مبارزه و جهاد، از میرزای بزرگ تا آیت الله سیستانی ۱۳۹۳/۴/۲

در جوامع شیعی یک نیروی ریشه دار،پرتوان و متکی به معنویتی خاص وجود دارد که از توان بسیج مردم و ایجاد جنبش سیاسی اجتماعی برخوردار است.مهم‌ترین سلاح علما برای این منظور، قبل از هر چیز فرهنگ ظلم ستیزی حاکم بر شیعه و تکیه بر جهاد و شهادت، حضور در میان مردم و به عبارت دقیق تر مردمی بودن و خود را چون مردم دیدن می‌باشد.
47f5fac9_f56b_405d_b40e_a8ad670611a6_0.jpgدر جوامع شیعی یک نیروی ریشه دار،پرتوان و متکی به معنویتی خاص وجود دارد که از توان بسیج مردم و ایجاد جنبش سیاسی اجتماعی برخوردار است.مهم‌ترین سلاح علما برای این منظور، قبل از هر چیز فرهنگ ظلم ستیزی حاکم بر شیعه و تکیه بر جهاد و شهادت، حضور در میان مردم و به عبارت دقیق تر مردمی بودن و خود را چون مردم دیدن می‌باشد.
نقش سیاسی اجتماعی مرجعیت و علمای شیعه در تاریخ جوامع شیعی همواره نقشی برجسته و تعیین کننده بوده است. در واقع، داعیه های سیاسی اجتماعی مذهب تشیع و موقعیت ممتاز علما در جوامع شیعی از جمله دلایل حضور و تأثیر آنها در حوزه سیاست و مسائل سیاسی است. از این رو، اینان علاوه بر هدایت معنوی جامعه، خود را ملزم به موضعگیری و تبیین خطوط در حوزه اجتماع و سیاست می دانند و همیشه به فراخور شرایط زمان و مکان نیز در این حوزه به ایفای نقش موثر پرداخته اند. نقش علما در مقاومت برای حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع اسلامی و ایستادگی در برابر طمع ورزی های بیگانگان همواره بر صحنه تاریخ جوامع مسلمان و بویژه تشیع نقش بسته است که از جمله آنها می‌توان به نقش علما در جنگ های ایران و روس در عهد قاجار، در نهضت تنباکو و مشروطه، در نهضت ملی شدن صنعت نفت و در پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد. این همه نشان دهنده این واقعیت عظیم است که علمای شیعه خود را در برابر اوضاع و احوال جامعه مسئول می دانند و همواره نظاره گر اوضاع هستند تا خللی در امور رخ ندهد. در همین راستا می توان به فتوای اخیر آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی) مرجع بزرگ شیعه ساکن در عراق اشاره کرد. در واقع، پس از هجوم تروریست های تکفیری داعش به عراق و مشاهده کشتارها و اقدامات تخریبی این گروهک تروریستی، این مرجع عالیقدر حکم "جهاد کفایی" را برای مقابله با تروریست ها صادر کردند. پس از این اقدام آیت الله سیسستانی، موج حرکت عراقی‌ها به سمت مراکز پذیرش نیرو برای ثبت‌نام و اعلام آمادگی جهت شرکت در جنگ علیه شبه نظامیان تکفیری به راه افتاد که آثار مثبتی در دگرگونی کفه تحولات به نفع حکومت مرکزی عراق و تضعیف داعش داشت.

این واقعه نشان از نفوذ بالای سیاسی اجتماعی علما و مرجعیت شیعه دارد و همانطور هم که در بالا گفته شد، نمونه این دست اقدامات از سوی علمای شیعه در تاریخ معاصر ایران فراوان است که در زیر به مهم ترین آنها می پردازیم.



قیام تنباکو؛ اولین قیام ضداستعماری به رهبری مرجعیت شیعه

در ماجرای امتیاز تنباکو وقتی که آثار سوء این امتیاز مشخص شد و آنگاه که اعتراضات و مقاومت های مردمی علیه این امتیاز بالا گرفته بود، علما وارد صحنه مبارزه شدند. علت مقاومت مردم هم این بود که در آن زمان زندگی حدود یک پنجم مردم ایران از طریق کشت و فروش و تجارت تنباکو تأمین می‌شد و حال که مطابق با این امتیاز، انحصار خرید و فروش توتون و تنباکوی کل ممالک محروسه ایران به شرکتی انگلیسی واگذار شده بود. بنابراین طبیعی بود که مردم نسبت به واگذاری این امتیاز به بیگانگان واکنش نشان می دادند. از سوی دیگر، شرکت انگلیسی از همان ابتدا به اقدامات مشکوکی دست زد که ارتباطی با امتیازش نداشت؛ شرکت انگلیسی مرکز خود در خیابان فردوسی را به شکل قلعه مستحکمی درآورد و برای خود سپاه و تفنگدارانی داشت، گویا مراکزی برای ذخیره تسلیحات در نظر می‌گرفتند و این نظر وقتی تأیید شد که بعد از انحلال شرکت، مردم دیدند که محمولات تازه رسیده پر از اسلحه و فشنگ بود.

مخالفت مردم و علما با واگذاری امتیاز به بیگانگان، تنها جنبه اقتصادی - معیشتی نداشت بلکه، جنبه فرهنگی - مذهبی و سیاسی این مخالفت ها نیز برجسته است، چرا که شرکت حدود ۱۰۰ هزار زن و مرد انگلیسی را به ایران آورد که کار آنها تبلیغ مسیحیت بود.

اولین مخالفت ها در شیراز و به رهبری سید علی اکبر فال اسیری صورت گرفت. بعد از آن آیت الله آقا نجفی اصفهانی نیز فتوای تحریم خرید و فروش و استعمال توتون را صادر کردند که در اصفهان بسیار اثرگذار بود. با این حال، سراسر ایران منتظر اقدام آیت الله میرزای شیرازی، مرجع عالیقدر تشیع، بودند که پس از نامه سید جمال الدین اسدآبادی به ایشان، ایشان فتوای تحریم توتون و تنباکو را به شرح زیر صادر می کنند:

«بسم اللّه الرحمن الرحیم. الیوم استعمال تنباکو و توتون باّی نحو کان، در حکم محاربه با امام زمان صلوات اللّه علیه است. حرّره الاحقر محمدحسن الحسینی»

در پی انتشار این حکم، مردم بی درنگ دست به کار شدند و قلیان های خود را شکسته و به رویارویی جدی تر با حکومت پرداختند. حکومت که در این شرایط خود را در مقابل کار انجام شده دیده بود، ابتدا با این ترفند که فتوا از آن میرزا نیست! سعی در فروکش نمودن جنبش داشت، ولی غافل از این بود که حتی در حرم سرای شاهی هم حکمران قلب‌ها شخص دیگر است! عاقبت دربار که خود را به شدت سر شکسته دید، مجبور به لغو امتیازنامه شده و یکی از زرین‌ترین اوراق تاریخ ایران زمین که به رهبری علما و متابعت مردان و زنان ایرانی ایجاد شده، ورق خورد.

نفوذ این حکم تا آنجا بود که حتی عده فراوانی از غیرشیعیان و غیرمسلمانان هم از این حکم تبعیت می کنند. ناظم الاسلام در تاریخ بیداری ایرانیان می‌گوید: «از انتشار حکم مزبور در همه بلدان ایران، عموم مردم به هر مذهبی که بودند متفق شده، قلیان و چپوق و سیگار را ترک کردند.»

از این رو، فتوای میرزا را می‌توان نقطه عطفی در حیات سیاسی اجتماعی علما و روحانیت شیعه دانست. تنها پس از این است که روحانیت به جزء لاینفکی از مبارزات سیاسی در ایران تبدیل می شود.



علما در جایگاه رهبری نهضت مشروطه

فراز دیگر از تاریخ معاصر ایران که نقش برجسته علما و روحانیت شیعه به وضوح در آن دیده می شود، نهضت مشروطه است. علما در نهضت مشروطه هم آغازگر نهضت بودند، هم مبارزات مردمی را تا زمان پیروزی مدیریت و رهبری کردند. اما متأسفانه پس از پیروزی، رهبری مبارزات از دست علما خارج می شود و اگر چه آنان بعد از پیروزی همچنان در صحنه حضور دارند اما در این زمان، صحنه گردانان اصلی روشنفکران بودند.

پس از بالا گرفتن نارضایتی ها از حکومت، کمیته ۹ نفره ای متشکل از آیت الله طباطبایی، آیت الله بهبهانی، آیت الله شیخ فضل الله نوری، سیدجمال الدین واعظ، ملک المتکلمین، دولت آبادی و دیگران تشکیل شد و اینان سوگند یاد کردند که در راه انقلاب محاهدت کنند. در ادامه و پس از آنکه حکومت عده ای از بازرگانان تهران را به چوب بست و ماجرای نوز بلژیکی پیش آمد، علما سردمداران مهاجرت به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) شدند که به مهاجرت صغری مشهور شد. در جریان این مهاجرت، مردم به رهبری علما از جمله آیت الله طباطبایی و آیت الله بهبهانی خواستار تأسیس عدالتخانه برای رسیدگی به دعاوی مردم بر طبق قوانین شریعت بودند که علی رغم پذیرش خواسته های آنان، حکومت برای تحقق خواسته آنها کاری انجام نداد. از این رو، این بار علما خواستار مهاجرت به قم شدند. علما به قم مهاجرت کردند و در نهایت انقلاب به پیروزی رسید. اما در این میان، در جریان مهاجرت کبری چون عده ای از مردم هنوز در شهر مانده بودند و با توجه به ماهیت استبدادی رژیم بیم آن می رفت که رژیم به مردم باقی مانده در شهر حمله کند، بنابراین عده ای به تحریک مردم پرداختند و آنها را به تحصن در سفارت انگلیس تشویق کردند. اتفاق مهمی که در سفارت انگلیس رخ داد این بود که عده ای در آنجا در مورد مشروطیت و فواید آن برای مردم سخن گفتند و از اینجا بود که خواسته مردم از تأسیس عدالتخانه به تأسیس دارالشوری (مجلس شورا) استحاله پیدا کرد. بنابراین، علی‌رغم اینکه علما خواستار عدالتخانه بودند، اما در نهایت و با ترفندی که روشنفکران به کار بردند، این خواسته در شکل تأسیس مجلس شورا نمایان شد.

بعد از پیروزی نهضت و در زمان تدوین قانون اساسی، با توجه به اینکه بیشتر مناصب در اختیار روشنفکران سکولار و بعضا فراماسون قرار گرفته بود که اتفاقا تدوین قانون اساسی نیز به آنها واگذار شد و به تعبیر کسروی، "گویا مشیر الملک و موتمن الملک (پسران صدراعظم، مشیرالدوله نایینی) قانون اساسی را می‌نوشتند یا بهتر بگوییم ترجمه می‌کردند"، میان عده ای از علما به رهبری شیخ فضل الله نوری که خواستار مشروطه مشروعه بودند یعنی مشروطه ای که مقید به شرع باشد با روشنفکران خواهان مشروطه اختلاف پیش آمد. در واقع، این طیف از روحانیون که بعد از پیروزی نهضت شاهد انحراف آن از اهداف اولیه اش بودند، در مقابل بدعت ها واکنش نشان دادند و اگر چه با تلاش های شیخ فضل الله نوری اصل دوم متمم قانون اساسی نیز، که بر عدم تطابق قوانین مصوب مجلس با شرع (نظارت پنج نفر از مجتهدان برجسته بر قوانین مجلس) اشاره دارد، در نظر گرفته شد اما این اصل هیچگاه مورد توجه قرار نگرفت.

خلاصه اینکه علما در نهضت مشروطه نقش اصلی را در فعال کردن نارضایتی های موجود در میان مردم و در نتیجه در به صحنه آوردن آنها ایفا کردند و در پس از پیروزی نهضت چون انحراف نهضت از اهداف اولیه اش را مشاهده کردند، به مقابله با انحراف ها روی آوردند. اساسا پیروزی مشروطه بدون حمایت و رهبری روحانیت ممکن نبود، زیرا در فضای مذهبی آن روز ایران هیچ فعالیت سیاسی بدون حمایت علما به نتیجه نمی رسید. البته ذکر این نکته نیز ضروری است که با وجود اتفاقات بعد از پیروزی نهضت، بودند علمایی چون آیت الله نایینی که خواستار مشروطه، از باب تقلیل ظلم و بهتر بودن آن نسبت به نظام استبدادی، دفاع می‌کردند که پرداختن به این موضوع خارج از حوصله نوشتار حاضر است. به عبارت دیگر، حوادث پس از پیروزی نهضت مشروطه سبب تقسیم شدن علما به دو دسته مخالف و طرفدار مشروطه شد. اما این به معنای عدم ایفای مسئولیت های سیاسی اجتماعی از سوی علما نبود. به گونه ای که حتی در شرایطی مانند روی کارآمدن رضاخان پهلوی در ایران که کسی جرأت مخالفت با او را نداشت، تنها مردی از تبار علما و روحانیت، به نام سیدحسن مدرس، است که در مقابل اقدامات رضاخان ایستادگی می‌کند و فریاد اعتراض علیه سردارسپه سر می دهد.



حضور ضداستعماری روحانیت در نهضت ملی کردن صنعت نفت

مقطع بعدی در تاریخ معاصر ایران که بار دیگر شاهد حضور چشمگیر و تعیین کننده علما و روحانیون هستیم، نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران است. در این برهه، بایستی از نقش فداییان اسلام و آیت الله کاشانی سخن گفت. فداییان اسلام که در سال ۱۳۲۴ و با قتل کسروی اعلام موجودیت کرده بود، در اقدام بعدی خود با قتل عبدالحسین هژیر، وزیر دربار شاه، مانع ورود نیروهای ملی مذهبی به مجلس را از سر راه برداشت و در گام بعدی با اعدام انقلابی رزم آرا، نخست وزیر شاه که عده ای او را رضاخانی مدرن می دانند و شخصیتی نظامی بود که با هدف جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت در این جایگاه منصوب شده بود، این مانع را از سر راه ملی شدن صنعت نفت برداشت. پس از اعدام رزم آرا، آیت الله کاشانی طی مصاحبه ای اعلام کرد که قاتل رزم آرا باید آزاد شود، زیرا این اقدام او، در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش انجام شده و در حقیقت حکم اعدام رزم آرا را ملت صادر کرده است. فداییان اسلام در اقدام بعدی خود، سوءقصد نافرجامی به جان حسین علاء کرد، که پس از رزم آرا به نخست وزیری رسیده بود. همه این اقدامات، در از میان برداشتن موانع پیش روی نهضت نفت و در نتیجه پیروزی آن تأثیر وافر داشتند.

اما آغاز مبارزات آیت الله کاشانی در نهضت نفت به سال‌هایی بر می‌گردد که ایشان در زندان انگلیسی ها در لبنان به سر می برد. ایشان در آن زمان سوگند یاد می‌کند که اگر از زندان زنده آزاد شود شیرهای نفت ایران را به روی انگلستان خواهد بست. از این رو، این عالم جلیل القدر پس از آزادی از زندان انگلیس و در بدو ورود به کشور، مبارزه با انگلیس را آغاز می کند. ... پس از تصویب اصل ملی شدن صنعت نفت در ایران، با توجه به اینکه انگلستان می‌کوشید تا به هر طریقی که شده مانع اجرای این سیاسیت در ایران شود، ایران را به دخالت نظامی تهدید کرد و چند کشتی جنگی هم به سواحل ایران اعزام کرد و پس از این، در دادگاه بین المللی لاهه علیه ایران شکایت و خرید نفت ایران را تحریم کرد. در این زمان، آیت الله کاشانی در مقابل تهدید نظامی انگلستان، سخن از اعلام جهاد به میان آورد. اهمیت این موضوع به حدی بود که روزنامه فرانسوی "لوموند" در این باره نوشت: «آیت الله کاشانی، پیشوای سیاسی و مذهبی ایران، دنیای غرب را به جنگ مقدس بر سر نفت تهدید می‌کند و قدرت او در به راه انداختن چنین جهاد مقدسی، به قدری زیاد است که حتی ممکن است میلیون‌ها مسلمان شوروی را هم از پشت پرده آهنین، به میدان جهاد و جدال بکشاند.» رادیو باکو هم در آن زمان اعلام می‌کند که در صورت اعلام جهاد از سوی آیت الله کاشانی، هیچ نیرویی نمی‌تواند سی میلیون مسلمان شوروی را از انجام وظیفه دینی خود بازدارد.

اقدام مهم دیگر آیت الله کاشانی که سبب تثبیت نهضت ملی شدن صنعت نفت شد، در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و ایستادگی ایشان در مقابل قوام السلطنه صورت گرفت. در واقع، پس از استعفای مصدق از نخست وزیری، شاه شرایط را مساعد دید تا با معرفی شخصیتی کارکشته چون احمد قوام السلطنه به رویارویی با نهضت ملی بپردازد. از این رو، در این شرایط آیت الله کاشانی که دستاوردهای نهضت را با وجود بودن قوام در پست نخست وزیری بر باد رفته می‌دید، با به راه انداختن قیام سی تیر، حکومت قوام را سرنگون و مصدق را به نخست وزیری برمی‌گرداند. خلاصه در نهضت نفت هم روحانیت، پا به پای مردم در صف اول مبارزه علیه استبداد و استعمار حضور دارد و در همه مراحل به عنوان پشتیبانی مطمئن برای نهضت ایفاگرنقشی مهم است.



نقش آفرینی روحانیت در انقلاب اسلامی ایران

تجربه حضور روحانیت در نهضت های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، همگی سبب آگاهی و هوشیاری بیش از پیش علما و روحانیون در فرآیند پیروزی انقلاب اسلامی بود. بدین معنا که در نهضت مشروطه و نهضت نفت، شاهد آن بودیم که با وجود حضور دو دسته نیروهای ملی و مذهبی در مبارزات و علی رغم نقش تعیین کننده نیروهای مذهبی در رهبری و به پیروزی رساندن این نهضت ها، می بینیم که پس از پیروزی نیروهای مذهبی کنار زده می شوند. از این رو، علما با درس گرفتن از این وقایع تصمیم می گیرند که رهبری و هدایت تمام مراحل مبارزه، از آغاز تا پس از پیروزی، را خود به عهده بگیرند. در واقع، در فرآیند شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی نیز همچون سایر جنبش‌های قبلی در تاریخ معاصر ایران، علما نقش آغاز گری را در انقلاب داشتند. در سال ۱۳۴۲، پس از تصویب لایحه انجمن های ایالتی ولایتی، اجرای اصلاحات ارضی و کاپیتولاسیون، اولین واکنش ها به این اقدامات شاه از سوی علمای قم و نجف صورت گرفت که منجر به قیام ۱۴ خرداد ۱۳۴۲ به رهبری حضرت امام خمینی (ره) شد. در مراحل بعدی مبارزه علیه رژیم شاه، بویژه در سال ۱۳۵۶جمعی از علما و روحانیون تهران با تشکیل جامعه روحانیت مبارز تهران، به منسجم تر کردن فعالیت های سیاسی خود پرداختند. اینان با اعزام طلبه به نقاط مختلف کشور و استفاده از منبر مساجد به روشنگری پرداختند و همچنین با حضور خود در صف مقدم راهپیمایی ها علیه رژیم شاه نقش مهمی را ایفا کردند. در زمان پیروزی انقلاب نیز با حضور و فعالیت خود در بخش های مختلفی چون کمیته های انقلابی، دولت و... نیز عهده دار وظایف خطیری بودند. در مراحل پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز روحانیت به رهبری امام (ره) مانع از انحراف انقلاب از مسیر اصلی خود شد که از مهم ترین جلوه های این مورد می توان به نقش والای روحانیون در جریان تدوین قانون اساسی و نامگذاری نظام جدید اشاره کرد. روحانیت انقلابی همچنین با حضور در جبهه های جنگ تحمیلی، علاوه بر ادای تکلیف شرعی خود، باعث دلگرمی و نشاط رزمندگان می‌شدند و از این پس نیز با حضور در تمام صحنه ها، پشتیبان و یار و یاور نظام اسلامی و رهبری عظیم الشأن بوده و هستند.



***

خلاصه اینکه بررسی نقش و عملکرد سیاسی اجتماعی علما و مرجعیت شیعه نشان دهنده آن است که در جوامع شیعی یک نیروی ریشه دار، پرتوان و متکی به معنویتی خاص وجود دارد که از توان بسیج مردم و ایجاد جنبش سیاسی اجتماعی برخوردار است. مهم‌ترین سلاح علما برای این منظور، قبل از هر چیز فرهنگ ظلم ستیزی حاکم بر شیعه و تکیه بر جهاد و شهادت، حضور در میان مردم و به عبارت دقیق تر مردمی بودن و خود را چون مردم دیدن می‌باشد.

بصیرت،مصطفی قربانی،۰۱ تیر ۱۳۹۳

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.