متفرقه ۱۳۹۲/۰۲/۱۵ - ۱۱۶۳ بازدید

ویرایش علمی - سلام۱-خمیر دندان! و مسواک مورد استفاده در عصر رسول الله ص و ائمه چه بود؟۲-آیا نمکی که پیامبر در آن موقع استفاده می کردند با نمک کنونی فرق داشت؟چیزی بود که خواص دارویی و بهداشتی داشت؟
۳-دلیل اختلاف ماه قمری و شمسی و میلادی چیست؟آیا قبل از مبدا هر یک از اینها تاریخ دیگری استغاده می شده است؟چرا مثلا ماه قمری ۱۰روز(حدودا) با شمسی اختلاف دارد؟لطفا کامل و روشن بفرمایید

 1- انسان از گذشته های دور به بهداشت دندان اهمیت زیادی می داده است. مردم برای نظافت دندان و دهان از شاخه های کوچک درخت ها استفاده می کردند. به نوشته سایت «ehow»، حداقل ۱۷ نوع گیاه را می توان به عنوان منبع طبیعی برای بهداشت دهان ذکر کرد، که رایج ترین آن «مسواک» نام دارد و از درختی به نام سالوادور پرسیکا (salvadore persica) به دست می آید. این درخت بیشتر در اطراف مکه و مناطق خاورمیانه رشد می کند. این درخت کوتاه که پوست ریشه آن قهوه ای کم رنگ است قسمت درونی آن سفید می باشد و بویی شبیه شاهی دارد و طعم آن تند است. هم چنین استفاده از شاخه های درخت گردو و زیتون نیز برای مسواک توصیه شده است. چوب مسواک همان وسیله مسواکی است که در زمان معصومین علیهم السلام از ان استفاده می شده و به آن سفارش شده است.
چوب مسواک را می توانید از فروشگاههای داروهای گیاهی بخرید .
2- نمک مورد استفاده پیامبر و امامان نمک طبیعی موجود در طبیعت است . برای آگاهی بیشتر در باره نمک به این مطالب توجه بکنید :
نمک مانند آب یک رکن از 3 رکن اصلی تشیکل دهندة کرة زمین، جسم انسان و شیر مادر است. امروزه دو نوع نمک در دسترس مردم است:
الف- نمک موجود در بازار (کلرور سدیم)  ب- نمکی که از گذشتة دور «نمک طعام» خوانده شده و در فرهنگ اسلامی ما جایگاه ویژه‌ای دارد.
براساس یک پروژة تحقیقاتی که بر روی برخی نمک‌ها در «دانشگاه تهران» انجام گرفته است، چنین نتیجه‌گیری می‌شود که براساس انجام یک سری تغییرات در ماهیّت نمک، تأثیرات مثبت نمک به علّت دستکاری کاملاً منفی گشته و زیان‌آور می‌شود. برای مثال نمک عامل اُفت فشار بوده است، امّا امروزه بعد از اینکه نمک به نام تصفیه، داخل کارخانه نمک می‌شود، فشار خون را بالا می‌برد که علّت اصلی آن، خارج کردن برخی عناصر بسیار مهم و کلیدی در نمک است. برخی موارد این تحقیق در کتاب همکاران محترم فوق تخصص قلب به نام «بِران والد» ویرایش هشتم، صفحة 1114 چنین آمده است: وجود منیزیم (mg)، کلسیم (Ca) و پتاسیم (k) به اندازة کافی در غذای مصرفی، عامل کاهش خون به مقدار 6/4 میلی‌متر جیوه در افراد فشار خونی و مقدار 5/2 میلی‌متر جیوه در انسان‌های عادّی است و مهم‌تـرین این عناصر منیزیم (mg) است که مقدار آن در غذای مصرفی روزانه به حدّی کم است که قابل ذکر نیست، امّا در نمک طعام به وفور یافت می‌شود.
رسول خدا(ص) فرمودند: «مَثَل من به اصحابم مانند مَثَل نمک به غذاست. همان طوری که امّت من» جز به واسطة من اصلاح نمی‌شوند غذا نیز بدون نمک اصلاح نمی‌پذیرد. از دیدگاه رسول خدا(ص) نمک، اصلاح کنندة غذاست. حضرت در حدیث دیگری می‌فرماید: «هرکس قبل و بعد از هرچیز نمک بخورد خداوند سیصد و سی نوع بلا را که کمترینش جذام است از او برمی‌دارد.»1
طبیعت نمک گرم و خشک است (به درجة سوم اوّل و سوم اوّل یا 7+ ، 7-) و عدم مصرف آن سردی و تری را به بدن و خصوصاً مغز حاکم می‌کند و به دنبال آن علاوه بر بسیاری از بیماری‌های جسمی که به دلیل سردی و تری به بدن غلبه می‌کند بیماری‌های روانی مثل افسردگی و بی‌انگیزگی را بر فرد مسلّط می‌کند. طبق آمار در جوامعی که مصرف نمک در آنها خیلی کم است مثل «ژاپن»، به رغم برخورداری از سطح رفاهی مناسب آمار خودکشی بالاست.
در تحقیقی که در دانشگاه تهران انجام شد نمک دستکاری نشده یعنی «نمک دریا» (مانند نمک دریاچة ارومیه) حاوی اکثر ریز مغذّی‌های لازم بدن از جمله روی، ید، کلسیم، منیزیم و پتاسیم است. (در آخرین ویرایش‌های کتاب‌های مرجع بیماری‌های قلب و عروق جهت کنترل بهتر فشار خون به بیمار توصیه می‌شود رژیم حاوی کلسیم، منیزیم، پتاسیم فراوان مصرف نمایند و این در حالی است که نمک طعام علاوه بر «Na» و «Cl» این عناصر را داراست. مصرف کافی کلسیم، منیزیم و پتاسیم در افرادی که فشار خون ندارند 1 تا 5/2 میلی‌متر جیوه و در افراد با فشار خون بالا 5/2 تا 4/4 میلی‌متر جیوه فشار خون را کاهش می‌دهد.2
متأسفانه امروزه نمک موجود در طبیعت را به اسم تصفیه به ترکیب کلر و سدیم تبدیل کرده و به آن ید اضافه می‌کنند و در واقع عناصر ارزشمند کلسیم، منیزیم و پتاسیم و روی را از آن جدا می‌کنند که قطعاً چنین ترکیبی جای نمک طعام را نمی‌گیرد، بلکه مصرف آن آسیب‌رسان نیز خواهد بود. خصوصاً اینکه منیزیم آن را به صفر تقلیل می‌دهند. جالب است بدانید که دو عنصر پتاسیم و منیزیم از عناصر اصلی‌ای هستند که بدن به آنها احتیاج بسیار دارد. در مورد اثرات پتاسیم در بدن می‌توان موارد زیر را بیان کرد:
1. پتاسیم کمک می‌کند تا غذای جذب شده به داخل سلول‌های بدن برود و مواد زائد از سلول‌ها خارج شود؛ 2. پتاسیم به انتقال پیام عصبی از سلولی به سلول دیگر کمک می‌کند؛ 3. پتاسیم با کمک سدیم، تعادل اسیدی و بازی را برقرار می‌کند؛ 4. پتاسیم با همکاری فسفر، اکسیژن را به مغز می‌رساند؛ 5. پتاسیم با همکاری کلسیم رابطة عصب و ماهیچه را تنظیم می‌کند.
کمبود پتاسیم نیز عامل بروز مشکلات زیر در بدن است: سکتة مغزی، مشکلات کلّیه، ناباروری، ضعف عمومی، بالا رفتن فشار خون و بالا رفتن میزان سدیم بدن. کمبود منیزیم نیز مشکلات بسیاری در بدن ایجاد می‌کند از جمله: آسم، بی‌اشتهایی، برخی سردردهای میگرنی، کندی رشد، تغییرات در نوار قلب، مشکلات نوروموسکولار (ماهیچه‌ای عصبی)، تشنّج، افسردگی، ضعف عضلانی، چوب شدن ماهیچه‌ها، رعشه، سرگیجه و ... .
کمبود منگنز (mg) نیز عامل بروز مشکلات زیر است: کری، آسم، نرمی غضروفی، اختلال در رشد به علّت سوء تغذیه در غضروف، دررفتگی رباط، بیماری فکّ جابه‌جا شده (tmj)، حرکات تکراری غیر ارادی، کارپال تونل سیندرم یا به اصطلاح امروزی چسبندگی در ناحیة مچ دست‌ها، تشنّج، ناباروری به علّت عدم تخمک‌گذاری در خانم‌ها و عدم ساخت اسپرم در مردها، کاهش قوة باء در هر دو جنس، کوتاه شدن استخوان‌های بلند ساق و بازو.
ید نیز که از عناصر مهم و کلیدی در کارکرد غدّة تیروئید است به صورت ترکیبات یدور یا یدید و یدات در نمک دریا وجود دارد و بدن به اندازة نیاز از ید جذب کرده و مازاد آن دفع می‌شود. نمک‌هایی که به روش صنعی یددار می‌شوند باید در ظروف دربسته نگهداری شوند تا ید آن در محیط آزاد نشود و این در حالی است که بهترین روش نگهداری نمک دریا که حاوی ید نیز هست قرار دادن آن در کیسه‌های کتانی و یا محفظة چوبی است که هوای آزاد به آن برسد تا ارزش غذایی آن به طور کامل حفظ شود. در نتیجه عدم مصرف نمک طعام به اندازة کافی می‌تواند منجر به این بیماری‌ها شود:
آسم، بی‌اشتهایی، برخی سردردهای میگرنی، کندی رشد، تغییرات در نوار قلبی، مشکلات ماهیچه‌ای عصبی، تشنّج، افسردگی، ضعف عضلانی، اسپاسم عضلانی، رعشه، سرگیجه، حرکت پرش مادرزادی، نرمی غضروفی (Chondromalasia)، اختلال در رشد به دنبال اختلالات غضروفی (Chodrodystroply)، در رفتگی رباط‌ها، بیماری‌های فک، حرکات تکراری غیر ارادی (تیک‌های عصبی)، سندروم تونل کارپال (CTS) یا چسبندگی در ناحیة مچ دست‌ها، ناباروری به علّت تخمک‌گذاری ضعیف در زنان و اسپرم‌سازی ضعیف در مردان، کاهش قوّة جنسی، کوتاه شدن استخوان‌های بلند ساق و بازو که منجر به کوتاهی قد می‌شود.
از نمک طعام می‌توان برای ضدّعفونی کردن سبزی، کاهو و میوه استفاده کرد. از دیگر موارد استفادة نمک می‌توان در موادّ غذایی مانند تخم‌مرغ، خنثی‌سازی اثرات منفی بلغم در غذا را نام برد. همچنین استنشاق روزانة محلول آب جوشیدة سرد شده و نمک طعام از بسیاری از عفونت‌های گوش، حلق، بینی و سینوزیت جلوگیری می‌کند.
در هر گرم بزاق دهان انسان حدّاقل یکصدهزار میکروب وجود دارد؛ خصوصاً میکروب‌هایی که معده را آزرده می‌کنند که مصرف نمک طعام قبل از خوردن هرچیز باعث کاهش این میکروب‌ها می‌شود. همچنین مزمزه کردن نمک قبل از غذا باعث ترشّح بزاق شده، حفرة دهان را برای جویدن و هضم بهتر غذا آماده می‌کند.
توصیه به مصرف نمک بعد از غذا نیز از معجزات کلام رسول خداست. چهار مزة اصلی غذاها، شوری، تلخی، ترشی و شیرینی است. مصرف غذاهای ترش و شیرین و تلخ به دلیل ایجاد تغییرات شیمیایی در حفرة دهان و دندان‌ها از عوامل فساد دندان‌ها هستند. نمک که از نظر شیمیایی PH خنثی (بافری) دارد، می‌تواند اثر اسیدی و قلیایی غذاهای شیرین و ترش را خنثی کرده و با غلبه بر هر نوع مزة دیگر از پوسیدگی دندان جلوگیری کند. توصیه می‌شود بعد از خوردن هرچیزی حتماً مقدار کمی نمک (همان‌قدر که بین انگشت سبابه و شصت قرار می‌گیرد) میل کنید.
از نمک طعام برای ضدّعفونی کردن سبزیجات، میوه‌ها و کاهو استفاده می‌شده است. همچنین از نمک به عنوان نرم کنندة لباس و پرز گیرنده، می‌توان به روش زیر استفاده کرد: برای از بین بردن الکتریسیته ساکن لباس‌ها، بعد از شست‌و‌شو، آنها را در آب نمک بخوابانید.
نمک مناطق اقلیم‌های جغرافیایی مختلف، خواصّ متفاوتی دارد و مخلوط کردن آنها کار مفیدی است که مردم از دیرباز این کار را انجام می‌دادند و در مسافرت‌ها، نمک شهر و دیار خودشان را به عنوان سوغات هدیه می‌کردند. آن سنگی که از دیرباز هم‌چنان در زبان عامیانه مردم به عنوان حدّاقل سوغات باقی مانده است، «سنگ نمک» است.
در ایران، نمک‌ «آران کاشان»، «دریاچة قم»، «فردوس مشهد» و چشمه‌های «طالقان» و «الموت» از بهترین انواع نمک طعام است که مخلوط آنها حاوی بسیاری از ریز مغذّی‌های ضروری بدن است.
به عنوان نکتة دل‌نشین آخر یادمان باشد که حضرت امیرالمؤمنین(ع) اکثر اوقات نان و نمک میل می‌فرمودند و نمک را در جایگاه یک خورش کامل قرار می‌دادند.
امام باقر(ع) می‌فرمایند: «اگر مردم می‌دانستند که در نمک چه خواصّی هست خود را جز با آن مداوا نمی‌کردند.»
رسول خدا(ص) فرمودند: «هرکس قبل و بعد از هر چیز نمک بخورد خداوند سیصد و سی‌ نوع بلا را که کمترینش جذام است از او بر می‌دارد.»
حضرت علی(ع) نیز می‌فرماید: «هرکس غذا را با نمک آغاز کند هفتاد درد و دردهای بسیار دیگری که کسی جز خداوند آنها را نمی‌داند از وی دور می‌نماید.» «اگر در سفره‌ای نمک طعام نباشد، ملائکه حاضر نمی‌شوند، صحّت بدن وجود ندارد و سفره برکت نخواهد داشت.»
امام صادق(ع) می‌فرماید: «هرکس بر نخستین لقمه از غذای خود، نمک بپاشد کک و مک صورت او از میان می‌رود.»
اکنون چند اصطلاح را در فرهنگ خودمان بازبینی کنیم:
نمک‌شناسی: کسی که الطاف یا لطف بندة خدا را قدرشناس نباشد؛ چنین فردی با افرادی که در مورد نمک آشنایی ندارد، مقایسه و گفته می‌شود: فلانی «نمک‌نشناس» است.
نمک‌گیر شدن: یعنی آن‌قدر هدیة نمک ارزش والایی در فرهنگ ما داشته است که هرگونه هدیه‌ای هر چه بزرگ با نمک مقایسه شده یا هر نوع خوراکی که به فردی تعارف شود با نمک‌گیر شدن مقایسه می‌شود: نمک پروردة شما هستم، نمک خوردی نمک‌دان را شکستی یا نمک او را خورده‌ام و نمی‌توانم به او خیانت کنم.
باید در جامعه کاری کنیم که مردم از همة نقاط کشور نمک داشته باشند و مخلوط کنند و بخورند. در گذشته اگر کسی از شهری به شهر دیگر برای مهمانی می‌رفته مثلاً از «چهارمحال بختیاری» به طالقان می‌رفته است، حتماً باید نمک شهر خود را برای میزبان می‌برد. چنانچه به محض ورود میزبان به دست مهمان نگاه می‌کرد که اگر نمکی به همراه نداشته به شوخی هم که شده می‌گفت: بشکند دستی که نمک ندارد.
نمک خوب چیست؟
هر نمکی که به طور سنّتی در سراسر کشور تسویّه و تهیّه می‌شود خوب است؛ یعنی همان نمکی که برای یکدیگر هدیه می‌بردند. هنوز هم هستند کسانی که این کار را می‌کنند و اگر غفلت کنیم آنها هم مثل بقیه موارد دانش، این علم را با خود می‌برند و ما باید هزینة سنگین برایش بپردازیم.
نمک سالم باید حاوی ید باشد که به دو شکل می‌تواند وجود داشته باشد:
1. یُدر= یدید 2. یدات
اغلب کشورها به دلایلی که از حوصلة این مقاله خارج است از یدات استفاده می‌کنند. واحد اندازه‌گیری ید (PPM) می‌باشد که بهترین دُز یا مقدار آن زمانی است که کمتر از 2 واحد (PPM) باشد حالا شاید نظرها کمی هم متفاوت باشد. برخی می‌گویند 5-4 واحد. ما دو نوع نمک در بازار داریم یکی نمک‌هایی که از راه شیمیایی ید‌دار شده‌اند و دیگری نمک طعام دریاچه که به صورت طبیعی ید در ترکیب آن وجود دارد.
ید طبیعی، محیط را آلوده نمی‌کند و اگر بدن نیاز به آن نداشته باشد به راحتی از بدن دفع می‌شود و کسانی که ید زیادی دارند یا نیاز به ید ندارند می‌توانند به راحتی از آن استفاده کنند. ولی نمک‌هایی که به صورت صنعتی یددار می‌شوند به سختی در آب حل می‌شوند که این مسئله نشان دهندة ناخالصیِ شدید و یکنواخت نبودن ید درون آنهاست و این موضوع خیلی خطرناک است و دوم اینکه مقدار ید شیمیایی موجود در آن به جای حدّاکثر PPM2/4، 3/76 و 4/36 PPM است.
کلسیم (Ca) موجود در نمک‌های بازار حدود 36 و 144 PPM است و کلسیم (Ca) موجود در نمک طعام در برخی موارد به طور باور نکردنی حدود 879 PPM و آهن (Fe) در نمک طعام 2/1 واحد است و در نمک‌های تصفیه شده صفر است.
منیزیم که یک عنصر اساسی در بدن است و کمبود آن موجب آسم، بی‌اشتهایی، برخی سردردهای میگرنی، کندی رشد، تغییرات در نوار قلب، مشکلات ماهیچه‌ای عصبی، تشنّج، افسردگی، ضعف عضلانی، رعشه و سرگیجه می‌شود. جالب است بدانید که در نمک دریا 484 واحد PPM منیزیم وجود دارد.
منگنز موجود در نمک طعام 022/1 واحد PPM است در حالی که این مادّه در نمک‌های تصفیه شده صِفر است. 3-تاریخ هجرى به دو گونه محاسبه مى شود: شمسى و قمرى. مبناى سال شمسى، حرکت انتقالى زمین به دور خورشید است (یک دور کامل آن یا یک دور کامل حرکت ظاهرى خورشید در منطقة البروج و رسیدن آن به اول برج حمل که مدت آن 365 روز و حدود 6 ساعت است) . مبناى سال قمرى، چرخش ماه به دور زمین است (دوازده دور چرخیدن ماه به دور زمین یک سال قمرى است که 354 روز است و تقریبا یازده روز از سال شمسى کمتر است)..
یازده روز اختلاف بین سال شمسى و قمرى باعث شده که الان مى گوییم: از تاریخ هجرت پیامبر(ص) به تاریخ شمسى 1392 سال و به تاریخ قمرى 1434سال مى گذرد.براى آگاهى بیشتر ر.ک: اصول و مبانى جغرافیاى ریاضى زمین در فضا، دکتر تقى عدالتى.
4-مبدا سال همیشه رخداد مهم و تاثیر گذار در زندگی انسان ها است . شخص پیامبر(ص) بنیانگذار سال قمرى هجرى است و علت این که هجرت را مبدأ تاریخ قرار داد، این است که هجرت یک حادثه بزرگ اسلامى است و در تاریخ اسلام فراموش نشدنى است.
 عرب قبل از اسلام، تاریخ معیّن و ثابتى نداشت. مبدأ تاریخ این منطقه با آن منطقه و این قبیله با آن قبیله، فرق مى کرد. از دیدگاه برخى، بنى آدم، نخست هبوط آدم را مبدأ تاریخ قرار دادند و تا بعثت نوح(ع) این مبدأ تاریخ پا بر جا بود. پس از بعثت حضرت نوح(ع)، مبدأ تاریخ عوض شد و بعثت حضرت نوح(ع) به عنوان مبدأ تاریخ گردید. این مبدأ ادامه داشت تا طوفان حضرت نوح ع . پس از طوفان، مبدأ تاریخ همین طوفان قرار داده شد. این مبدأ تاریخ ادامه یافت تا آن روز که حضرت ابراهیم(ع) را در آتش انداختند و پس از آن، این واقعه مبدأ تاریخ بنى آدم شد. فرزندان حضرت ابراهیم(ع) فراوان شدند و بر مبدأ تاریخ واحد توافق نکردند. بنى اسحاق و بنى اسماعیل، هر کدام مبدأ تاریخ جداگانه اى انتخاب کردند. بنى اسحاق ابتدا همان آتش حضرت ابراهیم را مبدأ تاریخ قرار دادند. پس از آن بعثت حضرت یوسف(ع)، سپس بعثت حضرت موسى(ع)، پس از آن بعثت حضرت داود و حضرت سلیمان(ع)  و سپس حوادث بزرگ دیگر را. بنى اسماعیل ابتدا بناى خانه کعبه را مبدأ تاریخ خود قرار دادند و پس از این که تعداد اقوام متعدد شد و آنها از هم متفرق شدند، مدتى مبدأ تاریخ را، خروج هر قومى از منطقه ى «تهامه» قرار دادند تا این که کعب بن لؤىّ درگذشت. پس از آن، درگذشت کعب بن لؤى مبدأ تاریخ قرار داده شد. این مبدأ ادامه داشت تا آن سالى که ابرهه براى تخریب کعبه، با نظامیان فیل سوار به مکه حمله کرد. بعد از آن، همان سال که «عام الفیل» نامیده مى شد، مبدأ تاریخ قرار داده شد. پیامبر اسلام(ص) در همین سال متولد شد. مبدأ تاریخ قریش، قبل از اسلام همین عام الفیل بود. پس از آن «یوم الفجار» مبدأ تاریخ شد. بعد از آن، تجدید بناى کعبه مبدأ تاریخ قرار داده شد و پس از آن «حلف الفضول» را مبدأ تاریخ قرار دادند تا این که اسلام ظاهر شد و همان سال ها برخى از مسلمانان، مبعث حضرت محمد(ص) را مبدأ تاریخ قرار دادند. سالى که مردم عرب با آن محاسبه مى کردند، سال قمرى بود و ماه هاى عرب «مستعر به» عبارت بود از: «محرّم، صفر، ربیع الاول، ربیع الاخر، جُمادى الاوُلى، جُمادى الآخره، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذى قعده و ذى حجّه». ماه هاى عرب «عاربه» عبارت بود از: «مُؤْتَمِر، ناجِر، خوّان، صوان، رُنّى، أَیِّدة، الأصمّ، عادل، ناطل، واغل، وَرْنه و بُرَک». ایام هفته در میان عرب «مستعربه» عبارت بود از: «اَحَدْ، اِثنَیْن، ثلاثاء، اَرْبَعاء، خمیس، جمعه و سَبْت» و ایام هفته در میان عرب «عاربه» عبارت بود از: «اوّل، اَهْوَنْ، جُبارْ، دُبار، مؤنس، عروبة و شِیارْ». از روایات و تاریخ به دست مى آید که در زمان حیات رسول خدا(ص)، هجرت آن حضرت از مکه به مدینه مبدأ تاریخ قرار داده شد و خود آن حضرت چنین کرده بود؛ ولى پس از وفات آن حضرت، از اهمیت آن کاسته شد و پس از آن دوباره به پیشنهاد حضرت على(ع)، «هجرت» مبدأ تاریخ قرار داده شد. این که بین مردم معروف شده که عمر بن خطاب واضع مبدأ «تاریخ هجرى» است صحیح نیست؛ بلکه واضع مبدأ تاریخ خود پیامبر است و آنچه در زمان عمر بن خطاب روى داد، این بود که مبدأ سال را محرّم قرار دادند؛ در حالى که پیامبر(ص) در ربیع الاول هجرت کرد و مى بایست ربیع الاول را مبدأ سال قرار مى دادند. محرم اول سال جاهلیت است و نباید محرم را اول سال قرار مى دادند. شواهدى نشان مى دهد که واضع مبدأ تاریخ، خود پیامبر است؛ مانند:
 1. از زهرى روایت شده است: «هنگامى که رسول خدا(ص) به مدینه هجرت کرد و داخل مدینه شد، دستور به تعیین تاریخ داد».
 2. حاکم روایت کرده که تاریخ از سالى است که پیامبر(ص) در آن به مدینه رفت.
. 3. ابو طاهر گفته است: رسول خدا(ص) وقتى نامه به نصاراى نجران نوشت، به تاریخ هجرى، تاریخ گذاشت.















 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.