به عهده داشت ولى تا آخر عمر در منزل
استیجارى زندگى کرد، همیشه در مجلس دو زانو مى&#۸۲۰۲;نشست و از تکیه زدن خوددارى
مى&#۸۲۰۲;نمود تا ادب و تواضع را در محضر حضار به نحو تمام رعایت کرده باشد.

از کرامات او این
بود که وقتى نیاز به عمل جراحى پیدا کرد، اجازه نداد او را بیهوش کنند و قرائت
سوره&#۸۲۰۲;اى از قرآن را شروع کرد تا سوره&#۸۲۰۲;اش تمام شد عمل جراحى نیز پایان یافت بدون
آنکه نشانه&#۸۲۰۲;اى از احساس درد در سیماى ملکوتى&#۸۲۰۲;اش نمایان شود.

آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; العظمى
حائرى درباره&#۸۲۰۲;اش مى&#۸۲۰۲;گفت «اجتهاد را به هر معنى تفسیر کنیم آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; خوانسارى
مجتهد بود و عدالت را به هر گونه معنى کنیم او عادل بود».

آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
بروجردى او را به تهران فرستاد تا در مسجد سید عزیزاللّه&#۸۲۰۲; اقامه جماعت نماید و
به تبیین معارف دین بپردازد، او مسجد سید عزیزاللّه&#۸۲۰۲; را به پایگاه مبارزه علیه
طاغوت تبدیل کرد و اطلاعیه&#۸۲۰۲;هاى متعددى در امر به معروف و نهى از منکر دولت
طاغوت صادر نمود.

سرانجام این ستاره
تابناک در ۹۶ سالگى بعد از طى عمرى پُر  برکت غروب نمود و در مسجد بالاسر حرم
حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;به خاک سپرده شد.

 

۱۰. علامه سید
محمد حسین طباطبایى قدس&#۸۲۰۲;سره

سید محمدحسین
طباطبایى در سال ۱۳۲۱  ه. ق در تبریز در خانواده&#۸۲۰۲;اى اصیل متولد شد. در پنج
سالگى مادر مهربان و با فضیلت خود را از دست داد و اندوه بى&#۸۲۰۲;مادرى او را رها
نکرده بود که گرد یتیمى بر وجودش سنگینى کرد و از دیدن روى پدر محروم شد. بعد
از دوران طفولیت و گذارندن دروس مکتب به درس&#۸۲۰۲;هاى حوزوى نزد مرحوم شیخ محمدعلى
سرابى مشغول شد و بعد از آن با گامى بلند و همّتى فراتر سطوح عالى در فقه،
اصول، فلسفه و کلام را در زادگاه خود نزد اساتید آن خطّه فرا گرفت، و خوشنویسى
را از آقا میرزا على&#۸۲۰۲;نقى فرا گرفت. علامه از روزگار تحصیل خود چنین بازگو
مى&#۸۲۰۲;کند:

«در اوایل تحصیل
که به نحو و صرف اشتغال داشتم علاقه زیادى به ادامه تحصیل نداشتم و از این روى
هر چه مى&#۸۲۰۲;خواندم نمى&#۸۲۰۲;فهمیدم... پس از آن یک بار عنایت خدایى دامن گیرم شده عوضم
کرد، در خود یک نوع شیفتگى و بى&#۸۲۰۲;تابى نسبت به تحصیل کمال حسّ نمودم به طورى که
از همان روز تا پایان تحصیل که تقریبا هیجده سال کشید هرگز نسبت به تعلیم و
تفکر احساس خستگى و دلسردى نکردم و زشت و زیباى جهان را فراموش کردم... در خورد
و خواب و لوازم دیگر زندگى به حداقل ضرورى قناعت نموده، باقى را به مطالعه
مى&#۸۲۰۲;پرداختم، بسیار مى&#۸۲۰۲;شد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با
مطالعه مى&#۸۲۰۲;گذراندم...».

سید محمدحسین براى
ادامه تحصیل راهى نجف اشراف شد و در همان روزهاى اول شخصیت وارسته&#۸۲۰۲;اى چون حاج
میرزاعلى آقا قاضى قدس&#۸۲۰۲;سره به سراغ وى آمده و خطاب به او اینگونه مى&#۸۲۰۲;گوید: «کسى
که به قصد تحصیل به نجف مى&#۸۲۰۲;آید خوب است علاوه بر تحصیل از فکر تهذیب خود غافل
نماند».

کیمیاى وجود مرحوم
قاضى روح و روان او را دگرگون کرد و برنامه&#۸۲۰۲;اى روشن و نورانى براى آینده او
ترسیم نمود.

علامه مدت یازده
سال در کنار مرقد نور آفرین امیرالمؤمنین (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;کسب علم کرد، و از محضر
بزرگانى چون آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; نائینى، سید ابوالحسن اصفهانى، سید حسین بادکوبه&#۸۲۰۲;اى،
سید ابوالقاسم خوانسارى، حجّت، حاج میرزاعلى ایروانى و میرزاعلى&#۸۲۰۲;اصغر ملکى کسب
فیض نمود ولى سر سلسله اساتید ایشان مرحوم قاضى بود.

علامه در سال
۱۳۱۴  ه. ش به زادگاهش تبریز مهاجرت کرد و مدت ۷ سال در آنجا به تدریس و تألیف
پرداخت. سپس به قم رفت تا فرصت طلایى تألیف تفسیر شریف المیزان فراهم آید، این
کتاب ثمره&#۸۲۰۲;اى کم نظیر از ۲۰ سال تلاش شبانه روزى علامه است. شهید مطهرى آینده
را زمان درک عمق و ارزش این کتاب مى&#۸۲۰۲;داند.

آثار ارزشمند
دیگرى از این مرد علم و عمل به یادگار مانده که بدایة الحکمه، نهایة الحکمة،
اصول فلسفه و روش رئالیسم، حاشیه بر اسفار، دیوان شعر فارسى و ده&#۸۲۰۲;ها اثر دیگر
از آن جمله است. علاوه اینکه ده&#۸۲۰۲;ها نفر از بزرگان و فرهیختگان کنونى حوزه علمیه
از جمله شاگردان علامه مى&#۸۲۰۲;باشند که به تنى چند از آنان اشاره مى&#۸۲۰۲;شود، ۱. شهید
مطهرى ۲. شهید بهشتى ۳. امام موسى صدر ۴. شهید مفتح ۵. مکارم شیرازى ۶. مصباح
یزدى ۷. ابراهیم امینى ۸. یحیى انصارى ۹. حسین نورى همدانى ۱۰. حسن&#۸۲۰۲;زاده آملى،
۱۱. عبداللّه&#۸۲۰۲; جوادى آملى ۱۲. سید مهدى روحانى ۱۳. مرحوم على احمدى میانجى و...

علامه طباطبایى
ارادت شگفتى به اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;داشت. او حداقل هفته&#۸۲۰۲;اى یک بار به حرم حضرت
معصومه مشرف مى&#۸۲۰۲;شد و تابستان&#۸۲۰۲;ها که غالبا به مشهد مقدس مى&#۸۲۰۲;رفتند شبها به حرم
امام رضا رفته، در بالاى سر مى&#۸۲۰۲;نشست و با حال خضوع و خشوع به دعا و زیارت
مى&#۸۲۰۲;پرداخت و براى مصائب اهل&#۸۲۰۲;بیت، شدید اشک مى&#۸۲۰۲;ریخت. علامه در ماه مبارک رمضان
روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدّس حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;افطار مى&#۸۲۰۲;کرد، ابتدا
به حرم مشرّف مى&#۸۲۰۲;شد، ضریح مقدس را مى&#۸۲۰۲;بوسید سپس به خانه مى&#۸۲۰۲;رفت.

ایشان موفقیت خویش
را مرهون همین توسّلات مى&#۸۲۰۲;دانست، طهارت باطن استاد زبانزد خاص و عام بود،
بسیارى از شبها را تا صبح به عبادت و بیتوته مى&#۸۲۰۲;پرداخت، در ماه رمضان فاصله بین
غروب آفتاب تا سحر را به تهجّد و ذکر مشغول بود.

سرانجام بعد از ۸۱
سال عمر با برکت و زندگى پر تلاش، روح پاک و الهى آن حکیم عارف و مفسّر وارسته
به دیار قدس و ملکوت رهسپار شد و پیکرش در جوار حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;به خاک
سپرده شد.

«رحمت و رضوان
الهى بر او باد»

 

۱۱. شهید
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; مرتضى مطهرى قدس&#۸۲۰۲;سره

شهید مطهرى در سال
۱۲۹۸  ه. ش در استان خراسان دیده به جهان گشود، در دوازده سالگى وارد حوزه
علمیه مشهد شد و چنان پرتلاش و منظم به تحصیل مشغول شد که باعث شگفتى اهل بصیرت
گردید.

در سال ۱۳۱۶  ه. ش
در زمانى که حکومت سیاه رضاخان بیداد مى&#۸۲۰۲;کرد و ظلمت همه جا را فرا گرفته بود به
دنبال نور و فضیلت راهى حوزه علمیه قم شد تا روح تشنه&#۸۲۰۲;اش را از کوثر قرآن و
زمزم عترت سیراب کند.

 آن شخصیت فرهیخته
از محضر استادانى چون امام خمینى، سید صدرالدین صدر، آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; گلپایگانى، سید
احمد خوانسارى، سید محمدتقى خوانسارى، سید محمد حجّت، سید محمد محقق یزدى معروف
به داماد و میرزا مهدى آشتیانى و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; مرعشى نجفى در علوم گوناگون
بهره&#۸۲۰۲;مند شد. مطهرى تحصیل رسمى علوم عقلى و فلسفى را در سال ۱۳۲۳  ه. ش آغاز
کرد، شرح منظومه حکیم سبزوارى و مبحث نفس از اسفار اربعه صدرالمتألهین شیرازى
را در محضر حضرت امام خمینى آموخت و در درس فقه و اصول آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; بروجردى شرکت
کرد.

در سال ۱۳۲۹  ه. ش
در محضر درس استاد علامه سید محمدحسین طباطبایى حاضر شد.

او بسیارى از
کتابهاى دروس عالى حوزه را تدریس نمود و در سال ۱۳۳۱  ه. ش در حالى که مدرسى
مشهور بود به تهران هجرت کرد. حضور مطهرى در تهران و در جمع دانشگاهیان و
روشنفکران، سراسر خیر و برکت و مایه تربیت و هدایت شد. سخنرانى&#۸۲۰۲;هاى روشنگر و
مفید استاد همزمان با تدریس در مدرسه مروى در تهران آغاز شد او توجه بسیارى به
حلّ شبهات و پاسخگویى به سؤال&#۸۲۰۲;هاى موجود درباره معارف اسلامى داشت و با مطالعه،
تحقیق، دقت، تلاش و اخلاص در این راه موفق شد. در سال ۱۳۳۳ تدریس در دانشگاه
تهران را شروع کرد، استاد در دانشکده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامى) آن
دانشگاه بیش از بیست سال به مبارزه عالمانه با جهل مادیگرى و غربزدگى پرداخت و
دوره&#۸۲۰۲;هاى لیسانس و دکتراى کلیات علوم اسلامى و فلسفه را تدریس مى&#۸۲۰۲;کرد.

استاد مرتضى مطهرى
بعد از حدود سى سال که از زمزم قرآن و کوثر عترت سیراب شد و دم مسیحایى تقوا به
او زندگى جدیدى بخشید قدم در سنگر نویسندگى گذارد و سلاح قلم را به دست گرفت و
مرزبان حماسه جاوید شد و در سال ۱۳۳۶ به همت جمعى از دانشمندان حوزه علمیه قم
در نشریه مکتب تشیّع شروع به فعالیت نمود و مقالات بسیار مفیدى از وى به چاپ
مى&#۸۲۰۲;رسید. با تأسیس انجمن اسلامى پزشکان در سال ۱۳۳۷ استاد مطهرى چراغ آن انجمن
شد، و در سال ۵۱ تا ۵۷ بنابر توصیه حضرت امام خمینى هفته&#۸۲۰۲;اى دو روز به قم رفته
و در حوزه علمیه به تدریس مباحث مهم معرفتى و فلسفى پرداختند.

آثار منتشر شده
استاد بیش از ۵۰ کتاب است که هر یک در سطح خود خدمت بزرگى به طالبان علم و
حقیقت است. امام خمینى در پیام تسلیت خود به مناسبت شهادت استاد فرمودند: «آثار
قلم و زبان او بى&#۸۲۰۲;استثنا آموزنده و روانبخش است».

یکى از عالمانى
که در هدایت و راهنمایى مردم در قیام ۱۵ خرداد نقش اساسى و سازنده داشت استاد
مطهرى بود. او در سخنرانى آتشین و انقلابى خود در شب عاشورا خطاب به روحانیت
گفت: «باید واقعیت را بگوئید و در مقابل همه نوع حادثه و گرفتارى بایستید» بعد
خطبه امام حسین (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; (... مَن رأى سلطانا جائرا...) را مطرح کرد و به
طور صریح و قاطع به محمدرضا پهلوى حمله کرد.

استاد مطهرى یکى
از اعضاى شوراى رهبرى حزب سیاسى اسلامى و نظامى هیأت&#۸۲۰۲;هاى مؤتلفه اسلامى بود که
توانست بعد از تبعید امام خمینى به ترور حسنعلى منصور نخست وزیر وقت اقدام
نماید. علاوه بر اینکه همفکر و یار و یاور سازمان انقلابى و اسلامى فدائیان
اسلام بود.

استاد مرتضى مطهرى
در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۵۸ به دست یکى از اعضاى گروهک فرقان به آرزوى دیرینه خویش
که شهادت بود نائل آمد گرچه محافل علمى و انقلابى و عموم امت مسلمان در غم
فراغش همواره بى&#۸۲۰۲;تابند.

«راهش پُر رهرو
باد»

 

قبرستان شیخان

۱. ذکریابن&#۸۲۰۲;آدم
القمّى قدس&#۸۲۰۲;سره

شهر مقدس قم هماره
پایگاهى مهم براى تشیع و پیروان و دوست داران اهل&#۸۲۰۲;بیت عصمت و طهارت بوده است،
این شهر گرچه در طول تاریخ شرائط یکسان و همگون از نظر علمى و فرهنگى و مذهبى
نداشته ولى هیچ گاه از حامیان مذهب و عالمان دین پژوه و راویان حدیث خالى نبوده
است و به همین جهت نقش ارزشمندى را در پیشبرد فرهنگ شیعى ایفا نموده است.

تا به جایى که
امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمودند: قم پایگاه آل محمد است، از جمله اشخاص بزرگى که
در این مسئله مهم سهم بسزایى دارند زکریابن آدم قمّى است. او از اصحاب امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و راویان بزرگ و مورد اعتماد و از خاندان اشعرى قمى است.

رجالى بزرگ مرحوم
نجاشى در حق وى فرموده است: زکریابن آدم ثقه&#۸۲۰۲;اى جلیل القدر است که مقام و منزلت
بالایى نزد امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;داشته و داراى کتاب روایت است. عبداللّه&#۸۲۰۲; بن
صلت قمى مى&#۸۲۰۲;گوید: خدمت امام جواد رسیدم در حالى که حضرت روزهاى پایان عمر شریف
خود را مى&#۸۲۰۲;گذراند، از ایشان شنیدم که فرمودند خداوند به صفوان بن یحیى و محمدبن
سنان و ذکریابن آدم به خاطر خدمتشان به من جزاى خیر دهد آنان به عهد خود با
امام خویش وفا کردند.

زکریابن آدم
مى&#۸۲۰۲;گوید: به امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; عرض کردم من مى&#۸۲۰۲;خواهم از خاندان خویش دورى
گزینم؛ زیرا بسیارى از آنان نادان مى&#۸۲۰۲;باشند، حضرت رضا به من فرمودند این کار را
مکن؛ زیرا خاندانت به وسیله تو از نادانان و نادانى نجات مى&#۸۲۰۲;یابند همان گونه که
اهل بغداد به وسیله امام کاظم (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; از نادانى نجات پیدا کردند.

و مهمتر از همه
کلامى است که على بن مسیّب در مقام و منزلت زکریابن آدم از امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نقل کرده است.

او مى&#۸۲۰۲;گوید: به
امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;عرض کردم محل زندگى من ـ قم ـ از شما دور است و امکان
اینکه در هر وقت خدمت شما برسم و معارف دینم را بپرسم وجود ندارد، در چنین
مواقعى از چه کسى علوم دین خود را بپرسم؟ حضرت فرمودند: از زکریابن آدم قمّى.
او امانت دار دین و دنیاى شما است، على بن مسیّب مى&#۸۲۰۲;گوید هنگامى که به قم
برگشتم به حضور زکریابن آدم رسیدم و هر آنچه را که نیاز داشتم از او پرسیدم.

برخى از بزرگان قم
بعد از وفات زکریابن آدم در مسیر تشرّف به حج نامه&#۸۲۰۲;اى از معصوم دریافت کردند که
در آن نوشته شده بود:

من از خبر قضاى
الهى راجع به وفات زکریابن آدم اطلاع دارم، خدا او را رحمت کند روزى که دنیا
آمد و روزى که قبض روح شد و روزى که مبعوث مى&#۸۲۰۲;شود. به درستى که او در زمان
زندگیش عارف به حق و قائل به حق بود، اهل صبر و حفظ حق بود و همیشه سعى داشت
آنچه را که خدا و رسولش دوست دارند اجرا کند، او در حالى از دنیا رفت که هیچ
گاه عهد شکنى نکرد و احکام خدا را تغییر نداد خداوند جزاى خیرش دهد و بهترین
آرزوهایش را برآورده کند...».

این مرد بزرگ و
یار با وفاى اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; سرانجام بعد از رحلت در قبرستانى نزدیک حرم
مطهر حضرت معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;به خاک سپرده شد که امروزه به قبرستان شیخان معروف
است و مورد توجه و زیارت اهل علم و معرفت مى&#۸۲۰۲;باشد.

 

۲. میرزا
ابوالقاسم قمّى قدس&#۸۲۰۲;سره

نام وى ابوالقاسم
و از بزرگان فقه و اصول قرن ۱۲  ه. ق مى&#۸۲۰۲;باشد تا آنجا که به وى لقب احیاگر علم
اصول را داده&#۸۲۰۲;اند. وى در سال ۱۱۵۰  ه. ق متولد و در سال ۱۲۳۱  ه. ق وفات یافت و
در قبرستان شیخان قم مقابل مقبره زکریا بن آدم به خاک سپرده شد و از آنجا که
تعداد بزرگترین اشخاص مدفون در این مزار به دو شیخ بزرگوار رسید از آن پس آن
قبرستان به نام شیخان مشهور گردید.

البته برخلاف آنچه
مشهور است میرزا  ابوالقاسم، قمى نیست؛ بلکه متولد استان لرستان بود[۶۳].

البته پدر بزرگوار
او میرزا آخوند ملا محمّد حسن از اهالى شفت گیلان بود که در آغاز جوانى براى
تحصیل و فرا  گرفتن علوم اسلامى گیلان را به قصد اصفهان ترک گفته و سپس همراه
استاد به جاپلق مهاجرت نمود. میرزا در جاپلق و روستاى قلعه بابو همچنان به
ترویج مسائل دین و تدریس فقه و اصول مشغول بود ولى از طرفى چون در آنجا طالب
علم و محصل چندانى وجود نداشت به ناچار به قم مهاجرت کرد و آن سرزمین مقدس را
براى سکونت برگزید و از برکت حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;در مدت زمان اندک
شهرت عالم&#۸۲۰۲;گیر یافت و ریاست و مرجعیت شیعه به وى رسید.

او پس از آن به
کار تألیف و تصنیف، تدریس و صدور فتوا و تبلیغ و ترویج دین پرداخت و مسجد جامع
شهر را براى اقامه نماز جمعه و جماعت برگزید و بدین گونه رفته رفته آن شهر علم
و دین رونق پیشین خود را باز یافت و در شمار مراکز مهم علمى شیعه در آمد و توجه
مسلمانان را به خویش جلب کرد و به میرزاى قمّى شهرت یافت.

آن عالم فرهیخته
داراى تألیفات متعدّدى است که از جمله مهمترین آن مى&#۸۲۰۲;توان به کتاب قوانین
الأصول در علم اصول و مناهج الاحکام در فقه و مطالع الانوار (شرح شرایع) اشاره
نمود ضمن اینکه به صاحب ذوق شعر و هنر خوش نویسى شناخته مى&#۸۲۰۲;شد، امر به معروف و
نهى از منکرهاى میرزاى قمى نسبت به اعمال فتحعلى شاه قاجار مشهور است تا حدّى
که مانع تزویج دختر شاه به پسر خویش گشت.

«روحش شاد و اجرش
وافر باد»

 

۳. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
میرزا جواد آقا ملکى تبریزى(استاد عرفان امام خمینى قدس&#۸۲۰۲;سره)

این عارف فرزانه و
عالم وارسته از جمله انسان&#۸۲۰۲;هاى هوشمندى بود که سرمایه عمر خویش را با خداى خود
سودا نمود و بر لحظه لحظه آن دیده بصیرت&#۸۲۰۲;آمیز و ژرف&#۸۲۰۲;نگر گشود، مدتى به تحصیل
پرداخت و زمانى تدریس را پیشه خود ساخت و عمرى را به تهذیب خود و دیگران گذراند
و سرانجام با نفس مسیحایى خویش روح اللّه&#۸۲۰۲; پرورید.

 او علم صرف و
نحو، منطق، معانى بیان و دروس مقدماتى دیگر را در تبریز فراگرفت و دوره سطح
حوزه را به پایان رسانید سپس به نجف اشرف هجرت نمود و از اساتیدى چون میرزاحسین
نورى و حاج آقا رضا همدانى و آخوند خراسانى بهره جُست و در سال ۱۲۷۰  ه. ش به
زادگاهش تبریز بازگشت و حدود هفت سال در آنجا اقامت نمود و در زمان مشروطه به
تهران سپس به قم هجرت نمود و شهر قم را وطن دوم خویش قرار داد. او در قم به
تدریس فقه و اخلاق و عرفان پرداخت و در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲;اقامه نماز جماعت مى&#۸۲۰۲;کرد که امام خمینى و آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; بهاءالدینى از
جمله افرادى بودند که در نماز حاج میرزاجواد آقا شرکت مى&#۸۲۰۲;کردند.

او سه ماه رجب و
شعبان و رمضان را پى در پى روزه مى&#۸۲۰۲;گرفت و کتابهایى ارزشمند تألیف نمود که از
آن جمله مى&#۸۲۰۲;توان به «اسرارالصلاة» «المراقبات» «رساله لقاء اللّه&#۸۲۰۲;» اشاره نمود.
مرحوم میرزا عبداللّه&#۸۲۰۲; شالچى از شاگردان برجسته میرزا جواد آقا گفته بود: «الآن
مرقد میرزا در قبرستان شیخان قم محل حوایج است من هر وقت حاجتى داشته باشم بر
سر قبر ایشان مى&#۸۲۰۲;روم» حاج آقا حسین فاطمى از شاگردان برجسته ایشان و استاد
اخلاق آن زمان حوزه علمیه شرح حال رحلت میرزا جواد آقا را چنین بیان مى&#۸۲۰۲;کند:

«روز پنجشنبه، عید
قربان بود، صبح مسجد جمکران رفتم و قبل از ظهر به منزل برگشتم چون وارد شدم خبر
دادند که حاج میرزاجواد جویاى احوال شما شده&#۸۲۰۲;اند، چون از کسالت وى اطلاع داشتم
بدون هیچ معطلى به خدمتشان رفتم، ایشان به حمام رفته، خضاب بسته و پاک و مطهر
در بستر نشسته بودند. در ظاهر منتظر اذان بودند اما انتظار بیش از این مقدار
بود چون ظهر فرا رسید در بستر شروع به اذان و اقامه کردند، با گفتن هر جمله&#۸۲۰۲;اى
بهجت بیشتر و آرامش فراوان&#۸۲۰۲;ترى سراغ او مى&#۸۲۰۲;آمد، پس از اذان دعاى تکبیرات
افتتاحیه را ترنم کردند سپس دو دست را بالا برده تا تکبیر الاحرام بگویند که
گویى درهاى آسمان براى ورود او گشوده شد و با گفتن اللّه&#۸۲۰۲;اکبر مرغ روحش از بدن
پاکش به سوى عالم قدس پرواز کرد و به سوى یار و محبوب دیرینه خویش پَر کشید».

اینک حدود هشتاد
سال است که اهل دل بر فراز قبر نورانى او در شیخان قم از خداى خویش طلب علم و
عرفان کرده و از روح ملکوتى&#۸۲۰۲;اش استمداد مى&#۸۲۰۲;طلبند.

 

۴. آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
میرزا على آقا شیرازى اصفهانى قدس&#۸۲۰۲;سره

در وصف ایشان همین
بس که استاد شهید مرتضى مطهرى[۶۴]
درباره وى مى&#۸۲۰۲;فرماید: او را همواره یکى از «ذخائر» گران&#۸۲۰۲;بهاى عمر خودم ـ که
حاضر نیستم با هیچ چیز معاوضه کنم ـ مى&#۸۲۰۲;شمارم و شب و روزى نیست که خاطره&#۸۲۰۲;اش در
نظرم مجسم نگردد، یادى نکنم و نامى نبرم و ذکر خیرى ننمایم.

به خود جرأت
مى&#۸۲۰۲;دهم و مى&#۸۲۰۲;گویم او به حقیقت یک «عالم ربانى» بود، اما چنین جرأتى ندارم که
بگویم من «متعلم على سبیل نجاة»[۶۵]
بودم. یادم هست که در برخورد با او همواره این بیت سعدى در ذهنم جان مى&#۸۲۰۲;گرفت:


عابد و زاهد وصوفى
همه طفلان رهند

مرد اگر هست به
جز «عالم ربانى» نیست

او هم فقیه بود و هم
حکیم و هم ادیب و هم طبیب. فقه و فلسفه و ادبیات عربى و فارسى و طب قدیم را کاملاً
مى&#۸۲۰۲;شناخت و در برخى متخصص درجه اول به شمار مى&#۸۲۰۲;رفت، قانون بوعلى را که اکنون مدرس
ندارد او به خوبى تدریس مى&#۸۲۰۲;کرد و فضلا در حوزه درسش شرکت مى&#۸۲۰۲;کردند، اما هرگز نمى&#۸۲۰۲;شد
او را در بند یک تدریس مقید ساخت، قید و بند به هر شکل با روح او ناسازگار بود،
نهج&#۸۲۰۲;البلاغه به او حال مى&#۸۲۰۲;داد و روى بال و پر خود مى&#۸۲۰۲;نشاند و در عوالمى که ما
نمى&#۸۲۰۲;توانستیم درست درک کنیم سیر مى&#۸۲۰۲;داد.

او با نهج&#۸۲۰۲;البلاغه
مى&#۸۲۰۲;زیست، با نهج&#۸۲۰۲;البلاغه تنفس مى&#۸۲۰۲;کرد، روحش با این کتاب همدم بود، نبضش با این کتاب
مى&#۸۲۰۲;زد و قلبش با این کتاب مى&#۸۲۰۲;تپید، جمله&#۸۲۰۲;هاى این کتاب ورد زبانش بود و به آنها
استشهاد مى&#۸۲۰۲;نمود، غالبا جریان کلمات نهج&#۸۲۰۲;البلاغه بر زبانش با جریان سرشک از چشمانش
بر محاسن سپیدش همراه بود. براى ما درگیرى او با نهج&#۸۲۰۲;البلاغه، که از ما و هر چه در
اطرافش بود مى&#۸۲۰۲;برید و غافل مى&#۸۲۰۲;شد منظره&#۸۲۰۲;اى تماشائى و لذتبخش و آموزنده بود، سخن دل
را از صاحبدلى شنیدن، تأثیر و جاذبه و کشش دیگرى دارد. او نمونه&#۸۲۰۲;اى عینى از سلف
صالح بود، سخن على درباره&#۸۲۰۲;اش صادق مى&#۸۲۰۲;نمود: «و لولا الاجل الذى کتب لهم لم تستقر
ارواحهم فى اجسادهم طرفة عین، شوقاً الى الثواب و خوفا من العقاب، عظم الخالق فى
انفسهم فصغر مادونه فى اعینهم»
[۶۶].

ادیب محقق، حکیم
متأله، فقیه بزرگوار، طبیب عالى&#۸۲۰۲;قدر، عالم ربانى مرحوم آقاى حاج میرزا على آقا
شیرازى اصفهانى قدس&#۸۲۰۲;سره راستى مرد حق و حقیقت بود، از خود و خودى رسته و به حق
پیوسته بود. با همه مقامات علمى و شخصیت اجتماعى، احساس وظیفه نسبت به ارشاد و
هدایت جامعه و عشق سوزان به حضرت اباعبداللّه&#۸۲۰۲; الحسین (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; موجب شده بود که
منبر برود و موعظه کند، مواعظ و اندرزهایش چون از جان برون مى&#۸۲۰۲;آمد لاجرم بر دل
مى&#۸۲۰۲;نشست، هر وقت به قم مى&#۸۲۰۲;آمد علماء طراز اول قم به اصرار از او مى&#۸۲۰۲;خواستند که منبر
برود و موعظه نماید. منبرش بیش از آنکه «قال» باشد «حال» بود.

آن شمع فروزان در
نهایت بعد از رحلت در قبرستان شیخان قم به خاک سپرده شد.

 

 

 



 


پی نوشت ها :


[۱]
. آقاسى.




[۲]
. ماهنامه
کوثر، سال اول، شماره ۱۲، ص ۱۰.





[۳]
. چنان که
فضیلت و اهمیت شهر قم در روایات زیادى منعکس شده است.





[۴]
.
بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۲۸.





[۵]
. همان، ص
۲۱۶.





[۶]
. کریمه
اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;،
على اکبر مهدى پور، ص ۴۵ـ۴۳.





[۷]
. دیوان
اشعار امام خمینى قدس&#۸۲۰۲;سره.





[۸]
. کشف
اللئالى، صالح بن عرندس حلّى، طبق نقل کتاب کریمه اهل&#۸۲۰۲;بیت
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، ص  ۶۴ـ۶۳.





[۹]
. این
قضیه انسان را به یاد مقام حضرت یحیى و حضرت عیسى در کودکى و حرف زدن زهراى
اطهر (علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; در رحم خدیجه کبرى و شهادت به توحید و رسالت توسط
امیرالمؤمنین در قنداقه مى&#۸۲۰۲;اندازد. اینها چیزهایى نیست که اکتسابى باشد.
بلکه اراده خداوند تعلق گرفته که گل&#۸۲۰۲;هاى سرسبدى در عالم وجود خلق نماید.





[۱۰]
. عوالم
العلوم، ج ۱۱، ص ۵۹۵، به نقل کتاب: اسرار غدیر، محمد باقر انصارى.





[۱۱]
.
الحیاة السیاسیّة للامام الرضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;،
جعفر مرتضى عاملى.





[۱۲]
.
این واقعه انسان را به یاد مصائب زینب کبرى در کربلا مى&#۸۲۰۲;اندازد.





[۱۳]
. تعداد
۴۴۴ امامزاده بزرگوار در قم مدفونند حتى در جوار مرقد حضرت معصومه
(علیهاالسلام)&#۸۲۰۲; دختران مکرّمه امام جواد (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
آرمیده&#۸۲۰۲;اند، اگر صرف این مسئله و اهمیت قم موجب آن همه تمجید مى&#۸۲۰۲;گشت لازم
بود در شأن این بزرگواران هم مطلبى بیان مى&#۸۲۰۲;شد.





[۱۴]
. قیام
سادات علوى، ص ۱۶۶.





[۱۵]
. حضرت
معصومه چشمه جوشان کوثر، محمدى اشتهاردى، ص  ۴۰.





[۱۶]
. بیان
شده از جانب معصومین (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;.





[۱۷]
.
بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۲۶۶.





[۱۸]
.
ریاحین الشریعة، ج ۵، ص ۳۵.





[۱۹]
.
بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۱۹.





[۲۰]
. ستیه،
مخفف سیّده؛ به معناى خانم است.





[۲۱]
. این
محل در خیابان انقلاب میدان میر ابتداى ۴۵مترى عماریاسر قرار دارد.





[۲۲]
.
بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۲۰ـ۲۲۹ ؛ منتهى&#۸۲۰۲;الامال، ج ۲، ص  ۱۶۲.





[۲۳]
.
گنجینه آثار قم، فیض، ج ۱، ص ۳۹۲ـ۳۹۱.





[۲۴]
. مجله
پیام انقلاب، شماره ۱۲۳، ص ۲۷۳.





[۲۵]
. حضرت
معصومه چشمه جوشان کوثر، محمد محمدى اشتهاردى.





[۲۶]
. فوائد
الرضویه، ص ۳۸۰ ؛ حاشیه اسفار، میرزا على اکبر حکمى یزدى، بحث اتحاد عاقل و
معقول.





[۲۷]
.
بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۲۸.





[۲۸]
. بر
ستیغ نور، ص ۷۹، به نقل از حضرت معصومه چشمه جوشان کوثر، محمد محمدى
اشتهاردى.





[۲۹]
.
مفاتیح&#۸۲۰۲;الجنان، آداب نماز حضرت حجتع.





[۳۰]
. فرزند
آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حاج شیخ عبدالکریم حائرى مؤسس حوزه علمیه قم.





[۳۱]
. کریمه
اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
ص۴۸۴ ؛ سرّ دلبران، ص۲۴۸ـ۲۵۰.





[۳۲]
.
تردیدى نیست که قیام نخستین حضرت بقیة اللّه&#۸۲۰۲; - أرواحنا له الفداء - از مکه
معظمه و کنار خانه خدا است. این حدیث و احادیث مشابه، به حرکت&#۸۲۰۲;هاى بعدى آن
کعبه مقصود، نظر دارد یا اینکه منشأ ظهور حضرت و فراهم شدن شرایط ظهور از
شهر قم و مسجد جمکران است.





[۳۳]
. انوار
المشعشعین، ج۱، ص۴۵۳. به نقل از مونس الحزین از تصنیفات شیخ صدوق.





[۳۴]
.
فصل&#۸۲۰۲;نامه انتظار، ش ۵.





[۳۵]
. توبه
۹، آیه ۱۰۸.





[۳۶]
.
بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۲۳۴.





[۳۷]
.
مولوى.




[۳۸]
. آل
عمران ۳، آیه ۲۰۰.





[۳۹]
. کتاب
الغیبة، شیخ مفید، ص ۱۰۵.





[۴۰]
. حج
۲۲، آیه ۴۱.





[۴۱]
. تفسیر
قمى، ج ۲، ص ۸۷.





[۴۲]
.
ره&#۸۲۰۲;توشه راهیان نور، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، چاپ اول، تیرماه
۱۳۷۴ ص  ۱۹۰ـ۱۹۳ با تصرف.





[۴۳]
.
بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۴.





[۴۴]
. فرائد
السمطین، ج ۲، ص ۳۳۴، چاپ جدید.





[۴۵]
. حافظ.




[۴۶]
.
بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۳۳۱.





[۴۷]
. حافظ.




[۴۸]
. شورى
۴۲، آیه ۲۳.





[۴۹]
.
مائده۵.





[۵۰]
. شیخ
طوسى، الغیبة، ص ۲۹۳  و نیز: کمال الدین و تمام النعمة، ص ۴۸۵ .





[۵۱]
.
بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۶، ح ۱۴۶.





[۵۲]
. دعاى
ندبه.





[۵۳]
. دیوان
حافظ، ص ۲۲۳.




[۵۴]
.
مفاتیح الجنان.





[۵۵]
.
مفاتیح الجنان.





[۵۶]
. همان.





[۵۷]
. همان.





[۵۸]
.
نور۲۴، آیه ۵۲.





[۵۹]
. لسان
المیزان، ابن حجر، ج ۳، ص ۴۸.





[۶۰]
.
الغدیر، ج ۵، ص ۳۸۰.





[۶۱]
.
یوسف۱۲، آیه ۹۳.





[۶۲]
. برادر
سید رضى، مؤلف نهج البلاغه و از شاگردان شیخ طوسى.





[۶۳]
. متولد
جاپلق از توابع الیگودرز در ۸۰ کیلومترى بروجرد در استان لرستان.





[۶۴]
. شهید
مطهرى، مقدمه کتاب سیرى در نهج البلاغه.





[۶۵]
. یا
کمیل! الناس ثلثة: فعالم ربانى و متعلم على سبیل نجاة و همج رعاع.
نهج&#۸۲۰۲;البلاغه، حکمت ۱۴۷.





[۶۶]
. اگر
نبود اجل معینى که براى آنها مقدر شده روانهاشان در تن&#۸۲۰۲;هاشان نمى&#۸۲۰۲;ماند،
ازکمال اشتیاق به پاداش&#۸۲۰۲;هاى الهى و ترس از کیفرهاى الهى. آفریننده در
روحشان به عظمت تجلى کرده، دیگر غیر او در چشم&#۸۲۰۲;هایشان کوچک مى&#۸۲۰۲;نماید.



ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.