مأموریت های ویژه ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ - ۴۳۹ بازدید

چـرا پـیامبـر(صلی الله علیه و آله و سلم) در زمـان خـود کـارهـا را بـه امیرالمؤمنین(علیه السلام) واگذار نکرد تا مردم بدان عادت کنند؟

با کمی درنگ در تاریخ ۲۳ ساله پس از بعثت و به خصوص در دوران ده ساله نخستین حکومت اسلامی؛ برجستگی امیرمؤمنان(علیه السلام) در انجام مأموریت های ویژه آَشکار است؛ مأموریت هایی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تنها به جوان برجسته ای به نام علی(علیه السلام) واگذار کرد و بسیاری از اصحاب بر این تصدی های ویژه خو گرفته بودند؛ نمونه های ذیل گواه مدعاست: ۱. بعضی از امور تنها از شخص پیامبر یا نماینده خاص او ساخته بود؛ تخریب بت خانه ها و ریشه کنی مظاهر شرک از این جمله است. پیامبر رحمت در کنار نشر آیین یکتاپرستی، تخریب بت ها را به دست جوان نام آور، حضرت علی(علیه السلام) سپرد. این امر پس از فتح مکه اتفاق افتاد و برخی از بت های نصب شده، در درون و برون کعبه را امام علی(علیه السلام) سرنگون کرد. علی(علیه السلام) به دستور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بر دوش ایشان قرار گرفت و بت بزرگ قریش را که از مس بود، به زمین افکند و سپس به انداختن دیگر بت ها پرداخت[ السیرة النبویه، ج ۴، ص ۱۹۰؛ الارشاد، ج ۱، ص ۶۵؛ امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۳۶۰.].
۲. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در ایام محاصره طائف نیز به امیرمؤمنان(علیه السلام) مأموریت داد تا با سپاهی مجهّز بر بت پرستان حمله برد و هر جا بتی یافت، آن را بشکند. علی(علیه السلام) نیز در انجام این دستور، دشمن را درهم شکست و بت های آنان را درهم کوبید و سپس به طائف بازگشت. حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با رسیدن او، تکبیر گفت و مدتی را با وی در خلوت به گفتگو پرداخت. چنان که گله برخی از صحابه را برانگیخت. جابر می گوید: «ما منافقان را به وسیله بغض و کینه ایشان نسبت به علی(علیه السلام) می شناختیم!»[ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج ۲، ص ۶۲۵؛ الاستیعاب، ج ۳، ص ۴۶.].
۳. در سال نهم هجرت، علی(علیه السلام) مأموریت یافت تا با یکصد و پنجاه مرد انصاری بر سر خاندان «حاتم طایی» رفته، بتخانه «فُلس» را ویران نماید. آن حضرت با یاران خود بامدادان بر آن قبیله یورش برده، بت و بت خانه را ویران ساختند[ السیرة النبویه، ج ۴، ص ۱۶۳؛ امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۳۲۸.].
۴. یک سال پس از فتح مکه، آیات سوره توبه نازل شد. چون پیامبر خود، تصمیم به حضور در حج را نداشت، به وحی الهی علی(علیه السلام) را مأمور ابلاغ این پیام الهی نمود و بی درنگ او را با حکم امیری کاروان حجاج جایگزین ابوبکر - که عازم مکه بود - کرده، به سوی بیت اللَّه اعزام نمود[ الارشاد، ج ۱، ص ۱۵۶؛ طبرسی، اعلام الوری، ج ۱، ص ۲۴۳.].
۵. جوان دلیر و رشید هاشمی، در روز دهم ذی الحجه، بالای جمره عقبه با ندای رسا، سیزده آیه از سوره توبه را قرائت کرد و قطعنامه چهار ماده ای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را به گوش تمام شرکت‌کنندگان رسانید. براساس این پیام، مشرکان تنها چهارماه مهلت داشتند که تکلیف خود را در برابر حکومت اسلامی روشن نمایند که در نتیجه پیش از مهلت مقرر، دسته دسته به آیین توحیدی روی آوردند. به گونه ای که در سال دهم هجرت، شرک در حجاز ریشه کن شد[ الارشاد، همان؛ امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۳۲۸.].
۶. در هنگامه هر جنگ که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرماندهی غزوات را به عهده داشت، اداره شهر مدینه را به یکی از یاران خود می سپرد و به دلیل اهمیت نبردها، همواره علی(علیه السلام) را همراه خود می ساخت. اما در سال نهم هجرت که سپاه آماده نبرد تبوک می گشت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) عموزاده جوان خود، علی(علیه السلام) را امیر مدینه قرار داد و فرمود:
«إنّه لابدّ أن أقیم أو تقیم»[? ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص۲۴.]؛ «ناگزیر یا من باید در مدینه بمانم یا تو»
زیرا حضرت از توطئه اعراب و بسیاری از مکیان که با آنان جنگ کرده بود، باخبر بود و بیم داشت که در نبود او بر مدینه بتازند و با همدستی منافقان مدینه، پیشامد ناگوار و غیرقابل جبرانی روی دهد. بدین جهت علی(علیه السلام) را در مدینه جانشین خود ساخت[ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص ۶۷.].

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.