مبارزه با هوای نفس و شیطان ۱۳۹۲/۰۸/۱۵ - ۱۲۶۴ بازدید

من میخواهم روش های مبارزه ی بزرگان را با هواهای نفسانی و مبارزه با شیطان را بدانم؟

در پاسخ به سؤالتان، به راههای مبارزه با نفس و شیطان می‌پردازیم و در خلال بحث و در انتها نیز به ذکر سیره‌ی برخی بزرگان در این خصوص اشاره خواهیم کرد.
«چگونگی مبارزه با هواهای نفسانی و وساوس شیطان»:
راه مبارزه با هواهای نفسانی و وسوسه‌های شیطان این است که کشش های دیگری در مقابل کشش های نفس جایگزین شود. هوای نفس از جهتی مانند هوای داخل یک بطری است. برای تخلیه هوای یک بطری حتما باید راهی برای دخول هوای خارج به درون آن و جایگزینی باشد، وگرنه دچار خلع خواهد شد. برای تخلیه نفس از هوای نفسانی باید به جای آن هوای خداوند جایگزین شود و گرنه تا وقتی که این هواها یکّه تاز میدان نفس ما هستند کاری نمی‌توان کرد؛ بلکه, در برابر آنها مغلوب می‌شویم و مقاومت کردن میسور نیست. البته, این میل به خوبی ها و محبت خداوند, در اصل فطرت ما وجود دارد، ولی تا زمانی که خفته است، بی اثر خواهد بود.
برای مبارزه با هوای نفس لازم است آنها را فعّال و در برابر میل های مهاجم و هواهای نفسانی بسیجشان کنیم. اکنون, پرسشی به ذهن می‌آید که: چه عاملی می‌تواند آن میل های خفته را در ما فعّال و بیدار سازد؟ در پاسخ می‌گوییم: ایمان و عمل صالح.
قرآن کریم می فرماید: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمان ودا». مریم، 96. حکما گفته‌اند: علم و ادارک عامل شوق است؛ چرا که, آن میل نهفته به وسیله درک و شعور, زنده و برانگیخته می‌شود و بر ما لازم است بدین وسیله به تقویت آن بپردازیم. (اخلاق در قرآن جلد اول صفحه211،آیة الله مصباح یزدی)
لذا برای مبارزه با هواها و خواسته های افراطی ومنفی، چند راهکار اساسی وجود دارد:
1 – تفکر:
مهمترین شرط مبارزه ی با نفس و قدم اول در این راه، تفکر است. امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) می فرمایند: بدان که اول شرط مجاهده ی با نفس و حرکت به جانب حق تعالی تفکر است.... تفکر، در این مقام عبارت است از آنکه، انسان لااقل در هر شب و روزی مقداری ولو کم هم باشد فکر کند در اینکه آیا مولای او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم کرده و بدن سالم .... به او عنایت کرده، این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده، از طرفی این همه انبیا فرستاده و کتاب ها نازل کرده و راهنمایی ها نموده و دعوت ها کرده، آیا وظیفه ی ما با این مولای مالک الملوک چیست؟...... با خود خطاب کند: ای نفس شقی که سال های دراز و در پی شهوات، عمر خود را صرف کردی و چیزی جز حسرت نصیبت نشد، خوب است قدری به حال خود رحم کنی، از مالک الملوک حیا کنی و قدری در راه مقصود اصلی قدم زنی که آن موجب حیات همیشگی و سعادت دائمی است و سعادت همیشگی را مفروش به شهوات چند روزه ی فانی نکنی. (چهل حدیث حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه/ ص 6)
2- همت و تلاش برای رسیدن به مقصود:
هر قدر هدف انسان بزرگ باشد، همت و تلاش او نیز باید بیشتر باشد! چه هدفی بالاتر وبرتر از کسب سعادت ابدی؟ که این سعادت حاصل نمی شود، الا در مبارزه ی با نفس اماره و پیروز وغالب شدن بر تمایلات و خواهش های او.
بنابراین باید آستین همت را بالا زده، در راه رسیدن به مقصود، از خطرهای راه نهراسیده و تصمیم بگیریم و تلاش کنیم تا موانع راه را کنار بزنیم.
3 – عمل به قرآن وسیره ی اهل بیت (علیهم السلام) در همه ی حرکات و سکنات:
قرآن کریم، چراغ راه کسانی است که قصد دارند به سمت حضرت حق تعالی حرکت کنند؛ عمل به نصایح قرآن و سفارشات اهل بیت عصمت وطهارت (علیهم السلام) و پرهیز از آنچه که این دو ثقل الهی، نهی کرده اند، تنها راه انسان، برای مجاهده ی با نفس است.
«موقعیت جناب علامه طباطبایی (رضوان الله علی) در عرفان عملی این بود که دریافته بود و به این باور رسیده بود که: ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم؛ این راه است و جز این نیست... بنده هفده سال در محضر شریف او با ایشان انس داشتم و از ایشان کار لغوی ندیدم، حرف لغوی نشنیدم، بسیار مواظب کلام خود بود» (در آسمان معرفت/ ص49و50و 51و /علامه حسن زاده آملی).
امام خمینی (رحمةالله علیه) که برای همگان –بویژه بزرگان- اسطوره‌ی مبارزه با هواهای نفسانی و وساوس شیطان هستند و به حقیت عامل به گفته‌های خود بودند، می‌فرمایند: ای عزیز به طور قطع و یقین بدان، هیچ راهی جهت مبارزه ی با نفس و حرکت به سمت حق تعالی پیموده نمی شود، مگر اینکه انسان از طائر شریعت که همان پیروی از قرآن و اهل بیت (علیم السلام) است، آغاز کند که با اندکی تامل در سراسر قرآن وسیره ی معصومین (علیهم السلام) درمی یابید که مهم ترین را ه سعادت، همان انجام واجبات و ترک محرمات است. (چهل حدیث حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)/ ص 7)
4 – جایگزینی لذت های مشروع به جای لذت های خلاف شرع و حرام:
بسیاری از جوانان به دلیل مجرد بودن و تأخیر انداختن در امر ازدواج، به گناهانی که در ارتباط با نیازهای جنسی است، گرفتار می شوند و همین گناهان، منشأ گناهان بسیار می گردد. لذا یکی از راه های مبارزه با نفس و گناهانی که از طریق نیاز جنسی انجام می گیرد، ازدواج و برطرف کردن این نیاز، از طریق مشروع است؛ ولی اگر به هر دلیل، ازدواج ممکن نباشد، چاره ای جز استفاده از روش های کنترلی و تقویت معنویت نیست. [روش های کنترل از قبیل: کنترل چشم، یعنی ندیدن صحنه های محرک، عدم تردد در مکان های تحریک آمیز، انتخاب دوستان متعهد و مؤمن، و... روش های تقویت معنویت ازقبیل: روزه گرفتن، نماز خواندن، توسل به اهل بیت عصمت (علیهم السلام)، شرکت در جلسات مذهبی و.....].
5- کسب علم و معرفت
یکی از راههای مهم مبارزه با نفس و شیطان، تلاش معرفتی است؛ زیرا بسیاری از افراد در اثر جهالت، به دام شیطان گرفتار می‌شوند.
بزرگان دین نیز از هر فرصتی برای کسب علم و دانش استفاده می‌کردند؛ البته لازم به ذکر است که کسب علم باید همراه با عمل و تزکیه   نفس باشد، تا در درون انسا ایجاد نورانیت کند؛ و الا علم بدون تقوا، وزر و وبال خواهد شد.
«بهترین معرف آن جناب (علامه طباطبایی) سیر و سلوک انسانی و آثار علمی از تدریس و تألیف او است؛ افاضل حوزه‌ی علمیه‌ی قم... از تلامذه (شاگردان) اویند و تفسیر عظیم الشأن المیزان که عالم علم را مایه‌ی فخر و مباهات است، یکی از آثار نفیس قلمی و ام الکتاب مؤلفات او است» (همان/ ص17).
علامه فاضل تونی (رحمةالله علیه) می‌فرماید: «...بسیار خوشبخت و سرافرازم که در سراسر عمر طولانی خود جز در راه تحصیل یا تعلیم و مطالعه یا تألیف قدمی ننهاده و ملک آزادگی و قناعت را بر هر چیز ترجیح داده‌ام...» (همان/ ص371 و 372)
بزرگانی از قبیل: میرزا ملکی تبریزی، آیت الله شعرانی، آخوند ملا محمد آملی، آیت الله محمد تقی آملی، علامه الهی قمشه ای، علامه مولا محمد مهدی نراقی، آیت الله ابوالحسن رفیعی قزوینی و... از لحظه لحظه‌ی عمر خویش برای کسب معرفت و مجاهده‌ی علمی بهره می‌بردند. (تألیفات ایشان در کتاب «در آسمان معرفت» ذکر شده است و ما بدلیل رعایت اختصار، از ذکر آنها اجتناب کردیم).  
از دیگر روشهای بزرگان:
- در هر حالی خود را در محضر خداوند دیدن!
«حضرت علامه (طباطبایی) همواره مراقب نفس خویش بود و از خدا غافل نمی‌شد و این امر در صورت و رفتار و حرفشان پیدا بود که ایشان در پیشگاه دیگری قرار گرفته، هرچند که به صورت ظاهر جسمش با دیگران بود، پیدا بود که در محضر دیگری نشسته است» (در آسمان معرفت/ علامه حسن زاده/ ص54).
- قناعت در زندگی
«مرحوم الهی قمشه ای با آنکه می‌توانست زندگی مرفهی قراهم آورد لیکن همواره سعی داشت از ظواهر دنیوی چشم بپوشد... کلاً یک روحیه‌ی بی‌نیازی و استغنا و دوری از تعلقات مادی در ایشان وجود داشت که انسان هر وقت به منزلش وارد می‌شد تمام تعلقات دنیوی را فراموش می‌کرد» (همان/ ص233).
ذکر زندگی توأم با قناعت آیت الله الهی قمشه ای بعنوان نمونه بود و الا همه‌ی بزرگان ما به پیروی از سیره‌ی معصومین (علیهم السلام) ساده زیست بودند و نسبت به مادیات بی‌اعتنا بودند.
- تواضع و فروتنی
هرچه به علم و تقوای بزرگان دین افزوده می‌شد ایشان دربرابر مردم –بویژه اساتید خود- بیشتر فروتنی می‌کردند؛ زیرا آنان می‌دانستند که یکی از راههای نفوذ شیطان، خودبزرگ‌بینی است.
علامه حسن زاده به پای استاد خود بوسه می‌زند و می‌گوید: «وقتی در جلسه درس کف پایش را بوسیدم و خودش در ابتدا توجه نداشت، بنده در کنارش دوزانو نشسته بودم و ایشان چهارزانو، لذا توفیق بوسیدن کف پایش را یافتم؛ بعد از بوسیدنم ناراحت شد و با من مواجه شد و فرمود: آقا چرا اینطور می‌کنی؟ عرض کردم: آقا حق شما بر من بسیار عظیم است، نمی‌دانم چه کنم مگر به این تقبیل (بوسه زدن) دلم تشفی یابد و آرام گیرد و خودم را لایق نمی‌بینم که دست مبارک شما را ببوسم» (همان/ ص247).
دوست عزیز؛ همه‌ی زندگی بزرگان برای ما درس است و ما تنها به برخی از آنها اشاره کردیم.
از مکاتبه با شما جوانان عزیز خوشحالیم و خداوند را سپاس می‌گوییم.
سربلند و سرافراز باشید.
 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.