ماهیت غدیر ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ - ۳۵۰ بازدید

معنا و مهم ترین پیام حدیث غدیر چیست و چرا اهل سنت حدیث غدیر را نمی پذیرند؛ آیا معنای دیگری از آن ارائه می شود؛ مشکل در کجاست؟

در پاسخ به این پرسش، نکات ذیل ارائه می شود:

الف. ماجرای غدیر

در سال آخر حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، مراسم حجّة الوداع با حضور باشکوه مسلمانان بر پا شد؛ در بازگشت، همگان در روز پنج شنبه، هیجدهم ذی الحجه سال دهم هجری، در سرزمین جحفه و در منطقه غدیر خم به دستور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) توقف کردند. در گرمای سوزان و پس از اقامه نماز ظهر، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خطبه مفصلی ایراد فرمودند و ضمن اشاره به دو ثقلی که به یادگار گذاشته شده اند؛ دست علی(علیه السلام) را گرفته، بلند کردند، آن چنان که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و همه مردم او را دیدند و شناختند که او همان جوان حماسه آفرین صحنه های شکوهمند است. آن گاه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«چه کسی از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است؟!»
گفتند: خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) داناترند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«خدا، مولا و رهبر من است، و من مولا و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم».
سپس فرمود:
«فَمَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ»؛ «هر کس من مولا و رهبر او هستم، علی، مولا و رهبر او است».
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) این سخن را چند بار تکرار فرمود و سپس چنین دعا کرد:
«خداوندا! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، محبوب بدار آن کسی که او را محبوب دارد، و مبغوض بدار آن کس که او را مبغوض دارد، یارانش را یاری کن، و آنها که یاری اش را ترک کنند از یاری خویش محروم ساز و حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مکن!».
سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از حاضران خواست تا این خبر را به غائبان برسانند!
پس از خطبه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) امین وحی، این آیه را نازل کرد:
(((الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی...)))[ مائده، آیه ۳. پیش از خطبه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه نازل شده بود: (((یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ))) (مائده، آیه ۶۷).]؛
«امروز آئین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم».
اقبال و تبریک مسلمانان، از حوادث مهم این ماجراست؛ حسن بن ثابت، شاعر معروف عرب، نیز اشعاری را سرود و این بیت را بر زبان جاری کرد: «فَقالَ لَهُ قُمْ یا عَلَی فَانَّنی رَضیتُک مِنْ بَعْدی اماماً وَ هادِیاً».
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به علی(علیه السلام) گفت:
«برخیز، زیرا من تو را بعد از خودم امام و رهبر انتخاب کردم»[ تذکرة الخواص: ۳۹، و بنگرید: مناقب الإمام علیّ(علیه السلام)، للخوارزمی ۱۳۶، کفایة الطالب: ۶۴.].
ماجرای غدیر در آثار مکتوب شیعه و سنی ذکر شده است که خلاصه ای از آن ارائه گردید.

ب. اشکالات جاری

حدیث غدیر، حدیثی متواتر است[ خواجه نصیرالدین طوسی می گوید: «و لحدیث الغدیر المتواتر». (طوسی، تجرید الاعتقاد، ص ۲۲۶). حدیث متواتر این است که راویان آن در هر طبقه، بحدی برسند که اطمینان حاصل شود که آنها توطئه و سازشی برای دروغ گفتن نداشته اند. به همین جهت، می گویند خبر متواتر مفید قطع و یقین است، در مقابل آن، خبر «واحد» است که مفید ظنّ و گمان می باشد.] و بسیاری از دانشمندان و مؤلّفان بنام اسلامی شیعه و سنی آن را نقل کرده اند به گونه ای که این حدیث از قطعی ترین روایات اسلامی و مصداق روشنی از حدیث متواتر دانسته شده است[ با استناد به تحقیق علامه امینی، حدود ۱۱۰ نفر از صحابه و یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، ۸۴ از تابعین و ۳۶۰ از عالمان به حدیث غدیر اشاره داشته اند. (ر.ک: الغدیر، جلد اول).] بر سند و مفهوم حدیث اشکالات ذیل ارائه شده است:

اشکال اوّل: صحت حدیث

برخی منکر صحت این حدیث اند؛ زیرا افرادی چون بخاری و مسلم آن را در صحیحین نقل نکرده اند[ منهاج السنه، ج ۴، ص ۸۶.]، در حالی که صحیحین جامع همه احادیث نمی باشند و بسیاری از محدثان، مورخان و مفسران سنی آن را نقل کرده[ مصنّف ابن أبی شیبة ۷/۵۰۳ ح ۵۵؛ مسند أحمد ۱/۱۵۲ و ج ۴/۳۶۸ و ۳۷۰ و ۳۷۲ و ۳۷۳ و ج ۵/۴۱۹؛ سنن ابن ماجة ۱/۴۳ ح ۱۱۶ و ص ۴۵ ح ۱۲۱؛ جامع الترمذی، ص ۸۴۵، حدیث ۳۷۱۳؛ العقد الفرید ۳/۳۱۲؛ المستدرک علی الصحیحین ۳/۱۱۸ ح ۴۵۷۶ و ۴۵۷۷؛ تاریخ بغداد ۷/۳۷۷ و ج ۱۲/۳۴۴؛ تاریخ دمشق ۴۲/۱۸۷- ۱۸۸ ح ۸۶۳۴- ۸۶۴۱ و ص ۱۹۱- ۱۹۴ ح ۸۶۴۸- ۸۶۵۶ و ص ۲۱۳- ۲۱۴، ح ۸۶۹۳- ۸۶۹۶ و ۸۶۹۸ و ص ۲۱۵- ۲۲۰ ح ۸۶۹۹- ۸۷۱۴ و ص ۲۲۳- ۲۳۲ ح ۸۷۱۹- ۸۷۳۸ و ص ۲۳۴- ۲۳۸ ح ۸۷۴۰- ۸۷۴۵؛ البدایة و النهایة ۵/۱۵۹ و ۱۶۲؛ مجمع الزوائد ۷/۱۷ و ج ۹/۱۰۴- ۱۰۸؛ الدرّ المنثور ۳/۱۹ (در تفسیر آیه۳ سوره مائدة)؛ الصواعق المحرقة: ۶۴ و ۶۶ و ۱۸۷ ح ۴.] و حاکم نیشابوری و دیگران این حدیث را صحیح شمرده اند[ المستدرک علی الصحیحین ۳/۱۱۸ ح ۴۵۷۶ و ۴۵۷۷.].
حتی ذهبی با آن که ناصبی است و ابن حجر با همه تعصبی که داشته است به صحت بسیاری از طرق این حدیث اعتراف کرده اند[ ر.ک: ذهبی، سیر أعلام النبلاء ج۱۴، ص ۲۷۷؛ ابن کثیر، تاریخ ابن کثیر، ج۵، ص۲۱۴.]. ازاین رو هیچ جایی برای خودداری از پذیرفتن تواتر این حدیث وجود ندارد و عدم نقل بخاری و مسلم به علت آن است که این در مجموعه دربردارنده تمام احادیث نیست و همچنین آن دو خواسته اند رعایت نظر حاکمان زمان خویش و گرایشات قوم خود را کرده باشند[ دلائل الصدق، ج۴، ص ۳۴۴.].

اشکال دوم: معنای مولی

معنای مولی در حدیث مذکور، محبوب و منصور است و پیامبر خواستند تا عرب را به حفظ محبّت اهل بیت و قبیله خویش سفارش کنند ازاین رو معنای حدیث چنین می شود:
«هر کس که مرا دوست دارد و مرا یاری می کند، علی را نیز دوست بدارد و یاری کند.»[ الصواعق المحرقة،‌ ص ۲۶.]
ولی قرائن متعدّدی در کار است که نشان می دهد «مولی» در حدیث بالا به معنی «ولی» و «سرپرست» و «رهبر» و «صاحب اختیار» است، و لفظ مولی به مفهوم محبوب و منصور به کار نرفته است. زیرا مطابق حدیث نقل شده، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، محبّت و یاوری علی(علیه السلام) را مانند یاری و محبّت خود واجب شمرد. پیداست که چنین محبّت و یاری تنها در صورتی امکان پذیر است که مقام و منزلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از جنبه ریاست کلی و عصمتی که داشتند در مورد علی(علیه السلام) هم وجود داشته باشد[ ر.ک: مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص ۴۳.]. شیعه قرینه مقامیه را که پیغمبر مردم را در غدیر و گرمای روز نگه داشته و این خطبه را انشاء فرموده است، دلیل معنی اعلام ولایت می داند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.