لذت بردن از نماز ۱۳۹۸/۲/۱۶ - ۳۹۶ بازدید

سلام
من عاشق برگزیدگان خدا نیستم ولی عقلم ان عزیزان را تایید می‌کند.
برای حل این مشکل حدودا ۶ ماه هر روز دعای عهد و زیارت عاشورا می‌خوندم تا شاید قلبم به سروانم رو کند ولی بعد ۶ ماه یک گناه کمرم رو شکست و دیگر ادامه ندادم و هنوز هم همانطور هستم. (ابتدای ماه شعبان پس از ۶ ماه متوقف شدم)
سخت ترین کار عمرم مداومت بر زیارت عاشورا بود، باورش شاید برایتان سخت باشد که با انچنان القایاتی از شیاطین مواجه می‌شدم که حد و مرز نداشت و لازم بودن هنگام خواندن زیارت عاشورا این افکار ناپسند را از ذهنم دور کنم، حقیقتا توان و انرژی زیادی را از من می‌گرفت.
همچنین ان همه تلاش و استمرار بر نماز نافله هم موثر واقع نشد و از نافله لذت نمی‌بردم و نور مورد نیاز برای تقوا من را فراهم نکرد.
تصمیم به مطالعه زندگی خاندان عصمت و طهارت (ع) گرفتم. عقلم تاییدششان می‌کند ولی دلم عشق نمی‌ورزد. گرچه از مطالعه زندگی ان بزرگان لذت می‌برم و دوست دارم در کنارشان زندگی می‌کردم. به نظرم افتخار بزرگی است.
از یک صفحه قرانی که نیم ساعت در ان تفکر کنم نور دریافت می‌کنم ولی از یک جز قران هر روز که تلاوت کنم هیچ نوری را ادراک نمی‌کنم.
الان هم که ماه رمضان امده است چه کنم که بیشترین بهره را داشته باشم. با ان همه نماز، دعا و اعمال.
- اگر از عبادت ادراک نور می‌خواهم باید کم و با تفکر عبادت کنم.
- اگر ادراک نور نمی‌‌خواهم باید قران و دعاها و نمازهای ماه رمضان را با فشار سنگین بر نفس تحمیل کنم تا افسار ان بر دست‌ام اید.
چه کنم «نور و عبادت کم» و یا «اعمال مستحبی و نافله ماه و تحمل سختی (که معمولا به علت خستگی کیفیت عبادتم کم می‌شود)»
لطفا راهنمایی بفرمایید.

دوست گرامی. ما دو نوع لذت داریم. لذت های دنیوی و مادی، لذت های معنوی. این دو نوع لذت در مقابل هم قرار دارند. اگر کسی بخواهد از معنویت لذت ببرد، باید از دنیا دور و از لذت های مادی فاصله بگیرد، وقتی ما با گرایش افراطی به دنیا و لذت های آن از خدا دور می شویم، نتیجه طبیعی آن این است که دیگر از انس با خدا و قرب به او لذت نمی بریم. لذت نبردن از رابطه با خداوند هم بیشتر معلول گناه است. روزی حضرت موسی بن عمران (ع) در راه به جوانی بی ادبی برخورد کرد. آن جوان در کمال وقاحت و بی شرمی گفت: «ای موسی! من آنچه را خدای تو گفته به جا بیاور، انجام نخواهم داد و آنچه را که امر کرده ترک کنم، به جا خواهم آورد. از طرف من به او بگو که تو هم به هر نحوی می خواهی مرا عقوبت کن.» حضرت موسی(ع) از او صورت برگرداند و به راه خویش ادامه داد تا این که روزی در حال مناجات، خداوند متعال به او فرمود: «ما پیغام آن جوان را که به تو داده بود تا به ما برسانی شنیدیم گرچه تو شرم داشتی که آن پیغام را به ما برسانی. از طرف ما نیز این پیام را به آن جوان برسان و به او بگو ما تو را به عقوبتی مبتلاساخته ایم که بالاتر از آن تصور نیست. اما اکنون درد آن را درک نمی کنی. روزی درد آن را می فهمی که راه گریزی برایت نیست.
حضرت موسی(ع) عرض کرد: پروردگارا! من آن جوان را بسیار سرحال و خرسند دیدم و در او هیچ گونه گرفتاری مشاهده نکردم. خطاب شد: ای موسی! هر گاه من به بنده ای غضب کنم، بزرگترین عقوبتی که به او می کنم، آن است که لذت عبادت خود را از او می گیرم تا در اثر عدم لذت از عبادت من را ترک عبادت کند و مستحق عقوبت دائم و خلود در آتش جهنم شود و این جوان را به چنین عقوبتی مبتلانموده ام، ولی اکنون متوجه نیست و به زودی متوجه خواهد شد.
راه اصلی رسیدن به لذت عبادت، خودسازی و ترک لذت های نفسانی و مبارزه با خواهش های افراطی و کسب معرفت خداوند و عشق به او و حضور قلب است. زیرا لذت بردن از نماز مستقیما معلول حضور قلب و معرفت خداوند و عشق به او است, ولی کسی در معرفت و عبادت موفق است که با نفس خود مبارزه و جهاد اکبر داشته باشد.
بنابراین اگر از نماز لذت نمی بریم یکی به خاطر این است که در بخش تخلیه نفس و نفی موانع خوب عمل نکرده ایم و لذت و هواهای نفسانی و گناه در قلب ما مانعیت ایجاد کرده است و دیگری هم به خاطر این است که در بخش اثباتی خودسازی در معرفت خداوند و عشق به او و حضور قلب نکوشیده ایم.
گرایش افراطی به دنیا و لذت طلبی افراطی و در نتیجه آن گناه, بزرگترین مانع و حجاب انسان در کسب لذت های معنوی خواهد بود.
اوج لذت های معنوی بستگی به اوج عبادت و عشق انسان به خداوند دارد. عرفا و اولیای خدا چون در اوج بندگی و عبادت و ریاضت نفس بودند، بیشترین لذت را از خدای متعال می بردند، آنچنان که حاضر نبودند حتی یک لحظه از این حالات خود را با تمام دنیا عوض کنند.
بنابراین یکی از مهمترین و مؤثرترین عواملی که باعث میشود لذت مناجات از انسان گرفته شود گناه است . همان گونه که انجام هر کاری مستلزم فراهم کردن مقدمات آن کار است , امور عبادی نیز همچون نماز یک سری مقدماتی دارد که اساسی ترین مقدمه , ترک معاصی در عقیده و عمل است . علامه جوادی آملی ( حفظه الله تعالی ) می فرمایند : کسی که جز حلال نمی خورد و جز به حلال نمی اندیشد , حتماً از عبادت لذت می برد . چنان که انسان گرفتار سرما خوردگی و گرفتگی بینی , از بوی خوش لذت نمی برد و ... انسان گنهکار نیز از عبادت لذت نمی برد . فطرت شفاف و شکوفا شده , از عبادت لذت می برد .
کسی که در خارج از عبادت , محوریت همه امورش خدای رحمان باشد مسلماً در حین انجام عبادت , بهترین حال را دارد . به هر میزان که انسان از معاصی اجتناب کند , مسلماً بهتر می تواند عظمت خالق و معبود خویش را درک کرده و از هم صحبتی با او لذت ببرد . اگر انسان اهل مراقبه باشد احوال قبل و بعد از عبادت را مراقبت و مواظبت نماید , به طور قطع از عبادت حظ و بهره خواهد برد.
اگر بخواهیم کامل شویم , چاره ای جز تهذیب روح نیست و تهذیب روح راه ندادن بیگانه به حریم دل است وقتی هر گونه , سخنی را می گوییم , به هر جایی نگاه کرده , به هر چیزی گوش فرا می دهیم , هر غذایی را خورده و .... بدانیم که بیگانه را در دل خود جای داده ایم (۱)
زمانی که دل , جایگاه بیگانه شد دیگر خدا را در آن کاری نیست , بنابراین انسان از انجام عبادت لذت نمی برد . هر چند که به فرموده ی امام ( رضوان الله تعالی علیه ) : در همین ها که به طور ضعیف دعا می خوانند و ذکر خدا می گویند , به اندازه ی همان مقدار تأثیری که ( در آنهاست ) طوطی وار هم هست , لکن درشان تأثیر کرده , بهتر از آنهایند که تارک هستند .
اگر مدت زمانی حال دعا در شما زیاد بوده و متأثر می شده اید , شاید گرفتن حال دعا از شما تلنگری باشد برای اینکه این حال را از خود نبینید و مغرور نشوید و این را از فضل خدای رحمان ببینید چرا که هو اضحک و ابکی . شیطان هیچ گاه بیکار نیست و برای هر کسی مکاید خاصی را به کار می برد . ابتدا تلاش می کند که انسان , اهل عبادت نشود ؛ وقتی از این طریق موفق نشد اتفاقاً او را تشویق به عمل می کند تا او را دچار آفاتی کند , مثل عجب , غرور و ... که گناهانی بسیار عظیم هستند .
چنین شخصی به جایی می رسد که بر اثر انجام عبادات , خود را از خدای غنی , طلبکار می بیند و نعوذ بالله بر قادر مطلق , منت می گذارد , به خدای مهربانی که به او هستی بخشیده و ..... به همین دلایل است که کسانی که این مسیر پر پیچ و خم سلوک و عبودیت را به سلامت طی کرده اند سفارشی می کنند که : پس از انجام محاسبه ی روزانه , برای کارهای نیکی که انجام داده ای خداوند متعال را شکر کن چرا که همه ی توفیق ها از جانب حضرت حق است .فان احسنت حمدت الله و ان اسأت استغفرت الله اگر کار نیکی انجام دهی شکر خدا به جا آوری و اگر بد کردی از خدا آمرزش خواهی . (۲)
لذا اینکه گاهی اوقات انسان بر اثر اعمال صالحه , به خود غره می شود , از الطاف الهی است که مدت محدودی , توفیق انجام آن حسنه ازاو گرفته می شود ؛ چرا که لا حول و لا قوة الا بالله
امیر بیان مولا علی ( علیه السلام ) می فرماید : سیئة تسووک خیر عند الله من حسنه تعجبک گناهی که تو را پشیمان کند بهتر از کار نیکی است که تو را به خود پسندی ( عجب ) وا دارد . (۳) حقیقتاً این حکمت , حکمت تکان دهنده ای است . از این سخن , به خوبی فهمیده می شود که عجب تا چه اندازه برای انسان خطر ناک است .
شاید حالت سابق شما , فقط حال بوده و در درون شما ملکه و تثبیت نشده ؛ لذا پس از مدتی نوسانات و فراز و فرودهای روحی , تغییر می کنند . انسان با تمرین و تکرار حسنات , و طلب کردن توفیق آن از خدای متعال و داشتن جدیت و خلوص در مسیر , انشاءالله آن حسنات درونش , ملکه شده و تثبیت خواهد شد .
گاهی اوقات گرفتاری و مشکلات زیاد , انسان را به خدا نزدیک تر می کند و حالت تضرع و مناجات در انسان , قوی تر می شود و با رفع گرفتاری و حل مشکل , انسان غالباً دچار غفلت شده , کمتر حال مناجات می یابد . فاذا رکبوا فی الفلک دعوالله مخلصین له الدین فلما نجاهم الی البر اذا هم یشرکون هنگامی که سوار بر کشتی شوند خدا را با اخلاص می خوانند ( و غیر او را فراموش می کنند ) اما هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد باز مشرک می شوند .
مشغولیات ذهنی مختلف , که انسان درروزمره با آنها درگیر است می تواند یکی ازموانع ارتباط صحیح با معبود باشد ؛ همان طور که قبلاً نیز اشاره شد , اگر انسان همه ی مشغولیات و امورش درراستای عبودیت و بر محور خدا باشد از عبادات لذت خواهد برد.
قلب انسانها با توجه به مراتب شان دچار اقبال و ادبار می شوند . به عبارت دیگر , انسان در برخی مواقع بسیار شور و اشتیاق انجام عبادات رادارد و گاهی اوقات , ممکن است خدای ناکرده حتی برای عبادات واجب هم کسالت داشته باشد . البته هر چه انسان در مسیر بندگی و عبودیت بیشتر طی طریق کرده باشد لحظات اقبال و نشاطش بیشتر خواهد بود .
امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : ان للقلوب شهوه واقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرائض بنابراین قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنویات دارد و گاه پشت می کند. در این رابطه فرموده اند: در هنگام اقبال دل به مستحبات و مندوبات بپردازید و در صورت ادبار به واجبات اکتفا کنید. البته هر قدر انسان مجاهده نفس بیشتری کند و با خدا و قرآن و اهل بیت(ع) انس بیشتری گرفته و دل از هواهای نفسانی تخلیه کند به تدریج اقبالش بیشتر شده و به صورت ملکه راسخه در می آید. آن گاه است که در همه حالات به یاد خدا و متوجه اوست و هیچ چیز نمی تواند او را از محبوب حقیقی باز دارد. این همان حالتی است که ازآن تعبیر به نماز دائم شده است. (۴)
برخی عواملی که می تواند عبادت را برای انسان لذت بخش کند چند چیز است:
الف) قبل از عبادت انسان خود را مستعد و مهیا سازد؛ یعنی، قدری به خود تلقین کند من در صدد نیایش و نماز هستم و سعی کند افکار متفرق را از ذهنش دور کند.
ب) حتی الامکان در بهترین وقت عبادت کند؛ مثلاً، با کسالت - خستگی و خواب آلودگی - وارد نماز نشود. لاتقربوا الصلوة و انتم کسالی.
ج) در محیط پر سر و صدا و آشوب به مناجات نایستد، بلکه محیط آرام و با فراغتی را انتخاب کند.
د) در حین عبادت مصمّم بر مراقبت باشد و اگر احیاناً افکار دیگری به او هجوم آورد، همین که متوجه شد، سعی کند خود را از دام آن افکار برهاند.
انسان خوب ؛ زیبایی کار شما در این است که عیب کار خود را یافته , به دنبال حل مشکل هستید ( هذا من فضل ربی ) . امیدوارم در رسیدن به مقصود موفق باشید .
پی نوشتها :
۱- علامه جوادی آملی / تفسیر موضوعی قرآن کریم / ج ۱۰ / ص ۵۹
۲- نهج البلاغه / حکمت ۹۴
۳- نهج البلاغه / حکمت ۴۶
۴- نهج البلاغه / حکمت ۳۱۲

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.