نسخه آزمایشی

مادران انقلاب ۱۳۸۷/۱۱/۱۶ - ۴۱۵۲ بازدید

مادران انقلاب

در این
مقاله برآنیم تا به بررسی نقش زنان مسلمان در پیروزی انقلاب اسلامی بپردازیم. ان
شاء الله ایام ا... دهه مبارکه فجر بر همه شما عزیزان مبارک باشد. منتظر نظرات خوب
شما هستیم.

 

 زنان تاریخ معاصر ایران را می
توان به سه دسته تقسیم کرد؛ زنان درباری، زنان روشنفکر و عموم زنان مسلمان. زنان
درباری، به علت برخورداری از ثروت و قدرت، از خود، زیاد گفته اند و یا این که
دیگران، بسیار درباره آنان سخن رانده اند. زنان روشنفکر هم به دلیل بهره مندی از
سواد و استفاده از رسانه و کتاب و نیز به جهت حمایت شرق و غرب از آنان، بیش از
اندازه توصیف و معرفی شده اند؛ اما در مورد عموم زنان مسلمان، به جز کلی گویی، چیزی
نمی یابیم؛ در حالی که بار اصلی نهضت های ضداستبدادی و ضداستعماری، بر دوش آنان
بوده است.

 در تظاهرات خیابانی، زنان،
فرزندان خردسال خود را به سینه می فشردند و بدون ترس از تانک، توپ و مسلسل، به
میدان مبارزه می آمدند. آنها حتی جلسات سیاسی برپا می کردند که تعداد این جلسات
سیاسی، در شهرهای مختلف، کم نبود. از این رو، نقش آنان در نهضت امام خمینی، بسیار
ارزنده بود. امام درباره آنان فرمود: «زنان در این نهضت پیش قدم بودند».(۱) به
راستی، چرا زنان که در گذشته، تنها به وقت ضرورت به صحنه می آمدند، این بار، صحنه
را ترک نکردند و حضوری مستمر پیدا نمودند و انقلاب عظیمی را پدید آوردند؟

 مهم ترین دلیل حضور مستمر و همه
جانبه زنان، به تحولی برمی گردد که اندیشه های امام درباره آنها پدید آورد.امام
خمینی درباره زنان و فعالیت های سیاسی اجتماعی آنان، همانند دیگر عرصه ها، نگرشی
جدید عرضه کرد. در این نگرش، زن، مظهر تحقق آمال بشر است و از دامن او، مرد به
معراج می رود. از این رو، زن، انسان ساز است و اگر زن های انسان ساز از ملت گرفته
شوند، ملت ها با شکست و انحطاط مواجه می شوند. اصولاً سعادت و شقاوت کشورها، وابسته
به زن است؛ زن خوب، سعادت و زن بد، شقاوت را به همراه می آورد. علاوه بر این، خانه
و خانواده و دامن مادر، بزرگ ترین مدرسه ای است که انسان در آن تربیت می شود. با
این وصف، امام خمینی بر واجب بودن حضور سیاسی - اجتماعی زنان، پای می فشرد و در این
راه، حتی اجازه شوهر را برای فعالیت های اجتماعی آنان لازم نمی شمرد.(۲)

 نگرش الهی امام خمینی به زنان،
باعث شد تا قشر جدیدی از زنان در عرصه سیاست و اجتماع شکل گیرد و به تدریج، مرز خود
را از دیگر زنان، جدا سازد. این زنان، نه تابعی از الگوی زن مدرن غرب گرای مورد
حمایت رژیم بودند و نه پیرو الگوی زن سنتی که اغلب، خانه نشین و بی تفاوت به امور
اجتماعی و سیاسی بودند؛ بلکه قشر جدیدی بودند که در عین تعلق به هر دو الگو، بر
آنها منطبق نبودند. آنان با جذب نقاط قوت هر یک، تلاش کردند تا از نقاط منفی آنها
بپرهیزند. ویژگی اصلی این گروه از زنان، آن بود که در عین حالی که غرب گرایی را به
شکل افراطی آن نمی خواستند، با وفاداری به ارزش های مذهبی و الگوبرداری از حضرت
فاطمه و حضرت زینب علیهماالسلام، خود را از اجتماع، کنار نمی کشیدند.این قشر جدید
از زنان، سیاسی بودند و با استعماری قلمداد کردن فرآیند نوگرایی شاه، احساسات
ضدغربی خود را هم ابراز می داشتند.(۳)

 


 گام های نخستین

 حضور سیاسی - اجتماعی زنان در سال
های قبل از دهه چهل، بیشتر بر اساس ضرورت ها صورت می گرفت و از این رو، همیشگی و
دائمی نبود؛ ولی رویکرد انقلابی امام خمینی، حضور فعال زنان را در همه عرصه ها می
طلبید. نمونه زیر، نشان از آن داشت که این حضور، می رفت تا بیش از گذشته، رنگ و بوی
اسلامی بگیرد.

 در سالگرد وفات امام صادق علیه
السلام، در مدرسه فیضیه قم، کماندوهای رژیم، به این مدرسه حمله کردند که این حمله،
به کشته و زخمی شدن تعدادی از طلبه ها و روحانیون منجر گردید. زمانی که درِ مدرسه
فیضیه باز شد، زنان و پیرزنان قم به داخل فیضیه آمدند و برای طلاب شهید و مجروح،
عزاداری کردند و شیون و ناله سر دادند. زنان با گریه می گفتند: این طلبه ها از دیار
خود برای کسب علم و دین به قم پناه آورده بودند و حالا آنها را کشتند و کسی از
جنازه های آنها خبر ندارد.(۴)

 همین زنان، زمانی که بستگان طلاب
شهید برای تحویل اجساد و برگزاری مراسم ترحیم آنان به قم آمدند، با آنها همدردی
نموده، از بذل توجه به مجروحان طلبه، مضایقه نکردند.

 


 مشارکت در قیام

 تحولی که امام برای تغییر نگرش
درباره فعالیت سیاسی - اجتماعی زنان آغاز کرد، از همان ابتدا، تأثیر خود را نشان
داد. وقتی رژیم پهلوی در اوایل دهه ۴۰، برای نخستین بار به زنان ایران، حق شرکت در
انتخابات را عطا کرد، بر خلاف تصور رژیم، سیل عظیمی از مخالفت ها با این اقدام،
جاری شد. آن چه برای رژیم، عجیب تر از همه جلوه می کرد، حضور بانوان در اعتراض های
گسترده علیه حق رأی زنان بود. نظام شاهنشاهی برای انحراف افکار عمومی، تظاهرات و
شورشی را که بر ضد همه پرسی اعطای حق رأی به زنان و دیگر لوایح شش گانه به راه
افتاد، ارتجاع سیاه نامید و علت آن را تحریک روحانیانی دانست که با گسترش حقوق زنان
مخالفند. روحانیان نیز از مخالفان جدی این اقدام بودند و مخالفت خود را به صراحت
بیان می کردند؛ اما مخالفت روحانیان و زنان، نسبت به گسترش حقوق بانوان نبود؛ بلکه
آنها می دانستند که هدف شاه، اعطای واقعی حق انتخاب شدن و انتخاب کردن برای زنان
نیست؛ بلکه هدف، آن بود که زنان را به فساد بکشانند.(۵)

 زنان با درک عمیق مقاصد غیراسلامی
شاه، همراه با امام خمینی به مخالفت با انقلاب سفید پرداختند و زمانی که رهبری
مخالفان فاسد کردن زنان، دستگیر شد، زنان و مردان، به اعتراض دست زدند. در رأس همه
این اعتراض ها، قیام مردم قم بود.

 در این روز، بانوان قم به داخل
حرم آمده، همانند جنگ احد و بدر، مردان را تهیج کرده، به حرکت وا می داشتند. یک
شیرزن قمی، به بهانه این که می خواهد از یک طرف خیابان به طرف دیگر برود، از نیروی
پلیس، استمداد می طلبد؛ آنها نیز بازوی او را گرفته، به طرف دیگر خیابان می برند.
در همین هنگام، آن زن، دشنه ای از زیر چادر خود بیرون آورده، شکم یکی از آنها را
پاره می کند. پس از آن، مردم به مرکز شهر هجوم آورده، با پلیس به زد و خورد
پرداختند. در جریان این درگیری، تعدادی از زنان نیز به شهادت رسیدند.(۶)

 بر پایه گزارش های تاریخی، زنان
قم، در حادثه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، نقش مهمی بر عهده داشتند؛ آنان مردان را به قیام علیه
دولت و حمایت از امام خمینی تشویق کردند؛ خود، در راهپیمایی و تظاهرات ضددولتی شرکت
نمودند؛ با ابزارهای ساده، به درگیری با پلیس پرداختند و در درگیری با پلیس، تعدادی
از آنان به شهادت رسیدند.

 

 اعلام
تنفر

 پس از ترور حسنعلی منصور، موجی از
دستگیری ها به راه افتاد. در این میان، دغدغه اصلی خانواده مبارزان سیاسی، نجات از
دستگیری و یا خلاصی افراد در بند و یا فراهم کردن شرایط بهتر برای زندانیان بود.
این نگرانی ها، با اعدام چهار تن از عاملان ترور منصور، بیشتر شد. به این دلیل،
جمعیت مؤتلفه اسلامی که ارتباط تنگاتنگی با امام داشت، در صدد برآمد تا اجتماعی از
زنان و همسران مجاهدان ترتیب دهد و به این وسیله، رژیم را تحت فشار قرار دهد تا از
ادامه خشونت دست بردارد و یا آن را کاهش دهد.

 در یکی از روزهای داغ تابستان
۱۳۴۴، نزدیک به ۱۵۰ نفر از زنان، در حالی که چادر بر سر داشتند و عده ای هم پوشیه و
روبنده زده بودند، مقابل دفتر نخست وزیر جمع شدند و آرام آرام، تظاهراتی را به راه
انداختند. عده ای از آنها از جمله خانم صدیقه امانی، خواهر شهید صادق امانی که به
حق زنی شجاع بود، ضمن سخنرانی، اعتراضات و خواسته های خانواده های مبارزان را اعلام
کردند. یکی از مأموران نیز، برای احتراز از درگیری و جمع کردن قضایا، شروع به صحبت
کرد و وعده داد که به این اعتراض ها توجه خواهد شد.(۷)

 پس از این اجتماع، جمعیت مؤتلفه
اسلامی تصمیم گرفت تا رسیدن به نتیجه دل خواه، حضور زنان را در صحنه حفظ کند؛ از
این رو، در برنامه ای دیگر، زنان را به ملاقات مراجع و علمای قم برد. اولین جایی که
زنان وارد شدند، منزل آیة اللَّه شریعتمداری بود. وی ابتدا از پذیرفتن آنها خودداری
نمود؛ ولی با اصرار بانوان، وی با آنان ملاقات کرد. شریعتمداری قول داد که خواسته
بانوان را از طریق یکی از سناتورها به گوش دربار برساند. پس از آن، زنان به دیدار
آیةالله گلپایگانی رفتند. خواهر شهید امانی، همچون گذشته، به عنوان سخن گوی جمع، به
بیان خواسته های آنان پرداخت و خواسته های خود را با شور و هیجان مطرح ساخت؛ به
گونه ای که آیة الله گلپایگانی به گریه افتاد و گفت: به جدّم قسم! هر کاری از دستم
برآید، برایتان انجام می دهم. این حرکت تبلیغی و اعتراض آمیز، پس از ملاقات با دیگر
علمای قم پایان پذیرفت؛ ولی در آن زمان، تأثیر مطلوبی بر تقویت روحیه مجاهدان و
خانواده هایشان بر جای گذاشت.

 در طی سال هایی که نهضت امام
خمینی ادامه داشت، دانشجویان دختر به عنوان قشر جدیدی از زنان مسلمان جامعه، به
نهضت ملحق شدند و نقش برجسته ای را ایفا کردند. چهار هزار دانشجوی دختر و پسر، شعار
«تو اگر برخیزی، من اگر برخیزم، همه برمی خیزند» را در بهمن ۱۳۴۸ و در مقابل
درب اصلی دانشگاه تهران، سر دادند. آنها در کنار زنان دیگری که دانشگاهی نبودند،
ولی خواسته هایشان یکسان بود، به مبارزه علیه رژیم پرداختند و حتی زندان را به جان
خریدند. نمونه ای از این زنان، خانم دباغ است که در اواخر سال ۱۳۵۲، به همراه
دخترش، در زندان قصر زندانی بود. او را به زور از حجاب منع کردند؛ به گونه ای که از
نداشتن حجاب، چنان در عذاب بود که برای رفتن به دست شویی یا از لباس های زیر اضافی
یا از پتوی سربازی کف سلول، به عنوان حجاب، استفاده می کرد.(۸)

 

 زنان
در دهه ۵۰

 تلاش رژیم پهلوی در زمینه بسیج
اجتماعی زنان، نه تنها آنان را به پشتیبانان شاه تبدیل نکرد، بلکه نتیجه عکس داد.
زنان از رهگذر برنامه نوسازی غربی کشور، آگاهی و اطلاعات فراوانی به دست آورده
بودند و از آن، در جهت تقویت مخالفت خود با نظام شاهنشاهی، استفاده می کردند. با
وجود این که حجاب همواره در تبلیغات رسانه ای و مطبوعاتی، با تحقیر و انکار روبه رو
بود، اما زنان چادری، چون طوفان و سیل به راه افتادند و پایه های لرزان رژیم را
لرزان تر کردند. مشارکت در راهپیمایی، بزرگ ترین جلوه حضور زن ایرانی مسلمان در
مخالفت با رژیم پهلوی بوده است. زنان در همه شهرها و حتی روستاها، در راهپیمایی ها
حضور یافتند و در شهرهای مذهبی تر و مناطق شهری، حضور فعال تری را به نمایش
گذاشتند.

 زنان به صورت گسترده، در تظاهرات
راهپیمایی های خیابانی سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷، مشارکت داشتند. آنها در تظاهرات، همان
خواسته هایی را مطرح می کردند که مردان مطرح می کردند. زنان، علاوه بر شیوه های
رایج کسب خبر و یا اطلاع رسانی، از طریق روضه و سفره، از زمان تظاهرات، آگاه می
شدند و زمانی که در تظاهرات شرکت می کردند، سهم آنان از کشته ها، کمتر از مردان
نبود. افزون بر این، فعالیت زنان در تظاهرات، شکل های متنوعی داشت؛ مثلاً برخی از
آنها، تراکت توزیع می کردند؛ بعضی تا آن جا پیش می رفتند که در سنگرسازی در برابر
پلیس، شرکت می جستند و حتی تعداری از آنها، به ویژه در واپسین روزهای حیات رژیم
پهلوی، در تظاهرات، اسلحه به دست می گرفتند و به مبارزه با رژیم می پرداختند.

 نیکی کدی به جنبه دیگری از فعالیت
زنان در تظاهرات می پردازد و می نویسد: هنگامی که تهدید رژیم بالا گرفت، خانم های
چادری، با کمال شجاعت، در صف جلوی تظاهرات حضور می یافتند.(۹) جان فوران نیز در این
باره می نویسد: در تظاهراتی گسترده، هزاران زن چادری، پیشاپیش صفوف جمعیت حرکت می
کردند و با این کار، ضمن این که خطر را به جان می خریدند، از دامنه خطر می
کاستند.(۱۰)

 زنان، علاوه بر حضور مستقیم، در
تشویق، تحریک و تشجیع مردان، برای پیوستن به روند پیروزی انقلاب اسلامی، نقش مؤثری
داشته اند. این مسئله را بارها امام خمینی، تأیید کرد. ایشان می گوید: «آمدن شما
خانم ها به خیابان ها و میدان های مبارزه، موجب این شد که مردها هم قدرت پیدا
بکنند؛ تقویت بشوند و روحیه آنها هم با آمدن شما تقویت بشود».(۱۱)

 آیة الله عمید زنجانی که خود از
برپاکنندگان و گردانندگان تظاهرات و راهپیمایی های جنوب شهر تهران بود، در تأیید
نقش فعال تر زنان در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی می گوید:

 «در تهران و به ویژه در جنوب
آن، زنان، نقش خیلی زیادی داشتند و حتی صدای زنان، بسیار رساتر از مردان به گوش می
رسید و جالب است که در این زمان، دیگر اشکالات شرعی بعضی از مقدسین، مبنی بر این که
مردها نباید صدای زن ها را بشنوند، خیلی مطرح نبود؛ بالاتر از آن، زنان حتی بی توجه
به این ادعای متحجران که زنان، حق ندارند بدون اجازه شوهران در راهپیمایی حاضر
شوند، شرکت در راهپیمایی را یک وظیفه تلقی می کردند که اجازه شوهر، در آن شرط نیست.
آن چه برای زنان مسلمان مهم بود، آن که در پیروی از مرجع تقلید خویش، به وظیفه دینی
خود عمل نمایند».(۱۲)

 یکی از ابعاد برجسته حضور
زنان در صحنه های گوناگون انقلاب اسلامی، حضور پرشور و مقاومت آفرین آنها در هسته
های مبارزه علیه رژیم ستم شاهی پهلوی بود. فعالیت پرشور زنان در برخوردهای مسلحانه،
پخش اعلامیه ها و رهبری، هدایت و پشتیبانی از حرکت ها و جریان های مقاومت، نشان گر
آن بود که جنسیت، نقشی در کاهش حضور آنها نداشته است. علاوه، بر این، نقش دیگری را
هم زنان درباره هسته های مقاومت بر عهده داشتند و آن، این که با شکل دادن هسته های
مخفیانه، نه تنها به حمایت از خانواده مبارزان، زندانیان، شهیدان و مجروحان
پرداختند، بلکه به توزیع اعلامیه ها و پخش اخبار مبارزه، به منظور افشای فعالیت
سرکوب گرانه رژیم شاه نیز اقدام کردند. معمولاً مرکز این هسته های مقاومت، در
مساجد، هیئت ها و برخی از جلسات، بانوان بودند.(۱۳)

 تحصن را نیز می توان یک هسته
مقاومت تلقی کرد. بر خلاف هسته های مقاومت مخفی، متحصن، آشکارا عَلَم مخالفت با
رژیم را برمی دارد و با مقاومت در برابر فشار مستقیم و غیرمستقیم رژیم، می کوشد آن
را از پای در آورد. از این رو، سهم زنان کارگر، کارمند و فرهنگی، در اعتصاب علیه
رژیم پهلوی در حد بالایی قرار داشت. نکته جالبی که به دلیل تأثیر از اعتصاب عمومی
زنان روی داد، پیوستن کارکنان سازمان دولتی زنان ایران به متحصنین بود؛ سازمانی که
تحت ریاست افتخاری شمس پهلوی اداره می شد و انتظار می رفت که بالاترین میزان
وفاداری به رژیم پهلوی را از خود نشان دهد. به هر حال، با ادامه اعتصابات، قدرت
خرید خانواده ها کاهش یافت؛ ولی زنان انقلابی ایران، اعتراضی به کاهش قدرت خرید
نشان ندانند و همچنان اعتصاب را تا سقوط پهلوی، استمرار بخشیدند.(۱۴)

 

 تأیید
مقام ولایت

 مقام معظم رهبری، همانند امام
خمینی، به عنوان شاهدی صدیق، نقش های مختلف زنان در پیروزی انقلاب اسلامی را این
گونه بر می شمارد:

«زنان در این انقلاب، سهم بسیار
مهمی را عهده دار شدند. اولین تظاهراتی که در سطح کشور به صورت علنی و خصمانه علیه
دستگاه طاغوت، با شعارهای تند اتفاق افتاد، به وسیله زنان بود. حرکت بسیار مهم و
عظیمی به وسیله زن ها شروع شد و این حرکت، وقتی هم تداوم پیدا کرد، باز زن ها در
آن، یک نقش فوق العاده فعالی را بر عهده گرفتند».(۱۵)

«یک حرکت عظیم دیگر هم به وسیله
زنان انجام گرفت و آن، فداکاری ها و گذشت ها بود که (زنان) نسبت به همسرانشان،
فرزندانشان و برادرانشان، ابراز کردند که فوق العاده مهم بود و چیزی است که در
دنیای موجود و در تاریخ گذشته، بسیار کم نظیر است».(۱۶)

 

 فرجام
سخن

 نگرش رژیم پهلوی به زنان، دختران
و بانوان، نگرشی مادی، منفعت طلبانه و لذت جویانه بود؛ یعنی زن، ابزاری به شمار می
آمد که تنها وسیله ارضای هواهای نفسانی مردان هوس باز و یا وسیله کسب پول، ثروت و
قدرت بود. چنین نگرشی به زن، ریشه در افکار شاه داشت. او در یک مصاحبه مطبوعاتی در
این باره گفت: «درک من از زن، آن است که او باید زیبا و فریبا باشد».(۱۷) امام با
نگاه ابزاری و مادی به زنان، به مخالفت برخاست. این، نگرش جدیدی بود که بر اساس آن،
شأن و منزلت معنوی زن، احیا می شد و کرامت انسانی به او باز می گشت و در این صورت،
دیگر زن، شی ء و ابزار نبود؛ بلکه مربی جامعه و مبدأ همه سعادت ها تلقی می شد.(۱۸)

 با آغاز حوادثی که به تدریج به
پیروزی انقلاب اسلامی انجامید، زنان مسلمان این مرز و بوم، نقش غیرمستقیم گذشته را
به کناری نهادند و با حضوری مستقیم، به ایفای یک نقش فعال تر پرداختند. این حضور
گسترده، ناشی از زمینه های فرهنگی و ارزشی بود که ریشه در تاریخ زنان ایران داشت.

 

پی
نوشت‌ها:

 ۱. محمد باقریان، مدیریت و توسعه
زنان در ایران، فصل نامه ریحانه، شماره ۷، تابستان ۱۳۸۳، ص ۲۳.

 ۲. مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب
اسلامی، انتشارات صدرا، تهران ۱۳۶۵، ص ۴۴ - ۶۱.

 ۳. امام خمینی، در جست وجوی راه
از کلام امام، ص ۷۷، ۸۰ و ۹۹.

 ۴. صادق خلخالی، خاطرات آیةاللَّه
خلخالی، نشر سایه، ۱۳۷۹. ص ۹۱.

 ۵. همان، ص ۱۱۰-۱۰۹.

 ۶. محسن کاظمی، خاطرات احمد احمد،
سازمان تبلیغات اسلامی، تهران ۱۳۷۹. ص ۹۰-۸۴.

 ۷. ویدا حاجی تبریزی، داد بی داد،
نخستین زندان زنان سیاسی ۱۳۵۷-۱۳۵۰، انتشارات بازتاب نگار، تهران ۱۳۸۳، ج ۱، ص
۲۴۸-۲۴۷.

 ۸. در جست وجوی راه از کلام امام،
ص ۲۶.

 ۹. امام خمینی، صحیفه نور، ج ۱۶،
ص ۱۲۵.

 ۱۰. نیکی کدی، ریشه های انقلاب
ایران، ترجمه عبدالرحیم گواهی، قلم، تهران ۱۳۶۹، ص ۳۶۶.

 ۱۱. فصل نامه ریحانه، شماره ۵،
زمستان ۱۳۸۲. ص ۱۹۵.

 ۱۲. صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۲۶۲.

 ۱۳. محمدعلی حاجی بیگی، خاطرات
حجةالاسلام والمسلمین عمید زنجانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۹، ص ۲۱۳.

 ۱۴. تأثیر و تأثر انقلاب اسلامی
ایران بر زنان، ص ۱۹۲.

 ۱۵. حافظیان، همان، ص ۱۵۷-۱۶۶.

 ۱۶. مقام معظم رهبری، چهار سال با
مردم، حزب جمهوری اسلامی تهران، ۱۳۶۴. ص ۱۷۵.

 ۱۷. مقام معظم رهبری، حدیث ولایت،
ج ۳، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران۱۳۷۸، ص ۱۶۰.

 ۱۸. روزنامه کیهان، ۲۲ آبان ۱۳۷۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.