نسخه آزمایشی

کوسه‏های زندگی نعمتند ۱۳۸۵/۲/۲۷ - ۷۳۶۵ بازدید

کوسه‏های زندگی نعمتند

شاید شنیده باشید که
ژاپنی ها ماهی خواران چیره دستی هستند. این اشتیاق تا آنجا پیش رفته بود که سال ها
پیش دیگر ماهی چندانی در اطراف مجموعه جزایر ژاپنی باقی نماند. از این رو ماهی
گیران برای صید ماهی ها به دل آب دریا ها رفتند، ولی اینجا یک مشکلی پیش آمد و آن
این که به خاطر دوری مسافت، وقتی ماهی گیران ماهی ها را به بازار می بردند ژاپنی ها
با یک نگاه می فهمیدند که ماهی ها تازه نیستند، بنابر این تمایلی برای خرید از خود
نشان نمی دادند. ماهی گیران به فکر تازه ای افتادند و آن این که، ماهی های صید شده
را منجمد کرده و به بازار بفرستند. این راهکار هم تأثیر مثبتی در پی نداشت چون
ژاپنی ها طعم ماهی تازه را با ماهی منجمد تشخیص می دادند، باید راه حل تازه ای
میافتند. پیشنهاد شما چیست؟ بله، آنها مخازن بزرگی را در کشتی های ماهی گیری تعبیه
کردند. ماهی ها را بعد ار صید کردن درون آن مخزن ها می ریختند؛ حجم ماهی ها بسیار
بود و هر چند که درون آب کم مخزن زنده می ماندند، ولی این زنده ماندن فرق چندانی با
مردن نداشت. بنابر این طعم ماهی سرحال و تازه صید شده را نمی داد و این برای
ژاپنی ها، خوشایند نبود. باید راهکار دیگری می یافتند. ناگهان فکری به ذهنشان رسید.
از آن روز به بعد ماهی را درون مخازن می ریختند و در میان آنها کوسه کوچکی را رها
می کردند. هر چند این کوسه تعداد کمی از ماهی ها را می خورند ولی سایر آنها به خاطر
خطری که تهدیدشان می کرد. بی وقفه تلاش می کردند. از این رو وقتی به ساحل می رسیدند
کاملا سرحال و سرزنده بودند و این همان چیزی بود که باید می شد. ماجرای زندگی ما
نیز بی شباهت به این داستان نیست.

همه‏ی ما در زندگی
روزانه به طور طبیعی یا غیر طبیعی با مشکلات و موانعی روبرو هستیم اما برخورد همه
ما با آنها یکسان نیست. برخی از مردم تهدیدها را به فرصت و بلایا را به نعمت تبدیل
می کنند. همچون پیامبر اعظم (ص) که خداوند در دوران کودکی یا دورانی که واقعا
احتیاج داشت، پدر، مادر، پدر بزرگ، عمو و ...، همه را از او گرفت، سه سال به شعب
ابی طالب تبعید شد، بیش از هفتاد جنگ را سازماندهی کرد و ... ولی پیامبر بزرگوار
اسلام نه مأیوس شدند و نه دلسرد بلکه تلاش فرمودند از بد ترین شرایط بهترین استفاده
را ببرند در نتیجه رسید به آنجا که هیچ کس نرسید.

تعداد این افراد
چندان هم کم نیست. در ثانی همه آنها نیز پیامبر نیستند. با این حال به قول برخی هر
که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند. برخی از مردم نیز با دیدن اولین
مشکل، شروع به خواندن آیه یاس می کنند. از بخت و اقبال بد خود می گویند و به زمین و
زمان ناسزا می گویند. گروه سومی نیز افتان و خیزان درمیان این دو گروه در حرکتند.

شما چگونه نگرشی به
مشکلات زندگی خود دارید ایا از آنها استقبال می کنید؟ در مقابلشان زانو می زنید؟
یا این که آنها را وادار به زانو زندن می کنید؟

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
کوسه های زندگی من زیادن! نمیدونم آخر منم یکی از طعمه هاشونم یا نه...مثه همه اون ماهی ها مدت هاست که در تلاشم مدت هاست که سعی میکنم با وجود همشون کم نیارم به خدا غر نزنم ولی آدم یه جاهایی واقعا کم میاره واقعا خسته میشه...وقتی بفهمه به ساحل رسیدن هم به معنی آزادی نیست...
میهمان
vaghean jaleb bood.
میهمان
سلام. خیلی توصیف جالبی بود. مشکلات زیادی در زندگی برای من یا اطرافیان پیش آمده، می‌آید و خواهد آمد ولی همیشه برای من توجیه آن به این صورت که «خدا می خواهد امتحان کند» امکان‌پذیر نیست. خیلی وقت‌ها از آن ماهی‌های داخل آن محفظه‌ی کوچک که راهی برای فرار هم ندارند، خسته‌تر می‌شوم. ولی من از این می‌ترسم که نکند یکی از آن ماهی‌هایی باشم که شکار کوسه‌ی داخل تنگنا شوم!!!!

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.