لزوم یادگیری دین ۱۳۹۷/۱۲/۲۶ - ۲۲۸ بازدید

سلام
میشه به این سوال پاسخ بدهید
اگر جامعه‌یی بدون تفکر به مفاهیمی چون خدا، آخرت، دین و ... زندگی کند، آیا ضرر می‌کند؟ چه ضرری و چرا؟
باتشکر
ضرورت تحقیق در مباحث اعتقادی :
به نظر علمای اسلام دو عامل عمده و دو پیشرانه قوی در وجود خود آدمی است که او را به سمت کشف جواب سؤالات فوق به حرکت درمی آورد؛ آن دو نیروی محرکه درونی عبارتند از فطرت و عقل. انسان ذاتا موجودی حقیقت جو و کمال طلب است. هیچ انسانی روی کره خاکی یافت نمی شود که حقیقتا از یافتن حقیقت ناخرسند یا از کمال بیزار باشد، انسان در سایه همین حس درونی، همواره در پی پاسخ این پرسش بوده که آیا عالم مبدائی دارد یا نه؟ و اگر مبدأیی هست و همه کمالات وجودی ناشی از اوست، آیا می توان به فیض او متضل گشته از کمالات وی بهره افزونتری جست یا نه؟ این کسانی که مدعی ارتباط با او بوده خود را نبی می نامند در ادعای خود صادقند یا خیر؟ و آیا آدمی در پس عمر چند روزه اش بقا خواهد داشت یا نیست و نابود خواهد شد؟ اینها سؤالاتی است که هر انسان سالم الذهنی در مدت عمر خود بارها با آن مواجه می شود و هیچ انسان عادی نیست که این سوالات را برای او مطرح نباشد. اما موضع گیری افراد نسبت به این سوالات متفاوت است. برخی به این ندای درونی پاسخ مثبت داده درصدد تحقیق برمی آیند ولی برخی دیگر تنبلی کرده این سوالات را با شعبده بازیهای نفس اماره چنان در لابلای دهها و صدها توجیه پنهان می کنند که گویی از اساس چنین سوالاتی مطرح نبوده است، برخی دیگر برای گریز از پیامدهای بعدی این سوالات خود را به جاده خاکی زده، جوابهایی باب میل نفس خود برای این سوالات پیدا نموده با چسب فرضیه های علمی و به زور بازیهای لفظی به ریش این سوالات می بندند.
عامل درونی دوم که آدمی را به تحقیق درباره اصول دین سوق می دهد،‌ عقل است. زمانی که آدمی با احتمال وجود خدا و نبوت و معاد روبرو می شود، از خود می پرسد: اگر خدا حقیقتا وجود داشته باشد چه؟ اگر مدعیان در ادعای خود صادق باشند چه؟ اگر معادی در کار باشد چه؟ عقل می فهمد که اگر این احتمالات درست باشند و انسان به آنها اعتنا نکند با ضرر فوق العاده ای مواجه خواهد شد. لذا عقل برای دفع ضرر احتمالی بر خود واجب می داند که به دنبال تحقیق در اصول دین باشد. اگر کسی احتمال دهد که داخل کفش او عقربی وجود دارد، به این احتمال ترتیب اثر می دهد، پس چگونه به این سوال های فوق العاده مهم ترتیب اثر ندهد در حالی که نفع و ضرر مربوط به این سوال های فوق العاده عظیم و ابدی است. بنابراین حس کمال جویی و نفع طلبی و حب ذات و حب کمال ذات از یک سو و حس تنفر از ضرر و نقص از سوی دیگر عقل برمی انگیزد که فقط به وجوب تحقیق در اصول دین را صادر نماید.
در اینجا ممکن است سوال شود که اگر پی جویی این سوالها از یک سو فطری و از سوی دیگر فتوای عقل است، پس چرا عده زیادی هیچ گاه دنبال تحقیق در این وادی نیستند؟
حکما در جواب گفته اند آدمی تا فایده چیزی را تصدیق نکند، اقدام به آن نمی کند. پس اگر در موردی دو امر مفید با هم تعارض پیدا کنند، انسان دنبال آن موردی می رود که نفع آن بر نفع دیگری ترجیح می دهد. به همین علت برخی با اینکه ضررهای اعتیاد به مخدرات را می دانند، باز آن را استعمال می کنند چون در ذهن خود منافعی برای آن توهم نموده و منافع آن را بیشتر از ضررش می پندارند.
درباب تحقیق در اصول دین نیز بسیاری از افراد به علت تصور سرسری منافع آن و در مقابل تصور غلیظ منافع دنیایی، دنبال دنیا رفتن را ترجیح می دهند. اگر منافع تحقیق در اصول دین و ضررهای ترک آن برای این گونه افراد به درستی شرح داده شود و فضای ذهن آنها را پر کند، در آن صورت دنبال این کار مهم خواهند رفت. اکثر مردم در این وادی مانند کودک بیماری هستند که از داروی تلخ گریزان است، چون تصور درستی از منافع دارو ندارند. اگر مرگ برای چنین کودکی تصویر شود و ربط بین نخوردن دارو و مرگ برای او بیان شود، او نه تنها از خوردن دارو فرار نخواهد کرد بلکه خود، طالب خوردن دارو خواهد بود. اگر ضرر عظیم ترک تحقیق در بنیانهای دین نیز برای کسی به درستی معلوم شود، مشتاقانه در پی آن خواهد رفت.
برای بررسی بیشتر به مقالات چرا دین چرا اسلام از تارنمای همین پایگاه پرسمان مراجعه فرمایید :
https://www.porseman.com/search?q=%DA%۸۶%D۸%B۱%D۸%A۷+%D۸%AF%DB%۸C%D۹%۸۶
 
 
 
 
 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.