لذت عبادت-نشاط در عبادت ۱۳۸۷/۰۶/۲۷ - ۲۰۲۰ بازدید

پیامبر(ص) حدیثی دارند: «طوری عمل نکن که نفست عبادت را دشمن شمارد». می خواستم بدانم چه کنیم تا عبادت برای ما شیرین باشد و با شور نشاط به طرفش برویم؟

برای اینکه از نماز و عبادت لذت ببریم، ابتدا باید بدانیم که عبادت چیست، چگونه ارتباطی است و سپس حقیقت عبادت را در خودمان محقق کنیم و به ارتباط خود با خدای متعال عمق ببخشیم و سجاده را به می عشق حق تعالی رنگین سازیم تا از عبادت و نماز لذت ببریم.
عبادت اظهار عبودیت نسبت به خدای قادر متعال است. نماز برای این است که با خداوند به عنوان منبع و معدن قدرت و عشق در هستی پیمان عبادت و اطاعت و عشق ببندیم و با او عهد کنیم که وقتی نماز به پایان رسید، تا نماز بعدی تنها او را بپرستیم، تنها او را دوست بداریم و تنها از او کمک بخواهیم.
نه اینکه از کسی از بندگان خدای کمک نخواهیم، و مخلوقات خداوند را دوست نداشته باشیم، بلکه معتقد باشیم که همه بندگان او هستند، هرگونه عشق و محبتی از خدا است و هر کمکی که به ما می رسد یا از ما به دیگران می رسد، از جانب خدای متعال و به قدرت و رحمت او است.
نماز تنها قول و قرار و عهد و پیمان است، حقیقت نماز بعد از نماز آغاز می شود. بعد از اینکه نماز تمام شد، تازه شروع می شود. یعنی پایان نماز آغاز وفا کردن به عهد عبودیت و پیمان عشق ورزی با محبوب عالم است. در زیارت امام حسین(ع) می خوانیم که اشهد انک قد اقتمت الصلاه، شهادت می دهم که تو نماز را به پاداشتی. این که گفته شد همان معنای به پاداشتن نماز و یاد دائم حق تعالی و معنای این بیت که شاعر است که گفته: خوشا آنان که دائم در نمازند.
اگر بدانی که نماز و عبادت رابطه تو را با محبوب و قدرت مطلق هستی برقرار می کند و تنها منبع قدرت تو خدای متعال است و او است که تمام نیروهای مورد نیازت را به تو عطا می کند، با شوق به سوی آن می روی و با قلبت با او سخن می گویی و خشوع و خضوع خواهی داشت و از این رابطه عارفانه لذت ها خواهی برد.
اگر بدانی و ببینی که چگونه انسان های تارک نماز یا کسانی که اهمیتی برای عبادت قایل نیستند، ضعیف می شوند و در کار خود درمی مانند و نیروی ایمان و اراده کمی دارند و در مقابل هر مشکل و سختی به راحتی می شکنند و در زندگی کم می آورند، به این نتیجه خواهی رسید که نیروی ایمان و استقامت مومن از نماز و عبادت است و خدا است که به ما قدرت تحمل و پیشرفت و آرامش و عظمت می دهد و زندگی مومن را سامان دهی می کند.
البته انقباض و انبساط روحی لازمه زندگی دنیاست و به هر مقدار انسان در سیر به سوی خداوند بیشتر کوتاه باشد و در مقام معنوی سیر «من الله الی الخلق فی الخلق الی الله» قرار داشته باشد حالت انقباض و انبساط روحی او بیشتر خواهد بود تا آنجا که پیامبر اسلام(ص) برای جبران انقباض روحی خود روزانه 25 بار یا 70 بار استغفار داشت و خودش را به اندازه ای در مشقت و سختی قرار می داد که آیه نازل شد. «طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی؛ طه قرآن را بر تو فرو نفرستادیم که خودت را به مشقت و سختی بیاندازی» (طه، آیه 1 و 2).
علاوه بر این که حالت انقباض و انبساط، جلوه ای از «وصل و هجران» و «خوف و رجا» می باشد که لذت ارتباط با خداوند را دو چندان می کند و به سیر معنوی انسان عمق بیشتر می دهد به همین جهت گفته شده است «ولاء و بلا» در دنیا برای اولیا خدا قرین همدیگر می باشد.
گفتنی است انسان حالات گوناگونى دارد. در نهج البلاغه از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده: «ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا» بنابراین قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنویات دارد و گاه پشت مى کند. در این رابطه فرموده اند: در هنگام اقبال دل به مستحبات و مندوبات بپردازید و در صورت ادبار به واجبات اکتفا کنید. البته هر قدر انسان مجاهده نفس بیشترى کند و با خدا و قرآن و اهل بیت(ع) انس بیشترى گرفته و دل از هواهاى نفسانى تخلیه کند به تدریج اقبالش بیشتر شده و به صورت ملکه راسخه در مى آید. آن گاه است که در همه حالات به یاد خدا و متوجه اوست و هیچ چیز نمى تواند او را از محبوب حقیقى باز دارد. این همان حالتى است که ازآن تعبیر به «نماز دائم» شده است:
خوشا آنان که الله یارشان بى به حمد و قل هوالله کارشان بى
خوشا آنان که دایم در نمازند بهشت جاودان ماوایشان بى
آرى واقعا گمشده انسان خدا است و تا انسان دریافت درست و حقیقى از مبدأ و معبود خود نداشته باشد، دلش آرام نمى گیرد. انسان به دنبال این حقیقت است که به نوعى حضور حق تعالى را در زندگى خویش احساس نماید و از این که مى بیند در بسیارى از موارد قادر نمى باشد که حضور او را در زندگى خویش ادراک نماید، به شدت غمگین مى شود و احساس مى کند که از او غافل و دور افتاده است.
اصلى ترین راه رسیدن به احساس حضور خداوند در زندگى، چیزى جز معرفت صحیح و تصور و شناخت حقیقى از حق تعالى که همان هستى محض، فراگیر و یکدانه عالم است، نمى باشد. با ادراک وجود حق تعالى است که انسان در مى یابد او حقیقت تمامى زندگى است ، حقیقت انسان است و حقیقت هر چیزى است که وجود دارد.
براى تقویت این حرکت و رشد آن توجه به چند نکته لازم است:
1- پرهیز از مجالست و همنشینى با اهل دنیا و دور از معنویت. چه آنکه از رسول اکرم(ص) نقل شده است که فرمود: «به خاطر برخورد با اهل دنیا قلبم زنگار گرفته و مکدر مى شود و براى جبران آن روزى هفتاد مرتبه استغفار مى کنم». خداوند نیز در سوره «نجم آیه 29»مى فرماید: فاعرض عن من تولى عن ذکرنا و لم یرد الا الحیوه الدنیا؛ M}پس از کسانى که از یاد ما روى گرداندند و جز زندگى دنیا را نخواستند اعراض کن و روى بگردان{M.
2- محاسبه نفس که هر شب یا هر هفته و یا لااقل هر ماه گذشته خود را بررسى نماید و به تعبیرى به خود نمره بدهد. اگر کار شایسته اى انجام داده سپاسگزار بوده و از خداوند ادامه توفیق را بخواهد و اگر مرتکب خلافى شده استغفار نموده و تصمیم بر ترک آن بگیرد.
3- بهره گیرى از ثقل اکبر و قرآن کریم و انس با آن. چه این که هم تلاوت و حفظ قرآن به انسان نورانیت بخشیده و معنویت مى دهد و هم آشنایى با معارف آن (هرکسى در حد خودش حتى در حد ترجمه) موجب رشد روحى مى باشد. زیرا معارف قرآن و آیاتش نسخه هایىاست براى درمان دردها و مشکلات. گرچه در برداشت از آیات متشابه باید جانب احتیاط را پیشه کرد و آن را به اهلش واگذار نمود و گرنه ممکن است خود آن موجب گرفتارى گردد.
4- بهره گیرى از ثقل اصغر و ائمه هدی(ع) و توسل به ایشان. باید توجه داشت که توسل به حضرات معصومین(ع) هم خود توجه به حق تعالى و عالم ملکوت است و هم زمینه ساز بهره گیرى بیشتر از فیض ربوبى و کسب توفیقات بیشتر. بنابراین نمى توان چنین پنداشت که به ائمه(ع) توسل داشته ایم ولى جوابى نگرفته ایم. زیرا همان توفیق توسل خود توجه به حق بوده است و مایه دورى از غفلت. پس خود جواب بوده است و چه بسا که همین روحیه کمال خواهى و به دنبال معنویت بودن از آثار و برکات همان توسلات باشد که باید ادامه یابد. چه بسیارند کسانى که از غفلت خود نیز غافلند و یا پس از توجه در صدد درمان بر نمى آیند. از این رو باید سپاسگزار نعمت ها و معنویات به دست آمده بود و درخواست استمرار و افزایش آن را از خداوند داشت.
حضور قلب:
مهمترین عامل لذت بردن از عبادت و نماز حضور قلب است. حضور قلب یکی از حالات بلند عرفانی و معنوی است و شاید سال های متمادی و پیاپی زمان می خواهد تا انسان به این مقام برسد که در نماز کاملا حضور قلب داشته باشد و به هیچ وجه حواس اش پرت نشود.
اصلی ترین عامل تمرکز حواس و حضور فلب, گرایش های عاطفی انسان است. علاقه ها, دلبستگی ها و به خصوص عشق که همان شدت حب و دلبستگی است, تعیین کننده ترین علت تمرکز انسان بر یک موضوع است. کسی که عاشق تحصیل دانش است, تمرکز بیشتری در درس و مطالعه دارد تا کسی که علاقه چندانی به آن ندارد. کسی که عاشق کسی شده است، شاید تمام فکر و ذکرش یاد او شود و دائم به فکر او باشد. همین طور در مورد نماز و عبادت کسی که عاشق خدای متعال و پرستش او است, در نماز بیشتر از هر زمان و موقعیت دیگری, حضور قلب دارد؛ زیرا نماز دقیقا هنگامی است که اجازه یافته با معشوق خویش سخن بگوید و راز و نیاز عاشقانه داشته باشد و در این حالت آنقدر در جذبه حق است که امکان ندارد حواسش از محبوب به چیز دیگری که بدان چندان علاقه ای ندارد, پرت شود؛ از آن رو بهترین و بالاترین درجه حضور قلب مخصوص عارفان حقیقی و عاشقان خدا است و سایرین نیز هر یک به نسبت معرفت و عشق و علاقه که به خداوند دارند, از حضور قلب برخوردار می شوند.
در مقابل این علاقه و احساس حضور, علاقه و دلبستگی به دنیا و لذت های مادی و مانند آن قرار دارد که باعث می شود انسان حواس و تمرکزش به سمت دنیا گرایش پیدا کند و در نتیجه نسبت به امور معنوی بی توجه گردد و در نماز که یک امر معنوی است, حضور قلب کمتری داشته باشد.
پس از آشنایی با معیار اصلی حضور قلب اکنون شما نیاز به یک بررسی دارید, شاید دلیل کم شدن تمرکز و حضور قلب شما در تقویت گرایش های عاطفی نسبت به دنیا و لذت های مادی باشد, در این صورت اگر بخواهید این حالت را درمان کنید, لازم است رابطه محبت آمیز خود با خدای متعال را تقویت نمایید. برای این منظور شناخت هر چه بیشتر و حقیقی تر خدای متعال و رابطه از طریق دعا, مناجات و اظهار محبت به او و در مقابل کم کردن مشغله های دنیوی و قطع علائق مادی راه درمان واقعی است.
رهکاری از علامه طباطبایی( ره)
یکى از شاگردان علامه طباطبایى(ره) از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى برد به خدمت علامه(ره) رسید و راهکارى خواست. ایشان نخست از پاسخ خوددارى کردند، پس از چندبار اصرار به شاگرد خود رو کردند و فرمودند: «شما نمى توانى!» شاگرد گفت: آقا شما بفرمایید حداقل اگر کسى پرسید به او بگویم.
علامه(ره) فرمودند: «فکر در نماز دنباله افکار شبانه روز است. کسى که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده نمى تواند هنگام نماز یاد خدا را استمرار دهد.»
بنابراین توصیه مى شود محیط زندگى را از حالت یکنواختى و خسته کننده بیرون آورید و با یک برنامه ریزى مناسب به کارهاى شخصى، درسى و روابط خوب با دیگران بپردازید، و به همه کارهاى روزانه خود رنگ خدایى بدهید و پیش خود بگویید: «خدایا من در خانه و کلاس و در طول روز آن چه تو دوست دارى انجام مى دهم. تو هم قلب مرا از محبت خود پر گردان و نگرانى آینده را از دل من بر گردان. چنین رازگویى و نیازخواهى صادقانه با خدا دریچه اى از نور و عرفان به سوى انسان مى گشاید. و تداوم این عهد و پیمان، مشکلات را یکى پس از دیگرى برطرف مى سازد.
توضیحات کاربردی بیشتر:
براى حضور قلب در نماز و دعا باید از راه هاى زیر استفاده کنید:
1- دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنویت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...
در کتاب هاى حدیث آمده است: شخصى از پیامبر(ص) درخواست کرد که راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در نماز پیدا کند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراین وضوى شاداب و با آداب خود در حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.
2- گزینش مکان مناسب، دورى ازجاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهیز از هر آنچه که موجب انحراف توجه از خداوند شود.
3- گزینش وقت مناسب و تا آن جا که ممکن است اول وقت خواندن نماز.
4- تا حد امکان در مسجد و با جماعت نماز خواندن و دعا کردن (به ویژه در جماعاتى که بعد معنوى بیشترى دارد).
5- نماز را با طمأنینه و دقت در مفاهیم و معانى آن خواندن و دعا را با توجه به عظمت خداوند و کوچکی خود به جا آوردن.
6- در نماز در حال ایستاده به مهر نگریستن و در رکوع پایین پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.
7- تخلیه دل از حب دنیا و امور دنیوى وآن را مالامال از عشق خدا ساختن. توضیح: ذهن انسان همواره متوجه چیزى است که به آن عشق مى ورزد؛ همانند عاشقى که آنى از فکر معشوق خود بیرون نمى رود. این که ما در نمازهایمان همواره به فکر مسائل دیگر هستیم، به خاطر تعلق شدید نفس به دنیا و حب آن است. اما آن که عاشق حق شد، در هر حال و در هر کارى به یاد خدا خواهد بود به طورى که گویى همیشه در نماز است.
8- توجه به این که مبدأ و منتهاى انسان خداوند است وآنچه در این بین است براى امتحان آدمى و ابزارى جهت رشد و کمال اوست.
9- ضبط قوه خیال. توضیح : پرنده لجام گسیخته خیال، چکاوکى است که هر آن بر شاخسارى مى نشیند. ازاین رو همیشه افکار انسان به این طرف وآن طرف متوجه است و قرار و آرامى ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشیارى در کنترل آن بکوشد، پس از چند صباحى رام و مطیع شده و به هر سو که اراده شود متوجه مى گردد. بنابراین انسان باید در نماز ازاول با قاطعیت بنا را بر این بگذارد که تمام توجه خود را به سوى پروردگار معطوف دارد و هر گاه پرنده خیال از چنگ او گریخت، بلافاصله آن رابه همان جهت برگرداند. اگر چندین مرتبه در ایام متوالى چنین کند، کم کم ذهنش عادت خواهد کرد.
10- توجه به عظمت و هیبت پروردگار و فقر و فاقه خود. روشن است اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبه رو است و خود در مقابل او هیچ بلکه عین احتیاج و فقر و فاقه است، با تمام وجود و ذهن و اندیشه خاضع خواهد گردید.
11- قبل از عبادت انسان خود را مستعد و مهیا سازد؛ یعنى، قدرى به خود تلقین کند من در صدد نیایش و نماز هستم و سعى کند افکار متفرق را از ذهنش دور کند.
12- حتى الامکان در بهترین وقت عبادت کند؛ مثلاً، با کسالت - خستگى و خواب آلودگى - وارد نماز نشود. «لاتقربوا الصلوة و انتم کسالى».
13- در حین عبادت مصمّم بر مراقبت باشد و اگر احیاناً افکار دیگرى به او هجوم آورد، همین که متوجه شد، سعى کند خود را از دام آن افکار برهاند.
یکى از اولیاى خدا توصیه نموده اند که مدتى قبل از شروع نماز حداقل 15 دقیقه به حسابرسى و تخلیه درون بپردازید و به صورت ارادى عوامل پریشانى خاطر را تعدیل بخشید. با گفتن ذکر های مستحبی و دعاهای افتتاح نماز و استغفار خود را براى نماز مهیا سازید.
همانگونه که گفته شد حضور قلب در حال نماز و دعا و مناجات با قاضی الحاجات یکباره و به طور ناگهانی حاصل نمی گردد، بلکه نیازمند صبر و حوصله و تأنی است و باید با نفس مانند کودکی نوآموز مدارا کرد و به تدریج و با آهستگی آن را مهار و رام نمود و آن را متوجه نمود. بنابراین باید از مقدار بسیار کم شروع کرد و به تدریج بر میزان تمرکز و توجه و حضور قلب افزود. مثلا باید تمرکز را از 5 دقیقه شروع کنید و قبل از نماز و دعا تصمیم جدی بگیرید در این 5 دقیقه حتما حواستان جمع باشد و به اطراف توجهی نکند، پس از موفقیت در پنج دقیقه باید حدود یک ماه بر روی آن کار کنید و هنگامی که متوجه شدید بر این مقدار توجه و حضور تسلط یافته اید آن را به ده دقیقه افزایش دهید و همین طور کم کم بر وسعت آن بیفزایید تا انشاءالله در تمام اوقات نماز و دعایتان حضور قلب و تمرکز را داشته باشید.
مطالعه کتاب هایى همچون «آداب الصلوه» یا «پرواز در ملکوت امام خمینى» و «اسرار الصلوه» مرحوم میرزا جواد آقا ملکى بسیار نافع است.
دو کتاب دیگر نیز در این مورد پیشنهاد مى کنیم:
1. حضور قلب در نماز، على اصغر عزیزى تهرانى
2. حضور قلب در نماز، محمد بدیعى.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.