مباهله ۱۳۹۷/۰۴/۰۲ - ۱۴۶۸ بازدید

مباهله پیامبر(ص) توسط مسیحیان یهود و اهل سنت چطور گزارش شده است؟

به این توضیحات توجه کنید : الف- داستان مباهله در آیه 61 سوره مبارکه آل عمران بیان شده است :فَمَنْ حاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ (61)ترجمه: هرگاه بعد از علم و دانشى که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.ب- شان نزول این آیه چنین است : گفته اند که این آیه و آیات قبل از آن در باره هیات نجرانى مرکب از عاقب و سید و گروهى که با آنها بودند نازل شده است، آنها خدمت پیامبر ص رسیدند و عرض کردند: آیا هرگز دیده اى فرزندى بدون پدر متولد شود، در این هنگام آیه إِنَّ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَّهِ ... نازل شد و هنگامى که پیامبر ص آنها را به مباهله دعوت کرد. آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه، به شخصیت هاى نجران، اسقف (روحانى بزرگشان) به آنها گفت: شما فردا به محمد ص نگاه کنید، اگر با فرزندان و خانواده اش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسید، و اگر با یارانش آمد با او مباهله کنید، زیرا چیزى در بساط ندارد، فردا که شد پیامبر ص آمد در حالى که دست على بن ابى طالب ع را گرفته بود و حسن و حسین ع در پیش روى او راه مى رفتند و فاطمه ع پشت سرش بود، نصارى نیز بیرون آمدند در حالى که اسقف آنها پیشاپیششان بود هنگامى که نگاه کرد، پیامبر ص با آن چند نفر آمدند، در باره آنها سؤال کرد به او گفتند: این پسر عمو و داماد او و محبوب ترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از على ع هستند و آن بانوى جوان دخترش فاطمه ع است که عزیزترین مردم نزد او، و نزدیک ترین افراد به قلب او است ...سید به اسقف گفت: براى مباهله قدم پیش گذار.گفت: نه، من مردى را مى بینم که نسبت به مباهله با کمال جرأت اقدام مى کند و من مى ترسم راستگو باشد، و اگر راستگو باشد، به خدا یک سال بر ما نمى گذرد در حالى که در تمام دنیا یک نصرانى که آب بنوشد وجود نداشته باشد. اسقف به پیامبر اسلام ص عرض کرد: اى ابوالقاسم! ما با تو مباهله نمى کنیم بلکه مصالحه مى کنیم، با ما مصالحه کن، پیامبر ص با آنها مصالحه کرد که دو هزار حله (یک قواره پارچه خوب لباس) که حد اقل قیمت هر حله اى چهل درهم باشد، و عاریت دادن سى دست زره، و سى شاخه نیزه، و سى رأس اسب، در صورتى که در سرزمین یمن، توطئه اى براى مسلمانان رخ دهد، و پیامبر ص ضامن این عاریت ها خواهد بود، تا آن را بازگرداند و عهد نامه اى در این زمینه نوشته شد.و در روایتى آمده است اسقف مسیحیان به آنها گفت: من صورت هایى را مى بینم که اگر از خداوند تقاضا کنند کوه ها را از جا برکند چنین خواهد کرد هرگز با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد، و یک نصرانى تا روز قیامت بر صفحه زمین نخواهد ماند .ج- تفسیر آیه مباهله این آیه به دنبال آیات قبل و استدلالى که در آنها بر نفى خدا بودن مسیح(ع) شده بود، به پیامبر ص دستور مى دهد: هر گاه بعد از علم و دانش که (در باره مسیح) براى تو آمده (باز) کسانى با تو در آن به محاجه و ستیز برخاستند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت مى کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت مى نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود (کسانى که به منزله جان هستند) دعوت مى کنیم، شما هم از نفوس خود دعوت کنید، سپس مباهله مى کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار مى دهیم (فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ). ناگفته پیدا است منظور از مباهله این نیست که این افراد جمع شوند و نفرین کنند و سپس پراکنده شوند زیرا چنین عملى به تنهایى هیچ فایده اى ندارد، بلکه منظور این است که این نفرین مؤثر گردد، و با آشکار شدن اثر آن، دروغگویان به عذاب گرفتار شوند و شناخته گردند.به تعبیر دیگر، گرچه در این آیه به تاثیر و نتیجه مباهله تصریح نشده اما از آنجا که این کار به عنوان آخرین حربه، بعد از اثر نکردن منطق و استدلال، مورد استفاده قرار گرفته دلیل بر این است که منظور ظاهر شدن اثر خارجى این نفرین است نه تنها یک نفرین ساده. د- دعوت به مباهله یک دلیل روشن بر حقانیت پیامبر اسلام ص در آیه فوق خداوند به پیامبر خود دستور مى دهد که هر گاه پس از استدلالات روشن پیشین کسى در باره عیسى با تو گفتگو کند، و به جدال برخیزد، به او پیشنهاد مباهله کن که فرزندان و زنان خود را بیاورد و تو هم فرزندان و زنان خود را دعوت کن و دعا کنید تا خداوند دروغگو را رسوا سازد. مسئله مباهله به شکل فوق شاید تا آن زمان در بین عرب سابقه نداشت و راهى بود که صد در صد حکایت از ایمان و صدق دعوت پیامبر ص مى کرد. چگونه ممکن است کسى که به تمام معنى به ارتباط خویش با پروردگار ایمان نداشته باشد وارد چنین میدانى گردد؟ و از مخالفان خود دعوت کند بیایید با هم به درگاه خدا برویم و از او بخواهیم تا دروغگو را رسوا سازد، و شما به سرعت نتیجه آن را خواهید دید که چگونه خداوند دروغگویان را مجازات مى کند، مسلما ورود در چنین میدانى بسیار خطرناک است زیرا اگر دعاى او به اجابت نرسد و اثرى از مجازات مخالفان آشکار نشود نتیجه اى جز رسوایى دعوت کننده نخواهد داشت، چگونه ممکن است آدم عاقل و فهمیده اى بدون اطمینان به نتیجه، در چنین مرحله اى گام بگذارد؟ از اینجا است که گفته اند دعوت پیامبر ص به مباهله، یکى از نشانه هاى صدق دعوت و ایمان قاطع او است، قطع نظر از نتایجى که بعدا از مباهله به دست آمد.در روایات اسلامى وارد شده هنگامى که پاى مباهله به میان آمد نمایندگان مسیحیان نجران از پیامبر مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند، و با بزرگان خود به شور بنشینند، نتیجه مشاوره آنها که از یک نکته روان شناسى سرچشمه مى گرفت . این بود که به نفرات خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید، زیرا حقیقتى در کار او نیست که متوسل به جار و جنجال شده است، و اگر با نفرات بسیار محدودى از خاصان نزدیک و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او به پرهیزید که خطرناک است! آنها طبق قرار قبلى به میعادگاه رفتند ناگاه دیدند که پیامبر فرزندانش حسن و حسین ع را در پیش رو دارد، و على ع و فاطمه ع همراه او هستند و به آنها سفارش مى کند هر گاه من دعا کردم شما آمین بگویید، مسیحیان هنگامى که این صحنه را مشاهده کردند سخت به وحشت افتادند، و از اقدام به مباهله خوددارى کرده، حاضر به مصالحه شدند و به شرایط ذمه و پرداختن مالیات (جزیه) تن در دادند.هـ) مباهله سند زنده اى براى عظمت اهل بیت ع غالب مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر ص نازل شده است و پیامبر تنها کسانى را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین ع و دخترش فاطمه ع و على ع بودند، بنا بر این منظور از ابناءنا در آیه منحصرا حسن و حسین ع هستند، همانطور که منظور از نساءنا فاطمه ع، و منظور از انفسنا تنها على ع بوده است و احادیث فراوانى در این زمینه نقل شده است.ولى بعضى از مفسران اهل تسنن که کاملا در اقلیت هستند کوشیده اند که ورود احادیث را در این زمینه انکار کنند، مثلا نویسنده تفسیر المنار در ذیل آیه مى گوید: این روایات همگى از طرق شیعه است، و هدف آنها مشخص است، و آنها چنان در نشر و ترویج این احادیث کوشیده اند که موضوع را، حتى بر بسیارى از دانشمندان اهل تسنن مشتبه ساخته اند!! اما مراجعه به منابع اصیل اهل تسنن نشان مى دهد که على رغم پندارهاى تعصب آلود نویسنده المنار بسیارى از طرق این احادیث به شیعه و کتب شیعه هرگز منتهى نمى شود، و اگر بنا باشد ورود این احادیث را از طرق اهل تسنن انکار کنیم سایر احادیث آنها و کتبشان نیز از درجه اعتبار خواهد افتاد.براى روشن شدن این حقیقت قسمتى از روایات آنان را در این باب با ذکر مدارک در اینجا مى آوریم: قاضى نور اللَّه شوشترى در جلد سوم از کتاب نفیس احقاق الحق طبع جدید صفحه 46 چنین مى گوید: مفسران در این مسئله اتفاق نظر دارند که ابناءنا در آیه فوق اشاره به حسن و حسین ع و نساءنا اشاره به فاطمه ع و انفسنا اشاره به على ع است.سپس (در پاورقى کتاب مزبور) در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت ذکر شده اند که تصریح نموده اند آیه مباهله در باره اهل بیت ع نازل شده است و نام آنها و مشخصات کتب آنها را از صفحه 46 تا 76 مشروحا آورده است .تفسیر نمونه، ج 2، ص: 579برای اطلاع بیشتر بحث را در چند بخش بررسی و تحلیل کنیم:یکم . واژه مباهله در اصطلاح به معنای نفرین کردن دو نفر یا دو گروه به یکدیگر است؛ به‌گونه‌ای که افرادی که با هم درباره یک مسئله مهم دینی، مذهبی و... با یکدیگر گفت‌وگو و اختلاف دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه الهی تضرع کنند و از خداوند بخواهند که فرد دروغگو یا ظالم را رسوا سازد و یا بر او عذابی نازل فرماید.از نظر کاربردی ، مسئله مباهله حکم و مسئله‌ای کلی و عمومی است. از روایاتى که از پیشوایان مذهبى ما وارد شده است، استفاده مى شود که موضوع مباهله اختصاص به پیامبر گرامی اسلام (ص) نداشته و هر فرد مسلمانى در مسائل مذهبى مى تواند با مخالفان خود به مباهله برخیزد و شیوه مباهله و دعاى آن در کتابهاى حدیث وارد شده ( براى اطلاع بیشتر به کتاب «نورالثقلین » مراجعه بفرمائید: نورالثقلین: ج 1، ص 292 - 291.) استاد علامه طباطبائى(ره) در این زمینه می فرماید : «مباهله یکى از معجزات باقى اسلام است و هر فرد با ایمانى به پیروى از نخستین پیشواى اسلام، مى تواند در راه اثبات حقیقتى ازحقائق اسلام با مخالفان خود به مباهله بپردازد و از خداوند جهان درخواست کند که طرف مخالف، را کیفر بدهد و محکوم سازد.» در برخى از روایات اسلامى نیز به این موضوع تصریح شده است، (به اصول کافى، کتاب دعا، باب مباهله، ص 538 مراجعه فرمائید. ) در این زمینه همچنین می‌توان به برخی از روایات نیز استدلال نمود که در یکی از آنها می‌خوانیم:« روزی ابو مسروق ـ‌یکی از اصحاب امام صادق(ع) ـ از عنادورزی مخالفان اهل بیت(ع) در پذیرش برتری آنها به آن حضرت(ع) شکایت نمود. امام صادق(ع) به وی فرمود: اگر آنها سخن شما را نپذیرفتند، آنها را به مباهله دعوت کنید.»( تفسییر نورالثقلین، ج 1، ص 351، ح 174.) مباهله نه تنها در صحنه هاى مبارزات اعتقادى و اصول دین کاربرد دارد بلکه در فروعات فقهى نیز بابى به همین نام وضع شده است که مربوط به اختلافات و مشکلات خانوادگى است . این نوع مباهله که مورد بحث فقهاى اسلامى مى باشد در متون فقهى به نام باب «لعان » معروف است .مبناى این نوع مباهله در آیات 6 تا 10 سوره نور است و شرایط و کیفیت آن نیز در منابع فقهى آمده است . (ر.ک : مباهله روشن ترین دلیل باورهاى شیعه، عبدالکریم پاک نیا ، مجله مبلغان ، شماره 50 .)دوم . مباهله در صورتى است که بحثهاى علمى و منطقى به بن بست رسیده باشد، همانگونه که رسول اکرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصارى نجران و اصرار آنان بر عناد، پیشنهاد مباهله دادند. « فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِمَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ» (سوره آل عمران ، آیه 61) یعنی « پس هر که در این [باره] پس از دانشى که تو را [حاصل] آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»؛ در شان نزول آیه هم می خوانیم : در سال نهم پس از هجرت پیامبر،گروهى به نمایندگى از نصاراى نجران یمن به مدینه آمدند تا راجع به اسلام از پیامبر (ص) سؤالهایى بکنند و با او درباره دین به احتجاج پردازند.و میان آنان با پیامبر بحث و گفتگویى شد که پیامبر در این گفتگو موضع مثبت اسلام را نسبت به حضرت مسیح و تعلیمات او بیان کرد.و لیکن آنان در موضع منفى خود نسبت به تعلیمات اسلامى پافشارى کردند.آن گاه وحى نازل شد و پیامبر را مامور به مباهله با آنان ساخت.نیشابورى در تفسیرغرائب القرآن و عجائب الفرقان خود،مطلب زیر را نقل کرده است:«پیامبر به آنان فرمود:خداوند مرا مامور کرده است که اگر پذیراى برهان نشدید با شما مباهله کنم...» بر این اساس پرداختن به مباحث علمی ونظری و ارائه دلایل یکی از لوازم اساسی و پیش زمینه های مباهله است که لازم است قبل از هر گونه مباهلی انجام شود و در صورتی که این مباحث به نتیجه نرسید و فرد مخلف حاضر به پذیرش حق و حقیقت نگردید ، آنگاه نوبت به مباهله می رسد . سوم. در دوران ما هم بعضا دیده می شود که بعضی از بزرگان اقدام به دعوت از مخالفان برای مباهله کرده اند به طور مثال آیه الله جوادی آملی در خطبه های نماز جمعه مورخ 1388/9/6 هجری شمسی مصادف با 9 ذی الحجه سال 1430 هجری قمری و در خطبه دوم خود به این مسئله اشاره کرده و بزرگان و اهل معرفت را به این امر فراخوانده بود که این نشان می دهد که در دوران ما کسانی هستند که به این امر اقدام کنند اما مخالفین که خوب می دانند بر باطل هستند هیچگاه به این امر اقدام نکرده و دعوت بزرگان مذهب تشیع را قبول نکرده اند.اما برای اینکه بدانید هنوز هم افراد پاکی هستند که حاضر به مباهله شده اند ولی مخالفین معاند از این کار فرار کرده اند خوب است به این سایت مراجعه کنید تا به یکی از این موارد دست یابید:http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=29به هر حال از مطالبی که عرض شد روشن شد که اولا مباهله وقت و زمان و مکان خاصی ندارد اما تابع شرائط و ضوابطی است که از هر کس بر نمی آید وتنها انسانهای پاک و وارسته آنهم پس از انجام بحثهای علمی دقیق و در صورت به بن بست رسیدن می توانند بر علیه مخالفین اعم از سنی و یهودی و مسیحی و هر آئین و مذهب دیگری غیر از شیعه اثنی عشری انجام دهند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.