ماجرای ماریه و حفصه همسران پیامبر ۱۳۹۵/۳/۶ - ۳۰۸ بازدید

باسلام،در قضیه ماریه که یکی از کنیزان پیامبر(ص)بوده،در کتاب بحارالانوار و کتب اهل سنت آمده که شبی که پیامبر(ص)در خانه حفصه بود،ماریه هم آنجا بود و هنگامی که حفصه بیرون میرود،پیامبر (ص)ماریه را نزد خود میخواند،وقتیکه حفصه برمیگردد می بیندکه درب بسته است ناراحت میشود،وپیامبر(ص)هم برای دلداری او ماریه را برخودحرام میکند،وبه حفصه میگوید این موضوع را جایی نقل نکند،برای برخی افراد سوال است که مگر پیامبر(ص)العیاذبالله کارنامشروعی کرده که فرموده جایی نقل نشود؟قبل ازاین هم گفته شده ماریه را بعنوان کنیزبه حفصه داده بودند،پس آیا برای پیامبر(ص) جایزاست با کنیزی که به همسرش بخشیده نزدیکی کند؟یعنی دوباره بخشش خودش را پس گرفته اند؟

سوره مبارکه تحریم در مورد آزار دو تن از همسران پیامبر(ص) نسبت به ایشان نازل شده است که آن حضرت در برابر آنان به عکس العمل منفى (تحریم برخى از لذائذ برخود) اقدام فرمود و این آیات در رفع تحریم پیامبر(ص) و توبیخ آن دو زن و هشدار به این که همسرى پیامبر(ص) مانع از رفتن به جهنم یا موجب ورود به بهشت نمى شود نازل گردید. شاهد این مطلب آن است که همسران نوح و لوط که به شوهران خویش خیانت کردند به آتش دوزخ گرفتار آمدند. در تعیین این دو زن بزرگان تفسیر حتى بسیارى از مفسران اهل بیت نوشته اند که آن دو زن یکى حفصه دختر عمر و دیگرى عایشه دختر ابوبکر بوده اند. براى تحقیق بیشتر به تفسیرهاى «نمونه» و «المیزان» سوره تحریم و تفاسیر اهل سنت مراجعه شود.
از آیات آغازین سوره تحریم بر می آید که پیامبر اکرم(ص) ، عمل حلالی را بر خود حرام کرده اند و زمینه آن اعتراض بعضی از زنان آن حضرت بوده اند که خداوند از آن تحریم پیامبر اکرم (ص) را بر حذر داشته اند . در اینکه آن کار چه بوده ، در میان مفسران، اختلاف وجود دارد اما پاره ای از مفسران آن را ، به بودن آنحضرت با یکی از زنان شان به نام ماریه قبطیه –که هدیه شاه مصریان به پیامبر بوده است – و اعتراض حفصه به آن بر شمرده اند ، که در نتیجه آن اعتراض ، پیامبر ، بودن با ماریه را بر خود حرام کردند . و خداوند سبحان از این تحریم پیامبر اکرم (ص)را ، نهی کرده است اما در اینکه حقیقت ماجرا چیست در میان نقل های مختلف ، متفاوت به نظر می رسد اما از آیات قرآن همان بدست می آید ، که گفته شد .
در شأن نزول آیات سوره تحریم روایات زیادی در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ نقل شده که مشهورترین و مناسب ترین آنها چنین است: پیامبر (ص) گاه که نزد یکی از همسران به نام به زینب بنت حجش می رفت، زینب او را نگه می داشت و از عسلی که تهیه کرده بود خدمت پیامبر (ص) می آورد. این سخن به گوش عایشه رسید و بر او گران آمد. او می گوید: من با حفصه (یکی دیگر از همسران پیامبر که دختر عمر بود) قرار گذاشتیم که هر وقت پیامبر (ص) نزد یکی از ما آمد فورا به او بگوییم آیا صمغ مغافیر خورده ای؟ (مغافیر صمغی بود که یکی از درختان حجاز به نام «عرقط» تراوش می کرد و بوی نا مناسبی داشت) و پیامبر (ص) مقید بود که هرگز بوی نامناسبی از دهان یا لباسش شنیده نشود بلکه به عکس اصرار داشت همیشه خوشبو و معطر باشد . به این ترتیب روزی پیامبر (ص) نزد حفصه آمد، او این سخن را به پیامبر (ص) گفت: حضرت فرمود: من مغافیر نخورده ام، بلکه عسلی نزد زینب نوشیده ام و من سوگند یاد می کنم که دیگر از آن عسل ننوشم (نکند زنبور آن عسل روی گیاه نامناسبی و احتمالا مغافیر نشسته باشد) ولی این سخن را به کسی مگوی (مبادا به گوش کسی برسد و بگویند چرا پیامبر غذای حلالی را بر خود حرام کرده؟ و یا از کار پیامبر در این مورد و مشابه آن پیروی کنند و یا به گوش زینب برسد و دل او شکسته شود). ولی سرانجام او این راز را فاش کرد و بعدا معلوم شد اصل این قضیه توطئه ای بوده است. پیامبر (ص) سخت ناراحت شد و آیات فوق نازل گشت . ماجرا را چنان پایان داد که دیگر این گونه کارها در درون خانه پیامبر (ص) تکرار نشود. (تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۲۷۱) برای مطالعه بیشتر می توان به: تفسیر المیزان ، علامه طباطبایی تفسیر نمونه ، آیه الله مکارم شیرازی.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.