لیلة المبیت ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ - ۵۹۶ بازدید

فردی می گفت خوابیدن حضرت علی(علیه السلام) در جای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چندان افتخار ندارد چون در آن لحظه که کفار در خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شدند علی(علیه السلام) طبیعتاً صدای ایشان را شنید و ملحفه ای که بر رویش بود را کنار زد و کفار نیز وقتی دیدند که او پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیست وی را رها کردند؟ آیا در منابع اهل سنت به این موضوع پرداخته شده است؟ از طرف دیگر اگر پیامبر و علی(علیهما السلام) علم غیب داشتند پس خوابیدن حضرت علی(علیه السلام) به جای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) کار مهمی نبوده است؟

«علی(علیه السلام) جان خویش را به خدا فروخت، لباس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را پوشید، سپس به جای او خوابید. قریش هنگامی که صبح شد ناگهان نگاه کردند و دیدند علی(علیه السلام) است گفتند: محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) کجا است؟ گفت: من آگاهی ندارم، گفتند: ما تعجب می کردیم هنگامی که سنگ به سوی تو می انداختیم پیچ و تاب می خوری و از یک پهلو به پهلوی دیگر می شدی!»؛ این قطعه را محدثان و مفسران درباره لیلةالمبیت گزارش کرده اند.[ مستدرک الصحیحین، ج ۳، ص ۴؛ شواهد التزیل، ج ۱، ص ۱۰۰.] درباره این پرسش سه ضلعی، پاسخ ذیل مطرح است:

۱. ایثار علی(علیه السلام)

خوابیدن علی(علیه السلام) به جای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در آن شبی که همگان بر قتل رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) هم داستان شده بودند؛ یک ایثار و جان فشانی شمرده می شود؛ زیرا حضرت از خطراتی که ممکن است جان خودش را تهدید کند سؤال نمی کند، بلکه آنچه باعث دغدغه خاطر او می شود سلامتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است، و هنگامی‌که از سلامتی آن حضرت مطمئن می شود، تمام خطرات را به جان می خرد و در بستر آن حضرت می خوابد. حتی خود را آماده جان فشانی می کند. او از سوی مشرکان تا مرز مرگ، به شدت مضروب می شود و گویا ساعتی نیز محبوس می گردد[ بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۹۲.]. این ایثار در منظر الهی زیبا و ستودنی است آن گونه که خداوند می فرماید:
(((وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ)))[ بقره، آیه ۲۰۷.]؛
«برخی از مردم جان خود را برای تحصیل رضای خداوند می فروشند خداوند به بندگان خود رؤوف و مهربان است».
شراء در این آیه شریفه به معنای فروختن است، و تنها با معامله علی(علیه السلام) در لیلةالمبیت قابل انطباق است علامه طباطبایی معتقد است: «از این آیه فهمیده می شود در آن روز مردی وجود داشته که جز به پروردگار خود نمی بالیده، و جز به دست آوردن رضای خدای تعالی هیچ هدفی را دنبال نمی کرده، مردی بوده که رفتارش امر دین و دنیا را اصلاح می کرده، و به وسیله او حق احقاق می شده، و عیش انسان ها پاکیزه می شده، و بشر از برکات اسلام برخوردار می شد. با این بیان ارتباط ذیل آیه با صدر آن به خوبی روشن می گردد، و معلوم می شود که چرا در ذیل آیه فرموده: (((وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ)))؛ «خدا نسبت به بندگان رؤوف است»؟ چون وجود چنین فردی در میان انسان ها خود رأفتی است از خدای سبحان به بندگانش، آری اگر مردانی دارای این صفات بین مردم و در مقابل آن دسته دیگر از مردان منافق و مفسده جو وجود نداشتند، ارکان دین منهدم می شد، و در بنای صلاح رشاد سنگی روی سنگ قرار نمی گرفت»[ طباطبایی، المیزان، ج۲، ص ۹۸.].
در آن هنگام که علی(علیه السلام) می خواست در بستر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بخوابد، این اشعار را زمزمه می کرد:
«با جان خویش نگهداری و پاسداری از کسی کردم که بهترین انسانی بود که بر روی زمین گام نهاد، همان کس به خانه کعبه و حجر طواف فرمود.
همان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) که از مکر دشمنان بیمناک بود و خداوند قادر او را (از مکر و نقشه های شوم آنها) رهایی بخشید.
و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در غار در امن و امان بود و در حفظ الهی و در پوشش قرار داشت.
و من مراقب آنها (دشمنان) بودم، و آنها باور نمی داشتند که من به جای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوابیده ام در حالی که آماده برای کشته شدن و اسارت بودم»[ مستدرک الصحیحین، ج ۳، ص ۴.].
لازم به ذکر است که ایثار امیرمؤمنان(علیه السلام) یکی از بزرگ ترین فضایل ایشان است که در اکثر منابع اسلامی آمده، و به قدری چشمگیر است که معاویه، به خاطر دشمنی خاصی که با علی(علیه السلام) داشت طبق روایتی چنان از این فضیلت ناراحت بود که سمرة بن جندب را با چهارصد هزار درهم تطمیع کرد تا بگوید این آیه درباره عبدالرحمن بن ملجم، قاتل علی(علیه السلام) (طبق حدیث مجعولی) نازل شده، و آن منافق جنایت پیشه نیز چنین کرد، ولی همان طور که انتظار می رفت حتی یک نفر این حدیث مجعول را نپذیرفت[ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۴، ص ۷۳.].

۲. سند فضیلت

این فضیلت که در آیه شریفه نیز بدان اشاره شده، در بسیاری از منابع معتبر و شاخص اهل سنت بیان شده است[ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۱۰۰؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۵؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۳۴۸.].
حاکم حسکانی (متوفی ۴۸۳ق)، عالم برجسته حنفی، در روایتی از ابن عباس، چنین نقل می کند: «علی(علیه السلام) نخستین کسی بود که بعد از خدیجه(سلام الله علیها) به رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورد و لباس او را پوشید و در بستر او خوابید»[ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۹۸.].
ثعلبی(متوفی ۴۲۹ق)، مفسر معروف اهل سنت می نویسد: «پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامی که تصمیم گرفت به سوی مدینه هجرت کند، علی بن ابیطالب(علیه السلام) را در مکه، برای ادای دیون و امانت های مردم که نزد او بود، گذارد، و آن شب که به سوی غار حرکت می کرد، در حالی که مشرکین اطراف خانه او را گرفته بودند دستور داد که علی(علیه السلام) در بستر او بخوابد، و به او فرمود: پارچه سبز رنگی که من دارم (و به هنگام خواب روی خود می کشم) به روی خود بینداز و در بستر من بخواب، ان شاءالله هیچ مکروهی به تو نمی رسد. علی(علیه السلام) این کار را انجام داد، در این موقع خداوند به جبرئیل و میکائیل وحی فرستاد که من در میان شما پیمان برادری ایجاد کردم و عمر یکی را طولانی تر از دیگری قرار دادم، کدام یک از شما دو نفر، زندگی دیگری را بر خود مقدم می شمرید (و عمر طولانی را برای دیگری می خواهید) هر یک از آن دو، حیات خویش را برگزیدند، در این هنگام خداوند به آنها وحی فرستاد چرا شما همانند علی بن ابیطالب(علیه السلام) نبودید؟ من میان او و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) برادری برقرار ساختم و او در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد، به زمین فرود آیید، و او را از دشمنانش حفظ کنید، آنها هر دو فرود آمدند؛ جبرئیل بالای سرش و میکائیل پایین پایش بود و جبرئیل صدا می زد: آفرین آفرین! چه کسی همانند تو است ای علی؟! خداوند متعال بر تو نزد فرشتگان مباهات کرد. در این هنگام که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به سوی مدینه در حرکت بود این آیه در شأن علی(علیه السلام) نازل شد: (((وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ)))[ بقره، آیه ۲۰۷.].»[ ثعلبی، الکشف و البیان، ج۲، ص ۱۲۵ و۱۲۶.]

۳. خبر از آینده

درباره قدرت معصومان(علیهم السلام) و برخورداری آنان از علم نسبت به غیب و آینده، این نکته لازم به ذکر است که علم غیب برای پیامبر و امامان(علیهم السلام) شأنی است؛ یعنی، چنان نیست که این علم همواره، هر چیزی را در اختیار آنان قرار دهد. بر این اساس، ممکن است نسبت به حوادث آینده با همه جزئیات آن علم نداشته باشند چون اراده نکرده اند که بدانند.[ سبحانی، آگاهی سوم، ص ۲۵۵. ] ازاین رو ممکن است امام در این حادثه، اراده ای برای دانستن عاقبت کار نداشته است، بدین جهت احتمال خطر در ذهن حضرت بوده و در عین حال حاضر به این فداکاری و ایثار بزرگ شده است و مورد تمجید و مدح الهی قرار گرفته است، بنابراین حادثه فوق افتخاری بس بزرگ برای آن حضرت بوده و منافاتی با علم غیب ائمّه(علیهم السلام) ندارد[ مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص ۲۸۳. ]. [ تکالیف دینی معصومان(علیهم السلام) همواره بر طبق علومی بوده که از مسیرهای عادی برای آنها پیدا می شده است. مثلاً پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان(علیهم السلام) منافقین را خوب می شناختند و می دانستند که آنها ایمان واقعی ندارند ولی هرگز با آنها معامله با کفار را انجام نمی دادند بلکه از نظر معاشرت و ازدواج و دیگر احکام با آنها مانند سایر مسلمانان رفتار می کردند. همچنین هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم می نشستند، مطابق قوانین قضائی اسلام حکم می کردند و از علوم غیر عادی خود استفاده نمی نمودند و یا در خوردن میوه و یا غذایی، آنچه پیش روی خود بود که مانعی از خوردن آن نمی دیدند، آن را تناول می کردند. اصولاً عمل دائمی بر اساس علم غیرعادی و نظام اسباب و مسببات طبیعی، موجب اختلال در امور است زیرا اراده غالب خدا به جریان امور، بر اساس علم عادی بشری تعلق گرفته است به همین جهت معصومان(علیهم السلام) برای شفای بیماری خود و اطرافیانشان از علم غیب استفاده نمی کردند. (صافی گلپایگانی، معارف دین، ج۱، ص ۱۲۱).]

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.